تیوال نمایش چسب هایش
S2 : 10:03:24
  ۰۹ آبان تا ۰۲ آذر ۱۳۹۷
  ۱۷:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: محمدرضا سجادیان
: سینا کرمی، الهه افشاری، بهادر آذری، ناعمه علمی نژاد

: سپهر ادوای
: مایده بارگیران
: محمدرضا سجادیان
: احمد ابوالفتحی
: بهادر آذری
: مهیار بهمنش، فرانک پاکزاد، علیرضا رمضانی

نمایشی از گروه تیاتر روژدا

نمایش های پیشین این گروه:
نارنجیغ | قایقانع | مونولیزر  | نارنجیغ (باز اجرا)

» صفحه اینستاگرام گروه تیاتر روژدا

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش چسب هایش / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش چسب هایش / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش چسب هایش | عکس نمایش چسب هایش | عکس نمایش چسب هایش | عکس نمایش چسب هایش | عکس

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش خوبی بود. خیلی به دل من نشست.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کار خوب
یه نمایش ساده که سعی داشت یه دغدغه بزرگ رو نشون بده
مساله کارگران چیزی نیست که بشه با یک یا دو فیلم سر و تهش رو بست
چقدر خوبه که نمایش ها صرفا به بخش هنری توجه نمیکنن و سعی میکنن دغدغه های روز اجتماع رو پوشش بدن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز حین تماشای این نمایش به این فکر می‌کردم که چقدر نمایشنامه خوب و بازیگران با پشتکار (با تمام کاستیها و ایرادات احتمالی) می‌توانند جای خالی طراحی صحنه پیچیده و پر رنگ و لعاب، هنرمندان معروف و یا سایر المانهایی که باعث جذب تماشاگر می‌شوند را پر کنند و البته ایشان را راضی از سالن بیرون بفرستند. تماشای این نمایش پیشنهاد می‌شود.
ساده در عین حال جذاب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی پر از چسب و خلاقیت هایی که بسیار چسبید؛ همانند خطِ تولید چسب که بسیار دوستش داشتم و یک میزانسنِ سینمایی در صحنه ی اجرا بوجود آورده بود. و یا با صدای بلند گفتنِ جمله های درونِ ذهنِ یک کاراکتر توسطِ کاراکتری دیگر. و یا بخشی از نمایش که گفت و گوی ((نانا)) و ((عَبِد))، شاهنامه وار، فرمی اسطوره ای به خود گرفت. و یا کُرد بودنِ نگهبانِ شب و ترجمه ی همزمانِ گفته هایش که حال و هوای کمدی ایجاد کرده بود.
البته از دیدگاه من ایرادهایی هم در نمایش وجود داشت که نگذاشته بود اثری ۵ ستاره حاصل شود؛ همچون صدای فشردن شدنِ دکمه های تلفن که برای Keypad گاوصندوق به کار رفته بود. و یا کشته شدن اِلی با تفنگِ دو انگشتی اِسی و از همه مهم تر به سادگی گذر کردنِ از چگونگی کشفِ رمزِ گاوصندوق توسط اِسی (آیا صرفن می توان یک رمزِ چند رقمی را با چند بار سعی و خطا بدست آورد؟) که هیچ سرنخی ... دیدن ادامه » درباره ی حدس زدن اینکه رمز، چه می تواند باشد به تماشاچی نمی دهد؛ حتا چیزی از رفت و آمدِ اِسی به دفترِ مدیرِ کارخانه به نیتِ یافتنِ رمز نمی بینیم. فقط در اندازه ی دیالوگی از اِسی که می گوید: ((رئیسِ کارخونه هر شش ماه یکبار، دونه دونه کارگرهای کارخونه رو صدا می زنه که بروند تو دفترِ کارش تا حقوقِ شش ماه شون رو نقد از تو گاوصندوق در بیاره بذاره تو پاکت بده بهشون)).
پی نوشت: شاید دیالوگی که نقل کردم صد در صد دقیق نباشد.
خیلی خوب نوشتید . کار دوست داشتنی بود
۲۸ آبان ۱۳۹۷
اصلاح کردم منظورم تایید جمله شما بود
۲۸ آبان ۱۳۹۷
سپاس از حُسنِ توجه تان.
۲۸ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار خوشحال شدم که دوستان حرفه ای من در این نمایش سهیم هستن با توجه به استعدادی که ازشون سراغ دارم این کار مثل کارهای قبلیشون یه اثر فاخر و شریف شده
موفق باشید دوستان
بابک، مهدی (آرش) رزمجو و امیر این را خواندند
عقیل بهرامی، r 0 y a و گروه تئاتر روژدا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر خوب ببینیم

تئاتر چسبهایش از چند جهت قوی بود،یکی انتخاب بازیگر،دوم طراحی صحنه و سوم موضوع.
کاش به موضوع عمیقتر میپرداخت.من از دید خودم تفسیر میکنم و دعوت میکنم به دیدن این اجرا برید.
ابتدای تئاتر صحنه خاموش میشود و با تخیلات صدایی ما را وارد دنیایی میکند که خودش ساخته.صدا میتواند خدا باشد یا تمام جبرهای تاریخ،و کارخانه میتواند نماد یک کشور یا حتی دنیا باشد.قدرت و پول دست دیکتاتور و یک فرد است،اندک سالاری.و بقیه ی افراد کارگران آن کارخانه.هر فرد برای نجات خود تلاش میکند و تحت تاثیر جبر تصمیم گیری میکند.یکی که منفعل هست،باشد یا نباشد کارخانه به کار خود میرسد.یکی بی تفاوت که چسب را می اندازد.یکی اسی که بی ثبات است و این بی ثباتی را در حرکاتش هم نشان میدهد و نا فرمان است و برای فرار ازین جبر به هر بی اخلاقی دست میزند، فردی که تحقیر شده است ... دیدن ادامه » و مدام اصرار دارد اخراج نشده بلکه استعفا داده است.این میان نانا و الی دو زن با دو شخصیت متفاوت اما هر دو دارای روحی لطیف که در این دنیا جایی برای زندگی پیدا نمیکنند.چسبهایش حرف از جبر است،حرف از مرزی که روی رفتار افراد اثر گذاشته.درحالیکه جبر روزگار را بیان میکند حق تصمیم گیری هم میدهد.حیف که یک شخصیت دیگر داستان کم داشت،شخصی که فقط دم از ملیت نزند و تلاشی برای بهبود شرایط با اخلاقیات انجام بدهد.و شاید کورسوی امید را نور ماه در نظر گرفته بود و نیاز داشت که ارتباط روحی بین افراد برقرار شود که نشد.جای کار بیشتری داشت اما در کل کار با درایت و خوبی بود و ایده ی چسبهای روی زمین عالی بود.خسته نباشید
دقیقا موافقم
یکم عمیقتر بود و ایده هاش گسترش پیدا میکرد، واقعا فوق العاده میشد
۲۳ آبان ۱۳۹۷
خیلی موافقم دوستش داشتم
۲۶ آبان ۱۳۹۷
کار دلنشینی بود.اثرش موند توی وجودم
۲۶ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان یک مطلب جالب براتون بگم‌ من امشب با دوستانم حضوری رفتم برای خرید بلیط، صبح برای تخفیف تیوال پلاس چک کرده بودم و تخفیفی نداشت، من هم با خیال راحت رفتم و حضوری بلیط رو خریدم، دقیقا اس ام اس برداشت از حساب که اومد، بلافاصله اس ام اس تیوال پلاس هم اومد که نمایش چسبهایش ۴۰٪ تخفیف ، دیگه خودتون قیافه مارو تصور کنین:))))
:-))
۲۲ آبان ۱۳۹۷
آن طرف خط لحظاتی بعد از خرید بلیط :

خانم امیری خرید، تخفیف رو اعمال کنید :)))
۲۳ آبان ۱۳۹۷
منم بعد از اینکه بلیت رو خریدم، اس ام اس تخفیف وفاداریش اومد :)
۲۴ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار لذت بردم خسته نباشید میگم به تک تک عوامل ، همه چیز به جا و مناسب و جذاب بود ، حتما پیشنهاد میشود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چسبهایش، تئاتری که برای نمایش دغدغه ها دست به قلم شده و با همراهی ایده های "خودش" نمایش رو خلق کرده... دنبال پیداکردن دغدغه ها در داستانهای دیگه نیست... دنبال اجرای صدهزارباره ی متنهای تکراری برای نمایش اون دغدغه ها نیست.. کلمه به کلمه خودشه و این چیزیه که در کنار بازیهای خوب و مسلط، کار رو بسیار تحسین برانگیز و دوست داشتنی میکنه.
دقیقا
یک متن ایرانیه ایرانی..
۲۲ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میخوام بگم مثل کارهای دانشجویی بود دیدم در حق تاتر های دانشجویی بی انصافی میکنم نه متن قوی داشت نه اجرا ها سطح بالا بود با اغماض متوسط رو به پایین بود. و یه موضوع قیمت بلیط است مبلغ سی هزار تومان اصلا بالا نیست اما وقتی من یه ماه پیش با مبلغ بیست و پنج هزار تومن یه تاتر خیلی خوب دیدم الان سی هزار تومن برا این نمایش زیاد است، هر چند فکر میکنم توی اون سانسی که من نمایش رو دیدم فقط من پول دادم نصف بیشتر صندلی ها که خالی بود بقیه هم مدعو بودند.
مهدی حسین مردی، سما، نیکا نصیری و محسن سرابی این را خواندند
گروه تئاتر روژدا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکم. اصلا برای اقامه نماز این کارخانه را زده‌ام و ادامه می‌دهم والا به پول نیازی ندارم.
مدتی قبل عکسی از کارکنان یک کارخانه در حال اقامه‌ی نماز منتشر شد، اما موضوعی که به سرعت در خبرها به اون پرداخته شد، بنری بود که پشت سر آنها نصب شده بود. بنری با این محتوا که حضور آقایان در نماز اجباری و شرکت نداشتن آنها منجر به جریمه‌ی نقدی برای آنها می شود. مسئله ای که حتی صدای مسئولان ستاد اقامه‌ی نماز کشور را هم درآورد. بعد از آن شایعات دیگری در رابطه محدویت‌های استفاده از دست‌شویی، استخدام مردان متاهل و زنان مجرد (و احراج در صورت ازدواج به این دلیل که خانم متاهل شاغل وقتی برای خانواده‌اش ندارد) و... در رابطه با این کارخانه‌ی چسب‌سازی مطرح شد. منتشر شدن عکس‌های کارکنان با چهره‌های خسته و خنده‌های تصنعی در جشن تولد صاحب کارخانه و همچنین مصاحبه‌ها ... دیدن ادامه » و پیام‌های ویدیویی این فرد بیشتر از پیش نگرانی ها فعالان حوزه ی کارگری را به ارمغان آورد. در نهایت مثل هر موج خبری دیگری، بعد از مدتی این خبر از تب و تاب افتاد و دیگر به آن پرداخته نشد.
(در سطور بعدی متن لو می رود)
دوم. ظلمِ ظالم، زمینه‌ی ظهور ظالم بعدی را بوجود می آورد.
محمدرضا سجادیان شاید با الهام از آنچه عنوان شد متنی را نوشته و کارگردانی کرده که کل داستان در یک کارخانه‌ی چسب سازی می‌گذرد. اسی کارگر مستعفی! این کارخانه تصمیم می گیرد با کمک سه کارگر دیگر حقوق شش ماه عقب افتاده ی 220 کارگر کارخانه رو بدزد و از مرز خارج شود. او می خواد در این بین، الی، نانا و عبد را همراه خود سازد. دلش برای آنها هم سوخته؟ بنظر نمی‌آید. به آنها نیاز دارد مثل رئیس کارخانه. او برای رسیدن به هدف‌ش آدم می‌کشد، دروغ‌ می‌گوید‌ خیانت می‌کند شاید مثل باز هم مثل رییس کارخانه و وقتی کارش انجام شد مثل سنگی ریز مزاحمی در کفش(صحنه ی آخر نمایش) ، آنها را از بازی خارج می کند. عبد وطن‌پرست باقی می‌ماند و بین عشق و کشور دومی را انتخاب می کند، اما اسی که دنبال نان مادر، شیر بچه و آبروی خود هست حتی آدم هم می کشد. و مثل رییس کارخانه به هدف‌ش می‌رسد. سوال اینجاست که آیا خانواده، کارخانه و یا یک شرکت و در نهایت یک کشورِ ظالم، زمینه ی ظهور اسی ها را فراهم می کند و عبدها را از میان برمی دارد؟ نمی‌دانم!
کار شسته و رفته، بی حاشیه، دقیق و منظمی از سجادیان را مشاهده کردیم. بازی بازیگران خوب، طراحی صحنه ساده اما بسیار گیرا، دیالوگ‌های پرمعنا با همراهی صدای زیبای خود کارگردان. بیش از اندازه من رو به این نتیجه رسوند که موفقیت نارنجیغ شانسی و اتفاقی نبود.
ممنون بابت اطلاعات اولیه ی دقیق که در ابتدا گفتین؛ قسمت آخر حرفتون کاملا همینطور بود؛خیلی شسته رفته و منظم بود روند نمایش و بعد از دیدن دو نمایش از نظر من درست ، علاقمند به دیدن کارهای دیگر ازین گروه هستم:)
۱۸ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان، دکور و فضای مینیمال رو کاملا دوست داشتم. کار ریتم خوبی داشت و تایم به اندازه بود. متن عالی مثل آثار قبلی نویسنده. گروه بی ادعا و بی تلکف که کارشون رو بلد بودند. دغدغه اجتماعی تون برای کارگران زیبا و قابل تامله.
موفق تر باشید.
با سلام و احترام
تا الان این تجربه رو نداشتم که یک متن من رو ببره جوری تو خیال که کار رو نبینم خیلی خیلی خیلی متن عالی بود خیلی هر روز سعی میکنم چند جمله از متن رو بنویسم تا روز آخر کل نمایشنامه رو تقدیم کرده باشم
درباره بازیها به زعم من نیاز به تمرین بازی بود تا دورخوانی دیالوگ
چون گروه بدون حتی یک تپق متن رو بدرستی گفت اما در بسیاری از جاها خطوط میزانسن رو شکستند
خلاقیت طراحی کارخانه قابل تحسین بود
همینطور گاو صندوق
کلا کار رو خیلی دوست داشتم
و ایرادات ذهنی خودم رو حضورا عرض کردم
در ضمن یک شانس داشتم که با چند نفر از اساتیدم همراه بودم و در خدمت اون دوستان کار رو دیدم
نمره من به لذت اجرا هم بخاطر حضور دوستان جان و هم خود لذت حین اجرا ۱۰/۹
اما نمره به اثر ۱۰/۶
درود جناب لهاک .. و لذت حین اجرای شما رو ۱۰/۱۰ خریدارم :))) .. با اینکه بلیت های این نمایش اکنون در دستان مجازی من وجود داره .. اما با نوشته شما اشتیاقم برای دیدنش بیشتر شد و ممنون
۱۵ آبان ۱۳۹۷
جناب جعفریان نازنین
از افتادگی مراد که به مرید بها میده ممنونم از این لطفی که به ما مریدان میکنید
تلمذ مکتب شما هر چند دیر اما نهضت سوادآموزی بود برای من الفبای حدود و حضور رو از شما آموختیم از اعتراف هم باکی ندارم
ما همیشه مرید و مکتب آموز شماییم
۲۶ آبان ۱۳۹۷
آقای غیوری عزیز
متاسفانه زندگی خرج داره .
اگر گنگشون عضو جدید بگیره من هم هستم :))
از آقای جعفریان به یک اشاره ، از من به سر دویدن.

آقای جعفریان برای ثبت نام چی لازم داره؟
کارت ملی باشه کافیه ؟ با یک عکس 3*4 ؟؟؟ :)
رضایت نامه والدین هم میخواد؟
۲۷ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید میگم به اعضای گروه روژدا.
به عنوان یه مخاطب تئاتر بدون شک جزو 5 کار برتری بود که تا به امروز تجربه دیدنش رو داشتم.
سینا کرمی که مثل همیشه فوق العادست و دو بانوی هنرمند...
محمدرضا سجادیان عزیز...پیشرفتت چشمگیر بوده. از مسیری که با نارنجیغ شروع شد و به اینجا رسیدی. برات خوشحالم پسر. متن فوق العاده گیرا که بیننده رو با خودش همراه میکنه. یه نمایشنامه کامل تو این روزائی که هر اجرائی که رفتم ناراضی بیرون اومدم.
بهادر آذری نازنین...لذت بردم از بازیت. مسلط، باورپذیر و بی نقص.
امیدوارم که این کار دیده شه چون لایق بهترینهاست. این آرزو رو دارم بیشتر از هر چیزی برای دیده شدن بازی بهادر آذری عزیز.

دوست عزیز میتونم بپرسم چه کارهایی رو میفرمایید رفتید و ناراضی بیرون اومدید؟
۱۳ آبان ۱۳۹۷
نظرتون محترمه.
سکوت بهترین پاسخه.
۱۳ آبان ۱۳۹۷
متحول شدم واقعا
۱۳ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتیم یه نمایشو تا بقیه به خودشون نیومدن بریم ببینیم :)
درود به چسب ها که چه کارها ازشون نمیاد

بنظر من یه شروع امیدوار کننده داشت این نمایش، نه اینکه چیز خیلی خاصی باشه ولی حس و توجه خوبی رو در من برانگیخت
بازی ها آنقدر که انتظار داشتم خیلی خوب نبود، بازی آقایون نمایش شاید اندکی بهتر بود ( صدای آقای بهادر آذری رو خریداریم :) )

یکم که از کار گذشت و میشد یه حدس هایی راجع به داستان زد، من ذهنم به سمت سوژه های هیچکاک رفت و اون پتانسیل وجود داشت ولی تقریبا میشه بگی اصلااا به اون نرسید که هیچ، داستان از دست رفت..گستره داستانی و درام کار خیلییییی کم بود متاسفانه وگرنه برای من یه کار 20 از آب درمیومد..بنده طراحی نمایش رو خیلی دوس داشتم و برای همین میتونسم جزو یکی از کارهای خوبی که دیدم امسال لحاظش کنم ولی داستان خیلی کوتاه و بی گره پیش رفت و تموم شد
خلاقیت های نصفه نیمه خوبی هم داشت کار ولی برای یه اجرای خصوصی خوب بود وسط پروسه تمرین برای یه کار بزرگ تر و کاملتر..نهایت این باید بخشی از کل کار می بود

طنز وسط کار هم خوب و اندازه بود ولی کماکان نصفه نیمه..موسیقی هایی که استفاده کرده بودن هم مناسب بود بنطر من..یجورایی همه چی داشت نمایش، بد هم نبود هیچکدوم ولی همه ابتر و نصفه و نیمه رها شدن و انسجام واحدی به خودشون نگرفتن.

حتی روم به دیوار پایان بندی هم تقریبا خوب بود :)) (حالا چرا روم به دیوار؟ چون میگید اینکه همه چیشو گفتی خوب بود پس مشکلت چیه، آره خوب بود ولی وقتی کلی مصالح خوب بریزی پشت وانت مثلا خونه خوب که نداری، نهایت مصالح خوبی داری، تازه نهایت)

از صدای شخصی هم استفاده کردن که چقددددد اون صداهه پتانسیل خوبی داشت ولی از اونم ازقضا استفاده نکردن، یهو بطور کل سراغی ازش نگرفتن دیگه
خلاصه ایده و چسب و غیره همه و همه میخواسن و میتونسن دست کارو بگیرن بجای خودشون ولی تا ما بودییم که نشد، حییییف

یه ... دیدن ادامه » چندتا توصیه میکنم که ایشالا زیاد کسی توجه نکنه و به زحمت دوستان هم ضربه ای نخوره
دوستان سینه چاک سیزیف و متن های غامضی که تهش میای بیرون بغل دستیتو نمیشناسی، به هییییچ وجه نرن این نمایشو ببینن که ضدحال میخورن بنطرم
دوستانی که سادگی زیاد اذیتشون میکنه (که میتونن زیرشاخه گروه بالا باشن) هم بعید میدونم خوششون بیاد از کار
حالا اینطوری که شد همه نرن، نه اگه یسری بچه هایی که ایده رو داشتن زحمتم کشیدن دوست دارید یه ساعت کمتر وقتتونو بدید بهشون و یه نمایش خودمونی خوب ازشون ببینید حمایتشون کنید :)

دست همگی عوامل درد نکنه و آقای سجادیان عزیز..ایشالا در ادامه راه موفق باشن
حالا اینطوری که شد همه نرن :))))
۱۱ آبان ۱۳۹۷
آقای اهورابنده،
عصبانیت در پاسخ شما موج می زنه، حالا چراش رو نمیدونم!

مزه پراکنی ای در کار نبود (که اگه بود هم دلیلی نمی بینم به شما توضیحی در ازاش بدم)

ممنون از اینکه میخونید و عصبانیتتونو با ادب بالا منعکس می کنید :)
۱۲ آبان ۱۳۹۷
بامداد جان شما عزیز مایی :)
۱۲ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کلا به این معتقدم که کارهای مختلف و اجراهای مختلف رو باید دید و در قید و بند متن و درماتوژ و کارگردان شاخص نبود،
اما انتظار من به عنوان یه تماشاچی نیمه حرفه ایی تیاتر که سعی بر مطالعه و شناخت هم داره اینه که خود کارگردان یا دراماتوژ نسبت به اجراهای خودشون سخت گیر تر باشن!
یه مشکلی که برای همه تجربه است ،اینه که اون چیزی که در ذهن ما وجود داره با چیزی که به وجود میاریم خیلی تفاوت داره!
و حس من هم نسبت به این تیاتر همین بود!
در نیومده بود...
من بنا داشتم در هفته آتی برم
۱۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید