تیوال نمایش کروکی
S2 : 00:52:51
امکان خرید پایان یافته
  ۲۶ مهر تا ۰۳ آذر ۱۳۹۶
  ۱۸:۴۵
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: مجتبی احمدی
: سعید چنگیزیان
: حمید خرم طوسی

: بهراد جوانبخت
: با حضور افتخاری: سپند امیرسلیمانی
ژیلا صادقی و الهام کردا
: شیوا سرمست، ایلیا احمدی، پوریا کاوه
: علی سینا رضانیا
: مهدی شاه حسینی
: یوحنا حکیمی
: مجتبی گیویان
: مریم تجدد
: سارا حدادی (مکث)
: مصطفی پیرهادی
: شیوا سرمست
: سوره قدمی، احسان حاجی سلطانی
: مریم تجدد
: پوریا کاوه
کروکی داستان زندگی مردی است که به علامت سوال‌هایی در زندگی‌اش رسیده و اتفاقات زندگی‌اش را در برخورد با خودش به چالش می‌کشد.

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش کروکی / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایشی بسیار زیبا و دوست داشتنی که به ادم حس های بسیار زیبا میده عالی بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود؛
جناب سعید چنگیزیان برای 1 آذر هم نمایش الیور توئیست ساعت 18 و هم نمایش کروکی ساعت 18:45رو اجرا دارن؟؟!
محمد لهاک این را خواند
ساعت اجرای کروکی شده نه و ربع
۲۶ آبان ۱۳۹۶
بله دیدم ،
ممنون
۲۷ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به تماشای این تئاتر نشستم .از نظر بازی و دیالوگ می تونم بگم قوی بود مخصوصا موسیقی کار عالی بود و همزمانی اون با پرده های اجرا بی نظیر ....اما آقای چنگیزیان ای کاش این نمایش رو با یه سری شوخی های بی مزه با مخاطب خراب نمی کردن ...یه جایی برای خسته نشدن مخاطب عام شاید نیاز به این چنین شوخی ها و برقراری ارتباط باشه اما بیش از اندازه و تکرار اون خسته کننده میشه و نمایش رو از حالت عمیق و مفهومی خودش خراب می کنه ...متاسفانه شوخی های بی اندازه ایشون رو متوجه نشدم و در جایی که عمیقا با نمایش ارتباط گرفته بودیم با یه شوخی بی جا و بی ارتباط ،ارتباط ما رو با نمایش قطع می کردن تا جایی که احساس کردم اومدم یه نمایش کمدی با شوخی های لودگی ببینم...ب هر حال توصیه نمی کنم دیدن این نمایش رو ...
امیرمسعود فدائی، مریم زارعی و صدف اسمعیل پور این را خواندند
pegah sh این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش چرا اینجوری بود ؟!
میخواست یه حرفی بزنه، یه کاری بکنه ولی اینقدرررر پراکندگی و عدم انسجام توی متن بود که در نهایت اصلا اجرای خوبی رو رقم نزد!
صرفاً داشتن جملات قشنگ دلیل بر متن قوی و خوب پرداخته شده و هدفمند نیست، وقتی متن خوبی نداشته باشی و کارگردان اون متن هم خودت باشی و کسی نباشه که سوراخ های احتمالی متن رو بگیره و اجرای و به واقع کارگردانی بکنه پس بازیگر (هرچند قوی) هم در این مدل و فرم نمایش نمیتونه و شاید ندونه که چجوری، چی رو باید اجرا کنه !
فقط نگید که هدف نشون دادن ذهن غیرمتمرکز، ناراضی و شلخته شخصیت نمایش از شرایط حاکم بود که حتی بنظرم نتونست این حس رو هم به تماشاگر منتقل کنه!
متاسفانه راضی کننده نبود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار کار خوب و غنی ای بود ، مرسی از عوامل اجرایی و بازی خوب سعید چنگیزیان
امیرمسعود فدائی و صدف اسمعیل پور این را خواندند
سارا حدادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تسلط سعید چنگیزیان در نمایش کروکی ستودنی بود.حال خوب رو یه بازیگر با اجرای بی نقصش ایجاد میکنه حتی اگه متن کم و کاستی هایی داشته باشه.دیالوگها زیبا بود اما ای کاش تعداد دیالوگهای تاثیرگذار کمتر بود تا اثر بیشتری میگذاشت.و بی موضوعی و بی هدفی متن هم کمی آزاردهنده بود.در کل تاتر خوبی بود،خسته نباشید و ممنونم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتری ژرف با دیالوگهای قوی!
نگاه می کنی به خودت! عمیق می شوی در ذهنت! آشفتگی هایی که پایانی برایشان نمی بینی!
حرف هایی که میدانی و نمیزنی!
کسی که هستی و نشان نمی دهی!
فوق العاده بود!
مریم زارعی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
محمد رحمانی، سارا حدادی و melina khorsand این را دوست دارند
ژرف؟!؟
۱۵ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
نکات مثبت تیاتر به نظر من موسیقی زنده و توانایی نوازنده و البته بازی بسیار تاثیر گذار خانم کردا بود.
اما نکته منفی کار که انتظار میره تو کارهای نمایشی دیده نشه جنسیت زدگی و ضد زن بودن کار است.تمام جملات مهم و تاثیر گذار از زبان پدر گفته میشه و زمانی که در مورد مادر صحبت میشه کسیه که خیلی زحمت می کشه و حتی تو تصویر بند کفش فرزندشو می بنده ولی انگاه اونقدرها فکر نداره که حرفهای خیلی به یاد موندنی زده باشه.
قسمت دیگه داستان به مردی اشاره داره که بچش رو بزرگ میکنه و مادر بچه به خاطر خونه بزرگتر با کس دیگه ای ازدواج کرده.
تاکید زیاد برای گفتن جملات ما مردها ، ما زن ها واقعا آزاردهندست و به نظر من وقتشه که از این کلیشه ها عبور کنیم و بپذیریم که ما همگی انسانیم با عواطف مشابه که متفاوت بروز می دهیم و هم مردها و هم زن ها می توانند با احساس ، بی رحم ... دیدن ادامه » ، خوب ، بد یا هر صفت دیگه ای داشته باشند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نتیجه ی کروکی برای من : فکر ، یک عالمه علامت سوال و پشیمانی!
تماشای کروکی من رو به فکر فرو برد. فکر اون همه گروه های نمایشی که ماه هاست دنبال اجرای کارشون هستن.اونهمه بازیگر جوان و بااستعداد و نمایشنامه های خوب. که بعضیاشون هرگز فرصت اجرا پیدا نمی‌کنند.
سوال هایی که در ذهنم به وجود اومد: چرا و به چه علتی تماشاچی رو مستحق یک ساعت ناله و بیهوده گویی و... دونستن؟؟ یک سری جملاتی در حد کپشن های اینستاگرام رو دنبال هم گذاشتن که نمایشنامه نیست. از نمایشنامه بدتر اجرا بود. البته نه. انصاف رو رعایت می‌کنم جفتشون در یک حد بد بودن.
و در انتها پشیمانی از وقتی که با تماشای این نمایش هدر دادم. و چون برای اولین بار در انتخاب نمایش از کامنتهای دوستان در تیوال استفاده کرده بودم لازم دونستم که ادای دین کنم.
در پایان نمی‌دونم خوشحال باشم بابت اینهمه استقبال از نمایشی ... دیدن ادامه » در این سطح(که نشون می‌ده تیاتر دیگه مثل گذشته فقط مخاطب خاص نداره) یا ناراحت برای پایین اومدن سطح سلیقه مخاطبان.
محمدرضا دانش و سپهر این را خواندند
امیرمسعود فدائی و کیمیا این را دوست دارند
من هم به خاطر کامنتهای دوستان نمایش رو دیدم و واقعا متوجه نشدم علت استقبال از این نمایش سطحی چی بود
۱۵ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای آقای چنگیزیان که خوووب بود
متن نمایشنامه حرفا هایی داشت
طراحی صحنه هم مقبول بود
موسیقی کار نقطه قوتش بود

ولی داستانی وجود نداشت به نظرم
یه سری حرف ها بود که در قالب یک اجرا به هم چسبانده شده بودو بیان میشد
شایدم خیلی سنگین بوده و من خط سیری داستان رو متوجه نشدم
خیلی برای دیدن کار شوق داشتم...ولی پاسخ خوبی برای شوقم نبود به نظرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حیف وقت که میشد بهتر صرف شه
پیشترها انسجام یه مشخصه تو کارها بود حالا دیگه هر چی یک کار بی سر و ته و بی هویت باشه کار هنریه
آخه مونولوگ هم یه اصول و اسلوبی داره. این چی بود آخه.......
رضا تهوری این را خواند
امیرمسعود فدائی، فا.مهندسپور، کیمیا و الناز زالی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم میخاد دوباره برم اینکارو ببینم و این بار بیشتر گوش بدم. احتمالا با چشمان بسته. متن خیلی خوب بود.
به نظرم ضعف کار متن چندپاره و نامنسجم بود!
۱۲ آبان ۱۳۹۶
دقیقا به نظر من هم متن انسجام نداشت و چند پاره بود اونقدر که حتی حربی هم که می خواست بزنه یادش میرفت
۱۲ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش من اصلا چیزی متوجه نشدم از نمایش
شاید جملات قشنگی‌داشت،ولی انسجامی تو کار ندیدم و بیشتر آدمو گیج می کرد.
جانا سخن از زبان ما می‌گویی
خدا امواتتون رو غریق رحمت کنه!
یه نفر فهمید که هیچ چیز فهمیدنی تو این نمایش نیست!
۱۱ آبان ۱۳۹۶
امیرمسعود عزیز، دو فیلمی که گفتی بویژه بزم رزم رو بشدت پسندیدم....البته در فیلمهای بدنه مالاریا بد نیست و ایتالیا ایتالیا شاید در کل حداکثر فیلم متوسطی باشه اما بعضی لحظه ها و صحنه های خوب و دیدنی داره
۱۲ آبان ۱۳۹۶
منم بزم رزمو دوست داشتم .مالاریا هم .ایتالیا ایتالیا هم اگر علاقه مند به ملودرلم باشید ی ملودرامه کامله به خصوص بازی خانم بهرامی
۱۲ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمایل تئاتر امروز را چه چیزی تشکیل می‌دهد؟ کافی است کمی بیشتر دقت کنیم. اگر چشمانمان کم‌سو شده، عینکی متناسب به چشم بزنیم و بیشتر دقت کنیم. دایره انتخاب‌های شما در تئاتر به چه میزان است؟ اگر تئاترهای آزاد را که حسابشان از دیگر گونه‌های تئاتری جداست را کنار بگذاریم، شما در تهران با چند فُرم اجرای روبه‌رو می‌شوید؟

پاسخ بسیار راحت است. برخلاف عدد بزرگ تعداد اجراها در سایت‌ها یا جداول چاپی، این نمایش‌ها عموماً از دو یا سه فُرم اجرایی مشترک بهره می‌برند. پیشتر در یادداشتی با عنوان «تئاتر تین‌ایجری» از یک فُرم ثابت و ایستای این روزها سخن گفتیم، نمایش‌هایی که این روزها می‌توانیم در تئاتر شهرزاد یا پالیز ردپایش را پیدا کنیم.

«کروکی» به کارگردانی و نویسندگی مجتبی احمدی قرار است نمایشی از گوشه‌های زندگی مردی باشد که در حبس خانگی خودخواسته، از ریشه‌ها و تمایلاتش در زندگی می‌گوید. او درباره هر آنچه ممکن است سخن می‌گوید. او در حرف‌هایش پرواز می‌کند و بدون آنکه بگوید کیست برایمان از زندگیش بگوید. شاید به این استنباط دست یابیم که چه اهمیتی دارد که او کیست. او یک راوی است. او قرار است دریچه‌ای در برابر ما بگشاید. او یک چشم جهان‌بین است؛ اما یک خانه‌نشین که در بهترین حالت در کتابخانه‌اش گوشی تلفن نگهداری می‌کند. یعنی چیزی برای خواندن ندارد. چیزی برای فکر کردن ندارد؛ چون نه کتابی در بساط دارد و نه فکری برای اندیشیدن. به جای او یک جهان مولتی‌مدیا فکر می‌کند که برایمان عیان می‌شود محصول احساسات اوست. فقط کافی است به صحنه‌های الهام کردا دقت کنیم که میان مادرانگی و معشوقگی در نوسان است. نتیجه: نمی‌دانم.

در اوایل دهه نود در دانشگاه هنر تهران جشنواره‌ای شکل می‌گیرد به نام «مونولوگ» که هنوز در فضای دانشکده سینما و تئاتر برگزار می‌شود. جشنواره محصول تمرین‌های مریم مجد است که برای اهالی تئاتر به تمایلاتش به پروفورمنس‌آرت و فعالیت‌های گالری محسن مشهور است. روش تدریس مریم مجد بدل به جشنواره‌ای می‌شود که بازیگرانش مونولوگ می‌گویند. در آن روزها ابتدایی جشنواره عموم نمایش‌ها یا اقتباسی کوتاه از نمایشنامه‌های مشهور بودند یا برآمده از جریان رئالیسم اجتماعی آن روزها. نکته مهم آن بود که سعی بر قصه‌گویی داشتند. اما در همان دوران که هنوز تئاتر ایران چندان روی خوشی به مونولوگ نشان نمی‌داد، برخی آثار مجموعه‌ای از هذیان‌گویی‌های یک شخصیت بودند که تمام مانورشان بر بازی بازیگر بود. او بود که می‌توانست در آن اوهام سرگردان نمایش را از آب و گل درآورد و در نهایت از متن اجرا چیزی نصیب مخاطب نمی‌شد. کارگردانی نیز بیش از همه به زیباشناسی جهان پیرامونی اثر مربوط می‌شد،‌اینکه به وسیله نور و دکور چگونه به جهان تجریدی دست پیدا کرد.

«کروکی» محصول شق سوم است. نمایش که بیش از همه به یک هذیان شباهت دارد. مردی که خود را در خانه اسیر کرده است، در قالب یک متفکر ظهور می‌یابد. نمایش بی‌بهانه می‌آغازد و بی‌بهانه می‌پایاند. قرار نیست از منطق روایی بهره ببرد. سعید چنگیزیان، مردی است که در خواب، اعتراض کارکنانش را می‌بیند که ادامه زندگی خود را، با تعطیلی فضای کار تیره و تار می‌بینند. همانند خانه مردی که فرنگی است و ایرانی زندگی می‌کند. لباس و دکور و نور همه تداعی‌گر نوعی سیاهی است؛ در حالی که تصویر مولتی‌مدیا قرار است سفیدی بیرونی را نمایش دهد.

با این حال مهم آن چیزی نیست که نمایش داده می‌شود. مهم بیانات سعید چنگیزیان است. حرف‌های او محصول متنی است که مجتبی احمدی نگارش کرده و تا حدودی یادآور هانس «عقاید یک دلقک» هانریش بل است. شخصیت مونولوگی داستان مدام از اعتقاداتش می‌گوید و اسیر نیرویی است که نمی‌گذارد از اتاق تاریکش رهایی یابد. تقویم و ساعت برایش محلی از اعراب ندارد؛ اما او باید برود. به کجا؟ به نظر همان جایی که همانند هانس، ماری را بیابد. ماری هم روی پرده است. دقیقاً همانند رمان بل میان دو زمان شناور است. یک زمان نیک‌بختی گذشته و دو زمان بدبختی حال. پس بیش از آنکه نمایش بوی درام بدهد، طعم رمان می‌دهد. آن هم از نوع حدیث‌نفس‌گویی‌های ادبیات مدرن.

در این حدیث‌نفس‌گویی شخصیت از هم دری سخن می‌گوید. انسجامی میان حرف‌ها نیست. یک بار درباره زایش می‌گوید و بار دیگر درباره مرگ، بدون آنکه میان این دو بحث نخی نازک اتصال ایجاد کند. نمایش به چند بخش تقسیم می‌شود که هر بار با کنشگری چنگیزیان آغاز و پایان می‌یابد. مثلاً قرار است غافلگیرکننده بیاید؛ ولی هر چه پیش می‌رویم جهان اثر بیشتر عیان می‌شود. می‌فهمیم با چه روبه‌رو هستیم. برایمان قابل‌حدس می‌شود. تکراری است. این صرفاً یک منبر است و مخاطب پای شنیدن حرف‌های یک مرد نشسته است. می‌ماند آن انتزاع مولتی‌مدیا که معلوم نیست تلویزیون است یا ذهنیت حضرت و یا اینکه جهان از ما بهتران. همه چیز هست. ما هم می‌پذیریم؛ ولی چقدر خود نمایش در این پذیرش سهیم است. به نظر نگارنده هیچ.

«کروکی» نمایش تازه‌ای نیست. هذیان‌گویی تئاتری شق نویی در تئاتر معاصر ایران به حساب نمی‌آید. میانه دهه نود شمسی مملو از نمایش‌های این چنینی است. مملو از ایرادات منطقی، قبضه‌گر تئاتر کنونی ایران شده‌اند. چندی پیش کیومرث مرادی نمایش «نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه» را در دو نوبت با ستارگان سینمایی در پالیز و مستقل روی صحنه برده بود که آن هم به مانند «کروکی» از هذیانات ذهنی زنان درگیر با جنگ سخن می‌گفت.

در ... دیدن ادامه » مواجهه با چنین آثاری اول باید پرسید این بازیگران برای چه کسانی حرف می‌زنند؟ اصولاً بهانه مقابله شدن به تماشاگرشان چیست؟ اصلاً تماشاگر را می‌بینند؟ به نظر خیر. دیوار چهارم در مونولوگ‌ها از جنس بتون است. مخاطب در آن دخیل نیست. مخاطب صرفاً یک شنوده منفعل است. دقیقاً کارکرد نمایش شبیه به منبر است. در اینجا باید گفت منبر از وجوه قابل‌تأمل نمایشی بهره می‌برد که از حوصله این متن خارج است.

به «کروکی» بازگردیم. در این نمایش چنگیزیان از دیوار چهارم رد می‌شود. به مخاطبانش بادام زمینی می‌دهد. ارتباط چشمی برقرار می‌‌کند. به میان آنان می‌رود. با آنان سخن می‌گوید. دقت کنید، فقط حرف می‌زند، چیزی نمی‌شنود. چرا؟ چون اگر کلام مونولوگی به دیالوگ بدل شود، نمایش از ریل خارج می‌شود. بحث عوض می‌شود. تمرین‌های چنگیزیان هدر می‌رود. برایش میزانسنی در نظر گرفته نمی‌شود. در اینجا نمایش از منبر عقب می‌افتد. در منبر دیوار چهارم با پرسش مخاطب فرومی‌ریزد و روحانی یا سخنران با مخاطب وارد دیالوگ‌ می‌شود.

پس تئاترهایی از جنس «کروکی» نه تنها منطقی برای وارد کردن مخاطب به اثر ندارند؛ بلکه رویه‌ای ضددموکراسی نیز در خود انباشته می‌کنند. آنان مخاطب را صرفاً شنونده حرف‌ها می‌پندارند و از کنشگری او بی‌بهره‌اند. جالب اینکه خود را مدرن می‌دانند؛ در حالی که در تئاتر مدرن نقش مخاطب بیش از تصور سازندگان چنین آثاری است.

وضعیت کنونی تئاتر ایران بیش از آنکه حرکتی به سوی جلو باشد، درجا زندن است. تخطی از آرمان‌هایی است که مدام تئاتر آن را فریاد می‌زند: دموکراسی، کنشگری، آگاهی‌بخشی. مونولوگ‌های امروزی از جنس «کروکی» در خود فروبرنده مخاطب است. نه تنها به او اندیشه‌ای عرضه نمی‌دارد که بیان هر هذیانی را اندیشه می‌پندارد. مخاطب چنین نمایشی ملغمه‌ای با خود به بیرون می‌برد که بعدها با عنوان تهوع روشنفکری مخالفانش درهم می‌کوبند. دریغ که نه محتوای تهوع دارد و نه خرقه روشنفکری.

در پایان باید گفت رویه کنونی تئاتر ایران، محصول شرایط اقتصادی است. داشتن یک بازیگر خوش فالوور - سعید چنگیزیان با 20هزار و الهام کردا با 80هزار - نمایشی فاقد کنش که شما را درگیر میزانسن‌های آنچنانی نکند و بهانه‌ای برای ایستایی، اجرا در یک سالن خوش مخاطب را توجیه می‌کند و نتیجه می‌شود همین. کافی است کمی هذیان بگویید. کی به کیه. خبری از فیلسوف و جامعه‌شناس و روانشناس نیست. تو در این شهر کوران، مرد بینایی هستی، البته در توهم و تصور خودت. این خود استبداد است.
درود جناب زیورعالم؛
می دانید! تیغ نقد همیشه بران بوده، کافیست به آرامی بر تن هنر بکشید، پاره میشود. نه اینکه این یا هر نمایشی کامل تریننند اما تکه هایی هستند که در خور زمان خود تصویری را کامل می کنند، حواسی را جمع می کنند و تلنگری دارند، حتی اگر فرم همان ... دیدن ادامه » شکل آکادمیک را نداشته باشد.
جسارت من رو ببخش ولی حرفیست که با دیگر دوستان فقط منتقدم میزنم... تو هم بیافرین بعد تقدیرش را رقم بزن.
۰۷ آبان ۱۳۹۶
مهرداد عزیز مسئله من بر سر آکادمیک بودن یا نبودن آثار نیست... مسئله من بر سر جامعه منفعل کنونی ایران هست که در منجلاب بی‌کنشی در حال دست و پا زدن است... هنر کنونی ایران بخشی از این مرداب است و لاغیر... هنر امر کنشی است، خالق کنش است، ولی در هنر امروزی ایران ... دیدن ادامه » کنش‌مندی جای خود را به اختگی داده است.
۰۷ آبان ۱۳۹۶
اینهم.کشف جدید فالور .عحب پس باید ازاین بعد استادید بداند درهنر مانند استاد پروستویها فقط باید فالو.ر داشته باشند.بس .همین .طبق گفته نوشته بالا ارشاره کردم.
۱۲ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب من این‌نمایش رو دیدم، مثل همیشه سعید چنگیزیان عزیز فوق العاده بود، بی نظیررر بی نقص.
بعد ازینکه از سالن امدم بیرون حالم‌خیلی خوب بودددد
خیلی خوب...
پیشنهاد میکنم به همه دوستان که این مونولوگ بی نظیر رو از دست ندن
راستی بادوم زمینی هاش خوشمزه بودن:))
امیرمسعود فدائی این را خواند
سیده فاطمه میریان و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "کروکی" ,نمایش خوبی بود یا دست کم من دوست داشتم.
نمایشی که به صورت مونولوگ و حدود یکساعت و بیست دقیقه, شمارو همراه خودش بکنه, نمره قبولی میگیره از نظر من.
بازی سعید چنگیزیان رو دوست داشتم.اصولا بازیگر توانمندی است.
از متن نمایش چندین جمله کاملا در ذهنم حک شده که نشان میده متن مخاطب رو همراه و درگیر می کنه.
ولی خوب کارگردانی خیلی قوی نبود.
توانایی آقای چنگیزیان اولین نکته ای هست که در این اجرا به چشم میخورد. و انسجام اثر را در اپیزودهایی که به سرعت در حرکت هستند حفظ میکند. در بعضی قسمت ها رشته قصه پراکنده میشد و با وجود همذات پنداری با کاراکتر توانا نمیدانستم با کی داریم دعوا میکنیم و از چه شکایت داریم؟! اما خیلی زود متن فوق العاده و پر مغز اقای احمدی دوباره درگیرم می کرد. دکور و طراحی صحنه جالب بود اما به شخصه دلم میخواست اجرا مونولوگی بود که بدون دخالت اسکرین و موزیک و باریگران دیگر و .. می بود و تمرکز را روی متن بیشتر میکرد. رجوع کنید به اجرای فوق العاده آقای امیر جعفری در ضیافت پنالتی ها در همین سالن..
البته که مقایسه کار درستی نیست و به عنوان اولین اجرا از کار لذت بردم و خسته نباشید عرض میکنم.