خط می کشم به روی خاطرات،
کمی دلتنگیم کمتر شود
میخندم روی آب،
بلکه غصه را فراموش کنم
بلند بلند داد میکشم،
که گوشهایم ضجه های دلم را نشود
سنگ میزنم به شیشه تنهایی،
بشکند هرچه تَرک بر دیوار دل هست
میدوم،
تا دور شوم از همه حسرت هایم
اما هربار که میخواهم بگذرم از تو،
از تو دلیل تمام مشکلات،،
همان 'با من بمانت' در اولین دیدارمان،نمی گذارد...