انتقام به مثابه عدالت
نقد و تحلیل نمایش "ملاقات بانوی سالخورده"
اثر فردریش دورنمات
(قسمت اول)
توجه:
این نگاشته در سه بخش نقد نمایشنامه، نقد نمایش به کارگردانی هادی حجازی فر و تحلیل دیدگاهها میباشد و خطر لو رفتن داستان و لوث شدگی وجود دارد باوجودیکه تلاش شده قسمتهایی از نمایشنامه آورده شود که در اجرا
... دیدن ادامه ››
حذف شده اند.
-----------------------------------------------------------------------------------
بخش اول: نقد نمایشنامه
تراژی-کمیک چیست؟
تراژی-کمیک یا تراژی-کمدی یک ژانر ادبی است که در فرم درامهای ادبی معمولا با قالب تراژدی ای که شامل کمدی نیز می باشد یافت میشود.
اساسا هنر تئاتر و نمایشنامه نویسی بسیار متاثر از تراژی-کمیک است و از ادوار بسیار دور از زمان یونان باستان نماد تئاتر ماسک های خنده و گریه (Laugh now cry later) بوده است.
شاید به همین دلیل است که تعریف مشخصی از تراژی-کمیک موجود نیست و تعریف این ژانر در طول ادوار مختلف تاریخ هنر دستخوش تغییرات بسیاری شده است. ارسطو از این باب تعریفی دارد که تراژی-کمیک را یک فعالیت جدی با پایان شاد یا خنده آور تصویر میکند. چیزی که در دوره رنسانس نیز از این ژانر تعبیر میشد. ارسطو الکستیس نوشته اورپید را نمونه تراژی-کمیک میداند.
اما واژه تراژی-کمیک برای اولین بار توسط پلاتوس، نمایشنامه نویس رومی، در پیش درآمد نمایشنامه آمفیتروئون به کارگرفته شد. جاییکه مرکوری، یکی از شخصیت های نمایشنامه در مورد خود نمایشنامه میگوید:
"من اینرا تلفیق میکنم: بگذارید این یک تراژی-کمدی باشد. من گمان نمیکنم بشود به این واژه متناقض کمدی را اطلاق کرد زمانیکه خدایان و پادشاهان در آن به سر میبرند. تو چه فکر میکنی؟ زمانیکه یک برده نیز جزئی از نمایش است. من اینرا به تراژی-کمدی تبدیل میکنم"
گروتسک بانوی سالخورده
نمایشنامه ملاقات بانوی ساخورده نیز در سال 1956 توسط فردریش دورنمات در ژانر تراژی-کمیک نوشته شد. تراژی-کمیکی که تراژدی آن بسیار و بسیار بیشتر از کمدی آن است. در پایان نمایشنامه مخاطب به شدت تحت تاثیر مفاهیم انتزاعی و پارامترهای تاثر برانگیز آن قرار میگیرد که به سادگی میتواند او را احساساتی کند و به گریه وادارد. پس برخلاف تعبیر ارسطو و تعابیر رنسانسی، تراژی-کمیک دورنمات اثری است با پایان تراژیک.
ملاقات بانوی سالخورده نمایشنامه ای است که در تراژدی چیزی کمتر از بیرون پشت در ندارد و به همان میزان که بکمان تا ابد در ذهن مخاطب هک میشود آلفرد ایل نیز به همین شکل است. نمایشنامه به تنهایی دارای گیرایی خاصی میباشد که هر اجرایی نمیتواند از شکوه آن بکاهد. نمایشنامه بر روح مخاطب چنگ میزند و جراحت وارد میکند و روح مخاطب در اثر آن تاول میزند و دیدن اجرای نمایشنامه این تاول را میترکاند و چرک سیاه آزاردهنده و ملامت باری از آن خارج میشود. ملاقات بانوی سالخورده یک گروتسک است. یک طنز سیاه و بسیار اثرگذار.
ماجرای این نمایشنامه در شهر گولن رخ میدهد. شهری که زمانی برای خود هیبتی داشته:
سومی- اینجا زمانی شهر متمدنی بوده
دومی- جزو شهرهای درجه اول مملکت بوده
اولی- درجه اول اروپا
سومی- برامس اینجا یک کوارتت نوشته
چهارمی- گوته یک شب تو این شهر خوابیده. توی تو هتل "آپوستل طلایی"
سومی- برامس اینجا یک کوارتت نوشته
دومی- برتولد شوارتس باروت رو اینجا اختراع کرده
نقاش- بنده هم مدرسه هنرهای زیبا رو با موفقیت تموم کردم اما الان کارم چیه؟ تابلونویسی!
پس دیگر خبری از آن شکوه و عظمت سابق نیست و دیگر حتی قطارهای معمولی هم در گولن نمی ایستند. به همین علت است که ایستادن قطار بین المللی "رولند خروشان" در شهر گولن به نظر رئیس قطار به مثابه برهم خوردن قانون طبیعت است. این کلر زاخانسیان است که ترمز خطر را کشیده است. کلر به همراه پیشخدمتانش و شوهر هفتم و دو گنگستر منهتنی به گولن پای میگذارد. دوگنگستر که به اعدام با صندلی الکتریکی محکوم شده بودند اما با پرداخت یک میلیون دلار بابت هر کدام توسط کلر آزاد شده اند. همچنین تخت روان موزه لوور فرانسه نیز همراه اوست که توسط رئیس جمهور فرانسه به او هدیه داده شده است.
ادامه دارد...