بیماریِ خوش:
پیامبر عشق سعدی شیرازی:
دردِ من بر من از طبیبِ منست
وز که جویم دوا و درمانـــــــش
هر که را دردی چو سعدی میگدازد گو منال
چون دلارامش طبیبی میکند داروست درد
خداوندگار:مولانا جلال الدین محمد بلخی:
حسرت و زاری گهِ
... دیدن ادامه ››
بیماری است
وقتِ بیماری همه بیداری است
آن زمان که می شوی بیمار تو
می کنی از جرم استغفار تو
می نماید بر تو زشتیِ گنه
می کنی توبه که باز آیم به ره
پس یقیقن گشت اینکه بیماری تورا
می ببخشد هوش و بیداری تورا
پس بدان این اصل را ای اصل جو
هرکه را دردست او برده ست بو
هرکه او بیدارتر پر دردتر
هرکه او آگاهتر رخ زردتر