در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ابرشیر درباره نمایش سه جلسه‌ی تراپی: ((( گنج فردیت ربوده شده را بازگردانیم))) سه جلسه ی تراپی ، نمایشی جذا
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 17:06:19
((( گنج فردیت ربوده شده را بازگردانیم)))
سه جلسه ی تراپی ، نمایشی جذاب و منظمی است که دارای بی شمار ظرافتها و نکات درخشنده در سطح روایی و اجرایی می باشد. به طوریکه ذهن تماشاگر را خیلی آهسته و نامحسوس به تسخیر یک روایت جادویی در می آورد.سیاق واقع گرایانه خانم ماهیان در طراحی اجرا به چنین باورپذیری بسیار کمک کرده است.
نمایشنامه خانم ثمینی بسیار تاویل پذیر و با طنز برنده ای همراه است.کل ماجرا در یک مطب روان-درمانگری می گذرد اما متن قابلیت این را دارد تا از پوسته ی مباحث روانکاوی و پیچیدگی ذهن انسان و تفسیر خواب و رویا فرا روی کند و خوانش هایی با سویه گیری های جامعه شناختی،علوم رفتاری ،اخلاقی و اسطوره شناسی ،سیاسی ،زیست محیطی و اقتصادی(ضد مصرف گرایی و نولیبرالیسم وکالایی شدن) ...از مبحث هویت به دست دهد.
**
هسته ی اصلی نمایش فراموش کردن نام، نام-باختگی و نهایتا ،از خودبیگانگی، است. و اساسا اینکه هویت ،یک امر سیاسی می تواند باشد. به غولی اشاره می شود که در ماجرای اسطوره ی یونانی اولیس ، نام های افراد را به سرقت می برده پس این موضوع ریشه در قدمت تاریخ انسان دارد.
*
شخصیت زن - جلسه اول : بی هویتی در یک روزمرگی تکرار شونده در تبعیت از الگوهای قراردادی ثابت اجتماعی و نرماتیو.
شخصیت زن در تضاد با ... دیدن ادامه ›› شخصیت خواهر دوقلوی غایبش نقش پردازی و سایه روشن می خورد .زن با دقت وسواس گونه ای از نحوه ی کاهش دادن میزان آهن خونش تعریف می کند اما تا آنجایی فردیتش را از کف داده که از این مشکل که اسم اش را دیگر هرگز به یاد نمی آورد،چندان نگران نباشد در حالیکه اساسا هیچ اسم دیگری را به طور حیرت آوری فراموش نکرده است.خواهر نادیده نرماتیو نیست و روزهای همسانی ندارد
شخصیت مردجوان/میمون – جلسه دوم: مسخ شده در سرمایه داری وحشی متاخر و فرهنگ مصرفی و سوداگری پزشکی تجارتی(جراحی زیبایی، وسواس جوانی و ...)او متعلق به گروهی است که نه تنها برای منافعشان که برای تسکین عقده ی حقارتشان دست به چپاول هر چیزی می زنند حتی اسم هایی که متعلق به انسان هایی هستند که گنجینه فردیت خویش را حفظ کرده اند . او معتقد است شما انسان هستید چون از برندهای ماسیمودوتی و شانل و بنز و ..استفاده می کنید.. شما با رولکس ، ریلکس می کنید!
مرد/میمون می تواند نمادی از بدویت تکامل نیافته ای باشد که سرمایه سالاری رجاله ای (و کورپوریت)را نمایندگی می کند. نگاهش نسبت به مفاهیمی مثل خوشحالی ،خوشبختی ،عشق و حتی انسان محصور در فیزیولوژی و کاملا غریزی است و مشخصا تحلیل وضعیت ها اغلب با اسپرماتوزوییدها نسبت دارد..عشق را اسپرم مریض و مغموم می داند..یک انسان به مثابه یک اسپرم.
شخصیت تراپیست-جلسه سوم: یک افشاگری بزرگی رخ می دهد. ناکارآمدی علم همسان ساز و نرماتیو در تشخیص و تجویزش افشا می شود..... ، او هر روزاز پله های بدون نرده ی ساختمان نیمه کاره محل کارش بالا می آید تا به بیمارانش کمک کند اما دانش تراپیست به چاره ی خودش هم نمی آید.درمان کننده ، خود ،بیمار است.چهره اش را به خاطر نمی آورد ،علاجی برای بی صورتی و هویت باختگی اش پیدا نکرده است.
در عین حال تراپیست اینجا مانند کارگاهی ، سارق نام زن را پیدا می کند.. دزدی که به کاهدان زده و با یک اشتباه احمقانه اسم خواهر سوژه را به جای نام او کش رفته! در تراپی سوم قرار است درباره این حماقت ها بحث شود..البته این جلسه با نوعی آنارشی و عدم هماهنگی با دو جلسه قبلی مواجه هستیم
***
زبان نمایشنامه به تبع مضمون فانتزی اش با معرفی کلمات و ترکیب های خلاقانه ای که پیشنهاد می دهد فرازهای جدی را هم به سخره می گیرد.
طراحی صحنه و میزانسن ها به طرز وسواس گونه ای منظم هستند ، لحن آرامی دارند و با استراتژی متن کوک می شوند. طراحی صحنه از انتها پشت کرکره ها تا انتهای جایگاه تماشاگر(به دلیل ارجاع به قاب عکس ها) گسترش یافته...فضاسازی پشت پرده کره کره ای علاوه بر کارکردهای رایج اش می تواند یاد آور فضای پنهانی و مرموز ناخودآگاه باشد که در انتها به شکل کاملا فانتزی با رویکرد خوش بینانه احترام به طبیعت پر از شکوفه می شود.
بازی ها با قدرت بسیار تاثیرگذار و هماهنگ با چرخش های متنی و پر از ظرافت و تزیینات هویت دهنده اجرا می شود. حرکتهای وسواس گونه الهام کردا در مرتب کردن دم پای شلوارش ،کاکل مویش و... لحن اش در ادای دیالوگها در فواصل اجرا در پذیرش مخاطب از فضا بسیار کارکردی است.صابر ابر با تغییرهای ناگهانی ریز حالتها ی چهره ،صدا و رفتار ناگهانی در فواصل بازگشتی وطراحی حرکاتش در باورپذیری نقش اش بسیار موفق بوده است.
موسیقی پایانی نمایش به زعم من کمی ناهماهنگ با کلیت نمایش آمد چون چندان با حس و حال فانتزی کل نمایش جور نبود.
*
آیا " روزهای همشکل یک اسپرماتوزیید مغموم غیرمعترض" از "روزهای غیرهمشکل یک انسان آزاده معترض" بهتر است ؟
بعید به نظر می رسد که هدف خالقان این اثر در این پیام ساده انگارانه ی بورژوایی : " به تبت و هند و کویر و.. بروید تا روزهایتان متفاوت باشد و هویت کسب کنید! " قابل تقلیل باشد.
کسب هویت به عنوان عملی اعتراضی و شناخت شناسی انسان از خویشتن خویش و ارتباط با طبیعتی که در برش می گیرد ،به نوعی امر سیاسی تلقی می شود و مبارزه با اضمحلال در جهان همانندساز مصرف گرای ضد محیط زیست و تخطی ازقوانین محدودکننده برساخته از قبلیه ی میمون های اسم-دزد، می تواند رهایی بخش و هویت ساز باشد .
بسیار عالی بود جناب ابرشیر استفاده کردیم.
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
سلام.
من همیشه نوشته هاتون رو دنبال میکنم و لذت میبرم، نکته ای که به نظرم اومد شاید بشه یه جور دیگه برداشت کرد این موضوع بود که درمانگر تراپیست با گفتن بالا رفتن از پله هایی بدون نرده از کابوساش حرف میزد.(با توجه به تاکید نمایش به خواب و اهمیت خواب از نظر فروید)
موفق باشید
۱۲ تیر ۱۳۹۴
سرکار خانم آریا متین گرانقدر از محبت شما ممنونم. دقیقا همینطورهست که می فرمایید به هر حال هسته ی اصلی نمایش بر اساس تخیل و کابوس و رویا همان چیزهایی که در خواب با آنها مواجه ایم ،شکل می گیرد...و اتفاقادر پرده سوم این روان درمان گر است که با بررسی ناخودآگاه و کابوس هایش سرانجام به نوعی شناخت از خود و شکوفایی در ناخودآگاهش دست می یابد...مانا باشید.
۱۳ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید