نیمایوشیج و " میدان دید تازه " (1)
در آستانه سیزدهم دی ماه ، سال روز درگذشت نیمایوشیج ، بحثی را پیرامون " میدان دید تازه " که او به ما یاد داد ، شروع می کنم و به اختصار به آن می پردازم .
نیمایوشیج را معمولا" با شکستن اوزان عروضی و ابداع وزن آزاد در شعر فارسی می شناسیم . اما به نظر من و با توجه به دیدگاه شاپور جورکش " در بوطیقای شعر نو " ، آن چه که برای نیما اهمیت درجه اول دارد و ما دوست داران شعر و شاعری از این نظر هم به او مدیون هستیم ؛ ایجاد " میدان دید تازه " ای ست که نیمایوشیج به ما نشان داد و همه شعرای بعد از نیما - آن هایی که دید تازه ای داشته اند - خواسته یا ناخواسته این تاثیر را از او گرفته اند . هر چند که کار بزرگ نیما به خوبی درک نشده. و غیر از شاپور جورکش شاعر و پژوهش گر شیرازی ، فرد دیگری به این مسئله نپرداخته - لااقل تا آن جا که من اطلاع دارم - و همه بدعت او را در ایجاد وزن آزاد می دانند . اما ، فرمی که نیمای بزرگ بر اساس وزن آزاد به وجود آورد ، محلی برای ابراز این " میدان دید تازه " است . او در " حرف های همسایه " - که به اعتقاد من مانیفست شعر نو است - این مسئله را به خوبی روشن می کند :
" عزیز من ! باید بتوانی به جای سنگی نشسته ، ادوار گذشته را که توفان زمین با تو گذرانیده ، به تن حس کنی .... باید بتوانی یک جام شراب
... دیدن ادامه ››
بشوی که وقتی افتاد و شکست لرزش شکستن را به تن حس کنی ....
.... دانستن سنگی یک سنگ کافی نیست . مثل دانستن معنی یک شعر است . گاه باید در خود آن قرار گرفت و با چشم درون آن به بیرون نگاه کرد و با آن چه در بیرون دیده شده است به آن نظر انداخت ...."
حرف های همسایه - نامه شماره دوم
دربخش بعدی باز هم از " حرف های همسایه " نیمای بزرگ نمونه هایی را برای این " میدان دید تازه" خواهم آورد .
#مرتضی_کلانی