بیشک ضرب المثل «یک مویز و چهل قلندر» را شنیدهاید؛ این حکایت وقتی به کار میرود که میخواهند چیزی خرد و کوچک را بین تعداد افراد زیادی تقسیم کنند.
شامگاه سه شنبه، وقتی سالن 24 نفره خانه نمایش 2 با حضور معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرکل اداره هنرهای نمایشی و جمعی از هنرمندان و اصحاب رسانه افتتاح شد، به ناگاه ضرب المثل «یک مویز و چهل قلندر» در ذهن من نقش بست.
وقتی تهران بیش از 10 میلیون جمعیت دارد، دانشجویان مشغول به تحصیل تئاتر در آن بیش از 1000 نفرند، اهالی هنرهای نمایشی ساکن در این شهر سر به هزاران نفر میزند و... آن وقت یک سالن تنها با 24 صندلی با سرو صدای زیاد افتتاح میشود، بیشتر به یک شوخی میماند.
عجیبتر آن است که بدانیم ساختمان
... دیدن ادامه ››
این سالن استیجاری است و برای اداره هنری آن هیئت امنایی هفت نفره تعیین شده؛ به عبارت دیگر برای هر سه صندلی آن، یک نفر برای تصمیم گیری منصوب خواهد شد.
شاید بسیاری بگویند «یک لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است» و با توجه به کمبود سالن تئاتر، همین 24 صندلی هم تا حدودی راهگشا خواهد بود و دست کسانی را که این کار را کردهاند باید فشرد.
باشد، ما هم این کار را میکنیم و از دست اندرکاران راه اندازی خانه نمایش 2 تهران تشکر میکنیم و در عین حال میپرسیم سرنوشت خانه نمایش شماره 1 و اداره تئاتر واقع در خیابان پارس در نزدیکی میدان فردوسی که نزدیک به دو سال است تخلیه شده چه شد؟
اداره تئاتر و خانه نمایش اول قرار بود تخریب شود و جایش را ساختمانی نو بگیرد که در ادامه کار مسئولان ترجیح دادند تنها آن را بازسازی کنند. در حال حاضر هم دفتر و دستک آن اداره به ساختمانی استیجاری در خیابان شهید موسوی منتقل شده که از شرایط مناسبی برای کار هنری برخودار نیست.
در این شرایط آیا بهتر نبود مسئولان وزارت ارشاد تمام هم و غم خود را میگذاشتند تا خانه نمایش 1 تهران را بازسازی کنند و این سالن قدیمی را به حلقه تالارهای نمایشی تهران بازگردانند؟
آیا 170 میلیون تومانی که برای آماده سازی خانه نمایش 2 تهران هزینه شده است، بهتر نبود به زخم دیگری زده میشد تا تن مجروح تئاتر کشور کمی التیام مییافت؟
اگر چه تئاتر ایران و تهران از کمبود سالن مناسب رنج میبرد، اما به نظر میرسد اداره نامناسب این عرصه هنری مشکل بزرگ تری است که باید ابتدا آن را اصلاح کرد.
تشکیل شوراهای ریز و درشت برای اداره تالارهای نمایشی با نامهای «هیئت امناء»، «هنری» و «حمایت» که در بیشتر مواقع ساز مخالف هم میزنند و ایجاد ادارهها و دفترهای متعدد در حوزه اداره تئاتر تنها مشکلات و موانع را بیشتر میسازد و هیچ گرهای از کلاف بسته و سردرگم این هنر باز نمیکند.
تئاتر کشور و تهران، نیازمند اقدامات بسیار بزرگتر از افتتاح یک تالار با 24 صندلی آن هم در یک ساختمان استیجاری است. برای شروع کار هم لازم نیست مدیران هنرهای نمایشی کشور جای دوری بروند، کافی است از پنجره اتاق خود نظاره گر ساختمانی باشند که در کنار بنای استوانهای و زیبای تئاتر شهر در حال قد کشیدن است و به زودی آن را در سایه قرار خواهد داد.