فاوست: ... خوب! بگو که هستی؟
مفیستوفلس: بخشی از آن نیرو که گاه خواستار بدی است و گاه نیکی میکند.
فاوست: این معما یعنی چه؟
مفیستوفلس: من آن روحم که همیشه بر سر انکار است؛ و این رفتاری است برحق، زیرا هر آنچه وجود دارد شایسته ویرانی است، پس بهتر آن که هیچ چیز وجود نداشته باشد. بدین سان، همه آنچه شما نام گناه، ویرانی، یا مختصر بگویم، آنچه تعبیر به شر میشود به آن میدهید، همان سرشت من است.
فاوست. یوهان ولفگانگ فون گوته. ترجمه م. ا. بهآذین. نشر نیلوفر