تیوال نمایش قلعه
S3 : 15:17:56
امکان خرید پایان یافته
  ۱۶ تیر تا ۰۴ مرداد
  ۲۰:۳۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: مهدی رضایی
: احمد شاه قاسمی، عماد زارعی، امیرحسین دانشجو، رایان حبیبیان

: مهدی رضایی
: آتنا تندرو
: ساره ارجمند
: مهدی رضایی (تشابه اسمی با کارگردان)
: کیکاووس شکوهی
: ایمان شهدوست
: آیدا خدایی
: یاشار مشیرفر
: ندا کاوندی، مهران عشریه
: فرانک شریفیان، نرگس شادرومقدم
: علی بنی عامری، پریسا رجبی
: احسان احمدی، رضا جاویدی، ساره ارجمند
گروه تئاتر اشتراک

- اقتباس از نمایشنامه «ناظر مرگ» اثر ژان ژنه
- توجه: ظرفیت تماشاچیان برای هر سانس محدود است.

یاس بنفش موند لای موهای قرمزش....


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۶ سال خودداری نمایید.

گزارش تصویری تیوال از نمایش قلعه / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «قلعه» اقتباسی نوآورانه از نمایشنامۀ «ناظر مرگ» ژان ژنه

» «قلعه» میزبان عکاسان و خبرنگاران می‌شود

» «قلعه» در خانه‌نمایش دا به نمایش گذاشته می‌شود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

میدان فاطمی، خیابان جهانمهر، کوچه۶/۱، پلاک ۶۶، خانه نمایش دا
تلفن:  ۸۸۰۱۶۰۷۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آتنا تندرو، عماد زارعی، narsis و Rayan Habibian این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش قلعه
از نظر من نمایش قلعه در ورای خود متن مهدی رضایی با اقتباس جذابی که ار متن ژان ژنه نوشته شده است
ابتدا فضای کار جذاب است سکوت ها ، مکث ها درخشانند و طراحی صحنه پله ها و بازیگران روی آن و قسمت زیادی از بازی ها جذاب بود و اینکه کلا فضای ابسورد یا همان ابزورد یه فضای تکرار شونده و خاص خودش را دارد و اینکه کارگردان مشخص است که دغدغه مند است و تفکر دارد پشت هر متنی که اجرا میکند
ولی بازی اغراق امیز یک بازیگر کار در لحن و بیان بی دلیل بالا تورا از فضا بشدت بیرون میکند و تو باورش نمیکنی و انقباض تمام مدت بدن با بیان اینکه یک کاراکتر در شدید ترین مدل حسی باز هم قسمتی از اعضای بدنش باز هم رهاست نه منقبض و غیر قابل باور و اینکه کنش و واکنش ها در بین دو کاراکتر باورپذیر نیست زمان گرفتن و هل دادن و اینکه در اخر چرا باید یک نفر جدایی از نمایش بگوید ساعت ... دیدن ادامه » ملاقات تمام شده مگر غیر اینکه شما کاراکتر نگهبان دارید و حتی اگر نخواهید دیوار چهارم را بکشند که زماان ورود با نگاهش با نفرات و‌باز کردن درب برای انها می شکند ولی چرا از یک نریشن استفاده نشود تا فضای تداعی شده خراب نشود البته که قسمتی از صحبت های من بخش سلیقه نیز دخیل هست
در کل برای این گروه درجه یک ارزوی تمام بهترینها را دارم و این ها مسایلی بود که ذهن من را درگیر خود کرد و مطمئنا این برداشت من از کار است و مطمئنا کار به قدری جذاب بود که برایش نوشتم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خود نمایش بسیار ارزنده و قشنگ بود. چند نکته درمورد فضا و امکانات اونجا عرض میکنم:
۱- قرار نیست روی صندلی بشینید. یک سری بشکه‌ی کوچک اونجا هست که بسیار غیرارگونومیک و ناراحت هستن، و اگه سمت راست باشین دیگه جایی واسه تکیه دادن پشت هم نیست و با توجه به زمان نمایش که ۹۰ دقیقه هستش، من خودم شخصاً کمرم درد گرفت.
۲- سالن تهویه نداره‌ و با توجه به گرمی هوا میشه گفت «غیرقابل تحمل» بود.
۳- بروشور کاغذی به شما نمیدن (که با توجه به مسائل محیط زیستی قابل ستایش هست)، اما لینک دریافت بروشور هم خراب بود و بنده با وجود چندبار تلاش موفق نشدم بلاخره بروشور رو ببینم!
صبا صالحیان، آتنا تندرو و تماشاخانه دا این را خواندند
مهدی رضایی این را دوست دارد
از اینکه نمایش را دیدید و کار و زحمت بچه ها را ارزنده و قشنگ ارزیابی کردید واقعا متشکرم. نکاتی را که مدنظر قرار داده بودیدکاملامحترم و قابل بررسی است. در مورد نحوه نشستن تماشاچی توجه بیشتر بر درگیری مخاطب با فضای خاص کار بوده، تماشاچی و بازیگران کاملا ... دیدن ادامه » از نزدیک در ارتباط هستند و اصل انتخاب تماشاخانه دا بر مبنای نزدیکی فیزیکی با فضای داخلی نمایش هست. البته که تعمدا تماشاچی در سختی تحمل فضای تنگ و تاریک زندان شریک می‌شود اما تهویه هوا در چند روز اخیر با مساعدت تماشاخانه و پیگیری تیم اجرایی به حد استاندارد نزدیک تر شده. نمایش از بدو ورود تماشاچیان و جای گیری در سالن آغاز می‌شود که حدود 50 الی 55 دقیقه میباشد. احتمال میدهم که به دلیل شرایط سالن و گرما در تخمین زمان دچار اشتباه شده باشید که کاملا قابل درک هست. در تمام کارهایی که به صورت محیطی اجرا می‌شوند ناعدالتی هایی در نشستن رخ می‌دهد و این تنها به دلیل شکل چیدمانی است که سالن اجازه می‌دهد و ناخواسته بعضی از تماشاچیان زاویه نشستن شان با بقیه فرق می‌کند. اما بروشور با توجه به مسائل محیط زیستی که شما به درستی اشاره کردید از طریق نرم افزار QR code reader قابل دسترسی است که در صورت عدم دسترسی به هر دلیلی (مشکل نرم افزاری و....) میتوانید به ایمیل من پیام بدهید تا بروشور را برایتان ارسال کنم. هر چند که تا الان و با بررسی های روزانه، اختلالی در دریافت آن مشاهده نشده.
به امید دیدار مجدد شما در اجراهای بعدی گروه اشتراک.
مقدم دستیار روابط عمومی نمایش قلعه
ایمیل :mnarsis2@gmail.com
۲۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوب و بی نقص
نمایشی که به سادگی میتونه مخاطب رو در روند نمایشنامه غرق کنه به همراه بازی های خوب و باور پذیر
یه نمایش خاص برای مخاطب خاص....
دیگه خبری از چیپس و پفک تماشاچی های عام و صدای پچ پچ نبود.
عجب انتخابی بود انتخاب تماشاخانه دا.... دقیقا فضای یه زندان رو القا می کرد .....
پیچیدگی خاص متن و القای فضای زندان فوق العاده بود....
نمایش واقعا همه پسند نیست ولی من ازش لذت بردم.
بازی ها خوب بود. فضا سازی عالی بود....
موزیک به جا بود‌‌‌‌...
همین که آخر نمایش کسی دست نزد و احساس کرد باید در سکوت از فضا خارج شه نشون میداد نمایش کار خودشو کرده....
جا داشت روی شخصیت ها کمی بیشتر کار بشه .... لباس زندان بان تناسبی با فضا نداشت....
به همه توصیه اش نمی کنم.... اگر اهل تئاتر هایی هستید که بعدش سردرد بگیرید ولی از سردردتون مازوخیسم وار لذت ببرید برید و نمایش رو ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش های ابزورد حال و‌هوا و مخاطب خاص خودشون رو دارند.فضای ساده و مینیمالیستی، تمپوی پایین، چرخه های تکرار و گاها هدف نامشخص یا بی هدفی کاراکترها.و این نمایش یک اجرای بی نقص در این سبک بود.خوشحالم که برای دیدنش رفتم
سالن دا بازسازی شده بود؟
۲۴ تیر
مرسی
۲۴ تیر
تغییر قابل مشاهده ای که نکرده.سالن جالبیه برا نمایش های خاص.مثل این نمایش یا برای پرفورمنس وجود عالی بود.فقط مشکل برا این فصل اینه که کولر نداره.بیش از هر چیزی خود بازیگرها اذیت میشند.
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش قلعه / مهدی رضایی کارگردان تئاتر قلعه همیشه نگاه پر از دغدغه و فکری داشته، در تمام کارهای ایشون شخصیت هایی بودن چه از نظر فاز مثبت،منفی،خاکستری و حتی سیاه و چیزی که برای من خیلی جذاب و در عین حال جالب است اینه که با تمام شخصیت ها ارتباط برقرار کردم همیشه انگار که این شخصیت ها همیشه در خود من و در اطراف من جاری بودن برای همین است که میگم دغدغه مند .کارگردانی که به ریز به ریز حرکات نگاه ویژه داشته و این حس رو مخاطب میفهمه که هر روز اجرا یه روح تازه جدید داره . همیشه گفتم در تئاتر نزدیک بازیگر بودن از نظر مکانی حس خاصی رو در مخاطب ایجاد میکنه و نمایش قلعه فاصله بازیگر با صحنه کم است و انگار من مخاطب دقیقا دارم درک میکنم اون فضای گرفته اون فشاری پر از تنش شخصیت ها رو ... به راستی اگر ما در قلعه بودیم چه واکنشی داشتیم ؟ در گردابی از وهم ترس و بی اعتمادی ... دیدن ادامه » به اینده ؟!
بازیگران کار خوش درخشیدند و با تمام وجود در صحنه بودند و هر آنچه که از تکنیک های خاص داشتن به نمایش گذاشتند .
تبریک به مهدی رضایی و بازیگران و تمام عوامل نمایش قلعه .
احسان/هنرجوی تئاتر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در نمایش 《قلعه》پردازش شخصیت‌ها به گونه‌ایست که علاوه بر آن‌که برای مخاطب عام باور پذیر است، به لحاظ روانشناختی و سایکوپاتولوژی نیز نمایشی بسیار دقیق و کم نقص است. گویی مخاطب در اتاق درمانگری نشسته و ناظر اجرای تکنیک‌های مانند صندلی خالی و صندلی داغ است.در لحظه‌ی آغاز نمایش مخاطب، هر کدام از شخصیت‌ها را مانند یک قطعه یخ کوچک می‌بیند اما با پیش‌روی نمایش ذره ذره عظمت این کوه‌ یخ برای مخاطب بر ملا‌می‌شود و همین امر موجب می‌شود مخاطبان تا آخرین لحظات درگیر داستان شوند و مدام در تلاش برای واشکافی و شناخت شخصیت‌ها باشند.
با سلام خدمت کاربران محترم
نکته ی اول بنده اگر از نمایشی خوشم نیاید ابتدا به خودم نهیبی می زنم که نکند خودم آن را نفهمیدم وقتی با نام ژان ژنه و کارگردانی مهدی رضایی مواجه هستیم پس قطعا با یک متن بی معنا مواجه نیستیم چون ژان ژنه فردی نبوده که تحت تاثیر ماریجوانا یا ال اس دی بنویسد
نکته ی دوم قطعا چنین نمایشی به افرادی که انتظار دارند شب جمعه ای به همراه خانواده اوقات خوشی را در سالن تئاتر سپری کنند و بازیگر با پیژامه وسط صحنه خوشمزگی کند توصیه نمیشود
و اما نکته آخ، این نمایش سیاه نیست شما با یک آیینه ی تمام عیار مواجه هستید اگر سیاهی میبینید در واقع خودتان را میبینید بازتابی از دنیای سیاهیست که در آن زندگی می کنید در مورد جامعه ای حرف می زند که تنها تفاوت قهرمانش با ضد قهرمانش این است که قهرمان بدبختی و فلاکت را خودش انتخاب نکرده است بلکه یک قربانیست ... دیدن ادامه » و شرایط او را به سمت جنایت کشانده است
و ضد قهرمان ها کسانی هستند که آگاهانه جنایت و فلاکت را انتخاب می کنند و حتی برای رسیدن به مقام زاغی( قهرمان داستان که ناخواسته جنایت کرده و از احترام بیشتری برخوردار است) با هم رقابت می کنند
موریس یک درجه از لوفران بهتر می باشد چون زنی را می خواهد بکشد که به توجیه خودش خیانت کرده و حقش می باشد بمیرد چون در دنیای قراردادی و ساختگی موریس زنی که خیانت کرده باید بمیرد اما کثیفترین فرد داستان لوفران است برای پیشرفت و ارتقا طبقه اش کسی را می کشد که هیچ گناهی انجام نداده
آیا این قصه ها برایتان آشنا نیست؟ آیا در اداره کارتان فردی را دیده اید که بخاطر مشکلات مالی و ترفیع گرفتن ناگزیر به زیرآب زدن افرادی می شود که در وظایفشان کوتاهی کرده اند و در کنارش افراد دیگری را هم دیده اید که با حسادت برای کسی که هیچ کاری نکرده دسیسه چینی می کنند تا او را زمین بزنند
دقیقا در این نمایش طبقات مختلف آدم ها را بر اساس میزان جرمشان می بینید دست و پا زدن برای رسیدن به طبقه ی بالا از هر راهی را می بینید و این وسط نگهبان( ماموران همیشه معذور) را هم می بینید که وضعشان خیلی تفاوتی با جنایتکاران ندارد آن ها فقط حقوق می گیرند تا نظمی سوری را بین زندانیان رعایت کنند در حالی که خودشان هم در زندگی به هیچ اصولی پایبند نیستند
اجرا در این ژانر بسیار جذاب بود گل بنفش مایل به صورتی که تبدیل شده به طبقات بدنه ی زندان شدیدا روی من اثر کرد باز هم می گویم افراد علاقمند به نمایش های سرگرم کننده اند هرگز چنین نمایشی را نبینند چون مجبور می شوند تا چندین روز تامل کنند و قطعا حوصله تان سر می رود این نمایش شما را بالا می آورد بعد بالا می آورد بعد که خیلی بالا آورد با یک سیلی شما را پرتاب می کند وسط دره اجرای ریتمیک آخر صحنه هم خیلی خوب کار شده بود
فضای گروتسک و تلخ و دردآوری داشت. سه زندانی و مبحث دردناک خیانت و قتل ناموسی...ضربه هایی که زندانیان میزدن متناسب با فضای زندان نمایش را به هدفش میرساند و تماشاچی را عصبی میکرد تماشاچینی که فاصله کمی داشتند تا بازیگران و انگار خودشان هم بخشی از آنها بودند. گرم بودن فضای سوله، رورانس نداشتن، تاریکی تقریبی. نگاه های سکسوالیته فضای تک جنستی..سقف دکور لخت فضای زندان را تداعی میکرد. منتهی رنگ صورتی قدری به این فضا لطافت میبخشید شاید میخواست تداع گر نگاه جنسی زندانیان به زن زندانی اصلی باشد. زندان بان شبیهه گارسون ها خیلی خوش لباس بود.
تبریک میگم به عوامل این کار : بازیگران که از دوستان خودم هستند و گروه کارگردانی که اساتید بنده هستند.
به نظرم می شد دکور پویا تر بشه .. جذاب تر بشه... مثلا سقفش خیلی جذاب بود واقعا عینه سقفه قلعه ها بود... یه جاییش خراب شده بود. یه حفره ای اون وسط بود..
کاش که یه خورد ههم صدای صحنه رو بیشتر می کردن یعنی صدای پس زمینه.... نمی دونم یه جوری بهتر دیگه.... مثلا صدای موش و صدای شکنجه... یا چک چک آب.... چون هیچ صدایی نبود... ناسلامتی زندان و قلعه و این چیزای خفن بود دیگه...
بعد یه چیزی رو اصلا نفهمیدم... چرا سکو صورتی بود؟؟؟
از نکات جذابش این بود که تماشاگر توی صحنه بود... و کمترین فاصله رو با بازیگر داشت... آخرشم خیلی باهال بود که.... دیگه نمیگم که اسپویل نشه....
متنشو دوست داشتم...
....هنرجوی گروه تئاتر اشتراک....
چه قدر خوب که به تمجید از دوستانتون بسنده نکردید و حق یک دوست واقعی رو با بیان کاستی ها به جا آوردید. آفرین
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید