در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | لعیا میری درباره نمایش اتاق ورونیکا: ****در همین ابتدا عاجزانه خواهشمندم هنگام انتخاب نمایشی برای تماشا به
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 05:08:44
****در همین ابتدا عاجزانه خواهشمندم هنگام انتخاب نمایشی برای تماشا به همراه کودکان خود،دقت بیشتری کنید تا در تمام طول نمایش حواس تماشاگران دیگررا که سخت نگران کودک شما یند که از ترس جلوی چشمان خود را گرفته و برای ندیدن و نشنیدن پشت شما چمباتمه زده، پرت نکنید. نمایش «اتاق ورونیکا» قطعا مناسب کودک شما نیست.****


حدس احساس خوشایند رضایت بعد از دیدن دو ساعت اجرایی به کارگردانی رضا ثروتی کار سختی نیست. همانطور که حدس شکل و شمایل نمایشی که قرار است از این نام ببینی :«مونتاژی خلاقانه از تکه های مختلف یک داستان در صحنه ای توهم زا با نور و صدایی که عمق این توهم را دو چندان میکنند. و ذهنی که آماده شده است در تمام مدت نمایش درگیر ارتباط دادن این تکه ها و مفهوم کردن استعاره هایی باشد که ثروتی برایش تدارک دیده» اما اینبار از همان بدو ورود به سالن و دیدن صحنه ای معمولی و آشنا، به درست بودن حدست شک میکنی.
ثروتی اینبار نمایشنامه اش را به همان سرراستی خود داستان به صحنه برده است . خبری از پیچیدگیهای معمول نمایش های او نیست و ذهن تماشاگر در تمام دوساعت نمایش بر روی یک چیز متمرکز است؛ توهمات ترس برانگیز ورونیکا. توهماتی که از یک سوم ابتدایی نمایش به بعد (دقیقا از زمان پخش موسیقی عروسک قشنگ ... دیدن ادامه ›› من به آن شکل میخکوب کننده) بیننده را به درون خود میکشد. بعد از آن همه چیز، از صحنه ی ساده و بی استفاده و نوری که طراحی خاصی برای آن در نظر گرفته نشده گرفته تا مکالمه های طولانی و پر جزئیات شخصیت ها ،همگی به غرق شدن تماشاگر در توهمات ورونیکا کمک میکنند. اتقاقی که مطمئن نیستم در شکل دیگری از طراحی نمایش این داستان اتقاق می افتاد. نمایشی که قرار نیست در دسته بندی نمایش های «ترسناک» قرار گیرد یا «سوگنامه »ای باشد برای زندگی غم انگیز شخصیت شرور داستان. تمام این سادگی باعث میشود که بیننده به چیزی که فراتر از خود نمایش و ملحقات قرار گرفته برسد و آن همان تصور خودش در جایگاه شخصیت اصلی داستان است. در اینجا موسیقی تنها چیزیست که به حس تماشاگر رنگ و بوی دلهره میدهد ،موزیکی که از گرامافون پخش میشود و سعی میکند گذشت ثانیه های این توهم را طولانی تر کند. ثانیه هایی که ذهن در بی قضاوتی کامل در تصمیمی میان گناهکار یا قربانی بودن غوطه ور است.
اما چه چیز به این روند موفق ضربه میزند؟ در نمایشی که هدف درگیر کردن ذهن مخاطب با مسائل روانشناسانه و شخصیتی انسان است و قرار است این موضوع با احساسی شبیه به ترس همراه باشد، چیزی که بیشترین کمک را برای نزدیک شدن به هدف میکند، ایجاد «تعلیق» در جریان داستان است. ایجاد لحظاتی که مخاطب با تمام وجود در سوال«واقعا چیه داستان؟!» غرق باشد..چیزی که در نمایش ثروتی به طور کامل شکل نگرفته و باعث شده صحنه ها به جای معلق کردن تصور مخاطب، در بعضی لحظات «کش دار» به نظر برسند.این اتفاق شاید بر اثر بازی نه چندان باور پذیر ستاره پسیانی به وجود آمده باشد که بازی خارق العاده ی بهناز جعفری در سه شخصیت متفاوت اما واحد( که بی اغراق نفس را در سینه حبس میکند) نتوانسته تأثیر آن را کمرنگ کند، ویا شاید کوتاه بودن زمانی که قرار است در ذهن تماشاگر برای اولین بار سوال «واقعا ورونیکا کیه؟» شکل بگیرد باعث آن بوده. این همان سوالیست که میتوانست اساسی تر از آنچه میبینیم داستان را بر روی خود استوار کند.

دلیل این اتفاق هرچه که باشد موجب شد« اتاق ورونیکا» با وجود تمام ویژگیهای تحسین برانگیزش و همان حس خوشایند زمان خروج از سالن، نتواند به جایگاهی همانند «ویتسک »در خاطرات نمایشی من برسد.


اما یک چیزی به این روند موفق ضربه می زند!
این جمله بهترین توصیف برای نمایش ورونیکاست....این جمله یعنی تماشاگران نمایش را دیده اند و آن را دوست داشته اند و نمایشی موفق آنان را واداشته که با خود فکر کنند آیا این یک نمایش عالی است؟آیا آنها به تماشای یک شاهکار رفته اند؟؟؟؟؟بعد کمی سرشان را خوارانده‌اند و با تاسف احساس کردند که...نه....و این یعنی یک جای کار می‌لنگد!
این نشان می‌دهد که فاصله یک شاهکار با یک اثر خیلی خوب نه اشتباهات فاحش که تصمیمات ظریف و کوچکی است که اثر را از رساندن به اوج بازداشته ... دیدن ادامه ›› است.

تصمیمی به کوچکی کش دادن نقطه تعلیق و یا چنان که در نقد آقای منصوری بود تاکید بر وجه وحشت نمایش به جای هراس....
اتاق ورونیکا نمایش خوبی است که می‌توانست اثری شاهکار باشد...
۱۳ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید