تیوال | علی ژیان درباره نمایش در بارانداز: یادداشتی بر نمایش در بارانداز به نویسنده و کارگردانی
S3 : 06:11:44
علی ژیان
درباره نمایش در بارانداز i
یادداشتی بر نمایش در بارانداز
به نویسنده و کارگردانی امیر کاوه آهنین جان
تالار حافظ ساعت ۱٨:٣۰
مجید قربانی

این خون آشام های آشنا

یافتن زبان ارتباط بین هنرمند و مخاطب همواره جزء دغدغه های هنرمندان تمامی رشته های هنری است و هنر نمایش هم از این قاعده مستثنا نیست.
بحث کلی بر روی این موضوع است که برای برقراری ارتباط بین اثر هنری و مخاطب آیا این هنرمند است که باید اثر خود را تا سطح فهم مخاطب خود پایین بیاورد یا این مخاطب است که باید خود را تا سطح درک اثر هنری بالا بکشد؟
ایستادن هر کدام از طرفهای این بحث بر جای خود باعث به وجود آمدن دو نوع اثر هنری می شود، از سویی آثار هنری خاص که معمولا مخاطبان آن یا خود هنرمندان هستند یا قشر خاص و محدود که امکان برقراری ارتباط با آن اثر خاص را دارند و از سوی دیگر منجر به تولید آثار دم دستی ، نازل و سطحی می شود که مخاطب گسترده تری را در بر می گیرد.
البته شیوه سومی هم وجود دارد که هنرمند تلاش می کند تا کمی خود را به زبان ارتباطی مخاطب نزدیک کند و از آن سو مخاطب هم در تلاش است تا خود را با زبان اثر آشنا کند تا وفاقی ایده آل صورت گیرد.
نمایش در بارانداز در این تقسیم بندی تقریبا به گونه اول نزدیک است. چرا که از طرفی با تمامی ویژگی های خاص نمایشنامه و شیوه خاص اجرایی، نمایش در درون خود یک قصه دارد که این عنصر، خود از فاکتور های اصلی برقراری ارتباط با تماشاگر عام است که البته این قصه به شکل کلیشه ای روایت نمی شود و از طرفی سبک بازی بازیگران و کارگردانی و همچنین طراحی صحنه ، لباس ، گریم و موسیقی نیز به طور کامل از فضای ریالیسم فاصله می گیرد و به شیوه ای غیر واقعه گرایانه ارایه می شود.
همین سبک غیرواقعه گرایانه نیاز به شناخت و تجربه از سوی مخاطب دارد تا ارتباط کامل بین او و اثر برقرار شود. گرچه اجرای نمایش با این سبک و سیاق بسیار مخاطره آمیز است و نیاز به تمرینات مستمر و پر فشار دارد اما خروجی مثبت آن هم بستگی به عوامل مختلفی دارد.
(امیر کاوه آهنین جان به عنوان نویسنده و کارگردان نمایش توانسته با گروهی بازیگر جوان اثری یک دست را به روی صحنه ببرد)

همانطور ... دیدن ادامه » که از نام نمایش پیداست نمایش در بارانداز قصه آدمهایی است که بر روی یک بارانداز کار می کنند. باراندازی در ناکجا آباد یا نیویورک یا لندن دهه 60 میلادی یا هر جای دیگر، آنها از سوی شخصی به نام جانی تحت سلطه و استعمار هستند . به اصطلاح کسی بدون اجازه جانی که در قواره یک خون آشام ظاهر می شود اجازه نفس کشیدن ندارد ، رابطه بین آدم ها بی روح و در فضایی سرشار از بی اعتمادی قرار دارد و کوچک ترین عمل هر شخص تحت نظارت جانی و آدم های خون آشامش است . در این بین روکا یکی از اهالی این بارانداز به دلایل مختلف و از جمله بخاطر رسیدن به معشوقه اش مقابل جانی قرار می گیرد و این رویارویی منجر به یک فاجعه می شود.
امیر کاوه آهنین جان به عنوان نویسنده و کارگردان نمایش توانسته با گروهی بازیگر جوان اثری یک دست را به روی صحنه ببرد و از آسیب های معمول این گونه نمایش ها که معمولا دچارعدم توانایی در برقراری ارتباط و چند دستگی در سبک اجرایی در عناصر مختلف می شوند گریخته است.
(اجرای نمایش در بارانداز کار سختی است و از عهده هر بازیگر ، کارگردان و گروه اجرایی ساخته نیست)
به طور کلی می توان گفت نمایش در بارانداز نمایش معمول این روزهای تئاتر کشور نیست و نمایش متفاوتی است.
نمایش با هجوم حدود سی بازیگر در شمایل سی خون آشام بر روی صحنه که مدام در حال دویدن و حرکت های آکروباتیک و پر تنش هستند و موسیقی تند غربی و نور پردازی پر تحرکی آنها را همراهی می کند آغاز می شود و بعد از چند لحظه ، این فعل و انفعالات صحنه را به یک میدان مشت زنی تبدیل می کند.
تمامی بازیگران نمایش از آمادگی بدنی فوق العاده ای برخوردارند که نشان از تمرینات سخت و مستمر گروه تئاتر سولو دارد و تاییدی بر اشاره کارگردان در بروشور نمایش دارد که یاآور می شود که از حدود 15 ماه پیش عزم این سفر را کرده و تشکیل گروه سولو دغدغه یک دهه زندگی اوست.
به بیانی دیگر اجرای نمایش در بارانداز کار سختی است و از عهده هر بازیگر ، کارگردان و گروه اجرایی ساخته نیست و مستلزم توانایی های ویژه ای است اما در پایان باز به بحث آغازین اشاره می شود که عنصر ارتباط و بهره بردن مخاطب در این نمایش چه وضعیتی دارد؟ و تماشاگر این نمایش هنگام خروج از سالن به خوبی با نمایش ارتباط برقرار کرده و آیا تمایل دارد دوباره به دیدن این نمایش بنشیند یا دیدن این نمایش را به کسی پیشنهاد کند یا نه؟ گرچه پیش از این هم اشاره شد که پاسخ این سوال بستگی به سطح اطلاع و دانسته ها و علایق تماشاگر برمی گردد اما تصور می شود کاوه آهنین جان توانسته به بخش زیادی از این سوال ها پاسخ مثبت بدهد و سربلند بیرون بیاید اما همچنان این دغدغه باقیست که چگونه می توان مخاطب عام جامعه را هم از این نمایش بهرمند کرد که البته کار دشوار و بعیدی است و در پایان به این باور قدیمی می رسیم که شاید براستی هنر تئاتر مختص مخاطب خاص است و تلاش برای رسیدن به شعارهایی مانند تئاتر برای همه در حد همان شعار باقی می ماند.
ممنون از اینکه این نقد رو اینجا گذاشتید. بسیار آموزنده و دقیق و موشکافانه بود. ای کاش باز هم از این دست مطالب بگذارید. من سوالات زیادی در مورد این نمایش دارم که بخشی از جواب هایم رو توی همین نوشته پیدا کردم. دستتون درد نکنه
۱۵ دی ۱۳۹۴
علی جان نوشته هاتم مث خودت خاصه داداش!
۱۶ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید