ای که میخندی و لولی امروز
فردا نوبت توست!
ای که بر بند خیالی سواری سرخوش
بر نازکیش خوب نظر کن
فردا نوبت توست!
زین کن خر مردات در دَم
نوش کن جام هوس در یک دم
فردا نوبت توست!
آقا مهدی گل، انتقادتون رو بفرمایید که بی نهایت انتقاد پذیرم ،به هیچ وجه ادعای در شعر و شاعری ندارم، البته خوب یا بد در پی رعایت قوانین شعر هم نیستم :) فقط فکری در پسش بوده و منظوری دارم
انتقاد سازنده ی درست : بررسی معایب و محاسن اثر با رعایت اخلاق و همچنین در نظر گرفتن اصول کارشناسی که در نتیجه ، برآیند موجب پیشرفت اثر و صاحب اثر می شود..
در کل اعتقادی به این تعریف ندارم (لوس بازیه)
چه کاریه آخه ، درست اینه که من نوعی نظرم رو میگم ، طرف مقابل می خواند و در خاطر نگه می دارد تا در اولین فرصت به شکل کاملا بی رحمانه و به شدت تلافی کند (شوخی) ، این راه پند آمیزتر و سریع تره..
نقد من : یه جوریه
اما "در پی رعایت قوانین نبودن" خیلی خوبه..
درودها :)
خیلی خوب و با مفهوم
--
شبی دیدم
مرده ام
و در خاک گور
می گذارد بر سرم
دستی آخرین سنگ لحد
نهایت نداشت
ترس مهیب و کشنده اش
و چه تنها و ُ بیچاره بودم من
منی که امروز
خر ... دیدن ادامه ›› مرادم
بر گورهای بسیاری ردّ می شود
با غرور
سید
--
شعرتان زیبا بود . و شاید منظور شما چیز دیگری بود . ولی مرا به یاد شهودی انداخت که چندی پیش دیدم و عجز و تنهایی و بیچارگی و ترس آدمی را در اوجی غیر قابل توصیف حس کردم . واقعاً کمتر کسی ست که برای این عاقبت محتومش دغدغه مند باشد و کاری کند . خدای مهربان همه ما را عاقبت بخیر کند .
ممنونم تیلای عزیز ،دقیقا میخواستم همینجوری باشه ،همه لازم داریم هر چند وقت یکبار حواسمون رو جمع کنیم،اگر به یاد بیاریم ،کمتر به دیگران ،خواسته یا ناخواسته آزار می رسونیم
درود بر تو دوست عزیز و خوش ذوقم