در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | گروه تئاتر نئوتهران
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 15:22:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
یادداشتی درباره‌ی نمایش «لوله»
منتقد: آناهیتا ایزدی


نمایش «لوله» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا اجلی اجرایی از یک گروه جوان در سالن سه مجموعه تئاتر لبخند که می‌کوشد با اتکا به فرمی متمایل به سوررئالیسم، روایتی اجتماعی-سیاسی را بر صحنه صورت‌بندی کند. باوجود این گرایش فرمال، یکی از نقاط قوت اثر در آن است که داستان و حوزه تماتیک در دل این ساختار انتزاعی محو نمی‌شود، بلکه به‌ واسطه مجموعه‌ای از نشانه‌های تکرارشونده و موقعیت‌های قابل‌ردیابی، خطی حداقلی از پیوستگی روایی حفظ می‌شود. این ویژگی، «لوله» را از خطر فروغلتیدن به انتزاع صرف -‌که یکی از آسیب‌های رایج اجراهای پست مدرن است-  تا حدی دور نگه می‌دارد. «لوله» در اینجا به‌ عنوان یک دال مرکزی عمل می‌کند؛ عنصری نمادین که به‌ تدریج از یک ابزار کار به بخشی از بدن کارگران تبدیل می‌شود. این ادغام بدن و ابزار، یادآور خوانش‌های مارکسیستی از «ازخودبیگانگی» است؛ جایی که کارگر در فرآیند تولید، رابطه‌ای ارگانیک اما در عین حال بیگانه با ابزار کار خود پیدا می‌کند. لوله در این اجرا، نه‌ تنها امتداد بدن، بلکه در لحظاتی جایگزین آن می‌شود -به‌ گونه‌ای که مرز میان سوژه و ابزار فرو می‌ریزد. این همان نقطه‌ای است که می‌توان آن را در امتداد مفهوم «بدنِ ... دیدن ادامه ›› انضباط ‌یافته» در اندیشه فوکو نیز خواند: بدنی که تحت سازوکارهای قدرت، شکل می‌گیرد، کنترل می‌شود و حتی کارکردهایش بازتعریف می‌شود. چند کارکردی بودن «لوله» -از ابزار کار تا لوله تفنگ و حتی ابژه‌ای در نسبت با خشونت جنسی- دامنه معنایی آن را گسترش می‌دهد و آن را به یک نشانه سیال بدل می‌کند. این سیالیت، اگرچه ظرفیت تولید معانی چندلایه را دارد، اما در اجرا به‌طور کامل مهار نمی‌شود و در برخی لحظات به پراکندگی معنایی می‌انجامد. به بیان دیگر، نشانه مرکزی اثر از انسجام دلالتی کافی برخوردار نیست تا بتواند همه لایه‌های معنایی را به شکلی منسجم در خود متمرکز کند. در سطح اجرا، کریوگرافی برخی صحنه‌ها به خلق تصاویر قابل‌توجهی انجامیده است. این تصاویر، در امتداد آنچه هانس-تیس لمان، تئاترشناس آلمانی، از آن به عنوان «تئاتر پسا‌دراماتیک» یاد می‌کند، بیش از آنکه در خدمت پیشبرد روایت باشند، بر تجربه حسی و ادراکی مخاطب تکیه دارند. نکته قابل ‌توجه اینجاست که این لحظات، بدون آنکه مخاطب را وادار به تفسیر فوری کنند، اثرگذاری خود را از طریق کیفیت بصری و ریتمیک‌‌شان اعمال می‌کنند. با این حال، این دستاوردها در کل اجرا یکدست نیستند و به‌ صورت جزیره‌ای باقی می‌مانند. اما یکی از موثرترین مولفه‌های این اجرا، بهره‌گیری سنجیده و حرفه‌ای از عنصر موزیکالیته است؛ عنصری که در بخش قابل‌توجهی از تئاتر غیرسنتی ما یا نادیده گرفته می‌شود یا به‌صورت الحاقی و تزیینی به کار افزوده می‌شود. در اینجا، موسیقی به ‌صورت اختصاصی برای اجرا ساخته شده و در نسبت ارگانیک با ساختار اثر قرار گرفته است؛ نه بر اجرا تحمیل می‌شود و نه به‌ صورت کلاژگونه و صرفا برای القای احساسات به مخاطب به آن الصاق شده است. موسیقی در این اجرا، کارکردی دراماتورژیک پیدا می‌کند و در برخی بخش‌ها از طریق آواز و فرم‌های کرال به خود اجراگران سپرده می‌شود تا به‌مثابه امتداد کنش نمایشی، در پیشبرد روایت مشارکت کند. این رویکرد، یادآور سنت‌ برشتی است. در نتیجه، امر موسیقایی نه در حاشیه، بلکه در متن کنش صحنه‌ای قرار می‌گیرد. با این حال، ارایه این امر موسیقیایی در طول اجرا از منظر کیفی بی‌نقص محقق نمی‌شود. بخشی از بازیگران در مواجهه با این وظیفه دوگانه -ترکیب کنش بدنی و بیان موسیقایی- از انسجام لازم برخوردار نیستند و در برخی لحظات، ناپایداری در کوک صدا و عدم اطمینان در اجرای خطوط آوازی به گوش می‌رسد. این مساله، به ‌ویژه در ساختارهایی که بر دقت ریتمیک و هارمونیک متکی هستند، می‌تواند از یکپارچگی کلی اجرا بکاهد و تاثیرگذاری این مولفه را تا حدی تضعیف کند. از منظر بازیگری، ایده اجرایی اثر موقعیت‌های متعددی برای کنش و خلاقیت دراختیار اجراگران قرار می‌دهد، اما بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها یکدست و منسجم نیست. در حالی که برخی بازیگران در سطحی بازنمایانه و تیپیکال باقی می‌مانند، برخی دیگر-همچون علی نهاوندی-موفق می‌شوند حضور خود را به عنوان یک «ماده اجرایی» در نسبت با فضای سوررئال اثر بازتعریف کنند. در مورد نهاوندی، این بازتعریف به‌گونه‌ای محقق می‌شود که بدن و حضور صحنه‌ای او از سطح ایفای نقش فراتر رفته و به یک کانون توجه مداوم برای مخاطب بدل می‌شود.
نکته قابل‌تأمل در مواجهه او با نقش، توانایی‌اش در حفظ نوعی «انفعالِ فعال» است؛ وضعیتی پارادوکسیکال که در آن، کنش‌مندی نه از طریق حرکت و برون‌ریزی، بلکه از دل سکون تولید می‌شود. این کیفیت، او را به آنچه در نظریه‌های بازیگری معاصر به عنوان «حضور» یاد می‌شود، نزدیک می‌کند؛ حضوری که پیش از هرگونه معناپردازی روان‌شناختی، از طریق کیفیتِ بودنِِ بدن در صحنه شکل می‌گیرد. 
در نتیجه، نهاوندی در دل یک ساختار فرمال و انتزاعی، بدون اتکا به ابزارهای مرسوم واقع‌گرایانه، موفق به خلق کاراکتری می‌شود که واجد تشخص اجرایی و قابلیت دنبال‌شدن توسط مخاطب است. درنهایت، نمایش «لوله» را می‌توان تلاشی قابل‌اعتنا در جهت پیوند دادن فرم‌های غیرواقع‌گرا با مضامین اجتماعی-سیاسی دانست؛ تلاشی که از منظر حوزه تماتیک و ایده اجرایی در جای درستی قرارگرفته و در لحظاتی به دستاوردهای قابل‌توجهی می‌رسد، اما در سطح انسجام فرمال و هدایت نشانه‌ها و همچنین ارایه ایده اجرایی توسط غالب بازیگران هنوز به پختگی لازم نرسیده است. اگر این اجرا بتواند نسبت میان فرم سوررئالیستی و ایده اجرایی خود را با ارایه اجراگرانش دقیق‌تر تنظیم کند، ظرفیت آن را دارد که از یک تجربه پراکنده به یک بیان منسجم و اثرگذارتر ارتقا یابد.


دانش‌آموخته دکترای مطالعات تئاتر از دانشگاه برلین

لینک: https://etemadnewspaper.ir/fa/Main/Page/3232/7/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA
نمایش «لوله» از آغاز تا اجرای ۱۴۰۵
سرگذشت سه دوره

حالا نزدیک به یک دهه از شروع تمرین‌های «لوله» می‌گذرد. اثری کارگاهی از گروه «نئوتهران» که از شهریور ۱۳۹۶ شروع شد.
گروه نئوتهران از همان ابتدا، همچون هر گروه تئاتری، به اجرای عمومی این کار فکر می‌کرد و البته نیم‌نگاهی هم به جشنواره‌ی دانشگاهی آن سال داشت.
کم‌کم و با نزدیک شدن به فراخوان جشنواره و بازبینی‌ها در اواخر سال ۹۶ و اوایل سال ۹۷، تمرین وارد فاز جدید شد و در اردیبهشت ۹۷ در جشنواره دانشگاهی به روی صحنه رفت؛ ۴ اجرا در سالن انتظامی خانه هنرمندان.
پس از آن بعد از ۱ سال تمرین از شهریور ۱۳۹۶ تا مهر ۱۳۹۷، بالاخره در سالن مولوی به مدت ۱۵ اجرا به روی صحنه رفت. گروه در این دوره‌ی اجرا، با رویکردی تجربی و با محوریت انتقال انرژی روی صحنه، به خوبی توانست به قصد خود نزدیک شود. بازیگرانی همچون محمدرضا آریان، ارغوان راستی، محمد ابراهیم عبدی، ... دیدن ادامه ›› مصطفی عطری، زهرا فضل‌الله، یاسمن وفایی و حسین یوسفی در این دوره حضور داشتند.
همان سال گروه با هماهنگی سالن هامون رشت در دو دوره‌ی متفاوت و چندین اجرا در این سالن ‌و در شهر رشت به روی صحنه رفت. دی و بهمن سال ۹۷ «لوله» برای اجرای مجدد در تماشاخانه‌ی پالیز وارد تمرین شد؛ اما در همان اجرای اول به مشکلات فنی و درون‌گروهی خورد و متوقف شد.
نیمه‌ی اول سال ۹۸ بود که یکی از بازیگران «لوله»، این اثر را برای پایان‌نامه‌ی خود با موضوع عرفان در بازیگری برگزید و در سالن خانه کوچک نمایش، برای تعدادی از تماشاگران و اساتید دانشگاه هنر و معماری اجرا شد.
از سال ۹۸ تا ۱۴۰۰ بارها «لوله» مورد انتخاب تهیه‌کننده‌ها برای بازتولید قرار گرفت؛ اما هیچگاه تا پیش از سال ۱۴۰۰ به اجرای عموم نرسید. البته دوران کرونا و تمرین کار جدید گروه هم بر این امر اثر گذاشت. نیمه‌ی ابتدایی سال ۱۴۰۰ همزمان با شیوع کرونا، پس از چند بار متوقف شدن تمرین‌ها در تماشاخانه‌ی ایرانشهر، بالاخره دوره‌ی دوم «لوله» در سالن ناظرزاده‌ی ایرانشهر، آغاز شد. ۳۰ اجرا که با ترکیب بازیگران جدید و قدیم این نمایش، به روی صحنه رفت. محمدرضا آریان، احمدرضا خانی، مینا رسولی، محمد ابراهیم عبدی، مصطفی عطری، مژده منظومه، فراموش موحدی و یاسمن وفایی در این دوره حضور داشتند.
در دوره‌ی دوم «لوله» با تاکید بر طراحی صحنه‌ی جدید و با به روز کردن بازی بازیگران و تغییرات میزانسن‌ی خروجی تازه‌ای رقم‌ خورد. پس از این دوره بود که گروه تصمیم به اجرا در خارج از ایران گرفت و همان سال در جشنواره‌ی جینجرفست روسیه قبول شد؛ اما اسفند ۱۴۰۰ جنگ روسیه و اوکراین مانع حضور گروه «لوله» در این جشنواره شد.
گروه «نئوتهران» تا شهریور ۱۴۰۱، تصمیم گرفت کارهای جدید متعددی را شروع کند؛ اما هر بار با موانع مالی و بحران‌های درون‌گروهی مواجه شد. پس از شهریور ۱۴۰۱ و جنبش مهسا، سرپرست گروه و اعضای آن، به مدت ۳ سال، تمرین و اجرای تئاتر را همچون خیل عظیمی از گروه‌ها تعطیل کردند. این تصمیم البته با بازگشت مجدد گروه‌ها وارد مرحله‌ی جدید شد و مهر ۱۴۰۴ گروه «لوله» تصمیم به بازتولید این اثر برای بار سوم گرفت. البته این مهم به پیشنهاد فرزین حاجیلو یکی از بازیگران دوره‌ی سوم اجرا شکل گرفت. حاجیلو پس از مشورت با گروه، سرمایه‌گذاری و تهیه‌کنندگی «لوله» را بر‌ عهده گرفت و «لوله» وارد فاز تمرین شد. از آبان تا ۱۸ دی ۴۰۴، گروه تمرین‌های فشرده‌ی خود را با تغییر در حرکات بازیگران و داستان به روز شده، پیگیری کرد. ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بود که با داغدار شدن ملت ایران، گروه نیز تمرین‌های خود را متوقف کرد.
در نهایت پس از بررسی‌ها و جلسات مشورتی متعدد گروه، همزمان با آتش‌بس، گروه «نئوتهران» وارد جلسه با مجموعه تئاتر لبخند شد و جزو اولین گروه‌هایی لقب گرفت که نه تنها در این سالن بلکه در میانه‌ی جنگ به روی صحنه رفته است.‌ مشکلات مالی و روحی اعضا متاسفانه منجر به این شد که عوامل این دوره چندین بار تغییر کند و بالاخره در ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، اولین اجرای دوره‌ی سوم در سالن سه لبخند به روی صحنه رفت. یاسمن وفایی، محمد ابراهیم عبدی و محمدرضا آریان از دو دوره‌ی قبل و بازیگران جدیدی چون فرزین حاجیلو، علی نهاوندی، شادی صف‌شکن، مهلا رمضان‌پور و زهرا شاه‌دوست از ۳۱ فروردین به روی صحنه رفتند.
گروه با تاکید بر تغییر روایت داستانی و تغییر حال و هوای کلی اثر و هم‌چنین بازیابی روح کلی یک دهه‌ای این اثر، «لوله» را برای بار سوم بازتولید کرد.
سرگذشت سه دوره‌ی اجرای «لوله»، در طول یک دهه، همه‌ی گروه را به این باور رساند؛ که اصالت در کنار همدلی و انسانیت، نتیجه‌ای شگفت‌انگیز خواهد داشت.

علیرضا اجلی
سرپرست گروه تئاتر «نئوتهران»
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خلاصه‌ی کامنت‌ها و نقدهای مثبت و منفی کاربران و منتقدین درباره‌ی نمایش «لوله» (قسمت سوم):

نکات کلی: ایده‌ی خلاقانه‌ی نمایش، متن و کارگردانی خام، «لوله» اثری جسورانه است، زیستن بازیگران بر روی صحنه، الزام تماشای نمایش «لوله»

1. مسیر احساسی و روایی نمایش، حال و هوایی مشابه این روزهای جامعه را دارد.

2. برداشت من از فرم، یک زبان اجرایی با ترکیبی فرمالیستی و واقع گرایانه است. بازیگران ظاهر و حرکات دقیق و هماهنگی دارند؛ و تلاش می‌کنند تا ترکیب صحنه را با حداقل آکسسوار به نمایش بگذارند. یکی از بازیگران تا سه‌چهارم داستان بدن پرفورمنس و بدون دیالوگ را با انرژی و فاصله به خوبی ... دیدن ادامه ›› حفظ می‌کند.

3. ایده‌ی نمایش خلاقانه بود. اینبار به جای نقد رابطه‌ی اقلیت سردمداران زورگو با اکثریت توده‌ی ناراضی، رابطه آنها با سرسپردگان خویش که خود بخشی از سیستم ناکارآمد بودند موضوع نمایش قرارگرفت. سرسپردگانی که برای بقای خود در سیستم از هر دستوری، کورکورانه پیروی میکنند. مفاهیم عمیقی در نمایش گنجانده شده بود مثلا ایجاد تفرقه در سرسپردگان متحد و این موضوع که همیشه بهترین انتخاب برای آنها، ضعیف ترین و مطیع ترین نوکران هستند و همانان را به عنوان دست آویزی جهت کنترل دیگر ایشان به کار میگیرند.

4. متن خام این نمایش و کارگردانی بی‌قاعده‌ی آن نیاز به بازبینی‌ای جدی دارد. یقینا ضعیف‌ترین نمایشی نبود که تا به حال دیده‌ام اما در لیست آنها قرار می‌گیرد.

5. تماشای نمایش «لوله»، اثر جدید و جسورانه علیرضا اجلی، تجربه‌ای نیست که تنها با چشم‌ها روایت شود؛ بلکه تجربه‌ای است که با تمام سلول‌های بدن، از پوست تا عمق استخوان، درک می‌شود. نمایش «لوله»، یک واکاوی هستی‌شناسانه و سیاسی در دلِ یک ساختار بسته است. نمایش «لوله» کل جهان هستی را در قالب یک «شرکت فاضلاب» بازآفرینی می‌کند؛ استعاره‌ای بی‌رحمانه از ساختارهای قدرت. در این مینیاتورِ سیاه، «لوله ها»، «پوتین‌ها»، «نوع پوشش‌ها» و حتی تضاد میان «لباس سرکارگر» و «کلاه پاپا نوئل»، همگی نشانه‌هایی هستند که به دقت بر شکاف میان حاکم و محکوم انگشت می‌گذارند. اما آنچه این اجرا را از یک کارِ خوب به یک «کلاس درس» بدل می‌کند، حضور بازیگران است. امشب بر روی صحنه، من با بازیگرانی روبرو نبودم که صرفاً نقش‌ها را «ادا» می‌کنند یا با حرکات دلقک‌وار، مخاطب را سرگرم سازند؛ بلکه من شاهد «زیستن» بودم. بازیگران این اثر، با چنان احساس و اصالتی روایت می‌کردند که مرز میان واقعیت و نمایش فرو ریخت. تماشای نمایش «لوله»، برای هر اهل هنر و پرسشگری، ضرورتی انکارناپذیر است. نمایش «لوله» سمفونیِ خفقان و شورشِ بدن‌های فراتر از نقش است که در کالبد یک شرکت فاضلاب، حقیقتِ تلخِ ساختارهای قدرت را با زبانی نمادین روایت می‌کند. اثری جسورانه که با نمادگراییِ دقیق، صدای مردم را در میان لوله‌های بی‌رحمِ ساختارِ قدرت به گوش می‌رساند. (منتقد: حامد هنرپرور تمیز)
خلاصه‌ی کامنت‌ها و نقدهای مثبت و منفی کاربران و منتقدین درباره‌ی نمایش «لوله» (قسمت دوم):

نکات کلی: «لوله» و تئاتر دانشگاهی، مسئله‌ی اقتصاد سیاسی «دفع»، گیجی مخاطبان در ابتدای نمایش، تاکید بر مثبت بودن عدم سانسور محتوای جنسی

1. اگر غمگین هستید، ممکن است دیدن نمایش، آن را تشدید کند.

2. نمایشی مفهمومی، متناسب با شرایط و حال و هوای روز جامعه و البته خلاقانه.

3. نمایش «لوله» را می‌توان از جنس تئاتر دانشگاهی دانست که رویکردی تجربی به مقوله‌ی اجرا دارد. از این باب، علیرضا اجلی را به شهادت چند ... دیدن ادامه ›› اجرایی که به انجام رسانده، می‌توان از نسل نوجویان هنر نمایش فرض گرفت و هر کدام از آثارش را از منظری تازه و انتقادی به تماشا نشست. اجلی در مقام نمایشنامه‌نویس، زبانی چند لایه را مد نظر دارد و به فراخور ضرورت کنش‌های صحنه‌ای ترجیح داده گاهی به زبانی موزیکال نزدیک شود و گاهی به سکوت و تئاتر بدن. ماحصل رویکرد آزمایشگاهی در «لوله»، صحنه‌هایی است که تماشایی می‌نماید. از منظری دیگر و بنابر اهمیت محوری لوله‌ها، این وسایل در این اجرا اشیایی راهبردی هستند که فضولات انسانی را انتقال داده و پاکیزگی و بهداشت را ممکن می‌کنند. کاش علیرضا اجلی به اقتصاد سیاسی «دفع» در جوامع مدرن بیش از این می‌پرداخت و به راحتی از این مسئله عام تمدن بشری نمی‌گذشت. بی‌شک امر اضافی یا همان پسماند بشری در شکل مدفوع، در سوخت و ساز بدن، نقش اساسی دارد. لوله‌ها به عنوان شریان حیاتی و نهان زندگی مدرن، نقشی بی‌بدیل در انتقال فضولات داشته است. در نهایت می‌توان گفت بازتولید نمایش لوله با تمامی حرف و حدیث‌هایی که می‌توان به لحاظ اجرایی و مضمونی به آن گرفت، امری است مبارک در این زمانه. امید که بار دیگر این کارگردان نوجو و تجربه‌گرای تئاتر را با اثری تازه بر صحنه مشاهده کنیم؛ که وضعیت این روزهای ما را بازتاب دهد. (منتقد: محمدحسن خدایی)

4. اندکی اولش برام گیج کننده بود؛ بعد از گذشت زمان محو شدم در اجرا و متوجه نشدم کی پایان یافت.

5. نمایش «لوله»، نمودی از واکنش افرادی شاغل در لوله کشی فاضلاب شهری است در تقابل با قدرت حاکم و قوانین استثماری: عده‌ای همراه قدرت شده و عده ای دیگر به اعتراض می‌پردازند. استفاده به‌جا از تعریف جنسیت تا جایی که به تبعیض و ظلم حاکم اشاره دارد درخور توجه و ستودنی است اما تاکید مکرر بر حرکات اروتیک و نمایش ابتذال جز اشمئزاز از بی‌پردگی حاصلی ایجاد نمی‌کند.

6. قبل از هرچیز انتخاب همچین محتوایی برای الان بسیار هوشمندانه و عالی بود. من در کل از دیدن این کار لذت بردم. بازی ها و طراحی میزانسن ها خوب بود.

7. چه خوب که در نمایش «لوله» نگاه ابزاری و جنسیتی از محتوا و اجرای این نمایش سانسور نشد و سعی شد به خوبی اجرا شود. جمله‌ای از یک فریاد در پایان این نمایش بارها در زمان ترک سالن در ذهنم تکرار می‌شد: «همه اطلاعیه‌ها جعلیه!»
خلاصه‌ی کامنت‌ها و نقدهای مثبت و منفی کاربران و منتقدین درباره‌ی نمایش «لوله» (قسمت اول):

نکات کلی: نقد به مفاهیم اروتیک، «لوله» اجرای رئالیستی نیست، نمایشنامه‌ی ضعیف، بازی قوی بازیگران، گنگ بودن اجرا در یک سوم اول، معلق ماندن اثر بین روایت و شعار.

1. اروتیک بودن مسخره‌ی کار، به پیش‌برد داستان کمک نمی‌کرد. کار‌ درباره‌ی همه‌چیز بود و هیچ چیز نبود.

2. نمایش «لوله» با تمرکز بر عناصر فرمی، برای مخاطبی که به اجراهای رئالیستیک و واقع گرایانه گرایش بیشتری داره، چندان ... دیدن ادامه ›› جذاب نیست.

3. موضوع نمایش سیاسی و اجتماعی بود؛ اما نمایشنامه‌ی خیلی ضعیف‌ی داشت.

4. دارم فکر می‌کنم من‌م یه لوله‌ی گرفته‌ام.

5. از نظر کارگردانی و به‌ویژه طراحی بصری و صحنه، شاهد یک اثر بسیار منسجم و سطح بالا بودیم. دقت در جزئیات و خلاقیت در طراحی، نمایش «لوله» را از یک اجرای معمولی به یک اثر هنری ماندگار تبدیل کرده است. وجود صحنه‌های اروتیک ضرورتی نداشت. مفهوم نمایش بسیار عمیق بود و قابل تامل. اجرای بازیگران بسیار خوب بود.

6. خوش‌ساخت بود.

7. بازیگران «لوله» حس و حال درد و رنج رو به ما انتقال دادن؛ وقتی نمایش تموم شد هنوز تو لوله بودیم می‌خواستیم داد بزنیم اما صدایی نداشتیم.

8. بازیگران تسلط بالایی داشتند. قسمت رقص‌گونه اتصال لوله‌ها که با نورپردازی و موسیقی خوبی هم همراه بود؛ را بسیار دوست داشتم.

9. ما را لوله نکنید! تنها می‌خواهیم کمی حرف بزنیم.

10. اوایل اجرا به شدت گنگ بود و خسته کننده؛ هر چه اجرا جلوتر رفت بهتر شد. موسیقی‌ عااالی بود واقعا.

11. این نمایش رو دیدم متاسفانه سلیقه ی من نبود! همه چیز به شدت ضعیف بود.

12. نمایش «لوله» لبریز از نماد و استعاره‌ست؛ روایتی از عبور اجباری و انسداد انسان در جهانی بی رحم. این اثر در بخش‌هایی، با بیانی هنرمندانه، فشارهای خفقان‌آور و موقعیت‌های هولناک انسانِ ناگزیر را در مواجهه با نیرویی برتر به تصویر می‌‌کشد و در نهایت این نمایش با کنشی انقلابی به پایان می‌ رسد. در غیاب طراحی صحنه، این بدن‌ها و اکسسوارها هستند که به خوبى بار بصری اثر را به دوش می‌ کشند. متأسفانه در نقطه ای از مسیر، دچار لغزش می‌شود؛ جایی که نمایش میان روایت و شعار معلق می‌ ماند و اثر به جای تعمیق دراماتیک، به کاتارسیسی شتاب زده تکیه می‌ کند. با این حال «لوله» نمایشی قابل اعتناست؛ اجرایی که تماشای آن رضایت بخش است.
اینکه نشون میدین به نظرات مخاطبانتون اهمیت میدین کار ارزشمندیه🙏🏻🙏🏻🌹🌹
۶ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درباره نمایش «لوله» به کارگردانی علیرضا اجلی
کارگران مشغول کار و تعدیل‌اند

محمدحسن خدایی

به تماشای تئاتر نشستن در میانه آتش‌بس شکننده جنگ، به راستی که تجربه حیرت‌انگیزی است. جنگی که مردم عادی، در شروع و پایانش عاملیتی نداشته و این «تعلیق» است که همه چیز را رنگ و بویی تازه بخشیده و تاب‌آوری آدم‌ها را با محک سخت زندگی سنجه کرده است. به هر حال بعد از نهم اسفند ۱۴۰۴ و آغاز جنگی ویرانگر، با آن‌که روال عادی امور به مدار قبل بازنگشته و سردرگمی، سکه رایج زندگی روزمره شده، خبر اجرا رفتن چند نمایش محدود، می‌تواند توامان شادی‌آفرین و صد البته تا حدودی تعجب‌برانگیز باشد. این‌که بتوان از ملال و مهابت زمانه، اندکی خلاص شد و به سمت سالن نمایش رفت، انگیزه و تلاش فراوان می‌خواهد. اما کیست که نداند از پس دو جنگی که از سر گذراندیم، نسبت بدن‌های ما تماشاگران با صحنه نمایش و بازیگران، نمی‌تواند همان باشد که ماقبل جنگ بوده است. شرط عقل ... دیدن ادامه ›› و احساس می‌گوید که چیزهایی تغییر باید تغییر کرده باشد؛ احساسات و عواطف ما انسان‌ها که خشونت جنگ را تجربه کرد. در نتیجه و به هنگام تماشای اجراهایی که به نوعی بازتولید کارهای گذشته‌اند می‌بایست به جنس حضور بازیگر و نسبتی که با ما برقرار می‌کنند توجه کرد و نگاه انتقادی را مد نظر داشت که این اجراها چه تغییری نسبت به سال‌های دوران برجام و دولت اعتدال کرده‌اند.

از سوی دیگر و با نگاهی جامعه‌شناختی به مقوله مخاطب، تعداد محدود تماشاگران حاضر در سالن «لبخند» که به تماشای نمایش «لوله» علیرضا اجلی نشسته‌اند را می‌توان نشانی دانست از فضای کلی هنر نمایش به وقت آتش‌بس. در این میان، انتظار بازگشت روزهای پر رونق گذشته و حضور انبوه مخاطب انبوه در سالن‌های تئاتر، امری است محال. جالب آن‌که اغلب اجراهای روی صحنه، محصول وضعیت پیش از جنگ بوده و یا بازتولید اجراهای موفق سال‌های گذشته. به دیگر سخن این وضعیت را می‌شود این‌گونه ادراک کرد که این روزها کسی را میل تولید تئاتر تازه نیست و گروه‌های حرفه‌ای ترجیح می‌دهند میدان نبرد به توافقی پایدار منتهی شده و حس تعلیق همگانی به پایان برسد.

با توضیح کوتاهی که رفت می‌توان به اجرای نمایش «لوله» پرداخت و نسبت این اثر نمایشی را با واقعیت اینجا و اکنونی ما ایرانیان سنجید. اجرایی که قبل از این در مجموعه تئاتر مولوی و ایرانشهر بر صحنه آمد و نقد و نظرهای متضادی را باعث شد. این نمایش را می‌توان از جنس تئاتر دانشگاهی دانست که رویکردی تجربی به مقوله اجرا دارند. همان فرم‌های کمتر تجربه شده که می‌تواند طلیعه برآمدن صداهای تازه باشد و نشانه‌ای از گسست زیباشناختی با تئاتر تکراری بدنه. از این باب، علیرضا اجلی را به شهادت چند اجرایی که به انجام رسانده، می‌توان از نسل نوجویان هنر نمایش فرض گرفت و هر کدام از آثارش را از منظری تازه و انتقادی به تماشا نشست.

قصه نمایش در رابطه با سازمانی است بروکراتیک که با استخدام تعدادی کارگر متخصص، سیستم فاضلاب شهری را سامان داده و به تبع آن، لوله‌های بکار گرفته شده در این فرآیند را تحت نظارت قرار داده و در پی رفع گرفتگی و پاکیزگی‌شان است. از این منظر ژست اجرا، شکلی از آشکار کردن مکانیسم تمامیت‌خواهانه یک سازمان عریض و طویل و مخوف بوده و به نمایش گذاشتن مواجهه کارگران با دستورات رهبران؛ همان دوراهی مقاومت و یا سازش که در طول جهان سرمایه‌داری پدیدار شده است. علیرضا اجلی در مقام نمایشنامه‌نویس، زبانی چند لایه را مد نظر دارد و به فراخور ضرورت کنش‌های صحنه‌ای ترجیح داده گاهی به زبانی موزیکال نزدیک شود و گاهی به سکوت و تئاتر بدن. پس می‌توان این فرم هیبریدی را شکلی از التقاط‌گرایی پسامدرن اجرا در رویت‌پذیر کردن موقعیت دراماتیکی دانست که در پی ترسیم کردن آن است. اما شوربختانه اجرا در صورتبندی این سازمان مدرن، بیش از اندازه انتزاعی عمل کرده و در دام نمادگرایی محافظه‌کارانه‌ای می‌افتد که در این سال‌ها، به وفور مشاهده کرده‌ایم. سازمانی که نظم و نسق به نسبت سفت و سختی دارد، چندان که باید برای مخاطب تعریف نشده و بدل به ساختاری فراتاریخی می‌شود که از انضمامی بودن تن می‌زند. گویی اجرا ادعا دارد که متعلق به تمامی زمان‌ها و مکان‌های دوران صنعتی است و می‌تواند همه‌شمول باشد که حرفی است گزاف و محل منازعه. نتیجه این شکل از عزیمت به سوی امر انتزاعی، چیزی نخواهد بود به غیر از برساختن یک وضعیت به اصطلاح کارگری اما در واقع غیرتاریخی و نمادین.

به لحاظ اجرایی، بازی بازیگران ترکیبی است مابین گروتسک دلقک‌مابانه با رگه‌هایی از اکسپرسیونیسم هراس‌آور. ماحصل این رویکرد آزمایشگاهی، صحنه‌هایی است که تماشایی می‌نماید و مخاطبان را تا حدودی سرگرم می‌کند. این فرم‌های بدنی، در راستای فضای کارگری و انقیادی که سازمان ایجاد کرده معنا می‌یابد و اجرایی می‌شود. صحنه طوری طراحی شده که مفری برای ورود و خروج شخصیت‌ها ممکن باشد. این منفذ روی دیوار، محلی است از برای اتصال با جهان خارج و سرک کشیدن به جهان زیرین. فضایی مبهم که همچون امر واقع لاکانی، سرشار از رازورزی است.

بازیگران جوانی چون محمدرضا آریان، یاسمن وفایی، محمد ابراهیم عبدی، فرزین حاجیلو، شادی صف‌شکن، مهلا رمضان‌پور، علی نهاوندی و زهرا شاهدوست، در این اجرا مشارکت داشته و در خدمت سیاست‌های اجرا. بدن‌هایی که با حرکات مکانیستی و منعطف، شکلی از مقاومت و سازش را به نمایش گذاشته و تمامیت‌خواهی یک سازمان مخوف را آشکار می‌کنند. هماهنگی بازیگران، زبان بدنی که در قبال یکدیگر بکار می‌گیرند به نسبت خوب عمل کرده و فضای کلی یک نمایش حرکت‌محور را امکان‌پذیر می‌کند. در طراحی لباس، متحدالشکل بودن البسه شخصیت‌ها اهمیت دارد و مبتنی است بر همان تمایززدایی از فرد کارگر در محیط کارخانه. از منظری دیگر و بنابر اهمیت محوری لوله‌ها، این وسایل در این اجرا اشیایی راهبردی هستند که فضولات انسانی را انتقال داده و پاکیزگی و بهداشت را ممکن می‌کنند. در طول اجرا وقتی بنابر اعلامیه‌های رسمی سازمان، لوله‌ها از فضولات خالی شده و آینده شرکت به خطر می‌افتد، تعدیل نیرو گریزناپذیر شده و نیروهای حاشیه‌ای، کنار گذاشته می‌شوند. این سرآغاز بروز اختلافات، حذف و تعدیل نیروهای کار و مقاومت و سازش لوله‌کاران است.

ای کاش علیرضا اجلی به اقتصاد سیاسی «دفع» در جوامع مدرن بیش از این می‌پرداخت و به راحتی از این مسئله عام تمدن بشری نمی‌گذشت. بی‌شک امر اضافی یا همان پسماند بشری در شکل مدفوع، در سوخت و ساز بدن، نقش اساسی دارد. لوله‌ها به عنوان شریان حیاتی و نهان زندگی مدرن، نقشی بی‌بدیل در انتقال فضولات داشته و حذف‌شان از زندگی مدرن شهری، می‌تواند به فاجعه ختم شود. علیرضا اجلی اگر از جهان انتزاعی و گاهی شعارزده متن نمایشنامه‌اش فاصله می‌گرفت و یک جهان انضمامی مدرن را مدنظر می‌داشت، می‌توانست با رویکردی رادیکال‌تر به بحران لوله‌ها بپردازد و از منظری تازه، با تکیه بر امر تئاتریکالیته، بدن شهر را بحرانی نشان دهد که دیگر نمی‌تواند به سهولت عمل دفع را انجام دهد و پیکر خویش را از فضولات خلاص کند. دفع به مثابه یک نیاز طبیعی، تمدن در کلیت‌اش را به چالش می‌کشد و مسئله‌ای است همیشگی.

در نهایت می‌توان گفت بازتولید نمایش لوله با تمامی حرف و حدیث‌هایی که می‌توان به لحاظ اجرایی و مضمونی به آن گرفت، امری است مبارک در این زمانه. ارجاعات سیاسی اثر به ساختارهای ناکارآمد در کنار رویت‌پذیر کردن بدن کارگرانی که در آستانه حذف و تعدیل‌اند، حاوی دلالت‌هایی است که نمی‌توان به تغافل از کنارش گذشت. امید که بار دیگر این کارگردان نوجو و تجربه‌گرای تئاتر را با اثری تازه بر صحنه مشاهده کنیم که وضعیت این روزهای ما را بازتاب دهد. با همان ضعف‌ها و قوت‌هایی که شکست یا پیروزی را رقم می‌زند و یک اجرای تئاتری را به چیزی بیش از خود بدل می‌کنند.
.
.
لینک: https://www.toseeirani.ir/بخش-فرهنگ-هنر-14/89338-کارگران-مشغول-کار-تعدیل-اند
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر