تیوال فیلم دربند
S2 : 04:54:56
  ۰۳ مهر تا ۱۱ آذر ۱۳۹۲

: پرویز شهبازی
: نازنین بیاتی، احمد مهرانفر، پگاه آهنگرانی، بهرنگ علوی، فرید الدین سماواتی
: امیر سمواتی

: هومن بهمنش
: کیوان مقدم
: محمدرضا قومی
: منصور شهبازی
: فرامرز ابوالصدق
: مریم پورشفیع
: پرویز شهبازی
: علی حمید نژاد

درباره کارگردان: پرویز شهبازی کارگردان، نویسنده و تدوین‌گر سینما، متولد ۱۳۴۱ است. وی دارای لیسانس کارگردانی از دانشکده صدا و سیماست و فعالیت حرفه‌ای را با دستیاری و نویسندگی در فیلم «بادکنک سفید» اثر جعفر پناهی آغاز کرده است. وی همراه با فیلم اولش، «مسافر جنوب»، در جشنواره‌های متعدد بین المللی حضور یافت و جوایز معتبری نیز به دست آورد. پس از آن فیلم «نفس عمیق» از دید نویسندگان و منتقدان سینمایی بهترین فیلم سال ۱۳۸۲ لقب گرفت و به عنوان نماینده سینمای ایران به اسکار 2003 ارسال شد. «دربند» پنجمین اثر پرویز شهبازی است و چهار فیلم قبلی این کارگردان «مسافر جنوب»، «نجوا»، «نفس عمیق» و «عیار 14» نام دارند. این کارگردان تا به حال 3 سیمرغ بلورین و یک دیپلم افتخار از جشنواره فیلم فجر بدست آورده است. 

 درباره فیلم: فیلم سینمایی «دربند» با نام سابق «سلام، خداحافظ» به کارگردانی پرویز شهبازی و تهیه‌کنندگی امیر سماواتی در جشنواره فجر روی پرده می‌رود. فیلم‌برداری این فیلم که تمام لوکیشن‌هایش در شهر تهران بوده است از 10 اردیبهشت 1391 آغاز شد و پس از 86 جلسه فیلم‌برداری، در 3 مرداد به پایان رسید. ولی بخش‌هایی از فیلم که نیاز به بارش باران و فصل سرما داشت در اواخر پاییز با حضور بازیگران اصلی آن فیلم‌برداری شد. نکته جالب در مورد این فیلم انتخاب بازیگر آن بوده است که پس از گذشت حدود 3 ماه جستجو در میان آموزشگاه‌های بازیگری خانم نازنین بیاتی به‌عنوان نقش اول فیلم انتخاب شد. 

این فیلم در مورد دختر دانشجویی‌‌ست که برای ادامه تحصیل در تهران با دختر ناشناسی هم خانه می‌شود. او در محیط جدیدی قرار گرفته و شرایط خاص این خانه و آدم‌هایش پای او را به ماجراهایی پیچیده می‌کشد. این فیلم حضور او در این محیط را بررسی می‌کند؛ اینکه او چطور می‌تواند خود را در این جو حفظ کند و یا چگونه باید از لغزش خود جلوگیری نماید؟ اتفاقاتی نیز برای او رخ می‌دهد که با توجه به سطح تربیتی و محیط خانواده خود از آن سربلند بیرون خواهد آمد.
شهر:
تهران

اخبار وابسته

» درخشش فیلم شهبازی در جشنواره‌های خارجی

مکان

خیابان ولی‌عصر (عج)، بزرگراه نیایش، مقابل بزرگراه کردستان، پردیس سینمایی ملت
تلفن:  ۲۳۱۶۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
از نفس عمیق هم بیشتر دوست داشتم این فیلم رو. با اینکه فیلم نامه کار در اختیار بازیگرها نبوده و روند جلسات فیلم برداری هم نظم و ترتیب خاصی نداشته همه ی بازیگرها از نظر حسی رو بازی شون سوارن که این دقیقا برمی گرده به انسجام ذهنی پرویز شهبازی. تنها مشکل من با پایان بندی های بد فیلم های شهبازی هست. اتفاقی که اولین نشانه هاش رو تو نفس عمیق هم میشه دید. بدترین شکلش رو تو عیار 14 داریم. توی دربندم باز درگیریم. (همین ها رو دیدم) البته نه این که پایان فیلم منطقی نباشه. نه. ولی یه عنصر غافل گیری داره که هیچ کارکرد بخصوصی نداره. که چی؟ اون اتفاق برای اون پسره می افته که چی؟ که یعنی هر چی سنگه مال پای لنگه؟ اگه فیلم با پایان باز تموم می شد یا حتی همون جایی که نازنین بیاتی از ماشین پسره میاد پایین چه اتفاقی می افتاد؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی خانم آهنگرانی معمولی بود همینطور خانم بیاتی ...
manimoon و مهدیه محمدی این را خواندند
taha، طاها، کیمیا توکل نیا و hami این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به عنوان یک فیلم تلویزیونی قابل قبول بود نه یک فیلم سینمایی
manimoon، کیارش و کیمیا توکل نیا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دربند فیلمی کوچک با ادعاهای بزرگ
فیلم دربند پنجمین ساخته پرویز شهبازی برای من به چند دلیل فیلم کنجکاوی بر انگیزی بود و از خیلی وقت پیش منتظر دیدنش بودم. بخاطر آثار گذشته شهبازی که کم و بیش می شود گفت در زمان خود آثار مهمی بودند، به جهت دفاع تمام قد برخی منتقدین، بخاطر حواشی زیاد فیلم و در آخر بدلیل توصیه های موکد برخی دوستان. اما باید گفت نا امیدانه و ناراضی سالن سینما را ترک کردم و این نارضایتی هر چه از مدت زمان دیدن فیلم گذشت و هرچه به جزئیات فیلم دقیق تر فکر کردم بیشتر شد. فیلم ادعای بررسی بعضی معضلات اجتماعی در قالب بیان داستان دخترک تازه به تهران آمده دانشجویی را دارد اما فیلمنامه پراشکال و غیر قابل باور از همان سکانس های ابتدایی این ادعا را به سخره می گیرد. چرا که لازمه ساخت یک فیلم قابل قبول در ژانر اجتماعی برخورداری از یک فیلمنامه مبتنی ... دیدن ادامه » بر واقعیتهای موجود جامعه است به طوری که بیننده بتواند برای اتفاقات، رفتارها وعکس العملها مصداق بیرونی با توجه به شرایط روز جامعه پیدا کند (این چیزیست که حتما شهبازی بدنبال رسیدن به آن بوده و قطعا هدف ساختن یک فیلم تخیلی، اکشن یا..نبوده است )اما فیلنامه حاضر فاقد خصوصیات مذکور می باشد. از همان سکانسهای ابتدایی فیلم بیننده با مشکل عدم باور پذیری مواجه می شود. دختر در مقابل عدم اختصاص خوابگاه به خود موضعی کاملا ضعیف و تلاشی به غایت اندک می نماید. حتی در مقابل درخواست مسئول خوابگاه برای ارائه امتیازی ویژه به رتبه المپیاد خواهر اشاره می کند اما رتبه 15 کنکور سراسری خود را فراموش می کند( در سکانسی دیگر در توجیه این موضوع اشاره می کند: فکر کردم مهم نیست). دلایل سستی که برای توجیح محروم ماندن نازنین از سکونت در خوابگاه ردیف می شوند. سحر(پگاه آهنگرانی) در یک اقدام جالب کلید منزل را در اختیار فردی قرار می دهد که اولین بار ملاقاتش کرده است تا به این طریق سکانس سرک کشیدن تنهای نازنین در خانه توجیه شود. در فیلم حضور پدر و مادری را درک می کنیم که حتی حاضر نیستند برای بازدید از وضعیت و کمک به دختر نوجوان خود از فاصله 80 کیلومتری به تهران بیایند.شاهد دعوای بدون توجیه و خنده دار سحر با نازنین و آشتی خنده دارتر و بدون توجیه ترآن دو هستیم. دختر کم هوش و استعداد وساده ای را می بینیم که به راحتی گول می خورد برای همخانه بی اخلاق، خود را به آب و آتش می زند و کاملا اتفاقی دانشجوی پزشکی و رتبه 15 کنکور هم هست( فیلنامه نویس یا دانشجوی پزشکی ندیده است یا تصور کرده مخاطب تا بحال ندیده است.). دربند تنها جاییست که می شود در آن ویزای شینگن گرفت ولی زمینی و از مرز بصورت قاچاق خارج شد و به اردوگاه منتقل شد. در تخیلات ذهنی شهبازی تنها یک دانشجو با جرو بحث با یک فرد غریبه ستاره دار می شود و از این دست نمونه ها بسیار است.. دلایل و اتفاقاتی غیر قابل توجیهی که نویسنده خود را در دام آنها می اندازد و تا آخرین لحظات فیلم از آن خلاصی ندارد. تجمعات دانشجویی که مشخص نیست به چه هدفی برگزار می شوند وچرا در فیلم گنجانده شده اند(چیزی جز وقت گذرانی به ذهن من نرسید) و دیالوگهای نخ نما در این مورد که نشان از عدم شناخت حداقلی جناب کارگردان از فضای دانشگاههای امروز ما دارد و سکانسهای بی هدفی چون سکانسهای روز مادرو تدریس خصوصی ویا سکانس حضور دخترک در مغازه و دیالوگش با صاحب مغازه که به نظر فقط برای بکار برد واژه "دربند" چیده شده است همه و همه باعث پوشیده ماندن نکات مثبت معدود فیلم از دید بیننده می گردد و راه را برای نقد و صحبت راجع به دیگر ارکان فیلم می بندد. دربند شهبازیی را معرفی می کند که با عدم شناخت و بی ذکاوتی از دل یک سوژه کمتر توجه شده اجتماعی یک فیلم غیرقابل باور و آشفته در آورده است. دربند فیلم کوچکیست است مانند تمام فیلمهای کوچکی که امسال دیدیم اما با یک فرق اساسی، ادعای بزرگ دیگر..حضور در اسکار..

به نکته های قابل تاملی اشاره کردید.قبلا هم گفتم تنها شخصیتی که بعد از گذشتن چندین روز به یادش میارم فرید هست,اما اشاره ای در مورد این شخصیت نکردید ممنون.
۱۷ آذر ۱۳۹۲
با درود >آقای امیر عربی عزیز دقیقا با نظرات شما موافقم بسیار درست و سنجیده به نگارش درآوردید .
۲۱ آذر ۱۳۹۲
متشکرم آقای حمیدرضا..
۲۲ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی که به هر روی باید دید!
فیلمی سرشار از اغراق و اغماز!
این فیلم رو باید صرف نظر از این غلوها دید، موضوع فیلم واقعی بود و امکان وقوع داشت اما نه برای نازنینی که تازه با دختر دیگری دوست شده، اون هم دختری که خیلی مورد پسند نازنین نباشه، و تازه اون رو هم زده باشه،
امکان داشت فرید با پدرش به خاطر دختری دعوا کنه و سفته ها رو بگیره اما نه به خاطر دختری که نمیشناستش دقیق
امکان داشت نازنین خونه بگیره اما نه با اون همه سادگی و عجله
حتی اگر فرض رو بگذاریم که این ها همه اتفاق بیفتند ، نه در این بازه زمانی کم و کوتاه
غیر از اینها این فیلم واقعا مهیج و جالب بود
چندتا صحنه واقعا خوب داشت
یکی صحنه پیچیدن در جاده چالوس در آغاز و بوووووووق ماشین دیگر و زنده ماندن، و بعد پیچیدن در اتوبان حکیم- رسالت و برخورد ماشین دیگر و مرگ
صحنه پایین آمدن نازنین از پله ها و ... دیدن ادامه » فیلم برداری خوبی که حس سرگیجه و حال خراب نازنین را به خوبی منتقل می کرد
صحنه ای که نازنین آن دختر مبادی آداب و مهربان و البته ساده به خاطر درگیری یادش می رود روز مادر را تبریک بگوید و وقتی مادرش زنگ می زند با حال خراب و درمانده عذر می آورد
و صحنه ای که نازنین با اتاق خالی روبه رو می شود و صدای هم خانه اش در خانه می پیچد...نازنین من عجله داشتم رفتم...

بازی نازنین و پگاه هر دو زیبا بود٠٠٠پگاه آهنگرانی با آن همه مهربانی حقیقی خوب نقش دختری بدجنس و بی معرفت را بازی کرده بود
ضمنا موسیقی اول و آخر فیلم زیبا و سنجیده بود
من موندم سمیرغ فیلم نامه چی بود واسه این فیلم !
اصلا حرف فیلم چی بود ؟!! اینکه الکی امضا ندیم !
تنها بخش فیلم که من لذت بردم تکرار صحنه اول فیلم (بی توجه دور زدن در جاده چالوس ) در انتهای فیلم بود !
من بازم موندم منتقدان جشنواره فیلم فجر ٬ چی دیده بودن تو این فیلم که اینهمه ازش تعریف میکردن ! فکر کنم یکم باید درک فیلمم را بالا ببرم ...
احساس کردم همه اتفاقا خیلی تو این فیلم عجولانه رخ میداد.
من هم خیلی لذت نبردم.
۱۵ آبان ۱۳۹۲
فیلم های دیگه در جشنواره به مراتب بدتر از این فیلم بودن شاید به نوعی حق داشتند که این فیلم رو انتخاب کنند (به جز چند فیلم) .
من نمی گم فیلم خوبی بود ولی فیلم هایی که به سبک رئال ساخته می شوند دنبال دادن پند یا نصیحت یا درون مایه نیستند و تنها قصد دارند تا ... دیدن ادامه » بازتابی از جامعه (از دید نویسنده) باشند . کنش های فیلم و بعضی از واکنش ها بسیار جالب بودن البته از بعد رفتن دوستش به هلند واقعا فیلم به شدت افت می کنه و اتفاق ها به سرعت جلو می رند و خیلی چیزها پرداخت نمی شن.
۲۹ آبان ۱۳۹۲
به نظر من هم فیلم نامش اصلا خوب نبود. و پر تناقض
۰۵ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید در ابتدا بپذیریم که همه چیز نباید طبق خواسته ما باشد و ما نویسنده فیلمنامه نبوده ایم و فیلم فیلمنامه نویسی غیر از ما داشته. در این صورت طبیعی است که هر چیز کوچکی را عیب و نقص فیلم ندانیم. تفاوت سلیقه بدانیم یا چیزی که از نگاه ما رنگ متفاوتی داشته است. دربند فیلمی بود، خوب. از لحاظ کارگردانی و فیلمنامه نویسی واقعا قوی بود. هنرمندی آقای شهبازی در به کار گرفتن نابازیگران و معرفی چهره های جدید عالی نمود پیدا میکند. خانم بیاتی عالی بازی کردند و شانسی هم که داشتند در اولین فیلمشان، کارگردان و کاراکتر خوبی را داشتند. این فاکتورها مسیر را بریا ایشان مساعد تر ساخت. به نظر من هم فیلم اگر در صحنه تصادف تمام میشد بهتر بود. اما این فقط سلیقه من است و شاید سکانس آخر فیلم دلیلی داشت که من خوب متوجه اش نشدم. از اینکه اینقدر در فیلم های آقای شهبازی چهارچوب های ... دیدن ادامه » فیلمسازی بر کل فیلم امپراطوری نمیکنند، حرکت دوربین و فیلمبرداری و صدا برداری خیلی معمولی هست و از حرفه ای گری افراطی که بیننده را از فیلم رئال دور میکند (مطمئنا ما دنبال فیلم با صحنه های ویژه نبودیم) پرهیز میکند. تقابل نسبی کاراکترهای این فیلم با فیلم نفس عمیق را خیلی دوست داشتم. با مضمونی جدید و متفاوت
تمام شخصیت های فیلم انقدر ملموس و واقعی هستن که حماقت های پشت سرهم نازنین که از قرار دانشجوی پزشکی هم هست -و ناخودآگاه من بیننده توقع هوش به خرج دادن بیشتری ازش دارم- بیشتر لج درآر میشه و به چشم میاد!!

و البته بعد از مدتها با این فیلم ضربان قلبم به شدت بالا رفت... دوسش داشتم.


"27 مهر 1392"
دربند در حالت عادی یک فیلم معمولی بود . اما وقتی قرار باشه با فیلمهای در حد اسکار مقایسه بشه ، که اصلا نباید بشه ، چون در اون حد و اندازه نیست ، میشه یک فیلمه افتضاح .
کارگردان حتی از پگاه هم نتونسته بازی درست بگیره و نقش سحر مخلوطی دراومده از تمام نقش های قبلی پگاه . (کلیشه و تکراری)
بازی نازنین بیاتی خوب نبود (بد نبود ، ولی خوب هم نبود)
به غیر از دو نقش اصلی ، تقریبا بقیه ی بازی ها خوب بود . به خصوص احمد مهران فر و بهرنگ .
فیلم بزرگترین لطمه رو از سمت فیلمنامه خورد ، اتفاقات بی خودی و شخصیت پردازی های بد. به طور مثال :
- سادگی غیر قابل باور نازنین ،
- حماقت نازنین ( مثلا اینکه چه طور دانشجوی پزشکی متوجه نمی شه که کیست باعث خونریزی شدید نمی شه ؟؟؟)
- همایش های بی ربط دانشگاه ،
- شخصیت تکراری دوست نازنین و پدرش ( دختر درس خون و مودبی که مادر نداره و پدرش پزشکه، ... دیدن ادامه » روابط دوستانه و شسته رفته ی پدر و دختر و...) که به شدت آدمو یاد پگاه و مانی حقیقی در ورود آقایان ممنوع می انداخت .
- شخصیت پرداخت نشده ی فرید که بیشتر نقش مترسک رو داشت .
- اصرار عجیب سحر برای اینکه نازنین به مهمونی وارد بشه .
- ....
ایده ی فیلم ایده ی کهنه ای بود ، اما می شد با کمی وسواس در فیلم نامه ، فیلم خیلی خوبی از آب دربیاد که نشد .
در کل فیلم بزرگترین لطمه رو زمانی خورد که اسمش به خاطر اسکار سر زبون ها افتاد ، که البته باعث فروشش هم شد.
با نظرتون به طور کلی موافقم...ولی نازنین دانشجوی ترم اول پزشکی
از کجا باید تشخیص می داد خونریزی بابت کیست نیست...
هر چند منم اینو فهمیدم...
۰۶ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه فیلم متوسط .... همین
بازی نازنین بیاتی رو دوست نداشتم تکراری و کپی برداری بود
به نظرم اگه از فامیل دور استفاده می کردند خیلی بهتر بود
که با این درد اگر دربند در مانند در مانند ..........
فامیر
:)))))))))))))
دربند براى کسانیکه قابل پذیرش نیست که توى دانشگاه هاى دولتى درس خوندن یا در خوابگاه بودند و میدونندکه هیچ تاکیدمیکنم هیچ دخترشهرستانى انقدر مضحک ساده نیست.
من فیلمو در جشنواره فجر دیدم و فقط از بازى پگاهه همیشه بینظیر بینهایت لذت بردم البته بقیه هم خوب بودند حتى کارکتر نازنین اما باورپذیرلااقل دراین دوره وزمانه ابدن.
دیدن "دربند" برایم شانسی بود ، میان اینهمه شلوغی و در بَند بودنم . الان که رسیده ام ، آنقدر سردم شده بود که دومین چایی را ریخته ام تا شاید از سرمای فیلم کاسته شود . وقتی نازنین داشت از پله های آن ساختمان بدون پنجره پائین می آمد ، جایی که فهمید دیگر سحر آدمی نبوده که در فیلم سعی می کرد نشان دهد ، یاد فیلم نفس عمیق افتادم . دوربین یکی یکی پله ها را پائین می آمد ، انگار که حالش بد باشد ، سرش گیج می رود ، می خواهد بیفتد . جایی از نفس عمیق که با ماشین افتادند توی آب . نفسم مثل آن لحظه به شماره افتاده بود . انگار نازنین داشت جان می داد . صحنه بعدی که خیلی عالی بود زمانی که پسر توی ماشین پیچید . واقعاً این دو سکانس را دوست داشتم .
خوشحالم که این فیلم برای اسکار نرفت . چون آنقدر بی دلیل اتفاقها می افتاد و منطق قوی نداشت که من آخرش گفتم حقتونه . به دو دختر فیلم . زیاده ... دیدن ادامه » خواهی باعث اشتباه آدمی می شود وقتی زیاده خواهی در مسیر درست نباشد غیر از این اتفاقی نمی افتد . چرا باید سحر این همه پول بخواهد ؟ مگر سرکار نمی رفت ؟ چطور نازنین رتبه پانزده پزشکی است اما گول ظاهر آدمها را می خورد ؟ یا چه می دانم این همه ساده است که نفهمد پاسپورت را بردارد نه قفل در را عوض کند و هزاران سوال که نشان می دهد فیلم پر از بی منطقی است .
جایی توی فیلم در مغازه عطر فروشی تأکید به اسم فیلم دارد ، آنهم اضافه بود . ما آنقدر خنگ نبودیم که نفهمیم اسم فیلم چیست !
1. میدونین مشکل دربند چی بود؟ به نظرم توقع رو قبل از اینکه بری و فیلمو ببینی به شدت از فیلم بالا می بری.( اینو هم اضافه کن که فیلم می خواسته به عنوان نماینده ایران بره اسکار که به نظرم اصلا در اون حد و اندازه ها نبود و حداکثر یک فیلم با پیرنگ اجتماعی متوسط. والسلام)

2. فیلم یک عقب گرد کامل برای شهبازی هست نسبت به نفس عمیق و حتی به نظرم عیار 14. فیلمنامه کاملا معمولی و به قول دوستان می خواست که تکان دهنده باشد ولی نبود و نبود و نبود

3. بازی های فیلم غیر از پگاه آهنگرانی( که به نظرم بهترین بازی کارنامه هنری اش به حساب می آد) و کمی هم بهرنگ علوی در بقیه موارد کاملا خنثی بود( در عجبم از شگفت زدگی بعضی منتقدان از بازی نازنین بیاتی). احمد مهران فر هم یه جورایی داره تبدیل میشه به مهران رجبی ورژن جدید سینمای ایران

4. در کل دربند فیلمی متوسط است. متوسط متوسط و نه ... دیدن ادامه » بیشتر

امتیاز: 1.5 از 4
با کلیت نظرتون موافقم...در مورد بازی ها به نظرم خانم بیاتی خوب بود،عالی نبود ولی برای نقش اول خوب بود...
در مورد خانم آهنگرانی کاملا باهتون مخالفم،بازی ایشون به نظرم تکراری و تیپیکی از بازی های فبلیشون بود و حداقل انتظارات من رو برآورده نکردند.
با بند ... دیدن ادامه » 4 هم بسیار موافقم!!!
۳۰ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


خوب بود.اما از فیلمایی بود که،میگن این کارو بکنین این کارو نکنین.اگه این کارو کنین ببینین چی میشه؟بدبخت میشین.نکات آموزشی هم داشت خب.خصوصا برای سن و سال ما و این که موقعیتشو خیلی خوب میفهمیدم.اما یه چیزایی..خیلی ناقص بود.از همه بیشتر هم،کاراکترایزش بود.یا مثلا تجمعات دانشجویی اون وسط معنیش چی بود؟اگه میخواسته بگه خیلی آزادیم که واقعا..
یا مثلا،این قد پسر زارعی و خود زارعی قاطی بودن و روابط پیچید به هم که من اصلا دلیل خودکشی پسره رو درک نکردم.میخواست غیر مستقیم بگه ولی اصلا معلوم نشد چی شد.بعدشم یه پرش مسخره زد سر لحظه آخر که دختره رفته بود اون بازار.خب اصلا چرا رفته بود اونجا؟
به هر حال،دست آقای شهباز درد نکنه اما،بین گذشته و دربند،واقععععا موافقم که گذشته انتخاب شد.فیلم گذشته مغز و پیشینه داشت.پایه ریزی داشت.من اینو تو دربند اصلا احساس نکردم.
و ... دیدن ادامه » برام عجیب بود که،خانواده یه دختر 18 ساله،در حالی که خونشون 80 کیلومتر تا تهران فاصله داره،کاملا دخترشونو به حال خودش گذاشتن!
والبته اینکه برای کسایی که توی شهرستان و خوابگاه با این دخترای شهرستانی برخورد داشتن میدونن که هیچ دختر شهرستانی انقدر ساده و یا بهتر بگم ابله نیست....
۲۸ مهر ۱۳۹۲
با یاسمن موافق هستم. شخصیت‌پردازی نقش اصلی عالی بود و در نقش فرورفته بود و ساده لوح هم نبود؛ چون حتی در امضا کردن رسید دریافت نامه هم احتیاط میکرد. چطور چنین شخصی میتونه این بی احتیاطی رو بکنه که سفته با اون مبلغ رو امضا کنه!شاید در فیلم قابل پذیرش باشه. ... دیدن ادامه » ولی اگر هدف این بوده که معضل جامعه به نمایش دربیاد به نظر من کمی اغراق شده بود
۲۹ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جمعه شب فیلم را دیدم. من را کاملا به سالهای اول دانشگاه برد.دوران آسیب پذیری. عکس العملهای نازنین تا حدودی قابل در ک بود. او که از 90 کیلومتر دورتر با رتبه 15 به دانشگاه آمده بود که پزشکی بخواند، آنقدر آگاه بود تا نامه ای که مال او نیست را زمان تحویل از پستچی با تردید امضا کند. اما از یک دختر 18 ساله دور از خانواده در حالی که چند روز هم مهمان دوستانش در خوابگاه بوده ، بعید نبود که بدون تامل، روی خوش ، جایی برای خواب و یا حتی زندگی آزاد سحر را نپذیرد و از آن استقبال نکند. و از محیط دورهمی عده ای جوان تهرانی که به نظر بی آزار هم می رسیدند لذت ببرد. اما با شروع دعوا شخصیت دخترک زیر سوال می رود. البته که تنهایی و دوری از خانواده گاهی اوقات انسان را به خصوص در این سن تاکید می کنم در این سن بسیار شکننده می کند. و تصمیمهایی که در آن دوران اتخاذ می شوند بعدها اصلا ... دیدن ادامه » قابل توجیه نیستند. با ادامه فیلم و به زندان افتادن سحر، نازینین به عنوان یک دوست تمام تلاشش را برای رهایی او می کند. باز هم با توجه به تعهد و اهمیتی که جوانها در این دوره سنی برای دوستی قائل هستند. اما پیچیدگی ها و سوالها هم همزمان شروع می شوند. بالاخره سحر با زارعی در رابطه بوده است یا با پسر زارعی؟ چرا در اولین دیدار زارعی با نازنین، به این نکته اشاره می شود که پول های قرض داده شده به سحر به خاطر بچه زارعی بوده است؟ خانواده سحر و یا نازنین کجا هستند؟ نازنین در صحنه آخر چرا به بازار برگشته است؟ علت صحنه های اعتراض دانشگاهی چه بود؟ فضای باز دانشگاه را نشان می دهند؟
و اما تمام مدت وقتی که نازنین گرفتار شده بود به این امید بودم که شاید دانشگاهی که نازنین به عنوان یکی از نفرات برتر کنکور با هزار امید و آروز به آن راه یافته از این بچه حمایت کند. ولی زهی خیال باطل.
این فیلم را توصیه می کنم به جوانترها چون احساس می کنم علیرغم کمبودها، بسیار آگاهی رسان عمل می کند و البته دختر و پسر هم ندارد.

در مورد داستان فیلم از آنجا که رویکردها اکثراً مثبت بوده صحبت شده،من نقدم را به روند داستان و بعضا ایراداتی که به نظرم اومد اختصاص دادم.

روند داستان با شخصیت ها و اتفاقاتی که در داستان هست پیش می رود که در این فیلم کمبودهایی دارد،شخصیت ها به خوبی ساخته و پرداخته نمی شوند،پوسته بیرونی آدمها به نمایش در می آید و کنش های آن ها نسبت به اتفاقات که (تقریباً غیر از نازنین) همه کنش های یکسانی دارند،در طول فیلم به علت این رفتارها نمی رسیم(چرا نازنین و فرید از خودگذشتگی می کنند،و دیگران منفعلند)،در طول فیلم شما نخواهید فهمید این افراد از کجا آمده اند،چه می کنند و چرا؟ و نیز دورنمایی تار از جایی که میخواهند بروند به شما گفته می شود.هر چند پوسته بیرونی به شدت آشناست!ولی برای من این خوب نیست و نمیتوانم با شخصیتی که نمیشناسم ارتباط برقرار کنم!
در فیلم سعی ... دیدن ادامه » شده است اتفاقات و صحنه ها باور پذیر و عقلانی باشند!که در بعضی موارد از مسیر خارج می شود!و با توجه به اینکه خانم بیاتی در مصاحبه ای گفتند تکرار سکانس برای فیلم برداری کم بود علت سر سری بود بعضی صحنه ها قابل فهم است.مانند صحنه شروع دعوای سحر و نازنین،و یا به اصطلاح میتینگ های دانشجویی،(و البته سلف!:دی)

در مورد فیلم برداری خیلی سواد ندارم،فقط اینکه آن صحنه ای که نازنین برای اولین بار می رود تا خانه را ببیند دوربین در کوچه به دنبال نازنین راه میافتد و از دوربینی ثابت به دوربین روی دست تغییر حالت میدهد،این صحنه توی ذوقم خورد،چرا اصولا این چنین تغییری انجام شد؟نیازی بود؟دوستان مطلع راهنمایی بفرمایند.

در مورد بازی ها به شدت ار بازی خانم بیاتی لذت بردم(هر چند پیچیدگی نداشت) و باقی بازی ها هم به نظرم خوب بود!هر چند به نظرم خانم آهنگرانی همان تیپ زندان زنان و طبقه سوم را تکرار کرده بودن که به نظرم نچسب بود.(انتظار بازی جدید و بهتری از ایشان داشتم!)

و اما...

فیلم روایت گر سیاه شدن سپیدی در میان سیاهان و تلاش و دست و پا زدن سپید برای غرق نشدن بود.فیلم در روایت خود تا بدان جا ادامه می دهد که جز سیاهی چیز دیگری دیده نمی شود.مردان فیلم همگی سیاه هستند و زنان فیلم یا سپید یا سیاهی که به دست مردان سیاه شده اند.(!؟)
چنین روایتی را سیاه نمایی می دانم و به آن اصرار دارم که با وجود عدم شخصیت پردازی کامل و صحیح نمی توان فیلم را صرفاً فیلمی در مورد شخصیت های آن دانست که دقیقاً و مشخصاً فیلم در مورد جامعه است و کاراکترهای آن نمایی از قشرهای مختلف جامعه که همگی سیاه و یا در حال سیاه شدن هستند.آنچه در فیلم نشان داده می شود فقط سیاهی است،از سیاهی درونی افراد تا سیاهی روابط خانوادگی.در روند فیلم علت سیاهی ها دیده نمی شود و راه حل خروج از آن نیز.
تضادهای غیر منطقی رفتار شخصیت ها به گمراهی من در طول فیلم و در نتیجه گرفتن از فیلم اضافه می کرد.در پایان هم تصادف و مرگ و یک پارچه سیاه و نظاره کردن آن!سیاهی آن پارچه سیاه،نشان دهنده سیاهی زندگی نازنین و آن مرد بود؟!!؟و یا سیاهی همه زندگی های فیلم!؟و یا ما؟

*.سعی کردم با استفاده زیاد از کلمه سیاه احساسم را در مواجه با آن همه سیاهی نمایش داده شده در فیلم(در زمان دیدن) منتقل کنم!
اجازه میفرمائیددر مورد نقدتون نظر بدم؟
در مورد اینکه شخصیت پردازی های داستان مشکل دارند کاملا باهاتون موافقم
نازنین دختر ناشهرستانی/ ناتهرانی ایه که از شهری 90 کیلومتری تهران اومده. در دفاع از خودش در برابر تجاوزات مختلف به حریمش و گرفتن حقش کاملا جسوره اما به راحتی اجازه میده بهش توهین بشه، کتک بخوره و در نهایت این نازنینه که برای منت کشی سراغ سحر میره . از دکتر زنان وقت میگیره و .... چراش برای من هم واضح نیست
در روند فیلم سکاننس های اضافه زیاد دیده میشه. مثلا سکانسی که پدر دوست نازنین یه 50 تومنی برای نازنین پول توجیبی میذاره و دوستش بسیار ناراحت میشه. چرا؟
لزوم این صحنه چی بود؟

و من هم موافقم
خانم آهنگرانی برای بازی انژی ای صرف نکرده بود. یه بازی یک دست و بی زحمت که فقط خواسته بود انجامش بده. نقش رو به چالش نکشیده بود. و نازنین هم خیلی خوب نبود. توی ذوق نمیخورد فقط.

کسی ... دیدن ادامه » که در حال سقط بچه است و داره ازش خون میره این مدلی بود که توی فیلم دیدیمممم؟ قطعا نه!!!!!!!
به جرم پاره کردن صفته دخترک باید به زندان میرفت؟
پوشش نارزنین رو در پایان فیلم به خاطر بیارید
لباس زندان بود. یعنی نازنین به جرمی که معلوم نیست دقیقا چیه محاکمه شده؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
به نظر من فیلم چنان اشکلات عمده فیلم نامه ای داره که نمیفهمم بعضی از دوستان چه جوری میگن جایگزین گذشته باید میبوده در اسکار

اما در مورد سیاهی هایی که گفتید
به نظرم صحبت هاتون اطاله داره و سرنخ مطلب رو گم کردید و معلومم نشد چی میفرمائید

زیاده عرضی نیست
شادی دلتان مستدام
۲۰ مهر ۱۳۹۲
مرسی از نظرتون خانم علمیه!
خلاصه مطلبی که میخواستم بگویم این بود که آنقدر در نشان دادن یک جامعه سیاه اغراق و زیاده روی شده بود که همه تهران با همه آدم هایش سیاه بودند و این توی ذوق می زد!
در ثانی انگار در این شهر همه مردان بد و همه زنان پاک و یا به دست مردان ... دیدن ادامه » بد شده بودند.همین!
۲۱ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خوبی بود ... نه میشه گفت شاهکار بود نه ضعیف
بازی ها خوب بود ، تقریبا میشه گفت تمام بازی ها خوب بود ، نه عالی... فیلمنامه معمولی بود ... کارگردانی خوب بود ... بازی نازنین بیاتی و پگاه اهنگرانی قابل تحسین بود ، و بسیار قوی تر از بازیگران مرد در فیلم ... نکته ی مورد توجه این فیلم این بود که در قسمتهای مختلفش به خیلی از مسایل ناخنکی زده شد ، از میتینگ های دانشجویی که به سیاست اشاره میکرد، تا مشکلات دختران در جامعه و همچنین خامی و بی تجربگی و مسایل اجتماعی دیگری که در حد یک اشاره خوب بهشون پرداخته شده بود ... ارتباط سکانس ابتدایی و پایان فیلم جالب بود ... در کل فیلم شاهکاری نبود اما فیلمی بود که از دیدنش پشیمان نیستم، خوب بود.
*هنوز هم در اکثریت فیلمهای ایرانی از همان سکانس اول میتوانی تا اخر کلیات داستان را حدس بزنی نهایتا در جزئیات اتفاقات تفاوتی وجود دارد که احتمالا نهایت خلاقیت فیلمنامه نویس در ایجاد زمان لازم برای یک فیلم سینمایی ست
دربند هم همچنین

*هنوز هم ابعاد مختلف حماقتها و ساده اندیشی های ادمی دست مایه ی فیلمنامه نویسان گرامی ست

*هنوز هم باید از مولفه های خاص روابط ازاد ادمها برای جذابیتهای فیلم استفاده شود تا بتوان ببینده ومخاطب را تا اخر داستان کشاند ....

هنوز هم از دیدن این دسته فیلمها خسته میشوم ...
جای بسی تاسفه واقعا که برای دیدن یه فیلم خوب مدتهای مدید باید منتظر بود !!
تا جایی که یه فیلم مثل به خاطر پونه و گذشته جزو فیلمهای خوبمون قرار بگیرن !!
۲۰ مهر ۱۳۹۲
متاسفانه همیشه یه حلقه ی مفقوده را در فیلمهای ایرانی مبینم ... جدای از محدودیت های موجود در فضای فیلم سازی ضعف بزرگ ما در فیلمنامه هاست .... هیچ خلاقیت یا جذابیتی وجود ندارد .... تا کی این روند ادامه دارد ؟؟؟
۲۱ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

که با این در اگر دربند ِ درمانند،در مانند
یا
یکی به سوالِ من جواب بده
یا
چند خطی درباره ی ِ دربند :

نمیدونم چرا جدیدا اینطوری میشه ولی هر فیلمی که کلی ازش تو مجلات و روزنامه ها تعریف شده و تو جشنواره ی ِ فجر هم مورد ِ استقبال قرار گرفته اصلا اون چیزی نیست که انتظارش رو داشتم، امروز هم فیلم ِ دربند رو دیدم و با اون چیزی که این همه دارن در موردش حرف میزنن یا فیلم ِ سال ِ مجله ی ِ فیلم شده خیلی فاصله داشت نه اینکه فیلمش بد باشه ها اتفاقا مثل ِ پل ِ چوبی (که به شدت مورد تعریف هم قرار گرفته) بد نبود مثلا بازی ِ نازنین ِ بیاتی خیلی خوب بود و کلا آخر فیلم هم تحت ِ تاثیر قرار گرفتم ولی نمیدونم چرا فیلمنامه نویسهای ِ ما یادشون رفته قبل از هر چیز باید به فکر ِ این باشن که داستان باور پذیر باشه آخه تو این سالها کدوم آدم ِ ساده دلی میاد واسه کسی که چند روز نیست ... دیدن ادامه » بیشتر باهاش آشنا شده کلی سفته امضا کنه و ضامنش بشه مخصوصا وقتی رتبه ی ِ پانزده کنکور ِ تجربی هم باشه !؟ آخه مگه بلانسبت شهرستانیها احمقن یا الان دوران ِ آقای ِ هالوئه که یه دختر شهرستانی انقدر راحت دو میلیون تومن پول بده به یه دختر تهرانی و ازش رسید هم نگیره اصلا خودش نمیفهمه پدر یا مادرش هم چیزی نمیخوان ازش ؟ بعدش از کِی واسه چک ِ برگشتی حکم ِ تفتیش ِ خونه صادر میکنن و ....راستش وقتی آدم با توقع ِ دیدن ِ یه فیلم ِ خیلی خوب میره سینما این نکته ها بدجوری میزنن تو ذوق ِ آدم و فیلم اصلا نمیچسبه ....

خلاصه کنم که با این در اگر دربندِ درمانند،درمانند !
من دیگه حرفی ندارم .
دقیقا موقع ِ دیدنِ قاعده تصادف هم همین حس رو داشتم و ازین به بعد باید خیلی کمتر روی ِ نظراتی که میشنوم حساب باز کنم .
۱۵ مهر ۱۳۹۲
والله من کارگردانم مقصر می دونم!!
دیگه سر و ته رو ی جوری هم میاره دیگه!!
۱۹ مهر ۱۳۹۲
خط اول عالی بود.
۲۰ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من اصلا شایسته رفتن به اسکارنبود ،نه اینکه فیلم بدی باشه نه اما شایسته رفتن به اسکار نه نبود
.چون وقتی من مصاحبه آقای شهبازی رو دیدم خیلی ناراحت بودن از اینکه فیلمشون رد شده .به نظر من این مسائل اصلا جذابیتی برای یه بیننده خارج از ایران نداره . دوم اینکه من نمیتونم بپذیرمیه خانواده انقدر نسبت به فرزندش یب تفاوت باشه
مثل اینکه شما تو مدینه فاضله زندگی می کنین، چون تمام خانواده هایی که من میشناسم همین جورین و اینکه گاهی زندگی انقد با سرعت پبش میره و اتفاقاتی میفته که هر چقدم خانواده خوبی داشته باشی، نمیتونی خودتو نجات بدی!
و فکر نکنم که قراره ما با فیلمامون دل خارجیا ... دیدن ادامه » رو به دست بیاریم که حالا یه فیلمی براشون بفرستیم که براشون جذابیت داشته باشه! فیلم فقط از منظر هنری بررسی میشه!
۱۴ مهر ۱۳۹۲
خب من به دعوای شما کاری ندارم و فقط میخوام این وسط یه پارازیت بندازم و نظر خودم رو بگم. نباید یه نگاه ایده آل نسبت به چیز ساده ای به اسم خانوادهء ایرانی داشت. یعنی همونطور که دکتر خوب و بد، پلیس خوب و بد، بقال خوب و بد، دانشجوی خوب و بد داریم، خانواده هم ... دیدن ادامه » میتونه خوب و بد داشته باشه. پس یه قالب ساختن به اسم خانوادهء خوشگل ایرانی کار درستی نیست. یعنی اینکه شما یه خانواده خوب داری دلیل بر این نمیشه که خانواده بد توی سینما تصویر نشه. من نمیتونم به نشون دادن گشنگی تو فیلم اعتراض کنم، تنها به این دلیل که خودم و اطرافیانم همیشه سر میز پر از غذا نشستیم. اما ایرادی که من به فیلم میگیرم یه چیزی بین نظر هر دوی شماست.

فیلم یه ایراد داره بنظر من و اون هم حذف خانواده ست. یعنی اینجا خانواده به بدی تصویر نمیشه، بلکه خانواده اصن تصویر نمیشه. یعنی انگار برای ساده کردن روابط و مسائل تنها حضور خانواده یه تماس تلفنی توی تراس و یه تبریک روز مادر هست و بس. شاید لازم بود که خانواده به شکلی حضور داشته باشه و بی تفاوتی اون به تصویر در بیاد. نه اینکه حذف بشه و هزار تا سئوال برای آدم ایجاد کنه. ما تو کشورمون مثل همه جای دنیا خانواده های عجیب و غریبی داریم که توی تصورمون نمیگنجه. اما وقتی فیلم هیچ تصویری از خانواده ارائه نمیده ناخودآگاه بیننده جای خالی اون تصویر رو با خانوادهء دیفالت ایرانی، که همیشه نگران دخترشه و اون رو تا جایی که بتونه کنترل میکنه، پر میکنه. و اینجاس که آدم به تناقض میخوره و یه سری چیزا با هم جور در نمیاد.
۱۵ مهر ۱۳۹۲
بردیای عزیز قضاوتی بر خوب و بد بودن نیست،مسئله ی عنوان شده هم همینه!هویت(خانواده و ...) این افراد کجاست؟؟
با شما موافقم
۱۵ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید