از میان مجموعه اشعار شاملوی نازنین همیشه دفتر *مدایحِ بی صله* گیرایی ویژه ای برای بنده داشته و همیشه بر این باورم که شاملو نهایت تراوش شعری درونش را در این دفتر داشته است چنانکه هرگاه اشعار این دفتر را می خوانم گویی خود شاملو و از زبان خود برایم زمزمه می کند روبرو و بی واسطه:
خوابآلوده هنوز
در بستری سپید
صبحِ
... دیدن ادامه ››
کاذب
در بورانِ پاکیزهی قطبی.
و تکبیرِ پُرغریوِ قافله
که: «رسیدیم
آنک چراغ و آتشِ مقصد!»
□
ــ گرگها
بیقرار از خُمارِ خون
حلقه بر بارافکنِ قافله تنگ میکنند
و از سرخوشی
دندان به گوش و گردنِ یکدیگر میفشرند.
«ــ هان!
چند قرن، چند قرن به انتظار بودهاید؟»
□
و بر سفرهی قطبی
قافلهی مُردگان
نمازِ استجابت را آماده میشود
شاد از آن که سرانجام به مقصد رسیده است.