در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | شوریده: دو غزل:نخستین از سعدی و دوّمین از حافظ به پیرویِ از سعدی: بگذار تا
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 05:13:07
دو غزل:نخستین از سعدی و دوّمین از حافظ به پیرویِ از سعدی:

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوقست در جدایی و جورست در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از ... دیدن ادامه ›› خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بلعجب
در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم
نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم
ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس
آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم
سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم
.................................................................
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
کز بهر جرعه‌ای همه محتاج این دریم
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم
جایی که تخت و مسند جم می‌رود به باد
گر غم خوریم خوش نبود به که مِی‌ خوریم
تا بو که دست در کمر او توان زدن
در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم
واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما
با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم
چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا
ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم
از جرعۀ تو خاک زمین دُرُّ و لعل یافت
بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم
حافظ چو ره به کنگره ی کاخ وصل نیست
با خاک آستانۀ این در به سر بریم
......................................................................................
گذشته از تصویر سازی بدیع و بدون تکلّف سعدی در این معنی که می توان گفت هر دو شاعر در پی آن بوده اند در مقایسه ی تصویرهای با رموز و واژگانِ پیچیده ی عرفانی مانند:شعبده، مقتدا، به مقایسه ی سه بیت از هرکدام از غزلها که در پی یک معنی بوده اند می پردازم:

سعدی:
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

حافظ:
از جرعۀ تو خاک زمین دُرُّ و لعل یافت
بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

چنانکه مشاهده می کنیم این معنی عمیق و بسیار پیچیده را سعدی با سادگی و در عین حال روانی و با بیشترین زیبایی با واژگان و موسیقیِ کلامی در اوج رسایی بکار برده است در حالیکه دریافت این معنی از بیت حافظ کوشش و جهد می طلبد.

سعدی:
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

حافظ:
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم

مارا سریست باتو که گر خلق روشگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم..حتی اگر نثر وار نوشته شود این معنی عمیقِ عرفانی و پابرجایی در عشق محبوب درکمال زیبایی دریافتنی ست در صورتیکه خواننده در بیت حافظ با روز نخست..دم رندی..مواجه می شود که دریافت معنی را ثقیل و سخت نموده است.

سعدی تو کیستی که در این حلقۀ کمند
چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم

حافظ چو ره به کنگره ی کاخ وصل نیست
با خاک آستانۀ این در به سر بریم

ملاحظه می شود که حافظ در بیت پایانی هم بدنبال پیروی از معنی در گویش سعدی بوده و بازهم به نظر بنده پیروز میدان سعدی ست.گرفتاری در عشق محبوب و ناچیز شمردن عاشق را با این همه رسایی بیان کردن هنری ست که سعدی را سزاست . خواجه ی رندانِ ما حافظ با ترکیب ثقیلی چون کنگره ی کاخ وصل و مقایسه ی آن با خاک در، موسیقی کلام بیت را هم سنگین نموده و دریافت معنی را دشوار.

از دیدگاه بنده در مجموع این غزل حافظ در مقایسه ی با غزل سعدی که آز آن پیروی نموده، خواه از دیدگاه موسیقیِ سخن و ترکیب واژگان و روانی کلام و خواه از دیدگاه تصویرآفرینی که در همگی پیروِ تصویر های سعدی است، ضعیف جلوه نموده و کفّه ی ترازویِ شاعریِ سعدی در این معنی بسیار بر حافظ چربیده است.
م تورانداز و الهام سلگی این را خواندند
مجتبی مهدی زاده، سید فرشید جاهد، maria و ذوق زده این را دوست دارند
دوست عزیز ، حافظ از همه شاعران قبل از خودش ، تاثیر پذیرفته است . سعدی هم به همین ترتیب . و این در مورد همه شاعران صدق می کند . نه تنها شاعران کلاسیک که شاعران مدرن هم چنین هستند . به نظر من " پیروی" واژه درستی نیست . حافظ از ظهیر فاریابی ، عراقی ، سلمان ساوجی ، کمال اسماعیل و... در اشعارش استفاده کرده ولی غزل فارسی را به تکامل رسانده است . به جای " پیروی " بهتر آن است که از لفظ تاثیر پذیری استفاده کرد . سعدی هم استاد سخن است . به جای این که یکی را بر دیگری برتری دهیم ،بهتر آن است که همه آن عزیزان را در کنار هم ببینیم . از رودکی تا حافظ هفت قله ادبیات فارسی را ما داریم . به ترتیب زمانی : رودکی ، فردوسی ، خیام ، نظامی ، مولوی ، سعدی و حافظ.
پیروز و پایدار باشید.
۰۹ آبان ۱۳۹۴
از همه دوستان سپاسگزارم...
۱۰ آبان ۱۳۹۴
بعد از ده سال از نگارش نظر حضرتعالی بنده عرض کنم . متأسفانه گاهی سخن‌سعدی از نثری بی معنی فراتر نمی‌رود ،مثال : گفتی زخاک بیشترند اهل عشق من، از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم. جدای از اینکه می‌فرمایید به مفهومی عرفانی اشاره داشته.من آن را به نثر می‌نویسم تا شما بدانید اگر بیت های زیبای قبلی این غزل نبودند چقدر مضحک بنظر می آمد؛ گفتی که عاشقان من از خاک بالاتر هستند، نه ما از خاک بیشتر نیستیم بلکه از خاک کمتر هستیم!!!! این تبدیل نشدن موضوع به مضمون و در حد ابتدایی ماندن و در جوهره ی سخن نیز مفهومی شاعرانه نداشتن چقدر حال به هم زن است . البته که سرودن بیت های جاودانه ای چون : از دشمنان برند شکایت به دوستان و...... به طور کلی چرند بودن اینگونه ابیات را در دیوان سعدی از خاطر برده است....
۲۳ بهمن ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید