" امروزه برای ما خیلی راحت است که از نیما توقعات بیش تری را مطالبه کنیم و مثل دکتر براهنی مدعی شویم که چرا نیما به این فکر نیفتاده که از بحور مختلف الارکان استفاده کند که ظرفیت بیش تری برای شعر پولیفونیک دارند ؟ که البته
نیما در بعضی از اشعار خود این کار را کرده است . ولی حرکت گام به گام او سنجیده تر از این بوده که از همان ابتدا چند پله یکی کند . اگر چنین ضرورتی برای ترکیب بحور مختلف الارکان وجود داشته باشد ، مسلماً اقدامی خواهد بود در تکامل راه نیما برای وسعت بخشیدن به سیطره شعر پولیفونیک . و این عمل فقط وقتی امکان پذیر است که توانسته باشیم ضرورتی را که نیما احساس می کرد و هدف او را از تغییراتی که ایجاد کرد ، درک کرده باشیم تا بتوانیم قدم های بعدی را سنجیده برداریم و سنگی را بر سنگی بنا نهیم . وقتی هدف نیما شناخته شده نیست ، چنین برداشت می شود که نیما فقط می خواسته عروض شعر را عوض کند و کاملاً موفق نشده . در صورتی که هر حرکت نیما در ارتباط با آن میدان دید تازه و به شکلی ارگانیک وابسته به آن اصل کلی ، حساب شده بوده است . نیما قبل از این که به تغییر وزن ، موسیقی و انتخاب واژگان بیندیشد ، به طرحی اندیشیده که در آن پرسوناژهای شعری باید وارد شعر شوند . بر اساس این نیاز است که نیما به چاره اندیشی در مورد تغییر لحن و وزن پرداخته است ."
بوطیقای شعر نو ، نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیمایوشیج _ شاپور جورکش