در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | گروه تئاتر اگزیت: نقد اگزیت نقد و بررسی نمایش «دلِ سگ» به نویسندگی محمد یعقوبی و کارگرد
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 14:49:14
نقد اگزیت
نقد و بررسی نمایش «دلِ سگ» به نویسندگی محمد یعقوبی و کارگردانی آیلین کیخایی
بیاییم حیوانات را دوست داشته باشیم، حتی شما لنین عزیز

به قلم مجید اصغری منتقد گروه تئاتر اگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: بدون ستاره ـ فاقد ارزش

جالب است که در محافل تئاتری عنوان «دلِ سگ» بیشترهمه را به یاد نمایش محمد یعقوبی می‌اندازد که چند سال پیش به روی صحنه آورد و نه رمان میخائیل ... دیدن ادامه ›› بولگاکف از خدا بی‌خبر. نه این که اهالی فن تئاتر رمان نویسنده‌ی شهیر روسی را نخوانده باشند، چرا که «دلِ سگ» یعقوبی سر سوزنی به نسخه‌ی ادبیاتی‌اش وفادار نیست و تغییرات زیادی روی آن صورت داده است. از قضا کارگردان نمایش‌مان نیز برداشتی تقلیل گرا تر از یعقوبی نسبت به رمان در اجرایش صورت می‌دهد و بحث اصلی رمان را به مسائلی دستمالی شده‌ و سیاست‌زدای این روزهای فضای مجازی همچون آزار و اذیت حیوانات نزول می‌دهد. آیلین کیخایی همه‌ی تلاش و همت خود را صرف این موضوع قرار داده تا شاریکوف (حیوانی که به واسطه‌ی جراحی رفته‌رفته خوی و منش انسانی به دست می‌آورد) را نمونه‌ی بارز یک انسان با همه‌ی خوبی‌ها و کژی‌هایش به مخاطب معرفی کند و مابقی شخصیت‌ها را موجوداتی انسان‌نما تلقی دهد. با این اوصاف «دلِ سگ» کولاژی‌ست از کارگردانی‌ای ضعیف، میزانسن‌هایی شلخته، بازی‌هایی بد، گریم و لباسی کلیشه‌ای و موسیقی و فضاسازی‌ای پرت‌وپلا. وقتی می‌گویم کارگردانی‌ای ضعیف و پرت‌وپلا دقیقا دارم از چه حرف می‌زنم؟
در یک جمله باید گفت که تکلیف کارگردان با متن مشخص و شفاف نیست. البته این نقد به اقتباس یعقوبی از رمان هم وارد است. از آن جا که کارگردان نتوانسته موقعیت دراماتیک هر صحنه را به خوبی درک کند، به طبع نمی تواند پردازشی مناسب در اجرایش را سروسامان دهد. به این ترتیب مزه و طعم هر صحنه از دسترسش خارج می‌شود و نمی‌داند که عناصر صوتی و بصری خود را چگونه و چطور کنار یکدیگر بچیند. پردازش یک صحنه از نمایش و اجرایی کردنش به این سادگی نیست که چند بازیگر را زیر چند منبع نور قرار داده و با گرفتن نور نمایش را به پایان ببریم. بلکه باید زیست درست و صحیح هر صحنه را به شایسته‌ترین صورت خود پیاده و عملیاتی کنیم و بدانیم چگونه می خواهیم مخاطب خود را با اثر درگیر کنیم.
کارگردان اثر نمی‌داند که با یک متن به شدت سیاسی و نمادگرا طرف است. متنی که به نتایج انقلاب و فعالیت‌های لنین در روسیه می‌پردازد. نمایشنامه روایتگر قصه‌ی یک جراح معروف در روسیه است که تصمیم می‌گیرد بر روی یک سگ تحقیقاتی را صورت دهد و او را تبدیل به یک انسان کند. این یک تغییر اساسی و بنیادین است که باید همه فطرت و غرائز حیوانی را از آن موجود بگیرد و آداب و رسوم یک شهروند روسی را به وی بیاموزد. اما در نهایت آن سگ تبدیل می‌شود به موجودی یاغی که ممکن است باعث آسیب و خسارت به دکتر و سایر شهروندان شود. دکتر اعتراف می‌کند که اقداماتش برای انسان کردن یک حیوان با شکست مواجه شده و در نهایت آن را از بین می‌برد. بولگاکف در رمان خود تصویری معیوب از انقلاب روسیه ارائه می‌دهد و تلاش می‌کند تا نگاهی نقادانه به این مقوله داشته باشد. پزشک در این نمایش نمادی است از لنین که در نهایت مغلوب می‌شود و اعتراف به شکست می‌کند. اما آیا به واقع افکار و عقاید لنین شکست خورده است؟ اصلا به فرض که چنین شده باشد. چگونه نمایشی شدن این گزاره از اهمیت بالایی برخوردار است. تشبیه کردن انقلاب روسیه به یک جراحی غیر طبیعی نظیر تبدیل کردن یک سگ به یک حیوان به نظرم به شدت احمقانه است. چرا که این گونه نتیجه‌گیری کردن از سال‌ها مبارزه، شکنجه و زجر کشیدن انسان‌هایی که تلاش کردند وضعیت بهتر نسبت به حکومت تزاری به وجود بیاورند نه صحیح است و نه منصفانه. حال کارگردان با این متن و با این زیرمتن به شدت سیاسی چگونه مواجه می‌شود؟ وی در مصاحبه خود با سایت تیوال این گونه مطرح می کند که چون پیشتر یکبار در این نمایش بازی کرده و از طرف دیگر پایبند به حقوق و مزایای حیوانات است، دلش خواسته که این متن را کارگردانی کرده و به روی صحنه بیاورد که اگر بولگاکف زنده می‌بود و صحبت‌های کارگردان بزرگوارمان را می‌شنید، بیش از پیش به بی‌تاثیری رمان خود درتاریخ ادبیات داستانی پی می برد! پس ما به واسطه همت مصاحبه‌گر و دوستان تیوالی در بخش آوای تیوال پی بردیم که با یک نمایش حیوان‌دوستانه طرف هستیم. اما سوال پیش می‌آید که چرا این تغییر باید روی یک حیوان صورت گیرد؟ نتیجه این عمل جراحی چه خواهد بود و چرا؟ سوال به این صورت ساده‌تر مطرح می‌شود که چرا باید سگ‌ها را تبدیل به انسان کرد؟ این سوال را زینا مستخدم دکتر از وی می‌پرسد و او را از عاقبت شوم این کار می‌ترساند. دکتر در جواب وی فقط لبخندی می‌زند که این لبخند به این معناست که مستخدمش تا چه اندازه از دنیا و تغییرات سریعش به دور است. دکتر یک بورژوای تمام عیار است و رابطه خوبی با سوسیالیست‌ها ندارد. کارگردان بزرگوار نیز گویی در این باره هم‌نظر با دکتر قرار می‌گیرد و شمایلی مضحک و مسخره از یک زن کمونیست را به نمایش می‌گذارد. چرایی‌اش را باز نمی‌دانیم. جراحی که با برخی مقامات زد و بند دارد، خانه‌ای مجلل دارد، پول و مشروبش به راه است، دل خوشی از سوسیالیسم ندارد و علنا به افکارشان توهین می‌کند، باید هم درگیر پروژه‌ای نمایان‌گرایانه همچون تبدیل کردن یک سگ به انسان شود. چرا که این پروژه نه در خدمتِ کمک به بیماران صعب‌العلاج بلکه بیشتر به خاطر میل به خودپرستی و شهرت بیش از پیش دکتر کلید خورده است. پس اعتراف این دکتر به شکست پرو‌ژه‌ی سگ‌درمانی و مبدل کردنش به انسان می‌تواند به نوعی اعتراف وی به عاقبت تلخ سرمایه‌داری و جامعه بورژوایی باشد. بعید است که کارگردان عزیزمان یک بار هم به این مسائل فکر کرده باشد چرا که اگر چنین کرده بود، نتیجه‌گیری‌اش از نمایش این نمی‌شد که آزار و اذیت حیوانات کار جیزی است و خدا خوشش نمی‌آید. بلکه به این فکر می‌کرد که در حال حاضر اندیشه و نتیجه‌گیری بولگاکف از لنین تا چه اندازه زنده است و نفس می‌کشد. عقیده شخصی خودش چیست؟ چگونه عقیده خود را زیست کرده و حال چگونه باید آن را در نمایشش به منصه ظهور برساند.


نمایش دل سگ
 خانه نمایش مهرگان (سالن شماره ۱)
۰۵ مهر تا ۱۲ آبان
زمان: ۱۹:۰۰ و ۲۰:۳۰
مدت: ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

نویسنده: محمد یعقوبی
کارگردان: آیلین کیخایی
بازیگران:کیوان محمودنژاد، ایمان اصفهانى، عاطفه جلالى، سپیده جعفرى، سارا باقرى، آیلین کیخایى

مشاور کارگردان: محمد یعقوبى
مدیر تبلیغات، ارتباطات و رسانه: محمد بهرامى
دستیاران کارگردان: پانته آ امداد، سمانه اسماعیلى
عکاس: امیر خدامى
طراحی صحنه و لباس: پانته آ امداد
طراحی گریم: زیبا حمیدی 
ساخت تیزر: صادق سیادت، عقیل بهرامی، کیوان محمودنژاد
مدیر تولید: مازیار مویدی
انتخاب موسیقی: آیلین کیخایی
چاپ پوستر و بروشور: مرتضی زمانی (چاپ ایران کهن)
ساخت گیف های تبلیغاتی: آیلین کیخایی
همراه گروه: الهام هادیان
فیلمبردار: آرش عشایری

کاری از گروه نمایش«خودکار»
نمایش که نمایش خوبی نبود ولی شما دیگه زیادی به سر تا پای کار ایراد گرفتید و به گفته های کارگردان نقد نوشتید بیشتر تا به کار!

تا وسطای متن با شما موافق بودم ولی کلا یجورایی خود نمایش نامه و رمان و کلا همه چی رو مطلقا کوبیدید رفت :))
۲۸ مهر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید