درباره فیلم حالم از خودم بهم میخوره "Sick of myself" 2022 / کریستوفر بورگلی
منتشرشده در روزنامه سازندگی - سه شنبه 3 مرداد 1402
"قربانی شده "
کریستوفر بورگلی کارگردان 38 ساله نروژی، نویسنده و سازنده فیلم "حالم از خودم بهم میخوره" با حضور در جشنواره کن 2022 و دریافت جایزه بهترین فیلم بخش جنبی «نوعی نگاه»، توانست نظرها را به سمت فیلم خود جلب کند. فیلمی اگرچه مهجور اما با مفاهیم و ویژگیهای فنی قابل اعتنا.
فیلم، چشمانداز قوی و جدی به مسائل انسان امروز و متمرکز بر جوانان دارد. بهویژه که کاراکترهایش در کشوری با سطح استانداردهای بالای کیفیت زندگی، سکونت دارند و قشری فرهیخته و هنری هستند. بورگلی بهخوبی دست براستحاله جهان امروز و انسانهایی گذاشته است که در هیاهوی دنیایی مملو از مصرفگرایی و میل افراطی به دیدهشدن، دچار روانگسیختگی پنهاناند و دست به هر کاری میزنند. انسانهایی که نه تنها با ساخت اثر هنری با وسایل دزدی، روی جلد مجلههای معروف هنری میروند بلکه از زدن آسیبهای جدی به جسم و بدن خود نیز دریغ نمیکنند. جهان امروز با وجود مولفههای متعددی که دارد از جمله سلطهی سرمایهداری و رقابت در مالکیت، انسانها را از معنای حقیقی انسانبودگی خود خارج کرده و تبدیل به سوژه میکند . سوژههایی در حال رقابت که برای هر چه "مطرح شدن" و " دیده شدن" نیازمند توجه عموم و جلب نظر آنها هستند. فیلم بورگلی بهخوبی و در نهایت غافلگیری، به این مقوله میپردازد. و همانطور که
... دیدن ادامه ››
در فیلم در دیالوگی اشاره میشود، "قربانی شدن" یا " قربانی بودن" به موضوعی داغ و همهگیر بین افراد و جوانان تبدیل شده است. وضعیتی با روانهایی نامتعادل از قربانی بودن، که میتواند از خشونت خانگی، جنسیت، گرایشهای جنسی، سرکوبهای اجتماعی، نژاد و ملیت و رنگ پوست، تجاوز و آزارهای جنسی، قرصهای توهمزا، مواد مخدر و اعتیاد و بیماریهای صعب العلاج، ناشی شده و افراد را درگیر کند. بسته به اینکه کدام مورد میتواند خوراک تازهتر و بیشتری برای افکار عمومی داشته باشد، مورد توجه قرار میگیرد.
سیگنه که دوست پسرش آرتیست است و از وسایل دزدی که از اینور آنور کش میرود، نمایشگاه موفقی ترتیب داده و حتی روی مجله معروف هنری نیز تصویرش منتشر شده، از اینکه در کنار او زیر سایه رفته است، احساس خوبی ندارد. تلاش میکند در رقابتی بحثبرانگیز، بیشتر توجهات را بخود جلب کند حتی اگر تمارضی عجیب به بیماری باشد. بیماری که با مصرف داروهای قوی ضدحساسیت در صورت و بدن او به شکل لکههایی مانند شاخهی درخت، بروز میکند.
با روند بیماری سیگنه بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، دوستانش به او بیشتر سر میزنند و نگران حال اویند، حتی یکی از شرکتهای مد و فشن که متمرکز بر مدلهایی با نقص عضو و یا بیماریست، و آنان را یک شبه معروف میکند، به او پیشنهاد کار میدهد.
سیگنه که حالا راضی به نظر میرسد، برای آنکه همچنان در مرکز توجه باقی بماند به مصرف داروها ادامه میدهد اما کم کم بیماری آنقدر پیشرفت میکند که صورت و موهایش دچار تغییر شدید شده و به سمت فروپاشی میرود. با اینحال باز هم برای تهیه فیلم و عکسبرداری مدلینگ، رقیبش را در سرویس بهداشتی حبس میکند تا نوبت او را بگیرد. در حین کار و در حالیکه دوربین روی او فوکوس است، خون بالا میآورد و از حال میرود.
در نهایت و در پایان فیلم او با وضعیتی وخیم روی تخت بیمارستان قرار دارد که تمام صورتش باندپیچیست و به سختی نفس میکشد.
فیلم بورگلی، از سویی به معضل جوامع امروز میپردازد که انسانها در آن تبدیل به ماشینهایی مکانیکی برای پیشبرد مقاصد خود شدهاند و دیگر همدیگر را به عنوان انسانی نیازمند توجه و ارتباط نمیبینند.
در ابتدای فیلم وقتی گلوی زنی توسط سگی دریده شده و به کافه محل کار سیگنه میآید، او تنها کسیست که با سرعت به سمت او میرود تا کمکش کند، اما وقتی پلیس از او تقدیر میکند، نه نوع دوستی و انسانیت او، بلکه توجه و تحسینی که از او میشود، باعث رضایت خاطرش میشود، چنانکه در هر جمع و محفلی که میرسد این داستان را تعریف میکند.
از سوی دیگر بورگلی به این مسئله اشاره میکند که جامعه سرد و سنگی شده، که در مصرف و خواستههای فردی غرق است، افراد را به سمت استحاله و زوال هدایت میکند. استحالهای که برای مقابله با این وضعیت بر حسب نیاز عاطفی و نیروی ذاتی مورد توجه بودن، به عجیبترین و آسیبزنندهترین شکل، حتی به شیوهای تمارضی و غیر واقعی، از خود قربانیانی بسازند که لااقل بخشی از توجه اشباع شده دیگران را بخود جلب کند.
"فیلم حالم از خودم بهم میخوره" که به نظر نگارنده "حالم از خودم خرابه" ترجمه نزدیکتری به مفاهیم فیلم است، یکی از پرچالشترین و در عین حال واقعیترین، نمودهای انسان امروز است که در پوچی و تهیشدگی مسیرهای جعلی، پر مخاطره و زودبازدهای را برای معنای زندگی انتخاب میکند و در این راه به نوعی خودویرانگری میرسد که راه برگشتی ندارد.. درخشش بازی کریستین کویتا تورپ در نقش اصلی سیگنه، فیلم را در وزن و مفاهیم خود به خوبی حفظ میکند او توانسته ویژگیهای کاراکتر سیگنه را باورپذیر منتقل کند. بورگلی در فیلمی که مورد تحسین جشنواره کن نیز قرار گرفته، توانسته خود را در هیاهوی ایده و روایتها، متفاوت، خشن، هولناک و واقعی، مطرح و قابل توجه نشان دهد؛ هر چند فیلم میتواند تماشاگر را در وضعیتی مبهم، معلق نگه داشته و مدام او را در ابهامی از دیوانگی چنین اقداماتی مبهوت کند، اما به مرور به واقعی بودن آن اطمینان پیدا کرده و این فروپاشی را باور میکند.
نیلوفرثانی