برای پیش‌گیری از شیوع بیشتر ویروس کرونای جدید، همه تئاترها، کنسرت‌ها و سینماها تا پایان هفته یعنی آدینه ۹ اسفندماه تعطیل است. اطلاعات بیشتر
تیوال سینما
S2 : 07:55:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_captive_state_2019
#تخیلی_معمایی
#سینمای_آمریکا

"همیشه مراقب کادوی یونانی ها باش" ، فیلم بر اساس این جمله و یک نقاشی از اسب تروا پایه گذاری می شود . اثری متفاوت از سینمای تخیلی که روایت خود را بر اساس دو تعلیق به پیش می برد و در این راستا از دو باتجربه قدیمی یعنی "جان گودمن" و "ورا فارمیگا" به بهترین شکل استفاده می کند . تعلیق نخست که همچون بسیاری از فیلم های آخرالزمانی به واسطه مخفی بودن هویت فرمانده جبهه مقاومت در برابر تسخیرکنندگان زمین شکل می گیرد و به خوبی رقم می خورد اما تعلیق دوم بر پایه دروغ شکل می گیرد . دروغی که در جریان فیلم به مخاطب نیز تسری پیدا می کند و این دقیقا نقطه ای است که صاحب نظران سینمایی برخی این امر را تقبیح و برخی تحسین می کنند . تقبیح به این علت که معتقد هستند قصه برای ایجاد هیجان کاری جز ... دیدن ادامه » دروغ گویی به مخاطب بلد نبوده است و در داستان پردازی کم آورده است و تحسین به این علت که از غافل گیری به هر نحوی استقبال می کنند خواه حتی بر پایه دروغ طرح ریزی شده باشد . دروغ مقوله ای است که در فیلم "ایالت اسیر" سبب شده تا انسان امروز به اسارت صنعت و تکنولوژی درآید . دروغی به نام خوشبختی .

نمره 7.5 از 10
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_true_history_kelly_gang_2019
#وسترن_جنایی
#سینمای_استرالیا

"جاستین کورزل" در اثر جدید خود همچون فیلم قبلی ( macbeth 2015 ) یک نقاشی خیره کننده به تصویر کشیده است تا جایی که برای تماشای بهتر هر نما شاید نیاز باشد چندین بار به عقب بازگشت . چهره پردازی ، طراحی صحنه ، صداگذاری و به خصوص تصویربرداری این عصر به قدری قدرتمند است که مخاطب را کشان کشان به درون خود می برد و چشمان را بر روی قصه پردازی ضعیف فیلم می بندد. بی شک این عصر هنری ترین فیلم سال 2019 است . یک شعر و نقاشی خونین که شاید قصه آن برای برخی مخاطبین خسته کننده باشد اما تصاویر آن به قدری بکر و بدیع است که مخاطب را تا انتها حفظ می کند. تصویربرداری "آری وگنر" جوان در این اثر به قدری حرفه ای ست که مخاطب را با تک تک سکانس ها نیم خیز می کند و دوباره به صندلی خود پرت می کند و به بهترین ... دیدن ادامه » شکل ممکن مسیر را برای همذات پنداری با اثر هموار می کند .

نمره 9 از 10
امیرمسعود فدائی و پویا فلاح این را خواندند
رایِ باز و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_corpus_christi_2019
#درام_اجتماعی
#سینمای_لهستان

در سال های پر هیاهوی سینمای جهان آثار درخشانی نیز وجود دارند که در زیر صدای بلند تبلیغات سایر فیلم ها دفن می شوند و چیزی جز یک اسم از آن ها باقی نمی ماند . نمونه بارز این اتفاق برای فیلم "بدن مسیح" رقم خورد . فیلمی که قطعا پس از فیلم موفق parasite شایسته دریافت اسکار بهترین فیلم بخش بین الملل بود . اثری تکان دهنده و تند و تیز که تمام هجمه خود را به سمت جامعه بنیادگرای لهستان متمرکز کرده است . کارگردان در این اثر با تمرکز بر شخصیت اصلی شرور فیلم و ساخت اثری شخصیت محور تمامی انسان های به ظاهر درست کار را به چالش می کشد . به تصویر کشیدن قصه واقعی حضور یک انسان آنارشیست در کلیسا سبب شده است تا تعدادی از ماندگارترین پلان های چند سال اخیر سینمای جهان در این اثر نمایش داده شوند. پلان هایی ... دیدن ادامه » که تضادهای ویرانگر جامعه لهستان را به چالش می کشد و در انتها معتقد است بدون هزینه اصلاحی صورت نمی گیرد و پایان خونین خود را در همین راستا ترسیم می کند .

نمره 9 از 10
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و پویا فلاح این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_21_bridges
#تریلر
#سینمای_آمریکا

زمانی که سوژه فیلم ، فساد در بزرگترین واحد پلیسی جهان باشد قطعا تماشای آن هم جذاب و دیدنی است . این فیلم مدام به وسیله قسمتی از توانایی های خود مخاطب را به دنبال خود می کشد و در قسمت هایی نیز با ضعف خود مخاطب را دلسرد می کند . در نگارش این اثر بیشترین تلاش شده است تا اثری متفاوت خلق شود به گونه ای که تعلیق داستان بر همگان آشکار است و فقط مخاطب در انتظار چگونگی کشف آن از سوی کاراکتر اصلی است . این تعلیق در اثر به خوبی گنجانده شده است اما به خوبی به سرانجام نمی رسد و سیستم حرفه ای فساد که در اوایل و اواسط فیلم بسیار مخوف ترسیم شده در انتها به راحتی متلاشی می شود . این پایان کلیشه ای و بدون قوام یکی از علل اصلی عدم موفقیت این اثر در کنار ضعف کارگردانی می باشد .

نمره 6 از 10
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود، فاطمه و محمد جواد این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_hustle_2019
#کمدی_اجتماعی
#سینمای_آمریکا

فیلم hustle را باید در رده فیلم های صرفا سرگرم کننده جای داد و برای گذراندن وقت به آن رجوع کرد تا در آن میان شاید بتوان از استعداد بازیگرهای کمتر شناخته شده ای همچون "ربل ویلسون" نیز لذت برد اما باید گفت هیچ اتفاق خاصی در این فیلم رقم نمی خورد و صرفا گاهی مخاطب را به خنده وا می دارد.

نمره 4.5 از 10
امیرمسعود فدائی این را خواند
بامداد این را دوست دارد
من دوسش داشتم و برام فانی و سرگرم کننده بود
اما نقدها رو که میخوندم مثلن از برایان واینر یا جولیان لیتل یا کریس مکوی و ... تقریبن همگی معتقد بودن همه چیز خوب بوده ، زومهای تکنیکال برای تغییر زاویه دوربین ، رنگها و طراحی زیبای هر پلان که هم از نظر بصری ... دیدن ادامه » هم محتوایی نبوغ آمیز بوده و ...
اما ایراد رو در این گرفتن که با نسخه ی اصلی که گویا این بوده : dirty rotten scoundrels مقایسه اش کردن . و معتقدن بیشترین ضربه به فیلم در غافلگیریِ آخر زده میشه . که بر خلاف نسخه ی 30 سال پیش کارکردِ خیره کننده ای نداشته . و بازیها هم تلاش شده در همون فضای کلاسیک و دهه هشتادی انجام بشه .
معتقد بودن بهتر بود به قواعد کمدیهای دهه 80 وفادار میموند و تلاش نمیکرد که از تکنیکهای امروزی برای پیشبردِ قصه بهره بگیره و این دوگانگی در قصه و فرم به کار لطمه زده .

۲۸ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_bright_burn_2019
#تخیلی_دلهره_آور
#سینمای_آمریکا

وجود یک ضد قهرمان قدرتمند در ساختار قصه ، ابزاری برای جذاب تر شدن فیلم و در غالب موارد موفقیت اثر است . مقوله ای که در فیلم brightburn نیز وجود دارد و این فیلم را از کلیشه های یک اثر تخیلی دور کرده است . از سوی دیگر سوژه و آغاز جنجالی فیلم شاید علت دیگری باشد که مخاطب را متقاعد می کند این اثر را تماشا کند . به عبارت دیگر باید نقاط قوت این اثر را در متن آن جستجو کرد و از کارگردانی این اثر به شدت انتقاد کرد زیرا در مقایسه با هم نوعان خود دچار ضعف فنی و تکنیکی زیادی است و سبب شده تا در سال 2019 نتواند موفقیتی داشته باشد. روایت این اثر به نحوی انقلابی علیه انسان امروز است که با نهایت خشونت ، دروغ و دورویی انسان را سرکوب می کند . انسانی که خود از ظالم ترین سیستم های سیاسی نیز ظالم تر شده است و با ... دیدن ادامه » دورویی ادامه حیات می دهد .

نمره 7 از 10
س محمدی، امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و پویا فلاح این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_knives_out_2019
#تریلر_معمایی
#سینمای_آمریکا

فیلم سینمایی knives out یکی از اعجاب انگیزترین متن های سال 2019 سینما را عرضه کرده است . فیلمی که ده ها تعلیق را در خود جای داده است و مملو از جزئیات شگفت انگیزی است که هر مخاطب ریزبینی را با سردرگمی مواجهه می کند . اثری که یادآور فیلم هایی همچون شرلوک هلمز است و در فضای معمایی خود هر از چندی ذهن مخاطب را به سمت یک مظنون جدید سوق می دهد و حتی لحظه ای که قاتل کاملا شناسایی شده است تعلیق جدیدی به داستان تزریق می شود و دوباره مخاطب را به وجد می آورد . متن این اثر علاوه بر این ویژگی های منحصر به فرد روایتی از یک خانواده ثروتمند را به تصویر می کشد که در ورای ظاهر آرام و متمدنی که دارند خوی حیوانی خود را در تنگناها علنی می کنند و به نحوی تلنگری نیز به طبقاتی از جامعه می زند و در اوج شخصیت پردازی خود ... دیدن ادامه » کاراکتری را ترسیم می کند که پس از دروغ گفتن غذایی که خورده است را بر می گرداند و به صورت نمادین ظاهر دروغین مردمان این روزگار را تهوع آور نشان می دهد. از سوی دیگر بهره گیری کارگردان از میزانسن خاص نقش بسزایی در رنگ و لعاب درخشان فیلم دارد و به خوبی می تواند نگاه مخاطبان را بدون استفاده از جلوه های بصری جلب کند . میزانسنی که حتی موسیقی متن نیز به خوبی بر آن منطبق شده است و هیچگونه حفره ای در ان مشاهده نمی شود .

نمره 9 از 10
امیر مسعود، امیرمسعود فدائی، پویا فلاح، فاطمه و مریم عباسی این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#سرزمین_عسل
#مستند_مشاهده_ای
#سینمای_مقدونیه

"سرزمین عسل" روایتی ساده از یک زن مستقل در کوه های قطعه ای از کره خاکی ست که برخورد تمدن ها در آن عینیت یافته و به زندگی شخصی و روستایی آن ها نیز سرایت کرده است . "سرزمین عسل" یک مستند در سبک "مشاهده ای" است که با تکیه بر سرزمین و موقعیت، گذر از دنیای سنتی را به شکلی چشم نواز به تصویر می کشد . نامزد شدن این اثر دو بخش بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان و بهترین مستند اسکار 2020 به نحوی گویای کیفیت بالای این اثر به خصوص در زمینه کارگردانی است .

نمره 8 از 10
امیرمسعود فدائی و نیما نیک این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز اولین روز جشنوارس .اولین فیلم مستند زمستان است و پاندا قرمز بود ولی سانس بعدی مردن در آب مطهر مثل تمام فیلمهای گذشته برادران محمودی به مسائل و مشکلات اتباع خارجی در ایران می پردازد.رونا و حامد دو جوان افغان به امید زندگی در اروپا پا به ایران میگذارند تا توسط قاچاقچیان انسان به اروپا سفر کنند ولی وقتی وارد ایران میشوند دچار مشکلاتی میشوند.....متاسفانه داستان فیلم کاملا نخ نما و قابل حدس،گرهای داستانی که کارگردان داخل فیلم قرار داده، به وضوح قابل پیشبینی است.بازیها تا حدی قابل قبول ولی تو ادای لهجه افغان یه مقدار اغراق شده بود.ولی ضرباهنگ تند فیلم باعث شده بود فیلم سراپا وایسته.فیلم از لحاظ نشان دادن وضعیت بد افغانها به شدت شریف عمل کرده و موفق بوده.در کل نسبت به فیلمهای قبلی این دو برادر چیز جدیدی برای عرضه نیست.
امروز دومین روز جشنوارس....اولین ... دیدن ادامه » فیلمی که دیدم خوب بد جلف ۲ ارتش سری بود.فکر کنم یکی از دلایل حضور این فیلم به خاطر خالی نبودن ژانر کمدی و فان بودن جشنوارس .دومین ساخته پیمان قاسم خانی به مراتب از شوخیهای بیشتری برخوردار و شیمی پژمان و سام واقعا درست و بجا در اومده.البته در انتهای فیلم سازنده سعی کرده با یک سورپریز فیلم خودشو تموم کنه.داستان از اونجایی شروع میشه که پژمان و سام قرار میشه یک بار دیگه باهم همبازی بشن ولی عوامل سازنده اون چیزی نیستن که نشون میدن.خوب بد جلف ۲ارتش سری نسبت به برادر بزرگترش پخته تر و شوخیهای به جا و کار شده ایی داره،مخصوصا سکانس های بازی سام و ستاره پسیانی.در مجموع میشه مطمئن بود این فیلم قراره سال دیگه یکی از گیشه دارای پر فروش باشه.اما فیلم دوم، سینما شهر قصه به کارگردانی کیوان علی محمدی که میتوان گفت مرثیه ایی است برای تمام دوران سینما.این فیلم برخلاف کارهای قبلی سازنده فیلم داستان گویست که مخاطب خواسته یا ناخواسته درگیرش میشود. ادای دینی است به سینما به طوری که از لحظه آغازین و تا آخرین سکانسها در پس زمینه از موزیکهای دهه ۴۰ و ۵۰ ،فیلمهای فارسی و روشنفکرانه با شما همراه خواهد بود.داستان داوود عشق سینمایی که کارش تعمیر آپاراتهای معیوب سینماهاست و به دنبال دختر دلخواهش در رویای سینما روزگار میگذراند .فیلم به نوعی ادای احترام کارگردان به تمام کسانیست سینما را به شهر قصه رویایی خیلی از ماها تبدیل کردند.به شخصه لذت بردم.
امروز سومین روز جشنوارس.اولین فیلمی که دیدم روز صفر سعید ملکان بود.ملکان با سابقه اولین فیلمشو طوری ساخته که انگار فیلم چندمش. یه داستان ملتهب با بازی فوق العاده امیر جدیدی و ساعد سهیلی در نقش عبدلمالک ریگی آدمو مجبور میکنه با قصه همراه شه.ساختار محکم و عالی فیلم بعلاوه تدوین خوب و به موقع تاثیر فیلم رو دوچندان کرده.ضرباهنگ سریع فیلم چنان بیننده رو همراه میکنه که زمان فیلم از دست مخاطب میره.یکی از نکات موفق فیلم پرهیز از غلو و درشت نمایی در شخصیتها و داستان فیلم است.درمجموع یکی از کارهای خوب امسال.فیلم بعدی به کارگردانی حمید رضا قربانی با نام مغز استخوان روی پرده رفت. داستان بهار و حسین که پسر کوچکشان مبتلا به سرطان است و روز به روز شرایط برایشان سخت میشود.فیلم با قدرت تا ۴۵ دقیقه اول تکان دهنده و تاثیر گذار عمل میکند ولی همین که نوبت سرنوشت شخصیتها و جمع بندی میرسد فیلم دچار تزلزل شدید میشود و کاراکترها به حال خود رها میشوند و این مخاطب است که باید خودش برای خودش شخصیتها را پرداخت دهد.بازیها بسیار روان و خوب اجرا شده، ولی متاسفانه بازیها فدای جمع بندی ضعیف فیلم میشود.
رسیدیم به چهارمین روز جشنوار.اولین فیلم ساخته مجید برزگر به نام ابر بارانش گفته اکران شد.صادقانه باید گفت فیلم قبلی این سازنده به نام پرویز از این اثر معلومحال چیز متفاوتی است.داستان سارا پرستار احیای بیماران در انتظار مرگ....البته باید اسم فیلم رو فرشته مرگ یا من نمیخوام بمیرم گذاشت تا مخاطب درک بهتری میکرد.ضرباهنگ فیلم به شدت آهسته و خسته کنندس.کاراکتر اصلی فیلم مثل آدمهای در انتظار مرگ، سر در گم و تکلیفش برای زندگی مشخص نیست.سازنده برای زنده نگه داشتن فیلم از نیمه دوم با اضافه کردن شخصیتهای جدید به دنبال احیای فیلم است.البته این فیلم، فیلم گیشه و مخاطب پسند نیست.خوب رسیدیم به فیلم دوم پسر کشی محمد هادی کریمی که جایگزین فیلم خورشید مجید مجیدی شد.پسر کشی حکایت خانواده قدیمی است که بعد از چهار فرزند دختر هنوز امید به دنیا آمدن فرزند پسر هستند ....‌رسمی قدیمی که فکر می کردنند وجود فرزند پسر ارکان خانواده را محکم می کند باعث ریشه کینه ایی قدیمی می شود. کریمی سوژه مناسبی را انتخاب کرده ولی برای پیشبرد قصه گره هایی که به مخاطب ارائه میدهد خیلی خنثی و نخ نما ست که اگر مخاطب باهوشی باشید به راحتی پایان قصه برایتان لو می رود.قصه سعی میکند حس معمایی و تعلیق را در طول داستان همراه کند،ولی کاملا معکوس عمل میکند
یادم پارسال در فیلم درخونگاه سیاوش اسدی خانم ژاله صامتی کاندید شدن که متاسفانه جایزه به ایشون نرسید.فکر میکنم ورود این فیلم به عنوان فیلم رزو این که بخوان کم لطفی پارسال رو با یه جایزه برای خانوم صامتی جبران کنن...تنها نقطه قوت فیلم بازی درخشان خانوم صامتی است.هنوزم به عقب برگردیم فیلمهای کمدی انسانی و برف روی شیروانی داغ از محمد هادی کریمی درخشان ترند.
پنجمین روز رو با فیلم دشمنان کار اول علی درخشنده شروع کردم.خیلی دوست داشتم از بخش انتخاب فیلم بپرسم دلیل انتخابشون چی بوده.داستان زهره زن میانسالی که به انزوا کشیده شد و مرگ پسر معتادش را از بقیه خانواده پنهان کرده و از جانب شوهرش ترد شده.....فیلمی آرام با طعم ناامیدی و یاس که تو لحظه ، لحظه فیلم در حال تزریق.فیلمی کاملا منفعل و به مخاطب فشار میاره، که زندگی پوچ و تحملش سخته.سازنده صد در صد در هنگام ساخت فیلم دچار افسردگی شدید بوده.داستانی کم رنگ به همراه محیطی سرد و بدون حرف حساب.دلیلی برای ساخت این فیلم نبوده ،چه برسه بخواین این فیلم رو تو سینما ببینین.فیلم بعدی کشتارگاه عباس امینی بود.فیلمی به شدت در اختیار قصه بود.داستان امیر که برای کمک به پدرش درگیر ماجرای قتلی میشود....بازیهای خوب و سرحال،مانی حقیقی بسیار عالی بود.داستانی سر راست که مخاطب را آرام ، آرام با خود همراه میکند.عباس امینی به زیبایی تاثیر دلار، در جامعه حال را تصویر کرده.با آنکه پایان بندی فیلم به وضوح در نیم ساعت پایانی مشخص است ولی باز با این حال سرنوشت شخصیتها برای مخاطب تا آخرین سکانس همراه است.فیلم خوب و داستان گویی بود
ششمین روز از جشنواره با فیلم آبادن یازده ۶۰ شروع شد.فیلمی از مهرداد خوشبخت.فیلمی ملی از حماسه ایی ملی در دل جنگ.حکایت مردان و زنان رادیو نفت آبادان در روزهای جنگ که تا آخرین لحظه اخبار جنگ را برای مردم پخش می کردند.صدابرداری عالی فیلم در بستر کل فیلم سایه انداخته بود. کارگردانی یک دست و خوب به وضوح در فیلم قابل مشاهده بود.بازیها خوب و روان یک دست بود‌.فیلمی که حتما باید تو سینما دید.فیلم بعدی آن شب کوروش آهاری بود.فیلمی دلهره آور و ترسناک در سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر. حکایت بابک و ندا که در آمریکا ساکن هستند.روزی هنگام بازگشت از مهمانی شبانه، شبی را در هتلی سر میکنند و این سر آغاز ماجراست....متاسفانه فیلم یک کپی کامل از سینمای ترسناک هالیوود است.صحنه های بوو از پیش مشهود و حتی سکانس های مشابه در چند فیلم هالیوودی که دست کم هر مخاطبی یک بار تجربه کرده است.فیلمنامه به شدت دچار ضعف و مشابه نسخه های خارجی است.به طوری که هر تکه ایی از فیلم را از نمونه خارجی برداشت کردنند.اگر سازنده از افسانه های ایرانی در فیلم خود استفاده می کرد بی شک موفق تر بود.ولی ریسک عوامل برای احیای این نوع از سینما قابل دفاع است.
و هفتمین روز جشنواره....فیلم اول، خروج ابراهیم حاتمی کیاست‌.داستان پنبه کارانی که برای دیدار با رئیس جمهور با تراکتورهای خود راهی تهران میشوند...موزیک متن و فیلمبرداری خوب بود.بازی فرامرز قریبیان رو به شدت دوست داشتم.منو یاد رضا تو فیلم رد پای گرگ انداخت.فیلم تا آنجا که توانسته بود از شعار زدگی پرهیز کرده بود.این فیلم صد در صد نسبت به اثر قبلی سازنده ( به وقت شام ) فیلم پربار تری بود.انتخاب بازیگران به جا و خوب بود.فیلم دوم خون شد مسعود کیمیایی.ترکیب بازیگرها خودش آدمو تشویق میکرد برای دیدن این فیلم ،اما ای کاش مسعود خان کیمیایی فیلم نمی ساخت تا آدم با یاد سلطان و رد پای گرگ ...دندان مار ...گوزنها ....کیف میکرد.فیلنامه دم دستی و خسته...قصه کم جان و کشنده. سعید آقا خانی انصافا خوب بود ولی تو یه فیلم بد اونم تباه شد.فیلم رو فقط اونایی که سینمای کیمیایی رو دوست دارن میتونن تحمل کنند.آخرین فیلم شنای پروانه محمد کارت بود.درامی نفس گیر در دل شهری ملتهب.پروانه می فهمد که اتفاق بدی افتاده و برای کمک به حجت مراجعه میکند......محمد کارت در اولین تجربه خود ثابت کرده به خوبی درام را میشناسد و درک درستی از محیط فیلم دارد.بازیها از کمترین تا پر رنگترین بسیار عالی اجرا شده است. از اولین دقایق تا سکانس های پایانی فیلم از طراوت نمی افتد.قهرمان فیلم به درستی به رستگاری می رسد و تکلیف مخاطب با شخصیتها روشن است.فیلم لذت بخش و نفس گیری بود.
روز هشتم با فیلم عامه پسند سهیل بیرقی آغاز شد.این فیلم به مراتب از عرق سرد قویتر و از فیلم من ساخته همین کارگردان ضعیفتر است.درام زنانه ایی در تمجید زنانی که از دل تنهایی به دل جامعه می آیند.قصه فهمیه که بعد از طلاق به زادگاهش برمیگردد و میخواهد روی پای خود بایستد.فیلمی روان و قصه ایی آرام که مخاطب را با فهمیه همراه میکند و از سختیهای زنان تنها و حرف دهن مردم برای مخاطب حرف میزند.مشکل اکثر فیلمهای این چند روز پایان بندی ضعیفشان بود که سهیل بیرقی به درستی از آن عبور کرد
و مثل دو فیلم قبلی ثابت کرد که تمام کننده ایی کار بلد است .بازیها به درستی و روان اجرا شده.فیلم خوبی که به درستی حرف تلخ زنان تنها به تصویر می کشد. فیلم دوم من می ترسم بهنام بهزادی بود.قصه بهمن شاعر و نسیم که روز به روز بیشتر از هم دور میشوند.هنوز معتقدم قاعده تصادف بهترین فیلم بهزادیست.حتی متمدن ترین انسانها در شرایط بد،بدترین و کثیف ترین راه را انتخاب میکنند.مشکلی که بهمن گرفتارش میشود رفته رفته انسان آرام و روشن فکر را به آدمی تبدیل می کند که حتی همسرش نیز دیگر به سختی او را می شناسد.بهزادی به خوبی ویران شدن آدم امروزی را تصویر کرده.درست مثل نماهای دوری که از میدان سطح شهر گرفته و ماشینها هر کدام از طرفی برای خروج از میدان راهی باز میکنند،تمثیل همان بهمن است که برای نجات از ترسی که جان او را ذره ذره دارد از بین می برد،مسیری را انتخاب میکنند که هر چند او را از آن همه هرج و مرج رها میکند ولی در سراشیبی تباهی قرار میدهد.
• نهمین روز جشنواره بافیلم بی صدا حلزون بهرنگ دزفولی زاده آغاز شد.بهرنگ جز عکاسان قدیمی سینما و تلویزیون است،این کار اولین فیلم بهرنگ است.قصه سعید و الهام که ناشنوا هستند و فرزندشان نیز برای شنیدن نیاز به کاشت حلزون دارد ولی سعید راضی نیست.....قصه درگیر کننده و تاثیر گذار از زندگی ناشنوایان و مشکلات اطرافشان. قاب بندیهای عالی .هانیه توسلی فوق العاده بود.درامی در سکوت،خستگی ناپذیر آدمهای قصه.مادری که تمام تلاشش را برای شنیدن صدای جهان پیرامونش برای فرزندش از همه چیز میگذرد.برای اولین کار فیلم جان دار و خوش ساختی بود.البته این مشخصه سالها شناخت قاب و پشت دوربین بودن، تاثیر خودش را تو فیلم نشان می دهد.فیلم کاملی بود.فیلم دوم سه کام حبس سامان سالور بود.قصه مجتبی و نسیم که عاشقانه با تمام بدهکاریها و اقساط معوقه در کنار هم خوشحالند ولی روزی با تصادف مجتبی مسیر زندگیشان عوض میشود...درام دغدغه مندی که حرف روز میزند.عبور شخصیتها از مشکل پیش آمده و رستگار شدن مجتبی در مسیری که خودخواسته درگیرش میشود.سرسختی کاراکتر مجتبی را از همان ابتدای فیلم بر سر نخواباندن موتورش میتوان دید و سماجت او را برای درست کردن همه چیز مثل قبل.تنابنده انتخاب خوبی بود.پریناز همان کاراکتر مغز استخوان بود فقط این بار به جای فرزندش برای همسرش میجنگد. معضل اجتماعی که سالور در فیلم بیان میکند تبلور خیلی از آدمهای جامعه ماست.فیلم درخشانی بود.
و اما دهمین روز جشنواره به عبارتی آخرین روز این دوره.فیلم اول روز بلوا بهروز شعیبی بود.قصه عماد، روحانی و استاد دانشگاهی که در گیر داستان ملتهبی میشود.....بهروز شعیبی به راحتی توانسته خط قرمزها را برای ساخت فیلمش رعایت کند تا در اکران دچار ممیزی نشود.قصه ملتهب و رسوایی که درگیر یک روحانی میشود قاعدتا ساختنش کار راحتی نیست.اما به مراتب از دهلیز و یا سیانور فیلمهای قبلی این سازنده ضعیفتر عمل کرده است.رستگاری شخصیت عماد که به مراتب غیر از این هم نمی توانست باشد پایان قصه را کمی قابل حدس میکرد.بابک حمیدیان در نقش عماد به خوبی توانسته بود عهده دار این نقش باشد.فیلم دوم لباس شخصی اولین فیلم امیر عباس ربیعی بود.قصه یاسر که به تازگی به اطلاعات سپاه پیوسته و مسئول رسیدگی به سران حزب توده میشود ....فیلم در دهه شصت تا شصت و دو میگذرد.شاید اگر مخاطب فیلم باشید،در وهله اول شما را یاد فیلم ماجرای نیمروز ساخته محمد حسین مهدویان بیندازد.اما خوب است بدانید شاید در بعضی سکانسها شباهتی باشد،مخصوصا سکانس برخورد حنیف با جواد در پشت جبهه که یادآوری برخورد کمال با صادق است.با همه این شباهتها فیلم لباس شخصی قصه خود را دارد و از این حیث برای خود وزنه ایی محسوب می شود. مهدی نصرتی بازیگر نقش یاسر به خوبی در نقش جا افتاده بود.کارگردان به خوبی توانسته آن دوره ملتهب را به صورت درامی آرام و همانند کاراکتر یاسر که تمام تلاشش را برای از بین بردن حزب توده به آرامی و گفتگو محور پیش می برد.شاید فیلم زیر سایه ماجرای نیمروز باشد ولی دغدغه آن سالها را به شکلی متفاوت برای مخاطب بازگو میکند.جنشواره امسال هم به پایان رسید.باشد تا به شرط حیات سال دیگر را هم تجربه کنیم.
امیدوارم لذت برده باشید.
امیرمسعود فدائی، سپهر و مهدی این را خواندند
محمد مجللی، علی د و امیر مسعود این را دوست دارند
اقای شیرمحمدی عزیز
کامل خوندم و لذت بردم
مرسی از بررسی جامع و زیباتون
۲۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به امید سال پرباری برای سینمای جهان.امیال فیلمای توبی رو شاهد بودیم از بزرگان سینما
امیرمسعود فدائی و مریم عباسی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_داستان_ازدواج_2019
#درام_رومنس_اجتماعی
#سینمای_آمریکا

با نگاهی واقع بینانه به فیلم "داستان ازدواج" در وهله اول باید گفت که این فیلم هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد و متن های بسیاری نظیر این در گذشته بر پرده سینما ترسیم شده اند . از سوی دیگر کارگردان تلاش بسیاری کرده تا با بازی گرفتن متفاوت از سلبریتی های هالیوود برای خود نامی دست و پا کند و در ظاهر نیز موفق بوده است اما عملا به جز "لورا درن" هیچ یک به نقشی که بر عهده گرفته اند ، واقف نیستند . ضعف بزرگ این اثر عدم باورپذیری کاراکترها و کنش آن ها است . اینکه یک همسر مسئولیت پذیر حتی پس از طلاق به فکر همسر سابق و فرزندش باشد و برای مثال در یک سکانس بند کفش همسرش را گره بزند تا زمین نخورد کاملا منطقی و منطبق بر واقعیت می تواند باشد اما شکلی که کارگردان آن را از بازیگران ... دیدن ادامه » می خواهد تا اجرا کنند از فیلم "انتقام جویان" نیز تخیلی تر است .

نمره 7 از 10
امیرمسعود فدائی این را خواند
رایِ باز، فهیمه تردست، سروناز یکتا، M... و بامداد این را دوست دارند
کسی که میخواد این فضا رو تجربه کنه باید بشینه سکانس اومدن مریل استریپ به خونه داستین هافمن و پسرشون رو تو فیلمِ نابِ " کریمر علیه کریمر" ببینه. با اون دوبله شاهکار و اون فضاسازی حال خوب کن
۲۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_ملکه_قلب_ها_2019
#درام_رومنس_اجتماعی
#سینمای_دانمارک

ترسیم رابطه ای خاص همواره می تواند یک هیجان مضاعف برای تماشای هر اثری ایجاد کند . به خصوص زمانی که فرم نیز متن را در این راه همراهی کند . فرم اثر در لحظاتی یادآور آثار ترنس مالیک است و به همراه دکوپاژ و موسیقی خود مخاطب را در ابتدا حامی رابطه ایجاد شده می کند و با پایان تلخ خود مخاطب را در راهروی منتهی به اتاق قضاوت مبهوت و تنها رها می کند و فکر مخاطب را درگیر محتوای خود می کند . لازم به ذکر است سینمای دانمارک در قرن جدید آنقدر پیشرفت داشته است که نیازی به تعریف ندارد و همچون برندی معتبر مخاطب را به سمت خود جذب می کند.

نمره 8 از 10
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_king_2019
#تاریخی_معمایی
#سینمای_انگلستان_استرالیا

کارگردانی که در نخستین تجربه بلند سینمایی خود شاهکاری همچون "قلمرو حیوانات" را خلق می کند دارای نبوغی است که هر مخاطبی را می تواند متقاعد کند تا انتها سایر آثار وی را دنبال کند . صحبت از "دیوید میکود" کارگردان آثاری همچون rover و animals kingdom و war machine است . کارگردانی که در تمامی آثار خود به بهترین شکل ممکن از یازیگران استفاده کرده است و یکی از متفاوت ترین نقش آفرینی های "بن مندلسون" ، "برد پیت" و "گای پیرس" را در آثار گذشته خود به تصویر کشیده است . "میکود" این بار نیز با روایتی متفاوت از یک خیانت بزرگ به پادشاهی هنری توانست یک درام سیاسی تاریخی منحصر به فرد را با درخشش "شان هریس" ، "جوئل ادجرتون" ، "رابرت پتینسن" ، "بن مندلسون" و ... دیدن ادامه » "تیموتی شالامی" به ظهور برساند . درامی تاریخی که پر از دیالوگ ها و سکانس های جنجالی است و با یک تعلیق ایده آل و بدون حفره مخاطب را تا انتها به دنبال خود می کشاند و با قصه قدرتمند خود در خط ابتدایی داستان ، اتفاق در پس پرده خود را تا آخرین ثانیه فاش نمی کند و به خوبی مخاطب را در آخرین لحظه شگفت زده می کند و یکی از زیباترین تقابل های سال را در سکانس انتهایی میان "شان هریس" و "تیموتی شالامی" رقم می زند . سکانسی پر از نمادهای سیاسی که نفس هر مخاطبی را با بزرگی خود بند می آورد .

نمره 10 از 10
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و محمد جواد این را خواندند
بامداد و M... این را دوست دارند
ضمن تشکر برای نقدهای مفیدی که ایشون لطف میکنن و اینجا به اشتراک میذارن ، امیدوارم تیوال هم همکاری کنه و برای این فیلمها یه برگه اختصاص بده البته لطفا با عنوان اصلی فیلم نه ترجمه اش .
۲۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_ford_ferrari
#درام_ورزشی
#سینمای_آمریکا


هنگامی که صحبت از سوپر استارهای سینما به میان می آید شاید اسامی نفرات زیادی به ذهن خطور کند اما این لقب شاید به درستی شایسته تعداد انگشت شماری هنرپیشه در سطح جهان باشد . بازیگرانی که به تنهایی می توانند جایگاه یک فیلم را به بالاترین سطح ممکن برسانند. صحبت از "کریستین بیل" است . یک سوپر استار به تمام معنا که توانسته است به تنهایی فیلم اخیر جیمز منگولد را به جایگاهی درخور برساند. برای اثبات این صحبت مقایسه ای میان این فیلم و rush اثر "ران هاوارد" خواهم داشت. ران هاوارد در فیلم rush با بهره گیری از نخبگانی همچون "هانس زیمر" ، "آنتونی دد" و "دنیل هانلی" توانست یکی از خوش ساخت ترین فیلم های ورزشی تاریخ سینما را به تصویر بکشد و لحظاتی هیجان انگیز ، پر شور ، رومنس و غم ... دیدن ادامه » انگیز را در کنار یکدیگر به زیبایی هر چه تمام تر خلق کند و قطعا در این عرصه به مراتب از فیلم اخیر "جیمز منگولد" فراتر ظاهر شده است اما دقیقا نقش کریستین بیل در اینجا خود را نمایان می کند و با غریضه بی نظیر خود در بازیگری دست به یک هنرنمایی بی بدیل می زند تا مخاطب به هیچ چیز جز وی نگاه نکند . این هنرنمایی زمانی به بلوغ می رسد که بزرگانی همچون مت دیمون و جان برنتال نیز در کنار وی بی نقص به نقش آفرینی مشغول می شوند . جیمز منگولد نیز در این میان با دیالوگ ها و متن پخته خود توانست کمبودهای قسمت کارگردانی را به خوبی جبران کند . توانایی که در گذشته در فیلم identity نیز از خود نشان داده بود .

نمره 9 از 10
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
7 جولای این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_uncut_gems_2019
#درام_جنایی
#جاشوا_بنجامین_سفدی

برادران سفدی پس از موفقیت در فیلم good time و ترسیم یک درام نئورئالیستی پر از تنش مسیر خود را ادامه دادند و توانستند این بار نیز با بهره گیری از ویژگی های این ساختار قصه ای باورپذیر و پر از اضطراب را به تصویر بکشند به نحوی که مخاطبین با تماشای فیلمی درام التهاب و استرس را همچون یک جنگ به تمام عیار تجربه کنند . نقش آفرینی بی نظیر و درخشان "آدام سندلر" در این فیلم چشم هر مخاطبی را به خود خیره کرده است . بازیگری که به خوبی توانسته از عهده نقش سخت و دشوار خود برآید که در این میان نباید نقش کارگردان های این اثر را فراموش کرد همانطور که در فیلم good time نیز یک بازی قدرتمند از رابرت پتینسن اخذ کردند . این مقوله با نقش آفرینی بی نقص سایر بازیگران ناشناخته و سوپر استار NBA (گارنت) در این فیلم ... دیدن ادامه » کاملا قابل اثبات است . این درام زمانی که مخاطب به خوبی توانسته است با آن ارتباط گیرد و منتظر پایان خوش آن است به شکلی شوکه کننده خود را به اتمام می رساند که مخاطب تا ساعت ها نمی تواند از فکر آن خارج شود. در راه این پایان شوکه کننده آنقدر داستان پردازی و شخصیت پردازی خوبی شده است که هیچ ایرادی نمی توان به آن وارد کرد و حتی دوربین داریوش خنجی نیز در راستای آن به حرکت درآمده است.

نمره 9.5 از 10
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_motherless_brooklyn_2019
#نئونوآر_جنایی
#سینمای_آمریکا
#ادوارد_نورتون

ادوارد نورتون در مقام کارگردان و بازیگر این اثر با الهام گرفتن از رمانی به همین نام اثری در ساختار نئونوآر و در ژانر جنایی خلق کرده است که روایتگر کاراگاهی است که مبتلا به سندروم توره است . تضادی که بین این بیماری و شغل کاراکتر اصلی این فیلم بوجود می آید به خودی خود ایده ای بدیع است که هر مخاطبی را می تواند تا انتها به خود وفادار نگه دارد. وجود فضای پر از ابهام و تعلیق در فیلم که یادآور آثار هیچکاک است دیگر علتی می تواند باشد که تماشای این فیلم را برای بسیاری جذاب کرده است اما باید اذعان کرد تنها ایده اولیه فیلم کم نظیر است و ادوارد نورتون به خوبی نتوانسته است از این ایده بکر یک شاهکار خلق کند. علت پنهان موفقیت هر اثر ماندگاری در تاریخ سینما ، تدوین است . مقوله ... دیدن ادامه » ای که نقطه ضعف دیگر این فیلم است و آن را فاقد تمپو و ریتم مناسب کرده است.

نمره 8 از 10
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#سینمای_آمریکا
#رابرت_ایگرز
#سورئال_درام_روانشناسانه


فانوس دریایی اثری با ساختار سورئال در قالب درام و با بستری دلهره آور و روانشناسانه است که روایتگر استحاله شخصیت یک فانوس بان در جزیره ای مرموز و دور افتاده می باشد. وجود فضای وهم آلود و وجود سکانس های رویاگونه این فیلم را به یک فیلم سورئال تبدیل کرده است . سورئالی که همچون فیلم اول "رابرت ایگرز" ( the witch ) به خرافاتی می پردازد که بر پایه سنت وضع شده اند و در انتها زمانی که مخاطب انتظار دارد تا شخصیت اصلی فیلم بر این خرافات غلبه کند به طرز شوکه کننده ای مغلوب آن ها می شود . مقوله ای که هر دو فیلم رابرت ایگرز را در لیست شوکه آور ترین و عجیب ترین فیلم های سال های اخیر جای داده است.
با قاطعیت می توان گفت زوج بازیگری رابرت پتینسن و ویلم دفو در این فیلم بی نقص و خارق العاده ... دیدن ادامه » بوده است و اگر بازی های رسانه ای و تبلیغاتی در میان نبود شاید بالاتر از تمام ستاره های امسال ج.ایز را درو می کردند. نقش آفرینی های قدرتمندی که علاوه بر استعداد ثابت شده این بازیگران ریشه در قدرت کارگردان در بازی گرفتن خوب از بازیگران دارد.
هر فیلم سینمایی دارای یک شروع ، یک لحظه اوج و یک پایان است ، که باید تنها نقطه ضعف این اثر را در پایان آن دانست جایی که مخاطب انتظار دارد یک وجود عجیب تر و هولناک تر در پس تعلیق سنگین فیلم مشاهده کند و همچنین برخی سوالات ایجاد شده در ذهن مخاطب نیز در انتها مبهم باقی می ماند .

نمره 8.5 از 10
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_شنای_پروانه
#درام_اجتماعی
#سینمای_ایران
#جشنواره_فجر

با نگاهی به متن فیلم سینمایی "شنای پروانه" باید اذعان کرد متن این اثر فراتر از سینمای ایران است و قابل رقابت در عرصه جهانی است . نخستین علت این امر را می توان در آنجا جستجو کرد که متن فیلم از همان ثانیه های ابتدایی مخاطب را به درون التهاب و هیجان وصف ناشدنی خود می کشاند و در حین توصیف داستان خود به شخصیت پردازی دست می زند تا مخاطب خود را میخکوب از ابتدا تا انتها حفظ کند و اجازه نفس کشیدن به مخاطب را ندهد . در وهله دوم باید گفت که عدم قابل حدس بودن اوج و پایان داستان سبب شده تا بتوان گفت این فیلم تعلیق های بی نقصی در متن خود جای داده است و به خوبی می تواند مخاطبین را در انتها غافلگیر کند حتی کارگردان در انتخاب نام اثر خود بسیار زیرکانه عمل کرده است و یک استعاره سه ... دیدن ادامه » جانبه زیبا خلق کرده است اما زمانی این اثر از جایگاه بی نظیر در سینمای ایران فاصله می گیرد که کارگردانی اثر را بخواهیم مورد کنکاش قرار دهیم . فیلم های پر التهاب و دارای صحنه های درگیری نیازمند یک کارگردانی در خور است . متاسفانه "شنای پروانه" در این زمینه نتوانسته است خوب عمل کند و حتی از هم نوعان خود در دو سه سال اخیر سینمای ایران نیز عقب تر است . عدم توانایی کارگردان در ترسیم یک تعقیب و گریز ساده گویای این امر است . البته باید اذعان کرد فیلم علاوه بر متن در طراحی چهره ، صداگذاری و بازیگری قطعا از شانس های اصلی برنده شدن سیمرغ در جشنواره جاری خواهد بود .

نمره 7.5 از 10
فرشته قربانی، محمدرضا دانش و امیرمسعود فدائی این را خواندند
سپهر و یاسمن این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_ad_astra_2019
#جیمز_گری
#علمی_تخیلی_روانشناسی
#سینمای_آمریکا

مثلث خیره کننده "برد پیت" ، "تامی لی جونز" و "مکس ریشتر" در سال سینمایی گذشته کمتر مورد توجه قرار گرفت. تامی لی جونز در حالی که فقط 20 دقیقه در این فیلم به ایفای نقش پرداخت اما به گونه ای هنرمندانه از بدن و صورت خود در راستای شخصیت کاراکتر استفاده کرد که جای هیچ نقدی باقی نگذارد . کارگردانی موفق این اثر آنجا به اوج خود می رسد که کاراکترهای فرعی فیلم نیز مخاطب را مجذوب می کنند و انتظار بازگشت آن ها به قاب تصویر برای مخاطب به یک دغدغه تبدیل می شود.
در حالی که همه نگاه ها به بازی برد پیت در فیلم روزی روزگاری در هالیوود است باید با قاطعیت گفت وی در این فیلم به مراتب موفق تر ظاهر شده است و در ایفای نقش کاراکتر "مک براید" که در جست و جوی پدرش تا انتهای ... دیدن ادامه » منظومه می رود به خوبی عمل کرده است .
شاید تنها نقطه ضعف این اثر وجود کیفیت پایین تر جلوه های ویژه نسبت به آثار هم نوع است امری که در نگاه اول نیز مشخص است اما آنقدر متن اثر به خوبی نگاشته شده است که مخاطب را با وجود تمپو کند و آرام تا انتها حفظ می کند. متن این فیلم یادآور آثار "ترنس مالیک" است که مقدار قابل توجهی از دیالوگ ها و زمان خود را به چرایی رویدادها و تفحص در جهان پیرامون صرف می کند. تاملی که موسیقی متن استادانه مکس ریشتر آن را برای هر نگاهی زیباتر کرده است.

نمره 8.5 از 10
امیرمسعود فدائی، پویا فلاح و امیر مسعود این را خواندند
رایِ باز این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#مرد_ایرلندی_2019
#سینمای_آمریکا
#اسکورسیزی
#درام_جنایی


برخی فیلم های تاریخ سینما دارای سکانس های حزن آلودی هستند که نه بخاطر اتفاق فیلم بلکه به واسطه بازیگری که آن نقش را ایفا می کند چشمان عاشقان سینما را خیس می کند . لحظه خودکشی "رابرت ردفورد" در فیلم all is lost نمونه بارز این سکانس ها است موقعیتی که در فیلم irishman تکرار شد و رابرت دنیرو و آل پاچینو را با احساسی قوی تر با دل های مخاطبان سینما پیوندی ابدی زد. قطعا درخشش این دو بازیگر سرشناس تاریخ سینما با حضور در این فیلم نمایان تر شد. بازی های بی نقص ،دقیق و خیره کننده این دو ابر ستاره نقش بسزایی در موفقیت این نقاشی بی بدیل اسکورسیزی خواهد داشت. اسکورسیزی قبل از نمایش عمومی اثر جدید خود آنقدر بر روی جزئیات فیلم تمرکز کرده است که هیچ ایرادی نمی توان در آن پیدا کرد و یک رنگ ... دیدن ادامه » آمیزی بی نقص را به روی پرده سینماها به نمایش درآورده است.
فیلم مرد ایرلندی برای تکامل قصه و شخصیت هایش در چهار بازه زمانی مختلف روایت می شود و تا آخرین ثانیه در بستر قصه به شخصیت پردازی خود ادامه می دهد و جای هیچ سوالی باقی نمی گذارد و در انتها نیز دقیقا هر چهار خط زمانی قصه را به سر منزل.مقصود می رساند .
کمتر کارگردانی می تواند 210 دقیقه مخاطب را میخکوب در پای فیلم خود نگه دارد . امری که اسکورسیزی با بهره گیری از کتاب "من شنیده ام تو خانه ها را رنگ می کنی" نوشته "چارلز برنت" محقق ساخت و داستانی پرکشش و جذاب را خلق کرد. روایتی سیاسی ،جنایی و اجتماعی که به نحوی تاریخ تمدن آمریکا را از 1945 تا پایان جنگ سرد به تصویر می کشد . تاریخی نانوشته که یک سرباز را به یک کارمند سپس به یک راننده کامیون و در انتها به یک قاتل حرفه ای بدل می کند. گویی اسکورسیزی مرد ایرلندی قصه خود را که به زبان ایتالیایی صحبت می کند ،نماد جامعه آمریکا می داند و مرثیه ای برای این پیر شدن و تضادهای درونی حزن آلود آن ساخته است.

نمره 10 از 10
امیر مسعود این را خواند
ژوآن، امیرمسعود فدائی و رایِ باز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید