// واسه قتل تموم لحظه های بی تو...
شاید این فاصله باید بمونه
به تو یک جور دیگه مبتلا شم
شاید باید برنجم یا بمیرم
تا با عشقت دوباره سرپا شم
باید قصه یه جور دیگه باشه
من از روزای بی تو می گریزم
نمیشه که تهش تو رفته باشی
من از راهای بی برگشت لبریزم
از این آیینه ها تو رفته
... دیدن ادامه ››
بودی
درست وقتی که محتاج تو بودم
تموم شهر-ُ تنها گشته بودم
ولی از چشم تو افتاده بودم
توو چشمات عکس خورشید می دیدم
تو رفتی و غروب همیشگی شد
یکی دیدش که من مهتاب-ُ کشتم
اینم یک جور-ِ بی تو زندگی شد