در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال جشنواره فیلم فجر، ‌دوره چهل و چهارم
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 18:32:55
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
بهترین تدوین

سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار در این بخش به میثم مولایی برای فیلم اسکورت رسید.

خلاصه: درباره سربازی است که مجبور می‌شود برای تهیه داروی سرطان دوستش، اسکورت یک شوتی زن شود تا بار قاچاقی را به مقصد برساند.

کارگردان و فیلمنامه: یوسف حاتمی‌کیا

بازیگران:
امیر ‌جدیدی
، هدی زین‌العابدین،
رضا ‌کیانیان
تقدیر از بازیگر خردسال جشنواره

بنیتا افشاری بازیگر فیلم قایق‌سواری در تهران در این بخش دیپلم افتخار گرفت

خلاصه: مازیار محقق، مرد میانسالی‌است که پس از ۲۵سال از آمریکا به ایران برگشته تا با دختر جوانی که با او فاصله سنی زیادی دارد، ازدواج کند.

بازیگران:
پیمان ‌قاسم ‌خانی
،
سحر ‌دولتشاهی
،
امین ‌حیایی
، زهرا داودنژاد،
محمد ‌بحرانی
، بنیتا افشاری،
آرمیتا ‌قبادی
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار در این بخش به شهرام حقیقت دوست برای فیلم اردوبهشت رسید.

خلاصه: شاه مهدی ، مردی که در شرایط مالی خوبی قرار ندارد و به دلیل بدهکاری هایی که بالا آورده همسرش خانه را ترک کرده است. در چنین شرایطی دخترش به همراه ۶ نفر دختر دیگر در اردویی که از طرف مدرسه رفته‌اند...

بازیگران:
حامد ‌بهداد
،
شهرام ‌حقیقت ‌دوست
،
ستاره ‌پسیانی
،
علیرضا ‌خمسه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم زنده شور
بهترین نقش مکمل زن

سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار در این بخش به مارال فرجاد برای فیلم زنده شور اهدا شد.


بهترین بازیگر نقش اول مرد

سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد به بهرام افشاری برای فیلم زنده شور تعلق گرفت.

خلاصه: یک شب از کار مرتضی زند، ... دیدن ادامه ›› نماینده دادستان است که برای اجرای حکم ۵ اعدامی متهم به قتل به شهر دیگری آمده است، اما اجرای حکم اول تازه آغاز ماجراست…
بازیگران:
بهرام ‌افشاری
،
سارا ‌بهرامی
،
حامد ‌بهداد
،
امیر ‌جعفری
،
شبنم ‌مقدمی
،
صدف ‌اسپهبدی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همچنین سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن در این جشنواره به آزیتا حاجیان برای فیلم کافه سلطان اهدا شد

خلاصه: کافه سلطان داستان یک کافه بین‌راهی، یک خانواده و مسافرانی است که در آنجا حضور دارند و جنگ ۱۲ روزه سرنوشتی جدید برای آنها رقم می‌زند.

بازیگران:
آزیتا ‌حاجیان
،
محمدرضا ‌شریفی ‌نیا
،
سیاوش ‌طهمورث
، سجاد بابایی، مریم مؤمن،
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بهترین تهیه‌کنندگی

دیپلم افتخار بهترین تهیه‌کنندگی فیلم اول جشنواره به حسین کاکاوند برای فیلم حال خوب زن تعلق گرفت.

خلاصه: سارا پس از ازدواج با همسرش ابراهیم، ناتوانی در برقراری رابطه زناشویی را تجربه می‌کند و از این فقدان رنج می‌برد. او که خود را مقصر می‌داند، تلاش می‌کند بر ترومای درونی‌اش غلبه کند، اما این مسیر برایش ساده نیست…
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی فیلم اول در این جشنواره همچنین به محسن بهاری برای فیلم قمارباز اهدا شد.

خلاصه: در کشاکش جنگ ۱۲ روزه، یکی از بانک‌های کشور مورد حمله سایبری قرار می‌گیرد، اتفاقی که یک مامور خبره را به یکی از برنامه‌نویسان بانک مضمون می‌کند. تکاپو برای یافتن حقیقت و برقراری امنیت ملی از این اینجا آغاز می‌شود…
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جلوه‌های ویژه میدانی

سیمرغ بلورین در این بخش از جشنواره به رضا ترکمان برای فیلم جانشین تعلق گرفت.


قصه این فیلم زندگی پر فراز و نشیب و نقش سرنوشت‌ساز حسین املاکی جانشین لشکر قدس گیلان را در طراحی و اجرای عملیات بزرگ و پیچیده نصر۴ روایت می‌کند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بهترین فیلمبرداری

سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار در این بخش به هادی بهروز برای فیلم نیم‌شب اهدا شد.

در نیم‌ْ‌شب آخرین روز خرداد ۱۴۰۴، مردم خیابان بیست و سوم یوسف‌آباد جایی میان مرگ و زندگی قرار می‌گیرند. برزخ همین‌جاست. آدم‌ها باید تصمیم بگیرند. این فقط یک داستان نیست. ماجرایی واقعی از زندگی مردمی است که به آغوش تهران پناه می‌برند.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سرزمین فرشته ها

سرزمین فرشته‌ها زنی با عشق و مقاومت معجزه‌ای را رقم می‌زند.

سولاف فواخرجی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن جشنواره فجر ۴۰۴ را گرفت.

سلاف فواخرجی متولد ۲۷ ژوئن ۱۹۷۴ در سوریه، بازیگر و کارگردان است

تحصیلکرده رشته باستان شناسی از دانشکده هنر دانشگاه دمشق می باشد و بازیگری را از ۱۹ سالگی شروع کرد و با فیلم «اسمهان» به شهرت رسید و ... دیدن ادامه ›› ۱۶۵ سانتی متر قد دارد.

سلاف محمد سلیم فواخرجی (Sulaf Fawakherji) روز ۶ تیر ۱۳۵۳ در شهر لاذقیه سوریه در خانواده ای فرهنگی و فعال سیاسی به دنیا آمده است

پدرش محمود فواخرجی، از فعالان سیاسی و یکی از بنیان گذاران حزب بعث در سوریه و مادرش ابتسام ادیب، نویسنده شناخته شده در سوریه بود

او یک برادر به نام «اشرف» دارد که در دبی مشغول به کار است و همچنین یک برادر ناتنی به نام «عمار» و دو خواهر ناتنی به نام های «نوحی» و «نُها» دارد که نُها در سال ۲۰۱۶ فوت کرده است

سال ۱۹۹۹ در ۲۲ سالگی با وائل رمضان، بازیگر و کارگردان سوری ازدواج کرده است که حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام های «علی» و «حمزه» می باشد

با این وجود این زوج در آوریل ۲۰۲۲، بعد از بیش از بیست سال زندگی مشترک، خبر جدایی خود را رسماً اعلام کردند ولی گفتند همچنان به خاطر فرزندانشان رابطه دوستانه و محترمانه ای دارند

با این وجود سلاف فواخرجی در مراسم اهدای جوایز سیمرغ همراه همسر سابقش در ایران حاضر شده بود.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گیس به کارگردانیِ محسن جسور که فیلمنامه‌اش را کاظم دانشی بر اساسِ طرحی از مهتاب صداقت نوشته، یک اثرِ متوسط با ظرفیتِ خوب شدن و خوب دیده شدن است. اعتراف می‌کنم با همه‌ی نقطه ضعف‌هایی که در سطرهای بعدی به آن اشاره خواهم کرد، «گیس» مردمی‌ترین فیلمِ جشنواره است. قصّه‌ی اجتماعی نوشتن مانند راه رفتن بر لبه‌ی چاقو است. از یک طرف مؤلف باید مفاهیمِ دراماتیک: صعود و نزولِ شخصیت در بُعدِ زمان، قهرمان‌پروری، جغرافیا، آدم‌های مکمل و دیگر کاراکترها را هَندل کند و از یک طرف باید به اتفاقاتِ اجتماعی که احیاناً حاصلِ یک واقعه‌ی تاریخی مُلتهب بوده است، پایبند باشد. بر همین اساس من مسئله‌ام با کاظم دانشی از این‌جا شروع می‌شود که شُعار و اظهارِ به ترحمِ حاصل از خیانت ویژگیِ اصلیِ فیلمنامه‌های او است. من «زنده شور» را از او ندیدم اما در «گیس» به یک باره و بدونِ منطق پرسوناژِ سروش، حامد بهداد، که اصلاً معلوم نیست به کجا وصله که این همه قدرت دارد، از حرکت در مسیرِ ضدِّ قهرمان شدن به کارآگاهِ خوبِ قصه تبدیل می‌شود و می‌فهمد مثلا فُلانی خودکشی نکرده و کسی که چپ‌دست است او را کشته. این وسط مرجان، بهنوش طباطبایی، هم خیلی ساده به گناهِ خود اعتراف می‌کند تا حدّی که معرفی کردن خود به سروش بیشتر یک سَر هم بندی کردنِ قصّه است تا ایجاد تعلیق در داستان و پانچینگِ بیننده و...
متن کامل را در روزنامه‌ی اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26040
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم گیس نسبت به فیلم قبلی محسن جسور خیلی بهتر بود.امتیاز اصلی فیلم فیلمنامه خوب کاظم دانشی و بازی خوب بازیگرانش بود..نکته عجیب اینکه این فیلم حتی در یک بخش هم نامزد جایزه نشد..در حالیکه فیلم های ضعیفی چون غبار میمون و غوطه ور نامزد جایزه شدند.
حسین چیانی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ایرنا- فیلم آرام‌بخش به کارگردانی سعید زمانیان، که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت، با تمرکز بر زندگی آرام با بازی الناز شاکردوست، زنی در آستانه چهل‌سالگی، تنها یک درام خانوادگی نیست؛ بلکه پژوهشی سینمایی در باب روان‌شناسی تصمیم‌گیری، بحران هویت و کنشگری زنانه در برابر ساختارهای سنتی است.

با استفاده از روش تحلیلی تم‌محور، محور اصلی فیلم را می‌توان گذار چهل‌سالگی به مثابه نقطه بازتعریف هویت دانست. از منظر روان‌شناسی تحولی، چهل‌سالگی آغاز نیمه دوم زندگی است، دورانی که فرد با ارزیابی مجدد دستاوردها و معنای زندگی روبرو می‌شود. تصمیم آرام برای به سرپرستی گرفتن یک کودک، فارغ از ازدواج، نه یک عمل احساسی صرف، بلکه یک کنش هویت‌ساز است. او با این اقدام، مستقلاً در پی پر کردن خلأ معنایی و عاطفی ناشی از گذشته‌ای آشفته، جدایی از والدین زیستی و بزرگ‌شدن نزد عمو در حالتی از رکود اجتماعی است. این تصمیم، به خوبی در فیلمنامه و از طریق مقاومت او در برابر فشار خانواده برای بازگرداندن کودک، پیگیری می‌شود و تم اصلی استقلال‌طلبی و جستجوی معنای شخصی را تقویت می‌کند.

این فیلم سه صحنه کلیدی را برای تحلیل علمی برجسته می‌کند. صحنه اول (تصمیم)، لحظه‌ای است که آرام، کودک را به خانه می‌آورد. این صحنه را می‌توان ... دیدن ادامه ›› با نظریه پردازش اطلاعات اجتماعی تحلیل کرد. تصمیم‌گیری تحت فشار اجتماعی شدید (خانواده مخالف) و در غیاب حمایت شبکه سنتی (همسر)، نشان‌دهنده فعال‌شدن سبک تصمیم‌گیری مقاومتی است که در آن فرد، هنجارهای بیرونی را آگاهانه نادیده می‌گیرد تا به یک هدف هویتی والاتر برسد. صحنه دوم (طلاق از ایمان)، که از نظر فرمی تصنعی می‌باشد از نگاه روان‌شناسی روابط بین‌فردی، اگرچه ممکن است در اجرا با ضعف روبرو باشد، اما از نظر مفهومی بیانگر یک انتخاب حساب‌شده است. آرام درمی‌یابد که ازدواج مصلحتی، خود می‌تواند به نوعی دیگر از اسارت تبدیل شود. این طلاق سریع، نشان‌دهنده اولویت بخشیدن به مادری خودخواسته بر همسری تحمیلی است، حتی اگر به قیمت از دست دادن یک حامی عاطفی (ایمان) تمام شود. صحنه سوم (پایان رؤیایی) که در آن آرام وارد خانه‌ای در حال سوختن می‌شود و خانواده‌ای شاد را دور یک میز می‌بیند، نیازمند تحلیلی نمادین و روان‌کاوانه است. این صحنه رؤیایی، آرزوی تحقق نیافته یکپارچگی خانواده را نشان می‌دهد. خانه در حال سوختن می‌تواند نماد فروپاشی ساختار سنتی خانواده باشد، اما خنده‌های داخل آن، حاکی از امیدواری به شکل‌گیری مفهومی جدید و شاد از خانواده در میان خاکسترهای همان ساختار قدیمی است. این پایان باز اما نمادین، به خوبی با تم جستجوی هویت مستقل همخوانی دارد.

از منظر جامعه‌شناسی جنسیت، فیلم به طور ضمنی به نقد گفتمان مادری اجباری می‌پردازد. جامعه از یک سو از زن چهل‌ساله مجرد انتظار نقش سنتی دارد و از سوی دیگر، وقتی او خارج از چارچوب ازدواج، ولو با یک ازدواج صوری، درصدد ایفای نقش مادری برمی‌آید با مقاومت روبرو می‌شود. فیلم نشان می‌دهد که چگونه نهادهای اجتماعی (خانواده، بهزیستی) در تلاش برای کنترل بدن و انتخاب زنان هستند. نقش‌آفرینی الناز شاکردوست در انتقال این تنش درونی و بیرونی، قابل قبول است.

در مجموع، آرام‌بخش در بخش پرداخت رابطه عاطفی فرعی، فیلمی است که با تکیه بر ساختار تم‌محور قوی و صحنه‌های کلیدی معناساز، پرسش‌هایی علمی و به‌رو درباره روان‌شناسی میانسالی، جامعه‌شناسی خانواده و هویت مستقل زنانه مطرح می‌کند. این اثر، بیش از آنکه یک برش از زندگی روزمره باشد، یک مطالعه موردی سینمایی درباره مقاومت در برابر جبر زیست‌اجتماعی و جسارت بازتعریف خود در آستانه نیمه زندگی است.

*منتقد سینما
امیر مسعود این را خواند
کامیار علیخانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
غبار میمون فیلمِ آرش معیریان بدترین فیلمِ جشنواره است. سینمایی که سر و ته نداشتن‌اش از سکانس‌های ابتدایی که بی‌خود و بی‌جهت شلوغ هستند و به فیلم ربطی پیدا نمی‌کنند مشخص خواهد شد. اصلاًَ رابطه‌ی میانِ بیاینا محمودی و پژمان بازغی، در فیلمنامه، تعریف نمی‌شود. این فیلم قرار بوده یک مینی‌سریال شود که این به منِ بیننده‌ی یک اثرِ سینمایی هیچ ربطی ندارد و سکانس‌های حذف شده در آن چیزی از بی‌ارزش بودنِ آن کم نخواهد کرد. این نکته بسیار مهم است که ما اگر می‌خواهیم حرفی امنیتی برای شرافتِ ملّیِ ایران بزنیم بلد باشیم و اندازه‌ی آن حرف را بدانیم که چه موقع و کجا باید زده شود. فیلم مالِ جشنواره نیست؛ از سویی، اصلاًمی‌تواند مرکزیت آن متفاوت باشد: آن موبایل و دیگر ابزارها که بازغی میانِ کتاب پنهان کرده بود، چه ارتباطی با الآن و بعدِ داستان پیدا می‌کند؟ معیریان فیلم‌سازِ بدِ بدنه است و حالْ یک چیزی از «گاندو» جواد افشار، آموخته که محمودی را چگونه می‌شود بی‌حجاب جلوی دوربینِ جمهوری اسلامی نشاند. فیلمْ دست و پا زدنِ الکیِ یک فیلم‌سازِ فرصت‌طلب است که شعورِ مخاطبِ خود را به بهانه‌های مُختلف به بازی می‌گیرد. در اینکه این فیلم یک اثرِ مستأصل است و باید به حالِ دهکردی و ضیایی و دیگران که در آن نقش آفرینی کرده‌اند غُصّه خورد هیچ شکی نیست و این را هر سلیقه‌ای می‌تواند یاد کند امّا باید کسانی و کسی را که بدون تسلط داشتن بر درام و فیلمنامه چُنین مزخرفی سرمایه‌گذاری کرده‌اند را موردِ بازخواست قرار داد و...
متن کامل را در روزنامه‌ی اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26037
حسین چیانی این را خواند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید