در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مرتضی عبداللهی
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 23:39:32
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۷ مهر ساعت ۰۲:۱۵
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت کلیه عوامل این گروه نمایشی، دیدگاهمو درمیون میذارم،
بازیگر کودک پسر که افتتاحیه نمایش بود،بیان مناسبی نداشت و تماما دیالوگ ها خورده میشد ،با اینکه دیالوگ های مهمی داشت،
کل نمایش قصه منسجمی نداشت و جز عنوان آرش کمانگیر،نمی‌توانستید خط داستانی که تماشا کردید رو برای کسی تعریف کنید،قاب های چشم نواز زیبایی داشت،چندین مرتبه دیالوگ بازیگران زیر حجم صدای موسیقی گم شد،قصه در یک سوم انتهایی با کش و قوس فراوان به قصه ی آرش نزدیک شد و بسیار کند روایت شد،از نظر بازی خانم بنی آدم ،علی شادمان و حمید صفت و مهدی پاکدل بودند و درخشان بودند...
۰۹ شهریور ساعت ۱۲:۱۹
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت کلیه این جهان نمایشی ،نکاتی که بعنوان مخاطب مدنظرم بود.رو مینویسم
دکور مینیمالیستی و چشم نواز،
طراحی نور و سایه زیبا
پرفورمنس کامل،
موسیقی و صدای خواننده بشکل بسیار زیبایی به فضا سازی کمک میکرد
اجرای درست و به اندازه خانم نوحیان
همگی از نقاط قوت کار بودند
اما در برخی موارد متن ،تاکید بیش از حد به مفاهیم داشتن باعث پس زدن مخاطب میشه و این چیزی بود که مورد علاقه من نبود،چون همه‌چیز قابل فهم بود.
سپاس از شما
۰۳ شهریور ساعت ۰۱:۱۳
متنی که فاقد جنبه های نمایشی بود و مناسب سینما بود...
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت کلیه عوامل این جهان نمایشی چند نکته بعنوان مخاطب خواستم با همه درمیون بذارم.
دکور صحنه رئالیستی بود اما بنر های دور بدلیل هزینه سنگین دکور،کج سلیقگی بود چون قطعا میشد طراحی بهتری داشت،
متن کاملا رادیویی بود و اگر چشمان تو میبستی شنیدن کافی بود و این نکته مثبتی برای یک اثر نمایشی نیست ،این یعنی اثر فاقد جنبه های نمایشی جهت جلب توجه مخاطب است....
در ابتدای نمایش خط فاصله‌ی بین مخاطب با تیاتر صحنه ای شکسته نمیشد و نمایش به گونه ای پیش می‌رفت که انگار دسته جمعی از پشت تلویزیون به تماشای تله تیاتر نشستیم.....
شخصیت پردازی و روح بخشی به کاراکتر در آقای فلاح بینظیر بود.
یک کمدی استاندارد خارجی بود که خیلی برای مخاطب ما با این سلیقه شاید جذاب نبود اما درخشش آقای فلاح گرمی خاصی به اثر بخشید.
موفق باشید ...
۲۳ مرداد ساعت ۱۳:۱۱
ضمن عرض سلام و خسته نباشید،بازی ،صدا و بدن بازیگران بی نقص بود،قصه ی ابزورد گودو هم نام آشنا ترین هاست و نیازی به توضیحات دیگه ای نداره
۲۳ مرداد ساعت ۰۲:۱۶
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت کلیه این جهان نمایشی.
دکور کار طبق انتظار از آقای ییلاق بیگی استادانه طراحی شده بود و کاملا تصویر یک زندان ناهمگون ساخته شده به دست توتالیتاریست ها را میداد،کسانی که تا می‌توانند به طبقه کارگر در راستای منافع شخصی ظلم می‌کنند و بدون هیچ اهمیتی آنها را لگد مال می‌کنند...
،طراحی لباس کاملا متناسب فضای فانتزی نمایش و متفاوت و زیبا بود.
لحظات کمدی قصه کاملا در راستای قصه بود و تلاش بیهوده ای جهت خنداندن مخاطب نداشت .
در مورد قصه هم چقدر جامعه ما فیل های گم شده ی بسیاری دارد که بهای آنرا ما مردمان عادی پرداختیم و قربانی بودیم و
با ظرافت هنر و بسیار زیبا ،
حداقل ۱۷سال گذشته به تصویر کشیده شد و و ما مردمانی هستیم در ایران اما در سرزمین مااینا.....
آرزوی درخشش و موفقیت برای شما...
۰۹ تیر ساعت ۱۳:۳۵
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت کلیه عوامل این جهان نمایشی،نکاتی رو که بعنوان مخاطب مدنظرم بود براتون می‌نویسم
پوستر کار رو دوست نداشتم چون تصویری یا ذهنیتی بمن نمی‌داد ،اگر اسم آقای بیضایی نبود ،پوستر چیزی اضافه نمی‌کرد.
برای دکور کار :
صندلی های دور بدون کاربرد بود
چیدمان طناب نوید از میزانسن میداد ولی ...نداشت و استفاده محدودی داشت که میشد اندکی پذیرفت
چون طناب نه مخاطب را به استعاره زندانی بودن شازده نزدیک میکرد نه آنقدر الزامی بود برای گره اصلی داستان و قصه افرا
پخش کردن شیرینی توسط سرکار خادمی باعث قطع ارتباط مخاطب با صحنه شد
خانم خانما از نظر بیان و انتقال حس دیالوگ های سنگین ، درخشید اما
کسی که یک زن قدرتمند قجری است اکت و تحرکات دون شأن یک خانم خانما همانند ... دیدن ادامه ›› رقصیدن انجام نمی‌دهد یا حداقل تصور من اینگونه است،
عصای خانم خانما که نقش زنی میانسال یا کهنسال بود یا باید کامل استفاده میشد یا نمیشد ،این استفاده گاه و بیگاه
نشان از بلاتکلیفی در کاراکتر سازی میداد و ذهنیت جالبی بمن مخاطب نداد
کلاه سرکار خادمی گاها جلوی چشم اش را میگرفت و باعث قطع ارتباط با مخاطب میشد
اقدامی و پسر خانم شازذه بازیگر خوب نمایش بودند
و آقای اقدامی که نقش خواربار یا بالا را بازی می‌کرد ،کاملا استاندارد و اندازه این نمایش بود
پسرک خانم شازده هم بدن و نگاه های درخشانی داشت و کاملا حس شخصیت را منتقل می‌کرد
پسرک مو بلند که دانش آموز بود برای همچین نمایش و فضایی نباید همچین گیسوان بلندی داشت قاعدتاً از دیرباز تا همین دهه گذشته کچلی با کوتاهی بیش از حد مو،بخش جدایی ناپذیر تحصیل پسران بوده...
دوچرخه ساز، بیان را فدای سرعت کرده بود،و بسیاری از دیالوگ هایش مفهوم نبود ،درحالیکه در همچین نمایش با همچین متنی لازم است مخاطب اندک مجالی برای فهمیدن دیالوگ داشته باشد
نظر شخصیم در خصوص نمایش نامه های هر نویسنده این است که تمامی آنها قابل اجرا نیست و شاید نویسنده برخی را فقط برای اینکه نشان دهد توان نگارش سبک های مختلف را دارد نوشته است یا دوست داشته جهان ذهن اش را به قلم بیاورد...
از جسارت شما و تلاش های خستگی ناپذیر شما در روشن نگاه داشتن پرتو کم فروغ تیاتر سپاسگزارم.به امید موفقیت روزافزون تمامی افراد این جهان نمایشی
ممنون از حضور پر مهرتون و حمایت از هنر نمایش🌹🙏
علی مختاری
ممنون از حضور پر مهرتون و حمایت از هنر نمایش🌹🙏
درخشان بودید 🌹🎊
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۶ اردیبهشت ساعت ۰۷:۰۷
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت کلیه عناصر این جهان نمایشی،افرادی که بازهم نسبت به گروه های پرتلاش تیاتر که اکثرا تناسبی میان دیده شدن اثر و زحمات کشیده شده نیست،این حسن رو داشتن که بعنوان اولین گروه در شرایطی که هیچ چیزی سر جای خودش نیست و دغدغه های جنگ وزندگی روزمره و مشکلات و گرانی تورم ،مجالی برای ایستادن و فکر کردن باقی نگذاشته،پرچم هنر رو بالا نگه داشتند ،و از خاموش شدن مشعل کم فروغ تیاتر جلوگیری کردند،
اثری بود بر علیه توتالیتاریسم،که با زبان ایهام و استعاره ،حرف های به روزی داشت،زیباترین قاب اثر لحظه ی بود که همگی دست در لوله در کنار هم یک خط رو تشکیل دادند،بازیگران با تمام توان تلاش کردند و لحظات درخشان مربوط به خود را داشتند و طبق دستورات پر شور و حرارت در هر لحظه حاضر بودند
اما علی نهاوندی راه متفاوتی در پیش گرفت،و میمیک هایی خلق کرد که در ذهن من ثبت شد
فرزین حاجیلو توانایی بدنی بالایی رو به رخ کشید...
امیدوارم که در این مسیر بمانید و درخشان باشید...
۰۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۲۳:۴۱
ضمن عرض سلام و خداقوت خدمت کلیه عوامل این جهان نمایشی،
نکاتی که بعنوان مخاطب با شما در میون بذارم
دکور کار با توجه به کانسپت قصه و اسم اثر خیلی درست و بجا بود ،و طراحی دکور نمره بالایی می‌گرفت.....
بازی هر دو بازیگر خانم ،بسیار سینمایی و کاملا در کلوز آپ بی نظیر بود...

بنظرم خانم موسوی که نقش زن باردار، بازی میکرد،میتونست در راه رفتن و خروج ها آرومتر راه بره...

صحنه کافه دو بازیگر در مقابل هم بودند و بدلیل برد صدای مناسبی که هر دو بازیگر دارند و کوچکی سالن ،میتوانستند آرامتر صحبت کنند ...
در ... دیدن ادامه ›› لحظه در خواست قتل از خانم موسوی ،انتظار بازی سطح بهتری از ایشان داشتم....


بنظرم مسیر کلی نمایش و دو لحظه بزرگ شوک قصه ،خوب بودند
اما بدلیل اینکه قصه مونو تن پیش می‌رفت ،در لحظاتی ارتباط مخاطب با قصه قطع میشد....

از نظر بازیگری هر دو بازیگر بنظرم در مقابل دوربین درخشان و بی نظیر خواهند بود و این یک حسن بزرگه....
از نظر میزانسن میشد فضاهارو طوری پیش برد که با نوسان های قصه مخاطب درگیر اثر باشه ،
از نظر نو بودن اثر باعث خوشحالیه که یک اثر که تاحالا اجرا نشده ،رو برای اولین بار روی صحنه ببینی.....و بسیار قابل تحسین که فردی جوان و خارج از دایره محدود مترجمین پا به این عرصه گذاشته.....


و امیدوارم با قدرت ادامه بدید و آثار زیاد سینمایی و صحنه ای درخشانی از هر دو شما ببینم،لایق بهترین ها هستید...
۰۲ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۲:۰۴
ضمن عرض سلام خدمت کلیه اعضای این جهان نمایشی چند نکته رو بعنوان مخاطب می‌خوام با شما به اشتراک بذارم،
اولی طراحی پوستر در عین سادگی جذاب بود و با یک خم شدگی معمولی فاصله بین زن و مرد رو به خوبی نمایش میداد ،و به راحتی مخاطب پیش از اثر یک پیش زمینه براش شکل می‌گرفت....
بعضی از شوخی های مهم کار مانند شوخی ای که خانم مشاور املاک گفت استاد رو هم ماساژ داده.....که بنظرم لحظه خیلی درخشانی می‌تونست باشه،از دست رفت ،اما دلایل از دست رفتنش می‌تونست ،سردی مخاطب این شب،اجرای اول کار بودن،یا شاید عدم وجود موزیکی که لحظه رو گل درشت تر کنه تا ذهن مخاطب هوشیار تر باشه و یا شاید لحن بازیگر یا شاید همگی توامان......
دو بازیگر مرد که در میانه قصه اضافه شدند و خانم مشاور املاک نقاط درخشان اثر بودند
نهال حاجیان بیشتر بار کمدی قصه رو به دوش کشید اما می‌توانست ،اندکی از تنشی در صدا و بدن داشت کم کنه ،بنظرم در این شرایط مخاطب در لحظات بیشتری همراه او میشد ،
سهیل صبوحی هم انرژی خاصی به صحنه وارد کرد و کمک مناسبی به نهال داشت در خصوص بار کمدی ،و کاراکتر مناسب یک شخص شیک و پیک پولدار بود....
بنظرم ... دیدن ادامه ›› لحظات تنش دار و درگیرانه ی قصه خوب پرداخته نشده بود و نیاز به بلوغ شایسته تری داشت
و نظر شخصیم در مورد دراماتورژی و برگردان متن اینه که اصطلاحاتی که استفاده میشه صرفا ترجمه شده نباشه و به زبان و ادبیات متناسب ایرانی خودش تغییر کنه تا مخاطب بتونه بیشتر و بیشتر به متن نزدیک شه،نمونه اش در دیالوگ های ورود اولیه خانمی بود که برای خرید خانه آمده بود و در جواب خانم مشاور چیزی گفت ،که اصلا مطابق زبان معیار ادبیات روزمره ما نبود......
بنظرم موزیک زنده یا موزیک های فکر شده در خیلی جاها می‌تونست فضا سازی بهتر و بیشتری برای کار داشته باشه...

آخرین نظر شخصیم بعنوان کسیکه آثار مختلفی به تماشا نشسته اینه که اگر در این کار از بازیگران بازی کاملا فانتزی خواسته میشد و فضا هم فانتزی برنامه ریزی میشد،ریتم دار تر و با کیفت تر میشد

از زحمات شما و اینکه صحنه تیاتر را خالی نمیکنید تا افراد فاقد صلاحیت و شأن هنری ،صحنه را اشغال کنند،بی نهایت سپاسگزارم.و امیدوارم همگی ستاره های درخشان آینده سینما و تلویزیون و پلتفرم ها باشید.
سلام... خیلی ممنون از این که نمایش رو با دقت مشاهده کردید و نظرات و نقد سازنده ای داشتید
۰۲ دی ۱۴۰۴
اجرای خوب
بازی ها قابل قبول مخصوصا زن مشاور املاک که خیلی خوب بود
بلاتکلیفی نقش مادلن که به روبه رو خیره میشد میزد تو ذوق و میتونستن روح بیشتری به این نقش بدن
کارگردان میتونست به جزئیات بیشتری توجه کنه و کار جای بهتر شدن داشت ولی درکل اجرای خوب و قابل قبولی بود👌🏻
۱۲ دی ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۸ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۵۲
ضمن عرض سلام خدمت کلیه عوامل جهان نمایشی نکاتی مد نظرم بود که بعنوان مخاطب خواستم با بقیه مخاطبین و گروه درمیون بگذارم...

دکور کار که شامل تخت ها بود ،هیچ کاربردی در اجرا نداشت❌
لحظات اثر درنمیومد و توسط بازیگران رها میشد ❌
اجرا بازیگری که لکنت داشت،میتوانست نقطه قوت کار باشد و فضا سازی خوبی کند اما این طور نبود،❌
مسیر خطی اثر نامشخص بود و چرایی های زیادی داشت❌
بازیگر دختر خردسال آینده درخشانی دارد✅
فضاسازی برای بار حسی به دوش آقای بانی بود تا ناتوانی متن و اجرا رو پر کنند که،بی نقص اجرا میکردند....
در کل در سالیان اخیر ما شاهد دسته سومی از آثار نمایشی هستیم که نه تیاتر هستند نه کمدی آزاد ،که اسمی نمیتوان برایشان گذاشت.
خداقوت،🙌
۱۴ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۲۹
سلام عرض خداقوت و خسته نباشید خدمت کلیه عوامل این جهان نمایشی،چندتا نکته بعنوان مخاطب با شما و مخاطبین به اشتراک میذارم

اثر فرود های سنگینی داشت ،و در جاهایی از دست در می‌رفت❌
جای شوخی های سخیف برای صحنه کمدی آزاد موردی ندارد نه اینجا ❌
متن اثر به گونه ای محدود بود که آقای نفر و میرزاییان بنظرم نتونستن حتی حداقل توانایی شون رو به نمایش بذارن❌

مثل همیشه آقای زرآبادی و عرب لحظات درخشان و زیبای زیادی خلق کردن✅

عدم حضور حداقل یکی از زندانیان خللی در نمایش ایجاد نمی‌کرد❌

قصه اکبر و ولی شوک خوبی داشت✅

امیدوارم مخاطبین به تماشای کارهای جوانتر ها و افراد گمنام تر هم بشینند و گیشه تیاتر نه فقط برای کمدی بلکه برای تمام ژانر ها در رونق باشد،موفق باشیذ
۲۸ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۰۱:۲۰
سرگرم کننده،با بازی خیره کننده دو بازیگر دختربچه که چشم ها و زبان بدن فوق العاده ای برای انتقال حس دارند ،اما بدلیل سن کم نیاز به پرورش صدا و بیان دارند،فضای خوب بی آلایش بی شیله پیله بدون کش و قوس ،با کمترین شوخی خارج از عرف ،موفق و موید باشید
۱۷ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۳۶
ضمن عرض سلام خسته نباشید خدمت کلیه این جهان نمایشی ،بین مونولوگ های بسیاری که در این چند وقت به تماشا نشستم،این نمایش چه‌به لحاظ متن چه به لحاظ بازی اختلاف بسیار زیادی با بقیه اجرا ها داشت و مسیر قصه ،بازی و همه ی پکیج جهان نمایشی این اثر ،کامل بود ،امیدوارم به جای تماشای نمایش هایی از قبیل قلب نارنگی و غیره ،مخاطبین به تماشای چنین آثاری بنشینند،که بازی و متن مکمل همه دیگه هستند،آرزوی درخشش چندین برابری برای امیررضای عزیز....
نمایشی دیدم که اصلا خسته نشدم و لذت بردم و آموختم.
۰۳ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۵۱
ضمن عرض سلام و خداقوت خدمت کلیه عوامل این جهان نمایشی،
مونولوگ همواره نیازمند بیان قوی و آمادگی بالای حنجره برای تیپ و شخصیت سازی می‌باشد که سیامک به خوبی از پس این مونولوگ که بخصوص در بخش فلسفه دیالوگ های بشدت سختی داشت براومد و آمادگی بدنی اش رو هم در ابتدا به رخ کشید،
ارتباط گرفتن با مونولوگ برای مخاطب کمی سخته اما دهه ۶۰نوستالژی فراموش نشدنی ایست پر از خاطرات جذاب از دوران تحصیل و محدودیت ها و....
آرزوی درخشش سیامک عزیز و گروه خوب و خوش انرژی ای که در این اثر همراه او بودند.
و ایکاش مخاطبین تیاتر بخصوص در فضاهای کوچکی مثل کارگاه نمایش درک این مطلب براشون دشوار نباشه که تمرکز مخاطب و بازیگر رو به هر نحوی به هم نزنند ...
۰۱ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:۱۰
سلام ضمن عرض خسته نباشید به کلیه عوامل علی‌رغم اینهمه سر و صدا و تبلیغ ولی بنظرم پوچ و خالی ،بدون شکل گرفتن لحظه ها،
تلاش های مکرر و شوخی های سطحی ،
شعارزده،فضاهایی که شکل نگرفت،
اگر این کار در مولوی اجرا می‌رفت میشد ازش تمجید کرد،
بااینکه من کارهای زیادی رو به تماشا نشستم،کارهایی که به لحاظ بازی و محتوا غنی تر بودن و کم مخاطب تر ،امیدوارم مخاطبین به کارهایی که گمنام ترند و کیفیت بهتری دارند هم بها بدن،و فقط بخاطر اسم فلان نفر تخت هر عنوانی پشت کار به تماشای کار ننشیند.موفق باشیذ
امیر عسگری و ogimont این را خواندند
مهرتن و نگار عالی نهاری این را دوست دارند
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
سلام ممنون از دعوتتون منتها من امروز دیدم پوزش
۱۹ خرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۲ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۰۲:۱۳
نمایشی خوب،برگردان متن و تبدیل به شهر عالی،بازی ها خوب و اندازه ،و شایسته تقدیر
امیر مسعود این را خواند
No Name، محسن صادقی اصفهانی و یاشار محمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۹ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۲۱
متنی با همان طمانیه و شکوه خاص صالح علایی ،با بازی هایی پر از لحظات درخشان ،👌👌
مرتضی عبداللهی عزیز؛
از اینکه به تماشای نمایش خفه شو عزیزم! نشستید بسیار سپاسگزاریم.
نظرتون برای ما خیلی با ارزشه.❤
۱۰ مهر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۱:۰۷
نمایشی جنون آمیز ،بازی های فانتزی ،موقعیت های پرشمار کمدی،بازیگران توانا،
جنونی محض
سینا دهقان این را خواند
پونه خدابخش، فراز غلامی، حامد رهبر فرزو و امین زارع این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۱:۲۸
ضمن عرض خسته نباشید خدمت به کلیه جهان نمایشی،من موندم اون هفت نفر که یک دادن و چهارنفری که دو دادن دیگه چی میخواستن از ی نمایش کمدی،تماما زحمت بود و فضاهایی که بدون شوخی های سخیفی که باب شده پر از لحظات شاد و کمدی،ارزشمند بودید ،درخشان ،
سپهر این را خواند
ZIBA MALEKI، پونه خدابخش، رویا ۷۶۶، فراز غلامی و امین زارع این را دوست دارند
اون هفت نفری که یک دادن و اون چهار نفری که دو دادن اندازهٔ شما از کار خوششون نیومده، همین! به همین سادگی!
چقدر خوبه حق ابراز نظر و عقیدهٔ همدیگه رو محدود نکنیم!
۲۱ شهریور ۱۴۰۴
ممنونم از تشریف فرماییتون
خوشحالم که نمایش و دوست داشتید
من اما با نظر آقا فدائی موافقم
و این فکر میکنم خیلی طبیعیه که برخی از دوستان هم نظر متفاوت تری داشته باشند و نمره پایین بدن
به هر حال همه افرادی که رای دادن و نظر دادن در سالن تشریف اوردن و مهمان ما بودن و قربون قدم تک تک دوستان
چه عزیزانی که دوست داشتند نمایش و چه عزیزانی که مورد پسندشون نبوذه😍
۲۴ شهریور ۱۴۰۴
فراز غلامی
ممنونم از تشریف فرماییتون خوشحالم که نمایش و دوست داشتید من اما با نظر آقا فدائی موافقم و این فکر میکنم خیلی طبیعیه که برخی از دوستان هم نظر متفاوت تری داشته باشند و نمره پایین بدن به ...
یکی از مشکلاتی هم که متوجهش نمیشن اونم قطعا به سبب آشنا نبودن با نمایش نامه اس که آگاهی به اینکه یک نمایش داخل نمایش دیگه داره اجرا میشه هستش،اما درکل خداقوت به شما و دوستان
۲۶ شهریور ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۰ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۲۱:۳۹
با عرض سلام و درود مثلث را خیلی وقت بود میخواستم تماشا کنم اما هربار بدلیل نبود بلیط قسمت نمیشد اما این نوبت که فهمیدم شاید مجدد تمدید نشود ،زودتر اقدام کردم
دیدم،لذت بردم و فهمیدم حتی با ساده ترین و ابتدایی ترین چیزها میشود مخاطب را مجذوب کرد،و وقتی اثر از هریک از جنبه های فرم اجرا و ....قابل قبول باشد مخاطب مینشیند به تماشا ....امیدوارم موفق باشید و باقدرت ادامه دهید ،... پرنور باشید
مطهره منفرد این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

سینما
شعر و ادبیات
موسیقی

تماس‌ها

09354001380