تیوال نمایش هر کسی یا روز می‌میرد یا شب من شبانه روز
S2 : 18:22:19
  از شهریور ۱۳۹۸
 بها: ۳۵,۰۰۰ تا ۷۰,۰۰۰ تومان

: سجاد افشاریان
: سجاد افشاریان، محمد لاریان، گیلدا ویشکی، سهیل کرمیار، امید سعیدی، نیما خطیب شاد، علی مشایخی، وحید حبیبیان، ثمین داروغه، پریسا طهماسب، ارمغان خان‌محمدی، کیمیا فیضی، نسترن نعمتی، هانی صادقی، (با حضور)منصوره بنی احمد و نگار قربانی، (بازیگران خردسال) اشکان غلامی، دیانا حق شناس

گروه کارگردانی
: حسین افتتاحی
: پریسا قاسم ثانی
: علی یوسفی، محمد رحمانیان
: سام بهشتی
: جواد اصغری
طراحان و دستیاران
: سجاد افشاریان
: مسعود رنجبر شیرازی
: ندا نصر
: زهرا بهرامی
: ستوده میرخلف زاده، رومینا کوهزاد
: نیکان ابراهیمی
: علی لبیکی
: مسعود رنجبر شیرازی
: کیوان فیضی (آژانس تبلیغات ژاو)
: آرمین مقدم، مهرنوش لک
: علی زندیه (گروه هنری دارت)
: صادق کندری
: آرین امیرخان (فیلم نیوز)
: وحید خدادادی
: عماد عامری
: امیر قالیچی (تئاتربازها)
: یگانه عصاری

» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
از دیشب که تئاتر رو دیدم به اینکه درموردش بنویسم ، فکر میکنم ولی نمیدونم چی بنویسم ، کجااش برام پررنگ تر بودکه بنویسم؟؟ همه جاااش .. باید همه جاشو بنویسم . از اون آواز هایی که از تار و پود تنم رد می شد و قبل از رسیدن به گوشم ، می شنیدم ، از رفتن و ترک کردن و کووچ تا مررگ، از تنهایی و فراق و از سرکوب خواسته های یک انسلان عادی؟ از استبداد ، از انسان غمگین . از جنس زن که در این جامعه اولویت نداره .. از انسان امروز که زمان رو درسایه ی اپلیکیشن های مجازی به فنا میده . از اینکه با همه ی این هااا ، امید بهترین درمانِ دردهایِ زمانه ست .. اینکه برای زندگی باید ایستاد و برای ایستادن باید تلاش کرد . اینکه چقدر به قانون اساسی و حقوق مدنی خودمون آگاه نیستیم .. اینکه نسبت به والدین کهنسالمون بی تفاوت شدیم .. اینکه دنیا رو از دریچه ی چشم اونها ببینیم . . اینکه هوای گنجینه هایِ بی تکرارِ زندگیمونو رو داشته باشیم ، چرا که برای بودنشون فرصت اندک است و ما غافل .

دررست فهمیدید سجاد افشاریانِ نازنینِ کم نظییرر و تیمش ، همه ی اینها رو که نه ، خیلی فراتر از چیزی که نوشتم رو در "هر کسی یا روز می میرد یا شب ، من شبانه روز ." به مانشون داد ..

دوساعت روی صندلیم میخکوب بودم و با نگار قربانی عزیزم 120 ثانیه ایستااادم و از ثانیه صدم به بعد ، که رکوردِ ایستادنِ شب قبلش بود به پهنای صورت اشک ریختم .. چه اشکی بود؟ از غم حادثه ی سقوط بود یا از شادی زدنِ رکورد؟
کی میتونست بجز افشاریان ، مسخمون کنه با اون دیالوگ هایِ پرشتابِ نفس گیر؟؟
کی میتونست نشونمون بده که جنگ با عشق و با روان انسان چه کرد ؟

دوساعت نمایش نفس گیر دیدم ، دو ساعت نبووغ و روح زمانه ی جاری در اثر و دلم نمی خواست زمان رفتن سر برسه .
******
ما باید یادبگیریم جملات و در نهایت ایجاز به کار ببریم
ایجاز، مختصر، مفید
مثل همون فاصله ی بهشت و جهنم
کلیدو میزنی بهشت، میزنی جهنم
ولی زدن تا زدن داریم، این و هیچوقت فراموش نکنید!
زدن ... دیدن ادامه » کتک زدن، زدن سرنگ زدن، زدی زیرآب زدی، زدن زیر آب زدن
عجب دنیایی شده عجــــــــــــــــــب ....





ممنون از نگاه و کلمات پر مهرتون / ارادت
۵ روز پیش، سه‌شنبه
باعث افتخار ما هستید جناب افشاریان . تن درست و درخشان بمانید .
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش میشد به هیچی فکر نکرد ..
این نمایش رو با دل باید دید نه با منطق که اگر با منطق نگاه کنی نظرات منفی پایین رو میبنویسی ولی اگر با دل نگاه کنی بعدش خیلی حس خوبی داری.
مرسی از آقای افشاریان به خصوص تشکر ویژه میکنم از صدای دلربای ایشون
شاهین این را خواند
علی جباری و ناتالی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش 《هر کسی یا روز می میرد یا شب، من شبانه روز》 کاریست متفاوت (از لحاظ ساختار نمایشی) و تلفیق زیباییست از حرکات فرم با ساز و آوازهای جنوبی و نمادهای دینی (اذان و #اقامه و نماز) و دیالوگ ها و متن هایی با شکوه و تاثیرگذار ....
نمایش، با آوازهای عاشقانه ی #جنوبی که از عشق و درد تنهایی و جدایی می سراید، آغاز میشود.
رفتن ، ترک کردن ، کوچ ، مرگ ....
#سجاد_افشاریان با سبک و روشی نو و خلّاقانه مخاطب را به چالش می کشد و به فکر وا می دارد...
از تنهایی و فراق میگوید، از انسانِ غمگین، از سرکوب خواسته ها و آرزوها و سرکوبِ احساسات و در نهایت، مرگِ آن ها ...
از استبداد میگوید و سرکوب اعتراض ها...
در قسمتی مخاطب را نشانه می گیرد و می پرسد که آیا هرگز #قانون اساسی کشورشان را خوانده اند ؟! چقدر به حق و #حقوق قانونی خود آگاهی دارند؟؟
و آیا تا به حال برای رسیدن به حقوق قانونی ... دیدن ادامه » خود #اعتراض کرده اند؟؟!!
#افشاریان، انسان امروزِ مدفون شده در دنیای تاریک و خشنِ #مجازی را به فکر وامی دارد...
او از نمادهای انسانی برای نشان دادن اینکه خواستن توانستن است و نا #امید نشدن و دست از #تلاش برنداشتن، لازمه ی زندگی و زنده ماندن است، استفاده می کند...
شاید احساس شود که افشاریان از هر دری سخن میگوید...دقیقا ! این همان خلاقیت و نبوغ او در بیان افکار و احساسات پیچیده و پراکنده ای است که هر کسی قادر به تحریر و تنظیم و به نمایش درآوردن آنها نیست.
نویسنده در نیمه ی پایانی به انسان های غمگینِ وامانده در خویش، یاد آوری میکند که نزدیک ترین عزیزانشان را فراموش نکنند؛ پدر ها ، مادرها و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها .‌.. چراکه تکرار شدنی نیستند و فرصت بودن در کنارشان بسیار اندک است...
خب همه اینها در سطح بیان شد و به کلیشه ای ترین روش ممکن ادمیاد سریالهای کانال ۱ می افتاد
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار نمایش مبهمی بود آدم اصلا نمیتونه متوجه بشه که داستان از چه قراره ؟!
از آقای افشاریان بعیده بود با سابقه ی کاری شون ولی خب شاید این مدل نمایش ساختن ها به نوعی سبک ایشون باشه!!

اما خب فارغ از نقد باید گفت که ایده های نوآورانه ها توی کار بود که توی نمایشای دیگه دیده نمیشه ازجمله نقد درباره ی استفاده امروزه ی مردم از فضای مجازی و ارتباط با مخاطبان و ... که کار رو جالب کرده بود و از کسل کننده بودن آن کم کرده بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فارغ از بحث و نقد تخصصی و ضعف و قوت اجرا و اینکه بعضی از قسمتها میتوانست کوتاهتر باشد و یا اینکه نباشد بدون اینکه خللی در نمایش روایت شود اما به دل من نشست همین که در صحنه ای از نمایش دراین عصر یخبندان تلنگری زد که قدر بزرگترها را بیشتر بدانیم قبل از اینکه دیر بشه برای رضایت من یکی از نمایش کافی بود .نکته
جالب هم اینکه در حین اجرا هم میتوانید با دعوت عوامل نمایش سری هم به موبایلهای خود بزنید اگر کمی صبر پیشه کنید.ممنون آقای افشاریان بابت شب خوبی که برایم رقم زدید .
اصن چی بگم ازین نمایش. عاااااالی. تمام مدت ذهن تماشاچی درگیره. خیلی عالی و با فکر موضوعات مختلف رو با هم همسو کردن. خلاقیت اجرا داخل و خارج سالن خیلی خوب و بکر بود. من ک لذا بردم. اجرای آقای افشاریان هم ک معرکه . همینجوری عااالی بمونید و به کارتون ادامه بدید.
تایماز موسی زاده این را خواند
ناتالی و سجاد افشاریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه قسمت دو تا از تماشاچی ها اومدن رو صحنه... سجاد افشاریان شروع کرد به بازی.
با تماشاگر آقا تعامل داشت، حرف میزد، نیگاش میکرد، میزاشت حرف بزنه ولی تماشاگر خانوم هیچی انگار نه انگار که هست... آخرش به جفتشون گفت برید سرجاتون... خانومه که داشت میرفت بهش گفت خانوم وقتی برگشت گفت بد نیست بعضی وقتا جهم را تجربه کنیم...
ترکوند من را این صحنه، چقدر قشنگ وضعیت زن ها تو جامعه را نشون داد... چقدر قشنگ یه زن را آورد وسط جهنم بی توجهی، درجه دو بودن، مهم نبودن جایگاهش، ندیدنش، نشنیدنش...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز ما بازی میکردیم... او بالا رفت خدا شد من زمین آمدم آدم شدم... (از روز شنیدن این جمله میگم فلسفه ی خلقت همین مفهوم ساده نیست ؟ :) )
دوبار رفتم و دوست داشتم تمام صحنه ها رو از بر کنم...
و برخلاف بعضی از نظرات من عاشق همین وحدت جزء جزء های تئاتر شدم...تکه های یک کل منسجم به زیبایی روایت میشد و علاوه بر صحنه ها و دیالوگهای جذاب چیزی که برای من از همه جذاب تر مینمود این بود که پیوسته باید از خودت میپرسیدی این صحنه چه مفهومی رو داره میرسونه و جوابشو شاید حتی شب قبل خواب میگرفتی :) من شخصا به تئاتر کتاب یا فیلمی میگم تمام عیار که من رو بعدش به فکر فرو ببره... پس این یک کار تمام عیار بود برای من
نقد تئاتر بلد نیستم ولی دیدن تئاتر و دوست دارم :) همیشه تئاترهای پر بازیگر و بیشتر دوست داشتم بخاطر انرژی و پویایی که در فضای سالن جریان داره.
فضای صمیمی بین بازیگران و تماشاگران وجود دارن، حتی با چشم ها و لبخندهاشون دعوتت میکنن که با نمایش همراه بشی و در تئاتر شرکت کنی
ما دیشب به دیدن این اجرا رفتیم بازیگران کمی مسلط نبودن و قسمت هایی حرکت ها رو خلاف بقیه انجام میدادن ولی انقدر فعال و قوی اجرا کردن که ذهن تو دوباره با نمایش همراه میکردن.لباس های ساده و نشان دهنده ی حس صمیمت، دکور ساده، و نور پردازی جالب و روایتگران زندگی واقعی شون در بطن داستان اصلی که از گذشته و حال و آینده سخن میگفت.
نمایش و دوست داشتم :)
علیرضا، میترا و بابک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه خیلی بد بود و از آقای افشاریان انتظار خیلی بیشتری داشتم
فرزاد، celine، شاهین، میترا، پوریا و پیام تفضلی این را خواندند
minaes، فاطمه، Aida Aghilzadeh، Someone و مسیح راستی این را دوست دارند
#همدردیم
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دوبار به تماشاى این اجراى بى نظیر نشستم
حس و حال خاصى که موقع تماشا به آدم دست میده واقعا وصف ناپذیره
اصلا از دستش ندید ♥
الهه قربان پور، میترا، پریسا اسدی و مسیح راستی این را خواندند
celine، ناتالی و سجاد افشاریان این را دوست دارند
لطف میکنید خیلی خلاصه، راست و مستقیم و بدون ابهام بفرمایید ابتدا و انتهای نمایش چی بود و چی گذشت به طور کلی تا اگر فرصت داشتید من در مورد اوردن افراد روی صحنه،ماجرای اینستا و ربطش به کلیت داستان،حرکات اون دانشجوها با صندلی ها،علاقه یه شخصیت به رقصیدن ... دیدن ادامه » و استفاده از تماشاچی به عنوان پارتنر رقصش،و هزاران مسئله گنگ و مبهم دیگه بپرسم ازتون...
مچکرم/راستی اقای افشاریان مث که زحمت میکشید میخونید و با عصبانیت جواب میدید از همینجا میخوام بگم عصبانی نشین باور کنید من یک عوام هستم که رفتم تاتر ببینم فقط و توانایی رمزگشایی ندارم متاسفانه وگرنه قصد و نیتی ندارم!
۰۹ مهر
منم والله نفهمیدم
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
امیدوارم نقدی که می کنم سازنده باشه.
اول از همه خسته نباشید به تمامی عزیزان حاضر در این نمایش و بخصوص کارگردان و بازیگر توانمند کشورمون آقای سجاد افشاریان.

این که یک نفر هم نویسنده باشه هم طراح هم کارگردان، معنیش اینه که یک نفر کار 3 نفر رو انجام بده و خب در هر کاری سبب کاهش کیفیت میشه، در کار هنری، بدتر. البته میدونم که این قضیه بخصوص در مورد تئاتر زیاد دیده میشه و بهتره به عنوان یک انتقاد ادبی، جدا بهش توجه بشه.

شاهد یک نمایش بودیم با عدم پیوستگی یا به عبارت بهتر گسیختگی های آزار دهنده. ارتباطات ضعیف بین شخصیت های داستان، دیالوگ های نامفهوم حاصل از تشویشات ذهنی و استفاده نامناسب و بی مورد از فناوری روز (شبکه اجتماعی اینستاگرام)، استفاده بی مورد از حضور حضار در صحنه نمایش (که واقعا نمیدونم اینتراکتیو کردن چه دستاوردی داشت؟!)
یک نمایش ... دیدن ادامه » دو ساعته نامفهوم و خسته کننده با موضوع نرسیدن های رمانتیک.
بحث، بحث مخاطب عام و خاص نیست. این نمایش یک اثر چند لایه نیست که مخاطب عام متوجه نشه. انتظار میره وقتی یک کاری، هزینه بالایی چه به لحاظ ریالی و چه به لحاظ زمانی داره، به همون میزان احساس مسئولیت و کیفیت کار هم بالا باشه. امیدوارم نظارت بر کارهای نمایشی، صرفا محدود به سانسورهای خنده دار نباشه، بلکه شامل بررسی تناسب کیفیت کار و هزینه پرداختی هم بشه.
در نهایت، اکثر بازیگران انرژی خوبی گذاشتن و کار بازیشون خوب بود، اما وقتی داستان و دراماتولوژی ضعیف باشه، واقعا نمیشه کاریش کرد.
با تشکر
سلام عزیز جان اینکه یک نفر نویسنده و کارگردان و طراح باشه که معنیش این نیست که کار سه نفر رو انجام میده ، مثل این می مونه که بگیم کارگردان ها در تاتر و سینما نباید متنهای خودشون رو کارگردانی کنن .. پیوستگی در تاریخ نمایش که از انقلاب شروع میشه و به جنگ میرسه ... دیدن ادامه » و تا زمان حال ادامه پیدا میکنه ، ااستفاده نامناسب از فن آوری روز نیست ، متن و محتوای اون صحنه ای که از موبایل دیدین چی بود؟! .. درگیری های خیابونی از چه طریقی به ما میرسید ؟ چقدر در شبکه های اجتماعی با تصاویری مواجهین که خشن ووو هستن و ادم هایی اون تصاویر رو با موبایل ثبت کردن .. اینکه مسایلی مثل مهاجرت و هزار و یک درگیری و دغدغه اجتماعی هم برای شما به مثابه نرسیدن های رمانتیک تلقی میشه از ذهن بسیار رمانتیک شماست احتمالا .. فکر می کنم اولین باره دارم در تیوال در مورد این نمایشم صحبت می کنم و فقط به این خاطره که بعضی وقت ها با عدم آگاهی یا نداشتن تخصص سعی در تخصصی جلوه دادن نظراتمون داریم که این منتقد مابانه و تهی از معیار و تخصص نوشتن اسیب زننده است .. من از شما تشکر می کنم که به تماشای نمایش ما نشستید و قطعا هیچ کاری به تمامی نمی تونه ایده ال آدمی باشه / ارادت
۰۸ مهر
با سلام

اولا تشکر میکنم از آقای افشاریان که نظرات رو میخونن و بعضا هم پاسخ میدن. این بسیار ارزشمند هست. از روز ۸ مهر که ایشون نظر دادن تا به امروز 18 مهر، نظری ندادم تا بیشتر راجع به این نمایش فکر کنم.
ثانیا اگر باعث تکدر خاطر ایشون یا دوستان حاضر در این نمایش شدم عذرخواهی میکنم. واقعا فقط قصد داشتم حرف دل زده باشم نه این که در قامت یک منتقد متخصص ظاهر بشم.
بنده به دلیل علاقه ای که به هنر و بالاخص تئاتر داشته و دارم، آثار زیادی دیدم و گهگاهی هم نظری دادم، که این هم بدلیل دغدغم بوده و لاغیر.
این که کسی بتونه آثار معماری زاها حدید رو تحسین بکنه نیازی به تخصص معماری نداره و این که بتونه به اعجاز تابلوهای استاد فرشچیان لب به تحسین باز کنه، نیازی نیست نقاش باشه. روح و فطرت زیبایی‌شناسی انسان، باعث میشه ذاتا هنرمند باشه و هنر رو بخوبی درک کنه و سره رو از ناسره تشخیص بده، چون اصلا خود انسان حاصل کار یک هنر هست.
طی این سال ها که آمد و روندی در سالن های تئاتر داشتم، کم‌کم متوجه شدم که هر کس که روی صحنه هست لزوما بازیگر نیست و بازیگری بلد نیست. خیلی‌ها بدون تحصیلات مرتبط در این عرصه حضور دارند و از این خیلی‌ها، بعضی‌ها کارشون رو خیلی خوب بلدن و عاشقانه در این راه اومدن و از خیلی‌ها که تحصیلات مرتبط این زمینه رو دارن واقعا بهترن، برخی‌ها هم در پی شهرت هستن. پس نمیشه گفت که عرصه هنر نمایشی محدود به متخصصین هنر نمایش شده. شما کافی هست یکی دو دوره در کلاس‌های اساتید بزرگواری که این روزها کلاس و ورکشاپ برگزار میکنن بشینین تا تبدیل به بازیگر بشین!!! کما اینکه در زندگی روزمره‌مون هم کم بازیگری نمیکنیم!!!
نظر بنده در مورد این نمایش، یک نظر شخصی بود که به اشتراک گذاشتم و طبیعتا نمیتونه نظر دوستان عزیز دیگر باشه.

به ... دیدن ادامه » نظر بنده، اولین رسالت تئاتر، این بوده که به مخاطبش جرأت حرف زدن و نظر دادن بده. تئاتر تنها جایی هست که بی‌پروا میشه تازید، و پرنده آرزوها و رویاها و انتقادات و حملات رو پر و بال داد، و میشه از این دریچه به جامعه قوت و قدرت داد تا فهم و درک و تحلیلشون از وضعیت جامعه‌ای که زندگی میکنن، بهتر و دقیق‌تر بشه و در نهایت به سمت جامعه بهتری حرکت کنن.
نظری که من نوعی به یک اثر میدم نه اونو از چشم میندازه و بی مخاطبش میکنه، نه اونو برجسته و صاحب سبکش میکنه، فقط شاید شاید شاید بتونه اون چه رو که حاضرین در اون کار نمیدیدن، از یک زاویه دیگه بهشون نشون بده و به عنوان یک تجربه در آینده کمکشون کنه. نمیشه در هر کاری تخصص داشت و بعد نظر داد، واقعا درست نیست بگیم اگر کسی در کاری تخصص نداره، نظری نده. اگر نظر و تفکری درست نباشه، هر اندیشه سلیمی میتونه به راحتی ردش کنه و اصلا نیازی به برخورد نیست. اساس تئاتر از فلسفه منشعب شده و فیلسوفان یونانی، نظراتشون رو (یا به عبارت بهتر فلسفشون رو) در تئاتر پیاده می‌کردن. اصلا تئاتر در یونان باستان محل حضور فلاسفه بود. فلسفه چیزی اندیشیدن عمیق نیست. اندیشیدن درباره هر چیزی نیازی به تخصص خاصی نداره، فقط باید فکر کرد و مطالعه کرد و بر زبان جاری کرد و با دیگران بحث کرد تا به نتایجی رسید. ذاتا در حوزه های هنری و علوم انسانی، چون هر شخصی یک زمینه ای داره، راحت‌تر از حوزه های مهندسی و پزشکی میتونه نظر بده. طبیعتا نظرات متخصصین هر حوزه‌ای از علم، دقیق تر هست ولی اینطور هم نیست که نظرات سایرین غلط باشن و بی‌معنی.
در پایان عرایض طولانیم، هنوز سر نظراتی که دادم هستم چون بر پایه استدلالات شخصیم استوار هستند. دیدم که خیلی از دوستان هم از نمایش خوششون اومده بود و لذت برده بودن. به راستی زیباست که تئاتر انقدر جالب و منعطفه که هر کسی میتونه اونو به شیوه خودش ببینه. اصلا ذات هنر اینه. از همه دوستان و بزرگواران خواهش میکنم درباره نکات زیبایی که میبینن نظرات مفصلی بدن و به "خوب بود" یا "بد بود" بسنده نکنن. گرچه همین دو کلمه هم بدک نیست اما چه بهتر که کمی هم راجع بهش حرف بزنن تا خواننده بیشتر درگیری ذهنی پیدا کنه.
شاد باشید و موفق
۱۸ مهر
کاش خودکار ، گویای مطالبی که اقای سجاد افشاریان می گن بود. من رفته بودم نمایش ببینم و وقتی توضیحات اقای افشاریان رو می بینم حس می کنم کمی غیر حرفه ای است چیزی که درک نکردیم برایمان توضیح دهید.
پ.ن با کمال احترام ، تمام قد ایستادم موقع رورانس و می دانم زحمات ... دیدن ادامه » و رنج های فراوانی کشیدید
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پر مخاطب ترین تئاتر این شب های تهران ...
حرفی که این روزها درباره هر کسی یا روز میمیرد یا شب من شبانه روز میشنویم
خبری که بیشتر از هر چیزی باعث حال خوب میشه اما به چه دلیل
یک : توی دورانی که تئاترها با انواع و اقسام سوپراستارها و بدون هیچ ریسکی و با روایت کاملا مطمئن روی صحنه میرن کاری ساخته میشه که از هیچ کدوم از قواعد موجود پیروی نمیکنه ... کاری که از صحنه اول و خوانش محمد لاریان روی صحنه و موسیقی زنده صحنه تکلیفش رو با تو معلوم میکنه که با روایت مستقیم رو به رو نیست
صحبت رفتن میشه
اذان گفته میشه و صحبت های عاشقانه .. این بار دعوت میشی به طور دیگه ای دیدن
به طور دیگه ای گوش دادن
یاد مقدمه اسکارلت می افتی که دعوت نویسنده بود به شناختن خودت
اینبار هم درون آدمها رو میدیدیم
...
دو : جنگیدن برای زندگی برای بودن
نقطه اوج نمایش بود
صحنه ای که نگار روی صحنه می ایسته و تماشاچی ها دعوت میشن به خوانش اعداد
هر دوباری که کار و دیدم تمام تماشاچی ها اشک شوق ریختن.
این اشک برای جنگیدن و پیروز شدن نگار بود
همه ... دیدن ادامه » ما خودمون رو جای نگار گذاشتیم که چقدر توی لحظات سخت توان ایستادن داریم
میتونیم مثل نگار قوی باشیم ؟
...ِ
سه : قصه رفتن که تو چهار بخش مختلف گفته میشه
قصه نگفتنها
نگفتن
رفتن
تاریخ و زمان نداره
برای قشر خاص نیست
نگفتنی که تقریبا تمام ماها تجربش کردیم
از دست دادیم
و یا خودمون رفتیم ...
یک جایی فریاد زدیم
باهام حرف بزن
.
.
سجاد افشاریان میتونست یک کار ساده بسازه با یک روایت مستقیم
میتونست ریسک نکنه و با حضور سوپراستارها فروش کارش رو حتی تضمین کنه
ولی اینکار و نکرد
تک تک بازیگرهای کار ستاره های صحنه شدن
و حضورشون انقدر درخشان که نمیشه نادیدشون گرفت
.
از جان دلم نگار جان تا تمام بازیگران کار و حضور شاهکار آقای افشاریان در سه نقش مختلف
تمام نمایش
از ناگفته ها و جنگیدن برای زندگی میگفت .
و قصه ای که مثل نخ تسبیح به هم وصل بود
روایت قصه در عین غیر خطی بودن. بهم پیوستگی درستی داشت
از نگاه ها
حرفها
و...
.
پ.ن1 : یه کم غرض ها رو کنار بزاریم و اینکه خودمون رو عادت بدیم به متفاوت دیدن و تا یک کار متفاوت دیدیم سریع گارد نگیریم
بار دوم که کار و دیدم به چیز هایی دقت کردم که شاید بار اول درست ندیدم و قطعا باز هم کار و میبینم.
.
.
خب پراید هم پر مخاطب ترین ماشینه و ستایش پرمخاطب ترینه و قلیون و سیگار هم و کتاب بیشعوری به چاپ صدم رسیده و ایا ..... نمی گم بقشیو
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به شدت تئاتر جذاب و زیبایی بود .
به شدت تماشای این تئاتر خوب و جذاب را پیشنهاد می کنم.
.خسته نباشید میگم به استاد افشاریان عزیز که دوباره یک کار درجه یک رو روی صحنه اجرا کردند و همچنین خسته نباشید میگم به بقیه عوامل این تئاتر.
متشکرم از استاد افشاریان و بقیه عوامل تئاتر هرکس یا روز میمیرد یا شب من شبانه روز که لحظات بسیار لذت بخش و خوبی برای ما رقم زدن .
مسیح راستی این را خواند
سجاد افشاریان، آرزو احمدیان و ناتالی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سجاد افشاریان نازنین
مثل همیشه درخشان , جذاب و درجه یک ترین ♥
میترا و پونه ٢٥ این را خواندند
سجاد افشاریان، الهه مظفری و ناتالی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از موسیقی لذت بخش اولش بگم براتون که دلمو برد‌
نمایش جذابی بود و پر از مفهوم برای یادگیری و این دغدغه‌مندی نویسنده قابل تحسینه
امیدوارم از این طیف کار ببشتر ببینیم :)
میترا و سپیده این را خواندند
ناتالی، سجاد افشاریان و پونه ٢٥ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از طیف بازیگرای توانای این کار کیف کردم از موسیقی جذاب و متن عالی آقای افشاریان...درسته خیلی با عجله و دقیقه نودی از رشت اومدم کارو دیدم و خوشحالم پشیمون برنگشتم ..ممنون از گروهشون برای حال خوب کار متفاوت و کار گروهی عالی...
فرزاد، میترا و سپیده این را خواندند
ناتالی، سجاد افشاریان و zeyshio این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تجربه جالبی از این نوع سبک نمایش بود، سعی شده بود از تکنولوژی گرفته تا جلوه های محیطی و... استفاده بشه تا تجربه جدیدی برای تماشاگر رقم بخوره. دوست داشتم نمایشو و خوشحالم که دقایقی روی سن در کنار بازیگران بودم. دست مریزاد
سجاد افشاریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب نمایش شروع شد با امتیازهای پایین، پس من احتمالا دوست دارم!
تجدید خاطره شروع نمایش چهاردقیقه، سیزیف، ملاقات، آینه‌های روبرو، جنایات و مکافات و ... که همین بود و همان خواهد بود برای موارد مشابه.
مجبورم‌ حرفمو اصلاح کنم و بگم متاسفانه برخلاف تصورم، این نمایش و به دلیل آشفتگی‌های بسیار در اجرا دوست نداشتم و غمگینم برای این نظری که دارم.
۰۴ مهر
سیزیف و جنایات و مکافات و ملاقات قابل قیاس نیستند با این کار......
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید