تیوال نمایش شاه ماهی
S3 : 16:06:46
  از اردیبهشت ۱۳۹۸
 بها: ۵۰,۰۰۰، ۶۰,۰۰۰ و ۷۰,۰۰۰ تومان

: احمد سلگی، رضا بهاروند
: رضا بهاروند
: (به ترتیب حضور) امیر جدیدی، علی شادمان، الناز حبیبی، فائزه یوسفی، کیوان محمدی، مهران میری، سارینا ترقی، نصیر ساکی، پرستو معین
: محمد قدس، امیر جدیدی

: روهان امامی
: شیما میرحمیدی
: لعیا خرامان
: صبا کسمایی
: آرمین خیردان
: سعید رضوانی
: مبین بهاروند، شایان صفوی
: حسین حاجی بابایی
: سینا فراهانی
: حسین شاهیوند
: مریم ضمیریان
: بهزاد اسحاقی، نیما سکوت

» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ سی و یکم تیر ماه نود و هشت

میان بحر و بر با هیولایی که فرمان می‌راند


نوشته محمدحسن خدایی



 

اجرای نمایشی چون «شاه‌ماهی» را می‌توان از رویدادهای مهم تئاتری امسال دانست. نمایشی پرمخاطب و توانا در خلق شخصیت متناقض‌نمایی چون «کیسان» با بازی امیر جدیدی. روایتی از زیست مردمان جزیره‌ای محصور در آب‌های اقیانوس. یادآور مناسبات مردمان جنوب ایران. گویا نام جزیره، «برگ ریز» است و یکی از همان مناطق فراموش‌ شده دولت-ملت‌های جهان. قلمرویی بیرون از نظم جهانی و یکسره در خدمت هیولایی جذاب و پارادوکسیکال به نام کیسان. از این منظر می‌توان نمایشنامه احمد سلگی و رضا بهاروند را ستایش کرد که توانسته یکی از فیگورهای قابل اعتنای این روزهای تئاتر ما را بر صحنه احضار کند. اما نکته اینجاست که این روند فرانکشتاین‌وار خلق هیولا، از جایی به بعد همه ‌چیز را در خدمت خویش می‌خواهد. اگر اجرایی چون شاه‌ماهی را به مثابه یک بدن فرض بگیریم که شخصیت کیسان سر آن باشد و دیگر شخصیت‌ها، اندام‌هایی چون دست و پا، سر چنان بزرگ شده و سروری می‌کند که نتیجه چیزی نیست الا یک بدن ناقص‌الجثه. شاه‌ماهی استعاره‌ای است از سوژه شر، یک هیولای توقف‌ناپذیر که سازندگان‌اش، عاشق او شده‌اند. بنابراین فیگوری چون کیسان، چنان بر بلندای جزیره و خود اجرا ایستاده که هیچ کس را یارای به زیر کشیدنش نیست.

از منظر فلسفه سیاسی، شاه‌ماهی را می‌توان ذیل تضاد حل‌ناشدنی بشر با شهروند صورت‌بندی کرد. همچنان‌که آگامبن در مقاله کوتاه «فراسوی حقوق بشر» اشاره دارد که چگونه انسان، تنها با تعلق به یک دولت-ملت است که می‌تواند شهروند باشد و دارای حقوق انسانی. در جزیره «برگ ریز»، نشانی از مناسبات یک دولت-ملت نیست و تنها مرجع اقتدار، فرمانروایی کیسان است. بنابراین با موجوداتی روبه‌رو هستیم که کمابیش یادآور حیات برهنه‌اند. در قوانین روم باستان، می‌توان آنان را به قتل رساند اما ارزش قربانی کردن ندارند. این انزوا و
جدا افتادگی جزیره، این فراموشی تمام عیار ساکنان آن، به خوبی نشان می‌دهد که شرط داشتن حقوق بشر، تعلق به یک دولت-ملت مدرن است.

شاه‌ماهی ... دیدن ادامه » تضاد بحر و بر یا همان خشکی و دریاست. در طول روایت، حاکم جزیره، مدام بر این دوگانگی تاکید می‌کند. پادافره خیانت و توطئه، یکی هم اجبار به ترک کردن جزیره و غرق شدن در دریاست. از منظر کیسان، باید شنا بلد بود تا دریا را به چنگ آورد. بی‌جهت نیست که شخصیتی مانند «شمس» با بازی علی شادمان، به علت نابلدی در شنا کردن، مورد تحقیر است. طراحی صحنه، تضاد بحر و بر را تشدید کرده و فضا را به یک خشکی رئالیستی و یک دریای سوررئالیستی تقسیم کرده. اگر حاکم قلمروی خشکی را لویاتان بدانیم، این بهیموت است که دریاها را اداره می‌کند. بنابراین کیسان را می‌توان از نوادگان لویاتان دانست.

اجرای شاه‌ماهی کمابیش مقهور هیولایی شده که آفریده، با بازی به نسبت قابل اعتنای امیر جدیدی. بنابراین مناسبات جزیره چندان بسط و گسترش نمی‌یابد و جنبه‌های دیگر آن رها می‌شود. ارجاع به آثاری همچون توفان شکسپیر، رابیسن کروزئه یا حتی ناخدا خورشید ناصر تقوایی، می‌تواند سازوکار این آثار را روشن کند که چگونه جهان خود را می‌گسترانند. اما شاه‌ماهی، یک موقعیت را مفروض گرفته و منبسط نمی‌شود. فی‌المثل صحنه‌ای که کیسان بر مینی‌بوس از کار افتاده‌ ایستاده و بازی دست‌رشته ساکنان جزیره را گزارش و مدیریت می‌کند، با آنکه جذاب است و واجد تئاتریکالیته‌ای خلاق، اما در نهایت به صحنه‌ای طولانی و کشدار تبدیل می‌شود. از منظر اقتصاد زمان، این حجم از روایت کردن یک بازی، غیر‌ضروری و سهل‌انگارانه است. حتی کیفیت بازی امیر جدیدی، فرم توپوگرافیک حضور او در صحنه و به حاشیه رفتن شخصیت‌های دیگر، همچنان ذیل همان منطق اولویت‌بخشی به برگ برنده اجرا یا همان شخصیت کیسان است. جزیره، می‌تواند فرم دیگری بازنمایی شده و مکان‌های دیگرش هم به نمایش گذاشته شود. حضور امر غریب، امر ناشناخته و خلق یک اتمسفر نه چندان آشنا، اجرایی مانند شاه‌ماهی را وسعت می‌بخشد و واجد مازادهایی رهایی‌بخش می‌کند.

در نهایت روایت استعاری رضا بهاروند از جزیره‌ای تحت انزوا، با آن پایان اثرگذار در مرگ شخصیت «شمس» که به نوعی سوژه مقاومت است و احیاگر امر سیاسی و بازتولید مناسبات اقتدارگرایانه سابق، نشان از باور به انحطاط و زوال و غیاب هر نوع امکان رستگاری و رهایی است. یک بن‌بست تمام عیار. ایستاده بر ماسه‌بادی‌های جزیره و ترسان از تن به آب زدن با قایقی دست‌ساز. تا آنگاه که کیسان فرمان می‌راند و مقاومت شمس‌ها در هم شکسته می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیدا کردنِ سوراخ دعا برای پول درآوردن اولین چیزی بود که به ذهن من خطور کرد در هنگام دیدنِ این نمایش ، اینکه شما بردارید بخشی از شرایطِ سیاه جامعه را بازتولید کنید ازدید من کلیشه‌ای تکراری و حوصله سربر است ، امیرجدیدی ( که بخاطر او رفتم نمایش را ) در بخش عمده‌ای از اجرا با گویشی اختراعی ( بین لری و خوزستانی) دارد گوشهای مخاطب را خراش میدهد، لوده‌بازیهایِ بی‌مورد بخشی از تماشاگرها را میخنداند و بخشی دیگر را عصبی میکند ، من از معدود دفعاتی بود که تصمیم به خروج از سالن گرفتم پیش از پایان اجرا
دقیقا. بعد اجراهای خلاق و آکادمیک مثل "پا" باید با صندلی های خالی بره روی صحنه
۲۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی‌شود به همین سادگی از کنار شاه‌ماهی گذشت؛ از جزییات حساب شده‌ای که بازتاب روزگار عجیب و غریب اهالی جزیره‌ است، جزیره‌ای فرامو‌ش‌شده در ناکجاآباد. روایتی از آدم‌های گرفتار که تن داده‌اند به اسارت. انتخابی میان ماندن و رفتن ندارند، یا باید بمانند و همه چیز را از نو بسازند یا باید بمانند و به اسارت عادت کنند. متن شاه‌ماهی روی کاغذ ایده‌‌های جذابی دارد که تا حدودی در اجرا هم به نتیجه رسیده است. محدود نبودن به زمان مشخص(و حتی مکان) ذهن مخاطب را از قید و بند هر محدودیتی رها می‌سازد اما از سوی دیگر این فرصت را به او می‌دهد تا در پس‌زمینه‌ی این قصه‌ای نه چندان دور، نشانه‌ها و اشتراکاتی پیدا کند و کم‌کم در همان ساحل و قوانین دست‌و‌پاگیر کیسان(امیر جدیدی) با جماعت ِگرفتار، همراه و زمین‌گیر شود. اینجا همه قربانی هستند، قربانی چرخه‌ی بی‌پایانی ... دیدن ادامه » که از کیسان و ظلمی که در حق او شده آغاز می‌شود و تک‌تک اهالی جزیره را گرفتار می‌کند. خشم بی‌انتهایی در وجود کیسان انباشته شده و او را به جایی رسانده که دیگر هیچ مرهمی برای فقدانی که گریبانش را گرفته وجود ندارد، حتی اگر به جای یک نفر، چندین و چند بچه شبانه‌روز او را بابا صدا بزنند و از او حرف‌شنوی داشته باشند، بازهم بی‌فایده است. شاه‌ماهی از طراحی صحنه‌ی متناسب با فضای متن تا طراحی نور و البته بازی خوب گروه بازیگران(در راس آن‌ها امیر جدیدی)، به‌اندازها‌ی درست پرداخت شده که مخاطب را تا پایان با خود همراه می‌کند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من همیشه موقع تئاتر دیدن یه دفترچه و خودکار میگیرم دستم که اگه نکته ای، جمله ای چیزی از اون نمایش برام جالب بود رو بنویسم؛ موقع دیدن این نمایش صفحه ای که بالاش نوشته بودم "شاه ماهی - 8 تیر" تقریبا سفید موند؛ نه بخاطر اینکه چیز جالبی نداشت بلکه بخاطر اینکه کلش جذابیت بود... داستان فوق العاده گیرا با موضوعی که حتی به گوشمم نخورده بود ولی حس میکردم چقدر برام آشناست، و اصلا هر روز زندگی خودمه...
صحنه و دکور واقعا عالی و متفاوت بود و بازی ها درجه یک... اینقدر درجه یک که موقع فوکس روی هرکدوم از بازیگرها به خودت میگفتی ای وای دارم چندتا بازی فوق العاده دیگه رو از دست میدم... با اینکه اکثرشون رو از قبل نمیشناختم ولی تک تکشون عالی بودن (بازیگر نقش واله کمتر از بقیه) و شاهکار بازی ها هم امیرجدیدی بود... قبل از دیدن این نمایش هم بازیش رو کم و بیش میپسندیدم ولی ... دیدن ادامه » توی این نمایش فهمیدم خیلی خفن تر از چیزیه ک توی سینما ازش دیدم و بازیش توی شاه ماهی جزو بهترین بازیهایی بود که توی زندگیم دیده بودم... همه ی بازیگرا از جون و دل بازی میکردن طوری که باور اینکه دارن بازی میکنن و واقعا اون شخصیت نیستن خیلی سخت بود...

خلاصه که اگه شاه ماهی فیلم بود تا حالا ده بار دیده بودمش... بعد از بیرون اومدن از سالن از اینکه تئاتر بود و نمیتونم دوباره ببینمش واقعا ناراحت بودم...
نمایشی پرزحمت و استعاری.خلق فضایی متفاوت که تماشاگر را در موقعیتهای متناقض و دشوار حسی قرار می داد . بازی امیر جدیدی کاملا غافلگیرکننده و حیرت انگیز بود.
اشکان حامد غلامشاهی، محسن جوانی، امیر مسعود و احمد سلگی این را خواندند
zahra a و رویا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
H.A
از نظر اینجانب نمایش آنقدر عمیق نیست که بیننده را به فکر فرو ببرد و مفاهیم بیان شده در نمایش سطحی و معمول و شعار گونه است .‌‌ اگر از بازی بسیار خوب و متفاوت آقای جدیدی عبور کنیم که ضعف متن رو پوشش میداد بازی سایر بازیگران بجز بازیگر لال ضعیف بود . بازی آقای شادمان و خانم حبیبی مثل همیشه قابل انتظار و ضعیف بود . کرکتر طراحی شده و لهجه آقای جدیدی در نمایش یک چیزی مابین لهجه افغان و جنوبی است و بیشتر به لهجه و اکتهای افغانها شباهت دارد تا لهجه جنوبی با اینکه در ابتدای نمایش همان شخصیت اشاره ای به خارجی بودن خود میکند ولی هیچ تناسخی بین منطقه رویداد داستان و لهجه بازیگران وجود ندارد . دکور نمایش را دوست داشتم ولی این ایده که خنجری رو از دل جمعیت بیرون کشیدن و اینکه یکی از همین مردم با خنجری که در درون خودش دارد به جنگ با استبداد زمان خودش میتونه برود ... دیدن ادامه » و اینکه برای جنگیدن با استبداد یک نفر به تنهایی نمیتواند موفق شود و لازمه آن اتحاد جمعی و غلبه بر ترس است ایده ای کلیشه ایست و هیچ گونه خلاقیت ویژه ای در نمایش دیده نمیشود . البته بجز استفاده بجا و دقیق از آواها که به نظر اینجانب هنر این نمایش است
میتونم بگم من نصف نمایش رو به خاطر جای بد صندلیم از دست دادم...
از ردیف 9 به بالا همه لبه صندلی نشسته بودن تا بتونن نمایش رو ببینن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی بیهوده کِش دار بود، شاید در یک ساعت میشد این نمایش و جمع کرد، به جز بازی خیلی خوب امیر جدیدی این نمایش چیز خاصی نداشت، فوق العاده معمولی و حتی یه جاهایی حوصله سر بر بود.جای تعجبِ نمایشی که نیم ساعتِ اولش خیلی خوب شروع میشه در ادامه انقد ضعیف پیش میره
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و خسته نباشید به عوامل و بازیگران این نمایش عالی
بازم خوشحالم که نظرات منفی منو از دیدن یه تئاتر به شدت متفاوت محروم نکرد. کار اصلا غیرقابل فهم نیست و موضوع کاملا ملموسه. حتی مونولوگ ابتدای نمایش که برا بعضی دوستان خسته کننده بود خط سیر داستان رو مشخص می کرد و من رو که میخکوب کرد تا با یه داستان پر فراز و نشیب همراه بشم.
بازیها واقعا عالی بود به خصوص امیر جدیدی عزیز.
فقط از اون دسته تئاترهایی نیست که انتظار داشته باشین بعدش حالتون خیلی خوب شده باشه ..
دقیقا.
محتوای تئاتر رو حیف نمیشه گفت. تا ساعت‌ها داشتم فکر میکردم و چقدر جالب بود برام اینقد زیبا موضوع مطرح شده بود. و اینقد موضوع برام دردآور بود که به سختی جلوی گریه م رو گرفتم
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک متوسط تمام عیار!
ترکیبی از بازیهای خوب، متوسط و متوسط رو به پایین!
نیمی از زمان نمایش بدون داستان خاصی پیش رفت!
صحنه پردازی خوب!
داستان می توانست بیشتر از اینها پرورده شود، المانهای زیادی در روایت وجود داشت که میشد بر آنها بیشتر تمرکز کرد و زمانی که بیهوده صرف بازیهای نه چندان جالب توجه موسیقایی شد، به نمایاندن زوایای پنهان هر یک از کاراکترهای داستان اختصاص یابد.
چند روز پیش به دیدن این تئاتر رفتیم،که دوست دارم اگر به مزاج و مذاق کسی بد نمیاد یه چند نکته رو بگم. آدم وقتی نظرات رو میبینه نمیدونم چرا احساس میکنه باید با یکی از شاهکارهای هنر نمایش روبرو بشه در صورتی که اصلاً اینجوری نیست. نمیخوام بحث فنی و تکنیکی کنم، ایراداتی که دارم به نمایش خیلی مشخصه، 1) طول مدت نمایش. با خرید بلیط این نمایش می تونید یه گیم بازی والیبال مدرسه تماشا کنیدو یا مسخره بازی‌های جوونهای شهر با رهبری ارکستر بابا اونقدر حوصله سر بر که دلت می خواد رو تصویر بزنی جلو 2) لهجه ی بابا که معلوم نبود مربوط به جنوب یا جای دیگه، و ترکیب غیر منطقی روانشناسانه از یه پدر داغ دیده ی انتقام جو، یه قاتل روانی خونخوار که به راحتی آب خوردن کشتار جمعی میکنه و یا یه سبک مغز که خودش قانون مسخره ی خودش رو (دست رشته بازی نکردن) زیر پا میذاره تو حیاط خلوت ... دیدن ادامه » خودش و رهبری ارکستر صداهای خنده دار میکنه و لذت میبره. 3) اگر منظور نویسنده نمایش، نشون دادن شرایط امروز جامعه با زبان نمایش و به استعاره بوده باشه که، واقعاً نزدیکترین تعبیر و استنباطی که تونستم از متن بکنم این بود، برای خیلی از کاراکترها نتونستم مابه اضای بیرونی پیدا کنم و....،امکانات سالن مجموعه ی شهرزاد برای این نمایش با این طول مدت واقعاً متناسب نبود، صندلی های تنگ. و ناراحت برای یک نشستن حداقل 2 ساعته، صدای ضعیف گیرنده های صدای وسط سن، صدای مزاحم سیستم تهویه که واقعاً باعث می‌شد خیلی وقتها صدای مخصوصا خانوم‌های بازیگر رو نشه شنید و.....
دوستان حالا که این سایتهایی که عرضه ی آنلاین بلیط نمایش‌ها رو به عهده گرفتن حتی از ارائه ی خلاصه و یا حتی سبک یه نمایش هم اجتناب میکنن لطفاً با ابراز نظرهای احساسی و یا حتی جهت دارتون بقیه رو گمراه نکنید با اینکه واقعاً کسایی که دیده باشن نمایش رو حتماً اذعان میکنند که این کار با اغماض و اصلاح یه کار حداکثر متوسط بود.قرار نیست اعتبار یک اثر رو بازی یکی دو نفر بازیگر حرفه ای که انصافاً خوب از پس نقششون برآمده بودن به عهده بگیره.
امیدوارم که سایت ایران نمایش این احترام رو به وقت و نظر من به عنوان مشتری سایت بذاره و اجازه بده تا بقیه هم با خوندن این نظرات بتونن درست تصمیم بگیرن و دست اندرکاران هم بتونن بازخوردی از تماشاچی این اثر دریافت کنن و شاید در کارهای بعدی اصلاح کنن. ممنون
زهره مقدم این را پاسخ داده‌است
درود
با این فرمایش شما که سایت و گروه موظف به اطلاع رسانی راجع به موضوع و سبک و خلاصه داستانه کاملن موافقم و خودم بسیار جدی منتقد این موضوع بودم و هستم و یا کاربران یک روزه که دیگه حربه ی شناخته شده ای یه ولی با اینکه هرکس از این نمایش تعریف و تمجید کنه ... دیدن ادامه » جهت دار و گمراه کننده س صرفن به این دلیل که نظر شما خلاف این بوده مخالفم
همونطور که شما با دلایل خودتون از کار خوشتون نیومده و در کامنت خودتون این رو فرمودید این حق رو باید برای دیگران هم قائل بشید که نظر موافق خودشون رو ابراز کنن
پاینده باشید
۰۱ تیر
سلام. اتفاقا نظرات منفی بیشتر هستن
۰۱ تیر
فکر نکنم بجز ۴-۵ ردیف اول کسی دیالوگ‌ها رو کامل شنیده باشه که البته چیز خاصی رو هم از دست نداده ، جاهایی که عزیزانِ دل‌انگیز و طرفداران امیرجدیدی میخندیدن ، من و کسانی که اطرافم بودند دچار حالاتِ هیستریک شده بودیم از تعجب :)
۲۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا از طریق سایت تیوال نمی تونم بلیطش رو خریداری کنم؟
چون بلیط فروشیش تو سایت ایران نمایش صورت میگیره
۰۱ تیر
سوال ما هم هست:)
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش گروه برگزار کننده نمایش همونقدر که خودش رو مکلف به تذکر در مورد حجاب می دید، به همون میزان هم برای وقت تماشاچیان ارزش قائل می شد و حداقل یک عذرخواهی ساده بابت تاخیر در اجرای نمایش می کرد!
هرچند 20 دقیقه تاخیر در پردیس شهرزاد یه شاهکار محسوب میشه... :-)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مجموع خوب بود به همه عوامل خسته نباشید میگم فقط ای کاش یکم تماشاگرها رعایت میکردن و از دیدن تئاتر پشیمونمون نمیکردن!
نمایشی معمولی با بازی عالی امیر جدیدی
نمایش بسیار زیبا و دلنشینی بود با سپاس فراوان از کل گروه نمایش ولی بازی آقای جدیدی بی نظیر بود. سفارش میکنم حتما نمایش رو ببینید.
سفارش یا توصیه مسئله این است
۲۷ خرداد
درود بر شما. سفارش یا همان توصیه که معنی و مفهوم هر دو پیشنهاد است (:
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امان از خنده و تشویق تماشاچیان اونم درست وقتی داشتیم شکنجه شدن چند تا جوون رو میدیدم
:(
بعصیا فک کنم یه چیزی میزنن و میان دیدن نمایش
۲۵ خرداد
واقعا سخن از زبان ما می گویی رو مسیح جان خوب گفتن
۲۹ خرداد
آخ‌آخ
۲۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع نمایش خوب و جذاب بود ولی متاسفانه نمایشنامه ضعف مفرط داشت و در تمام طول اجرا این ضعف وجود داشت. بخش هایی زیادی از نمایش در ربع جلوی سن اجرا شد که برای نیمه بالای سالن دید مناسبی وجود نداشت اگر در سالن گلایول پردیس شهرزاد قصد دیدن این نمایش را داشتید سعی کنید در شش ردیف اول جا رزرو کنید. اجرای لهجه جنوبی به شکل ضعیف بخصوص در کاراکتر کیسان ملموس بود به نظرم لزومی به استفاده از لهجه جنوبی اونم به این شکل ضعیف وجود نداشت. شروع نمایش با مونولوگ طولانی کیسان تماشاچی را دلزده میکرد اما بعد از حدود پانزده دقیقه از شروع، نمایش روند بهتری پیدا کرد. دکور چشم نواز نقطه قوت این نمایش بود.
سپیده، محسن جوانی و احمد سلگی این را خواندند
حدیث سیدی، مسیح راستی، سوشیانس و حسین بقایی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی خیلی درخشان امیر جدیدی. بازی خوب بازیگران دیگر. ضعف مفرط در نمایشنامه.
دقیقا
۲۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
شاه ماهی یک نمایش با بازی های درخشان ایده خاص و ملموس برای ما ایرانی ها ولی ضعف شدید نمایش نامه و پرداخت ضعیف داستانه.

تمام بار نمایش به دوش بازیگرهاست که البته وجود امیر جدیدی که فوق العاده مسلط و حرفه ایه و علی شادمان تقریبا تونسته داستان رو نجات بده...

من دلیل استفاده از تجاوز و این همه خشونت عریان رو توی دیالوگ ها متوجه نشدم. چه دلیلی داشت این همه تاکید عریان تجاوز به ناموس...

در کل نمایشیه که ارزش دیدن رو داره ... موضوع و بازی ها عالین.... ولی انتظار کمی خشونت کلامی و کمی تکراری شدن موضوع از وسط های نمایش رو داشته باشید...
خدا بعضی از بازیگر ها رو از این کارگردانان جویای نام نگیره
۲۳ خرداد
آمین... واقعا همینه... با اسم همین بازیگرها فروش رو هم افزایش می دن...
یه روزی یه فیلم یا تئاتر می سازم از بردگی مدرن... که استفاده ابزاری از آدم هاست... به نام آدم ها و به کام از ما بهترون.....
۲۳ خرداد
موافقم. متاسفانه خیلی از کارگردانان جوان در به در بازیگران چهره هستن. و همین باعث معروف شدنشون میشه. در حالیکه وقتی نگاه میکنی میبینی از خودشون چیز قابل عرضه ای ندارن.
۲۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید