تیوال نمایش تن شوری
S3 : 21:40:47
  ۲۷ آذر تا ۱۲ بهمن ۱۳۹۷
  ۱۸:۰۰، ۲۱:۰۰ و ۲۱:۱۵
 بها: ۶۰,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: رضا ثروتی (بر اساس سریال تلویزیونی صحنه هایی از یک زناشویی اثر اینگمار برگمان)
: پانته‌آ پناهی ها، صابر ابر

: روح اله زندی فرد
طراحان
: روشدی الیجی
: شادی پرند
: کسرا پاشایی
: پیام قربانی
: ایمان امیدواری
: مرتضی اتابکی
: لعیا خرامان
: مریم دیهول
: ثمین مهاجرانی

دستیاران
: زهرا فضل الله، جواد باقری
: زهرا فضل الله
: محسن نجفی نیا
: حنیف بیگلری
: باران فرد، فاضل معصومی
: هستی همایون
: احسان گوهری

بر اساس سریال تلویزیونی صحنه هایی از یک زناشویی اثر اینگمار برگمان

این نمایش برشی از یک زندگی زناشویی است. رویکرد این نمایش، نگاه کردن به زندگی این زوج با شیوه تئاتر درمانی یا «سایکو درام» است. در تعریف تئاتر درمانی آمده است: «نوعی کاوش علمی جهت دریافت حقیقت از طریق شیوه‌های نمایشی است.»


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود



- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۸ سال خودداری نمایید.

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چقدر لذت بخشه دیدن بازی خانم پناهی ها،قدرت بیانش، بدنش در بازیگری و میمیکهای صورتش
امیر مسعود، رضا غیوری و دایِه* این را خواندند
مریم فیضی و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشای نبوغ. نبوغ سه نفر: رضا ثروتی، صابر ابر و پانته آ پناهی ها.
امیر این را خواند
حمیدرضا مرادی و azi rezaei این را دوست دارند
ابر در فیلم مسخره باز هم خیلی خوب بود.. خیلی خوبا
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رفتن برای زنها لزوما ترک کردن خانه نیست بلکه ترک آغوش یک مرده ولی برای مردها رفتن یعنی ترک کردن زن و زندگی...سالها گذشت یک زن ممکنه باعث بشه خسته و خالی بشه چون پاداش گذشت برای یک زن قدردانی و دیده شدن کارهاشه که معمولا وقتی آدمها عادت میکنن به این گذشتها دیگه اون زن و از خود گذشتگیشو نمیبینن.
آدمها همدیگه رو ترک میکنن اما آیا تن ها و سلولهای تنشون هم میپذیرن؟
و نکته سوم و آخر اینکه گاهی آدم برای عشق، آرامش رو رها میکنه و بعد متوجه میشه که چقدر به آرامش احتیاج داره.
با دیدن این نمایش اینکه میگیم تئاتر زنده است رو لمس کردم.توی نگاه صادقانه بازیگرا به تماشاگرا که وانمود کردن به ندیدن نبود.
چقدر من این کامنتو دوست دارم ، میام باز میکنم دوباره و دوباره میخونمش ، من این کامنتو زندگی کردم ، مرسی مرسی
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
خوشحالم نگین جان.
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر گارد داشتم نسبت به این نمایش!‌ به خاطر اسم بازیگرها، چقدر مقاومت کردم برای دیدنش! چون قضاوت کردم و فکر کردم یه تیاتر معمولیه که صرفا به خاطر اسم بازیگراش دیده می‌شه...مثل خیلی تیاترهای دیگه! ولی چقدر خوشحالم از توفیق اجباری که نصیبم شد و دوستم دیدن تیاتر رو از دست داد و از من خواست که به جاش برم و از قضا، من یک ساعت مونده به اجرا، نزدیک تیاتر مستقل بودم و از دستش ندادم..پیش از این، از خانم پناهی‌ها یه نمایش‌نامه خوانی (بلندی‌های ملال)‌ رو دیده بودم و حتی همونجا متوجه تسلطشون و اینکه چقدر حرفه‌ای هستن شدم. آقای ابر رو اولین بار بود که روی صحنه‌ی تیاتر می‌دیدم و واقعا متفاوت بودن با تصوراتم. بیان هر دو بازیگر واقعا خوب بود و چقدر تونسته بودن به نقش‌ها نزدیک بشن...
تو چندتا از کامنت‌ها خوندم که نوشته بودن چطور یک وکیل موفق و مستقل، اولش برای ... دیدن ادامه » مصاحبه اونقدر خجالتی بود، یا خیلی ناگهانی دچار تحول شخصیتی شد و ....

باید بگم که اتفاقا خیلی خوب بود! خیلی قشنگ تونسته بودن تضادهای یه زن رو نشون بدن. این‌که یه زن، با وجود موقعیت شغلی خوبی که داره، با این موقعیت اجتماعی که از بیرون خوشبخته و مستقل، که حلال مشکلات بقیه‌س، خودش چقدر مشکلات داره و نمی‌بیندشون! جایی که یوهان بهش می‌گه تو اصلا متوجه نمی‌شدی...هیچ‌وقت نفهمیدی! خیلی وقت‌ها، خیلی زن‌های به ظاهر مستقل، شخصیتی وابسته دارن. شخصیتی وابسته به همسر، به خانواده، به فرزندهاشون، که حتی بدون اون‌ها، نمی‌تونن تعریف مشخصی از خودشون ارائه بدن و خودشون رو فارغ از این‌ها معرفی کنن...برعکس یوهان که توی مصاحبه خیلی خودشیفته به نظر می‌رسید و شروع به تعریف از خودش کرد و کاملا رها صحبت و بی‌پروا بود، ماریان نمی‌تونست از خودش بگه و همون اول می‌شد فهمید که کل زندگیش، زندگیٍ خودش نیست! و خلاصه شده در رابطه‌ی زناشویی و بچه‌هاش...اینکه حتی موقع معرفی خودش، از یوهان گفت...از اون تعریف کرد...همون‌طور که بعدها تو دعواش با یوهان گفت همه چیز شده بود یوهان یوهان یوهان!! دقیقا همین بود و ماریان خودش رو در همسرش حل کرده بود، با این حال حتی نمی‌تونست بفهمه چی تو دل و مغز یوهان می‌گذره...
زن‌ها، ناگهانی و با یک اتفاق، تصمیم می‌گیرن تغییر کنن...ماریان به یوهان گفت محبت‌هایی که بهت کردم زیادی بود! ولی بعد از خیانتی که بهش شد، درد کشید و از این درد، به رشد رسید و خودش رو از یوهان رها کرد. زنی که روی زمین کشیده می‌شد تا جلوی رفتن همسرش رو بگیره، یک‌هو رها شد و تصمیم گرفت پا روی دلش بذاره و خودش و دفترچه‌ش رو برای یوهان سانسور کنه، تا جلوی بازگشتش رو بگیره و این کار رو کرد و تا آخرش قوی و محکم ایستاد و این‌بار یوهان زمین خورد.

من واقعا از این نمایش تلخ لذت بردم. تنها ایرادی که می‌تونم بگیرم، هزینه‌ی بالای بلیط هست، اونم تو تیاتر مستقل تهران!! سالن بد تیاتر مستقل که بارها اون‌جا به تمایش نمایش‌هایی نشستم که هر بار نسبت به تهویه ناراضی بودم. جدای از اون، معضل همیشگی خارج ظرفیت‌ها که این بار به چند ردیف می‌رسیدن و واقعا هر بار به این فکر می‌کنم اگر اتفاقی رخ بده، چی به سرمون میاد...و اینجاست که می‌فهمم ما با طرز ناشایستی عاشقیم! عاشق تیاتر، که با وجود این همه مشکلاتی که هست، باز هم با عشق نمایش می‌بینیم تا روحمون ارضا بشه...

خدا قوت به خانم پناهی‌ها که کل انرژیشون رو صرف کردن، به آقای ابر که فوق‌العاده بودن و البته بقیه دست‌اندرکاران این نمایش...
سپاس ویژه از آقای ثروتی، که متاسفانه این نمایش تنها نمایشی بود که از ایشون می‌دیدم. امیدوارم باز هم بتونم کارهای خوب دیگه‌ای رو ازشون ببینم.
تا اونجایی که به خارج از ظرفیتها اشاره نکرده بودین داشتم خر میشدم با مستقل آشتی کنم که یاد این حرکت مزخرفشون افتادم و باز هم قهر میمانم
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی از دوستان اشاره کردن که این نمایش کپی برداری از یک سریال هستش...
من سریال مدنظر رو ندیدم ولی تو این نمایش شاهد بازیهای بی نظیری بودم
بازی خانم پناهی ها و آقای ابر تو این نمایش بی نظیره
مخصوصا دقایق آخر نمایش، این بازی بسیار نفس گیر میشه و مرز بین نمایش و واقعیت برداشته میشه....در حدی که باید به خودت یادآوری کنی که این یه نمایشه تا فریادی نزنی و اعتراضی نکنی و دخالت نکنی...
واقعا تصور اینکه هر شب این حجم از احساسات وسط یه نمایش گذاشته میشه، قابل تقدیره...

پیام نمایش رو هم به نظرم تو یک جمله میشه جمع کرد:
ماری از خودت بگو!
ماری : من همسر یوهان و مادر سه دختر هستم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هنوز در حیرتم چطور میشه اینهمه شب دو سانس، انقدر بی عیب و نقص، عمیق ترین احساسات و کنش و واکنش ها رو به تصویر کشید..درود به خانم پانته آ پناهی ها دوست داشتنی و آقای صابر ابر عزیز..هیچ کم نذاشتن در یگانه کردن شاهکار اینگمار برگمان...
دقیقا ما هم بعد از این نمایش به همین فکر می کردیم که چقد از عمرشون کم میشه هر شب اون دقایق پایانی رو با اون حس واقعی بازی میکنن
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
شما برای شغلتون از روح خودتون مایه میزارین؟؟
۱۶ بهمن ۱۳۹۷
هر کسی باید برای شغلش اگه با عشق انتخابش کرده باشه از همه چیز مایه بزاره روح که جای خود داره و بعضی ها در شغلشون استعداد بسیار دارند شکی درش نیست بعضی ها ذاتا برای اون شغل افریده شدن در اون هم شکی نیست . برای همینه که ما دکتر خوب داریم دکتر بد کارمند بانک ... دیدن ادامه » خوب داریم و بد حسابدار ... بازیگری هم مثل همه اونهاست باف ق اینکه با عشق اگر گره بخوره در کنار استعداد روح هنر رو به اجرا میزاره میشه همونی که تماشاگر بهش میگه با روحش مایه گزاشته ، اما در نهایت یک شغله که باید درست انجامش داد . تمام
۱۷ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

در مجموع از کار لذت زیادی نبردم. مدت زمان اجرا طولانی بود و نمایش با وجود بازی های بسیار خوب، خسته کننده از آب در آمده بود (کارگردان با اختصاص نصف این زمان هم می توانست رسالت هنری خود را به تمامی انجام دهد). نکته قابل نقد دیگر استفاده از افکت ها صوتی با بلندی غیر استاندارد بود که گوش را آزرده می کرد. در ضمن اصرار بر این موضوع که تماشاگر با قصه همراه شود و هم ذات پنداری کند (کاری که توسط بازیگران در میانه کار به شکل برقراری ارتباط مستقیم با تماشاگران انجام شد) به نظرم از جذابیت و تاثیرگذاری کار کاسته بود. تعمیم فروپاشی و تباهی کاراکتر های یک قصه ی خاص به تمام زندگی های مشترک کاری خام و به دور از اصول روانشناسی است.
مختار بایزیدی و امیر این را خواندند
زهرا خلیلیان، نیلوفر ثانی و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی ها بسیار جذاب و عالی و کلا تئاتر فوق العاده ای بود.
در خصوص محتوا باید بگم احساسم این بود که شاید در اصل منشا این نمایش نامه از یک سریال جهت دار هدفمند برای تضعیف بنیان خانواده بوده باشه اون هم به دلایلی که در جهت رشد انفرادی هر کدوم از افراد نیست. برای همین احساسم این هست که اصرار کارگردان و بازیگران برای اینکه تماشاگران با این مسائل همزاد پنداری کنند و نشون دادن چند برش ساده از یک زندگی که در بسیاری جاها دیده میشه و تبدیل اون به فروپاشی یکم مریض به نظرم اومد.
در کل از تئاتر میشه لذت برد ولی همفازی با شخصیت ها رو پیشنهاد نمی کنم.
محمد جواد، امیر و ساناز ب این را خواندند
لیلا فرزام نیا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این اجرا را بعد از مدتها انتظار دیدم ...واقعا عالی بود ....بازی خانم پناهی ها اعجاب انگیز و تحسین بر انگیز بود البته در کنار بازی آقای ابر که واقعا ستودنی بود . دیالوگها به قدری طبیعی و ملموس بود که درون خودم احساسات چندگانه ای را به وضوح حس می کردم، میخندیدم گریه میکردم تعجب کردم و حتی خیلی عمیق خجالت میکشیدم ...واقعا به کارگردان تبریک میگم که با مهارت و دانش و با استفاده از اکسیر باز ی هنرمندان توانست چنین آفرینشی کند .
دست مریزاد میگم و اضافه میکنم که

خانم پناهی های نازنین شما به حق هنرمندی خلاق ،خستگی ناپذیر ، زیبا و دوست داشتنی هستین .....
محمد جواد، امیر و ساناز ب این را خواندند
نگار میرعشقی و مهراد الف. این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز عالی بود و همانطور که باید

ممنون از رضا ثروتی که همیشه شگفت زده می کند

ممنون از پانته آ پناهی ها که بی نظیر است

ممنون از صابر ابر که معنای واقعی کلمه بازیگر است

کاش اونموقع میدیمش این نمایشو
۲۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیاتر تن شورى به بیان حال و روز خیلى از زوج ها پرداخته،تیاترى که در تمام خط به خط دیالوگ ها یادآور خیلى از روابط هایى که شاید خود ما تجربه کردیم بود و با بازى قوى بانو پناهى ها و آقاى ابر بسیار جذاب تر و زیباتر بود
از طرفى هم با صحنه آرایى ساده اما کامل به درک بهترى از صحنه ها کمک میکرد
اما شاید اصلا نیازى به افکت صوتى با صداى بلند و از نوع غیر استاندارد نیازى نبود یا حتى صحنه هایى که به صورت ضبط شده پخش شد در حین اجرا ..... چون فکر میکنم تماشاچى به دیدن بازى هاى زنده هنرپیشگان به تیاتر میره نه به تماشاى صحنه هاى پخش مثل فیلم سینمایى
و اما درباره ى سالن اجرا باز هم قصه ى تکرارى فروش بلیط هاى خارج از ظرفیت
که هم باعث مى شوند تیاتر مثل امشب با نیم ساعت تاخیر شروع بشه و هم اگر فردى به هر دلیلى بخواد از سالن خارج بشه امکانش نیست یا حتى اگر خدایى نکرده حادثه ... دیدن ادامه » ى غیر مترقبه اى پیش بیاد امکان انجام هیچ گونه عکس العملى نیست، آیا واقعا براى تیاتر که در دو سانس اجرا میشه و تمدید شده اصلا لزومى به فروش بلیط خارج از ظرفیت تا تو بغل بازیگران در این تماشاخانه هاى که غیر استاندارد هستند واجب و لازم ...........؟
این روند فروش تعداد نامتناهی بلیطهای خارج از ظرفیت در تاتر مستقل تبدیل به عادت شده در جواب اعتراض تماشاچیان هم نه تنها ترتیب اثر نمیدن بلکه نامحترمانه برخورد میشه ...واقعا جای تاسف داره درپایان تمام اجراها جملات شیرین در تمجید از تماشاگران گفته میشه ... دیدن ادامه » و میگن چراغ صحنه رو روشن نگه دارین و در عمل ارزشی برای اونها قایل نیستن و کم کم این هنر مردمی تبدیل به تجارت شده....
۲۹ دی ۱۳۹۷
بله متاسفانه
اتفاقا من دیشب در سانس ١٨ با صداى کاملا رسا معترض این ماجرا شدم به فردى که مسئول جایگزینى افراد خارج از ظرفیت بود
اما مشکل اینجاست که هیچ کدوم از افراد داخل سالن هیچ احساس نارضایتى نکردن...... انگار خیلى عادى بود
همین معترض نشدن هم باعث ... دیدن ادامه » میشه مجموعه ى تماشا خانه تئاتر تهران به این شیوه تجارى خودش بدون اهمیت دادن به تماشاچى هاى ناراضى ادامه بده....!
۲۹ دی ۱۳۹۷
متاسفانه در همین تاتر مستقل دوستان من برای اجرای روز آخر نمایش (زندگی در تیاتر) بلیط خارج از ظرفیت تونستن تهیه کنن و بعلت نزدیکی زیاد به صحنه رنگ مورد استفاده برای خون در اوایل نمایش روی سر و صورت و لباسشون ریخته شد و ظاهرا برای دست اندرکاران هم قضیه مهم ... دیدن ادامه » و جدید نبود!
۲۹ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک شب سرد زمستانی نمایش تن شوری با هنرنمایی بانو
پانته آ پناهی ها و صابر ابر عزیز دیدم نمایشی که با این که با حال سرما خوردگی اومده بودم بسیار لذت بردم فقط تنها نقطه منفی تماشاخانه مستقل تهران که فقط امشب مشغول چپوندن تماشاگران به هر طریقی بود طوری که نزدیک بود همه داخل صحنه نمایش بشینند و اعتراض هم میشه هیچ جوابی ندارند در کل نمایش خیلی خوبی بود.خسته نباشین به عوامل اجرایی.
و در جواب این اعتراض مدیر سالن جواب میده ما هر شب باید ٨٠ بلیط خارج از ظرفیت بفروشیم..........!
۲۹ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی‌ها عالی بود.
نمایشنامه هم جالب بود، فقط احساس کردم که یک مضمون بارها و بارها در صحنه‌های مختلف هی داره تکرار می‌شه.
محمدرضا مدیری و آذرمهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((شما ها بهترینید..من از طرف گروه اجرایی دست تک تک شما رو می بوسم)) این جمله ی پایانی صابر ابر بعد از نمایش امشب پنجشنبه ۱۰/۲۷ بود..واقعا این عشق به تیاتر چیه و تا چه حد هست؟؟ نمایش با حدود ۲۰ دقیقه تاخیر شروع شد.. ۵ ردیف.!! بله ۵ ردیف بلیط خارج از ظرفیت فروخته شده بود..طوریکه نیمکت صحنه که جای اقای ابر و خانم پناهی نیا بود با ردیف اول تشک نشینان به ۵۰ سانت میرسید...!! برق مجموعه وسط نمایش رفت و اینجا بود که عشق به تیاتر در نور موبایل ها( که همیشه تاکید دارند خاموش باشه) روشن شد..حدود ۳۰ دقیقه از نمایش با نور سکو ها دیده شد..!واقعا امشب نمایش اصلی رو من رو سکو ها دیدم..عشق به معشوقی خودخواه..! عشقی که بابتش هزینه میشه..وقت گذاشته میشه....هوای نامطبوع تحمل میشه..مدت های طولانی تو سرما و گرما انتظار انجام میشه..دو ساعت در یک فضای ۳۰ در ۳۰ بی حرکت نشسته میشه..التماس ... دیدن ادامه » هایی واسه خریدن بلیطش میشه..و حتی نور هم واسه دیدنش تابیده میشه..تا ذره ای.نیم نگاهی به ما بکند و اگه خیلی شانس داشته باشیم چشمکی هم بزنه..!
چند نکته به چند مخاطب:
خانم پناهی نیا و اقای ابر : شما امشب فوق العاده بودید..کنترل شرایط اینچنینی تو نمایش دیالوگ محوری چون تن شوری بی نظیر بود.
مدیریت تیاتر مستقل.آقای کوشکی:۱. واقعا تو سالن مستقل فروش ۵ ردیف .۱۶.۱۵ نفری..یعنی حدود ۷۰ یا ۸۰ نفر بلیط خارج از ظرفیت درسته؟؟ آیا فکر نمیکنید یه حادثه ی ۱ درصدی مثل یه آتش سوزی ساده منجر به فاجعه ی ۱۰۰ درصدی خواهد شد؟؟با تنها یک سانس فوق العاده این قضیه حل خواهد شد.. ۲. آیا تو همچین مجموعه ای نباید یه سیستم برق اضطراری وجود داشته باشه؟؟ فقط افزایش اجاره بها؟؟فقط پول؟؟
تماشاچیان محترم امشب: افتخار میکنم امشب نمایش رو در کنار شما دیدم.
تیاتر: دست از سر ما بردار..برو با یکی دیگه..! تا کی این خفت و خواری؟؟
خودم: برو ببین واسه هفته ی بعد چه تیاتری خوبه بری!!!!؟
"شما بهترینید" یعنی علی رغم بلیط60 هزار تومانی دریک سالن متوسط و با این جمعیت خارج از ظرفیت همچنان مارو میبینید و پروارمون می کنید ... ما حاضریم دست شمارو ببوسیم اما نه قیمت بلیت مان را متعادل تر کنیم و نه کمتر خارج از ظرفیت بفروشیم ونه یک برق اضطراری ... دیدن ادامه » تهیه کنیم ..گاهی معنی ها جدی تروخشونت بارتر ازاون چیزی هستند که اول به نظر می رسند .
۲۸ دی ۱۳۹۷
:)...دروود ..چه فامیل هنردوستی داریم ما.حالا برای کاهش عصبانیت برو آسانسور با موبایلت امشب.
۰۳ بهمن ۱۳۹۷
با آقای سپهر موافقم مردم نباید بخرن بهرحال دارن پول پرداخت میکنن چرا باید دو ساعت روی زمین سرد بشینن و بدون تکیه گاه؟؟
۰۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه باز تولید هنرمندانه.
به نظرم اینقدر بازی بازیگرا بینننده رو شگفت زده میکنه که بقیه چیزا ممکنه یادتون بره.
خانم پانته آ پناهی ها بی نظیر بودن. دو ساعت تئاتر پر تحرک رو به بهترین نحو ممکن اجرا کردند. این در حالی هست که هرروز دوتا اجرا انجام میدن واقعا تحسین برانگیزه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی ، کار درسته که مدتی تماشاگر رو درگیر خودش کنه ... و تن شوری مخاطب رو رها نمیکنه .

پانته آ پناهی های عزیز و صابر ابر نازنین با کار گردانی رضا ثروتی جان شاهکاری آفریدند کم نظیر . چقدر خوشحااالم ، چقدر افتخار می کنم در سالنی که حتی قسمت خارج از ظرفیتش به چهار ردیف می رسید و مملو از جمعیت بود با این تعداد از هموطنانم به درک مشترکی از حقایق زندگی (نه چیزی که سالها سعی کردند درموردش صحبت نشه) رسیدیم که بتونیم درکنار هم نمایشی با این حجم از تابو شکنی ها ببینیم ، گفتگو و تفکر کنیم .
این نمایش رو نه فقط یک بار بلکه بارها باید دید و دید و دید و بیش از پیش گفتگو کرد و از رابطه ها مراقبت کرد .

دیشب انقدر خوش شانس بودم که دکتر علی بابایی زاد همراهمون نمایش رو دید و بعد از اون یک جلسه ی گفتگوی آزاد برگزار شد.
سلام
من اجرای پنج شنبه عصر این کار رو دیدم. ممنون از گروه این تئاتر. کار خوبی بود و به حد زیادی از بازی ها لذت بردم. البته که از آقای ابر و خانم پناهی ها جز این هم انتظار نمی رفت. کارگردان- جناب ثروتی- هم که جای خود را دارند.
خوشحالم که درک مشترک عمومی به حدی رسیده که بتوانیم با هم و در کنار هم یک اجرایی را ببینیم که بی شک تا به حال- در بین اجراهایی که من دیدم در تئاتر- با موضوع روابط بین همسران بی پرده ترین ، صریح ترین و واقعی ترین مدل گفتگوها و تعارضات را بیان می کند. بدون استفاده از هر گونه چاشنی شوخی. این کار واقعاً برشی از بخش یا جنبه هایی از خود خود زندگی بود.
عالی بود بعد از مدتها یه تاتر عمیق و درست حسابی دیدم .
اشکان حامد غلامشاهی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"تن شوری" پس از "عشق ثگی" دومین نمایشی بود که درباره روابط میان همسران دیدم و هر دو دلچسب و درگیرکننده از آب درآمد. کارگردانی، طراحی صحنه و لباس خوب بود، اما از اینکه در نمایشی در این تراز، برخی ریزه کاریها (همانند خوابیدن با لباس در تخت به سبک سریال های صداوسیما) سرسری گرفته شده بود، شگفت زده و ناامید شدم. بازی هر دو بازیگر درخشان و نفسگیر بود. گمان می کنم که نمایش هایی ازین دست کمک فراوانی به بهبود رابطه انسانها و بهداشت روانی جامعه می کند.
اکنون با پنداری آسوده، می توانم به دوستانی که از این کار خوششان آمده، سفارش کنم که نمایش "عشق ثگی" را هم ببینند، نمایشی فانتزی با متنی کمابیش هم تراز با این نمایش و پایانی تکان دهنده.
ممنون میشم اگر کسی موسیقی این کار رو معرفی کنه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید