در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محسن جوانی: در رابطه با "فرم" و "محتوا": "واژه‌های گوناگ
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 18:39:46
در رابطه با "فرم" و "محتوا":
"واژه‌های گوناگونی برای افاده معنای متضاد با فرم مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند و این خود، نشان‌دهنده دلالت‌ها و اَبعاد معناشناختی فرم محسوب می‌شود. این واژه‌ها عبارتند از: محتوا، موضوع، درونمایه، عنصر و.... اگر محتوا را در تقابل با فرم مدنظر قرار دهیم، دراین‌صورت فرم عبارت است از صورت ظاهری و پدیدار یک اثر و یا سبک و اگر عنصر را در مقابل فرم قرار دهیم، در این صورت فرم عبارت از آرایش اجزا و عناصر می‌باشد. در "تاریخچه زیباشناسی" به تعبیر تاتارکیویچ، پنج معنا برای فرم قابل طرح می‌باشد و ما در اینجا به‌طور خلاصه به دلالت‌های پنج‌گانه فرم اشاره می‌کنیم:
1. فرم در معنای اول عبارت است از نظم، ترتیب و آرایش اجزا که تاتارکیویچ از آن با عنوان فرمِ «الف» نام برده است. در این‌جاست که فرم در تقابل با عناصر، اجزا و قسمت‌ها به کار رفته است. یونانی‌ها واژه symmetria را برای بیان زیبایی پدیدار به‌کار می‌بردند و این زیبایی در مورد هنرهای تجسمی مدنظر قرار می‌گرفت، اما در مورد هنرهای موسیقیایی از واژه harmonia استفاده می‌کردند. افلاطون، ارسطو و فیثاغورث زیبایی را با این واژه تعریف می‌کردند.
2. فرم بیشتر عبارت است از چیزی که مستقیماً به حواس درمی‌آید. تاتارکیویچ این فرم با معنای دوم را فرم «ب» نامید. این فرم در تقابل با محتوا قرار مى گیرد. برای مثال در شعر، آوای واژگان، فرم شعر محسوب می‌شود و معنای آن محتوا را تشکیل می‌دهد. تاتارکیویچ می‌گوید گاهی معنای «الف» و «ب» با یکدیگر اشتباه می‌شود، اما راه تشخیص و تمایز این دو در این است که در فرم «الف»، اجزاء در ترتیب خود مدنظر قرار می‌گیرند، اما در فرم «ب» آنچه که حواسّ ما را به‌خود مشغول می‌دارد، فرم محسوب می‌شود. در هنرهای تجسمی فرم «ب» در اثر عبارت است از آن چیزی که ما با چشم خود رؤیت می‌کنیم. وقتی فرم «الف» را با فرم «ب» ... دیدن ادامه ›› قیاس مى‌کنیم، درمى‌یابیم که فرم «الف» متضمن رویکردى انتزاعى است، اما فرم «ب» برعکس، متضمن رویکردى عینى و ملموس است.
3. فرم به معنای سوم یا فرم «ج» عبارت است از حاشیه و خطوط بیرونی، حاشیه و مرزهای یک پدیده. فرم در این معنا در تقابل با ماده و یا جوهر قرار می‌گیرد. مثلاً در اشکال هندسی، فرم به معنای خطّ محیطی است. فرم به‌معنای «الف»، «ب» و «ج» در قلمرو هنر به‌کار می‌رود.
4. تاتارکیویچ فرم در معنای چهارم را فرم «د» نامیده است. این فرم مورد بهره‌برداری ارسطو بوده و معنای آن عبارت از ذات و جوهر مفهومى یک شى‌ء می‌باشد. او آن را با واژه entelechia به معنای تحقق و کمال یک شی، مترادف می‌شمرد، بدین اعتبار مفهوم مقابل آن عبارت است از جلوه‌های عرَضی یک پدیده. ارسطو فرم را ذات و جوهر شیء و جزء غیر عرضی آن تلقی می‌نمود و به‌همین دلیل از واژه morphe بهره گرفت.
5. معنای پنجم فرم را تاتارکیویچ فرم «هـ» مینامد. این فرم را کانت مورد استفاده قرار داد. نزد کانت و طرفداران وى فرم عبارت است از سهم ذهن در موضوع و متعلَق ادراک. بدین معنا فرم آن چیزی است که ذهن در اثرِ مشاهده و تجربه یک پدیده، به‌صورتى مفهومى آن را شکل مى‌دهد. به‌نظر کانت، فرم در زمره ویژگى‌هاى ذهن محسوب مى‌شود و لذا ما را وامى‌دارد که اشیا و پدیده‌ها را به فرمى خاص دریافت کنیم. این فرم کانتى، مفهومى ماتقدم است. درواقع ذهن ما فرم را بر پدیده‌ها تحمیل مى‌کند. وی در کتاب نقد خرد ناب به کشف فرم‌های ماتقدم علم در درون ذهن ما پرداخت. فرم‌هایی مانند زمان و مکان، و مقولاتی مانند جوهر و علیّت در این زمره‌اند."
مقدمه‌­اى بر مفهوم فرم و فرمالیسم در هنر مدرن / مریم جمالى

رابطه فرم و محتوا:
"فرم در اثر هنری = فرم محسوس
فرم محسوس = تصویر فرم معقول (فرم معقول = محتوا)
تصویر محتوا = فرم در اثر هنری"
فرم و محتوا در دنیای فلوطین: با توجه به هنر و اثر هنری / فاطمه راهیل قوامی
البته نظر بنده به 2 نزدیکتر است.
۰۶ دی ۱۳۹۸
چه مطلب خوبی آقای جوانی عزیز
به نظر من فرم می تونه تمام مواردی که ذکرشده باشه و بستگی زیادی به شکل ارائه‌اش داره :)
۰۶ دی ۱۳۹۸
ارادتمندم خانم ثانی
پس شما هم مثل من بین عینیات و ذهنیات در نوسانید. :)
۰۶ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید