تیوال فیلم قانون مورفی
S2 : 15:09:20
: رامبد جوان
: پوریا شجاعی - محمدعلی حسینی
: امیر جدیدی، امیر جعفری، هادی کاظمی، سروش صحت و رامبد جوان
: محمد شایسته
: پویا مهدوی زاده
: حسین جلیلی
: سعید ملکان
: امیر توسلی
: میثم مولایی
: امیرحسین قدسی
: حسین ابوالصدق
: رشید دانشمند
: جواد مطوری
: رعنا امینی
: مریم تخت کشیان
لبخند بزن، فردا روز بدتریه

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
صرفا برای خنده !
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شروع فیلم خیلی خوب بود مخصوصا شوخی قطع و وصل شدن بیسیم که باعث شد فقط کلمه "پدرسگ" بلند پخش بشه. بعد دیگه عملا فیلمی ساخته نشده که بخواد دنبال بشه! و بعدش سکانس رقص اقای گرجستانی و اقای جدیدی هست که اصلا خوب نیست اما تنها نکته جالبش پلانی هست که زاویه تفنگ زیر چانه جدیدی رو نشون می ده که به نظرم از این جهت جالب بود که باعث می شد بفهمیم چرا فرخ (جدیدی) به اون حالت ایستاده و می رقصه. باز فیلمی نداریم و می رسیم به قسمتی که فرخ به دلیل خوردن حَشکِیک توهم می زنه که اون قسمتی که در رو باز می کنه می خواد بره ساندویچ بخره خیلی خوبه چون قبلش با تموم شدن عشوه های دختر و آهنگ هندی مخاطب فکر می کنه توهم تموم شده اما با باز کردن درب ماشین در حال حرکت متوجه می شه که تا الان توهم فرخ رو داشته می دیده و یک رو دستِ کوچولو می خوره. باز فیلم نداریم تا اواخر فیلم که رقص دسته جمعی هست که باز حاصل توهم فرخه که این سکانس رو هم دوست داشتم.

و اما قسمت هایی که باعث شد این فیلم "مبتذل" خطاب بشه:
از اونجایی که این دیالوگ ها روی پرده سینما گفته شده و مجوز دار بوده من هم خودسانسوری نمی کنم و کامل می نویسم البته تا اونجایی که یادمه.

- دختر: می شه دست بزنم؟
فرخ: نه.
دختر: پُره؟
فرخ: چی؟
دختر: تفنگت دیگه.
فرخ: آها. آره. ول کن توام هِی دست بزنم...

- امیر جعفری (بهمن): ببین... من درمیارم... بعد مادرتو خواهرتو زن سابقتو شوهر زن سابقتو همشونو چک می کشم براشون بهشون پول می دم..

- یکی از پسرهای چِت کرده (از تیم خنداننده شو): آقا... سیخ شده.
فرخ: ... دیدن ادامه » چی؟
پسر: موهاتون!

- کِش کِش کردن های امیر جعفری که کاملا مشخص بود وقتی با لحن عصبانی به حالت فحش گفته می شه منظورش چیه (که این دیگه به نظرم فاجعه بود).

- و یک سری شوخی های عملی مثل گرفتن سگک کمربند هادی کاظمی و ول نکردنش. حرکت عملی امیر جعفری که به رامبد جوان در اواخر فیلم نشون داد و معنیش تو مایه های نوش جونت بود! (با عرض معذرت اینجا رو مجبور شدم حسابی سانسور کنم تا بتونم بنویسمش) و ..

من رامبد جوان رو همیشه به خاطر فیلم های سینمایی پر از شوخی ناب و پاکیزش تحسین می کردم اما این بار نمی دونم واقعا چرا این حجم از این نوع شوخی (که اتفاقا اصلا هم باعث بامزه تر شدن کار نشده) توی فیلم وجود داره. فکر می کنم هر کدوم از خنداننده شوای ها یک ایده ای دادن و رامبد خواسته از ایده هر کسی یک استفاده ای بکنه و حاصلش شده این ملغمه.
امیدوارم رامبد قدم های بعدیش رو محکم تر و پاکیزه تر برداره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مثال روشنی از ابتذال در سینما !
سپیده و حمیدرضا مرادی این را خواندند
ساز دهنی، پیمان علیزاده و شگفت انگیز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینمای طنز در ایران یک تراژدی است. فیلم نامه ضیعف و بی محتوا با کارگردانی در خوره فیلم نامه. خوب است که جلوه های ویژه در سطحی بالاتر ارایه می شود اما کاش در خدمت کارگردان و متنی حداقال معمولی بود.
سو استفاده از سلیقه نازل شده تماشاگر و نازل تر کردن آن کمال وقاحت است. رامبد جوان و محمد شایسته از این بایت وقیح هستند.

جامعه کنونی بیشتر از قبل نیاز به خنده دارد.
کاش روزی کار طنز ولو فقط در خنداندن جدی تر گرفته شود.
من فیلم رو ندیدم هنوز. ولی فکر کنم موافقم
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باحال بودن کافی نیست...

قانون مورفی بیشتر شبیه به یک ویدئو کلیپ حجیم است همان نوع کلیپهایی با قصه ای سرهم بندی شده که عناصر بصری حکم پلاستیک اثر را دارند جذابند و پرزرق وبرق با انواع بازی های تصویری و مونتاژی که ته اش با یک جمله باحال بود کنارش میگذاری اما وقتی توقعت دیدن یک اثر سینمایی باشد جمله ات میتواند حالا که چی؟ باشد علت هم این است که بازیگوشی های از این دست باید به خورد و ذات اثر سینمایی برود باید خود پلات قصه و مسیر روایی به اندازه همان جنگولک بازی های فنی، خلاقانه و غیرکلیشه ای و غیر معمول باشد. باید شخصیتهایت تنها در یک دو ویژگی که پس و پیش اش چندان معلوم نیست و فقط قرار است کنش لحظه ای ایجاد کنند خلاصه نشوند. در این صورت دنیای مستقل اثر شکل نمی گیرد و در نتیجه یک دستی در اجرا وجود ندارد عمده سکانسهای ساکن و غیر اکشن ضعیف برگزار شده اند ... دیدن ادامه » چون ضعف اساسی فیلمنامه و دیالوگ نویسیها در این صحنه ها به چشم می آید. حتی بعضی سکانسهای اکشن فیلم همچون تعقیب دختر قرمزپوش زیادی تحمیلی و خودنمایانه به نظر میرسد. فانتزی ذهنی کاراکترها به جای انکه رگه ای مهم از فیلم باشد بیشتر در حکم پاساژی برای خل بازیهایی چون رقصیدن و اصوات ناهنجار در آوردن و ادا و اصولهای بسیار بد رامبد جوان خلاصه شده اند و به خصوص در نقاط عطف داستان مثل مواجهه با گروگان گیر نوعی آشفتگی هم در فضا ایجاد شده است منطق دورنی اثر هم شکل نگرفته و مثلا مشخص نیست چرا منوچهر به جای دختر بهمن، دختر قرمزپوش را با خود میبرد؟
دو فیلم اخیر رامبدجوان (نگار و قانون مورفی) حاصل کنجکاوی های او نسبت به ظرفیتهای بصری و فنی سینماست اما ساختار داستانی و روایی، گره ها و گره گشایی های هر دو فیلم در سطحی نیست که این بازیگوشی های تصویری در خود اثر حل شود و فیک و تحمیلی به نظر نرسند.

تجربه های یک کارگردان دیوانه



برای من جذاب نبود
سید حامد حسینیان، رضا غیوری، پیمان علیزاده و سپیده این را خواندند
celine و بهار پرخیده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم هدفش خندوندن تماشاچیه که واقعا به این هدف هم میرسه
و شاید کمدی خوبی باشه
ولی اگه به دنبال محتوای منسجم و مستحکم هستید
این فیلم راضیتون نمی کنه البته اصولا ژانر کمدی هدفش محتوا نیست؛
فیلمبرداری، جلوه های ویژه و موسیقی کمک زیادی به جمع و جور شدن قصه ی درهم و برهم فیلم کردن اما کافی نیستش وقتی ساختار داستان چفت و بَست خوبی نداره
آیدا طاهرزاده و سپیده این را خواندند
مهدی (آرش) رزمجو و الهه الف این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بین فیلم های بی مفهوم چیپ خیلی با کلاس بود.
فیلمبرداری نرمال و جلوه های ویژه ی خوب.
داستان بی پایه و اساس.
شل مثه ماستی که آب انداخته.
و ای کاش تو توضیحات فیلم میگفتن که ژانر خردساله.
celine، آیدا طاهرزاده، میلاد طیبی و سپیده این را خواندند
علی عبداللهی، حدیث سیدی و الهه الف این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین واژه ای که میتونم برای این فیلم پیدا کنم "چپاندن" هست. که اگر کمی بهتر انجام میشد جایگزین های بهتری مثل جا دادن هم میتونست باشه. اما اینجا قطعا چپاندن واژه بهتریه.
از پوستر شروع میکنم که برای دوستانی که فیلم رو ندیدن ملموس باشه. چپاندن تصویر دلقکی که کلا ده دقیقه در فیلم بازی میگنه برای جلب مخاطب کمدی پسند از نوعی هست که بدونه فیلم برای خودش ، خانم ، بچه ها و همه همراهان مناسبه.
و جهت اطلاعتون اضافه میکنم که عزیزان موجود در فیلم شامل هادی کاظمی و سروش صحت هم جمعا بیست دقیقه بازی دارند.
متاسفانه یا خوشبختانه به دلیل قطع و وصل شدن فیلم در حال اجرای روز گذشته پردیس چارسو که چیزی بالغ بر هفت بار بود مجبور به ترک سالن شدم و دیگه هنرنمایی خود رامبد جوان رو ندیدم. چون گویا خودش رو هم در صحنه های اخر فیلم چپانده. ولی تا همونجا که دیدم می تونم ... دیدن ادامه » بگم یک تشت پلاستیکی مدرن دیدم که از صحنه های مختلف ماشین و دزد و پلیس بازی تا هنرنمایی فیلمبردار با مونوپاد و شوخی های تکراری مست خوردن و چت زدن و عرق کردن و دقایقی از رقصیدن سیروس گرجستانی... در فیلم "چپانده" شده.

در نظر بگیرید اینجا هالیوود نیست و شما میخواید یک فیلم به اون سبک بسازید. کمی عناصر مختلفه مانند موزیک و ماشین اسم و رسم دار و فیلتر رنگ و دو بازیگر جوان را با هم آمیخته و صحنه های اکشن تولید میکنید. حالا قصه چیه؟ دو تا پلیس در حال تعقیب یک دزد با ساک هستن که به شکل عجیبی از ماسک رنگارنگی استفاده کرده با دلیل نامشخص، و حتی نشسته سر فرصت صورتش رو هم سفید رنگ کرده! در حالیکه من بدون تجربه دزدی یا فیملسازی و با دیدن همون فیلم هایی که بچها های سازنده این فیلم دیدن میتونم حدس بزنم ماسک باید بتونه با یک حرکت در زمان مناسب برداشته باشه و جلب توجه نکنه!
در جایی دیگر صحنه های تعقیب و گریز به بازار محلی میکشه و فیلمبرداری هوایی خوبی داریم. که یه دفعه کارگردان محترم تصمیم میگیره حالا که مونوپاد اون بالاست یک تصویر لند اسکیپ از محوطه دریای شهر مزبور شمالی هم به بیننده بده! ( تصور کنید وسط تعقیب و گریز ) و بعد با یگ کات ناشیانه یکباره دو پلیس محترم رو در حال دویدن در جنگل میبینیم... اینم بگم که این دو تا پلیس مثلا حرفه ای ( یا شایدم خنگ که دلیل اخراج شدنشون همینه) در همه زمان تعقیب و گریز با هم و از یک مسیر شخص فراری رو دنبال میکنند! حالا شایدم درستش اینه و فیلم های آمریکایی مبتدیانه عمل میکنند که پلیس ها از جهت های مختلف دزد رو دنبال میکنند..

نتیجه ای که من گرفتم این بود که ما آدم کار بلد زیاد داریم. اما متاسفانه هنوز قصه خوب نداریم. نویسنده صبور و با سواد و کمی منطقی!
یه جاهایی از دیدگاه‌هاتون اختلاط فضای کمدی با جدی هست..ولی عمدتا در مورد کات‌ها و ناموزون بودن ترکیب تکنیک‌ها درست می‌فرمایید..گرچه همه جا بی‌ربط نبود
۱۵ دی ۱۳۹۷
فیلمی نبود که بشه تحلیل کرد. فقط واسه سرگرمی و مقداری خنده خوب بود.
مونوپاد نه، تصاویر هلی شات که معمولا با کوادکوپتر گرفته میشه، مونوپاد کاربرد متفاوتی داره
۲۵ دی ۱۳۹۷
مرسی آقای محمودیان
۲۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اینکه تو حالت عادی اصلا نمی‌رفتم ببینم این کار رو احتمالا شکی نیست ولی وقتی بلیط رو دم چارسو دادن دستمون که نسوزه دیگه رفتیم :) دم چارسو هم بودیم، یعنی نقل مکان هم نکردیم به خاطرش :)
خود آقای جوان هم اومد یه صحبتی کرد راجع به کار و گفت اگر راضی بودین حتما به بقیه بگین ولی راضی نبودین هیییچی نگین :)) به شوخی گفت ولی حالا دیگه ما یه مختصر چیزایی می‌گیم ایشالا به کارشون لطمه نخوره..اینکه اشاره کرد کار از لحاظ کارگردانی دقیق ه رو خیلییی قبول داشتم

از لحاظ کارگردانی کاملا یه کار رو به جلو بود برای رامبد جوان..
فیلمبرداری خوب (در کمدی ایران که تقریبا بی‌نظیر بود این طرز فیلمبرداری، در سینمای ایرانم کم بشه دید)
صحنه‌های اکشن خوب، پیشرفتش محسوس بود نسبت به "نگار"
تیتراژ خوب و جالب
داستان تقریبا نداشت..مسیر داستانی هم خیر
یه سروش صحت و هادی کاظمی ... دیدن ادامه » بی استفاده
خیلی مثه بعضی کمدی‌ها سخیف نبود ولی خنده‌دار هم نبود (گرچه واضحه که چقددددد ملت خندیدن)..تو پرانتزی جدی: واقعا جلوی هزارپا می‌ذارم رو سرم اینو
امیر جدیدی می‌تونست کلا ناامیدمون کنه به طرزی که دیگه نخوایم ببینیمش ولی بد نبود خداروشکر و نسوخت تو ذهنم کامل

خلاصه رفتید ببینید زیاد جدی نگیرید
موفق و مؤید باشید :)
هاها..وِلکام توو دِ سابکانشِس خز کلاب!
۱۵ دی ۱۳۹۷
:)) ردیفه
۱۷ دی ۱۳۹۷
جناب سری ۳ و ۲ سینما کوروشو مگامالو ایران مال اگه خواستید هست ما ۳نفری خریدیم هم زمان شد و نمیتونیم بریم جناب اگه خواستید با این شماره تماس بگیرید به قیمت سایتم میدیم 09390108279
۰۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید