تیوال نمایش در بارانداز
S3 : 17:06:27
امکان خرید پایان یافته
  ۲۸ آبان تا ۱۳ دی ۱۳۹۴
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: امیرکاوه آهنین جان
: بابک قادری، حسین منفرد، شهاب ملک پور، رامین یحیی زاده، سحر آقاسی، رزا کریمی، بابک خدایی، مجتبی حسین زاده، کامران فریدی، ماکان بابکی، عزت الله پابخش، عسل هژبرپور، مینا فرهنگ نیا، سمانه زارعی، صالح لواسانی، علیرضا گلدهی، بهداد قادری، آرمین رازانی، یاشار بیک زاده، سجاد علیجانی، علی مقدم، حمیدرضا سنگیان، افشین چالیک، عاطفه بدیعی، مجتبی بابایی فرد، و محمدرضا شریفی، علیرضا شریفی
: امیرکاوه آهنین جان

: نادیا حسام
: امیررضا چیت ساز

: محمدرضا و علیرضا شریفی
: علی صادقی خواه
: رامین یحیی زاده
: نرگس قربانی
: سمانه احمدی مطلق
: ( رکسانا دهری )، زهرا ابراهیمی، شیدا سجادیان
: سینا ایرانپور، لعیا رستمی زاده، فاطمه راجزی
: نادیا حسام و امیرکاوه آهنین جان
: سارا بلبلی
: سارا بلبلی، آزاده مالمیر، سپیده نقدی، سینا دشتی، مروارید عبادی
: علی کوزه گر
: محمد کوزه گر، رضا رضایی
: مرتضی اسماعیلی، مصطفی عیسی بیگلو
: حنیف بیگلری
: بابک شکری، فرامرز امیرخانی
: حجت الله قانع
: مرتضی مقدم
: مجتبی بابایی فرد، علی طهماسبی، محمدعلی پازوکی
: بابک میرکریمی
: ویکتور سادوفسکی
: محسن آهنین جان
: ساینا قادری، زهره صفی نور
: علی ژیان
: گروه جارچی
: گروه تیاتر سولو

شماره رزرو و هماهنگی: ۰٩٣٧۱٩٢۴۶٩۶

خلاصه داستان: شهری ابری توسط یک گروه خون آشام تسخیر شده است و ...


یادداشت کارگردان:

درسهای بیشماری را از استادم زنده یاد حمید سمندریان آموختم. از پله ی اول ادب گرفته تا پله های نظم و تعهد و انگیزه و دانش و احترام به پیشکسوت و مابقی... او به من آموخت ذات هنر سهل ممنتع است و در عین پیچیدگی باید آن را کشف کرد و گسترش داد. همچون نگاره های عجیب و عمیق هنرمند لهستانی ویکتور سادوفسکی که متاسفانه هنوز برای جهان سوم ناشناخته مانده است. میتوانید در پوستر دربارانداز دقیق شوید تا یکی از بهترین طراحیهای پوسترش را ببینید.

هیچ تردیدی نیست که از شنیدن و آموختن تا انجام فاصله بسیار است و ادعای شاگرد خلف بودن یکی از شاخه های فرعی اصلی خودشفتگی. اما همین قدر تجربه کردم که هرچه از آن سالها دورتر و میانسالتر شدیم جای حسرت تک تک لحظات آن روزها و ساعتها برایمان داغتر و سرخ تر شد.

نسلهای جوانی که جایگزین جوانی ما شدند اسیر و مرید دنیای بی معرفت و بی در و پیکر مجازی شدند و در طوفان ناگریز تکنولوژی راه و بیراه را گم کرده اند. بی مایه گی هنجار شد و ناهنجاری عامل شهرت و موفقیت.

خلاصه اینکه درد جسم و ذهن و فرهنگ فراوان است و درمان نیز کم. لاجرم بجای اینکه مثل عموم آشنایان که جانشان را در طلوع آفتاب با اعتراض شروع و غروبها با ناله به فردا میرسانند، از نقطه ی آ حرکت کردم تا از میان این همه همهمه و آشوب برای آن بچه ها مستعد و کمیابی که استحقاق دیده شدند دارند کاری بکنم. ادای دینی به پدر تاتری ام که هجده سال پیش همین لطف را در حق من و همنسلانم کرد. زحمتی که میوه های درخشانش ستاره های امروز صحنه های هنر این مرز و بوم هستند. یادش گرامی و از من راضی باد.

امیرکاوه آهنین جان
   پاییز نودوچهار
 
خلاصه ای از روند کار:

شهریور سال نودو سه فراخوان عمومی انتخاب بازیگر را منتشر کردیم و پس از برگزاری جلسات بیشمار و طاقت فرسای مصاحبه، چهل نفر انتخاب شدند و از اسفند ماه همان سال جلسات آموزش و تمرین شروع شد. پس از چهار ماه تمرینات کارگاهی نمایشنامه ی حکومت در بارانداز صحنه به صحنه متولد و روند تمرین نمایشنامه شد. در  این مسیر ناملایمات بسیاری رو از فقدان متوالی و طولانی سالن تمرین گرفته تا آسیب های جسمانی تعدادی از بازیگران و ... از سر گذارندیم و سرانجام امروز این کشتی سربلند و خوش نفس به چند متری ساحل امید رسیده تا دست رنج ماهها عمر و تلاش خود را به مخاطبانش هدیه بدهد.
 
 
 
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش در بارانداز (سری دوم) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش در بارانداز (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش در بارانداز (سری نخست) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش در بارانداز (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش در بارنداز / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش حکومت دربارانداز / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» رضا یزدانی و علی اوجی مهمانان ویژه ی اختتامیه نمایش "در بارانداز" می شوند

» علی زندوکیلی امروز جمعه، ۱۱ دی ماه مهمان ویژه نمایش "در بارانداز" می شود

» حضور هنرمندان تئاتر و سینما در کنار تماشاگران در ٢ اجرای پایانی نمایش"در بارانداز" / آخرین فرصت برای دیدار با خون آشام ها

» تخفیف ویژه نمایش "در بارانداز" برای دانشجویان / فردا یک شنبه،۶ دی ماه

» تخفیف ویژه نمایش "در بارانداز" برای دانشجویان

» تمدید نمایش "در بارانداز" تا ۱۱ دی ماه/ لشگرکشی خون آشام ها ادامه دارد...

» حضور هنرمندان فرهیخته در کنار استقبال بی نظیر تماشاگران نمایش "دربارانداز" + تصاویر

» امیرکاوه آهنین جان: این نقدها تاوان ماست

» اجرای ویژه نمایش "در بارانداز" برای عکاسان و خبرنگاران اصحاب رسانه و انجمن عکاسان تئاتر

» حسین پاکدل: "پر باز می‌کنند کبوتران جان‌داده در بارانداز"

» نمایش «در بارانداز» به حسین پاکدل تقدیم شد

» شب اول و دوم اجرای نمایش "در بارانداز" با استقبال و حمایت تماشاگران جاودانه شد/ تصاویر شب اول نمایش

» استقبال پر شور تماشاگران در روز آغازین نمایش "در بارانداز" / صحبت های کارگردان نمایش بعد از پایان اولین اجرا

» حضور علی مرادخانی در تمرین نمایش "در بارانداز"

» لشگرکشی «دربارانداز» از پنجم آذر در تالار حافظ

» هشدار / ژانر ١٨+ در نمایش"در بارانداز"

» رونمایی از پوستر نمایش "در بارانداز"

» آیا نمایش "در بارانداز" برای شرکت در فجر رقابت می‌کند؟

» امیر کاوه آهنین جان: نمایش "در بارانداز" اواخر آبان‌ماه روی صحنه می‌رود

» لشگرِ "دربارانداز" حکومتش را به زمین گذاشت

» امیرکاوه آهنین جان: با ستاره هایم در راهم

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یکی از بهترین نمایشهایی بود که تا به حال دیدم . هماهنگی بازیگران و اجرای قوی به همراه نمایشنامه بسیار زیبا همگی باعث شده تا تماشاگر یک نمایش زیبا با مفهومی قوی را تجربه کند .انتخاب.موسیقی و گریم عالی در جذابیت نمایش تاثیر زیادی داشت همینطور انرژی بازیگران کاملا منتقل میشد.با آرزوی موفقیت برای این گروه و به امید کارهای بعدی این عزیزان
یادداشتی بر نمایش در بارانداز
به نویسنده و کارگردانی امیر کاوه آهنین جان
تالار حافظ ساعت ۱٨:٣۰
مجید قربانی

این خون آشام های آشنا

یافتن زبان ارتباط بین هنرمند و مخاطب همواره جزء دغدغه های هنرمندان تمامی رشته های هنری است و هنر نمایش هم از این قاعده مستثنا نیست.
بحث کلی بر روی این موضوع است که برای برقراری ارتباط بین اثر هنری و مخاطب آیا این هنرمند است که باید اثر خود را تا سطح فهم مخاطب خود پایین بیاورد یا این مخاطب است که باید خود را تا سطح درک اثر هنری بالا بکشد؟
ایستادن هر کدام از طرفهای این بحث بر جای خود باعث به وجود آمدن دو نوع اثر هنری می شود، از سویی آثار هنری خاص که معمولا مخاطبان آن یا خود هنرمندان هستند یا قشر خاص و محدود که امکان برقراری ارتباط با آن اثر خاص را دارند و از سوی دیگر منجر به تولید آثار دم دستی ، نازل و سطحی می شود که مخاطب گسترده تری را در بر می گیرد.
البته شیوه سومی هم وجود دارد که هنرمند تلاش می کند تا کمی خود را به زبان ارتباطی مخاطب نزدیک کند و از آن سو مخاطب هم در تلاش است تا خود را با زبان اثر آشنا کند تا وفاقی ایده آل صورت گیرد.
نمایش در بارانداز در این تقسیم بندی تقریبا به گونه اول نزدیک است. چرا که از طرفی با تمامی ویژگی های خاص نمایشنامه و شیوه خاص اجرایی، نمایش در درون خود یک قصه دارد که این عنصر، خود از فاکتور های اصلی برقراری ارتباط با تماشاگر عام است که البته این قصه به شکل کلیشه ای روایت نمی شود و از طرفی سبک بازی بازیگران و کارگردانی و همچنین طراحی صحنه ، لباس ، گریم و موسیقی نیز به طور کامل از فضای ریالیسم فاصله می گیرد و به شیوه ای غیر واقعه گرایانه ارایه می شود.
همین سبک غیرواقعه گرایانه نیاز به شناخت و تجربه از سوی مخاطب دارد تا ارتباط کامل بین او و اثر برقرار شود. گرچه اجرای نمایش با این سبک و سیاق بسیار مخاطره آمیز است و نیاز به تمرینات مستمر و پر فشار دارد اما خروجی مثبت آن هم بستگی به عوامل مختلفی دارد.
(امیر کاوه آهنین جان به عنوان نویسنده و کارگردان نمایش توانسته با گروهی بازیگر جوان اثری یک دست را به روی صحنه ببرد)

همانطور ... دیدن ادامه » که از نام نمایش پیداست نمایش در بارانداز قصه آدمهایی است که بر روی یک بارانداز کار می کنند. باراندازی در ناکجا آباد یا نیویورک یا لندن دهه 60 میلادی یا هر جای دیگر، آنها از سوی شخصی به نام جانی تحت سلطه و استعمار هستند . به اصطلاح کسی بدون اجازه جانی که در قواره یک خون آشام ظاهر می شود اجازه نفس کشیدن ندارد ، رابطه بین آدم ها بی روح و در فضایی سرشار از بی اعتمادی قرار دارد و کوچک ترین عمل هر شخص تحت نظارت جانی و آدم های خون آشامش است . در این بین روکا یکی از اهالی این بارانداز به دلایل مختلف و از جمله بخاطر رسیدن به معشوقه اش مقابل جانی قرار می گیرد و این رویارویی منجر به یک فاجعه می شود.
امیر کاوه آهنین جان به عنوان نویسنده و کارگردان نمایش توانسته با گروهی بازیگر جوان اثری یک دست را به روی صحنه ببرد و از آسیب های معمول این گونه نمایش ها که معمولا دچارعدم توانایی در برقراری ارتباط و چند دستگی در سبک اجرایی در عناصر مختلف می شوند گریخته است.
(اجرای نمایش در بارانداز کار سختی است و از عهده هر بازیگر ، کارگردان و گروه اجرایی ساخته نیست)
به طور کلی می توان گفت نمایش در بارانداز نمایش معمول این روزهای تئاتر کشور نیست و نمایش متفاوتی است.
نمایش با هجوم حدود سی بازیگر در شمایل سی خون آشام بر روی صحنه که مدام در حال دویدن و حرکت های آکروباتیک و پر تنش هستند و موسیقی تند غربی و نور پردازی پر تحرکی آنها را همراهی می کند آغاز می شود و بعد از چند لحظه ، این فعل و انفعالات صحنه را به یک میدان مشت زنی تبدیل می کند.
تمامی بازیگران نمایش از آمادگی بدنی فوق العاده ای برخوردارند که نشان از تمرینات سخت و مستمر گروه تئاتر سولو دارد و تاییدی بر اشاره کارگردان در بروشور نمایش دارد که یاآور می شود که از حدود 15 ماه پیش عزم این سفر را کرده و تشکیل گروه سولو دغدغه یک دهه زندگی اوست.
به بیانی دیگر اجرای نمایش در بارانداز کار سختی است و از عهده هر بازیگر ، کارگردان و گروه اجرایی ساخته نیست و مستلزم توانایی های ویژه ای است اما در پایان باز به بحث آغازین اشاره می شود که عنصر ارتباط و بهره بردن مخاطب در این نمایش چه وضعیتی دارد؟ و تماشاگر این نمایش هنگام خروج از سالن به خوبی با نمایش ارتباط برقرار کرده و آیا تمایل دارد دوباره به دیدن این نمایش بنشیند یا دیدن این نمایش را به کسی پیشنهاد کند یا نه؟ گرچه پیش از این هم اشاره شد که پاسخ این سوال بستگی به سطح اطلاع و دانسته ها و علایق تماشاگر برمی گردد اما تصور می شود کاوه آهنین جان توانسته به بخش زیادی از این سوال ها پاسخ مثبت بدهد و سربلند بیرون بیاید اما همچنان این دغدغه باقیست که چگونه می توان مخاطب عام جامعه را هم از این نمایش بهرمند کرد که البته کار دشوار و بعیدی است و در پایان به این باور قدیمی می رسیم که شاید براستی هنر تئاتر مختص مخاطب خاص است و تلاش برای رسیدن به شعارهایی مانند تئاتر برای همه در حد همان شعار باقی می ماند.
ممنون از اینکه این نقد رو اینجا گذاشتید. بسیار آموزنده و دقیق و موشکافانه بود. ای کاش باز هم از این دست مطالب بگذارید. من سوالات زیادی در مورد این نمایش دارم که بخشی از جواب هایم رو توی همین نوشته پیدا کردم. دستتون درد نکنه
۱۵ دی ۱۳۹۴
علی جان نوشته هاتم مث خودت خاصه داداش!
۱۶ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار بسیار زیبایى بود چه از نظر اجرا و چه از نظر محتوا....کارى بسیار متفاوت به خصوص از لحاظ گریم که سبب تفاوت این اثر با تئاترهاى دیگر بود....شروع کوبنده و پایان بندى خوب ،شور و انرژى بازیگران و استفاده از موسیقى مناسب....تنها بخشى از ویژگى هاى این نمایش است ...به تمام عوامل این کار خسته نباشید میگویم.
گاهی اوقات محدودیت بیش از اندازه در یک جامعه ، سلیقه انسان را به خوب بودن کاهش می دهد ،
این که به سالن نمایشی بروید که در آن آهنگ مایکل جکسون ، ویتنی هوستن گذاشته شود و لمس کردن گه گاه بازیگرها ، و چند دیالوگ راجب دیکتاتوری گفته شود ، شاید خیلی از ما هموطنان را راضی نگه دارد که بگوییم وای عجب نمایشی ....!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم که این کار ارزشمند رو دیدم،
خسته نباشید ویژه میگم خدمت جناب آهنین جان و تبریک میگم به ایشون که مشاوری حرفه ای چون بانو نادیا حسام در کنارشون قرار گرفتند :)
کار به شدت برام یادآور On the Waterfront الیا کازان بود... ولی با پرداختی نسبتن متفاوت که منجر به تفاوتی ارزشمند شده بود...
با توجه به جذابیت کار (به ویزه در لحظاتی که در میان انبوه حساب شدۀ صحنه به ظرافت هایی برمیخوردم که از درک اونا احساس زیرکی بهم دست میداد!!) زبانم برای ابراز هر انتقادی کوتاه میشه.
فقط تبریک میگم به عضو اعلای گروه تا هرکس که خدمتی جزیی به این اثر فاخر داشته، اثری که حتی دیدنش هم سعادتیست...
سپاس از لطف و انرژی مثبت شما ... خوشحالم که این نمایش رو پسندیدین و همراهمون بودین
۱۰ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی کار خوبی بود
من و دوستم تئاتر بین حرفه ای نیستیم ، ولی تونستیم با داستان ارتباط برقرار کنیم و تکه تکه ی کشف داستان و ارتباط برقرار کردن های بین اجزای اون برامون لذت بخش بودش
ولیکن به نظرم قدری سخت بود گرفتن داستان از لا به لای اون همه شلوغی ،
خوب اجرا شده بودش داستان ولی مشکل به یاد سپاری کلی اسم رو داشتیم در اول نمایش که خیلی سریع ارایه شدند ، که ما دوتایی کمک دادیم به هم و اونم حل شدش، ولیکن خب سخت بود دیگه درکش
تصویرهایی هم که در هر صحنه پخش میشد در پشت صحنه هم خیلی کمک میکرد به درک هر صحنه
مورد دیگه اینکه امادگی جسمانی افراد ، هماهنگی ، طراحی دکور و گریم عالی بودش، دکور های خیلی خوب برپا می شدند ، عالی بودند و زیبا و خلاقانه
تصویر سازی هایی هم که از صحنه های مختلف بدست میداد ، خیلی عالی بود
اینجا ممکنه قسمت هایی از صحنه هایی رو که خودتون می تونید اول بار در صحنه ی نمایش کشف کنید رو لو بدم و توصیه میکنم اکه ندیدید ادامه رو نخونید، و خودتون این لذت رو تحربه کنید




ولی تصویر سازی کلی هرج و مرج حاکم بر فضای داستان با شروع قوی و صداگذاری و نورپردازی و تکون دادن ها ، برج ساعت و کبوترها ، تصویر سازی فاحشه خانه رو اون دکور پرده های قرمز رنگ، و اخرین صحنه، فرو ریختن سنگ ها عالییی بود و حس خوبی بابت این خوب اجرا شدن و دیدن این خلاقیت ها به ادم دست میداد
قسمت هایی هم بود که نفهمیدیم ، مثل لحظاتی که جان جیغ میکشید و افراد میلرزیدند، یا دو نفر اخری که همراه با موزیک پایانی بازیشون بود








یا ... دیدن ادامه » تشکر زحمات عوامل این تئاتر
به عنوان تماشاگر غیرحرفه ای تئاتر یکی از جالب ترین نمایش های امسال بود که به تماشایش نشستم.
تماشای نمایش در سالن حافظ که هیجان خاص خودش را دارد! و نورپردازی و افکت ها ی صحنه و شروع پرهیجان نمایش هم تماشاگر را در ابتدای کار خوب به کار جذب میکند، البته نمایش از نیمه راه جان میگیرد و ذهن تماشاگر را درگیر داستان میکند، تا قبل از آن من بیشتر جذب فضا و گریم ها و حرکت ها شده بودم.

در مجموع دیدن نمایش رو توصیه میکنم و احساسم بعد از اتمام نمایش این بود که حاصل زحمت گروهی این بازیگران جوان کار دلنشین و جالبی بود که شعور تماشاگر احترام میگذاشت.
نمایش به طرز زیبا و غافلگیر کننده ای شروع شد. به علاوه ی بازی ها و موسیقی خوب. ولی نمایشنامه متأسفانه دارای چندان انسجامی نبود. بجز یکی دوتا، هیچ کدام از شخصیت ها، حتی تا آخز نمایش جا نیفتادند. در نهایت چندان راضی از سالن بیرون نیومدم. به ویژه که با یکی از دوستانم برای دیدن رفته بودم و دوست داشتم تئاتر بهتری با هم میدیدم.
به نظرم نمایش خیلی ضعیفی بود
اصلا به داستان توجهی نشده بود فقط یکسری صحنه میومدن با دکور های خوب و می خواستن یه چیزی بگن و داستان سازی کنن
به هیچ عنوان نتونستم با شخصیت ها ارتباط برقرار کنم
اجرای بازیگران خیلی بی روح و مصنوعی بود انگار کتاب میخوندند
فقط دکور و اجرای حرکات موزون قشنگ بود و باعث میشد سالن رو ترک نکنی
سکوت تنها کلمه ایست که بعد از دیدن این نمایش می توانم بیان کنم .
سکوت ، همراه به دست زدن های پیاپی تا طلوع آفتاب .
کلمه ای فراتر از فوق العاده پیدا نکردم ولی فوق العاده بود .
تبریک به تمام عوامل و آقای آهنین جان برای این متن زیبا و کاملشون .

فوق العاده بود .
فقط این صندلی ها و جای تماشاگرا و بیننده ها خیلی بده ، یه فکری کنید :D
آخ از صندلی های تالار حافظ . آخ :D
۰۵ دی ۱۳۹۴
سامان جان مخصوصا اینکه یکمی هم پاهات بلند باشه و کل نمایش حواست به این باشه که نخوره تو سر جلویی .

۰۵ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زحمتِ زیادى براى نمایش کشیده شده ولى متاسفانه ارتباط برقرار نکردم. اینکه حرفها و شعارهاى دهه ى پنجاه رو در قالبِ جدید و پُست مدرن اجرا کنیم کارى رو از پیش نمیبره. بحث گم شدن دکل و دزدى و... نمایش رو تاریخ مصرف دار کرده. شعارها و تفکراتِ حاکم بر نمایش کاملاً کلاسیکه و بهتر بود در قالب کلاسیک هم اجرا میشد. در چنین فرمى کسى حرفهاى نمایش رو جدى نمیگیره. لحن و دیالوگ گویىِ بازیگران هم رسا نیست و گاهى نامفهومه که البته ممکنه سلیقه ى کارگردان باشه. با تشکر از همه عوامل که زحمت کشیدند.
امشب تونستم این کار رو ببینم. هرچند که از دیدنش لذت بردم، ولی با توجه به تعاریفی اینجا خونده بودم انتظار کار خیلی بهتری داشتم.
از دوستان "بوسیدنی" تقاضا می کنم نظراتی که اینجا ارایه میکنن یه مقدار واقع بینانه تر باشه و خیلی مبالغه نکنند!
متشکرم.

پ ن: با دیدن نمایش کانسپت "بوسیدنی" رو بهتر درک خواهید کرد. من که باهاش ارتباط خوبی برقرار کردم :))))
با سلام و وقت بخیر
من روز دوشنبه نمایش در بارانداز را تماشا کردم به واقع نمایش خوب و لذت بخشی بود و به نظر من یک دیالوگ ماندگار هم داشت :
((مرد قوی مردمش رو ضعیف بار میاره))
تبریک و خسته نباشید به آقای آهنین جان و گروه حرفه ای این نمایش
سپاس فراوان..
۲۷ آذر ۱۳۹۴
((مرد قوی مردمش رو ضعیف بار میاره))
یه حاکم قوی هست البته فکر کنم
کلن این نمایش دیالوگ ماندگار دیگه ای نداری که همه همینو فقط می نویسن؟
یه دیالوگی هم تو آرامگاه هست درباره اینکه زندگی باید Exit داشته باشه !
از دوستان اجرایی می خوام که کاملش رو تو قسمت دیالوگهای ... دیدن ادامه » ماندگار بنویسن اگه ممکنه
با سپاس
۲۹ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش امشب دیدم با اینکه شروع خیلی پر سر وصدا بود و هیجان زده شدم اما ابتدای کار خیلی جذبم نکرد . قصه از میانه شروع شد و به دل نشست و بسیار هم زیبا تموم شد.نمایش پر از حرف های ناگفته خیلی از ماها بود مرسی از همه دست اندرکاران نمایش ،بابک قادری عزیز رامین یحیی زاده و امیر کاوه اهنین جان مرسی واسه شب خوبی که واسمون ساختین.
لازم به ذکر که وقتی اومدم بیرون لبخند رضایت رو لبام بود-:)
لبخند رضایت چیزی بود که من و دوستان همراهم داشتیم.. موافقم
۲۶ آذر ۱۳۹۴
خوشحالیم که از دیدن کار لذت بردید.. سپاس از شما.. :-)
۲۷ آذر ۱۳۹۴
و سپاس از حضور شما جناب آزمونها.. :-)
۲۷ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش مثل این بود که نقاشیهای کودکان رو به شیشه های یک ماشین پورشه بچسبونی و به تماشای عموم بگذاری ... مفهومی ساده و خالص مثل نقاشیهای کودکان، و اجرایی اکشن و کوبنده مثل چنین خودرویی ... خب مطبوع بودن یک اثر هنری امری سلیقه ایه و من بر اساس سلیقۀ خودم چنین عدم تناسبی رو نمی پسندم ...
در ضمن فرهنگ سرخپوستی که از نظر من خیلی جذابه متأسفانه به نحوی ناقص و تصنعی به تصویر در اومده بود ...
اما توانایی کارگردان و بازیگران در برنامه ریزی و اجرای حرکات دشوار بسیار ستودنی هست ....
اما متأسفانه موسیقی هم برخلاف صحنۀ اول در باقی صحنه ها چنگی به دل نمی زد که سهل است قدری زننده بود ... به نظر من موسیقی ناشیانه انتخاب شده بود ...
با همۀ اینها نمی دانم چرا من گزینۀ «دوست دارم» را انتخاب کردم!!!!
شاید به خاطر زحمت و تلاشی که عوامل اجرا برای این کار متحمل شده اند و البته ... دیدن ادامه » که در اجرای حرکات عالی عمل کردند. از کسانی که علاقه مند به دیدن رقصهای بزن و بکوب هستند دعوت می کنم این نمایش رو از دست ندهند و همین طور مبالغی هم رقصهای کلاسیک ...
سپاس از شما که برای تماشای کار وقت گذاشتید..
۲۷ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روی هم رفته خوب بود. به دیدنش میارزید.
یکی از مشکلاتی که داشت به نظرم این بود که اکثر بازیگرها دیالوگشونو واضح بیان نمیکردند.باید کلی دقت میکردی تا بفهمی دقیقا چی دارن میگن که فک کنم اگه درست شه تاثیرگداری کار بیشتر شه.
همه عوامل خسته نباشن. کار سختیه اجرای اینچنین تیاتری
بانگ وجدان

در ابتدای قلم ناگاه سخن ژرف سانتایانا از جلوی دیدگانم گذشت:<آنان که گذشته را به یاد نمی آورند،محکومند دوباره انرا تجربه کنند.>
بهمین علت در سرار زندگی تلاشم بر آموختن تاریخ و پند از آن بوده است.با سیر در احوال پیشینیان،چه بسیار ننگ ستیز و خیانت را در صفحات تاریخ سرزمینم مشاهده نمودم ولی گویی توان پند آموزی از ستیزها و کینه ها نبوده چون دشمنی های زمانه ی ما به شکلی نوین!(یا بهتره بگوییم به دور از هرگونه تمدن) در آمده و پدافند نیاکان پاسخ گوی حال ما نیست.
من سرآغاز گفت و گویم با آنانی است که حتی راه دشمنی را نیاموخته و تبر برداشته برتنه ی فرهنگ خود با تمام توان می زنند.
شناخت من از امیرکاوه آهنین جان گفت و گو در کمتر از یک پاراگراف است ولی ندای درونم جسارت قلم دست گرفتن داد تا فریاد برآورم که این چه راه دشمنی و ستیز است؟! شما را قسم به ... دیدن ادامه » هر آیین و فرهنگی که پیرواش هستید،راه دشمنی(کلمه دشمنی را بر نوشتن لغت نقد ارجح دانستم) این نیست.
به آفریدگار سوگند که در هیچ آیین و طریقتی چنین دشمنی بی پایه و اساس را شاهد نبودم،در تمام ادیان و مکاتب الهی و حتی در میان فتیشیست ها هم دشمنی حد و اندازه و رسمی دارد.
در زمانه ی ما طریقت زندگی! به سبک مجازی و در خفا زیستن است و این خود جنبه منفی مدرنیسم بوده و خیال بزرگی به اقل نویسندگان این فضا بخشیده است.
بگذارید کمی با ادبیاتی سخن بگویم که درک آن از طرف شما مرا آسوده خاطر کند.شمایی که در گوشه ای نشسته و جسارتتان فقط در مقابل کامپیوترتان است، بسم الله، این گوی و این میدان بیایید جلو و نمایش اعلا و در خور شان این مردم ترتیب دهید اگر امیرکاوه ها را قبول ندارید ولی اگر توانتان در همین حد است،ساکت شوید که شما به هیچ عنوان صلاحیت سخن گفتن را ندارید چه برسد به نقد!
تکرار مکررات است بیش از این ادامه دادن به این نگارش ولی اندکی در راه آزادگی قدم بردارید.
:|
۲۲ آذر ۱۳۹۴
نیلوفر جان لطف داری، نه متأسفانه هنوز فرصت نکردم ببینمش، امیدوارم تمدید شه.

مونا عیوضی گرامی، متأسفانه اکثریت همینطور هستند که میفرمایید اما به هر حال خفه کردن صدای مخالف هیچگاه درست نیست. باید صدای خودمان را رساتر و گیراتر کنیم و امیدوار باشیم.
۲۴ آذر ۱۳۹۴
کاش متوجه می شدم چرا جناب احتشامی این قدر به خشم اومد!!!؟ در مقابل کدام متن ایشون چنین برآشفته شدن؟
کسی ناسزا و بد وبیراه گفته؟
۲۵ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این نمایش، واقعا نمایش، رو دیدم، کار جدیدی بود، اجراها خوب و هماهنگ بود، لازم میدونم که بگم به نظر من اجرای جناب "حسین منفرد" (جانی فرندلی) یه سر و گردن از همه بهتر و قوی تر بود و به شدت لذت بردم
از ابتدا تا پایان نمایش مشخص بود که برای این کار زحمت زیادی کشیده شده و به نحو مبسوطی هنرهای نمایشی این گروه رو مشاهده می کنیم.. فقط با اجرای "پدر" زیاد ارتباط برقرار نکردم.. خصوصا صحنه ای که روکا، گردن پدر رو گرفته و میخواد اونو بکشه.. این صحنه خوب بود اما به نظرم خیلی طول کشید و جذابیتش رو از دست داد.. و به نظرم یه جاهایی متن برای اجرا کمی زیاد بود..
در کل گزینه، گزینه ی دوست داشتمه برای من
خسته نباشید جانانه به همه ی عوامل این نمایش.. خصوصا جانی فرندلی D:
زنده باشید. خوشحالیم که دوست داشتید درباراندازو
۱۸ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه مرد قوی مردمشو ضعیف بار میاره. و این تمام چیزیست که باید بفهمیم. البته همین. بطور کلی اجرا به دل و جان مینشیند و مهم هم همین است. نفس عمیق میکشیم وقتی مردی روحانی ارزو میکند روزی را که هر انسان برای هر انسان برادر باشد، وقتی دختری در واپسین لحظه ها پدرش را پیدا میکند، وقتی پسرکی جوان قهرمان یک ملت میشود، و وقتی مردی خود را قربانی میکند، و خواهری که برادرش کشته شده است همچنان میخواهد برایش لباسی شبیه لباس بزرگان قبیله بدوزد، وقتی خدا یا چیزی چنانِ ان را بین مردمی میبینیم که تنها توانسته اند یک کلمه به زبان بیاورند، "کمک!". خیالمان راحت میشود که هستند کسانی که بفهمند و بدانند، هستند هنوز کارگردانانی که قصدشان باز کردن شعبه ی بعدی کافه ی شان یا سفر های خارجیشان نیست، هستند ادم هایی که ٨ ماه یا بیشتر تمرین کنند تا ما بفهمیم باید انتظار بکشیم ... دیدن ادامه » امید را، حتی روزی که دیگر نباشیم.
ممنونم از تک تک شمایی که بانی دیده شدن این اجرا هستید، ممنونم که واقعیت نشانمان میدهید، باید فداکاری کرد، باید گذشت، باید از دست داد تا وضع بهتر شود. میگویید عوض میشوند ادم ها، دیگر همان ادم های قبلی نیستد. اما دنیا یحتمل جای بهتری میشود برای زندگی.
و خب فارغ از محتوا فرم هم هست. که بیان دگر باره ی محتواست و خود به تنهایی هم، حجم عظیمی از تلاش و زیبایی روی صحنه ست. شاید اتفاقاتی جزئی میتوانست بیفتد اگر زمان و شرایط محدود نبود اما مهم اینجاست که این اجرا بدون هیچ کم و کاست حرف مردمی را میزند که میفهمند و میدانند و میگوید امید باید داشت. و همین هر کم و کاستی را میپوشاند و خود کافی تر از کافیست.
سپاس از شما..
۱۸ آذر ۱۳۹۴
مردم قوی نیازی به مرد قوی ندارند :) این دیالوگ شاهکار بود
۱۸ آذر ۱۳۹۴
ممنون از شما باعث دلگرمی هستید
۱۸ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به رفقای تاتری
دیشب برای اولین بار سبک جدیدی از تاتر رو دیدم
در بار انداز کاری متفاوت اما ضد اخلاقی و ضد چیزی که نسبت به زاده ذهن تماشاچی
ساخته شده.
گلی که در ابتدا غنچه میشود انتظار میره بعد مدتی
باز شود و کامل شود ولی در بار انداز ما فقط غنچه
ای دیدیم که اصلا کامل نشد و تا انتهای کار یه تک و نیمه کاره پیش رفت
و بازی هایی رو تماشا کردیم که تا پایان منو لوگ ها به یک سبک بود.
و بازی نسبتا متوسط حسین منفرد در نقش جانی
که به نظر من متن خییلی خیلی خیلی زیادتر جای کار کردن داشت.
و درک بعضی از بازیگران از متن کامل نشده بود
ولی از بازی دکتر کوتوله در(نقش اینکا) بسیار خوشم اومد.
نقد دیگه ای به این سبک کارها وارد میکنم اینه
که چرا همش ما نشان میدیم بازیگرامون پارکور کار و ژیمناستیک کار هستن؟؟؟؟
در انتها به کار نمره ١٧ میدم فقط و فقط ار بابت بازی های یکی دونفر
با ... دیدن ادامه » کمال عذر خواهی و کمال احترام برای اساتیدم
و کارگردان محترم کار.
متشکر از توجه دوستان به نقد اینجانب حقیر
۱۸ آذر ۱۳۹۴
جسارتا مطلبی رو که از شما خوندم نقد نیست که حالا بیرحمانه باشه یا نه. بنظرم من و شما حق داریم هر نمایشی را دوست داشته باشیم یا نه ولی اینکه نکات قوی تاتر رو منفی کنید بنظرم نهایت بی انصافیه مانند بازی آقای منفرد که بعید میدونم کسی ضعیف ارزیابی کرده باشه.. ... دیدن ادامه » بهرحال موفق باشید
۱۸ آذر ۱۳۹۴
وقتی عرض میکنم بنده منتقدم قطعا این موضوع ارتباطی نداره که بخوام نکات مثبت رو منفی کنم نه اصلا
من منتقد تاتر هستم و اصلا کاری به عقاید دیکران ندارم.
پس شما یک نظر دارین و اینجانب نیز یک نظر دیگه. بازی حسین منفرد رو در جشنواره ای دیگر دیدم سبک و مدل بازی ... دیدن ادامه » حسین را اصلا دوست ندارم با اینکه دو سبک متفاوت از ایشون دیده ام.
در کل هر کس نظری داره و عرض کردم که تاتر کاملا سلیقه ایی است و هیچ کس حق توهین به اثری که این همه زحمت بابتش کشیده اند رو نخواهد داشت.
پایدار باشین....
۱۹ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید