تیوال نمایش الیزابت باتوری
S3 : 20:09:27
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ مرداد تا ۰۸ شهریور
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان

: حسام منظور
: امین طباطبایی، حسام منظور، نسیم میرزاده، رامین یحیی زاده، هدیه رضایی، پوریا اصلان، حورا پاکیزه‌دل، زیبا بیده، پریسا اسدالهی، مهدی حیدریان، هانیه مهری، بردیا رحمتی، مبینا روزبهانی، آتنا قیدی، ارغوان یاراحمدی

: سام بهشتی
: پارسا گلدار
: عرفان ناظر
: داریوش پیرو
: علیرضا زندیه
: آرمین خیردان
: پرهام‌علی مصطفایی
: سامان مه آبادی
: علی خیرآبادی
: امیر رجبی
: بهرام برخورداری
: متین کیمنش
: طناز قاسمی
: علیرضا نجفی
: مهدی حیدریان
: آرش یوسفیان
: محمدصادق زرجویان
: علی خیرآبادی
الیزابت باتوری، حاکم کچتایس، به قتل ۶۲۳ دخترجوان و استحمام در خون آن ها محکوم شده است.


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۲ سال خودداری نمایید.

از یکشنبه تا چهارشنبه
از ردیف ۱ تا ۱۱: ۵۰.۰۰۰ تومان
از ردیف ۱۲ تا ۱۴: ۳۰.۰۰۰ تومان
پنجشنبه و جمعه‌ها: همه ردیف‌ها ۵۰،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش الیزابت باتوری / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نحوه ایستادن و دعای راهبه ها و بوی کندر که سالن رو پر کرده بود نوید یک نمایش خوب رو میداد ولی متاسفانه با شروع نمایش متوجه شدم که چه کلاهی سرم رفته. یه نمایش بی ساختار، سر در گم که در عین ناباوری هارمونی رو حتی در سطح رعایت نکرده بود صدای گوش خراش موسیقی که برای نشان دادن قدرت بیان بازیگرا بلند گرفته شده بود شوربختانه تبدیل به کابوس کل مدت تاتر می شد عدم هماهنگی قدرت بیان بازیگران اصلی که باعث شده بود فشار به حنجره همشون مشهود باشه و اینقدر بی ملاحطه فریاد برنن و از دهان کاملا باز استفاده کنن که عدم کنترل آب دهانشون تو نور مشخص بود حالا یک چنین شیوه‌ای برای اثبات چه چیزی بود من شخصا نفهمیدم.
نقشهایی که پردازش نشده بدون هویت و داستانهایی که نه ایجاد درستی داشت نه پرداخت درست و نه پایان قابل قبولی.
اگه میدونستم استقبال از این نمایش به خاطر شخصیت ... دیدن ادامه » کارگردان هست (که گویا تو یک سریال خوب درخشیدن) بی شک نمایش دیگری رو انتخاب می کردم. اتفاقا چند تا کار بی ادعا رو توی این یک هفته اخیر دیدم که کار اولی هم بودن خیلی هم قدرتمند کار کرده بودن
حیف زمان که هدر شد.
فرزانه، فروزین تقوی نژاد و تینا یاری این را خواندند
سیدمهدی، امیر مسعود، زهرا و فریبا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کدوم حاکمی میتونه ادعا کنه در طول حاکمیتش دستش به خون آغشته نشده؟

موضوع نمایش برای من بسیار جذاب بود. موزیک و نورپردازی صحنه رو دوست داشتم، یک جور حس ترس رو القا میکرد. من از بدو ورود به سالن و موقع بالا رفتن از پله ها و پیدا کردن صندلیم حسابی در فضای نمایش فرو رفتم. تاریکی نسبی صحنه هم به این همراه شدن کمک میکرد. بازی ها نسبتا بود، فقط بعضی جاها صدای بازیگرها باهم قاطی میشد و داد میزدن روی صحنه که خب جالب نبود.

چیزی که در مورد این کار اصلا دوست نداشتم استفاده از پاورپوینت بود! که از نظر من با وجود تلاش کارگردان لایتچسبک بود!!! یک جور شوخی زورکی که خنده دار هم نبود.
از نظر داستان پردازی هم کمی ضعیف بود. بعضی جاها فریادهایی شنیده میشد و حرکاتی دیده میشد که البته مفهوم خاصی نداشت. به خاطر ندارم اسم شخصیتی رو که مرتب به میله های زندان باتوری می چسبید ... دیدن ادامه » و در تلاش بود شخصا الیزابت را تنبیه کند، ولی واقعا اون بازی پر انرژی و فریادهای ایشون علیرغم تلاششون خیلی به دل نمی چسبید. سخنرانی که راهبه ها رو تشویق به عزاداری میکرد، ... . نه این که بد و غیرقابل تحمل باشه اما میتونست هنرمندانه تر و به دور از لودگی های مرسوم اجرا بشه. شاید هم کوتاه شدن نمایش میتونست کمک کنه به کمتر شدن این جور حرکات بی اثر.
قسمت هایی از نمایش گنگ بود. تا قبل از برگزاری دادگاه الیزابت همه چیز خیلی جذاب بود. اما بعد از اون جریان تغییر میکرد و الیزابت که به نظر معصوم و بی گناه می اومد و طبق دفاعیاتش در دادگاه قربانی سیاست های دربار بود، تبدیل شد به همون خون آشامی که ازش اسم برده میشد. یک مقداری برای من قابل درک نبود. اما شاید مفهومش این بود که تو این ماجرا به غیر از ژاکوب همه گناهکار بودن. ولی چرا ژاکوب اصرار به نجات الیزابت داشت؟؟؟ قسمت مربوط به خواب ژاکوب هم اصلا برای من مفهوم نبود. ممنون میشم اگر کسی بتونه به روشن شدن داستان کمک کنه.

در کل نمایشی بود که از حیث موضوع متفاوت و جذابش تا چند روز ذهنم رو مشغول کرد و علاقه مند شدم داستان الیزابت رو بخونم. نمی تونم بگم کاری بی نقص و فوق العاده بود اما از نظر من ارزش دیدن داشت.
آقای جوانی،
شما همیشه نکات منفی نظرات کاربران در مورد نمایش الیزابت باتوری رو دوست دارید. من بارها به این نکته پی بردم......
دو بار این نمایش رو دیدم، علاقه داشتم که رفتم . ولی شخصا با چنین نکات منفی که برخی دوستان در مورد نمایش میفرمایند ، موافق نیستم. ... دیدن ادامه » اینها رو ندیدم. این نظر من هست!
دوست داشتم بیان کنم ، چنین نظرات بالا، بعقیده من حرفه ای نیستن! چرا چنین بود نمایش نامه چرا اصلا چنان بود؟
احترام به کارگردانی و بازیگری فراموش نشود شاید بهتر هست. بهر حال تازه وارد تیوال شده ام اما مانند بعضی ها جبهه نمیگیرم.
در آخر نظر دوستمون محترم .
۲۴ مرداد
آقای جوانی
درود فراوان بر شما
البته که در تضارب آرا، شما نیز دستی بر آتش دارید،
مثلا بر رائ من.
۲۵ مرداد
ارادتمند م
۲۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام،
الیزابت باتوری
قطع به یقین همچنین اتفاق و نوشته ایی بار دراماتیک غنی ایی در خودش دارد که قابل بسط و گسترش و کار زیادی است.
ولی خب به عنوان نکته اول خود شخصیت الیزابت در تیاتر کاملا گم شده بودو بیشتر در مورد کاردینال و کلیسا بود تا خود شخصیت!
و البته کاردینال به دراکولا نزدیکتر بود تا یک آدم مقدس مآب.
نکته قابل بیان عدم درک قدرت بیان و داد بود!
ما بیان قدرتمندی ندیدیم و بیشتر داد زده میشد که واقعا یک جاهایی رنج آور و غیر قابل تحمل بود که البته از نقاط مختلف قابل بررسی است،نوع کار ،انتخاب سالن،میزانسن کار و .... و همچنین بیان هم کاملا رادیویی و صداسازی شده بود.و یک دستی در کار دیده نمیشد!
راهبه ها (همسرایان) نیز به جز در اول کار نقش موثری در روند کار نداشتند و یا اجازه کار نداشتند.
بازی ها اکثرا متوسط رو به پایین و انگاری که کار در مراحل آخر ... دیدن ادامه » تمرین خود بود تا اجرای چندم!
در مورد طراحی صحنه و یا لباس ها هم به جز راهبه ها ،اگر کار را رئال در نظر بگیریم ،عدم تطابق زمانی کاملا مشهود بود!
یکی از بزرگترین مشکلات ایرانیزه کردن کار ها،بسنده کردن و محدود کردن معنا در شرایط کنونی است که این مسئله با توجه به مقتضیات کنونی کشور کاملا در این تئاتر مشهود بود.
در کل بلاتکلیفی محسوسی در کار دیده میشد
در ضمن به شخصه از علاقه مندن آقای طباطبایی هستم ولی سومین کار مشابهی هست که از ایشون میبینم و البته استفاده گریمور از استایل ایشان و صلیب پشت گردن ایشان همانکاری بود که در کار مسعود طیبی با جای کف دست خونی انجام شده بود!!!!
و البته تم کمدی کار را هم من متوجه نشدم!!!
به هر حال انتظار من از این کار خیلی بیشتر بود.
دیدن این نمایش در کل تجربه ی خوب و جالبی بود. از نقاط قوت کار میشه به تسلط جناب منظور به صحنه و قدرت صداشون، تسلط بازیگران(نه همگی اون ها) به کار ، داستان جذاب،نظم خوب ایجاد شده در کار، طراحی لباس عالی، استفاده ی به جا ازموزیک و نور و دکور برای انتقال حس ترس و دلهره و استفاده از چند مورد شوخی برای کاهش سنگینی فضای داستان اشاره کرد.
نقاط ضعفی هم در کار وجود داشت که من به این امید که در کارهای آینده ی جناب منظور بهشون یبشتر توجه بشه چندتا رو میگم:
- متاسفانه اکثر بازیگران استفاده ی مناسبی از صداشون نمیکردند و به نوعی فقط فریاد و در بعضی لحظات هم نعره میزدند که با وجود اینکه خشونت و سنگینی کار رو منتقل میکرد اما به شدت باعث سردرگمی و آزار ما هم می شد و همچنین بعضی دیالوگ ها رو اصلا نمیشد درست شنید. کاش میشد به نحوی هم از میزان این صداهای بیش از حد بلند ... دیدن ادامه » و نامفهوم کاسته شه و هم اون میزان جدیت همچنان منتقل شه.
- داستان به تنهایی جذابیت داشت و می شد تنها به چگونگی وقوع این فاجعه و جزییاتش پرداخت. استفاده از داستان های حاشیه ای از جذابیت کار کم کرد. به نظرم می شد به جای این حواشی بیشتر به اتفاقی که افتاده بود با جزییات بصری بیشتر( به طور مثال نشون دادن صحنه هایی از جنایات الیزابت) پرداخت.
- شوخی ها به کار نچسبیده بودند
- در ابتدای نمایش دلیل استفاده ی ژاکوب از یک لامپ دستی روی صورتش رو نفهمیدم؛ در صورتی که می شد از ابزار جالبتری مثل نور افکن یا.. استفاده بشه...
- بازیگرها در سه یا چهار مورد طپق زدند و در کارهایی مثل این نمایش که حجم فشار عصبی و هیجان بالاست، این طپق زدن ها از جذابیت کار کم می کنه و مخاطب رو از فضای ایجاد شده بیرون می کشه.
- پایان کار واقعن می تونست بهتر باشه و حالت فیلم سینمایی های عاشقانه به خودش نگیره..
در کل از 10 به این اجرا 7 میدم.
پ.ن: بازیگران زنان راهبه با وجود اینکه تقریبا دیالوگی نداشتند ولی باز هم می شد تسلط بالا و مهارتشون در اجرا رو حس کرد و تاثیرشون روی کل نمایش بسیار خوب و ستودنی بود. دوستشون داشتم.
امیر مسعود، سها تابان، نینا سیمین و محمد لهاک این را خواندند
محسن جوانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- ما که نمی تونیم زندانیش کنیم، درِ هیچ زندانی برای همیشه بسته نمی مونه
ما حتی نمی تونیم اونو بکشیم، اون یکی از ما بوده، سر اون بالای دار بره، مردم می فهمند که می تونند همه مون رو دار بزنند

پس چیکار باید بکنیم؟

- اون رو توی خونه خودش
توی اتاق خودش
اونقدر حبس می کنیم تا همه مردم اسمش رو فراموش کنند
تا خودش هم دیگه اسمش رو یادش نیاد

---
و ما نیز آنها بودیم...