تیوال نمایش پا
S2 : 13:26:51
  ۱۱ تیر تا ۱۱ مرداد
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: آرمین حمدی‌پور
: پویان فریدونی، نگین تهمتن، فرزاد نام آوری، حانیه رضایی، رعنا شبانکاره
: نوید محمدزاده

: روح الله زندی فرد
: رعنا شبانکاره
: هدا میرزایی
: فرانک ایرانی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش پا / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، بام خانه هنرمندان
تلفن:  ۸۸۳۱۰۴۵۷، ۸۸۳۱۰۴۵۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هم موضوعش اجتماعی و مبتلا به بود برای اجتماعمون هم نحوه اجراش خیلی حساب شده بود و فعل خیانت و پارانویید داشتن رو به اجرا در میاورد و به فضای ذهنی مخاطب چنگ مینداخت و هم بازی های بازیگرانش روان بود و بسیار دوست داشتنی و رئال با مفهموم پایی که از گلیممون دراز تر میکنیم و پایی که در زندگی دیگران میکنیمپایی که در تصادفی شکسته و ویران شده و حسادت و یکبار تمام سناریو رو مثل ایینه از زاویه دیگه ای روایت کرد
علی جباری و سپیده این را خواندند
فرزاد جعفریان و مریم اسدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر من، به عنوان مخاطب، هدف دیدن یک نمایش اینه که شما از سالن که میای بیرون راضی باشی.
این نتیجه (راضی بودن یا نبودن) به خیلی از عوامل بستگی داره. یکی از اونها اینه که شما (نوعی) با چه پیش زمینه ای از نمایشِ پیش رو وارد سالن تئاتر بشی. خوشبحتانه با طرح سوال داخل یکی از شبکه های اجتماعی در مورد تجربه دیدن این نمایش با دید خوبی به این نمایش رفتم. طبق نظر بزرگواری که قبلاً نمایش رو دیده بودن، نمایش در حد دانشجویی، بی ادعا و ساده در طراحی دکور و گریم معمولی، بسیار مطلوب بود. اما نظرات مبنی بر عالی و بی نظیر و فوق العاده و ... اغراق آمیز هست در مورد این نمایش. با دید درست و واقعی وارد سالن شدن میتونه رضایت موقع ترک سالن رو در پی داشته باشه.
سپیده و امیر مسعود این را خواندند
زهره الف این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
برای من به عنوان مخاطبی که متن برایش همیشه مهم تر از سایر بخش‌های نمایش بوده و هست، این نمایش جذاب نبود و با پرداخت معمولی شخصیت‌ها و تکنیکی مستعمل در روایت و جابجایی موقعیت‌ها اساسا نوآوری خاصی به لحاظ شکلی و ساختاری نداشت و از جهت محتوایی به ویژه ایده‌ی کار هم گمانم می‌شد کامل تر باشد.
متاسفم که باید بگم یکی از بدترین تجربیات یک‌سال اخیر من برای دیدن نمایش بود. چه شرایط و متصدی ناشی سالن و چه خود نمایش.
امیدوارم کارهای بهتری ببینیم در آینده از این عوامل.
دم همه شما گرم و دس مریزاد
"پا" تلاشی برای واکاوی روابط همسران است که شوربختانه به جایی نمی‌رسد؛ اگر این دو تا این اندازه ریزبینند و اختلاف بر سر یک موضوع مبهم، می‌تواند کار را به جاهای باریک بکشاند، چگونه توانسته‌اند به زندگی کنار هم ادامه بدهند. ما این ریزبینی را در موقعیت‌های دیگر اما، نمی‌بینیم؛ برای نمونه، در بخش نخست که مرد "غیرتی" است (در بازسازی خرید کردن دوستشان در کانادا این را نشان می‌دهد)، درباره گفتگوی همسرش با مرد نصاب کنجکاو نیست و واکنشی نشان نمی‌دهد. جابجایی شخصیتها هم چیزی به نمایش نمی‌افزاید، هم ناگهانی است و مایه سردرگمی تماشاگر و هم تکراری بودن آن از گیرایی کار می‌کاهد.
آفریدن موقعیت‌های خنده‌دار از کنشهای موازی نامرتبط، بازی خوب و دکور کوچک اما هماهنگ با کار از ویژگی‌های خوب نمایش هستند.
نمایش پـــــا با محوریت ایده‌ای مرکزی درخشان نوید از متنی انتزاعی و دلنشین را در پرده اول و دقایق اولیه در ذهن مخاطب می‌کارد اما در ادامه روند نمایش همواره اسیر این ایده مانده و با ارجاعات به نقطه عطف اول تلاشی مبتنی بر توسعه نقش‌های درون ساختاری خود دارد.
شک و سوء ظن زوجی جوان بر پایه مناسبات اجتماعیشان با محوریت عضوی از بدن جهت برانگیختگی روحیات و خواسته‌های درونی آن دو است تا در برزخی حدفاصل توهمات شخصی و واقعیات گرفتار باشند.
بازی با زمان و تعویض موقعیت‌های مشترک بین زوج قصه و ایجاد مثلثی از روابط خارجی و شخصی و تکرارِ حلقه‌ای ِنقش‌ها و جابجایی درون ساختاری از نقاط مثبت متن نمایش است.
بازی بازیگران جوان مجموعه بر اساس متد فاصله گذاری به سمت تعامل با مخاطب گام برمی‌دارد و جنس دیالوگ‌های کمیک نیز دلیلی بر این ادعاست.
کارگردانی همسو با طراح صحنه و لباس و چهره پردازی اثر بر پایه اجرایی مینیمالیستی جهت‌گیری می‌کند و در پرداخت جزئیات کم‌اثر جلوه می‌کند.
نورپردازی نیز ساده و در مسیر خط سیر داستان با کمترین تحرکات شعاعی است.
استفاده از ویدئو وال برای تحقق ایده مرکزی داستان امری مثبت و گره گشاست.
و در آخر استفاده از ترانه‌های لس آنجلسی و یا هالیوودی در جهت مسیر ژانر کمدی نمایش و القای شبکه‌های ماهواره‌ای، طنزی هدفمند را در دل اثر به کار می‌گیرد.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ٦/١٠
ایده: ٨/١٠
متن: ٧/١٠
بازی‌ها: ٧/١٠
طراحی نور: ٦/١٠
طراحی صحنه: ٦/١٠
موسیقی ... دیدن ادامه » و صدا: ٦/١٠
طراحی لباس و چهره پردازی: ٦/١٠
درود
نمایش پا یک کار خوب ، کم ایراد و بی ادعاست .
دیدید بعضی آدم های دل نشین را ، سر و شکلشان را جز جز نظر نمیدهیم که چشمش فلان و لبش بهمان بود ، میگوییم طرف به دلمان نشست ، این تاتر هم از جنس همین آدمهاست ، اینقدر همه چیزش سرجمع و کم نقص است که لذت میبریم و دوستش داریم .
طنز ، اکت ، تایم ، دکور و ... به اندازه است و خفه مان نمیکند .

پا به گمان من یکی از کارهای خوب این روزهاست .
خسته نباشید به گروه اجرایی.
یک کار دانشجویی طورِ نسبتاً تر و تمیز و خلاق!
چاشنی کمدیِ کار شیرین بود و این که رورانس نداشت واقعاً من رو به فکر فروبرد. این یعنی: این داستان تا ابد ادامه داره...
حالا خودمونیم ها، جداً چه ضرورتی دارده مخاطب همیشه برای تماشای شوهای متواضع‌نمایانه کارگردان و حتی تشویق توی سالن بمونه بعد از اجرا؟ :))
قطعاً جا داشت روی نورپردازی و دکور هم خلاقیت بیشتری خرج بشه.
در نهایت من تشویقم رو از این جا نثار بچه های با استعداد تئاتر می کنم و به بقیه هم توصیه می کنم حمایت کنند.
نظر شما خیلی محترم و درست است و نشان از اگاهی کامل شما دارد؛ اما جسارتا یک کلمه در متن وجود دارد که کاملا از لحاظ دستور زبان نادرست است.
دانشجویی طور!
صفت دانشجویی به تنهایی هم مفهوم را میرساند و هم لازم نیست از پیشوند و پسوندی در کنارش استفاده کنید.

این ... دیدن ادامه » طوری که بعد از کلمات می آورند تازگی ها سر زبان ها افتاده و خیلی جاها به غلط مصطلح تبدیل شده. اصلا یه طوری میشود که ادم فکر میکند طوری شده است. طوری نکنید که آدم برایش شنیدن بعضی کلمات عجیب طور شود به خدا D:
۲۰ تیر
کاملاً باهاتون موافقم... :)) به کار بردن این اصطلاح صرفاً محاوره ای بود...
البته در مفهوم و در کوچه و بازار «دانشجویی» با «دانشجویی طور» تفاوت جزئی داره و من عمداً به کار بردم. اهل دل متوجه می شن.

۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلی خیلی دوست داشتم و لذت بردم. امیدوارم از این کارها بیشتر و بیشتر ببینیم.
این یک پا نبود(نیست)
شاید بشه گفت این نمایش ورژن ساده تر و عامه فهم تر و البته فانتزی تر(این یک پیپ نیست) بود.... نمایش خوبی بود و ممنون
اپیزودیک بودن نمایش و نداشتن رورانس از نکان مثبت کار بود.
بازیگر ها بسیار خوب حس رو القا میکردند؛ و از نظر من اوج کار و قسمت بهتر کار اپیزود نخست بوده.
بازی ها در کل خوب و در نیمه اول نمایش عالی بود...
درسته طراحی صحنه خاصی نداشت ولی به نظرم همان برای روایت داستان کافی بود...
سکانس رقص در نیمه اول و فیلم دیدن در نیمه دوم نمایش و میکروب و فرشته پاکی نقطه اوج کار بود به نظر من...
لباسها و گریم مناسب بود...
نداشتن رورانس یه ویژگی مثبت کار بود...
دیدنش رو به همه میتونم توصیه کنم فکر میکنم کسی ناراضی از سالن خارج نشه ...
باتشکر از عوامل مجموعه...
۱- اینکه "نوید محمد زاده تهیه کنندشه، پس خوبه" جمله درستی نیست.
۲- کارهای ایشون رو باهم مقایسه نکنید.
امضا "پا"

نمایش برای من جذاب بود کمدی خوبی داشت، قصه ساده و قابل تامل بود و بازی ها نسبتا خوب بود و با اینکه اجرای اول بود اما کم و کاستی ایی توی بازی ها به چشم من نیومد. چند مورد منفی هم دیدم مثل استفاده از همون کلیشه های همیشگی مثل سیگار و موزیک رپ و ... برای نشون دادن آدمای نسبتا منفی و خلاف عرف جامعه و ... .
مورد دیگه ای که چندبار حواس منو پرت کرد کسایی بودن که از پنجره سالن تصاویر نمایشگر رو مدیریت میکردن که باعث افتادن نور تو سالن میشد و همون نور حواس تماشاگر رو پرت میکرد این مورد اگه توی اجراهای دیگه رفع بشه خیلی بهتر میشه رو کار تمرکز کرد.
در کل خسته نباشید میگم به تیم نمایش و پیشنهاد میکنم حتما کار رو ببینید.
ببخشید مدت زمان اجرا چقدر بود؟؟
۱۲ تیر
حدود ۸۰ دقیقه البته نمایش با کمی تاخیر شروع شد.
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احساس میکنم که باید مثل نمایش سیزیف کار جذابی باشه. تیم که ظاهرا همون تیمه.
بله حتما معرکه است. مطمئن باشید.
از کست سیزیف فقط نوید جان محمدزاده هستن و فرانک ایرانی
۰۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منتشر شده در تاریخ سیزدهم شهریور ماه 1397 در روزنامه شرق

یک پای مزاحم رئالیستی

نوشته محمدحسن خدایی

گویا این روزها زیست و زمانه مردمان، بیش‌ازپیش ملهم از فضای مجازی و البته سوتفاهم‌هایش است. وضعیتی که به شکل خلاقانه‌ در نمایش "پا" روایت می‌شود. زن و شوهری که به عادت هر روزه، با دوست خود که زنی مهاجرت کرده به لندن است، از طریق اسکایپ تماس تصویری برقرار کرده و این‌بار میان‌شان اختلاف افتاده که آیا در گوشه اتاق و کنار گلدان، پای مردی غریبه را دیده‌اند یا موکت جمع شده را؟ اگر در تصویر اسکایپی، پا بوده باشد، آیا این نشانی است از خیانت زن به شوهر غایب خود؟ نمایش پا روایت عدم توافق در جزییات کوچک است که چگونه مسبب شکاکیتی تمام عیار در قبال مناسبات خانوادگی شده و آن را تا مرز فروپاشی به پیش می‌برد. نمایش پا، همچنین تاکیدی است بر بحرانی شدن ... دیدن ادامه » نسبت ما با واقعیت زندگی روزمره، آن‌هم به میاجی فضایی که به تسخیر رسانه‌های مجازی درآمده. می‌دانیم که پیش‌فرض‌ها درک ما از جهان را تغییر داده و قضاوت را تحت تاثیر خود درمی‌آورند. از یک منظر پدیدارشناختی، برای ادراک اشیا، می‌بایست بی‌واسطه به خود آنان رجوع کرد، آن‌هم با اپوخه کردن پیش‌فرض‌ها. اما در نمایش پا، می‌توان دشواری این رویکرد را مشاهده کرد و بر چشم‌اندازی اشاره داشت که هر کس امکان آن را می‌یابد که از آنجا بر ابژه‌ها نظر کند. حال اگر این چشم‌انداز با فضای مجازی درهم آمیزد، با واقعیتی مجازی‌شده روبرو خواهیم بود که درک ما را از اشیا، انسان و مناسبات مادی‌اش، مدام تغییر می‌دهد.
آرمین حمدی‌پور در مقام نویسنده، طراح و کارگردان، لحنی بازیگوشانه اختیار کرده و طنزی قابل اعتنا ساخته. علاوه بر زن و شوهر که اغلب در اتاق حاضرند و بر سر مسائل پیش آمده، جر و بحث می‌کنند، یک نصاب ماهواره و دخترک همسایه، شخصیت‌هایی هستند که به تناوب با ورود و خروج‌شان، از اجرا ملال‌زدایی کرده و فضایی طنازانه می‌سازند. هر دوی آنها در مقام "دیگری"، با گفتار و کنش خود، بر ادارک ما از واقعیت تاثیر گذاشته و به نوعی آن را به چالش می‌کشند. آنان حاشیه‌ای و غیرمنتظره‌اند، اما همچون نوری هستند که در تاریکی بر ما می‌تابند. دیرزمانی است که تئاتر ما، نسبت به حضور "دیگری" بی‌توجه است و از امکان‌های آن محروم. نمایش پا، گشوده به "دیگری" است. دیگری همچون امری نامنتظر.
رویکرد فلسفی اجرا، نسبی‌گراست. گویا در زمانه‌ای به سر می‌بریم که حتی افراد نزدیک به‌هم، تلقی مشترکی از واقعیت ندارند و مدام باید جزییات را واکاوید و از چشم‌اندازی تازه به ماجرا نگریست تا امکان فهم مهیا شود. بنابراین اجرا به دو تکه تقسیم شده تا روایتگر دو طرف ماجرا باشد، هم از منظر زن که بازیگر است عاشق اتود زدن، و هم از منظر مرد که داور و کارشناس فوتبال. هر دو نفر ذهنی جزئی‌نگر دارند. مرد که پای راست‌اش در مسابقه فوتبال صدمه دیده، اغلب چون یک کارشناس خبره فوتبال ظاهر شده و گفتارش یادآور کارشناسان برنامه‌های تلویزیونی ورزش است. اما زن بیش از آنکه به گفتار و استدلال تکیه کند، مدام در پی اجرای تئاتری ماجراست. تقابل این دو رویکرد، جذاب است و دیالکتیکی. اما هر دو نفر از یاد نمی‌برند که می‌توان از رویکرد طرف مقابل استفاده کرد و منطق خود را پیش برد. چه استدلال‌گرایی و چه اتود زدن تئاتری، در نهایت بیان‌گر این است که چگونه عدم تفاهم در جزییات، می‌تواند نشانی باشد از شکاف‌های عمیق و بی‌وفائی‌های مهلک.
نمایش پا در باب فضای مجازی است. فضایی که در آن می‌توان ژست تکثر گرفت و با تکنولوژی، تمنای تغییر همه چیز را داشت. آرمین حمدی‌پور با رویکردی نسبی‌گرا، اجرایی دوپاره بر صحنه آورده است. توگویی هر تکه، اتودی‌ست بر تکه قبلی یا بعدی. توهمی از تکثر که می‌توان تا ابد ادامه‌اش داد. اگر که تفاهم بر سر واقعیت ناممکن شده باشد و اجرای تئاتری از آن، امکانی برای مفاهمه و ادراک. نمایش پا، در نقد تکنولوژی، اما تکنولوژی‌زده نیست و با روایتی دقیق، بازی‌های به‌یادماندنی و خلق فضایی مینیمال، صدای تازه‌ای‌ست برای تئاتر این روزها کم‌رمق ما. نمایشی که به میانجی حضور در اولین جشنواره تئاتر شهرزاد، امکان اجرای عموم و مواجهه با مخاطبان پایتخت را یافت. گو اینکه گروه اجرایی از فضای آکادمیک تئاتر شیراز می‌آید و پیش از آنکه به فضای حرفه‌ای متعلق باشد، از تئاتر دانشگاهی برآمده و همچنان امیدبخش است. با بازی خوب پویان فریدونی، نگین تهمتن، فرزاد نام‌آوری، حانیه رضایی و رعنا شبانکاره.
گالنا
درباره نمایش (برگه وابسته) i
نمایشی معمولی با متنی خیلی معمولی، همین!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش (برگه وابسته) i
یک سریالی بود قدیم تر ها که دو اپیزود یکسان از یک اتفاق بین همسران رو پشت سر هم نشون میداد و نتیجه ش مقایسه دو رفتار مختلف و نقد کنش های نقش زن و مرد در زندگی بود. اسمشم یادم نیست. ولی یادمه خیلی کار جالبی بود و فرد رو روبروی خودش قرار میداد و باعث تعقل و نقد پذیری و درک متقابل می شد.
این نمایش تقریباْ همونطوریه. متنش هم ساده ست. یک اتفاق خیلی معمولی و روزمره. اما ساده لزوما بی اهمیت نیست.
زهره جان فکر کنم منظورت سریال نوعی دیگر هست که بهروز بقایی ساخت و با پرستو گلستانی بازی میکردن
آقای عزیز و خانم عزیز :)))
به نظرم بیشتر از بیست سال گذشته از پخشش !!!
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
وای خدایا! اون وقتها فکر میکردم چه تیتراژ خلاقانه ای داره !!! :)))
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
موافقم خانم مقدم. اکثر کارهای سال‌های اخیر پیش اونا چیزی ندارن...

آخر خلاقیت بود تیتراژش مریم خانم :)))) صدرحمت به تیتراژ اون‌موقع خطبه‌های نمازجمعه :))
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید