تیوال نمایش ملاقات
S2 : 04:43:56
  ۱۲ اسفند تا ۱۳ اردیبهشت
  ۱۹:۳۰
  ۲ ساعت
 بها: ۳۵,۰۰۰، ۵۰,۰۰۰، ۶۰,۰۰۰ و ۷۰,۰۰۰ تومان

: فریدریش دورنمات
: پارسا پیروزفر
: (به ترتیب حروف الفبا) علی ابدالی، نسترن امیرعبدالهیان، زینب ایزدپناه، رضا بهبودی، افسانه پرمر، پانته آ پناهی ها، پارسا پیروزفر، سیاوش چراغی پور، احسان حاجیانی، مهدی حسینی نیا، افشین خورشید باختری، امید رضایی، مونا رضایی، امیر صادقی، مجتبی علیرضالو، مونا غیاثی، نسیم قدس الهی، نیما قطبی، تیام کریمایی، سیاوش کریما، هومن کیایی، امیر محمدی، ایوب محمودنیا، مریم مسچیان، بهاره مصدقیان، نیما مظفری پور، الکس ملک کرم، داریوش موفق، مهدی میلانی، پیمان ناجی، امیر هرمزی نژاد

: نورالدین حیدری ماهر
: سیامک احصایی
: گلناز گلشن
: عباس عباسی
: رضا خضرایی
: محمد صادق زرجویان
: محمد گودرزیانی
: شیما مرادی
: نیما قطبی
: مسعود رمضانی، دانیال حبیبی
: هادی بادپا، افسانه پلویی
: مهسا عباسی، لیلا آقاسی، عاطفه تقی لو
: هدیه ایدلو

: مریم پوراحمدی، علیرضا احدیان، آیدا ولایی
: محمدرضا میرباقری، میترا آقامیری، رضا حیدری، حمیدرضا قاسمی، بهاره اسدی
: میثم صفری
: امیر خوارزمی

: محمدرضا پناهی
: علیرضا پناهی، رسول نبیئی، وحید وطن دوست، شهریار پیرمحمدی، کارزان حسامی، مهدی صفا منش
: زهرا بهرامی، آتنا رضایی
: مریم نصراللهی
: استودیو ۵۴

بخش همکف
باکس وسط: ۷۰،۰۰۰ تومان
باکس‌های کنار: ۶۰،۰۰۰ تومان
بخش بالکن: ۵۰،۰۰۰ تومان
بخش بیرون از ظرفیت (صندلی پلاستیکی): ۳۵،۰۰۰ تومان

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش ملاقات / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» بازیگران نمایش «ملاقات» به کارگردانی پارسا پیروزفر معرفی شدند

ویدیوهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش ملاقات...
من نمایش رو دیدم و بعد از اون نمایشنامه رو خوندم، اکثر مواقع به همین دلیل از جذابیت های نمایش و نمایشنامه کاسته می شد ولی در این مورد به طور استثنا این اتفاق که نیفتاد هیچ بلکه باعث شد بیشتر از نمایشی که دیدم لذت ببرم و به این نتیجه برسم که پارسا پیروزفر مثل همیشه فوق العاده عمل کرده در اجرای نمایش..
داستانی فوق العاده روون،
بی اغراق میشه گفت تاثیر گذار،
با جزئیاتی به جد هماهنگ شده و میزون!
یک مضمون با معنی و با همخونی وقایع امروزه ما و در کل لذت بخش بود دیدن این اجرا
در نهایت این دیالوگ رو برجسته ترین بخشش میدونم:
"عدالت تنها زمانی برقرار میشه که تمام مردم تشنه ی عدالت باشن"
سلام ممنون از توضیحاتتون من هم می خواستم نمایشنامه این نمایش را بخونم، شما که خوندید می شه لطفاً راهنماییم کنید چه ترجمه ای رو بگیرم؟ برای آقای حمید سمندریان خوبه ؟
۱۱ اردیبهشت
سلام بله حتما،
من ترجمه استاد سمندریان رو خوندم که به نظرم خیلی گویا و روون بود.
۲۱ اردیبهشت
سپاس فراوان
۲۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دنیای نمایش دنیایی است دهشتناک و سیاه، که حرص ها و گناه های نهفته در آن از پرده بیرون می آیند. نمایش مسلماً یک مسئلۀ وجودی دربارۀ طبیعت و ذات انسان را به صحنه می آورد، شاید مسئلۀ قابلیت انسان برای طمع و بی مسئولیتی، و شرارت در قبال همنوعانش. چیزی که غریب است، زبان نمایش است که در بسیاری جاها لحن کمیک دارد. درواقع این خنده ای که از آغاز نمایش شروع می شود در یک جا کاملاً از بین می رود، و گویی سرد می شود. ارتباط با این نوع طنز که گویا در زبان آلمانی جا افتاده است برایم دشوار بود و درنتیجه نتوانستم تجربۀ کاملی از نمایش داشته باشم.
سلام دوستان
من سه تا بلیت برای این نمایش برای فردا ٥ اردیبهشت دارم و برام مقدور نیست برم
همکف ردیف ٩ صندلی 7,8,9 سانس ١٧
اگر تمایل به خرید داشتین به این آی دی پیام بدین لطفا
Telegram lD: maryamshariatiii
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تعجب میکنم از هجم نظرات مثبتی که من رو ترغیب به خرید بلیط کرد...
امشب بیننده این تئاتر بودم ...
به شدت معمولی بود ...
اولین تئاتری بود که دیدم بعد از چند دقیقه پایانش قابل پیش بینی است...
توقعم خیلی خیلی بیشتر بود ...
اصلا پیشنهاد نمیکنم متاسفانه.
منم با نظرتون موافقم با وجود این همه بازیگر خوب که منو تشویق به خرید بلیط کرد ،اجرا خسته کننده و معمولی بود (مثل یک خط صاف و یکنواخت بدون هیچگونه هیجان و بازی با فراز و نشیب )انگیزه دیدن تا اخر تاترو نداشتم
۰۲ اردیبهشت
منم درمجموع با شما موافقم و خیلی کار رو دوست نداشتم. به نظرم اجرای بسیار معمولی و متاسفانه به نسبت کارهای قبلی آقای پیروزفر ضعیف‌تری بود. منتها یک نکته رو می خواستم بگم که قابل پیش‌بینی بودن پایان نمایش الزاماً نقطه ضعف محسوب نمیشه. خیلی از نمایشنامه ... دیدن ادامه » های معروف دنیا مثل کارهای شکسپیر داستانشون و به تبع پایانشون رو اغلب مردم میدونن . با این حال بارها و بارها روی صحنه می رن و اجراهای تمیز و عالیشون پربیینده میشن و دیدنشون سراسر لذته. با این که می دونید داستان چیه ولی به خاطر یک اجرای تمیز از نظر شخصیت پرداری، بازی ها،‌ طراحی دکور و لباس و کارگردانی و .... از لحظه لحظه نمایش لذت می برید. من، به شخصه، همین نمایش رو سالهای قبل خونده بودم و داستان رو می دونستم و در متن نمایشنامه هم از تقریبا اواسط متن دورنمات کم و بیش تکلیف شما رو با پایان کار روشن می کنه و به اصطلاح قابل حدسه. با این حال این مسئله از ارزش ادبی این نمایشنامه کم نمی کنه چون فاکتورهای دیگری هست که نمایشنامه رو ماندگار می کنه. اجراش هم می تونه همین باشه. فارغ از پایان قابل حدس، اگر اجرای بهتری می بود قطعا همه ما که راضی نبودیم لذت بیشتری می بردیم ، کمااینکه مرحوم سمندریان اجرای بسیار تمیز و به مراتب یک سروگردن بهتر از این اجرا رو سالهای پیش روی صحنه برده بود.
۰۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر منسجم و با مفهومی بود که خوب هم اجرا شده بود ولی اگه دنبال تئاتر جذاب هستید احتمالا برایتان خسته کننده خواهد بود. برای دانشجویان هنر از لحاظ آموزش بسیار مناسب خواهد بود همچنین برای افرادی که دغدغه اجتماعی دارند.
محسن انصاری، پارسا یزدی، Sa ba و امـیـر این را خواندند
فرزاد، حمیدرضا مرادی، زهره الف و یاسمن این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
“همه ما گنهکاریم و گناه نکردن در نتیجه در دسترس نبودن گناه است ؟؟؟”
به باور کارل گوستاو یانگ، در ناخودآگاه فردی، بخشی است به نام «سایه» یاshadow و سایه همان قسمتی است که شخص عواطفی را که خود او یا دیگران نمی‌پسندند، سرکوب می‌کند. مثلن از کودکی به فرد گفته می‌شود که حسادت بد است. پول دوستی بد است. او نیز در تلاش می‌شود تا این احساسات یا تمایلات را سرکوب کند تا هم اضطراب خودش کم شود و هم مقبول جامعه باشد. بعدها شاید این حسادت یا پول دوستی از بین نرود، امّا شخص آن‌ها را به شکل ناخودآگاه در دیگران جست‌وجو کند و هی نشان بدهد که دیگران حسود و پول دوست اند؛ یا دیگران متعصب و کوته‌‌اندیش‌اند.
در نمایش ملاقات چالشی اخلاقی مطرح میشودکه در ظاهر قرار است بی عدالتی مشهود اما مغفول مانده به کوشش خود قربانی و از پس انتقامی شگرف به عدالت بی انجامد و حال مسئله ... دیدن ادامه » حق و ناحق مطرح میشود که ایا حق انتقام برای قربانی همیشه محفوظ است؟ ایا چون شخصی به فحشا کشیده شده است این حق را دارد که جامعه ظالم را به فاحشه خانه تبدیل کند؟ و قدرت و ثروت تا چه حد میتواند توجیه گر زیر پا گذاشتن اخلاقیات باشد چه از طرف صاحب مال و قدرت و چه از طرف نیازمندان این ثروت؟
ما در بستر این نمایش با جامعه و مردمی مواجهیم که در رکودو فقر کامل به سر میبرند و تا قبل از تحریک با انگیزه ثروت و رونق تنها با قدمت و تاریخ و شرافتشان روزگار میگذرانند اما در عرض چند روز همه انچه اخلاقیات میپندارند با انگیزه ای قویتر و جذابتر اما با توجیه و پوشش اخلاقی (یعنی گرفتن حق مظلوم از ظالم) بر باد فنا میرود و حال نکته اینجاست زنی در حال سنگسار بود عیسی ناصری بر او میگذشت و گفت کسی که بیگناه است میتواند اولین سنگ را پرتاب کند و گرنه چه معلوم که گناهان او از این زن بیشتر نباشد؟؟
روزگاری بود که ایل ثروتی داشت (یک لیتر عرق) و شاهدانی پیدا کرد برای اغفال دادگاه و حال کلارا برگشته با ثروتی مشابه و مردمانی نیازمند در نقش شاهد, تو گویی دایره وار تکرار میشود و تکرار میشود انچه بر مذمت ان میگرییم.
دختر شیک پوش گولن همچنان بعد از هر عبور مورد قضاوتی بی رحمانه قرار میگیرد و دور نیست که ایل و کلارایی دیگر و دادگاه و شاهدانی دیگر از دل گولن پدیدار شوند و شهردار و پلیس و کشیش و حتی معلم هم مثل بقیه حال شاید با ظرفیتی ( قیمتی) بالاتر نه بعنوان هدایتگران و کنترل کنندگان این جامعه بلکه در اینجا بعنوان بخشی از عوام فقط و فقط منفعت خود را میجویند!
حق چیست و کجاست؟ ایا راهی برای نجات گولن هست؟ عاقبت حقیران دولتمند شده از این پس چیست؟
خوش بود تا محک تجربه آید به میان / تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
در سایه ناخوداگاه ما چه میگذرد؟ ایا توان گذشتن از چنین چالشهایی در ما هست؟

پ . ن : از علاقمندان این نمایش دعوت میکنم که حتما کتاب شیطان و دوشیزه پریم اثر پائلو کویلو رو بخونن تا همین داستان رو از منظر و نتیجه گیری دیگه ای هم ببینن
عاااالی بود ، ممنون
۲۴ فروردین
تا جایی که یادمه دختر گولن تو نمایشنامه اصلی نیست و پارسا پیروزفر به نمایشش اضافه کرده چون برای ما ایرانی ها خیلی ملموسه این بخش
۱۱ تیر
ایول
۱۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا پیروزفری که در نظام تولید گرفتار شده است
یکی از مفاهیمی که در بررسی و تحلیل جامعه شناختی نظام تولید به کارمان می آید مفهوم "مدل و سری" است . ژان بودریار این مفهوم را در کتاب نظام اشیاء ( ترجمه پیروز ایزدی ) به تفصیل توضیح داده است . در بخشی وی می گوید : " هنگامی که از مدل به سری گذر می کنیم ، کیفیات محسوس شیء همراه با کیفیات تکنیکی آن نزول می یابد."مدل چیزی است که بر اساس آن یک سری از چیزها به تقلید از آن تولید می شوند و به نظر بودریار در جامعه صنعتی کنونی و با فزونی نیازها سَبک از بین رفته است و از سوی دیگر مدل یا سری ناب کمتر و کمتر یافت می شوند و همه چیز به دام تولید انبوه افتاده است . از سوی دیگر برای بقای نظام تولید لازم است که مدل تجدید و جذاب تر شود لذا مدل های جدید می آیند و مدل های قبلی و به دنبال آن سری های قبلی منقضی می شوند و بدین ... دیدن ادامه » ترتیب مدل جذابیت خود را حفظ کرده و بقای نظام تولید را تضمین می کند . مدل نه غنی است و نه فقیر و از آنجایی که باید پتانسیل تجدید را داشته باشد ، ذرّه ذرّه جذابیت هایش را به مصرف کنندگان می چشاند . چیزی که به وفور در تکنولوژی یافت می شود و یک کمپانی مانند اپل هیچوقت تمام اختراعات و فناوری هایش را به مصرف کننده تحویل نمی دهد و طی سالیان طولانی ذره ذره به مصرف کننده آن را می چشاند و بخاطر جذابیت مدل ، سری های اپل را همگی می خرند . بودریار نیز تحت عنوان "معایب ارادی ساخت" از این عیب ها و کسری هایی که در مدل ها توسط تولید کننده عمدا اعمال می شوند یاد می کند . یعنی هنر ، خلاقیت ، اختراعات و یا دقیق تر گفته باشیم همه چیز تحت سلطه نظام تولید در می آیند چیزی که در مضمون نمایش "ملاقات" و جامعه آن ( شهر گولن ) به خوبی یافت می شود . زایایی از بین می رود و کلارو کارخانه های شهر را راه اندازی نمی کند چراکه آن وقت گولنی ها به وی احتیاجی پیدا نمی کنند ! از دورنمات دو کار "ازدواج آقای می سی سی پی" و "ملاقات" را دیده ام و تا آنجایی که دستگیرم شده است ، دورنمات در نمایشنامه هایش کلیت گراست و چندان به کند و کاو شخصیت ها نمی پردازد و انسان امروزی را عضوی از یک توده می داند و زندگی شخصی و فردیت را از دست رفته می پندارد . همه چیز با توده ها پیش می رود بنابراین خیلی پرسوناژها فرصت از خود گفتن ندارند . این نگاه دورنمات به نظرم امروزه چندان مفید نیست چراکه یک دید کلی و تیتروار از مسائل را به ما می دهد همانطوری که رسانه ها نیز ما را مطلع می کنند . کارکردگرایی و کلی نگری فقط شرح می دهد و می رود اما آن چیزی که امروز نیاز داریم ، روانکاوی و پیدایش ریشه ها و نقاط عطف در زندگی انسان است . چه می شود که آلفردها و کلاروها به وجود می آیند ؟ در مورد پیش زمینه های این افراد باید بیشتر گفته شود و فکر به چالش بیفتد نه اینکه صرفا با مشروحی از وضعیت آنان عبور کرد . ای کاش این کار اقتباسی از نمایشنامه دورنمات بود و بیشتر پرسوناژها به چالش کشیده می شدند و پرورش می یافتند . این کار هم زمان بر است و هم گروه اجرایی را دچار مشکل می کند و هم بازیگران را اما ارزشمند است در عوضش مخاطب را به فکر می اندازد و به چالش می کشد . پارسا پیروزفر در نمایش ماتریوشکا به قدری خلاقیت به کار برده بود که هر جنبنده ای را به لذت وا می داشت و جلوه های زیبایی از بازیگری را در برابر چشمان ما به تصویر می کشید . نشان می داد که هنرمندی خلاق و حرفه ای است و برای مخاطب وقت می گذارد و سعی در ساختن اجراهایی با کیفیت بالا دارد . کیفیت آن به قدری خوب بود که نیازی به تبلیغات و بیلبورد مانند نمایش "ملاقات" نداشت اما در دو نمایش "ملاقات" و "یک روز تابستانی" که پشت سر هم بعد از ماتریوشکا به صحنه برده است این موضوع کمتر به چشم می خورد . بازی رضا بهبودی نیز مانند قبل نیست . نمایش " ماجرای مترانپاژ" هم در جامعه مشابهی به سر می برد و عناوین افراد جامعه حائز اهمیت بود اما به شخصه بازی رضا بهبودی و تعلیق و محتوای نمایش برایم جذاب تر بود . کیفیت "ملاقات" به اندازه کارهای پیشین پیروزفر نیست ، وقت کمتری برایش صرف شده و سری هایی شده اند از مدلی به نام "ماتریوشکا" ! اشیائی مزیّن به لِیبِل پارسا پیروزفر . آن روح ، شور و خلاقیت ماتریوشکا را ندارند و جنبه مصرفی پیدا کرده اند ! پیش فروش های بلیت ، ایران خودرویی تر شده است . بینوایان وار سالن اجرا بزرگ تر شده و قیمت ها نیز افزایش یافته اند . ای کاش این روند تولید و مصرف تئاتر ادامه نیابد و ماتریوشکاها و سایر تئاترهایی غنی از این قبیل زنده بمانند !
چقدر خوب که هر از چند گاهی نقدهایی اینچنین قوی میخونیم. سپاس
۲۰ فروردین
ممنون از متن انتقادی مفصل و مدلل و منصفانه تان. فارغ از اینکه من این کار را چندان دوست نداشتم و انتظارم برآورده نشد، اما ترجیح می‌دهم بیش از نظرات کلی، مثل خوب بود یا بد بود و چند جمله کلی دیگر، به پشتوانهٔ دلایل یا جزئیات بیشتری انتقاد یا حتی تعریف و ... دیدن ادامه » تمجید ببینم و بخوانم. البته سوءتفاهم نشود. هرکس آزاد است هرجور دوست دارد بنویسد. من از ترجیح خواندنِ خودم گفتم. چون دانش و تخصص مرتبط ندارم و گاهی که فرصتی دست دهد دوست دارم نمایشی ببینم و از خلال همین نظرات مفصل است که چیز یاد می‌گیرم و ذهنم روشن میشه. ممنون از شما جناب پوریا. وقتی که دوستانی مثل شما صرف نوشتن اینجا می‌کنید برای شخص من بسیار مغتنم است. ایام به کام.
۲۰ فروردین
ممنونم آدنا جان لطف دارید . نقد کوتاهی هم که نوشتم ملهم هم از مفهوم سری و مدل و آنچه که بودریار در نظام اشیا شرح می دهد بود . خوشحالم که توانستم آن طور که می پسندید بنویسم .
۲۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک راهروی پوشده شده با سنگ سرامیک تیره که به شدت و با وسواس تمام صیقلی و تمیز شده و درهایی به اون باز می‌شه و با هر در و قدم گذاشتن افراد به اون این راهرو کثبف و کثیف‌تر میشه و فقط کسانی می‌تونن از این راهرو به تمیزی عبور کنن که یا سازنده‌اش باشن (نصاب سنگ کف) و یا دستور بازسازی‌اش رو بدن.
دیدنی و بسیار طولانی: شاید اگر در حد 90-100 دقیقه می‌بود به شدت جذاب‌تر می‌شد. کششی که قرار بود بر اثر گذشت زمان و تغییر تفکر در افراد شهر به وجود بیاد بیشتر تبدیل به رخوت و کسل شدن تماشاچی شده بود. داشتم در طول کار فکر می‌کردم اگر یه قدری عدم فاداری به متن انجام می‌شد و یه قدری "امروزی"تر می‌شد خیلی جاها این گذشت زمان رو می‌تونست مطلوب‌تر بکنه: مثلاً اضافه کردن موسیقی و نواهای خارجی شاید تولید حس رو تسهیل می‌کرد و...
درکل باید دید و از "تئاتر" لذت برد.
بیشتر به این فکر می کنم که کلرا بیشتر از آلفرد انتقام گرفت یا از گولنی ها....
آلفرد مُرد و تمام شد. گولنی ها باید تا آخر عمر به قول معلم منتظر اومدن عجوزه ی خودشون بمونن
#پارساپیروزفر همیشه انگار انتخاب نمایشنامه‌ش برای اجرا بی‌نقصه(با توجه به شرایطِ زمانه).#گولن الان نه فقط شهر ما ،یا کشور ما بلکه شاید بشه گفت جهان ماست! جهانی که از تک تک ارزشهای انسانی داره خالی میشه، بدونِ اینکه بفهمیم داریم تبدیل به چیزی میشیم که سالها پیش خودمون ازش وحشت داشتیم. #بانوی_سالخورده ما میتونه هر کس یا چیزی باشه. هر کس که توجیهی با شکل و شمایل عدالتِ ساختگی برامون بیاره و باهاش تمام وجوه نیک زندگی بشر و سر بِبُره. چه کشیش‌ها و معلم‌ها و پلیس‌ها و شهردارهایی الان توی دنیامون هستن که همه گناهکارن ولی به بهانه عدالت آلفردها رو قربانی سطحی‌ترین نیازهای بشر می‌کنن. و همینه که دنیامون این شکلی شده: که هرچقد انسانی‌تر رفتار کنی عقب‌افتاده و احمق خطاب میشی و به جایگاهِ به اصطلاح اجتماعی خاصی نمیتونی برسی! که بی‌بندوباری و هرزگی ... دیدن ادامه » تبدیل به ارزش شده با بهانه‌ی آزادی و هممون خودمونو به خواب زدیم که فرقشون رو نمیفهمیم!که موقع بحران به خودمون اجازه میدیم مثلا کانکس‌هامون رو دوبرابر قیمت بفروشیم و با خیال راحت شب سرمونو رو بالش بذاریم! #کلارا توی هرشهری کار خودش رو کرده و با تابوت تزیین شده منتظر قربانیاش نشسته.
بازی درخشان پانته‌آ پناهی‌ها و رضابهبودی مثل همیشه لذت تماشای یک تئاترو چندبرابر کرد
عدالت را کشتند برای اجرای عدالت!!؟
لذت بردم از دیدن این اجرا. برای جامعه بیماری که همه بظاهر بدنبال اجرای عدالت هستن خوبه که این تئاتر ها اجرا بشه.
میتونم بگم مهمترین دیالوگ این اجرا جمله ای بود که آقای پیروزفر گفتن [عدالت وقتی اجرا میشه که ما تشنه اون باشیم]
البته دیالوگ های خوب زیادی در این اجرا بود که به ارزش نمایش اضافه میکرد
نمایش خوبی بود پیشنهاد میکنم ببینید !!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان و عزیزانی که مثل من و مثل خیلی از دیگران، به امید دیدن پارسا پیروزفر به این نمایش میرن باید بگم که مدت حضور و مدت زمان دیالوگ ایشون روی هم 10 دقیقه هم نمیشه. نقش ایشون میشه گفت نقش چهارم یا پنجم هست. با گریم خیلی متفاوت از همیشه حضور دارند که من نقش های قبلی ایشون رو بسیار بسیار بیشتر دوست داشتم.
اما به جهت اجرا و بازی، میتونم بگم نمایش فوق العاده ای بود. بازیگران، حرفه ای و خبره بودند. از جهت محتوا و موضوع نمایشنامه، موضوع تکراری و کلیشه ای بود اما مفهومی بود. اینکه عامه مردم حاضرند برای پول دست به هر کاری بزنند که این مفهوم در دل یک داستان جذاب اما بدون هیجان ارائه شده بود. در کل با توجه به نمایشهای قبلی آقای پیروزفر مثل بر پهنه دریا، ماتریوشکا و... این نمایش قطعا با اختلاف زیاد در رده بعدی قرار می گیره. البته در اون نمایش ها فکر می کنم کارگردان ... دیدن ادامه » نبودند. در کل نمره متوسط به بالا رو میدم و دیدنش رو توصیه می کنم اما به اون شدتی که سانس ها پر میشه، هیجان انگیز نیست و اگر نبینید هم چیزی از دست ندادید.
پارسا پیروزفر در نمایشهایی که گفتید کارگردان هم بوده. مثل بر پهنه دریا، ماتریوشکا و...
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود به گروه خسته نباشید می گم اما سالن تاتر شهر مکان مناسبی نبود برای اجرا صندلی ها خیلی بد بود و نمایش با تاخیر شروع شد
مدت زمان نمایش کمی طولانی بود
لحظه ای که الفرد و کلر با هم روبه رو شدن خیلی سرد بود خیلی ساده گذشت انتظار هیجان بیشتری داشتم یا وقتی آلفرد از ویژگی های اخلاقی کلر حرف می زد باید تاکید بیشتری روی عدالت خواهی این زن می شد
کلر خیلی سرد و یخ زده بود البته حق هم داشت آسیب دیده بود به نظرم باید کم طناز تر بود
فرزاد، یلدا معصوم و محسن جوانی این را خواندند
آذرمهر، جهان، امـیـر و آدنا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک پیشنهاد برای گروه نمایش ملاقات دارم.در آخرین صحنه که شهردار و سایر افراد شهر دور هم جمع میشن و خیره به اون تیکه کاغذ همه به سمت چپ سن میرن و تماشاچی هایی که صندلیشون سمت راست سن هستش درواقع اون تیکه رو از دست میدن.به نظرم بهتره شهردار و بقیه وسط سن تجمع کنند که همه چهره اشون رو ببینند.یکی از نقاط عطف نمایش همین صحنه آخره که واقعا حیفه که یه سری از تماشاگران اون تیکه و اون نگاه به خصوص شهردار رو از دست بدن.ضمن تشکر از بازی بسیارخوب و صدای رسای آقای چراغی پور و البته سایر بازیگران
محمد جواد این را خواند
فرزاد، فرزاد جعفریان، جهان و یلدا معصوم این را دوست دارند
درود
این صحنه مهمترین و بهترین صحنه نمایشه
فقط گزینه احتمال افشا رو فعال می کردین
۲۳ اسفند ۱۳۹۷
بله سعی کردم جوری بنویسم که کسی متوجه نشه.ولی با این حال الان فعال کردم.ممنونم
۲۳ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود بازی ها روان اما روند طی شدن داستان فوق العاده طولانی و خسته کننده بود روی یک خط بود و تب وتابی نداشت فقط اروم پیش میرفت نباید انتظار یک نمایش معرکه رو داشت فقط خوب اجرا شد بدون هیچ اتفاق خاصی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان اگه بلیتی در همکف و جلو دارید و خودتون نمیتونید برید به این شماره تلگرام پیام بدین : ٠٩٢١٥٤٨٢١٨٨
پوریا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جامعه و مردمی که اون موقع که باید عدالت رو اجرا نکردند و از یک فرد ساده یک هیولا ساختند و فقط در ازای گرفتن پول حاضر به اجرای عدالت می شوند.آیا اینجور اجرا کردن عدالت لذت بخشه؟ آیا نشون میده که این جامعه آماده اس برای پذیرفتن عدالت و گرفتن حق مظلوم؟ آدم های این نمایش چقدر برام آشنا بودند. فکر کنم هرروز صبح که از خونه بیرون می زنم می بینمشون.البته که خودم هم جزئی از اونا هستم.بسیار لذت بردم از دیدن این نمایش.دوست دارم یک بار دیگر هم این کار رو ببینم.
حالا اینو چیکار کنیم تو این وضعیت ؟! :)
احتمال کاهش جذابیت :)
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
خیییلی خوووب بود :))))
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
حامی عزیز ولی مراسم فروش کبد و کلیه و قرنیه و سایر اعضای بدن برای دیدن تئاتر فکر کنم صد در صد مراسمی ایرانی باشه که از این جهت مفتخریم !

خانوم معصوم :)))
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید