تیوال نگار پورشعبان | دیوار
S3 : 03:57:07
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیدن این دوئت رو شدیدا پیشنهاد می کنم
celine، اعظم م، عاطفه گندم آبادی و امیر این را خواندند
H.A، سارا حدادی، شاهین و مریم زارعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با نظر آقای فهیمی موافقم . بعلاوه اینکه این کار بخش موسیقیاییش خودش باعث هزینه بیشتری هم می شه . و اینکه این جنگ سر ردیف های جلو به نظر من درست نیست چون غالبا ردیف های جلو یه تفاوت تقریبا زیادی با ردیف های عقب درهمه برنامه ها (مخصوصا برنامه های موسیقیایی ) در همه جای دنیا دارند . حالا گروه می تونستن با همون تفاوت قیمت به صورت عادی بلیط رو بفروشن در صورتی که اینجا به خیریه تعلق گرفته .
نغمه، نوید خلاقی و رضا زمانی این را پاسخ داده‌اند
خانم پور شعبان عرض شود به خدمت تون که پارسال هم نمایش سقراط با موسیقی زنده اجرا رفت و این مساله باعث نشد که قیمت بلیتش بالا تر از رقم مصوب تالار وحدت باشه. نرخ سالن ها امسال مشخص شده و سالن های بزرگ و مهم تهران (سالن اصلی، تالار وحدت، سالن های ایرانشهر، ... دیدن ادامه » نیاوران و متاسفانه! اکو) همگی بلیت بیست و پنج تومانی می فروشند. رقم بلیت این سالن از قبل مشخص شده و اگه این جریان خیریه نبود آقای رحمانیان اجازه ی فروش بلیت با این قیمت رو نداشتند. به هر حال ما که به نیت خیر آقای رحمانیان تردید نداریم اما تصور کنید این تردید هم به وجود بیاد!

به دلیل پرهیز از اتهام زنی بحث رو باز نمی کنم فقط میگم این سیستم فقط بی اعتمادی میاره و در عین حال روش درستی برای کار خیر هم نیست.
۲۹ تیر ۱۳۹۳
مرسی آقای نصیری عزیز . خیلی دوس دارم نقدتو رو راجع به دو کار قبلی بدونم ایشالا سر یه فرصت مناسب چون منم یه صحبت هایی دارم خوشحال می شم بتونیم در میون بزاریمشون . باز هم منون از نظراتتون
۳۱ تیر ۱۳۹۳
اگه منظورتون از دو کار قبلی، ترانه های قدیمی و «در روز های آخر اسفند» باشه باید عرض کنم اولی رو دوست داشتم و دومی رو (به دلیل گران بودن بلیت) ندیدم و نظری ندارم. اولی یه نمایش حال خوب کن محسوب میشه. کاری که یه راست میره سراغ احساسات تماشاگر و دلشون رو می ... دیدن ادامه » لرزونه. این که حال آدم خوب بشه کم کاری نیست. خیلی هم ارزشمنده. ولی ااز خیلی جهات و شاخص ها «ترانه های قدیمی» کار شاخصی نیست. متن پیچیده ای نداره در واقع یه تعداد آیتم به عنوان مقدمه بر اجرای یک ترانه نوشته شده، و بند ارتباط میان تمام آیتم ها (یعنی گلی) از یک کلیشه ی خیلی معمولی در نمایشنامه نویسی پیروی می کنه (حلقه ی واصل میان تمام آدم ها، دلتنگی و تنهایی، این که ما همگی در گوشه گوشه ی این شهر دور افتادیم، تنها و بی دوست، و هیچ کس آن جا را که هست خوش ندارد) خلاصه که متن بین کار های استاد رحمانیان به هیچ وجه نوشته ی شاخصی محسوب نمیشه و میخوام بگم حتی برای نوشتنش زمان زیادی هم از استاد گرفته نشده. دکور هم که در ترانه های قدیمی عملا وجود نداره. خلاصه اجرای اون نمایش یه کار موفق به لحاظ تجاری محسوب میشه. قضاوتی در مورد ترانه های محلی ندارم فقط می دونم حیفه استاد رحمانیان با اون توانایی خودش رو محدود به سوژه های دم دستی و مخاطب جمع کن بکنه. ما از آدمی با اون توانایی انتظار یک کار به شدت خلاقانه رو داریم.

ببخشید که من فرصت مناسب سرم نمیشه و همین جا حرفم رو زدم :) چشم هر زمان شما بفرمایید خوشحال میشم در مورد این نمایش یا سایر نمایش ها با هم صحبت کنیم.
۳۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم می خواهد نقش آن جنین را که از سمت مادر آسمان به زمین می آمد را بازی می کردم ... هرچند یک بار در زندگی واقعی بازی کرده ام ... اما دلم می خواست یک بار با اختیار خودم بازی کنم و کجا بهتر از هوموریباس ؟