کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال هنرهای تجسمی
S3 : 01:04:32 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
کیارش
درباره نمایشگاه پیش از بیداری i
فوق العاده
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
م ح خ
درباره نمایشگاه ونگ i
دوستان گرامی تیوال،
عنوان صحیح نمایشگاه «آونگ» است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه نمایشگاه خوبی
چه لذتی بردم از نقاشی ها
بیشتر از یک ساعت مسحور شدم در عالمشون
جناب تقوی، دست مریزاد
چه زیبا پساامپرسیونیسم رو درک کردید، درود بر شما
جناب صادقی
خیلی خوب بود
۰۳ دی ۱۳۹۸
واقعا شگفت زده شده
باور نمی کردم چیزی که می دیدم رو
رنگ، فرم، فضا، تصویرسازی، ایده پردازی و...
۰۳ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری محترم!
آدرس نگارخانه به نظرم اشتباه درج شده در نقشه! نگارخانه ماه واقع در بلوار افریقا (امانیه) است. ولی شما در نقشه دیباجی درج کردید.
من گیج شدم!
مرتضی سوری این را خواند
درود بر شما
جناب علیزاده، آدرس در نقشه اصلاح شد.
با سپاس از همراهی شما
۲۱ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
_ تا کی میخوای منتظر بمونی؟
+ تا هروقت بیاد، کاری ندارم جز منتظر بودن...

________________________

_ اگه نیاد چی؟
+ میرم دنبالش...
امیر مسعود و نورا احمدی این را خواندند
امیرمسعود فدائی، نیلوفر ثانی و محمد مجللی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قطعا دیدنش جذابه،
اگر این روزا از طرفای چهارراه ولیعصر رد شدین یک ربع وقت بذارید و راهتونو کج کنید به سمت کوچه ی بالاور، ضرر نمیکنید :)
امیر مسعود و نیلوفر ثانی این را خواندند
بهار گراوندی و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
چرا به فکرم نرسید امروز ببینمش؟ (ایموجی زدن توو پیشونی)
۱۱ آذر ۱۳۹۸
عهههههه
من اصلا روزش رو چک نکرده بودم، پس خودمم شانس آوردم که امروز مسیر و تایمم خورد بهش...
۱۱ آذر ۱۳۹۸
آره خیلیم خوش شانس بودی :)
۱۱ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرفورمنس خیلی جذابی بود برای من، فقط بدونید که نهایت زمانی که صرف مشاهدهٔ اجرا و نمایشگاه میشه ۲۰ دقیقه است. روی زمان زیاد برنامه‌ریزی نکنید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احمد عسگری
درباره نمایشگاه Miss World i
نظرورزی انسانی به قالب ریزی هویت زن

محمدرضا عباسی در آثار این مجموعه به مدد ارجاعات برون متنی از عناصر ناهمگون مخاطب خود را از صرف مشاهده و مواجهه با نقاشی به نظرورزی درباره نیمی از هویت انسانی دعوت می‌کند. یکی از مؤلفه‌های اصلی و مشترک در آثار این مجموعه ترجیح فیگور برای بیان وضعیت و چینش ارجاعات درون متنی و برون متنی است؛ فیگوراتیو به بیان دیگر توضیحی از تاثیرپذیری و همچنین، پرسش از من متعین شده توسط برساخت‌های اجتماعی و تعین بخشی است که البته در سه وجه استفاده و انتخاب رنگ‌های اصلی، چندوجهی بودن نشانگان و نمادهای مورد استفاده و تاکید روی‌هاشور، دایره و حلقه در چند معنای قابل تمایز برای یادآوری وجه منفی و تقلیل واقعیت زندگی انسانی به نمایش براساس روند رشد سرمایه است.

نقاش با گزینش حلقه‌های عمودی در وضعیت نشستن یا ایستادن به نوعی «تعین بخشی مذکر Male Eliminated» را یادآوری می‌کند و افزون بر این، استفاده از پرنده نیز با دو وجه از بینامتنیت به خوانش آثار او کمک می‌کند: حضور شانه بسر در نقاشی‌های عباسی از یک منظر به مدد میراث فرهنگ و ادبیات اروپایی و غربی او را در رمزگان مذکر قرار می‌دهد و همزمان در برخی آثار از همین نمایشگاه با ارجاع برون متنی به هدهد در منطق الطیر، موضع نظرورزی و مداقه در وضعیت را به مخاطب اهداء می‌کند. وی افزون بر هدهد، لاک پشت را نیز به مثابه یادآوری تاریخ مندی مساله در کنار کاراکترها قرار می‌دهد.
البته ارجاع نخستین در استیتمنت نمایشگاه به آراء کریستوا درباب نشانه شناسی و نیز تقدم بینامتنیت ... دیدن ادامه ›› بر فرهنگ‌ها به مخاطب کمک می‌کند تا مسائل مورد اشاره در هریک از تابلوها را بیشتر از مردانه یا زنانه فهمیدن، انسانی ببیند و هنرمند نیز با کاربست عناصر ناهنگون و مفاهیمی که ذیل فرهنگ‌ها و کلانروایت‌ها ممکن است با تفاسیر حتی متضاد فهمیده شود مجال تأمل بیشتری برای مخاطب تمهید می‌کند.

هم نشینی عناصر ناهمگون و آمیزش نمادها برای فهم مساله از نگاهی تازه را به طور مشخص می‌توان در تابلویی از این مجموعه مرور کرد که با استفاده محو از تصویر «مرلین مونرو» در پس زمینه نقاشی به مثابه یادآوری مسیر کالایی شدن مناسبات جنسیتی طی چند دهه با تقدم الگوسازی ستاره‌های‌هالیوود پس زمینه و بگراند متناسب را برای فهم مساله تمهید می‌کند و درعین حال، استفاده رنگ روشن برای تصویر محو مونرو در آسمان به مثابه نوعی بت وارگی " کلان-روایت Macro-narrative " و برساخت اجتماعی آن پرسش از سوژه را به تمامی‌ساحت زندگی اجتماعی تسری می‌دهد. در کنار تصویر محو مونرو، دو استعاره با رنگ قرمز اغراق شده شامل کفش پاشنه بلند و کیف زنانه المان‌هایی هستند که مصرفی شدن و غیرطبیعی بودن وضعیت را نمایان می‌کنند. استفاده از چوب لباسی که کیف زنانه با رنگ قرمز تند به آن آویخته شده و علامت «V» برای اشاره به دستی خارج از متن نقاشی که روی کیف خرید حک شده و نسبت به رنگ قرمز به کار رفته برای کیف زنانه با تمام ارجاعات اروتیک و الکترا نوعی آگاهی متفاوت نسبت به شروع و فرجام مناسبات را یادآوری می‌کند. آگاهی نسبی یا ناآگاهی سوژه نسبت به ماهیت علامت استیلا روی کیف خرید می‌تواند در میمیک و فرم چهره او مرور شود .
به صورت همزمان استفاده نمادین از هدهد که روی چوب لباسی نشسته و نوع مواجهه اش با وضعیت در خط نگاه به سمت نامعلوم و در واقع تمام منظره حالت پرسشگری و حیرت را القاء می‌کند و نهایتا ترسیم دختر جوانی که در حالت قربانی خم شده و با فلس ماهی پوشیده شده، می‌تواند همچون ارجاعی به آیات 23 و 24 سوره مبارکه نمل و خبر هدهد از پرستش خورشید و ذبح فرزندان در آیین خورشیدپرستی سرزمین سبأ را تداعی کنند: « إِنّی وَجَدتُ إمرأَةً تَملِکُهُم وَ أُوتِیَت مِن کُلِّ شَیءٍ وَ لَهَا عَرشٌ عَظِیمٌ * وَجَدتُهَا وَ قَومَهَا یَسجُدُونَ لِلشَّمسِ مِن دُونِ اللهِ وَ زَیَّنَ لَهُمُ ألشَّیطَانُ أَعمَالَهُم فَصَّدَّهُم عَنِ ألسَّبِیلِ فَهُم لَایَهتَدُونَ ». شاید این تابلو خاص ترین اثر در نمایشگاه باشد که افزون بر ارزش هنری و تکنیک، پرسش قرآنی «أَفَلا تَعقِلوُن» را نیز به اعتبار معاصر بودن در ذهن مخاطب برجسته می‌کند.
یکی از نقاط قوت آثار این هنرمند، درک درست از مسائل تولید و زنجیره انباشت سرمایه در جامعه مدرن است که در گزینش رنگ‌های معاصر و نسبت کنتراست و‌هارمونی میان رنگ‌ها مواجهه درستی با واقعیت و ابعاد آن را در نمادسازی آثار بروز یافته است. این ادراک به عباسی کمک کرده تا تاثیرات متقابل هدف گذاری فروش و رشد پولی و مالی در الگوی زیست و تعین بخشی مصرف کننده و مصرف شونده در توسعه نئولیبرال را بهتر ببیند و از جمله، اشارات او به رابطه متقابل و معنادار کالایی شدن جنسیت با خلق ارزش افزوده در بازارهای پولی و مالی در یک مسیر مجزا از بازار کار و مناسبات تولید به خلق چند اثر بی نظیر منتهی شده است.

اشاره به نسخه اجماع واشنگتنی برای موتور محرکه ساختن از مناسبات کالایی زن و مرد در زمینه تغییر انگیزش نیروی کار از مطالبه بهره مندی و سندیکالیسم هدفمند البته در یکی از آثار مجموعه حاضر نیز با تاکید روی قرار گرفتن پیکره چند زن روی پایه‌های فروشگاهی و المان‌های مرتبط با جهت مندی مذکر -از جمله گزینش رنگ قرمز برای کفش- به طور خاص وضعیت برندها و بازار در قالب‌ریزی هویت زن را یادآور می‌شود. حالت چهره کاراکترها تعلیق میان ورود یا عدم ورود به جامعه را تداعی می‌کند و گویی آنها خود نیز هویت فروشگاه را پیدا کرده و با انصراف از هویت انسانی خود پذیرفته اند که باید برای ورود به زندگی و جامعه چیزی برای عرضه کردن داشته باشند!
«یک اثر وقتی بناست شاکله اش شکل بگیرد یک فضا و یک ایده در ذهن نقاش هست که حالا ممکن است به یک بیان از مفاهیم مشخصی مرتبط بشود و یا ارجاع داشته باشد و چیزی که می‌تواند ایده یا فضا و جهت مشترک آثار این مجموعه و بخصوص تابلوی فروشگاه باشد یک معنایی از «نمود و نمایشی بودن showing» را بیان می‌کند که برای مثال، انسان و نیمی از جامعه و هویت انسانی را به مثابه فروشگاه برندها تصور می‌کند و ذیل این تداعی، عناصر و المان‌هایی که در فروشگاه قرار دارد و همگی قابل خرید و فروش هستند و از جمله، قفس و چیدمان عناصر مشخصی مثل کفش و یا چوب لباسی منطق حاکمیت منطق عرضه و تقاضا را نشان می‌دهد. اشاره هریک از عناصر به نیرو و برداشت مورد تایید جنس مذکر در این اثر مرور می‌شوند و سیطره طلبی و استیلایی که گفتمان‌ها در پوشش دادن نوعی جهت گیری مشخص و موجه جلوه دادن تسلط مذکر بر مونث به این سو تمایل پیدا می‌کنند تا فقط روند قیمت گذاری بر نیمی از جمعیت بشری را توجیه کنند!».
این بخشی از روایت محمدرضا عباسی درباره تابلوی زنان در فروشگاه است که البته ترجیح داده نه برای این اثر و نه دیگر کارهای خود اسم جداگانه و متمایز انتخاب نکند.
از دیگر آثار درخشان و تامل برانگیز مجموعه باید به طرح قرینه نشستن دو دختر با حالت محکوم نیز اشاره کرد: حلقه ای بودن نقاشی و وجه مسلط دایره و حلقه بر سوژه نشانه و بازگویی از فضای منفی هست که سوژه را گویی در موضع محکوم شدن قرار داده است. نحوه نشستن و میمیک چهره سوژه به نوعی جنس دوم بودن را بازگو میکند و دلالت متن بر نوع تاثیرپذیری است. افزون بر اینها گزینش زمینه سبز فسفری به صورت توأمان هم تحرک، شاد بودن و بالاخره پذیرش الگوی خارج از خود توسط سوژه است و شاید مفهوم « قیمتِ شاملِ همه چیز Tout Compris» را هم تداعی می‌کند. پذیرش همین قیمت گذاری در واقع دختر را چون متهم بازداشت شده و دست بند خورده از پشت سر، روی زمین نشانده است در حالی که با 45 درجه چرخش گردن به پشت سر می‌نگرد. دو کفش قرمز رنگ و جیغ با تداعی فاصله و نزدیک تر بودن به مخاطب در فضای اثر حجمی معادل سوژه انسانی پیدا کرده اند تا مسلط شدن دو کفش، به نوعی همسانی قالب ریزی اجتماعی و قیمت گذاری را نیز در یک ارتباط معنادار و متقابل یادآوری کنند.

نهایتا واضح ترین بیان درباره عدم خودآگاهی سوژه از کلیشه تحمیل شده به خود را می‌توان در اثری از این مجموعه دید که با تمرکز روی خلصه دخترنوجوان حین سیگار کشیدن و موسیقی ریتم تند چند نقطه نظر را برابر والدین و معلمان دغدغه مند قرار می‌دهد: نوع نشستن دختر در حال گوش دادن موسیقی با چشمان بسته و رنگ خاکستری مسلط و بعلاوه، برکندن از فضایی که برای او نامطلوب بوده با هدست یادآوری شده است. در این تابلو، وجه غالب ارجاعات به الکترا نوع مواجهه ایست که سوژه با برساخت بیرونی دارد و ترجیح می‌دهد به جای اندیشیدن به اینکه چه عامل یا عواملی او را منفعل و تحت انقیاد قرار داده با دخانیات و یک موسیقی ریتم تند از واقعیت خارج شود. ناآگاهی از واقعیت و زمینه آن در شکلی بروز پیدا می‌کند که در زمینه و پشت سر کاراکتر اصلی گروهی از دختران همسن او را می‌بینیم که گویی در زمان تعطیلات هستند و در بیگانگی با متن، در رنگ خاکستری و محوتر دیده می‌شوند.

________________________________________________________________________________________________________________
+ این گزارش در شماره روز پنجشنبه روزنامه مردم سالاری نیز به چاپ رسیده است

https://www.mardomsalari.ir/report/119044/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ببخشید نمایشگاه چی هست ؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه آثار فرشید ملکی i
در این هجوم آهن و دود و با حجم نامتعارف اتوموبیل های گسیل یافته به خیابان هایی که اصول شهرسازی را در خود رعات نکرده اند به گالری هور میروم تا با دیدن آثاری که نام هنرمدی بزرگوار را به عرصه دیدار می گذارد به تیمار و تسکین روان و اندیشه خود ره جویم. به هر روی از پله های گالری پایین می روم و با سکوت خلوت حکفرما بر محیط حاکم ((خود را به تمامی بر آن می افکنم)) هنوز از دیدن اثر دوم فارغ نشذه ام که ناخودآگاه کاغذ سفید رنگی که در وسط اثر به طرز ناخوشایندی چسبیده، چشم انداز را به طرز عجیبی تغییر می دهد با تعجب و با پرسشی که در ذهن شکل گرفته به سمت و سوی سایر آثار می روم و این صحنه را بر اکثریت آثار موجود مشاهده می کنم برگه های A4 که به شکل نخراشیده ای بریده شده و در نقاط خاصی از اندام نقوش، چسبیده شده است نقوشی که با توجه به اندیشه و روان آقای فرشید ملکی هیچ تصویر مشخصی از اندام مردانگی یا زنانگی را به رخ نمی کشند بلکه برداشتی از دنیای درونی، جسمی و وقایع و رخدادهایی که زندگی انسان ها را در بر می گیرد. اگر ممنوعیتی بر نمایش این آثار بود چگونه می شود که این آثار به نمایش گذاشته می شود و اگر به منظر نمایش می آید چرا به شعور مخاطب حمله می شود آیا این از حق و حقوق مخاطب نیست که قبل از وقت ساییدن برای دیدن آثار نسبت به سانسور رخ داده شده مطلع گردد. نقاش اثر در جایی می گوید ((عریانی یکی از مضامینی است که من در کارهایم بدنبالش هستم این عریانی بهیچ وجه یک عریانی اروتیک نیست، بلکه بیشتر یک عریانی روان تنی است)) آیا این تصویر از نمایش آثار با جملات پدیدآورنده اثار همخوانی دارد چه توجیهی پیش روی مخاطب می گذارد و در نهایت با توجه به عدم رعایت حق مخاطب در تهیه عکس، به تمایل خود برای یادگاری از این آثار به کاتولوگ موجود روی اوردم که متاسفانه و با حیرت متوجه شدم که تمامی تصاویر کاتولوگ (آن هم نه کاتالوگی که رایگان باشد و در اختیار عموم قرار گیرد) حذف شده است تصاویری که به راحتی با یک جستجوی کم هزینه و بی دغدغه سانسور در شبکه های مجازی قابل رویت هست.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایشگاه کنرو ایزو i
نمایشگاهی بسیار دیدنی که برای علاقه‌مندان و اهل فن نیازی به توصیه ندارد و قطعاً به تماشای کارهای دیدنی آن خواهند رفت. برخی از کارها، به خصوص از مجموعه «مکان‌های مقدس» شاهکار بودند. با تورقی که کتاب این نمایشگاه را کردم به ذهنم رسید (صرفاً براساس یک سلیقه شخصی) که ای کاش فضای بیشتری از گالری نبشی که معمولاً در طبقه بالای آن است به بخش «مکان‌های مقدس» اختصاص می‌یافت و کارهای بیشتری از این بخش به نمایش درمی‌آمد و دو بخش «طبیعت بی‌جان» و «آبی» در طبقه پایین. مجموعه اول پر بود از آثاری بی‌نهایت شگفت‌انگیز.
امیر مسعود این را خواند
رویا و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
موافقم کارهای خوبی بودند
۱۲ مهر ۱۳۹۸
بله رویا جان. البته انتظار من قبل از دیدن کمی بالاتر بود ولی واقعا از کارهای مجموعه اول لذت بردم.
۱۳ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر ثانی
درباره نمایشگاه آن i

بدن های ریخته/ شورهای آگاهمند

عرفان شهیاد ، در گالری ویستا هفته‌ی گذشته، آثاری از خود را به نمایش گذاشت که علاوه بر وجه زیباشناسی، وجهی فلسفی نیز از آنها قابل ادارک ست.
تمرکز بر بدن/پیکرهایی که درهم‌ ریخته، دفرمه شده و جهانی را به نمایش می‌گذارد که از تکثر تن‌ها، در هم‌آمیخته و ممزوج شده و حتی درآستانه‌ی فروپاشی‌ست ..
رگ و پی ، استخوان‌ها و اسکلت، در شمایلی محو اما عریان، بی پوستی که هستی غایب آنان را از نظرها دور نگه دارد، بی تاکید جنسیتی، به ترکیبی رسیده‌است که بی‌درنگ نقطه‌ثقل نگاه ببینده را به عمقی می‌برد که ذهن از استتار همیشگی آن توسط لایه‌ای بیرونی، گرچه آگاه اما مسدودست و جهتی را دنبال می‌کند تا به هستنده‌ای از خویش برسد که پیش از آن ارتباط بی‌واسطه‌ای با آن نداشته یا اندک داشته است.
دفرمیتی‌های سوژه‌های شهیاد، نه مانند سوژه‌های بیکن گوشت ریخته ، بلکه از نوعی اسپینوزایی‌ست، که نیروهای درونی و جسمی او را فاش می کند. معلق در فضا یا در ... دیدن ادامه ›› تکثیر تعددی‌ست که حکایت از ربطِ روشنی از پیکر/تن با سیالیت ذهن یا نفْس در فلسفه‌ی اسپینوزایی نشان می‌دهد که هیچ انفکاکی میان‌شان وجود ندارد. همان نظریه‌ی بدن و ذهن اسپینوزا که برتری ذهن بر بدن وجود ندارد وهیچکدام بر دیگری مسلط نیست بلکه کنش‌ها معطوف به هردو بخش ذهن و بدن و در تعامل با یکدیگرست .. ونیروها از هردو منشاء می‌گیرد

در جهان سوژه‌های شهیاد، هر بدن/پیکر کنش‌هایی ازخویش را بروز می‌دهد که جنون وار، شوری را بازنمایی می کند که همراستا با ذهن است. و همواره مورد غفلت حس و ادراک قرار می گیرد. شورِ بدن/پیکر در سطحی از آگاهی رخ می دهد که خود تولیدگر قدرت‌های کنش‌زا وتوانمندی‌هایی‌ست که ضرورتا به توانایی و کنش ذهن می انجامد.
آنچه در آثار شهیاد بر بوم می توان دید و درک کرد، وجهی از شورمندی و رهایی بدن/پیکرهایی‌ست که منبعِ عظیمی از سیلان‌های ادارک، با آمیختگی به رنگ و طرح و قدرتِ انتزاعیِ درخشانی‌ست که لذتی توام با فهمی شگفت می آفریند.
درعین حال در اغلب آنان تاثیرات شور و نیروهای هرکدام بر بدن‌های دیگر قابل مشاهده‌است. تجربه‌ای عمیق از تاثیر وتاثر پیکرها و سوژه‌ها از یکدیگر..
این بینشِ هنرمندی‌ست در خلق اثری که فرمی و معنایی، زیبایی و آگاهیِ سوژه را استعلایی در وجه تجریدی آن منتقل می کند.. .

نیلوفرثانی
مهر98
ابرشیر، امیر مسعود و رویا این را خواندند
امیرمسعود فدائی، شکوه حدادی و Ali این را دوست دارند
با درود و بیکران سپاس نیلوفر بانوی عزیز و گرانمایه ام
از نوشته های سرشار از زیبایی و دانش بی بدیلتان ، بسیار می آموزیم ، لذت برده و حظی وافر می بریم .
و چقدر حیف که دیدن این نمایشگاه رو از دست دادم .
پاینده باشید بانوی فرهیخته ام
۱۲ مهر ۱۳۹۸
با درود و سپاس ابرشیر عزیز و خردورزم
بزرگوارید
ممنون از شما و لطف و مهر سرشارتان
قدردانتان هستم .
و امیدوارم که فرصت این دیدار به زودی دست دهد .
مانا و سرافراز باشید



۱۵ مهر ۱۳۹۸
ارادتمندم معلم خوب و بزرگوارم
۱۶ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه اقلیم حیرانی i
تصمیم ها پشت درهای بسته گرفته می شود
و اکنون سیل تباهی و آوارگی ، گسیل می یابد
تا به ناگاه دریابد مردمانی را
که نان به خون دل آغشته می کنند
در حیرانی این مرزهای بی سرانجامی
آن سوتر چشمان کودکی معصوم
می گرید انسانیت را
و می خواند در ضرباهنگ زمان عشق را ، درد را
و افسوس را بر آینده ای که در لحظه تمام می شود
چشمان پر بغض تاریخ نگار مصور عزیزمان آقای محمد صیاد دردهایی بود که قطره ای از آن را به چشمان بازدیدکنندگان نثار می کرد. آرزوی سلامتی برای ایشان دارم.
نیلوفر ثانی، امیر مسعود و ابرشیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پریسا پناهی
درباره نمایشگاه نقش خود i
آثار نقاشی رنگ روغن با سبک عمدتا سورئالیسم و ایده های جذاب هنرجویان استاد آقای سعید احمد زاده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز جمعه مورخ 18 مرداد مسیر نسبتا طولانی از شمال شهر به سمت گالری هور را طی کردم به این دلخوشی که لحظاتی زیبا را در حافظه بصری خود ثبت نمایم متاسفانه پس از ورود به گالری با افرادی مواجه شدم که با قهقه ها و گفتمان های بلند و دلخراش در مرکز سالن تجمع نموده اند و به گفتگو هم می پرداختند و فرزندی که با سرعت مسیر داخل گالری را از چپ و راست طی می کرد تا با فریادهایش با اصوات شکل گرفته و خنده های گوش خراش شکلی مناسب دهد. براستی کدام برخورد و حفظ آداب، معرف فرهنگ ما انسان هاست قیافه ها و ژست های پوششی و سبیل ها و ریش های مشخص، آن چنان می نمود که فکر را به انسان های هنری معطوف می کرد اما فغان که در بی ادبی کامل این افراد به ظاهر متمدن لحظات برنامه ریزی شده در این هجمه های کار و زندگی را به مرز فنا می کشانند. متاسفم برای گالری هور که هیچ فردی به تذکر دادن اقدام نمی کرد تابلوها را بدون لحظه ای تأمل و با سرعت تمام می کنم تا راهی به بیرون و نفسی برای آرامش روح و روانم پیدا کنم.
متاسفانه هر روز بیشتر و بیشتر شاهد این جور اتفاقات هستیم .جماعتی که به موزه و گالری می ایند و واقعا دوست دارم بدونم برای چه به جاهایی اومدند که علاقه ای ندارند .
۲۶ مرداد ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سام رجایی sam rajaei
درباره نمایشگاه زمان دوم i
نشانی اشتباهه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شماره تماس نداره؟
درود بر شما
شماره تماس برای این گالری اضافه گردید سپاس از توجه شما
۱۷ مرداد ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پریسا پناهی
درباره نمایشگاه آوای رنگ i
من و خواهرم روز افتتاحیه از این نمایشگاه بازدید کردیم؛ واقعا همه چیز عالی ، آثار ارزشمند و زیبا ، فضای خوب ؛ پذیرایی قشنگ و خیلی خوب...گالری خوبی آغاز به کار کرده است .
محمد مجللی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سام رجایی sam rajaei
درباره نمایشگاه زمان دوم i
موقعیت در نقشه اشتباه است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس سوداوی
درباره پرفورمنس دومیم i
عالی بود، پیشنهاد می‌کنم ببینید
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید