تیوال هنرهای تجسمی
T1 : 11:29:18
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

چه خلوت شده اینجا....عزیزم
اینو باید رفت ...باید قدم زد تو فضای خاصش ، باز حظ بصر برد
ابرشیر این را دوست دارد
چقدر عالی که مونا ب گرامی با سلیقه ی هنری بالایشان دوباره پیشنهادهای خوب را در تیوال به اشتراک می گذارند. امیدوارم که مستدام باشد.
سپاس
۰۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تصاویر تابلوها بسیار زیبا هستند و حتما بازدید خواهم کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"خودنگاره های همگانی جهان بینی انسان بودگی"

در افق‌ی ِچند بعدی، منتشر در سویه های بسیار ؛ مواجهه با مجسمه هایی پرنده_انسان ، هنرمند دست ببینده را میگیرد به آشوب میبرد ...
داستان از سی مرغ ِمنطق الطیر به سیمرغ ِدرونی انسان میپیوندد و جهان را نه در عظمای ِتحولات ِعرفانی ،بلکه در گردش درون ِخویش وامیدارد ... آدمی که اگرچه در هیات مرغان ، بال و پری دارد اما در دایره ی ِوجودی ِخویش نمود بارزی از انسان بودگی ست ...وگرچه وسعتی نامتعین در ذهنیت ِتماشاگر نقش میگیرد آنچنان که از فرش تا عرش را محل جولان ِحضور وی میبیند اما درهر نگاره به عمق درونی "انسان" باز رجعت میکند ..همان انسان ِزمینی ... همان پای در خاک گره خورده ... همان دربند ِانسان بودگی ...
پرندگانی با سرهای انسانی و پنچه هایی که به شکل دست در زیباترین ایده طراحی و اجرا شده ست،فرم فیگوراتیو ... دیدن ادامه » تندیس ها و زاویه ی رخ ها ، همگی مجموعه ی شگرفی میسازد تا داستان ِانسان باشد ... انسان های وامانده ؛ رهرو ، فنا پذیر ...
چهره ها همگی حاضر وشاهد بر احوالی اند که میتوان تا کنه ِماوقع با انها همراه شد گویی هرکدام راوی ِداستانی ست حقیقی ، آشنا و دردمند ...هر کدام آئینه ای در برابر ِهر چشم ...
بندهای بر تن اسیر ، بازهایی پربسته ، سقوط هایی بر خاک ِحضیض ،همای بخت برگشته ، ندامتهای ِدرخویش فروخورده ، بوتیماری حسرت کِش ... و ساحت ِپیچ خوردگی در تندیس های دوازدگانه بعلاوه ی یک ... مرغ زرین ِراهبر ..و سیمرغی که جایگاهش رفعت ِانسانی خویش ست ..

هادی عرب نرمی ، بی اغراق هنر را در متعالی ترین وجه خود ، یعنی وانمایی ظرف ِذهنی خویش به نمایش میگذارد، خودنگاره هایی که جزئی از او اما انضمامی به کلیتی ست که شرح حال هر انسانی میتواند باشد ... آثار او امضای خاصش را به تمامی دارد ، و هویتی ست از هنراو و شناسنامه ای در سالهای پس از این ...
حیوان بودگی از بطن ِآدمی بیرون کشیده میشود و این بار با دست و هنر توانمند این هنرمند ، پرندگانی مجسم میشوند که تجانس نزدیکی با انسان چه در ادبیات ِکهن و چه در فلسفه ی وجودی دارد
با آرزوی موفقیت ِ بسیار و سپاس از وقت پرارزششان برای گفتگویی بسیار دلچسب و پربار پیرامون جهان فکری و آثارشان ...

نیلوفرثانی
28 اردیبهشت 96
ابرشیر و محسن قربانی این را خواندند
behrad rad این را دوست دارد
بندهای بر تن اسیر ، بازهایی پربسته ، سقوط هایی بر خاک ِحضیض ،همای بخت برگشته ، ندامتهای ِدرخویش فروخورده ، بوتیماری حسرت کِش...

دوست ارجمندم سپاس که با قلم فرهیخته ات ما را با ادراک ژرف و جهان عمیق ات در مواجه با آثار هنری شریک می کنی. دستمریزاد
۳۱ ارديبهشت
نیلوفر عزیز آنچنان به واژه ها جان می دهی که حتی اگر نتوان در مسیر دیدن آثار گام برداشت گویی حضور جانانه ای در بین اشیا پیدا کرده ای امیدوارم که با انرزی بیشتر با قلم فاخر بر عرصه هنر بنوازی و به خواستاران این پهنه اندیشه ای دوباره برویانی
۰۱ خرداد
دوست ارجمندم بهراد گرامی ... چقدر احساس دلنشینی است داشتن دوستان ِاهل هنر و پیجویی چون شما و ابرشیر عزیز که با نظراتتون دلگرم کننده و همراهید .. درود بر شما دوست خوبم امیدوارم فرصت ِغور در آثار هنری را بیش از پیش داشته باشید که می دانم هنردوستید و تعالی ... دیدن ادامه » خواه
۰۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فضای گالری بسیار عالی و آثار هنرمندان از سطح بالایی برخورد بود
سپاس از برگزار کنندگان چنین نمایشگاهی در شهر کرج
آویسا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخ جون . شهرک بنفشه
الی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود و سپاس فراوان
دایر شدن چنین نگار خانه ای در کرج ، بسیار موجب خرسندی است. امید است تداوم برگزاری نمایشگاه در نگارخانه های کرج ، موجب ایجاد فضاهای فرهنگی مناسب برای هنرمندان و هنردوستان گردد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"رنگ در معنا ، هستی پدیدار "
شایداولین قدم، نام این مجموعه ی هنری ست که مخاطب را با معنا و رنگ به هستی پیوند میدهد .. میکشاندش به وسعتی که در آن ذره ای ست و منتشر میشود در تمام ِآن..
تابلوها یک به یک ، حال ِجاری ِهستی را در فضا منتشر میکنند ، از مرزها فراتر میروند و بر ذهن ِببینده فرو می پاشند
در تاریکی و سیالیت ِوهم گون ، نور و رنگ و حیات ،جان می بخشند ... و در جای جای ِهر آنچه از تهی خالی ست ، لبریزند..
دراین نقاشی ها ، لذت ِشگرف ِتاریکی و عشق به تیرگی ، مشهود ست ... آنقدر که درک بهتری از رنگ ها ،منتقل میشود ..از سویی بارش ِشور و سبزی و زندگی ، وازسویی دیگر فضای تیره ی نامنتاهی ِهستی که شدت عمق ،هماره مجهولیت خود راافشا میکند، ..نگاه ، بر بستری از رنگ های تیره، به مرز روشنی میرسد ، و با ضرباهنگ های قلم و بروز مذاب ِاحساس ،بی هیچ قاعده ی ِحساب شده ایی ... دیدن ادامه » ، نیروی شگفت انگیز ِرنگ را درخدمت ِتاثیر ِپیام ِخویش وا میدارد ...گاه چون آبشاری فرو میریزد گاه شعله میکشد ، گاه می شکفد ، گاه از درون می پاشد، سیاه چاله های کهکشانی ،مملو از نورهای حیات بخش ِهستی ست گویی در دل هر تاریکی ؛ هزار ذره ی نور پنهان ست ،کافیست این پوسته شکسته شود، کافی ست این پیله گشوده شود ... کافی ست عاشق کل شد تا زیبایی ها ،مکرر بیرون بریزد ...
مرزی بین آن دو نیست ؛ درهم فرو رفته و یکی شده اند ...
تجانس و انتخاب ِرنگ ها آنقدر همگون ست که ورای ساختگی به نظر میرسد وهمه جنسی از حقیقتی ست که اینبار در بوم و قلم ِهنرمند خلاق امیربختیار سنجابی نمایان میشود ...
هر اثر، راوی داستان ِعظیمی ست ... عظمتی به وسعت ِهستی ، و حرکتی به حدود جریان ِزندگی..
تماشاگر وسیع شدگی و محوبارگی را تجربه میکند و خود جزیی از جهان اثر و هستی میشود ..
امیدوارم ببینید و لذت ببرید تجربه ی شگفتی خواهید داشت
نیلوفرثانی
21اردیبهشت 96
هستی رنگین/امیر بختیار سنجابی /گالری شیرین
محسن قربانی این را خواند
ابرشیر ، مهدی حسین مردی و شکوه حدادی این را دوست دارند
ممنون نیلوفر ارجمند که با وسعت حسی و فکری جاری در قلم تان ما را به تماشای آثار هنرمندان ترغیب می کنید
حس های تابنده ی مواجه با نابی هنر ....
"تماشاگر وسیع شدگی و محوبارگی را تجربه میکند و خود جزیی از جهان اثر و هستی میشود.."

سپاس بسیار رفیق اندیشمندم
۲۳ ارديبهشت
سپاس از دوست فرهیخته و اندیشمندم که با مشغله کاری از پاسخ نمی مانداگرچه قسمتی از پاسخ به اندیشه من هم خطور کرده بود اما هنوز هم این گره کمی پیچیدگی خود را دارد امیدوارم و قطعا کتاب های که فرمودید راه حلی بر این پرسش خواهد بود
۲۳ ارديبهشت
خواهش میکنم ، حقیقت آنکه دریافت های حسی و تاثیرات آنها در پیدایش ِبینش و اندیشه ، انقدر میتواند شخصی و فردی باشد که کمتر قابلیت توضیح ِهمگانی را دارا باشد ... بخصوص هنر که ادراک ِویژه ی خود را دارد و در نتیجه تاثیر خودرا ، مانند علم و منطق مستقیم پیام ِخطی ... دیدن ادامه » و واضحی ندارد ... جهانی چند بعدی و با واسطه ای ست که برای هرکس در مواجه هایش متفاوت ست ... تلنگر ها و انگیزش ِفکری اش ،میتواند به تعداد مخاطبانش باشد .... یک اثر نقاشی وهنری میتواند برای کسی ایجاد حس زندگی و پویایی داشته باشد و همان اثر برای دیگری حس رخوت و مردگی .... چهارچوب ِقطعی و استانداردی ندارد که بتواند حکمی یکسان برای هر ببینده صادر کند ... بنابراین پاسخ ِ پرسش شما کاملا به برداشت و دریافت خود شما بستگی دارد ...و الزاما میتواند با برداشت من یا دیگری یکسان نباشد ..اینکه شما بخواهید چه تأویل و چه تعبیر و درکی از مواجه هایتان با آثار هنری داشته باشید ، کاملا به درون ، حس و اندوخته های ذهنی شما بستگی دارد ... که همین موجب تنوع ِتاثیر یک اثر هنری میشود ..
ممنون از حضور و گفتگوهای همیشه تامل برانگیزت بهراد گرامی ...
۲۴ ارديبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" حدگریزی فراسوی ِمرزها"

"بالاتر و فراتر" مجموعه ی درخشانی ست از ارتباط بی واسطه ی هنرتجسمی و طراحی با ادارک مخاطب.. آنجا که زبان در میماند ، تصویرومعنا ، جهان دیگری روبروی او میگشاید ..
هنرمند ، آدمی را فارغ از ظواهرو رنگ ها که القاء کننده ،فریبنده و گمراه کننده اند به تصویر میکشد... و بی پُرگویی و جنجال، چشمان و حواس ادارکی را به تن ِآدمی چنان پیوند میزند تا خود بخشی از طرح شود ..
بی مرزی ، تعالی ، و رهایی را به شگرفترین شیوه ی قلم زنی و طرح، تصویری میکند گویی آدمی شعله های آتشی ست که ازدرون خویش برمی خیزد ،مست میشود و بالا میرود ،و نقش های روی پارچه در بافت و تارو پود چنان در اهتزاز ست که گویی تن ، جایگاه ِنیروهایی ست که می رقصند و درپی رهایی اند ..شادی ِنهادی چیزی در درون ِخود اوست که چنین وجد و شیدایی به بار می آورد
کناره های طرح ها محوند ... دیدن ادامه » گویی هیچ ابتدا و انتهایی برایشان نمیشود متصور شد و همین بی مرزی راه را هماره باز میگذارد که آدمی نه در کالبد ِمحدود ِخویش بلکه امتداد یافته در شکست ِفراسوی مرزها ،میتواند تا بی نهایت ادامه داشته باشد ...
نقاط سیاهی که برجسته کننده ی تک تک ِحضور مادی ِوجسمی ست به سپید شدنی میرسد که امتزاج ِانسان با هستی ست ... او حذف نمیشود بلکه در بستری وسیع و نامتناهی ذوب میشود ،واین رخنه ، هویت ِدیگری از او و جهان پیرامون ست ... تلفیق ِیکدستی از سیالیت ِدو حضور زنده و هوشمند ...
تن نوشت ها طرح های ِکارتوگرافی شده ای ازتن آدمی ست که از منظری ِدیگر ،وچون سرزمینی ناشناخته ،ترسیم شده اند
اشکال لب ها ، میخواهد بگوید اما بی هیچ آوایی ، درسکوت ِمطلق ، رخدادی از جنس ِ توقف ِمتظاهرانه ی کلام ست .. رخدادی مملو از فراتر بودن از حرف ها و واژه ها ... و تاثیری بالاتر از گفتگوهای زبانی ...اما پراز نجوا در حلول ِروح ِخاک ،این ِهمیشه منشاءحیات و ریشه ی ِتمام ِبذرها ..
بناهای یادبود ِدهان ها در فرم های مختلف ، مکث ِقطعی تاریخ و جبر به درگذشتگی نیست ...روند ِمشتاقانه ی آدمی ست که در طول زمان از گذشته تا آینده در پی عصیانی ست که دیگر محدود نباشد ...
درتمام طرح ها و بناها ، حس ِحدگریزی و میل به رهایی را در ذهن و احساس هنرمند خانم نسترن صفایی دیدم و لذت بردم..
باآرزوی موفقیت برای این بانوی خلاق وهنرمند..

نیلوفرثانی
5 اردیبهشت 96
به به دوست عزیز و فرهیخته ام چقدر خوب که بعد از مدت ها در تیوال بیشتر می نویسی و تجربیات و شهود و ادراک عمیق تان را با ما به اشتراک می گذاری... شوق زیادی برای بازدید از این نمایشگاه در من ایجاد کردید ..درود بر تو دوست خوب و فرهیخته ام
۰۶ ارديبهشت
چه نقد خوب و محکمی ..
لذت بردم
۱۴ ارديبهشت
ارادات دارم بامداد عزیز و هنرمند ..
۱۶ ارديبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
میشه یه توضیحی درباره این نمایشگاه بدید؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

فیزیکالیتی
در انتهای دم نهنگ است و باله های دلفین ها.
و روی پاهای اسبانی که از زمین برخاسته اند.
و سایه هایی که گیاهان در هم پیچیده می سازند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قطعن ارزش دیدن داره و حیفم میاد کوچکترین اشارتی به آنچه خواهید دید کنم تا جذابیت کشف رمز و حظ هنری واستون بکر بمونه. ممنون از سیحونیای عزیز.
سید حامد حسینیان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از حیث فرمالیستیک و پدیدارشناسی کارای حاج آقا جوادی خیلی متوسط بودن و خیلی خیلی تعجب کردم وقتی دیدم موزه هنرهای معاصر با اون رویکردای سخت‌گیرانه و محدودش چطوری یهو اومده گالریاشو تقدیم آقای جوادی کره. نمی‌دونم چرا حس رانت‌بازی و اینا بهم دست داد. آهنگ آفتاب اصلن نمی‌تونه یه پیشنهاد خوب برای این روزا محسوب شه.
سید حامد حسینیان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه محترم همیاری،
از محبت و لطف تان برای ایجاد برگه ی این نمایشگاه کمال تشکر و سپاس را دارم...

همواره موید و پاینده باشید...
سارا صادقیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عمل تخیل پیش کشیدن تصویرهایی است که غایب مانده اند.
جرجانی(قرن پنجم)
اتفاقا این نوشته رو هم به یاد داشتم اما از نوشتنش پرهیز کردم!از شما ممنونم!
۰۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیال دزدیدن روح آدمی و بازدمیدن ان در جسم است.
بوزجانی
ابرشیر ، شمس و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رقصی کیهانی در کار است!
ابرشیر ، شمس و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیال انگیز ، زیبا و وصف ناپذیر. سکوت موزه،عکس هایی که گاهی نمیتوانید انها را از نقاشی تمیز دهید ،جملاتی کیهانی بر دیوار و خیال این تجربه را دلپذیر کرد.
چند عکس از جمله "سینه ریز" حقیقتا شگفت انگیز و زیبا بودند.
باید هنرمندی این چنین رو از جان و دل ستود.
ابرشیر و شمس این را دوست دارند
واقعا تجربه تماشای نمایشگاه آهنگ آفتاب در فضای موزه هنرهای معاصر ، تجربه ی خیال انگیز و حیرت زا است...
سپاس از یادآوری تان
۰۱ آبان
به طور حتم همینطوره.
سپاس از توجه شما.
۰۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شکوه شن : در چین های گیسوی کویر

نمایشگاه عکس های محمد رضا جوادی در موزه ی هنرهای معاصر اتفاقی بدیع در ثبت منظره هایی بی مانند از کویر است.تنوع عکس ها از گستره ای وسیع و شگفتی آور برخوردار است که ما را با زوایایی ناپیدا از کویر مواجه می کند.عکاس از ابعاد قاب های بزرگ بهره گرفته است تا جزئیات درونی ،زیر و بم ها ، عوارض و موج های شن را بر کویر وضوح ببخشد.گاه چنان به موضوع نزدیک می شود که واقعیت کویر را بدل به انتزاع محض می کند،و گاهی عکس ها یادآور نقاشی های بزرگ اکسپرسیونیستی اند.کویر موضوعی ویژه برای عکاسی است،از این جهت که با تنوعی از فضاها روبرو نیست،بلکه شگفتی آن در تفاوت های ریزمقیاس است.در حرکت های کوچک و تغییرات خُرد در طی فصول.کویر سوژه ی برهنگی ذاتی است که در آن گونه ای مواجهه و رویارویی با خود را می توان حدس زد.ایران سرزمین باغ ها و کویر ها ... دیدن ادامه » دو جغرافیای کاملاً ناهمگن را فرا روی مان می نهد.برهوت که در آن با فضاهای تاخورده،چین ها و لایه ها روبروییم،و باغ ها و فضاهای سرسبز جنگل ها،که فضاهایی یکدست تر را می سازند.
عکس های جوادی،نماهایی از چین خوردگی و «تا»های کویر را در ابعاد نزدیک، به موجی از قهوه ای کم رنگ بدل می کند،که گاه می تواند به مرزهای نوین یک عکس-نقاشی نزدیک شود.جوادی بلافاصله رئالیسم متداول را پشت سر می گذارد تا جوهر یا ماهیت کویر را در دل پستی -بلندی ها،سایه ها و نورها،و وضعیت هایی نشان دهد که سازنده ی مفهوم کویر اند.کویر در تاها و موج هایش فوراً عطش دریایی خویش را می یابد و عکاس موفق می شود آب را در دل کویر زنده کند.موج های عکس های او «حضور دریا در کویر» اند و زمینی که در تاهای خود به «گیسوی معشوق» گره می خورد.در کویر حالت محض چیزها حاضر است.کویر استعاره ای برای ماورا نیست،خود حضور ورا در زمین است،از این روست که ماهیتی «اکتشافی» می یابد،یعنی کویر بدل به «مکان مشاهده » می شود،جایی که در عریانی عدم، هستی ذات تجلی می کند و تفتیدگی آن از آن روست که مواجهه ای است مستقیم با حیرت.و در این مواجهه سوژه غایب است.سوژه برای این مواجهه باید غائب باشد.در عکس های جوادی نمی توان حضور سوژه شناسا را حس کرد،سوژه در حیرت مواجهه با کویر مستحیل شده است.تنها خود «مواجهه» میان سوژه و ابژه باقی مانده است، و نه سوژه و نه حتی ابژه...آن چه عکس های جوادی ثبت می کنند لحظات رویارویی اند.آن ها در پی مستندسازی کویر نیستند،اگر چه جنبه های خاصی از کویر را نمایان می کنند،هدف شان رسیدن به «کویر به منزله ی رخداد»است.رخداد نه در کویر،بلکه خود کویر است،از این روست که همیشه ما از درک آن عاجز می مانیم.ما منتظر یک اتفاق در بیرون ایم،اما رخداد پیشاپیش و هر لحظه در حال وقوع است.رخداد همیشه هست،آن چه همیشه نیست «دریافت رخداد» است.بر خلاف دیدگاه عمومی،رخداد لحظه ای ممتاز از زندگی و فرآیندی خاص نیست،رخداد وقوع مستمر حقیقت است.هستی، رخداد دائمی است.اما عموماً این رخداد دائمی را به عادت بدل می کنیم تا از شگفتی و بداعت اش بکاهیم...آن چه صدرالمتالهین شیرازی «فعل هستی» می نامد،کنش تجلی و رخداد دائمی وجود است،که در استمرار بی وقفه جریان دارد.
عکس های جوادی قطعاتی از این استمرارند...لحظاتی که جریان دائمی آفرینش را در قاب عکس منجمد می کنند...
نمایشگاه هم چنین دربردارنده تعدادی از نقاشی های کاهگلی مارکو گریگوریان ،نقاش برجسته ی ایرانی اصالتاً ارمنی ،تعدادی از نقاشی های پرویز کلانتری ،نقاشی ای از سهراب سپهری و آثار تنی چند از نقاشان معاصر دیگر است که با موضوع کویر مرتبط اند...
مهدی این را خواند
ذوق زده ، Benighted ، آتوسا ن و ابرشیر این را دوست دارند
کلمات رو به جا و هوشمندانه به کار بردید.ممنونم.
۰۱ آبان
خانم آتوسا ن گرامی،
ممنون از دقت نظری که دارید،سپاس که مطالعه می فرمایید،و دیدگاه های محترم تان را می نویسید...
۰۱ آبان
ابرشیر عزیزم،دوست گرامی
ممنون از محبت و بزرگواریت،همیشه پاینده باشی...
۰۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر درجه یک بود کارای این سه آرتیست.
شدید راضی بودم از 20 دقیقه‌ای که تو گالری سایه بودم.
بچه‌ها آفرینننننن
سید حامد حسینیان و Azam Farid این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ون‌گوگ ایرانی با چاشنی دلپذیر عشق‌بازی با رنگ. خوب بود. گفتنی‌های بیشتر رو تو دفتر تعبیه شده تو نمایشگاه نوشتم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید