تیوال نمایش بوقلمون
S3 : 12:43:59
امکان خرید پایان یافته
  ۲۹ آذر تا ۲۹ دی ۱۳۹۴
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: خیراله تقیانی پور
: علی سلیمانی سرنسری، سیروس همتی، مه لقا باقری، محمد صادق ملک، جواد پورزند، وحید نفر، سامان دارابی، محمد هادی عطایی، حسین شفیعی، ابوالفضل حاجی علی خانی، مهدی پناهی، محمد شکری، میلاد ابراهیمی، محسن سلیمانی
: جواد نوری

: داریوش پیرو
: مهدی دوایی، سعید شکرنیا
: رضا خضرایی
: علیرضا نوری
: سهند تاکی
: سهند تاکی، علی المعی، امیر صدیقیان، حمیدرضا کیانی
: محبوبه نظری
: سینا برزگر، عباس جمالی
: سمیه میری
: پیمان یاحقی
: مریم شریعتیجوایز: تندیس بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر زن، بهترین نویسندگی، بهترین موسیقی، لوح تقدیر بازیگر مرد و طراحی لباس از سی و سومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر
 نمایش برگزیده از سوی سازمان میراث فرهنگی

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

گزارش تصویری تیوال از نمایش بوقلمون (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش بوقلمون / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به جز بازی آقای همتی که خیلی شیرین و دوست داشتنی بود لذت دیگه ای از کار نبردم. حضور تعداد زیاد بازیگر باعث شده بود پشت سر هم و بی وقفه دیالوگ بگن اون هم با صدای بلند و با تایم یک ساعت و نیمه برای من واقعا سردرد آور بود. هرجا هم که می شد یه نفسی از دست سر و صدا کشید گروه موسیقی گوش ها رو نوازش می دادن. بازی خانم باقری هم خوب بود ولی این حجم عظیم ادا و اصول و قر و قمیش و دیالوگ های سخیفی که لا به لای کار گنجونده شده بود و خطابشون به بازیگر زن بود رو نپسندیدم. (شوخی های سطح پایینی مثل " من تا حالا کش تنبونم برای هیچ زنی شل نشده" یا " دست نکشیده روش خمار شدی؟!" یا " شب بیا باغ یه کم سرخاب سفیداب بمال اون لباس خوشگلتم بپوش" و ...)
زحمت کشیده بودن و کار پر دیالوگ و موزونی بود اما در کل کار رو دوست نداشتم.

پ.ن: جایگاه B در سالن چهارسو دقیقا پله هستش که ... دیدن ادامه » روش تکشچه گذاشتن و عملا پشتی شما دیواره پله بعدیه با نوک تیز! کمر درد رو هم به سردرد امشب اضافه کنید!
اتفاقا به نظرم اون ادبیات به اون آدما مینشست و بیانگر شخصیتشون بود

از نیمکت ها و هوای سالن هم که هیچی نگم بهتره!

۳۰ دی ۱۳۹۴
اتفاقا به نظرم اون ادبیات به اون آدما مینشست و بیانگر شخصیتشون بود

از نیمکت ها و هوای سالن هم که هیچی نگم بهتره!

۳۰ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا باید به هر قیمتی مردم را خنداند!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حمیده صمدی، امیر همتی و مریم شریعتی این را خواندند
الهه الف و any mohammadzadeh این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی و زیبا بود . ممنون از بازی زیبای همه هنرمندان این اثر .
hassan و مریم شریعتی این را خواندند
علیرضا نوری و امیر همتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش عالی بود . خیلی زحمت کشیدن واقعا لذت بردیم
به جز فضای بسته و هوای آلوده سالن چهارسو که با این مشکلات آلودگی هوا ، تماشای نمایش رو مشکل می کرد .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با وجود اینکه سالن خیلی کوچیک و صندلی ها خیلی ناراحت کننده و هوا بسیار گرفته بود اما زیبایی و اجرای روان بازیگران همه این ها رو از یاد تماشاگر میبرد.
مفهومی که داستان بیان میکرد مربوط به یک دوره و زمان خاص نبود و گرچه سبک و سیاقی قدیمی داشت اما برای زمان حال هم کاملا ملموس بود.
کار قابل قبولی بود و غیر مستقیم ضعف های فرهنگی اجتماعی جامعه معاصر رو علی رغم اینکه تاریخ داستان نمایش دوران ناصرالدین شاه بود نشون میداد...خسته نباشید...لذت بردم :)
مجتبی مهدی زاده، مریم شریعتی، الهه الف و hassan این را خواندند
پرند محمدی، monah_monah و امیر همتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره نمایش بوقلمون

آدم وقتی اینجا نگاشته های زیبا دوستان رو می بینه از اینکه متنی رو تحریر کنه احساس خجلت می کنه
اما در غالب یه تماشاچی نه تماشگر یا نمایش بین حرفه ای. وقتی این نمایش رو داشتم می دیدم یه جاهایی احساس می کردم داستان در سراشیبی افتاده که ناگهان به مدد بازی خوب و گاها دیالوگ های به جا سیر حرکت اصلی خودش رو باز می یافت و با سرعتی درخور اوج می گرفت و در نهایت یک پایان خوب رو رقم زد، فارغ از این موضوعات این داستان من رو با خودش خیلی جاها برد، از موسیقی سنتی گرفته تا رفتار آدم هایی با گذشت دهها سال رگه هایی از اون رو هنوز در بین مردم کوچه و بازار امروز میشه دید، نا مردی و نامرادی روزگار، روزگار خوشی و دغل بازهای مکار، همدمان پیاله و نارفیقان کارزار، دلیر مردان و زنان روشن دل و پاک سیرت و بیدادگران ماردوش، به اوج رسیدن افراد بی هویت و ... دیدن ادامه » فرو افتادن عزتمندانه ی بزرگان و... بوقلمون صفتان.
با این نمایش می خندیم، به فکر فرو میریم، تلخند های ناخودآگاه بر چهره مان نقش می بندد، گریه می کنیم، و در اوج نا امیدی به دنبال سپیدی صبح میگردیم که امیدوار شویم برای رسیدن به آنچه که به دنبالش می گردیم.
مریم شریعتی و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
علی اصغر شیرازیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
نمایش را روز سه شنبه بیست و دوم دیماه با حضور اصغر همت، جواد ها عزتی و یحیوی ، مجید قناد، نیما رییسی و چند نفر دیگر از هنرمندان و دست اندرکاران تاتر به تماشا نشستیم.نمایشی پر از حرکت و صدا با بازیهای خوب و کنترل شده توسط یک کارگردانی قوی.موسیقی زنده سنتی بر زیبایی کار افزوده بود.طراحی صحنه و لباس و نور مناسب سالن از جذابیت های دیگراین نمایش بود.داستان هم بیانگر مسیر تاریخی آدمهای تاریکی و روشنایی بود.آدمهایی که هریک در جایگاه خود بوقلمون صفتی را تجربه کرده اند و هرچند از این شیوه ی زندگی دل خوشی ندارند اما آزادگی را وا می نهند و برای گذران زندگی بوقلمون بودن را در نهایت ترجیح می دهند.قربانی می شوند و قربانی می گیرند و این سیر تاریخی همچنان ادامه دارد.
یکی از نکاتی که نویسنده در چند جا از نمایش اصرار به ذکر آن داشت، پذیرش بوقلمون وار برخی ... دیدن ادامه » چرندیات و خرافات از جانب مردم بود.اینکه خیلیها خیلی چیزها را می فهمند و به خاطر غم نان از آنها عبور می کنند .صفر و جعفر نماد آدمهایی هستند که یا با غم نان یا احساس گناه و جهل همواره در انتخاب مسیر به بوقلمون صفتی می رسند و چاره ای نمی یابند.
از کنایه های نهفته در متن و بازیهای پرتحرک نمایش خندیدم و بسیار لذت بردم.
با تشکر از عوامل و دست اندرکاران نمایش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند نکته مثبت نمایش «بوقلمون»

«بوقلمون» اثر تحسین شده جشنواره فجری است که از عمرش یک سال گذشته است؛ اما با وجود گذشت یک سال، باز هم می‌شود نکات مثبت «بوقلمون» را دریافت و آن را الگویی برای نمایش‌های ایرانی خواند.


نمایش «بوقلمون» کاری از گروه نقاب، روایتی است از سقوط پهلوانی پهلوان اکبر خراسانی. طبق این روایت، پهلوان اکبر، پهلون شاخص دوره ناصری با ناجوانمردی و البته حمایت درباریان موفق به حذف تمام رقبای خود می‌شود و بازوبند پهلوانی را به بازویش می‌بندند. اما این نقطه آغاز داستان «بوقلمون» است. تا بدین جای ماجرا در حکایات و داستان‌ها نقل‌ها بسیار است. «بوقلمون» داستان سقوط پهلوان اکبر است، نه اوج‌گیری او.



«بوقلمون» نام نوچه‌ای است که رفتار بوقلمون‌صفتانه‌اش، او را به چهره‌ای نامطبوع در میان مریدها و نوچه‌های پهلوان اکبر تبدیل کرده است. او در محافل لوطی‌گری‌های این پهلوانان دروغین جایگاهی ندارد و اوج این تضارب زمانی است که پهلوان غریبه‌ای در شهر میان مردم محبوبیت می‌یابد. درباره این غریبه بعدتر درمی‌یابیم که پدرش یکی از همان پهلوانان رکب خورده در جدال با پهلوان اکبر است. این غریبه زنی است که در قامت مردان و برای رسیدن به مقصود خود از «بوقلمون» کمک می‌خواهد، مردی که در یک مورد با وی هم‌داستان است: عداوت با جماعت پهلوان اکبر.

خیراللّه تقیانی‌پور، کارگردان و نویسنده نمایش و گروه نقاب پس از فارغ شدن گروهش از کاوش ترور نادر افشار، مخاطب را در این اثر ترغیب می‌کند تا در ساحت جهان نمایش، یک واقعه تاریخی را دنبال کند، واقعه‌ای که شاید کمتر مورد توجه مدیومی همانند سینما یا تلویزیون قرار گیرد. این مسئله را باید یکی از مولفه‌هایی دانست که «بوقلمون» را مهم می‌سازد و این اهمیت را در انتقال داده‌های گذشته و انتقال آن به امروز باید دنبال کرد.



تقیانی‌پور ... دیدن ادامه » همانطور که در «دو روی روایت نادری» بخشی از فرهنگ جامه‌داری و دلاکی را با زبانی کمیک نقل می‌کرد، این بار جهان زورخانه‌ای دوره قاجار را بازنمایی می‌کند. این بازنمایی نیازمند یک زبان است، زبانی که واسط حال و گذشته باشد. تقیانی‌پور خود را درگیر ادبیات متکلف دوره قاجار نمی‌سازد؛ بلکه به سمت صناعات ادبی قابل هضم و درک برای مخاطب امروزی پیش می‌رود. دیالوگ‌های آهنگین و مسجع هستند و باید بخش عمده آنها را بحر طویل خواند.



در کنار این رویکرد، تقیانی‌پور عمده جملاتش را از میان ضرب‌المثل‌ها انتخاب می‌کند. این رویه در نثر در نوشتار دوره قاجار رواج پیدا می‌کند و کمتر در دوران گذشته، اتکا به کنایات پیچیده و غامض و ضرب المثل دیده می‌شود. البته تقیانی‌پور لغات را در دهان بازیگرانش ساده می‌کند و کمتر از آن عربی‌گویی‌های دوره ناصری در اثرش بهره می‌برد. البته در مقابل او به زبان آذری گذری می‌اندازد و به وسیله آن، به شخصیت‌هایش هویت می‌دهد. همان کاری که در «دو روی روایت نادری» به واسطه ترک بودن ایل افشار انجام داده بود.

ولی برای رسیدن به یک اجرا با حال و هوای قجری تنها زبان اهمیت ندارد. شاید لباس و دکور دو عامل بصری مناسب باشد، عواملی که در نمایش‌های تاریخی، کارگردان به قصد واقع‌گرایی از آن بهره می‌برد. با این حال «بوقلمون» دکور خاصی ندارد. در کل تصویری مینیمال از یک گود زورخانه است. لباس‌ها هم سنخیتی با فضای قجری ندارد. به نظر میانه مخاطب و اثر فاصله می‌اندازد.



در این موقعیت بهترین چیز بافت‌شناسی تقیانی‌پور در «بوقلمون» است که با بستر و فضای نمایشش همخوانی دارد. او با انتخاب یک نمایش پهلوانی، گود زورخانه را مکان نمایش و در نتیجه آیین‌های زورخانه‌ای را مجالی برای دراماتیزه کردن اثرش یافته است. در اینجا باید تقیانی‌پور را یکی از دنباله‌روهای استاد محمد در نمایشنامه‌نویسی دانست. استاد محمد در یکی از بهترین آثارش، آسیدکاظم، با انتخاب فضای قهوه‌خانه و لوطی‌بازی‌های رایج اثر پهلوی، ترنا بازی را به عنوان مجالی برای دراماتیزه کردن اثر برگزید. تاثیر استاد محمد را می‌شود در دیگر آثار گروه نقاب نیز یافت و به خصوص هدف مشترک گروه و نمایشنامه‌نویس فقید در حفظ نمایش ایرانی.

برای نائل شدن به این مهم، تقیانی‌پور نمایش خود را به سمت کمدی می‌برد؛ لیکن او قصد ندارد نمایش در فضای کمدی در فضای ایستای نمایش‌های سیاه‌بازی و تخت‌حوضی بیافتد. با توجه به نمایش «دو روی روایت نادری» و در کنار قرار دادنش با «بوقلمون» به نظر می‌رسد گروه نقاب در پی خلق نوعی نمایش ایرانی مدرن می‌باشد. در این نمایش مدرن، اثر با کمدی آغاز و با تراژدی پایان می‌یابد. در «دو روی روایت نادری» فضای نمایش بسیار سریع از کمدی به تراژدی شیفت می‌شود. همین مسئله نمایش دو ساعته را کمی خسته کننده می‌کرد و توقع مخاطب را مرتفع نمی‌ساخت. در عوض «بوقلمون» به نوعی پختگی رسیده است و تعادل و تناسب میان کمدی و تراژدیش به خوبی عیان است.



این تناسب بی‌گمان یکی از دلایل موفقیت «بوقلمون» در جشنواره فجر سال گذشته بوده است. با این حساب باید گفت تقیانی‌پور در «بوقلمون» به یک اسلوب مناسب در خلق نمایش ایرانی رسیده است که شامل زبان ساده لیکن فصیح و بلیغ، اتکا به سنن و رسوم، خلق فضای مینیمال و دوری جستن از واقعگرایی صرف و در نهایت خلق کمدی-تراژدی در بستر ایرانی است. در مقابل «بوقلمون» کاستی‌هایی نیز دارد. از جمله آنکه شخصیت‌پردازی در بیشتر مواقع خدشه‌پذیر است. برای مثال «بوقلمون» بودن شخصیت مرکزی چندان تعریف نشده است و دلایل کافی برای خیانت نهایی موجود نیست. اگرچه «بوقلمون» دست‌کج بودن، بددهن بودن و ... خود را اثبات کرده است؛ لیکن در مقابل چشم‌پاکی نیز از خود بروز داده است. در چنین جایی چندان چرخش نهایی و خیانتش تعریف‌پذیر و چندان منطقی نیست.

نکته قابل تامل دیگری برای رسیدن به یک اسلوب منحصربه‌فرد در آثار گروه نقاب تناسب در زمان‌بندی است. در حالی که بخش عمده‌ای از «بوقلمون» زمینه‌سازی یک نبرد مهم است، صحنه نهایی بیش از اندازه کوتاه است و مرگ اکبر و محاصره غریبه به طرفه العینی رخ می‌دهد. کافی است این صحنه را با صحنه دوئل هملت و لائرتیس در «هملت» شکسپیر مقایسه شود که در آن اوج و گره‌گشایی، شکسپیر با چیره‌دستی چگونه زمان را به نفع کنش‌های نمایشش می‌خرد.



شاید راهکار مناسب برای رسیدن به یک اسلوب جذاب در نمایش ایرانی، مطالعه و بررسی ساختار فرایتاگ و تطبیقش با نمایش ایرانی جذابیت‌هایی داشته باشد. فرایتاگ که الگوی خود را براساس آثار شکسپیر خلق کرده است، پس از گره‌گشایی نهایی زمانی برای پایان‌بندی در نظر می‌گیرد، همان جایی که فورتینبراس با دیدن پیکر هملت جوان دستور به دفنش می‌دهد. این بازه زمانی نهایی در «بوقلمون» گم است و تنها با صدای اندک هیاهوی چند نفر، من باب آگاهی مردم از خیانت‌های درباری - پهلوانی خاتمه می‌یابد. مخاطب نباید در اوج کاتارسیس رها شود و این رهاشدگی نقطه ضعف «بوقلمون» است.
ممنون از شما بابت ابن نقد و نگاه دلنشین و ریزبینانه :)
۲۲ دی ۱۳۹۴
ممنون از نظرتون...
۲۲ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای دوشنبه 21 دی ماه و یک خسته نباشید به تمام عوامل این نمایش.

"بوقلمون" به طرز عجیبی با تماشاگر ارتباط برقرار کرده و حرف خود را واضح بیان میکند. در تمامی لحظات نمایش میتوان تماشاگرانی را دید که با تکان دادن سر در حال تایید دیالوگها هستند ، و یا گاهی با پوزخندی تلخ در هر لحظه شخصیتی خاص را در ذهن خود تصور میکنند، شخصیت هایی که نه در زمان قاجار و نه در 100 سال گذشته بلکه امروز در کنارمان ، زیر همین آسمان و روی همین خاک در حال نفس کشیدن میباشند. داستانی با حسی دوست داشتنی ، طنزهایی که در عین بازی های شیرین و روان ، معنای بسیار تلخ در خود نهفته اند. اشاره ی ظریف نویسنده به جنبه های مختلف اخلاقی و اجتماعی ، یکی از نکات مورد توجه و قابل تحسین در این نمایش است. از شجاعت و پاکی تا خیانت و دروغ ، از شیردلی تا بوقلمون صفتی ....
اشاره ی داستان به نقش مهم جامعه ... دیدن ادامه » در شکل گیری وقایعی تلخ در طول تاریخ ، گاهی با سکوت عمومی و بعضا" با همراه شدن جهلِ عمومی قدم به قدم با ظلمِ حاکم ، که همواره موجب برتری اقلیت بر اکثریت بوده ، جزو ظریف ترین نکات این نمایشنامه است.
اما چرا بوقلمون؟ ........ در اصطلاح عامیانه "بوقلمون صفت" کسی است که روبرویت یک چیزی می گوید اما چند ساعت بعد، بر عکس آن گفته عمل می کند! در پس طنز ها و خنده های این نمایش، فکری عمیق در ذهن من ِ تماشاگر ایجاد میشود ، که بوقلمون کیست؟ ... من ، تو ، و یا شاید همه ی ما . زمانی که در برابر ظلمی در کوچه و خیابان سکوت میکنیم، در حالی که ساعتی بعد در جمعی دوستانِ حود را حامی حقوق مظلومان میدانیم ... زمانی که از "حسین" میگوییم و از آزادگی هیچ نمیدانیم، یا از "علی" میگوییم و از عدالتش بیزاریم...تمامی اشارات این نمایش به نام و نقش های مذهبی و وقایع تاریخی، بصورت اتفاقی و بی دلیل صورت نگرفته ، بلکه در تک تک صحنه ها و دیالوگ های این نمایش جدای از خنده، تمنای تفکری ژرف از تماشاگر ، موج میزند.

بازی ها بسیار خوب و با کیفیت ، در عین تحرک و دیالوگهایی نسبتا سخت به مدت 1 ساعت و 30 دقیقه ادامه میابد. هرگز در طول این نمایش احساس خستگی نخواهید کرد چرا که دیالوگهای روان ، بازی های خوب و موسیقی زنده ی بسیار خوب همراه با نور پردازی مطلوب، شما را تا پایان نمایش جذب خود خواهد کرد. بازی سرکار خانوم "مه لقا باقری" به طرز حیرت انگیزی خوب اجرا شد و در کنار تمامی بازیگران این نمایش خسته نباشید ویژه ای به این بانوی هنرمند باید گفت.

در پایان ، نه فقط دیدن و خندیدن در این نمایش، بلکه تفکر در این نمایش را به تمام هنردوستان پیشنهاد میکنم.
جناب نوری در ابتدا سپاس بابت نگارش نکات ریز و قابل توجهی که ذکر کردید.
من هم این نمایش رو بسیار دوست داشتم.
بار اول که دیدم برای تهیه آوای تیوال رفته بودم, اما بخاطر تمام نکاتی که اشارهذکردید,به قدری برام حذلب و دلنشین بود که بار دوم نیز به همراه پدر و ... دیدن ادامه » مادرم به تماشا نشستم.
امیدوارم این نمایش راهگشای تازه ای برای تفکر من نیز باشد.
پاینده باشید .
۲۲ دی ۱۳۹۴
نوشته شما باعث شد این تئاتر رو تماشا کنم.ممنون از شما
۲۶ دی ۱۳۹۴
ممنون از حُسن نظر شما به این دستنوشته ... امیدوارم از دیدن این اثر ، لحظه های شادش، و حرفهای تلخش لذت ببرید
۲۶ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بود حس خوبی هم داشت خسته نباشید واقعا فقط به نظر من دو جای متن گسستی وجود داشت که اگه نبود بهتر بود یکی اون دیالوگ گزمه که می گفت بیشعورها البته به نظر من خیلی بجا نبود. حس خوبی نداشت و پایان پایان به نظر من فاجعه بود متن رو از روایت به شعار منتقل کرد. البته شعار هم خوبه ولی در متن خودش در شکل خودش اینجا من نپسندیدم و اینطور که از زمزمه بقیه تماشاچی ها شنیدم نمی گم همه ولی بعضیای دیگه هم بودن که نپسندیده بودن این پایان رو ولی در کل خیلی هم خوب بود طراحی و اجرا که حرف نداشت
مرسی
وقتی بتوانی بدون شعار دادن ، حرف های زیادی را بزنی ، این می شود هنر
به دوستان تیوالی پیشنهاد می کنم این نمایش را ازدست ندهند و ممنون از عوامل نمایش بوقلمون که در فضایی بسیار کوچک آن طور هنرنمایی کردند .
تمامی جوایزی که از سوی جشنواره سال گذشته نصیب این کار شده حلالشون باشه....
"بوقلمون" عالــــی بود!
مه لقا باقری ، خوش درخشید.
موسیقی این کار و تسلط بازیگران،قابل تقدیره.
.
فقط کاش 1 گلریزونی کنیم و برای سالن "چهارسو" یک دستگاه فن بخریم،سالن چهارسو به معنای واقی توهین به شعور مخاطب تیاتر میکنه،در مورد صندلی هاش که اصلا صحبت نمیکنم،اما معمول ترین نیاز یک انسان
"اکسیژن" ه که خداروشکر این 1 قلمم در این سالن به سختی پیدا میشه.
" بوقلمون درامی ایرانی با رویکرد ِتجددخواهی "

بوقلمون درامی ایرانی ست که مختصات ِایرانی خویش را دارد ... صحنه ای که گود زورورزی پهلوانان و مجادله ی خیر و شر که از شاکله های اصلی ِمتن های ِشرقی ست و داستانی که با محوریت ِنگاه سنتی وبومی ِاین سرزمین با مایه ای از شیدایی روایت میشود و دست آخر با پایان بندی ِموثروکارا ،پیام خویش را منتقل میکند ..
نویسنده جدای از نمودو بازتولید منش پهلوانی و دادخواهی های عامه ی مردمی که از دیرباز در ایران مورد ستایش واحترام بوده ویادآوری آن احیای ِخصائل ِارزشمند دوباره ست ، صفاتی از شخصیت ِانسانی را واکاوی میکند که تاامروز قابل تعمیم ست افرادی بی ثبات که در سیاست امروز نیز حزب باد هستند و هرطرف که منافع شخصی شان تأمین شود بهمان سمت حرکت میکنند فارغ از آنکه مبتنی بر عدالت خواهی ویا حفظ کرامت انسانی باشد یا خیر ... دیدن ادامه » و عده ای اندک که در راس هرم قدرت بی ترحمی برای ملت ، مهره هارا بازی میدهند
از طرفی نویسنده با هوشمندی یکی از کهن ترین فرهنگ های سلطه گری و نرینه محور را با ساخت شخصیت اول داستان در جنسیت ِ زنی قرار میدهد که بزعم ان دوران، ضعیفه ای بیش نبوده و تنها توانایی اش پخت وپزو بچه داری و بزک دوزک و خدمات جنسی ست اما هم در تفکر وهم در عمل حتی به قوی ترین مردان غالب میشود چنین رویکردی از جانب ِنویسنده وکارگردانی ِتاتری نه تنها حرکتی به سمت تجددخواهی و زیرسوال بردن فرهنگ ِمردسالاری ست بلکه تصویر سازی ِموفقی ست که زن امروز را حتی در روایتی قدیمی وسنتی موافق خود میکند
نویسنده وکارگردان با استفاده از آوازها ، سازهای سنتی و دیالوگهایی با مایه ی طنزِ فراخور آن زمان،مجموعه ای از یک اثر نمایشی را ترتیب میدهد که هم تماشاگرعام و هم حرفه ای را راضی میکندو درامی ایرانی ِقابل قبولی را ارائه میدهد هرچند بعضا ایرادتی در نحوه ی دیالوگها و کلیشه های ِتکراری دیده میشود ..
موسیقی عنصر ِمهم و رکن اساسی دراین نمایش ست که نه تنها ریتم نمایش را حفظ میکند بلکه هویت بخشی ِموثری در ماهیت اثر نیر بهمراه دارد
در مجموع بازی های روان بازیگران با تسلط قابل تحسینی در بیان دیالوگها ، پرسوناژهای ِقابل درک حتی در فضای امروزی و نورپردازی درخدمت معناواجرا بوقلمون را کاری درخور توجه میکند
جناب تقیانی پور با چنداثر خود توانسته ست در بخش تئاتر ایرانی نه با رویکردی منسوخ بلکه با دمیدن روح تازگی در آن ، دراین حوزه حرفی برای گفتن داشته باشد
با آرزوی موفقیت بسیار برای ایشان وگروه خوبشان و با تبریک ویژه به خانم باقری برای ایفای باقدرت و اکتیو نقش هایشان امیدوار به دیدن کارهای بعدی و موفق تر شان هستیم

نیلوفرثانی
8دی ماه 94
نیلوفربانوی نازنین، خوشحالم که شما هم از دیدن این کار لذت بردید :)
۱۲ دی ۱۳۹۴
بزرگواری بانو :)
۱۲ دی ۱۳۹۴
ابتدا پوزش از خانم محمدی. .چون کامنتم خطاب به خانم ثانی محترم است کامنتم را در مورد نمایش مونس. مطالعه. فرمایید . تشکر.
۱۶ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر تیوال عزیز... همراه همیشگی تاتر دوستان و چند گله....
دیشب بنده هم به همراه بیست نفر از دوستانم به تماشای این نمایش رفتیم.. فعلا به اجرا نمیپردازم اما چند گله از تیوال عزیز و مسئولان سالن چهارسو دارم ...اولا من از داوران جشنواره ذکر خیر این نمایش رو شنیده بودم و شاهد بودم در جشنواره پارسال جوایزی زیادی رو در بخش های مختلف دریافت کرد.. و قطعا به دیدن این نمایش میرفتم ..برای خرید بلیط برای دوستانم وارد سایت شدم باکس A به جز ردیفهای آخر ما بقی غیر قابل فروش بود و فقط باکس B برای فروش باز بود و من سریعا باکس B از ردیفهای اولش رو برای دوستانم خرید کردم وقتی وارد سالن شدیم دیدیم باکس مورد نظر اولا صندلی نیست و سکوهاییست برای نشستن که امکان تکیه دادن هم نداره اونم برای نمایشی با 110 دقیقه زمان... در صورتیکه در تیوال به عنوان صندلی ذکر شده با شماره صندلی !!! ... دیدن ادامه » حال بماند... وارد سالن میشی و چون این باکسها شماره گذاری نیست و اصلا قابل شماره گذاری نیست بنابراین افرادی که بلیط بدون شماره صندلی دارند و یا میهمان گروه هستند در این جایگاهها نشستند و شما که برنامه ریزی کردی و از مدتها قبل و بلیط به اصطلاح با شماره صندلی! تهیه کردی سر پا میمونی... و مسئولان سالن رو به مدد میخوای که به زور موفق میشی فقط یک نفر رو بلند کنی ... و از این بیست نفر هر کسی مجبوره دنبال جایی برای خودش بگرده و با سردرگمی بالاخره خودش رو در ردیفهای آخر جا کنه ...خوب تیوال گرامی در توضیحات قسمت خرید ذکر میکردی که صندلی نیست بلکه جایگاههای سکو ماننده ... تا افرادی که کمر درد دارند برای خرید در این باکس اقدام نکنند به همراه ما دوستی بود که تازه پاشو از گچ باز کرده بود و از علاقمندان تاتره با شرایط بسیار بدی این نمایش رو به تماشا نشست.... من دوستانی رو برای دیدن این نمایش دعوت کرده بودم که برخی سن های بالایی داشتند و اصلا این جایگاه مناسب برای نشستنشون نبود و من شرمنده تک تک این دوستان شدم ... جای بد بماند ... جر و بحث اول نمایش برای اینکه شخصی رو از همین جایگاه هم بلند کنیم تا دوستانمان لا اقل سر پا نمانند بماند... کودکی یک دو ساله هم در سالن با گریه و سرو صدا حداقل تمرکزت رو هم میگرفت... خارج و وارد شدن پدر به همراه کودکش به داخل سالن...خلاصه اینقدر عصبانی هستم که نه تنها از دیدن نمایش لذتی نبردم بلکه تمام مدت به خاطر دوستانم ناراحت بودم گرچه خودم به لطف دوستان هنرمندم در جایگاه مناسبی نشسته بودم ... اما فکر دوستانم لذت دیدن نمایش رو کاملا از من گرفته بود واقعا حق کسی که زودتر برنامه ریزی میکنه و به تیوال اعتماد میکنه و شماره صندلی تهیه میکنه اینه که بره نه صندلی ببینه نه شماره ای و سر پا بمونه و با عده ای هم درگیر بشه تا شاید سرپا نمونه ... لطفا قبل از به فروش گذاشتن یه توضیحی هم در مورد جایگاهها بدین ...کدام صندلی؟ کدام شماره؟ هر کسی زودتر وارد سالن شد در همین جایگاهها که شماره گذاری نیست میشینه... لطفا به مسئولین سالن ها هم تذکر بدهید از ورود کودکان و طفلان به سالن جلوگیری کنند ( گر چه این مورد مربوط به تیوال نیست من خودم هم به مدیریت تاتر شهر خواهم گفت)...امیدوارم با احترام گذاشتن به مخاطب و تماشاگر تئاتر همین اندک دوستداران تاتر رو هم از دست ندیم.... بنده این احترام به مخاطب رو احترام به ارباب رجوع رو از جناب آقای بهروز غریب پور آموختم وقتی دانشجویی بیش نبودم و در خانه هنرمندان ایران مشغول به کار شدم ... از استاد انتظامی و مرحوم استاد سمندریان اموختم وقتی در خانه تئاتر در خدمتشان بودم... و هنوز هم که خودم با برخی از گروههای تئاتری همکاری دارم تمام سعی ام رو میکنم مخاطب و تماشگر تاتر نرنجه...به مخاطبی که با تمام وجودش در این راه هزینه میکنه ...مخاطبی که با این حجم ترافیک ... هوای آلوده ... مشغله کاری و زندگی باز هم تاتر رو در سبد کالای خانوارش قرار میده....گرچه من و دوستانم باز هم به تئاتر خواهیم آمد ... من بارها روی زمین نشستم و اجراهای استاد بیضایی رو تماشا کردم و لذت بردم و دیالوگهای استاد ما رو به رگبار بسته و نمایش رو بلعیدیم... اما این زمانی بود که خودم انتخاب میکردم و شرایط رو میدونستم...اما برای مخاطبان تازه وارد این عرصه باید دقت بیشتری کرد تا رنجیده خاطر سالن رو ترک نکنن.. و باز به دیدن تاتر مشتاقانه بیان....به امید اینکه تئاتر در جایگاه واقعی خودش قرار بگیره...و بر شمار مخاطبان فهیمش چونان نیلوفر ثانی ها ...حدادی ها ... ابرشیرها ... نصیریها ...ذوق زدهها... قسمتی ها ...آریو ها ... پرند محمدیها ... رحمانیها.... و ..... افزوده بشه......آمین...
دوست گرانقدر، حمیده بانو
قاعدتاً رنجش شما قابل درکه . اما نازنینِ بزرگوار ؛
با توجه به اینکه سالن چهارسو بالاصاله و برای اغلب نمایشهای اجرایی همان چینش همیشگی رو داره، در خصوص این نمایش با توجه به درخواست کارگردان، صندلیها ( یا به فرموده شما نیمکتهایی) ... دیدن ادامه » رو با عنوان باکس B تعبیه کردند و علت این امر این بوده که کارگردان فضایی شبیه به گود زورخانه ( بنا به ایجاب فضای نمایشی) فراهم کنند.
اما در خصوص عدم دسترسی در تهیه بلیط از ردیفهایی جلویی باکس A( همان جایگاه ثابت همیشگی چهارسو) و اختصاص به مهمانان و ...و همچنین مشکل جابجایی و عدم تطبیق بلیط و جایگاه خریداری شده؛ بعید میدونم تیوال مقصر باشه .
باز هم تاکید میکنم رنجش شما قابل درکه دوست خوبم .
۰۲ دی ۱۳۹۴
سپاس تیوال عزیز که نظرات ما رو میخونید و اهمیت میدین و پیگیری میکنین ...
۰۵ دی ۱۳۹۴
با مسوولین سالن پیگیری شد و از طرف ایشان اعلام شد این مشکل تنها روز نخست اجرا وجود داشته و پس از آن برطرف شده است.
امیدواریم پس از این چنین مسایلی را کمتر شاهد باشیم.
۰۵ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما شب یلدامون رو با این نمایش شروع کردیم،
بازی ها، داستان، دیالوگها، صحنه و گروه موسیقی عالــــــــــــــــــی بود
دست مریزاد به تمامی عوامل.

حتماً ببینید
خوشا به سعادتتون واسه شب یلدا ^_^
۱۶ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید