تیوال نمایش مایکلفسکی
S3 : 04:53:33
امکان خرید پایان یافته
  ۲۰ مرداد تا ۱۲ شهریور
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: حسین ناظمیان پور
: (به ترتیب ورود به صحنه) علیرضا مؤیدی (مهمان از گروه پارکینگ)، فرشید ناصری(مهمان از گروه پارکینگ)، طیبه پاکدل، شایان افشردی، مریم روشنی، حسین ناظمیان پور، علیرضا ساوه درودی(مهمان از گروه پارکینگ)، علیرضا زنده دل

: بهروز ساریخانی
: دامون بُستاک
: نگین مهدی پور
: حسین ناظمیان پور
: فاطمه نوروزی
: بهروز ساریخانی
: حمید حمیدی
: سروناز آذرباد
: رادمان قبادی
: سارای مطلبی
: سیامک ابراهیمی
: حسین امینی، نگین مهدی پور
هر چیزی یه تاوانی داره. به همین سادگی قراره نیست و نابود بشیم. اعتراض کن، ولی باهاش کنار بیا چون راه دیگه ای وجود نداره.

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

گزارش تصویری تیوال از نمایش مایکلفسکی / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «مایکلفسکی» برای دومین بار تمدید شد

» اجرای نمایشنامه برگزیده پنجمین دوره نمایشنامه خوانی مرکز تئاتر مولوی در سالن اصلی

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آخرین شب اجرای مایکلفسکی بود.اثری ضد جنگ.خشحالم که یه کارجنگی خارج ازجغرافیای جنگ هشت ساله ی ایران دیدم.وقتی کشوری باشی که جنگ رو در برهه ای نه چندان دورتجربه کرده ودر منطقه ای که به جنگ و خون معتاد شده نویسنده باید بپذیره که با تماشاچیِ بشدت سختگیری روبرو-ئه.افتادن به سمت شعارواحساسی-گری وحماسی-بازی وکلیشه هم بشدت چنین آثاری رو تهدید میکنه.اما دو ایده ی خوب در نمایش بود که اثر رو برای من جذاب کرد یکی مقوله ی فُقدان و دوم وجود دیگریِ بزرگ در اثر.فقدان به معنای از دست دادن یک امکان در زندگیه که ضروری و دمِ دستی بوده اما در شرایطی که نیست تازه حیاتی بودنش کشف میشه و جنگ بزرگترین ابزارفقدانه.مثلن وقتی نفس میکشی کار ساده اما ضروری انجام میدی ولی وقتی هوا کم میشه تازه به اهمیت این امر ساده پی میبری. وفقدان باعث ایجاد حس متراکمی از خشم ونفرت وترس و انزجاروترس ... دیدن ادامه » در انسان میشه و سازوکار جنگ هم همینه.اما فقدان اساسی در این اثر بدن-ه آره خودِ تن که اتفاقن در هر جنگی اولین معامله و اساسی ترین معامله بر سر بدنه و اونجایی این مسئله جلب توجه میکنه که میدونیم که بدن مهمترین جزیره ی زیست هر انسان وپایه ای ترین امکان هر فردیه.در این اثر دوبار بر سر انگشتان دست قمار صورت میگیره.یک پدر کشته میشه و زنی دوپای خودشو از دست داده و اساس اثر هم تقابل جنگ و بدنه و البته فقدان بعدی که جنگ در این اثر باهاش بازی میکنه فقرو خشبختیه(پول) که اون دربرابر ایده ی بکر بدن کلیشه ای بنظر میرسه. دومین ایده ی جالب اثر دیگریِ بزرگه که نباید با دانای کل اشتباه گرفته بشه دیگری بزرگ که اصطلاحی لاکانیه اشاره به وجود خداییه که بر همه چیز ناظره و از چنگ اون هیچ راه گریزی نیست.اون حتا بر جان ماهم از ما ارجحتره و گاهی ما برای خوشنودی این دیگری بزرگ حاضریم برده یا بنده بشیم و همیشه درهراسیم که این خدا به ما خشم نگیره در دنیای مدرن دو ایدئولوژی فاشیسم و نازیسم نماد وجه ی تاریک این دیگری هستند اما در این اثر خدای کشتار(جنگ) نقش این دیگری رو بازی میکنه.
در برخی آثار متن باعث نجات اجرا میشه و ضعف بازیهارو میپوشونه و در برخی دیگه، بازیهای درخشان ضعف متنو پوشش میده که در اینجا متن خوب بازیهای غیر یکدست و بعضا" بی رمق رو جبران کرده هرچند که همیشه وسوسه ی غلتیدن به سمت کلیشه و احساسی-گری در متن دیده میشه ولی باید توجه داشت خود ذات جنگ اونقد بیرحم هست که حتا نشان دادن صحنه ی خوردن صبحانه در فضای عادی در زمان جنگ هم اگه خوب اجرا و نوشته شده باشه بیننده رو تکون میده یا سرجاش میخکوب میکنه و لازم به شعار نیست و بیننده به راحتی حس و حال صحنه رو دریافت خواهد کرد
یونیفرمیزم هم ایده خوبی بوده یعنی پوشیدن لباسهای جنگی بر تن همه ی بازیگران.ایده ی تقابل کارگران معدن آهن که ناخواسته موتورمحرک جنگ و البته از اولین قربانیان جنگ هم هستن در کنار بی زمان و مکانی جنگ هم خوب بود.سیر داستانی که بیننده رو آروم از سطح به عمق میکشونه قابل قبوله و صحنه پردازی ونور هم اونقد خوبه که این حس در من بوجود اومد که الان جنگ یقه ی منو هم میگیره
صحنه های خوبش صحنه ی قطع انگشتان مایکل،خوندن نامه ی سیزدهم پدر،صحنه ی تقابل پدر ومادر با گروهبان،صحنه رقص ومستی کارگر معدن
البته شخصیتها خوب پرداخت نشدن ایده ی معدنچیها زود حروم میشه که میشد خیلی بیشتر ازش استفاده کرد
از کارگردان ممنونم که برای تماشاگر و عواملش احترام قائل بود وحتمن به درخواستش در آخر اجرا عمل خاهم کرد و از همه ی بازیگران و عوامل هم سپاسگزاروممنونم
مریم اسدی و محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارند
چون اثر را ندیدم ..
نمی تونم قضاوتی در مورد کار داشته باشم..
اما همان که گفتم..
یک جداسازی کن مثلا
متن //
بازی//
کارگردانی//
دکور//
پرده درخشان یا نکته درخشان//

اگر ... دیدن ادامه » هم بهم تنیده بود و قابلیت جداسازی نداشت..
در زیر یکی از عناوینت توضیح بده...
نقد قابل اعتنایی در مورد تیاتر عمل و پنجاه پنجاه نوشتم
به خصوص عمل که نقدی تقریبا حرفه ای است
با قالبهای نقد..
الفبای نمایش را هم یاد بگیری
با استعدادی که داری خیلی زود تماشاچی حرفه ای
و با دانشی می شوی.‌‌
۰۹ آذر
خیلی خشحال شدم که خوندید بازهم میگم من قرار نیست نقاد یا تئوریسین باشم بیشتر قصدم آموختن زندگیه در کنار دوستان و در مسیر عمرم
۰۹ آذر
آموختن زیستن زندگی کردن تجربه کردن
بخوانم بدانم آگاه شوم لذت ببرم اشتباه کنم
عذر خواهی کنم بخندم بگریم بیاندیشم ناراحت
شوم خوشحال شوم...
هیچ فیلمی در جهان ندیدم
همچون " بهشت بر فراز برلین "
جایی بود که حس کردم انسان بودن چه حسرتی
دارد برای فرشتگان...
و جایی بود که یاد این جمله افتادم که انسانها
به ... دیدن ادامه » خدا می گویند: بگذار یک روز به این دنیا
برگردیم... تا ببین چه می کنیم...
بگذریم
حرفتان مرا یاد این چیزها انداخت...
در کنار شما آموختن افتخاره عزیز‌..

۱۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
نمایش خوبی بود و دیدنش رو حتما پیشنهاد میدم با توجه به اینکه تمدید هم شده خوشبختانه.
بازی ها خوب و قابل قبول بودند بویژه بازی آقای مویدی فوق العاده بود.
بازی آنا هم که اکثر دوستان فرموده بودن تصنعی بود به نظرم اگر روی لحن و آوا و پختگی بیان کلمات کار و تمرین خیلی بیشتری کنن بازی آنا هم خیلی بهتر به نظر میاد و توی ذوق نمیزنه.
طراحی صحنه خوب بود اما به نظرم زیادی شلوغ بود البته من نفهمیدم چرا صندلی هایی که در حین بازی می نشستن روش از کتاب درست کرده بودند!!!

نمایشنامه حاوی چند مفهوم ارزشمند و قابل تامل بود که کار رو دلنشین میکنه اما به نظرم اگه پیوستگی و آهنگ کار هم حفظ میشد بهتر بود چون متاسفانه شاهدیم ناپیوستگی در آهنگ نمایش هستیم و یه جاهایی خیلی کند و حاشیه پردازی میشه و البته در دقایقی هم شاهد دیالوگ ها و به قول استاد نصیریان بده بستان های ... دیدن ادامه » بسیار جذابی هستیم.

خداقوت میگم خدمت همه عوامل این نمایش و مجددا پیشنهاد میکنم این کار ارزشمند رو تماشا کنید.
حمیدرضا مرادی این را خواند
حسین تاجیک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده‌ی اصلی نمایش همان چیزی است که نمونه‌ی درخشانش را در «همه، پسران من» میلر دیده‌ایم:. اگر بخواهی از منافع جنگ بهره ببری، یک جایی دچار خسارت بزرگ‌تری می‌شوی. اما این ایده‌ درست پرداخت نشده بود. متاسفانه کار پر از شعار و صحنه‌های اضافی و بازی‌های اگزجره‌ی بی‌دلیل است.
حسین تاجیک و حمیدرضا مرادی این را خواندند
سپهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاریه که ارزش دیدن داره. امیدوارم توی دو شب آینده که تمدید شده اجرا. فرصت کنین و برین ببینین.
و اما
از خوبی هاش بگم ، متن خوب با فراز و فرود به‌جا و به موقع ،
ایده‌ی کارگردانی خیلی جذاب ،
بازی‌های ‌اقایون عالی و خوب ،
طراحی صحنه‌ی جالب و در راستای متن.

از نقاط ضعفش بگم :
در مورد متن :
قابل پیش‌بینی بودن اتفاقا از شروع نمایش به این دلیل که نقظه‌ی شروع و پایان ( برگشت به شروع ) خوبی انتخاب نشده‌بود. با تقریب خوبی آدم می‌تونست حدس بزنه اون شروع چه اتفاقایی رو در پی داره.

در مورد کاراکترها :
به نظر من کاراکتر آنا کلا اضافی بود. هیچ کنشی نداشت. اگه از متن و اجرا کلا برش داریم هیچ اتفاقی نمیفته. لازم نیست کاراکتری به اسم انا رو روی صحنه ببینیم. کافی بود توی حرفای مارگاریت و فئودور و مایکی ازش بشنویم . به تبع اون پدر آنا هم زیادی بود. چون تکرار این واقعیت بود که جنگ اصولا خانواده‌ها رو مختل می‌کنه. که خب توی زندگی مارگاریت و مایکلفسکی داریم می‌بینیمش و لازم نیست دوباره جای دیگه ببینیم.
کاراکتر مارگاریت ، وسط زمین و آسمون مونده. نه اونقدر کم‌رنگ بود مثل آنا که بشه حزفش کرد . نه اونقدر پررنگه که بشه گفت شخصیتی ساخته شده.

در ... دیدن ادامه » مورد بازی ها : بازی انا خیلی بی‌روح و بی‌حس بود. بازی مارگارت هم به نظرم ، به خاطر معلق‌بودن اصل شخصیت، نچسب بود . انگار که به زور چسبونده‌‌شده باشه به متن.. فئودور هم به نظر میاد تازه‌کار باشه و کمی تصنعی بود بعضی‌جاها که توی ذوق می‌زد.

میترا، سیاوش رفیعی و امیر مسعود این را خواندند
حسین تاجیک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر من قوی ترین بخش کار بدون شک متن، موضوعی مهم در قالبی قابل لمس و جذاب.
طراحی نور بسیار عالی بود.
بیان بازیگرهای نقش های مارگارت و گروهبان بی نقص و به شدت تاثیرگذار بود.
اما مگر نه اینکه انزوا در جمع یکی از اصول بازیگریست؟
من خودم شاید بدترین و بی فرهنگ ترین تماشاچی امروز کار بودم، ایا واقعا باید به این شدت تاثیر روی بازیگران بگذارم؟
و مگر نه اینکه حتی بی فرهنگ، تئاتر به لطف تماشاگران زنده است؟
ایا واقعا امروز کم لطفی به ما بی فرهنگان لازم بود؟
سلام من جزو کاربران عضو تیوال نبودم و پس از خواندن نظر شما تصمیم گرفتم . عضو شوم تا بتوانم نظر خود را بیان کنم . من شب گذشته برای تماشای نمایش حضور داشتم . و لذت تماشای کار با خنده های نا به جا و آنطور که حس میشد مغرضانه دو تن از تماشاگران که از شانس بد در ... دیدن ادامه » نزدیکی بنده هم بودند و همینطور صحبت های مداوم آنها که نشان از عدم آگاهی آنان از آداب تماشای تئاتر داشت باعث شد که شیرینی تماشای آن نمایش به تلخی بگراید و تنها سخن پایانی کارگردان پس از نمایش ذره ای از خشم فرو خورده بنده را تسکین داد زیرا که نه تنها ما تماشاگران مورد آزار قرار گرفتیم بلکه بازیگران هم با وجود آنکه تمرکز خود را از دست نداده بودند ولی کلافگی را میشد در آنها حس کرد . دوست عزیز گاهی نیاز هست که برخی افراد به رفتار خود و رعایت آداب هر مکان آگاه شوند من بسیار افسوس خوردم که چرا پس از پایان نمایش خشم خود را فرو خوردم و سکوت کردم و خواستار دریافت حق خود که تماشای یک نمایش بدون مزاحمت های عمدی بود نشدم . اما مورد دیگر مفهموم انزوا در جمع به معنا ندیدن و نشنیدم و فراموشی خود بر روی صحنه نیست این مفهوم به معنای این است که بازیگران بتواند به گونه ای خارج از خجالت و خود سانسوری جوری اعمال نقش کند که گویی کسی شاهد اعمال او نیست . در این تعریف بازیگران مقابل نیز در زمان تمرینات به نوعی ناظر و تماشاچی در نظر گرفته میشوند و این ویژگی باعث میشود که بازیگر با آسودگی خاطر و بدون خجالت هر نقشی را که حتی شامل بخش های پنهان هر فرد در زندگی شخصیش میشود بر روی صحنه بیاورد . صحبت هایم طولانی شد ولی باید در مقابل این رفتار زشت که حق و حقوق من را بعنوان یک تماشاچی و حقوق سالن تئاتر که دارای حرمت خاص خودش می باشد و همینطور حقوق بازیگران را زیر پا گذشت صحبت می کردم . موفق باشید
۰۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود یکی از بهترین تیاترهایی که دیده بودم
حسین تاجیک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ریتم کند بود و خیلی دیر به داستان اصلی و کنش و واکنش پیرامون مضمون رسید ضد جنگ بود و در جایی از دیالوگ مادر اشک مرا دراورد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی علیرضا مویدی بسیار عالی عالی عالی بود
طراحی صحنه و طراحی نور قابل احترام بودند
نمایش به موضوعاتی اشاره کرده بود که مخاطب رو کاملا به فکر فرو میبره شاید به نظر من اگه قرار بود عمیق بشیم رو موضوعات مطروحه شاید یکی دو تاش کافی بود
مثلا مشکلات جنگ یا کسایی که از جنگ دنبال سودهستند یا مثلا تقابل بالا دستی های جامعه با پایین دستی ها ....
همونجور که همه عزیزان هم گفتن کمی ریتم نمایش پایین بود
اما یه ایراد دیگه هم اینکه پایان بندی نمایش هم به نظر من خوب نبود به صورت ناگهانی نمایش تمام میشه
در کل باید تشکر کنم از عوامل نمایش برای این اجرای خوب و تقابل هایی که بهش پرداخته شده بود
محسن جوانی، امیر مسعود، Leon S. Kennedy و حسین تاجیک این را خواندند
مهدی سلطانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امان از این اکانت های دو روزه و سه روزه که میان و نظر مثبت میدن
به شخصه یکی از طرفدارهای نمایش هایی هستم که بازیگر مطرح ندارند و چی بهتر از اینکه نمایش برای بچه های باشه که توی تالار مولوی اجرا میکنند
ولی خب چرا با این اکانت های یه روز و دو روزه دست به تبلیغات زده میشه !!!؟؟؟
آیا این کار زیر سوال بردن خود گروه نیست؟؟؟؟
به شخصه تصمیم دارم این نمایش رو ببینم و امیدوارم موارد تبلیغی نوشته شده درست در بیاد
حسین تاجیک این را خواند
سپهر و NetHunter این را دوست دارند
با سلام و تشکر از نظر شما دوست عزیز . بنده از عوامل نمایش مایکلفسکی هستم جهت برطرف شدن سوء تفاهم درباره نظر کاربران دیگر باید به عرض شما برسانم ما در پایان هر نمایش از تماشاگران تقاضا میکنیم اگر کار ما را دوست داشتند برای کار ما تبلیغ کنند تا هر شب شاهد ... دیدن ادامه » وجود صندلی های خالی در اجرا نباشیم . دلیل اینکه در بخش نقد شاهد کاربرانی هستید که تازه به سایت تیوال ملحق شده اند و جزو کاربران همیشگی و منتقدان عضو سایت نمی باشند این امر هست . انشا ا... شما نیز پس از تماشای نمایش نقد خود را برای ما درج بفرمایید و اگر از تماشای نمایش لذت بردید به جمع کسانی بپیوندید که نمایش ما را پیشنهاد میکنند . موفق باشید
۲۹ مرداد
امیدوارم اینجوری که میگید باشه
چون #سجاد_افشاریان برای نمایش کوسه ها این کار رو شروع کرد و میشه گفت همه رو به نظرهای تیوال بی اعتماد کرد
۳۱ مرداد
https://www.tiwall.com/u/rominayahyapoor
از این اکانت ها زیاده توی پیج مذکور
البته امیدوارم که این اکانت هایی هم که الان نظر دادند به دیدن تئاتر علاقمند بشن و باز ازشون نظر ببینیم تا به صحبت های شما ایمان بیاریم
۳۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی.
پیشنهاد میشه
حسین تاجیک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شب خوب رقم خورد. تئاتر دیدیم. ن نمایش بود ن شو. یه تئاتر واقعی که متن اون نقطه قوت اصلیش بود بعد بازی شخصیت های توی معدن و اون بازیگر گروهبان. من میرم تئاتر که ساعاتی دور بشم از زندگی خودم اما این نمایش یه جوری من رو درگیر کرده از بعد پایانش که نمی‌دونم اونم زندگی بود یا فقط یه خواب وحشتناک. من سالن های زیادی رفتم کار دیدم اما نورپردازی و اون موزیکای لعنتی این کار واقعن به طرز کاملن درستی و در جای درستی انتخاب شده بود. همه چیز چفت و بست داشت دیگه
لعنت به جنگ و فقر و اختلاف طبقاتی که انقدر تلخه
فرشته و لیلا مظاهری این را خواندند
ramin jafary khorrami، lida.kh، احمد اشرفی و حسین تاجیک این را دوست دارند
البته « نه نمایش » درسته و « نه شو » .
۱۱ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار پایانبندی بینظیری داشت بازی ها هم عالی بود خیلی خسته نباشید
امین فروغی این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش مایکلفسکی، مضامینی چون جنگ و تبعاتش، فاصله طبقاتی بین کارگر و کارفرما، طمع و فقر را، با به تصویر کشیدن برشی از زندگی یک خانواده سه نفره، بازگو می‌کند. پدر خانواده، که یک کارگر معدن است؛ باید طی سه روز هزینه عمل پسرش را فراهم کند. دوران جنگ است و جنگ هم برنده‌ای ندارد.
این خانواده ۳۰ سال پیش سهم زیادی به جنگ پرداخته است و حالا، مادر از آن فراری و پدر در فکر بهره بردن از آن و تسویه حساب ۳۰ ساله است.
نمایش با بی آلایشی و ریتمی آهسته آغاز می‌شود، تا جایی که در لحظاتی با اکت‌های اضافی همراه می‌شود، اما رفته رفته بر سرعت و جذابیتش می‌افزاید.
از چند تپق که بگذریم، بازی‌ها اکثرا دلنشین، باورپذیر و با تسلط نسبی بازیگران همراه هستند.
گرچه در لباس‌ها، از طراحی‌ها و المان‌های متشابه زیادی استفاده شده است، اما تفاوت‌های موثر شخصیت‌ها، در جای ... دیدن ادامه » خود، در لباس‌ها مشهود است.
طراحی صحنه و نورپردازی‌ها به صورت موازی صورت گرفته، به طوری که با تغییر تمرکز نور در صحنه، تغییر لوکیشن و فضای نمایش قابل درک است.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ۷/١۰
متن: ۸/١٠
بازی‌ها: ۷/١٠
طراحی نور: ۷/١٠
طراحی لباس: ۷/١٠
طراحی صحنه: ۷/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ۶/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ۶/١٠