تیوال نمایش پدر
S2 : 02:32:43
  ۳۱ خرداد تا ۲۸ تیر
  ۲۱:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ تومان

: فلوریان زلر
: حمیدرضا امان پورقرائی، مریم حیدری
: رضا احمدی
: مسعود کرامتی، مهدی پاکدل، نسرین نصرتی، آرش تبریزی، ندا اسدی، سارا امیدوار

: کامران اقتداری
: میثم نویریان
: مژگان عیوضی
: رضا خضرایی
: الهه غلام زاده
: مهسا اسماعیل زاده
: سینا افشار
: مهسا اسماعیل زاده
: رضا جاویدی
: عرفان خاتونی‌مقدم
: کیومرث صمدی طاری
: ندا کاوندی، مهران عشریه
: سارا بلبلی
: فرناز افشار
: محمد امین رزمگیر
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش پدر / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» رو نمایی از پوستر نمایش‌های «پدر و مادر» با طراحی مهدی پاکدل

» «نسرین نصرتی» بازیگر نقش فهیمه در مجموعه تلوزیونی پایتخت پس از شش سال دوری از تئاتر، با نمایش «پدر | مادر» روی صحنه می‌آید.

» نمایش «پدر | مادر» به کارگردانیِ رضا احمدی در تئاتر مستقل تهران، روی صحنه خواهد رفت

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، ضلع شرقی چهار راه ولیعصر (تئاتر شهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زند وکیل پلاک ۵۰
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش پدر یک نقطه قوت داشت که میشه امتیاز بالایی بهش داد و اونم بازی جناب کرامتی بود. چقدر خوبن ایشون واقعا. ایشون نشون دادن که بازیگری حرفه ای و توانا هستن. نگاه های عمیق و تاثیرگذاری که میشد با همه ی وجود رنج درونی یک انسان فراموشکار رو فهمید. صدای ایشون. حتی در آرومترین دیالوگها مطمینم انتهای سالن هم صدای ایشون رو واضح میشنیدن که نشان از حرفه ای بودن ایشونه ولی بقیه بازیگرا گاهی اونقدر آروم صحبت میکردن که به سختی میشد شنید.
بنظرم اگر آقای کرامتی در این نمایش نبودن این نمایش نمیتونست نمره ی قابل قبولی بگیره.
بنظرم همزمان بودن با اجرای سیزیف باعث شده طراحی صحنه ی جذابی در کار نباشه که این مورد میتونه به نمایش ضربه بزنه. کارهای اینچنینی که سکون درشون زیاد هست باید دکورهای حرفه ای تری طراحی کنن. بعضی صحنه ها بیشتر به نمایشنامه خوانی شبیه میشد.

نمیدونم ... دیدن ادامه » چرا... این نمایش اوطور که باید راضیم نکرد...
سلام
من امشب نمایش رو دیدم ولی آقای کرامتی اصلا نبودند
فرزاد، زهره مقدم و سپیده این را خواندند
امشب پدر اجرا نداشته. اجرای مادر بوده که جناب مسعود کرامتی در این اجرا حضور ندارن. پدر فردا اجرا داره (جمعه)
۲۸ تیر
خیلی ممنون
۲۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش پدر را توی یک سالن نیمه خالی دیدم که برای سالن مستقل اتفاق عجیبی بود ، دوستش نداشتم چون نه حرف نویی داشت و نه حرفی را به شیوه نویی می گفت تنها نکته قوتش بازی های پدر و دختر بود و شخص مهدی پاکدل که به اعتبار تئاتری بودنش به دیدن نمایش رفتم و ناامید برگشتم.
زلر رو همیشه با متن‌های سرخوشانه و خوش گذرانش می‌شناختم اما با دیدن دو نمایش "مادر" و "پدر" یک مقدار شوکه شدم. این چنین درام تلخ اما در عین حال تفکر برانگیزی از زلر در نوع خودش جالب توجه بود. دیدن جناب کرامتی بزرگ روی صحنه و درخششون بسیار مسرت بخش بود و کمی از دلتنگی ما، با دیدار مجدد ایشون بر روی صحنه کاسته شد. همچنین تبریک به خانم نصرتی که هر دو نقش مادر و دختر این دو قصه رو به نحو احسن ایفا و از عهده این دو شخصیت‌ خصوصا مادر که پیچیدگی‌های فراوانی داشت براومدن. مهدی پاکدل نازنین هم مثل همیشه بی نظیر بود. و درآخر خسته نباشید می‌گم به جناب احمدی که با ابتکارات هوشمندانه و کاملا حساب شده که در خدمت متن و موقعیت‌ها بود به جذابیت هرچه بیشتر اجرا افزودن. بی صبرانه منتظر کار بعدی هستم.
حمیدرضا مرادی، سپیده و امیر مسعود این را خواندند
محسن جوانی و مریم رفعتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از بازی جناب کرامتی بسیار لذت بردم. نقطه ی قوت نمایش اجرای ایشان بود. خسته نباشید به کل گروه.
محسن جوانی این را خواند
زهره مقدم و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار تر و تمیزی بود اما بسیار ساده شاید هم زیادی ساده و ایرانی پسند (بدون هرگونه تحقیر، از دیدگاه جنبه های احساسی و خانوادگی). به این دلیل به نظر می رسه زلر رو باید در آینده بیش از این ها در کشورمون ببینیم.
بازی خوب آقای کرامتی را تنها نقطه قوت در بازیگری کار می دونم و بازی های متوسط سایر بازیگران هم از قوت کار می کاست.
در مجموع از دیدن این نمایش چندان راضی نیستم و با ارفاق 3 رو مناسبش می دونم.
سوژه‌ی نمایش‌نامه‌های فلوریان زلر در نگاه اولیه ساده و گاهی تکراری به نظر می‌رسند اما متن‌های زلر(معمولا) نزدیک شدن به روابط آدم‌ها و واکاوی اتفاقاتی‌ست که در جریان زندگی امکان به وقوع پیوستن آن‌ها کم نیست. متن‌های زلر تا حدود زیادی وابسته به شکل و موقعیت اجرا هستند و متنی که روی کاغذ به ظاهر پیچیده نیست روی صحنه می‌تواند به یک اجرای دیدنی تبدیل شود(اتفاقی که پیش از این، تا حدودی درباره‌ی نمایش اگه بمیری افتاد).
در اجرای فعلی نمایشنامه‌ی پدر، نقطه عطف نمایش بازی درخشان مسعود کرامتی‌ست در قالب پدری که در دنیای ذهنی خودش زندگی می‌کند و آدم‌ها و زمان و مکان برایش مفهوم و شکل دیگری دارد و موقعیت چندگانه‌ش مخاطب را میان واقعیت و توهمات ذهنی او درگیر می‌کند. کرامتی با پرهیز از هر گونه اغراقی در بازی و ادای دیالوگ‌ها، با طنزی که در لحن خود ... دیدن ادامه » دارد از تلخی بی‌اندازه موقعیت شخصیت “پدر” می‌کاهد و در عین حال مخاطب را تحت تاثیر دنیای پیچیده‌ی ذهن پدر قرار می‌دهد. بازی مسعود کرامتی در نقش پدر، به‌قدری درست و متناسب با متن و فضای اجراست که بازی سایر بازیگران در کنار او چندان به‌چشم نمی‌آید. با این وجود پدر اجرای جمع‌وجور و البته قابل‌قبولی‌ست که با رعایت حداقل‌های لازم خود را در سطح یک اجرای متوسط نگه می‌دارد، اجرایی که ارزش یک بار دیدن را دارد و بس.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب با یکی از دوستانم نمایش رو دیدیم
عالی بود
چقدر نمایشنامه و زحماتی که عوامل کشیدند، عالی بود.
دم همگی گرم
کلی لذت بردیم و البته اشک هم ریختیم
چه سکوتی حکمفرما بود از اول تا آخر و حتی تا خروجی ساختمون، همه تحت تاثیر.
"آقای مسعود کرامتی دوست داشتنی"

از اینجا ببعد کمی (خیلی کم) موضوع نمایش رو لو میده:
پدربزرگ من هم آلزایمر داشت، اما خوشحالم که فرزاندانشون خیلی خوب و عالی ازشون مراقبت کردند و حسابی بهشون با مهربونی رسیدگی کردتد و تکریمشون کردن.
در طول نمایش، هروقت "آن" میگفت: "پی یر" یارو نیست، مردیه که من خیلی دوسش دارم و مجبورم برم، دلم میخواست بهش بگم آخه لعنتی اینجا روبروت هم مردی نشسته که قاعدتا باید خیلی دوسش داشته باشی و مجبور باشی بمونی...
اما فورا بعدش با خودم میگم خدا نکنه هیچکس توی چنین موقعیتهای انتخابی قرار بگیره

دردآور ... دیدن ادامه » بود و چقدر واقعی
دست مریزاد
خب راستش نمایش جدبم نکرد..... چرا دروغ بگم؟
قبول دارم بازی فوق العاده مسعود خان کرامتی در نقش پدر قلب هر بیننده ای رو به درد میاورد.... ولی قرار نیست که به خاطر تحریک عواطف که واقعا خوبه همه چی رو فراموش کنیم....
اول یه سوال ... کسی مهدی پاکدل رو مجبور می کنه بیاد بازی کنه؟ من بازی های فوق العاده ای از ایشون دیدم و می دونم چقدر توانمنده ولی اینجا فقط بازی می کرد. انگار منتظر بود نقشش تموم بشه همین....‌
مسعود کرامتی عالی بود و نسرین نصرتی در حد خودش تمام تلاشش رو کرد....
بقیه بازیگر ها هم واقعا تمام تلاششون رو کردند...
ریتم تئاتر کند و خسته کننده بود...‌ واقعا بعد از یه ربع اول من همش ساعتم رو نگاه می کردم....
ایده تعویض صحنه خوب بود ولی اینکه یکی هی بیاد وسط صحنه و دکور رو جابه‌‌جا کنه و دیده هم بشه شاید یه کم تو ذوق می زد.... ولی واقعا شاید نشه ایرادی بهش گرفت....
از ... دیدن ادامه » تماشاچی غیر تئاتری هم که نگم براتون دیگه....
به طور کلی با یه تئاتر متوسط و کم ایراد رو به رو هستیم ولی اون قدر هم فوق العاده نیست که ذهن ادم رو درگیر کنه و یا لذتش تا ساعت ها زیر زبونت باشه.....
جناب محسن درود
منظرتون رو قبول دارم و صحیحه.
به نظرم از اون دست کارها بود که اگر تجربه بیرونی نمی‌داشت کسی گره احساسی‌اش برقرار نمی‌شد و با فاصله قرار می‌گرفت.
البته که نوع نگاه کارگردان توی این اجرا این موضوع رو تقویت کرده بود. اساساً با پیش‌فرض ... دیدن ادامه » اجرا رفتن این عوارض رو هم داره.
۲۳ تیر
باهات موافقم محسن جان...
کار ایراد بزرگ نداشت ولی نمی تونست هر بیننده ای رو با خودش همراه کننده....
ولی برای مسعود کرامتی و همه پدر های عزیز باید کلاه از سر برداشت......
۲۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی جناب کرامتی بسیااار عالی بود و خانم نصرتی که مثل همیشه خوب میدرخشند.
آقا خیلی جذاب بود اجرا بخصوص آقای کرامتی
دو گانه رو دید یعنی مادر رو هم در همین سالن دیدید
۲۲ تیر
ممنونم
البته من افتخاری همراهی شما رو بارها داشتم
و بسیار دنبالتون میکنم
میدونم به شدت و چراغ خاموش تئاتر میبینید
۲۲ تیر
نظر لطف شماست جناب
۲۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش پدر
یکی از پرمعنا ترین و عمیق ترین نمایشی بود که می شد در بیان تنها شدن و غریبه شون پدر و مادر این دو موجود نازنین فداکار و
بی توقع در زندگی هر فردی را بیان کرد
و چقدر غم انگیز و تلخ است تجربه ی این حس برای هر فرزندی که گاه به هر دلیلی مجبور به ترک پدر و مادرش میشود
در جامعه کنونی خود ما به دلیل مهاجرت های زیادی که قشر جوان انجام میده و درگیرش هست که خود باعث نوعی غریبه شدن پدر و مادر برای فرزندانشون می شوند و گاه مجبور هستند به تنهایی دروه ی میانسالی و کهنسالی رو طی کنند که این خودش بسیار تلخ
همن طور که در حین اجرای این نمایش این حس تنهایی غم و غریبه شدن به راحتی به تماشاچی منتقل میشد
و شاید تنها بازی آقای پاکدل کمی غیر قابل باور بود
«اسطوره مادری»
مروری بر نمایش مادر

در بسیاری از فرهنگ ها «مادری» ارزش مثبت و نقش تقدیس شده ای دارد و حول این مفهوم که به نوعی بر ساخته یا سازه اجتماعی است، انتظاراتی شکل می گیرد و تعهدات، وظایف و ویژگی هایی تعریف می شود. به طور کلی، تحت نظام پدرسالاری، مادری موقعیتی پر رمز و راز و اسطوره ‌ای تلقی شده و از آنجا که تنها زنان به این جایگاه دست می یابند، از تمامی آنها انتظار می رود مشتاق دستیابی به آن باشند. این در حالی است که زنان در زندگی واقعی، به دشواری می توانند با چنین امیدها و آرزوهایی هماهنگ شوند و نتیجه آن به وجود آمدن شکاف میان تصور مادری و واقعیت آن است.
نمایش مادر، نوشته فلوریان زلر، که این روزها نمایش نامه های متعددی از وی بر روی صحنه تئاتر ایران می رود، نشان از چنین تناقض آشکاری در زندگی زنانی که نقش مادری را به دوش می کشند، دارد. زلر ... دیدن ادامه » در پیشگفتار کتاب، این داستان را طنزی تلخ دانسته و بیان می کند «مضحکه زندگی، دردی عمیق که از سرشت و نهاد شخصیت اصلی که همزمان اصلی ترین شخصیت زندگی هر بشر است، مادر است، بیرون می ریزد، و چون دردی ناگفتنی است، مضحکه را آرام آرام تبدیل به تراژدی می کند.»
ساختار روایی مبتنی بر تکرار که گاه ذهن بیننده را خسته می کند، این تراژدی را به خوبی توصیف می کند. تکرار صحنه ها و دیالوگ های به ظاهر روان پریشانه شخصیت مادر را که هر لحظه امکان فرو ریختن وی وجود دارد، نشان می دهد. علاوه بر تکرار، هر صحنه با تغییری کوچک در آن ما را با تردید روبرو می کند، تردید درباره اینکه کدام صحنه واقعیت دارد، و این نشان از تزلزل و فروپاشی ذهن مادر دارد، که خود هم درگیر رویا و واقعیت شده است. از طرفی این تکرار نشان از یکنواختی زندگی زن و احساس بیهودگی پس از چند سال تلاش و فداکاری در قبال شوهر و فرزندانش دارد.
شخصیت مادر داستان در مکالمات درونی اش مدام در حال بازنگریِ نقشی است که چندین سال آن را ایفا و تنها، آن را ایفا کرده است و خود را قربانی آن می بیند. این وضعیت بیانگر این است که با اینکه ازدواج و مادری به صورت بالقوه به عنوان فراهم کننده بیشترین رضایت از زندگی برای زنان تلقی می شود، ولی در بردارنده نارضایتی و سرخوردگی نیز هست. به عقیده آن اوکلی جامعه شناسِ فمنیستِ دانشگاه لندن، چنانکه زنان قبل از اینکه مادر شوند، تصویر رمانتیکی از مادری در سر می پرورانند و حتی مایلند تعداد فرزندان بیشتری داشته باشند؛ اما پس از اولین تجربه این مساله تغییر می کند و حتی زمانی که فرزندان بزرگ و مستقل می شوند، دچار تشویش ذهنی و روانی می گردند. نمایش مادر روایتی است از وضعیت بغرنج مادرِ داستان، که وقتی به زندگی خود می نگرد، خود را تنها می یابد در حالی که همه اعضای خانواده به امور مربوط به خود مشغول اند و فقط اوست که خودش را وقف آنها کرده بدون اینکه امروز کسی به او فکر کند.
بازی روان و خوب بازیگران، به ویژه بازی خانم نسرین نصرتی و استفاده از تصاویر پروجکشن متناسب با حالات کاراکتر مادر، رنج، استیصال و تنهایی مادر را به خوبی قابل درک می نماید. مکالمات درونی مکرر مادر در ارتباط با دیگران معرف زبان خاموش و سرکوب احساسات در درون وی است که نمایش را گاهی به ژانر کمدی نزدیک می کند، اما نوعی کمدی تلخ.
در نمایش مادر آنچه در کاراکتر مادر دیده می شود این است که، مادری با زنی شکل می گیرد که دارای قدرت باروری است، زایندگی دارد، تولید می کند، شیر می دهد، مراقبت می کند، ایثار می کند، از خود میگذرد تا محصولش بزرگ شود اما خود، نامرئی است. نمایش ما را با این واقعیت درگیر می کند که مادری صرفنظر از اثرات مثبتی که در بقا و تداوم نهاد خانواده و جامعه ایفا می کند اثراتی چشمگیر و قابل توجه بر زنان دارد که از چشم ها دور مانده است و به نظر می رسد که عدم توجه به این اثرات ناشی از عدم توجه به وجود مستقل فردی به نام زن می باشد که از او توقع می رود مادر باشد آنهم مادری خوب. عدم حضور یا ضعف مشارکت زنان در حوزه های مختلف که با این امر مرتبط است با اولویت قائل شدن یا اهمیت و قداست دادن به نقش مادری با عنوان «اسطوره مادری» توجیه می شود و زندگی فردی و اجتماعی زنان را تحت تاثیر قرار می دهد.

فاطمه درخشان

منتشر در هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=4739
لذت به تماشا نشستن اندیشه ای که کلمات متن را به اوج میرساند
و گم شدن در دنیای توانایی بازیگری که با نفس‌هایش قلب را به شماره می اندازد
بدون ذره ای ابهام امتیاز من ⭐⭐⭐⭐⭐ است
جناب لهاک درود
واقعاً منم حسم موقع تماشا دقیقا همین حس بود: انگار قلبم رو گرفته بود تو دستش کرامتی و می فشرد.
۱۳ تیر
ارادت مندم ...
۱۵ تیر
آقا دست مریزاد ⁦❤️⁩
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"وحشت غریبگی"

فلوریان زلر، نمایشنامه‌نویس فرانسوی متولد 1979ست که نوشته‌های بسیاری ازاو در همان سنین جوانی با استقبال خوبی روبرو شد و جوایز معتبری را برایش به ارمغان آورد تا آنجا که روزنامه تایمز ازاو به عنوان "نمایشنامه‌نویس هیجان‌انگیز زمان ما" نام می‌برد.
متن‌های زلر، دیالوگ محور و واقع‌گرا و مصداق نظریه‌ی "همه چیز می‌واند تئاتر باشد"ست. او موضوعات امروزی را که اغلب افراد در زندگی روزمره‌ی خود با آن مواجه‌اند دستمایه‌ی نوشته‌هایش قرار می‌دهد و باکمی چاشنی طنز البته به شیوه‌ی کمدی سیاه، آنان را طوری برای صحنه می‌آراید که اغلب مورد اقبال تماشاگران قرار می‌گیرد. همذات‌پنداری مخاطب با نمایش‌های رئال زلر، و ارتباط‌گیری با آنچه در صحنه و در زندگی خود با آن مواجه است، یکی از رازهای موفقیت متن های او در اجرای صحنه‌ای‌ست. اگرچه سطح نمایشنامه‌های او یکسان نیست و حتی بعضی از آنها به متن‌های عامه‌پسند نزدیک می‌شود، اما با این وصف، به دلیل اشارات درخشان و بازنمایی"روابط انسان‌ها"ی امروزی وپرداختی عمیق‌تر در لایه‌های پنهان، قابل توجه‌ است.و هم تماشاگر را راضی می‌کند وهم می‌تواند در گیشه فروش خوبی داشته باشد.
"اگه تو بمیری" اولین متن از زلر بود که در سال 96 توسط خانم زندی نژاد در ایران به اجرا درآمد و فرازهای روانکاوی از کاراکتر زنی در سوگ و فقدات همسرش را به تصویرکشید.
"پدر" نیز یکی از بهترین‌های اوست که رضا احمدی با گروهی حرفه‌ای آنرا در سالن مستقل تهران به صحنه آورده‌است.
نقطه‌ی قوت اجرا درکنار متن درخور زلر، انتخاب دو نقش اصلی مسعود کرامتی و نسرین نصرتی‌ست.
که با تبحر، کاراکترهای مورد نظر درمتن، پدر و دختر را ایفا می‌کنند و باهم هماهنگ و جفت وجورند.. بویژه مسعود کرامتی با نقش دشوار پدر که درآوردن آن با آنچه لازمه‌ی درک کاراکترست،از ملزومات موفقیت اجراست. آندره، مردسالمندی‌ست که دچار آلزایمر و فراموشی‌ست. و" آن" دختر اوست که در صدد امکاناتی‌ست که شرایط زندگی را باوجود این فراموشی برای پدر راحت‌تر کند.
بخش مهمی از ماجرا بر تقابل ارتباطی این دو عضو خانواده و تنگناهایی که دراین موقعیت وجود دارد، می گذرد. درکنار طرح مسئولیت، عشق و تعهد، زوایای مثلثی را تشکیل می‌دهند که زلر آنرا پیش روی مخاطب می‌گذارد.
زلر، با طرح کاراکترهای جایگزین، تصویری از ذهن پدر را بازسازی می‌کند که چطور فراموشی به نزدیک ترین افراد و عزیزترین خاطرات یورش می‌برد و آنان را از معنا وکارکرد تهی می‌کند.
دنیای غریبگی، که وهم‌انگیز و هراس‌آورست. چنان‌که حتی دیگر خانه هم امن نیست. وهر لحظه انتظار نارو‌خوردن در بین‌ست چه از پرستار چه از فرزند و نزدیکان..
"پدر" فضای ذهنی رعب‌آوری را به تصویر می‌کشد، و فاصله‌ی بین تماشاگر را با اتفاقات صحنه بر می دارد و او را وارد موقعیت دراماتیکی می‌کند که بشدت تاثیرگذارست. استفاده از ویدیوآرت‌ها در اجرا، ایده‌ی کارگردانی کارایی‌ست که هدفمندست. بویژه تاکید بر زمان که از عناصر کلیدی متن‌ست و در اجرا بدرستی ردیابی و اجرایی می‌شود، بطوری که تماشاگر را در فواصل زمانی و در فراموشی‌ها، و تردید بر آنچه واقعی‌ست یا توهم، درگیر می‌کند.
نورپردازی، دکور و میزانس‌ها استفاده‌ی بهینه از فضای صحنه‌ست؛ نه حرکات و رفت و آمدها، زیاده از حدند و نه بی‌تحرک و ساکن .. اگرچه در اجرا بخش‌هایی از متن تغییر کرده‌است و حتی صحنه‌ی پایانی حذف شده، و آندره‌ی زلر، مسن تر و فرتوت تراز نمایش حاضرست، اما جز مونولوگی که "آن" در تعریف کابوس خود دارد و بخش های حذف شده مهمند، ضربه‌ی چندانی به کار نمی‌زند.
بازی دیگر بازیگران بجز دونفش اصلی، جای پخته‌تر شدن دارد. مهدی پاکدل، همچنان دوراز نقش، و تنها "بازی‌گر"ست. هیچ حس لازمی را منتقل نمی‌کند و بطور واضحی از بافتار بازی و احساس موجود درآن بیرون می‌زند، و قادر به بالانس با پارتنر نقش مکملش یعنی " آن" به درستی نیست.
در ... دیدن ادامه » مجموع "پدر" نمایش قابل قبولی‌ست. چه از جهت پرداخت و بازنمایی هسته‌ی درونی اثر زلر، و چه در دیگر عناصر اجرایی، می‌تواند در کنار لحظاتی کمیک، توجه و تعمق مخاطب را به تلخی موضوعیت مورد طرح جلب کند. بااین‌حال به‌نظر می‌رسد، گروه بازیگری بر مجموعه‌ی کارگردانی چیره و اعتبار شاخص تری برای انتخاب این نمایش‌ست.

نیلوفرثانی

منابع:
نمایشنامه دروغ/فلوریان زلر/ساناز فلاح فرد
ویکی پدیا فلوریان زلر

سایت هنرنت :
https://www.honarnet.com/?p=4676
روزنامه آرمان 11 تیر 98
http://www.armandaily.ir/fa/pdf/main/2056/16
با درود و سپاس بیکران نیلوفر بانوجان ثانی عزیز و نازنین و بزرگوارم
همواره بانوشتن نقد و تحلیل جامع ، کامل و زیبای نمایشها و بازگو کردن نقاط ضعف و قوتشان چه در متن و کارگردانی و چه بازی ها و ... با قلم شیوا و توانمند و تحسین برانگیزتان که نشاندهنده ی عمق ... دیدن ادامه » اندیشه و وسعت دید و نگاهتان ست .، باعث ایجاد حسی خوب و انگیزه ی بیشتر برای دیدن آن آثار می شوید .
و با سپاس فراوان از اطلاعات و منابعی که در رابطه با هر اثری در اختیارمان قرار می دهید .
درود برشما بانوجانم
پاینده و برقرار باشید
۱۱ تیر
درود خانم کاوندی عزیز
ممنون از شما که یک مسئول روابط عمومی حرفه ای، خوش اخلاق و پیگیر هستید..
آرزوی موفقیت دارم برای شما وگروه تون
۱۱ تیر
خانم ثانی عزیز
ممنونم بابت نظر لطفتون
پایدار باشید و امیدوارم این همکاری و نگاهتون رو از ما دریغ نکنید
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی روند فرسایشی و کسب کننده ای داشت . ساختش رو دوست نداشتم. کارگردانیش خیلی در حد معمولی بود. نمایشنامه هم یه کار معمولی بود.
گویا پدر و مادر این نمایش بطور توافقی از هم جدا شدن و اینجا فقط صفحه نمایش پدر شده :)

به نظرم ملودرامی جمع و جور بود با بازیهای خوب از آقای کرامتی و خانم نصرتی ، اینکه در صحنه ی شام واقعن غذا وجود داره و بازیگران هوا رو گاز نمیزدن از دید من ارزشمند بود ، ولی درکل ما با دکور و صحنه ی خاصی مواجه نیستیم مگه چند وسیله ی ملزومش ، شاید ( نه لزومن ) ایراد کار بیش از حد ساکن بودنش بود و اینکه خیلی جاها میتونست مثل نمایشنامه خوانی باشه ولی به نظرم بنیان این نمایش همینطوری یه ، چون چالش متن هم در عین تاثیر گذاری تغییری در ریتم تغییری ایجاد نمیکنه
درکل به نظرم حداقل با وجود قیمت های مناسب شبهای اول پکیجی یه که میتونه ارزش دیدن داشته باشه .
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان

حدود سه و نیم ستاره
"بازیگران هوا رو گاز نمیزدن":)))))))
۰۳ تیر
در تلاشیم که طی یک وفاق ملی طور بین تماشاگران، گروه‌های اجرایی و سایت های فروش بلیط (فعلن فقط تیوال) خیلی از مشکلات این قبیل رو مطرح کنیم و اگه شد به این اوضاع نابسامان کمی بهبود ببخشیم :))
تو همایش دوم مون که سه شنبه س جناب عمروابادی هم قراره حضور داشته ... دیدن ادامه » باشن :)
۰۶ تیر
بله، جسته گریخته در جریان قرار گرفتم و دعای خیر من پشت سر همگی شماست...
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمای پدر با نمایش مادر متفاوته و یکروز درمیون اجرا میشه ،من نمایش مادر رو دیدم و دوستش داشتم شیوه ای از تئاتر مدرن بود که با تقطیع ها برش ها و تدوین ها و تکرارها تراژدی بودن تنهایی مادر ها و فداکاری شون و مشکلاتشونو خوب نشون میداد. کاراکتر مادر با بازی خوبش اگر چه ابتدا از رفتارش احساس روانپریشی و آزار رو متبادر میکرد ولی پی به تنهایی و بی پناهیش میبردی که این بلا به روزش اومده...نورپردازی، نمایش های پروژکشن، دکور ، میزانسها، بازی ها خوب بود. یاد شیوه اجرایی پروانه الجزایری افتادم.
یعنی همزمان دو تا نمایشنامه مادر اجرا میشه؟ اون یکی هم تو تماشاخانه ایرانشهره که..؟؟؟
حدیث سیدی این را خواند
این کار قصه ش ظاهرا فرق داره با اون مادر. ندیدم هیچکدومو هنوز. ولی کلا خواستم بگم موارد همسان همزمان زیاد پیش میاد با هم اجرا برن..
۲۸ خرداد
یک مدت هم تب مک دونا بیداد میکرد
۲۹ خرداد
من به اینا میگم موج. تو ایران هم که موج سواری زیاده. قحطی نمایشنامه ست مگه؟
۲۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید