*ساقی نامه* نظامی گنجوی از آثار بزرگ شعر و ادب پارسی ست که کمتر مورد توجه قرار گرفته ست.نظامی با اینکه از پیشگامانِ فنِّ سرودنِ ساقی نامه است در این نوع سُرایش چنان لطف و ظرافتی بکار برده و تصویرهایی بدیع از می و می گساری آفریده که در کمتر سُراینده ای دیده می شود.گوشه هایی از ساقی نامه نظامی گنجوی پیشکشِ یاران و عاشقان: چهره هایتان چون میِ گلگون ارغوانی باد:
بیا ساقی از مِی دلم تازه کن
در این ره صبوری به اندازه کن
چراغ دلم یافت بی روغنی
به میده چراغ مرا روشنی
بیا ساقی آن میکه ناز آورد
جوانی دهد عمر باز آورد
به من ده که این هر دو گم کردهام
قناعت به خونابِ خُم کردهام
بیا ساقی از باده جامی
... دیدن ادامه ››
بیار
ز بیجاده گون گل پیامی بیار
رخم را بدان باده چون باده کن
ز بیجاده رنگم چو بیجاده کن
بیا ساقی آن شیر شنگرف گون
که عکسش درآرد به سیماب خون
به من ده که سیماب خون گشتهام
به سیماب خون ناخنی رشتهام
بیا ساقی آن جام کیخسروی
که نورش دهد دیدگان را نُوی
لبالب کن از باده ی خوشگوار
بنه پیش کیخسروِ روزگار
بیا ساقی آن جام زرّین بیار
که ماند از فریدون و جم یادگار
میِ ناب ده عاشق ناب را
به مستی توان کردن این خواب را
بیا ساقی آن زرِّ بگداخته
که گوگرد سُرخست ازو ساخته
به من ده که تا زو دوائی کنم
مسِ خویش را کیمیائی کنم
بیا ساقی آن آب چون ارغوان
کزو پیر فرتوت گردد جوان
به من ده که تا زو جوانی کنم
گل زرد را ارغوانی کنم
بیا ساقی آن بادهٔ چون گلاب
بر افشان به من تا درآیم ز خواب
گلابی که آب جگرها بدوست
دوای همه درد سرها بدوست
بیا ساقی آن میکه جان پرورست
به من ده که چون جان مرا درخورست
مگر نو کُند عمر پژمرده را
به جوش آرد این خون افسرده را
بیا ساقی آزاد کن گردنم
سرشک قدح ریز در دامنم
سرشگی که از صرف پالودگی
فرو شوید از دامن آلودگی