تیوال نمایش انجمن بانوان مستقل
S3 : 21:15:00
  ۱۷ خرداد تا ۱۶ تیر ۱۳۹۵
  ۲۱:۱۵
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: محمدامین حریریان
: سهیل میرزاده
: بانوی اول: شراره علامی، عباس رضایی، بانوی دوم: فرزانه عطایی، امین نوروزی، بانوی سوم: لیلی شجاعی، علیرضا بیات، بانوی چهارم: مریم اسکندری، محمد کارخانه، بانوی پنجم: حنانه جعفری نژاد، امیر ادیب

: فاطمه جعفرزاده، محمدرضا ادیبی کیا، امید احمدی
: بهین بلوری، سهیل میرزاده
: مریم نجاتی
: سعیده سلطانی
: نشاط رحمتی
: شاهین فتحی
: محمدامین حریریان، سهیل میرزاده
: عاطفه خلیلی
: افشین علی اصفهانی
: سهیل میرزاده، امین حریریان

تلفن رزرو: ۰۹۳۵۱۶۵۲۰۷۶

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش انجمن بانوان مستقل / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» انجمن بانوان مستقل تمدید شد.

» سیامک اطلسی، مسعود شاه محمدی و علی نجفی میهمانان نمایش انجمن بانوان مستقل

» حسام اینانلو در انجمن بانوان مستقل

» انجمن بانوان مستقل میزبان هنرمندان

» انجمن بانوان مستقل، نمایشی است فارغ از جبر جغرافیایی

» اجرای عکاسان و خبرنگاران نمایش انجمن بانوان مستقل در روز شنبه ۲۹ خرداد ماه

» یادداشت توماج دانش بهزادی درباره نمایش انجمن بانوان مستقل

» نقد اجتماع در نمایش "انجمن بانوان مستقل"

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، سالن ارغنون
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شمس
ناتوانی و سوء برداشت از فهم حرکت های زنان و سطوح پیچیده ی زنانگی

زمانی که ویرجینیا وولف در «اتاقی از آن خود» تلاش می کند تا جنبه های مستقل هستی شناختی زنانه را بسط دهد،به هیچ وجه در پی آن نیست تا جهان پیچیده ی احساس های زنانه را به شکلی ساده انگارانه در تقابل با مردانگی مسلط قرار دهد...آثار سیمون دوبوار و رمان های مارگریت دوراس نیر در سطوح متفاوت و متباین خود هدف شان فراروی از هر چارچوب تحمیلی از پیش موجودی است که می خواهد زنان و ادراک وجود زنانه را به یک«این تو هستی» آمرانه فروبکاهد...ژولیا کریستوا در مقاله ی مهم «زمان زنان» با تاکید بر زمان چرخه ای و غیر خطی که متناسب با ضرب آهنگ بدن و هستی شناسی زنان است،کشف نوعی ادراک فرامرگی را در این تفکر نوید می دهد:امر «نشانه ای»(the semiotic) در جهان زنانه با برگذشتن از جنبه های غالب نمادین(the symbolic) که زنانگی ... دیدن ادامه » را به منزله ی انواع فقدان جنبه های مردانه ترسیم می کند،بدل به «کورا» یا زهدانی برای آفرینش امر نو می گردد...نمی توان این حرکت های پیش رو زنان را به دعواهای درجه ی سوم کوچه بازاری،و مجادلات روزمره ی عامیانه میان مردم فروکاست،این تقلیل نشان از نشناختن حقیقت و سطوح عمیق و خلاقانه ی آن در جهان و ایران دارد...«این اتاقی از آن خود»که بلافاصله تلاش می کند امر زنانه را با عشق و یک «خارج از خود» هستی شناختی مرتبط کند ،در تقابل با ادراکی قرار می گیرد که نمایش «انجمن بانوان مستقل» سعی می کند از زنان و اندیشه هایی ارائه دهد که درصدد ارائه درکی درست از زنانگی اند...
ایریگاری در تلاش برای فراروی از الگوهای فرویدی و لکانی که مبتنی بر ادراک های تک ساحتی جنسیتی اند،زنانگی را نخست به منزله امری در تقابل با کمبود و فقدانی تعریف می کند که فروید تلاش داشت با مقایسه ی زنانگی با آن،و ناتوانی از نگاهی ایجابی به زنان، به منزله ی کشفیات خود ارائه دهد...فروید در نامه ای به مترجم فرانسوی آثار خود می نویسد:«چهل سال است که در پی این سوال ام که یک زن چه می خواهد؟»...و بعدها این لکان است که تا حدودی این پرسش را در مرکز مقوله ی هیستری جای می دهد:«یک زن چیست؟»...پرسشی که هیچ جواب از پیش موجودی برای آن وجود نخواهد داشت...زن چیزی است که بعداً خواهد آمد...این امر در حقیقت هسته ی پرسشی را شکل می دهد که جودیت باتلر در کتاب «دردسر جنسیت» تلاش می کند،مبارزات زنانه را برای شناخت حقیقی زنانگی بر اندیشه ای غیر از «سیاست جنسیت» صورت بندی کند...جنس بیولوژیک و جنسیت فرهنگی و اجنماعی،باید از نو در روندی پیچیده که تعاریف از پیش موجود را منحل می کند اندیشیده شوند...
شگفت انگیز است که زنی چون رابعه ی بنت کعب(بلخی) در قرن چهارم(914-943 میلادی) عشق زنانه را با ادبیاتی متفاوت از ادبیات عاشقانه ی مردان بیان می کند و فضایی خاص را برای تولد این نگاه در فرهنگ خود می آفریند...آن چنان که این تاثیر به «الهی نامه» عطار نیز راه می یابد...بر این اساس اندیشه های زنانه در ایران به هیچ وجه قابل تقلیل به نمونه های غربی نیستند...این جاست که ضرورت می یابد برای آزاد کردن اندیشه بشری از قید بازتولید کلیشه ها و فرهنگ غالب دست به آفرینش دائمی و پیوسته ی مردانگی و زنانگی با فراروی از روابط سلسله مراتبی قدرت بزنیم...
شمس عزیز مثل همیشه به نکات قابل تاملی اشاره داشتی...... 
استراتژی و موضع گیری در نحوه ی طرح مسایل زنان در نمایش "انجمن بانوان مستقل" اساسا طوری است که بعید می دانم ، نشانه ای از مطالعه و شناخت درست و دقیق و عمیقی از متفکرینی که ازشون نام بردی، در این ... دیدن ادامه » نمایش یافت شود...
ای بسا مطالب روشنگرانه ای مانند نوشته ی تو دوست اندیشمند ، که مسایل را با دید آگاه ،ایجابی و آشتی جویانه و به دور از پرخاشگری طرح می کنی، کارگرافتد و دوستان به تحقیق و مطالعات اصولی و بنیادین پیرامون موضوعاتی که درباره اش تاتر می سازند ، تشویق شوند.
به امید روزی که ذهن ها از قالب کلیشه های دست و پاگیر رها شود و به آفرینش زنانگی و مردانگی به دور از زور و ظلم سلسله مراتبی دست یابد..
۰۹ تیر ۱۳۹۵
شمس
ابرشیر عزیز،
سپاس از لطف تو ،مشارکت ات در بحث ها و استدلال های تفکر برانگیزت....
۱۲ تیر ۱۳۹۵
شمس
نیلوفر گرامی درود بر شما،
زمانی که حرکت های زنان در پی فهم درست جهان زنانه بودند،حرکتی که در غرب به طور مشخص بیش از سه قرن قدمت دارد و ردپای آن را در شرق نیز می توان در بایگانی های بیش از دو قرن اخیر نیز جستجو کرد،هدف شان زدودن پیش انگاشت های مقدم بر هر ... دیدن ادامه » کنش و نظریه ای بوده است که منجر به شکل گیری پایگان های ستم گرانه و تبعیض آمیز در واقعیت بوده اند...سلسله مراتبی که با ارجاع به نظام های طبیعی یا عرف اجتماعی تلاش کرده است،مبانی غیر حقیقی و تاریخ ساخته ی خود را توجیه کند...توجه به ساختارهای زبانی،روانی،فرهنگی و تفاسیر نادرست و خودساخته از هستی شناسی های بشری اعم از انواع قشری گرایی ها سنتی و مدرن،که اجازه فهم تجربه زنانه حقیقت را مسدود می کنند،پیوندی را میان انواع «اقلیت شدگی» برقرار می سازد،خصیصه ای که آن را می توان در کنش منحصر به فرد فیلسوف و نویسنده ی زنی چون سیمون وی(Simone Weil) به منزله ی یک «بیرونی مسیحیت»،فعال اجتماعی رادیکال و فیلسوفی خارج از جریان رسمی فلسفه نگریست...
سیمون وی دقیقاً معرف این بس حوزگی جهان زنانه و تقلیل ناپذیری آن به عناصری واحد است...این گونه می توان دریافت افق امر زنانه دیگر قابل تقلیل به «تصویری یکتا»از مبارزات زنان حتی در موج های اول ،دوم و سوم فمینیسم هم نیست...این ناهمگنی جریان های اندیشه ی زنان چنان است که نمی توان در آن، جغرافیای خُرد(microgeography)وجودی هر زن یا هر موجود تکین را به منزله ی افقی از امر نو که دائماً خود را به رخ می کشد نادیده گرفت...زنان بلافاصله در شبکه های اجتماعی - فرهنگی ریزتری حاضر می شوند،که زن روستایی،زن طبقه ی متوسط،زن مرفه،زنان تحصیل کرده ی با پایگان های اجتماعی مختلف و ... از آن منشعب می شوند...و این امر سبب می شود که دائماً نقشه های نظریه دقیق تری را از ناممکنی تعمیم فرمولی واحد برای همه زنان ارائه دهیم...

سپاس از ارائه ی نظرات و تحلیل های ارزشمندتان...
۱۳ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی نمایش زیبایی بود و حرفهای مهمی برای گفتن داشت...فیمینسم هم مثل همه مصادیق مدرنیته وقتی به ایران رسید عملا به گند کشیده شد و نتیجتا غالبا فیمینیستهای ایرانی مرد ستیز هستن و همزمان که مردان رو مظهر پلیدی و شرارت و شقاوت میدونن معتقدن که جنس زن اصولا بری از هر گونه خطا و اشتباه هست و بجای این که خواستار برابری جنسیتی باشند که کاملا بجاست و ارزش جهانی و منطقی و بحقی هست ، بدنبال زن سالاری مطلق هستن و میخواهند تاوان چند هزار سال مرد سالاری را یکجا از مردان طبقه متوسط امروزی در شهرهای بزرگ بگیرند...، و بدتر از همه برای بخشی از افراد تظاهرات و شو اف های شبه فیمینیستی همون کارکردی رو داره که برای دیگرانی داشتن موزراتی و فراری و...در . شبکه های اجتماعی میشه ازیم موارد به کرات دید که بدین شکل لایک و محبوبیت جمع میکنند
به آگاهی می رساند این نمایش تمدید و امکان خرید بلیت روزهای تازه فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به استقبال مخاطبان گرامی و درخواست خریداران محترم، نمایش تمدید و امکان خرید در تیوال فراهم شد.
حنانه جعفری نژاد این را خواند
محمد امین حریریان و farzaneh ataee این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه نقد پایگاه خبری سینمابین [ رسول فاتحی ]؛ نمایش «انجمن بانوان مستقل» به نویسندگی محمد امین حریریان و کارگردانی سهیل میرزاده روزهای پایانی خود را در سالن ارغنون سپری می کند. این نمایش در نوزدهمین دوره جشنواره تئاتر دانشجویی در بخش صحنه ای نیز حضور داشت ولی چندان مورد توجه داوران قرار نگرفت.
عنوان نمایش خود گویای داستانی است که حریریان به رشته تحریر در آورده است. پنج بانو در زمان و مکانی نامعلوم تصمیم به راه اندازی انجمنی کرده اند تا استقلال خود را نسبت به مردها اعلام کنند و طبق گفته بانوی اول در پی آن هستند تا به مردها ثابت کنند که زن ها بدون آن ها توانایی زندگی کردن دارند اما مردها توانایی زندگی کردن بدون زن ها را ندارند. اما داستان وقتی کمی عجیبتر و کنایه آمیز می شود که گوینده صدای این پنج خانم به اصطلاح مستقل، پنج مرد دیگر است. به عبارتی ... دیدن ادامه » دیگر از ابتدا تا انتهای نمایش، ما صدای خانم ها را به هیچ عنوان نمی شنویم و این پنج مرد هستند که به جای آن ها حرف می زنند. و در انتهای نمایش وقتی یکی از همین بانوان قصد دارد پرده از حقیقتی درباره این انجمن بردارد، مرد گوینده ی او ساکت می شود و نمی تواند دیگر حرفی بزند و در واقع فلج می شود. و در نهایت مرد گوینده بانوی اول جلو می آید و ضربه ای به میکروفون می زند تا تماشاچی با این سوال مواجه شود که آیا زنان در جامعه امروز می توانند با وجود حکومت مردها باز هم مستقل باشند؟ آیا فمینیسمی اساسا وجود دارد؟


اما مشکل از جایی آغاز می شود که ما در طول نمایش شاهد هیچ نوع درامی نیستیم و در واقع آدم های نمایشنامه درگیر هیچ نوع موقعیت و یا رویدادی نیستند تا در این موقعیت خود را نشان دهند. به عبارت دیگر نمایشنامه در ایده ناب خود مانده و این ایده به طور کامل در ذهن نمایشنامه نویس پرورش نیافته است. شکل دادن یک چنین انجمنی به خودی خود موقعیت نیست بلکه نمایشنامه نویس می توانست در این مکان آن ها را درگیر رویدادهایی کند و از پس آن ها نمایشنامه خود را عمق بیشتری بخشد و از این حالت تک بعدی خارج نماید.
بازیگران زن بازی های باور پذیر و انصافا می توان گفت که به خوبی توانسته بودند بدون آنکه صحبت کنند، احساسات خود را به مخاطب انتقال دهند و همچنین بازیگران مرد نیز بدون آنکه بازی بدنی خاصی داشته باشند به درستی توانسته بودند به وسیله کلام احساسات این زنان را نشان دهند و هماهنگی این دو گروه نیز بسیار ستودنی بود و گرچه در ابتدای داستان کمی این جا به جایی صدا عجیب و موجب دوری ما از کاراکترها می شد اما آهسته آهسته نمایشنامه ما را در منطق خودش غرق می کرد به طوری که لحظاتی از نمایشنامه می شد که به طور کامل ما وجود مردها را فراموش کنیم.
به گزارش روابط عمومی نمایش انجمن بانوان مستقل، آقایان سیامک اطلسی، مسعود شاه محمدی و علی نجفی چهارشنبه ۲ تیر ماه به تماشای این نمایش نشستند.

انجمن بانوان مستقل به نویسندگی: محمد امین حریریان و کارگردانی: سهیل میرزاده، تا روز پنج شنبه ۳ تیرماه میزبان هنرمندان و مخاطبان گرامی می باشد.
http://www.tiwall.com/theater/news/anjoman-news
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انجمن بانوان مستقل، سه شنبه ۱ تیر ماه میزبان حسام اینانلو خواهد بود.

حسام اینانلو مدرس و نوازنده چیره دست کمانچه، هنرآموخته دوره‌های آموزشی زیر نظر استاد اردشیر کامکار و زنده یاد استاد محمدرضا لطفی و دارای پیشینه حرفه ای همکاری با گروه شیدا به سرپرستی استاد محمدرضا لطفی، همکاری با گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی، همکاری با گروه نهفت و همکاری با گروه ماهریز می باشد.
از تألیف‌ها و آلبوم‌های منتشر شده ایشان می توان به رهگذار (همنوازی دوتار و کمانچه‌؛ پژوهش و بازنگری بر موسیقی شمال خراسان)، من جدا گریه‌کنان، ابر جدا (همکاری با گروه ماهریز و آواز مظفر شفیعی ،به عنوان آهنگساز)، صبح امید (همنوازی کمانچه و تار مجید درخشانی)، پشت پرچین سخن (همنوازی کمانچه و تار مجید درخشانی)، در آیینه‌ی اوهام (هم‌نوازی رباب و کمانچه در نقش آهنگساز)، همساز ... دیدن ادامه » (بررسی موسیقی ارمنستان و ترکمن)، نجوایی برای باد (بداهه‌نوازی کمانچه و گیتار اسلاید هندی و طبلا موسیقی ایران و هند)، چهار راه (موسیقی اقوام ایران)، ابوعطا (موسیقی دستگاهی ایران)، هنگام که گریه می دهد ساز (آهنگسازی بر اشعار نو در موسیقی دستگاهی)، رام (بداهه‌نوازی کمانچه و پیانو- پیمان یزدانیان) ... اشاره کرد.

http://www.tiwall.com/news/anjomanebanovan-inanloo
یادداشت آقای جمشید شاه محمدی بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون:

نمایش انجمن بانوان مستقل را با علاقه تماشا می کردم تا ببینم به کجا ختم می شود، پایان قصه هنگام
تماشا برایم مهم بود، آیا این انجمن بانوان موفق می شوند؟...
مهم این بود که داستان به صورت یک طرح برایم جالب بود و ذهنم را مشغول کرده بود. انجمن بانوان مستقل
تصمیم می گیرند رؤیایی را به حقیقت مبدل سازند و حرکت می کنند. من از دیدن این نمایشنامه لذت بردم و هنوز هم که دو روز از تماشای آن می گذرد ذهنم در گیر قصه است، گر چه متأسفانه روند دراماتیک و تعلیق در گفتگوها ضعیف است، اما می تواند نقطه عطفی در زندگی تماشاگر باشد.
در طی نمایش انجمن بانوان مستقل ، بهترین اتفاقی که می توانست بیفتد بحث و شنیدن نظرات مختلف و برداشت های مختلف بود. من تعریف های زیادی از کار شنیدم ، چه از مخاطب عام و چه مخاطب خاص. و همچنین انتقادهای زیادی هم شنیدم که برخی را با جان و دل پذیرفتم. اما در مورد برخی دیگر نمی توانم آنها را قبول کنم زیرا اگر هم درست باشند به درستی بیان نشده اند. من تمام تلاشم بر این است که نقد همه را بخوانم و بر آن تفکر کنم. اما برخی نقد ها آنقدر تند و جنگ طلبانه نوشته شده اند که با خواندنشان احساس می کنم جنایتکاری بی رحم هستم! حال آنکه ممکن است سرشار از مطالب درست و مفید باشند که متاسفانه زیر پتک ادبیشان خرد می شود. همچنین نقدهایی خواندم که در آن مرا مرتجع و زن ستیز خواندند. در حالی که در "نقد" چیزی به نام قضاوت وجود ندارد و کسی حق قضاوت کردن و اتهام زدن ندارد. من از یک ... دیدن ادامه » نقد انتظار دارم که مرا با استناد به دیالوگ ها و نشانه های خودم نقد کند و با مثال آوردن از کار (چه از متن و چه کارگردانی) پرسش ایجاد کند. پرسش هایی که اگر ایجاد شود من موظف خواهم بود به آنها پاسخ دهم. نه اینکه یک روز صبح بیدار شوم و ببینم مرتجع شده ام! من به عنوان نویسنده ی اثر ، در نقدی که از همه چیز اعم از زمین و زمان صحبت شده ، تاریخ بیان شده و به حال و روز انجمن ها از قدیم تا به امروز اشاره شده ، در حالی که متاسفانه حتی یک اشاره ی کوچک نیز به گوشه ای از متن نشده ، چطور می توانم نکته ای پیدا کنم که برای آینده ی نویسندگی خودم مفید واقع شود؟ از تنها ، مرتجع و زن ستیز خواندن من چه چیز حاصل می شود؟ صحبت کلی من این است که من نقد می پذیرم به شرطی که "نقد" باشد. به قول هگل خیلی از افراد در نقد آثار هنری ، همین که ایراد و کاستی ها را می بینند گمان می کنند کار را به درستی انجام داده اند. از یک نظر حق دارند اما چون گوهر و حسن آن را ندیده اند به خطا می روند. بی گمان خرده گیری می تواند کاری درست باشد ، اما یافتن کاستیها آسانتر از شناختن گوهر راستین هر چیز است.
اما مسئله ی دوم اینکه بر فرض چنین برداشتی از متن به درستی اتفاق بیفتد و طبق گفته ی دوستان ، یک فضای زن ستیز و ضد انجمن های فمنیستی به نمایش گذاشته شده باشد ، چه خواسته و چه ناخواسته. من در جواب این برداشت هم دلایلی دال بر اشتباه بودنش می آورم. البته با استناد به متن و نشانه ها.
اول اینکه اسم نمایشنامه "انجمن بانوان مستقل و چند نفر دیگر" می باشد (که باید توضیح بدهم ادامه ی اسم کار به تشخیص کارگردان حذف شد. ولی اینجانب به عنوان نویسنده تنها روی متن صحبت می کنم و در حال حاضر به تحلیل کارگردان کاری ندارم). وقتی به این اسم نگاه کنید می بینید که انجمن بانوان مستقل که مشخص است. اما پرسش و معما سر چند نفر دیگر می باشد که مخاطب اصولا باید بیاید تا بفهمد این چند نفر دیگر چه کسانی هستند. اما خیلی روی این مورد مانور نمی دهم زیرا تقریبا هیچ کس از ادامه ی اسم نمایشنامه با خبر نبوده است.
دوم اینکه شما از ابتدای نمایش یک انجمن به فساد کشیده شده را شاهد هستید. ما همان ابتدا تعریف می کنیم: انجمنی که در فساد غرق است. نمی گوییم انجمنی که فمنیستی است. حتی نمی گوییم یک انجمن دفاع از زنان در ایران. ما X را تعریف می کنیم و بر اساس آن معادله ی خود را مطرح می سازیم. همانطور که از صحنه ی اول ، یعنی خواب بانوی پنجم مشخص است ، این انجمن مکانی فاسد است. بانوی اول آن تربیت کودکان را امری حقیر می داند و بانوی چهارم در حال پاره کردن لباس است و صحبت از حسرت می زند که سخن از استفاده ی تبلیغاتی از زن در دنیای امروز دارد. و عروسکی که در خواب وجود دارد و در بیداری هم دیده می شود و بانوی پنجم از دیدنش جا می خورد ، به ارتباط مستقیم خواب و حقیقت پنهانی که پشت این انجمن می باشد اشاره دارد. پس صحنه ی اول ما ، صحنه ی معرفی x ماست و به نوعی روایت داستان را از جایی معرفی می کند که بانوی پنجم در حالی جدا شدن از مسیر فکری انجمن است. حتی در صحنه ی بعدی هم ما زنی را می بینیم که از عادی ترین رفتار های زنانه ی خویش منع شده است. دلش گردنبند می خواهد اما به دلیل ممنوعیت معاشرت با مردان نمی تواند به خواسته هایش برسد. درست است که تولید صدای زنان توسط مردان در ابتدای نمایش بسیار به چشم می آید اما نمی توان از این نکته هم گذشت که این زن ها به گمان خویش ، مردان را به خدمت گرفته اند. سوال من اینجاست که در دنیای واقعی انجمن های فمنیستی و دفاع از حقوق زنان ، آیا چنین چیز هایی وجود دارد؟ آیا تفکر در مورد مردان به این اندازه تند است و مردان را تا این حد حقیر می دانند؟ شاید بگویید فردی که مطلع نیست و این نمایش را تماشا می کند ممکن است چنین برداشتی کند. اما من می گویم این نمایش آنقدر پرسش ایجاد می کند که اگر کسی پس از آن به مطالعه ی مسائل پیرامون آن نپردازد ، به ذهن درگیر شده ی خود خیانت کرده است. و اگر تحقیق کند می فهمد که مقصود ما ابدا انجمن های فمنیستی نبوده. اما از کجا متوجه می شود؟ به ادامه ی صحبتم توجه کنید:
سوم ، در نمایش و در صحنه ی چهارم ، اشاره ای می شود به امپرسیونیست ها. بانوی اول در جواب بانوی پنجم که می گوید " بیرون از انجمن ما رو مسخره می کنند" این بحث را پیش می کشد. اما بانوی پنجم پاسخی می دهد: آنها موفق شدند چون ایدئولوژی شان حاصل سالها تفکر و مطالعه بوده و هیچ گاه هدف خویش را فراموش نکردند. پس بانوی پنجم معتقد است که مسیر انجمن تغییر یافته و هدف فراموش شده است. شاید بگویید این مسئله آنقدر به چشم نمی آید. اینجاست که من بحث اساس نامه ی انجمن را پیش می کشم. در ادامه ی صحنه و بحث دو بانو ، بانوی پنجم اساس نامه را برداشته و اینبار مستقیما اشاره می کند که روند فعلی انجمن حتی خارج از اساس نامه ی انجمن است. و با پرت کردن اساس نامه ، در حقیقت نابودی آن را به تصویر می کشد. پس ما انجمنی را شاهد هستیم که حتی به اساس نامه ی خود نیز وفادار نیست. ما در حال نقد انجمن هایی هستیم که خط فکریشان حاصل مطالعه و تحقیق نیست و برعکس از روی احساسات می باشد. ما در همین صحنه اندکی از پیشینه ی هر بانو و انگیزه ی آنها برای پیوستن به این انجمن را شاهد هستیم. همگی ، حتی بانوی پنجم نیز در یک امر مشترک می باشند: همگی دنبال پناهگاه بودند. همگی از جامعه فرار کرده و به جایی پناه آورده اند که پایه اش بر اساس توهم است. و این توهم در فرم اجرایی و طراحی صحنه ی کار قابل درک است. این مطلب را داشته باشید و به مطلب بعد نیز توجه کنید:
چهارم اینکه ما اشاره ای مستقیم داریم به کتاب قلعه ی حیوانات اثر جرج ارول. و من از این اشاره دو هدف داشتم. شما بانوی دوم را زمانی مردد می بینید که کتاب قلعه ی حیوانات را خوانده است و می گوید: تنها کتابی است که خوانده است. وقتی بانوی دوم یک انجمن در عمرش یک کتاب خوانده باشد ، از دیگران چه انتظاری می شود داشت؟ و من قصد داشتم نشان دهم که حتی خواندن یک کتاب هم موجب نجات فکری یک انسان می شود و هم نوعانم را به خواندن کتاب تشویق کردم. اما هدف دوم من این بود که داستان خود را مشابه معرفی کنم با داستان قلعه ی حیوانات. در این کتاب ، جرج ارول دانایی را در قالب خوک نشان می دهد که ایدئولوژی خویش را بیان می کند و اتفاقا نویسنده هرگز این ایدئولوژی را مخدوش نشان نمی دهد (همان ایده ی کمونیسم). اما در ادامه ما حیواناتی را شاهد هستیم که با درک نادرست این ایدئولوژی به دو دسته تقسیم می شوند: آنهایی که سوء استفاده می کنند و آنهایی که مورد سوء استفاده قرار می گیرند. و در جای دیگر ، به همین دلیل است که مارکس خود را مارکسیست نمی داند. زیرا او در اکثر مارکسیست ها چیزی که هدفش بوده را نمی بیند جز یک ظاهر ساختگی و یک میدان جدید برای جولان کسانی که قصد سوء استفاده از انسان های ساده لوح را دارند. پس ما باز اشاره داریم به انجمنی که هدف و طرز تفکر درست را فراموش کرده است.
از مطلب چهارم و سوم می خواهم به این برسم که بنده ، تنها یک هدف را دنبال می کردم. من نه تنها در جامعه ی خویش بلکه در تمام دنیا زن هایی را دیدم که در ناآگاهی به سر می برند. نمی گویم مردان در چنین وضعی دچار نیستند اما در مورد زنان وضع بسیار بدتر است زیرا زمینه ی سوء استفاده گسترده تر است. مردم همچنان در دنیا به بردگی گرفته می شوند اما به شکلی جدید که جامعه شناسان آن را برده داری پست پست مدرن می خوانند. در سراسر دنیا انجمن های دفاع از هر چیز تشکیل می شوند ، جریان ها بوجود می آیند و اتفاقات به ظاهر خوب رخ می دهند. اما در نهایت همگی آنها تسیلم سیاست های کثیف هستند. این حقیقت واضح است که اگر نظام سرمایه داری و سرمایه داران سود خود را در برچیده شدن تمامی این جریانات ببینند ، در یک چشم به هم زدن همه آنها محو می شوند. و انتقاد من به این موضوع است. به این موضوع که وقتی زنان می خواهند از حق طبیعی خویش در جامعه دفاع کنند باز هم افرادی هستند که سعی در کره گرفتن از آب دارند. و البته نقدی هم به زنان و البته همه ی انسان ها دارم و می گویم تا وقتی مطالعه نباشد سوء استفاده خواهد بود. من اگر قصد زن ستیزی داشتم ، بسیار راحت تر بودم که داستان را به خانه ی زن و شوهری می بردم که در آن زن از شوهرش نافرمانی می کرد و در نهایت به تباهی کشیده می شد. اما این ایده و این فکر فقط برای نشان دادن خفقان حاکم در نظام سرمایه داری مخصوصا علیه زنان بود که متاسفانه در کشور ما نیز در حال وقوع است.
البته در اینجا نمی توان از اختلاف عقیده ی اینجانب با برخی در نوع نگاه به مسئله ی زن و مرد گذشت. من اصرار دارم که زن و مرد باید واقعیت های جسمی و روحی خود و تأثیرش بر جنس مخالف را بشناسند ، شرایط جامعه و قوانین بدیهی زندگی اجتماعی را بپذیرند و در حقیقت ابتدا خود را شناخته و سپس هدفی را دنبال کنند. ممکن است در فضای کنونی ، از این تفاوت ها بر ضد کسی و برای سرکوب استفاده شود. اما از نظر بنده چیزی که درست است درست است و چیزی که غلط ، غلط! و باز هم می گویم اگر از ما به هر وسیله ای سوء استفاده می شود به خاطر ناآگاهی خودمان است. و اگر عده ای استناد من به مطالب عملی را امری کهنه در زمینه ی سرکوب می بینند ، باید بگویم علم چیزی است که دنیای امروز با آن صحبت می کند و شاید تنها چیزی است که همگی حرفش را قبول دارند. و تمامی مطالب علمی مطرح شده در نمایشنامه ، مطالبی است اثبات شده. حال اگر عده ای از آنها برای سوء استفاده استفاده می کنند ، باز هم می گویم که به دلیل ناآگاهی ماست! اما بحث عقیده را بیشتر باز نمی کنم زیرا هر کس حق دارد عقیده ی خویش را داشته باشد و آن را بیان کند و کسی حق سرزنش آن عقیده را ندارد. اگر هم عقیده ای نادرست باشد به مرور زمان از بین خواهد رفت. شما را ارجاع می دهم به اوایل انقلاب صنعتی که افرادی چون ویلیام موریس به شدت با صنعتی شدن مخالفت کردند و حتی برای زنده نگاه داشتن صنایع دستی جنبش هنرها و پیشه ها را راه اندازی کردند. اما به مرور متوجه شدند که باید تغییر شرایط جهان را بپذیرند و همانند دیگران وارد دنیای مدرن شوند. پس جزو اولین افرادی شدند که زیر نام آرت نوو به فعالیت پرداختند. تاریخ ثابت کرده است که دنیا (خصوصا دنیای امروز) به راحتی عقیده ی درست تر را می پذیرد. پس دلیلی برای حرص خوردن و توهین به عقاید مخالف وجود ندارد. در کل به همین دلیل است که من انسان را موجودی اجتماعی و موظف به اطاعت از قوانین اجتماعی می دانم. در جایی هم که بانوی پنجم رانندگی زنان را نقد می کند اشاره می کند که منظورش چیزی فراتر از این موضوع است. اما آن چیست؟ آمدن بانوی اول و نابود شدن تابلویی که تنهای تابلوی نقد آلود در آن انجمن است. در واقع من به این بهانه نشان می دهم که این انجمن راه نقد را نیز بر روی خویش می بندد. اجازه ی صحبت می دهد اما اجازه ی عمل خیر.
در پایان بنده قصد اعتراضی کلیشه ای دارم. اعتراض به این که چرا هر گاه هر کس اثری خلق می کند به عده ای بر می خورد؟ چرا به سرعت همه چیز بسط و تعمیم داده می شود؟ چرا اگر من در نمایشنامه ی خویش دکتری فاسد را نشان دهم ، همه ی دکترها اعتراض می کنند؟ چرا وقتی من می خواهم انجمنی فاسد را نشان دهم ، به همه ی انجمن ها باید بربخورد؟ یک هنرمند سعی می کند فیل داخل اتاق را از زوایای دیگر نگاه کند. زوایایی که دیگران شاید کمتر دیده باشند. اما دیدن یک فیل از زاویه ی زیر ، آیا دلیل بر زشت بودن کل فیل می شود؟ هرگز!
به هر حال امیدوارم که این توضیحات برای دوستانی که دچار سوء برداشت شده اند کافی و مفید بوده باشد و امیدوارم اگر پس از این نوشته ای در مورد اثر می خوانم ، نوشته ای مفید برای من و نقدی واقعی باشد.
موفق و پیروز باشید – محمد امین حریریان
کتاب عقل در تاریخ اثر گئورگ ویلهلم فردریش هگل - کتاب تاریخ طراحی صنعتی اثر توماس هاف
۳۰ خرداد ۱۳۹۵
ذوق زده عزیز
نوشته منطقی شما را خواندم و لذت بردم و موضع شما را با خود یکسان می بینم.از اینکه می بینم لااقل نویسنده اثر، نقد وارده را با ساختار نوشتار جنابعالی پذیرفته اند خرسندم.
۳۱ خرداد ۱۳۹۵
مادر ناهید عزیز حضور پر مهرتان سرمایه ی بزرگیست. مهرتان جاودان

محمد امین حریریان عزیز در حقیقت صداقت شما فضای دیالوگ و تفاهم را بین ما به وجود آورد و ازین بابت از شما ممنونم

در مورد توهین به نظرم هر کدام از ما نسبت به عقاید مختلف قضاوت خودمان را داریم، ... دیدن ادامه » حال مسئله این هست که این قضاوت را کجا طرح کنیم و به چه صورت؟ به هر حال این آزادی ابراز نظر باید وجود داشته باشد جز در مواردی که مزاحم یا خلاف قانون باشد. من فکر میکنم شاید گاهی شروع یک دیالوگ اتفاقن با یک توهین باشد گرچه طبیعتن نظرم این نیست که هر جا حق توهین کردن داریم حتمن باید ازین حق استفاده کنیم ولی اعتقاد دارم گاهی توهین به یک عقیده ی ظالمانه خوب است.

بیتای عزیز من هم از نظر شما در مورد این نمایش بسیار استفاده کردم. وجود دوستانی چون شما، ابرشیر و بانو ثانی که فراتر از هنر، به وجه اندیشاری آثار نیز توجه دارید و نسبت به تأثیر آن در دیگر حوزه ها و نسبتش با جامعه و ساختارهای اجتماعی و قدرت حساسیت نشان میدهید، مایه ی دلگرمیست.
۰۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"انجمن ِ بانوان مستقل ، تیغ های آخته بر زنان "

با دیدن نمایش "انجمن مستقل زنان" اولین سوالی که مطرح ست این ست که : اصولا چه ضرورتی برای پرداخت به چنین مباحثی در تاتر وانعکاس آن به جامعه وجود دارد؟
آیا رویکرد آگاهی رسانی و بالابردن سطح فکری جامعه نسبت به مسئله ی زنان که قشری عظیمی از جامعه با آن دست به گریبانند و موجب آزار و سرکوب های حقوقی وحقیقی قرار میگیرندو یکی از مهمترین جریان هایی ست که نیاز به پرداخت در حال ِحاضر را دارد ؟
آیا تئاتر ، برحسب یکی از رسالت های خود ،آئینه ای ست برای نشان دادن واقعیت ها به افراد آن وایجاد تلنگری برای تغییر و رشد؟
یا تبدیل شده ست به صحنه ای که افراد به زعم ِربطی به هنر و تئاتر، هر آنچه را فکروبرداشت میکنند در باره ی یکی از مهمترین مسائل روز دنیا، بدون آنکه تفهیم درستی از آن داشته باشند ، به مخاطب ارائه دهند؟
متن میخواهد فمنیست حقیقی را معرفی کند؟ با قالب ِ یک انجمن که نماینده ی بخش افراطی و خوانش نادرست از فمنیست ست که معتقد به حذف کامل مردان ست واتفاقا بیشتر شبیه حزب های سیاسی وفاشیستی ست تا یک انجمن ِعدالت خواه ، در برابر ِ(احتمالا) فمنیست حقیقی که نماینده اش کارکتر بانوی پنجم ست؟؟...
نویسنده با این دو وجه میخواهد معنای درستی از برابرخواهی زنان را نشان دهد در صورتیکه نقصان اول در ذهن او اتفاق افتاده ست چرا که حتی نماینده ی حقیقی فمنیست او، نیز بشدت دچار افول و محافظه کاری و حتی مملو از تناقض ست ،زن بودن را با نماد فرزند ،معتبر میداند ،اورا معترض و مخالف نشان میدهد اما عملکردش را بشدت محافظه کارانه و سرگردان به تصویر میکشدانگار خودش هم نمیداند چه میخواهد تاآنجا پیش میرود که حتی با علم به اینکه در انجمن چه دیدگاهی وجود دارد(با وجود اساسنامه و پس از سخنرانی ِبانوی اول در سالگرد اول)همچنان در آن بدنه میماند وتنها به یک سخنرانی در سالهای بعد بسنده میکند
کارکردهای نادرست روابط و عوامل، یکی پس از دیگری آنچنان در کنار یکدیگر پیش میرود که هجمه ای از تفکرات ِمردمدارانه ، ضربه زننده و سیاه نمایی ِفمنیسم را به ذهن مخاطب پرتاب میکند
چطور میشود دنیارا آنقدر مردانه دید که هیچ هویت مستقلی برای زن قائل نشد و از صدای مردانه برای کارکترهای زن استفاده کرد؟ (خلاقیت باید معنا داشته باشد نه ضد معنا)و چنین القاء نمود که همواره صدای زنان ، مردانی هستند که جهان را میچرخانند حتی زمانی که میخواهند در جهت استقلال خود گام بردارند ،و در نهایت این فریاد ها به هیچ کجا نمیرسد وزن همچنان موجود مفلوکی باقی میماند که یا حذف میشود و یا خاموش..
ضعف شدید در متن محصولی را بسته بندی میکند که بیش از آنکه بتواند حتی راه گشای کوچکی برای احقاق حقوق زنان باشد ، تیشه ای شده ست بر ریشه ی هر صدایی که میخواهد زنان را درجایگاه واقعی اشان ببیند و درنتیجه دیواره مقاومت در برابر حصول به عدالت و برابرخواهی جنسیتی را قطور تر میکند و فاجعه بارآنکه در جهت تایید و تحکیم ِساختار مردسالاری پیش میرود
افسوس بسیاری دارد مخاطب زنی که قرار ست نمایشی را ببیند که به آینده ی بهتری برای او و هم جنسانش در جامعه ، منجر شود ، با متنی روبرو میشود که سراسر به بدفهمی های ِ خواست حقوق او در طی قرنها تظلم و سلطه جویی ، کمک میکند

درپایان شاید پاسخ سوال اول روشن باشد تا زمانی که قطع به یقین از ماهیت حرکت وجریان هایی که یکی از مهمترین معضلات روز جامعه وافراد آن ست ، اطلاعی دقیقی وجود ندارد ،پرداخت آن نه تنها سازنده نیست بلکه مخرب و ضربه زننده است

آرزومیکنم ... دیدن ادامه » آگاهی مان نسبت به برابرخواهی و حضور ِزنان در جایگاه بحق ِخود، آنچنان باشد که هم گروه اجرایی یک نمایش وهم مخاطبان ِآن ،ارائه و دریافت درستی از آن داشته باشند ...


نیلوفرثانی
27 خرداد 95
(متن) تیشه ای شده ست بر ریشه ی هر صدایی که میخواهد زنان را درجایگاه واقعی اشان ببیند و درنتیجه دیواره مقاومت در برابر حصول به عدالت و برابرخواهی جنسیتی را قطور تر میکند و فاجعه بارآنکه در جهت تایید و تحکیم ِساختار مردسالاری پیش میرود

سپاس
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
نیلوفر عزیز سپاس از یادداشت شما
آنچه از نوشته نویسنده نمایشنامه متوجه شدم، قصد، نقد جمعیت های فمنیستی بوده که راه افراط و انحراف را طی کرده اند. هرچند ایشان در کلام، راه سفسطه پیش گرفته اند و جنبه تخیلی و حقیقی بودن آن را به میان کشیده اند که این خود ... دیدن ادامه » جای نقد دارد چراکه اگر نویسنده محکم روی موضع و اندیشه خود بایستد و از آن در برابر نقدها دفاع کند، پسندیده تر است تا اینکه یک جا سخن از خیالی بودن این فضا براند و جای دیگر به بیان قصد خود در نقد ناآگاهی زنان بپردازد.
علی ای حال، همچنان پرسش من از سازندگان اثر بعنوان تنها نقدی که بر آن وارد می دانم، سرجای خودش است: زن فرزانه و رستگار و آزاده و خوشبخت این اثر یا این جهان نمایشی که تصویر کردید، کجاست؟
۳۱ خرداد ۱۳۹۵
بیتای عزیزم
بهیچ وجه قصدی برای نقد نویسنده در حیطه ی اندیشه های خصوصیش ندارم اما انچه ماحصل ِنوعی تفکر و بینش و تبدیل آن به اجرای صحنه ای ست و عرضه ی آن به مخاطب ست لازم النقد ست
چراکه در بعضی حیطه های بسیار حساس مانند همین نظریه های فمینیستی ،هر نوع ... دیدن ادامه » برخورد و ایده ای میتواند تاثیرگذاری مضاعف داشته باشدآنچه در نمایش انجمن مستقل بانوان دیدیم سرشار از الگوهای نقصان پذیر و خام ست که ناخوادگاه تصویرهای غیر حقیقی ایجادمیکند
نمیشود موضوع و شاکله ی اصلی یک متن بر گروهی بنا شود و بعد عنوان شود این انتخاب نمونه ای بدون در نظر گرفتن خصوصیات ِشخصی آنان بوده ست و بعنوان جمعیت انسانی مورد بحث قرار گرفته شده
بنابراین نقد و نکات یاداوری شده به نویسنده ی محترم ، تنها براین مبناست که حساسیت موضوع و نقص ِموارد عنوان شده در متن را ،متوجه باشند

ممنون از همراهیت دوست من

۰۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انجمن بانوان مستقل . . .

(در باب فمینیسم و زنانه نویسی)


(این متن ممکن است موضوع نمایش را لو دهد)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

1. ... دیدن ادامه » روزی بزرگواری به من توصیه کرده بود: قهرمان داستانت را زن انتخاب نکن! و در توضیح این امر می گفت: تو زن نیستی و درک درستی از زن بودن نداری همان طور که نویسنده ی زن هم به سادگی نمی تواند از یک کاراکتر مرد بنویسد. می گفت به استثنای چند غول ادبیاتی، حتی ادبای ریش و سبیل دار هم چنین ریسکی را قبول نکرده اند. بگذریم که بزرگوار دیگری که او هم استخوان خرد کرده ی ادبیات بود معتقد بود که این خبرها هم نیست و همین که بتوانی محدودیت های کاراکترت را درک کنی می توانی زنانه یا مردانه بنویسی. خواه نظر این درست باشد یا آن، من یاد گرفتم اثر را فارغ از این ماجراها ببینم، این که آیا عناصر نمایش سرجای خودشان قرار گرفته اند یا نه، علت و معلول با عقل جور در می آید یا نه، و این که شخصیت ها را باور می کنم یا نه. از این منظر جهان «انجمن بانوان مستقل» کاملا باورپذیر و اصولی از کار درآمده و باید به نویسنده اش تبریک گفت.

2. آیا هنوز هم بر سر تعریفی از فمینیسم اختلاف وجود دارد؟ آیا آن چه روی صحنه سالن ارغنون می بینیم نقدی بر شکل مزخرف و افراطی فمینیسم است؟ آیا در مورد فمینیسم هم مغلطه ی «اسکاتلندی واقعی»[1] صدق می کند؟ اصلا همین مساله که برای کسب حقوق برابر برای زنان حرکت می کنیم منجر به نابرابری بین زن و مرد نمی شود؟ آیا در جامعه ظلم برای مردان وجود ندارد؟ نگاه جنسیت گرایانه نسبت به افراد بشر (زن یا مرد) خود عامل تمایز و نابرابری است و این نابرابری همیشه هم به زیان زنان نیست. با تلقی نویسنده از فمینیسم کاری ندارم، و شاید این سوال را بشود از بازیگران زن کار پرسید که آیا این نگاه نسبت به زن و خواسته هایش برایشان پذیرفتنی بود یا خیر، اما به شخصه فکر می کنم فارغ از این که تلقی نویسنده نسبت به موضوع زنان چه بوده، اساسا این نمایش درباره ی زنان و زن بودن نیست.

3. شاید به جای زن بودن می شد هر x دیگری را در این گزاره قرار داد. شاید به جای حقوق زنان می شد هر حق دیگری را در این چهارچوب گنجاند. فرض کنیم گروهی از آدم ها (زن یا مرد) تصمیم گرفته اند تا در جامعه ای که گیاه خواری در آن ممنوع است فقط از گیاه تغذیه کنند! در این میان یکی تصمیم می گیرد خط شکن باشد، یکی به تصمیم گروه شک کرده چون حس می کند این تقاضا برای گیاه خواری آن چیزی نیست که روز اول برایش دور هم جمع شده اند. دست آخر او و امسال او زیر پای قدرت مسلط له می شوند. موضوع داستان کمی لوس بود نه؟! شاید این طور باشد اما در ساختار کلی فرقی با این نمایشنامه ندارد. به نظرم هنر این متن نشان دادن این موضوع است که چطور یک کنش اجتماعی به زوال و قهقرا می رود و مساله اصلا زن بودن یا نبودن نیست.

4. اما به رغم تمامی صحنه های درخشانی که در این کار دیده می شود، از بازی های خوب و هماهنگی بین کاراکترها و صداها، تا ضد نورهای به جا و میزانسن های درست کارگردان به ویژه در رعایت فاصله ها میان صداها و زنان و دقت در نوع پوشش (تفاوت چکمه صدای بانوی سوم با دیگر صداها)، دو مشکل جدی به زعم من در کار وجود دارد که هر دو به متن بر می گردد: اول این که ارجاع بیرون متنی به «قلعه حیوانات» بیش از اندازه گل درشت و غیر ظریف است و به متن آسیب رسانده. وقتی ما در متن به اندازه کافی کد برای ساختن یک جهان توتالیتر می دهیم چنین ارجاعی به یک کتاب شناخته شده به روانی متن ضربه می زند. مساله دوم این که متن به لحاظ موضوعی کشش زمانی بسیار بیشتر از 70 دقیقه را دارد، و همین مساله سبب می شود با وجود این که پایان بندی در کار به خوبی صورت گرفته اما من به شخصه انتظار داشتم داستان مدت زمان بیشتری ادامه پیدا کند. وقتی ظرف زمانی را در حد 60 تا 70 دقیقه در نظر می گیریم و داستان ظرایف زیادی برای گفتن دارد، به شخصه ترجیح می دادم شنیدن پس زمینه ی شخصیت ها به شکل مستقیم و از زبان بانوی اول حذف شود و شخصیت پردازی کاراکترها با خرده روایت های دیگری ادامه پیدا کند. با این همه هنوز هم متن حرف های زیادی برای گفتن دارد و از پس روایت قصه اش برآمده است.

سپاس از گروه نمایشی برای تلاشی که روی صحنه دارند. امیدوارم اجراهای موفقی را در شب های پیش رو از سر بگذرانند. نمایش «انجمن بانوان مستقل» نشان داد در روزهایی که کارگردان های استخوان خرد کرده بیشتر ترجیح می دهند سراغ متن های قدیمی و امتحان پس داده بروند نویسنده ها و کارگردان های جوان ما هم حرف های جدی برای گفتن در تئاتر دارند.
[1] مغطعه اسکاتلندی واقعی (برای کسانی که ممکن است نشنیده باشند): نوعی مغلطه است که در آن فرد ادعایی کلی برای یک گروه در نظر می گیرد و وقتی مثال نقض برای آن ادعا پیدا می شود به جای پس گرفتن ادعا سعی می کند مثال یاد شده را از شمول گروه خارج نماید. مثلا شما بگویید ... دیدن ادامه » یک فمینیست هرگز به مردان آسیب وارد نمی کند. کسی بگوید اما فلان فرد فمینیست است و به فلان مرد آسیب وارد کرده، و شما در رد این مساله بگویید: او فمینیست واقعی نیست!
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
جناب نصیری
سپاس از توجه و همراهی و حضورتان
۳۰ خرداد ۱۳۹۵
شاهین جان همیشه نقدات و دوست داشتم بزرگترین حسن قلم شما ،روان بودن هست و اینکه دنبال کلمات عجیب و روشنفکرانه نیستی یا بهتر بگم با واژه ها نمی خوای خودت و به رخ بکشی.

موفق باشی ،ممنون از نوشته ی خوبت.
۰۷ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از مهمترین ارکان هر نمایش به خصوص با موضوع مسایل اجتماعی، قصد و موضع گیری سازندگانش در پرداخت آن موضوعات است. نمایش "انجمن بانوان مستقل" به گفته کارگردانش به نقد اجتماعی می پردازد و نگاهی به موضوع فمنیسم دارد.
در مواجه با اثر متوجه می شویم سازندگانش با انگاره های مردساخته به فعالیت های زنان در عرصه اجتماعی نگاه کرده اند. این موضع گیری متاسفانه واجد هدف تخریب، یکسره انگاری، دفرومه سازی این حرکت های مهم و تاثیرگذار اجتماعی می باشد.
**
مهرداد خامنه ای کارگردان آلترناتیو و خوشفکرعرصه تاتر و سرپرست گروه اگزیت که با ایده تئاتر چندزبانه و فراملیتی، فعالیت خود را در کشور نروژ آغاز کرده است، یادداشتی روشنگرانه نوشته اند بر مطلبی تحت عنوان "آینده داران آینده ساز" که به عنوان نقدی بر نمایش" انجمن بانوان مستقل" در سایت اینترنتی ... دیدن ادامه » تئاتر فستیوال منتشر شده است.
بخش هایی از متن ارزشمند کارگردان گرانقدر عرصه تئاتر را درباره نمایش بخوانیم:

"نمایش چه مى گوید؟ “حرف زدن مردان به جاى زنان”؟ انجمنى که بیشتر به مافیا شباهت دارد تا جمعى که در جهت منافع بانوان قدم برمى دارد؟ بوق و کرناى توخالى و صرفا تبلیغاتى این مجامع؟نقد فمینیسم؟ شاید همه اینها. اما با چه هدفى ؟ در اجتماعى که اصولا دیالوگ و دستور زبان گفتارى درباره این موضوع وجود ندارد این مونولوگ نمایشى هدف دار ابزارى جز واسطه سرکوبگرایانه مردان نیش خورده براى نقد یک طرفه و حتى “ناآگاهانه” از یک موضوع مبرم اجتماعى نیست. عدم وجود حساسیت کافى نسبت به صحت واقعیات اجتماعى و تاریخى که مبناى کار قرار گرفته طبعا براى هنرمند در مقام تحلیلگر اجتماعى نکته مثبتى نیست و بیننده مى بایست از او طلب مسئولیت کند. پرداختن به هنر صرف به دور از این حس مسئولیت کوفتن به طبلى توخالى است و آینده دار بودن این نسل جوان را شدیدا زیر سئوال مى برد. نویسنده جوان این نمایش مى بایست از خود بپرسد که به دور از کلیشه هاى اکثرا غلط و با پیش فرض موهوم، جنبش زنان چه هدفى در این اجتماع داشته و چه آینده اى را براى فرزندان نسل پیش روى خود مى بیند؟اگر انجمن های مستقل بانوان (انجمن مخدرات وطن، انجمن آزادی زنان، جمعیت پیک سعادت نسوان، جمعیت نسوان وطن خواه، انجمن بیداری زنان، مجمع انقلاب زنان،…) از مشروطه به این طرف در این کشور نبود، وضعیت استقلال و تشکل آنها برای رسیدن به خواستهای اولیه انسانی خود: «تمامیتِ بدنی و خودمختاری، حقِ رأی، حقِ کار، حقِ دستمزدِ برابر به‌خاطرِ کارِ برابر، حقِ مالکیت، حقِ تحصیل، حقِ شرکت در ارتش، حقِ مشارکت در قراردادهای قانونی و در نهایت؛ حقِ سرپرستیِ فرزندان، حقِ ازدواجِ آزادانه و آزادیِ مذهبی»۱در کجای جامعه امروز ما قرار داشت؟ و چرا این انجمن های مستقل ازسرکوب رضاشاهی گرفته تا حتی نسل جوان مردان امروز زیر ضرب بوده اند. وحشت آنهااز چیست ؟ از انجمن ها؟ بانوان؟ یا استقلال آنها؟ اگر تنها نگاهی سطحی به تاریخ مبارزات زنان (فمینیسم) از اوایل قرن بیستم تا به امروز در جهان و ایران بیافکنیم شاهد تحولات متعدد در درون آنها همگام با تغییرات اجتماعی در طی دوران ها هستیم. پس جنبش زنان به گواه تاریخ ایستا نبوده و از درون همواره خود را نقد کرده است. اما مرتجعین زن ستیز همیشه در یک نقطه ثابت در تاریخ ایستاده اند و بر کوس تمامیت خواهی خود همچنان می دمند. حال سئوال این است که جایگاه این هنرمندان در مقابل این خواسته ها چیست؟ و نمایش آنها در کجاى این معادله قرار دارد؟ آیا نگاه این افراد که امید است دست به خلق آثارى بسیار در آینده بزنند پویایى اجتماعى دارد و یا صرف کار هنرى ملاک است. اگر این جوانان امروز با سوءظن به پیشرفت اجتماعى و حقوق فردى بانوان نگاه مى کنند، “آینده دارى” آنان زیر سئوال است و “آینده سازى” آنان نه تنها پویا نیست بلکه ارتجاعى ست.امید است با اجراى نمایش هایی اینچنین راه براى برقرارى “دیالوگ” درباره این موضوع مهم باز شود"

لینک اصلی مطلب :
http://theaterfestival.ir/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84/

سپاس از حضور و توجه و وقتی که می گذارید.
و تشکر بابت نوشته ی جناب خامنه ای عزیز و گرانقدرم

۲۹ خرداد ۱۳۹۵
ابرشیر گرامی بسیار سپاسگزارم از توجه تان به درخواستم
این نمایش را ندیده ام اما بی اغراق ،نگاه موشکافانه و متفاوت شما،صرفه نظر از همسو بودن ىا نبودن برداشتها،برایم بسیار با ارزش بوده و سرشار از آموختنی های ناب که وسعت مطالعه،عمق اندیشه و دید باز و روادار ... دیدن ادامه » شما را نشان میدهد،چنین دیدی کمیاب و ستودنیست
متشکرم
۰۳ تیر ۱۳۹۵
پرندیس گرانمایه شرمنده نفرمایید...این محبت و وسعت دید سرکارعالی است که چنین می بینید....به قول دوست خوبمان مجتبی سلیمان زاده ما در اینجا از هم یاد می گیریم و این مهمترین مساله در تیوال است....ممنون از حضور سبز شما
۰۴ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(( جزم اندیشی خلاقانه))
در نمایش " انجمن بانوان مستقل " ، ایده های اجرایی با خلاقیت و ابتکار عمل همراه است و در انتقال مفاهیم موجود در متن موفق عمل می کند.
اما همه ی این طراحی های مبتکرانه ی اجرا در خدمت ایده های زن ستیزانه و واپسگرایی عمل می کند که طراوت ذهنی یک تاتر پیشرو را به سوی برهوت جزم اندیشانه می کشاند.
نمایش نامه نویس آقای حریریان، به طور همدلانه ای تمام انگاره های مردساخته و زن ستیز مردم بازار و خیابان را نسبت به حرکت های زنان ،که همواره با بدفهمی ، ترس ،هراس و دشمنی با این قبیل فعالیت ها همراه بوده،در قالب "انجمن بانوان مستقل" یکجا ارایه می دهد.
این نمایش با هدف تخریب، تقلیل،تخطئه و شریرانه کردن تمام حرکت های آگاهی بخش و عدالت جو در زمینه زنان ساخته شده است.ذهنیت مردسالار پدیدآورنگان این نمایش، استقلال طلبی و خواست آزادی ... دیدن ادامه » را برای زنان معادل مردستیزی یا ضدیت با مرد تلقی کرده و سعی در القا آن دارند .
اینکه هدف حرکتهای متشکل و البته متنوع زنان ذیل انجمن ها و... با هدف اشغال جایگاه مردانه در سلسله مراتب قدرت تقلیل یابد یک هراس پارانوییدی مردساخته توسط خود مردان نسبت به تضعیف جایگاه فعلی شان می باشد گو اینکه اساسا بخش اصلی موضوع تلاش های بسیاری از زنان اتفاقا بر علیه ساختار سلسله مراتبی و نابرابری های متاثر از آن است و نه متمرکز بر جابه جایی نقش خود با مردان در این سیستم نابرابر.. خواست بسیاری از فعالیت های زنان رسیدن به تعادل و برابری و آرامش زن و مرد(انسان) در هستی است .
5زن این نمایش در یک سیستم سلسله مراتبی تشکیلاتی قرار گرفته اند .آنها به هیچ وجه نماینده ی صداهای متفاوت و تنوع حیات بخش و رنگارنگی گروه ها و زنان(حتی مردان) فعال در آن نیستند .در طراحی این نمایش، مردان بازیگر جای زنان بازیگر حرف می زنند و در واقع فکر می کنند.زنان مانند عروسکهای خیمه شب بازی جلوه داده می شوند که مطالباتشان برای احقاق حق هم گویی توسط خود مردان ساخته و به آنها دیکته می شود! این موضوع در پایان نمایش در حضور مرد به جای بانو اول در پشت تریبون انجمن تاکید می شود. بانوی پنجم این نمایش زن ایده آل پدیدآورندگان این نمایش به نظر می رسد اوست که منطقی عمل می کند و با پرسش هایش رفتار و اعمال در ظاهر گاه غیر منطقی بقیه زنان را به پرسش می گیرد.. او با استدلال های مردساخته به بهانه ی تفاوت های هورمونی و بیولوژی در بدن زن، اعمال نابرابری را توجیه و مجاز می داند.
در نهایت نمایش سعی می کند به مخاطبان نشان دهد بیشتر اعضا و فعالین این انجمن با بی اعتقادی و بی ایمانی محض نسبت به مواضع خود عقب نشینی و انجمن را ترک می گویند حال آنکه جمعیتی میلیونی آن بیرون به طرفداری واهی خود به انجمن ادامه می دهند. نمایش با کودکی در آغوش زن ،آغاز و انجام می یابد به نشانه ی تعریف محض زنانگی به نقش مادری که البته نقش بسیار مهمی است اما بسیاری از زنان معتقدند تعریف کاملی از زنانگی نیست.
"انجمن ..." نظم موجود را به پرسش نمی گیرد بلکه با آن همراه می شود و مهر تایید محکمی بر آن می گذارد .این گونه نمایش ها(خواسته یا ناخواسته) به دلیل عدم شناخت و آگاهی کافی و وافی پدیدآورندگانش نسبت به موضوع و همچنین تعصبات و پیشداوری های آنها، در جهت تخریب ذهنی مخاطبانشان نسبت به حرکت های حقیقی آگاهی رسان و مترقی عمل می کنند.
**
پدیدآورندگان تئاتر در هر مملکتی باید از متفکرترین،خلاق ترین و پیشروترین انسان های آن جامعه باشند آنها به لحاظ فلسفی و اندیشه ای همواره باید یک قدم از مخاطبانشان جلوه تر بایستند و جنبش ها و پدیده ها را وسیع تر ببینند و درک کنند. آیا این نمایش و هستی شناسی اش درک تازه و جامعی نسبت به پدیده مورد بحثش به مخاطبانش ارایه می دهد؟ شک دارم.
"هراس پارانوییدی مردساخته"
اردشیر عزیز
سپاس از یادداشت شما
با شما موافقم و اتفاقا در نوشته خود به "عروسک" ها و "عروسک گردان ها" اشاره کرده ام.
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
متاسفانه تا وقتی اثر رو نقد نکنید من قادر به فهمیدن دیدگاه شما نیستم. از این صحبت ها فقط متوجه شدم که شما کار رو ضد زن دیدید. چرا؟ نمی دانم. در حالی که این اتفاقا مهم ترین چیزی ست که باید بدانم.
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
جناب حریریان امیدوارم نقد ها و نظرها باعث شود همه ما در مسیری رو به جلو ، امکان دانستن بیشتر و آگاهی عمیق تر را از خودمان سلب نکنیم. موفق باشید
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
فراسوی سنت و مدرنیته: تابلوهای زنان از ششم تا nام...

«زن وجود ندارد»(La femme n´existe pas)نظریه ی مشهور لکان در دهه ی هفتاد که به وضوح متاثر از مبارزات زنان در دهه های پیشین بود،مفهوم کلیت بخشی و عام بودگی زنانه را زیر سوال می برد.لکان به شیوه ی هایدگر بر حرف تعریف معیّن La خط می کشد تا نشان دهد جهان های زنانه بر خلاف جهان مردانه از منطق های دالی واحد برای کلیت دهی به آن ها پیروی نمی کنند.بر این مبنا نه زن،بلکه پیشاپیش این زنان اند که وجود دارند.پنج بانوی نمایش "انجمن زنان مستقل"در حقیقت پنج تابلوی بالینی-اجتماعی از جهان زنان اند.این که آن ها عضو انجمن بانوان مستقل اند که فروش نقاشی های شان بخشی از درآمد انجمن را تامین می کند،به این معناست که آن ها ترسیم گر پنج تابلو-تفکر از جهان زنانه هستند.با این حال، نمایش درصدد است تا صدای واحدی را از دل این پنج زن ... دیدن ادامه » به منزله ی نظرگاه متن و صدای دانای کل ارائه دهد:بانوی پنجم.زنان در این انجمن نه اسم دارند و نه رسم،نه صدا دارند و نه استقلال.نمایش پیشاپیش هر صدای حقیقت جویانه ی زنانه ای را به ساختار تشکیلاتی فمینیستی ای فرو می کاهد که کل جریان های متباینی را که دست کم طی نیم قرن اخیر برای شناخت جهان زنانه شکل گرفته است،به هسته ی نوعی محدود از ادراک فمینیستی تقلیل می دهد که در آن حقیقت جهان زنانه به ازدواج اعضای انجمن با خودشان،و نوعی ساختار بسته و منزوی گروهی ختم می شود...نمایش در پی آن است که نشان دهد مبارزه ی زنان از انواع آن با همه ی گستردگی و پیچیدگی اش به همان ساختارهای مرد سالارانه و سلسله مراتبی سرکوب گر منتهی می شود...آن چه تماشاگر در تمام طول نمایش در انتظار آن است،ترسیم تابلوهای زنانی است که با فراروی هم زمان از سنت های کلیشه ای فرهنگی و الگوهای مدرنیستی ،شکل های متفاوت و نوینی از زنان را در هنر می آفریند که قدرت های کنش گری شان قابل تقلیل به هیچ «ایسم» و گروه خاصی نیست،زنانی که هستی خود را به عنوان «هنر ساخت وجود »بسط می دهند...«زن شدن های»مولکولی که در کلان ساختارهای سرکوب گر به دام نمی افتند و هر لحظه امکان آفرینش های نوین زنانه را حفظ می کنند...زنانی که می آیند تا از الگوهای کلیشه ی «زن بودن» از انواع سنتی و مدرن آن فراروی کنند،و امکان صیرورت دائمی و گریز از «هویت های قالبی و ایستا»را محقق سازند...زنان از ششم تا بی نهایت...
شمس
ابر شیر عزیز،با نظرت درباره ی پیروی نمایش از الگوهای مردمحورانه و ضد زن موافق ام ،منتها در این جا سعی کرده ام،افق های ممکن نمایش را از ظرفیت های مسدود شده اش به جوانب دیگرش بسط دهم که ما را به زن های ششم،هفتم تا زنان آینده می برد که در نمایش هیچ جایی ندارند...زنان ... دیدن ادامه » خارج از انجمن،زنان گم نام ،هزار و یک زنی که صدای شان از میان هویت این پنج زن به گوش نمی رسد و خاموش می شود...
۲۸ خرداد ۱۳۹۵
لطف دارید جناب شمس سپاس
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
شمس
سپاس از گروه اجرایی ...امیدوارم که این بحث ها و تحلیل ها سرآعاز اندیشیدن عمیق تر ما به مسائل زنان باشد...چرا که هدف به هیچ وجه نقد صرف یا تخطئه کردن کاری نیست،بلکه اندیشیدن به این است که باید نسبت به مسائل مهمی از این دست با آگاهی های همه جانبه و کنار گذاشتن ... دیدن ادامه » هر شکلی از پیش انگاشت خودآگاه و سپس ناخودآگاه وارد میدان شد...چرا که تغییر ناخودآگاه اجتماعی بی شک کاری آنی و کوتاه مدت نیست...و نیازمند آگاه شدن و حساسیت نوین زنان و مردان به مسئله است...


۲۹ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود ها عزیزانم .
با شوقی وصف ناپذیر و با نمایش جذاب انجمن بانوان مستقل آمدم .
امدم تا به رخ قلم کشم هرآن چه در یک نمایش به وجدم می آورد نه چون یک منتقد ، نه ، هرگز . که فرهیخته فرزندانم این مهم را به سرو قامتی نگاه فاخرشان بر منظر چشم دل و اندیشه می نشانند .
که درود ها باد آنان را .
انجمن بانوان مستقل . با متنی که راحتت نمی گذارد . به چالشت می کشد ، و آنقدر می کاویش تا به
سرچشمه اش رسی تازه آنوقت می بینی چه حرصی خورده ای .
من مدینه ی فاضله ام آرزوست .
کجا توانم یافت آن کوی را که همه ی اهالی اش صرف نظر از جنسیت ، کودک ، بزرگسال و دیرینه سال ، از یک جام معنایی و انسانی سهم گیرند. برای من فمنیسم و هر ایسم دیگری سنگری ست برای پر کردن کیسه ی آز تمام نشدنی صاحبان قدرت .
محمد امین عزیز قلمت توانا فرزندم . که در تمام طول نمایش به نبرد می خواندی مرا و من تو را .
سهیل میر زاده نکو کارگردان عزیزم تئاترمان را بذر امید می پاشی ، عالی ست .
فرزندان هنرمند و بازیگر دوست داشتنی ام آفرینا ، آفرینا .
بانوی اول
بانوی دوم
بانوی سوم
بانوی چهارم
بانوی ... دیدن ادامه » پنجم
من و ما هیچ یک از شما نیستیم . گر هستمان نموده اند ، باید هشیارانه دریابیم و همان باشیم که باید .

این انجمن را دوست داشتم عزیزان بدیدنش بنشینید شما نیز دوست خواهید داشت .
فمنیسم نه در نا کجاآباد که در همین جای نا آباد است .
درود بر مهربانی های بی وصف تان ... همیشه پرعشق و بزرگوارید
۲۸ خرداد ۱۳۹۵
فرزانه مادرم ناهید درود بر شما
توسط دوست خوبمان ابرشیر از بیماری شکوه بانو مطلع و محزون شدم.
برای حضرتشان آرزوی بهبودی دارم و چشم به راهِ حضور پربرکتشان در جمع فرهیختگان تیوال.
لطفاً سلام برسانید و سلامت باشید.
۳۱ خرداد ۱۳۹۵
درود ها کیان جان عزیزم .
ممنونم از لطف و مهرت گرانمایه اندیشه فرزندم .
به حتم عشق به تئاتر و شمایان ،فرزندان فرهیخته مان بهبودیشان را سرعت می دهد .
به چشم عزیزم درود و دعایتان را می رسانم .
۰۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزنامه مردم سالاری
نسخه شماره ۴۰۶۳ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۷

هومن جعفری: نمایش انجمن بانوان مستقل، نمایشی فارغ از جبر جغرافیایی است.

سهیل میرزاده از جوان‌های تحصیلکرده تئاتر و از خوش ذوق‌های مطبوعاتی است. تئاتر را عمیقا و عاشقانه دوست دارد و همیشه هم تاکید داشته دوست دارد فضای کارهایش به تماشاگر حس خوبی القا کند. دوست دارد تماشاگران کارهایش را دوست داشته باشند و ظاهرا نمایش انجمن بانوان مستقل تا کنون موفق بوده است.
نمایشی که تماشاگرانش از دیدن آن راضی هستند و پای صفحه نمایش در تیوال، نظرات خود را بیان می کنند.

مریم اسکندرى، علیرضا بیات، حنانه جعفرینژاد، عباس رضائی ، علیرضا شاندیز، لیلی شجاعی، فرزانه عطایی، شراره علامی، محمد کارخانه و امین نوروزی بازیگرانی هستند که در این نمایش حضور دارند.

انجمن بانوان مستقل، نمایشی است فارغ از جبر جغرافیایی ... دیدن ادامه » و همچنین شخصیت‌سازی های فردی. کاراکترها اسم ندارند پس هر کسی در هر جای دنیا می تواند با این کاراکترها هم ذات‌پنداری کند. نمایش داستانی دارد در مورد زن‌هایی که می خواهند مستقل باشند و اداره زندگی خویش را به دست بگیرند اما در عین حال در مقابل شیادانی که می خواهند با لفاظی و بازی با واژه‌ها، از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند، آسیب‌پذیر هستند.

کاری که تماشای آن در سالن ارغنون برای علاقمندان امکانپذیر است، یک نمایش جدی است. رگه‌هایی از طنز دارد و بیشتر رگه‌هایی از آسیب شناسی اجتماعی در آن مشاهده می شود. نمی شود این کار را تنها به صرف زنانه بودن به بانوان پیشنهاد کرد چون بیش از این ها در دل این نمایش حرف و نکته نهفته است.

این اثر، در فرمی ‌تازه اجرا می شود و تقریبا تجربه‌ای است منحصر به فرد. امیدواریم از دیدن این نمایش لذت ببرید.
عباس الهی و وحید عمرانی این را خواندند
شراره علامی و حنانه جعفری نژاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"اجرای عکاسان و خبرنگاران نمایش انجمن بانوان مستقل در روز شنبه ۲۹ خرداد ماه"

نمایش انجمن بانوان مستقل، به نویسندگی محمد امین حریریان و کارگردانی سهیل میرزاده در روز شنبه ۲۹ خرداد ماه ساعت ۲۱:١۵ میزبان عکاسان و خبرنگاران محترم در تماشاخانه ارغنون خواهد بود.
روابط عمومی نمایش با قدردانی از زحمات خبرنگاران، روزنامه نگاران و عکاسان خبری، از آنان دعوت می‌نماید تا در این روز به تماشای این اثر بنشینند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر فستیوال، وب سایت خبری تحلیلی
تاریخ انتشار: ۲۳-خرداد-۱۳۹۵
نقدی بر نمایش "انجمن بانوان مستقل" نوشته محمد امین حریریان و به کارگردانی سهیل میرزاده

در تاریخ موسیقی ما، بهترین تصانیف زمانی خلق شده اند که ترانه سرا و موسیقیدان (آهنگساز) با هم رابطه ای نزدیک و دوستانه داشتند و حتی با هم همخانه و هم اندیشه و هم مکتب بوده اند و اینها همه باعث چفت و بست شدن سوژه و ابژه و خلق اثری هنرمندانه ، ماندگار و از همه مهم تر همه فهم، می شده است.

و امروز ِ روز و در عرصه تئاتر و هنر های نمایشی، برای خلق و تولید آثاری صد در صد ایرانی (یعنی نمایشنامه ای را کارگردانی کنیم که خودمان نوشته ایم) حلقه ی مفقوده همین هم دلی و هم اندیشه بودن و هماهنگی میان امر ذهنی و عینی است.
یعنی نمایشنامه ای را بنویسیم و روی صحنه ببریم که سوژه اش را زیست کرده باشیم و یا با ابعادش کاملا آشنا باشیم و برای کارگردانی نیز یا باید خود صاحب نمایشنامه آن را به روی صحنه ببرد (البته به شرط ِ بدیهی ِ کارگردانی دانستن) و یا کسی آن را به روی صحنه ببرد که بتواند چفت و بست ها را حفظ کند و فرم را بشناسد، درست مثل همان ترانه سرا و آهنگساز.

آنچه در "انجمن بانوان مستقل" رخ داده است و یا به نظر می رسد که رخ داده باشد، همین است:
ما اثری را روی صحنه می بینیم که به خوبی به ما ثابت می کند که هم نویسنده و هم کارگردان به خوبی می دانسته اند که چه می خواهند بگویند و چگونه می خواهند بگویند، یک کار دو نفره و هم دلانه و البته هنرمندانه.

ایده اصلی که شالوده و پی فرم نمایش را تشکیل می دهد، خلاقانه و صبورانه است: حرف زدن مردان به جای زنان. ایده ای که شعار زده و سوژه زده نیست، کارکرد روایی دارد، در نتیجه منطق دارد و حاکی است از اثری آگاهانه و کار شده.
میزانسن ها در صحنه ای تقریبا خالی از آکسسوار بسیار خلاقانه است و در خدمت اثر، یعنی در خدمت ایجاد معنا، زیبایی و صد البته ریتم.
طراحی نور و صحنه و موسیقی، خارج از استاندارد های معهود و اغلب نخ نما برای چنین سوژه هایی، در بومی کردن سوژه و روایتی غیر بومی بسیار خوب و حرفه ای عمل می کنند.
شکسته ... دیدن ادامه » شدن خط زمان و فلش بک ها و صد البته شروع نمایش در جایی وسط قصه، در ایجاد ریتم و تمپوی مناسب بسیار کارآمد است.
بازیگران نیز از عهده نقش های خود به خوبی بر می آیند به ویژه اینکه بازیگران زن دیالوگ هایشان را بی صدا می گویند و عروسک گردان ها (بازیگران مرد) به جای آنها حرف می زنند که این خود نیاز به تمرین و تمرکز زیادی دارد آن هم برای یک گروه جوان.
"انجمن بانوان مستقل" نمایشی است دیدنی که تماشاچی را هم سرگرم می کند و هم چیزی به او می آموزد و برای تماشاچی حرفه ای تئاتر و جماعت منتقد نقطه ای روشن است در میان گروه های جوان و آینده دار و صد البته آینده ساز.
المیرا نداف