تیوال نمایش شب بخیر مادر
S3 : 01:11:34
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ تا ۳۱ شهریور
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت
 بها: ۳۵,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: مارشا نورمن
: حمید احیاء
: فرید سلیمانی
: مریم بوبانی، معصومه رحمانی
: امیر لقمان

: فرزاد احدی
: سعید زارع منش
: مرجان رضایی
: یاسمن میردامادی
: ایمان نظری
: مهدی رضایی
: هلیا شکری
: سید محمد صادق سیادت
: حدیثه مقدم، علی پاکروان
: سینما نیوز
: سهیل سلیم زاده
کشمکش عاطفی میان مادر و دخترش منجر به اتفاقی تکان دهنده میشود


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۸ سال خودداری نمایید.

بخش اصلی: ۳۵،۰۰۰ تومان
بیرون از ظرفیت:‌۲۵،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش شب بخیر مادر / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

میدان فلسطین، خیابان طالقانی، بین خیابان سرپرست و فریمان، پلاک ۵۴۴
تلفن:  ۶۶۹۶۸۴۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازیای رئال و جذاب.کارگردانی خوب. یه موضوع جذاب در مورد رسیدن به پوچی و خودکشی. راضی بودم ازین نمایش . مرسی از گروه اجرایی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین اجرای نمایش رو دیدم و دوست داشتم. رسیدن به بن بست یک زن که از هیچ چیز زندگیش لذت نمیبره و تصمیم گرفته زندگیش رو خاموش کنه. بازی معصومه رحمانی و مریم بوبانی عزیز خوب بود و کاملا درد و غم مادر و دختر و کشمکش آنها به خوبی ارائه شده بود: دختر برای قانع کردن مادر بابت تصمیم مرگ خودخواسته و سعی مادر برای دادن امید و‌جلوگیری از خودکشی دختر. دکور خوب بود.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.
این نمایش خیلی خوب بود. حتما سعی کنید در این دو روز باقیمانده به تماشایش بنشینید بدون شک راضی از سالن خارج خواهید شد.
بازی ها بسیار عالی بود.
طراحی صحنه در خدمت نمایش و بسیار مفید و دلنشین بود.
یه نمایشنامه که روایت داستان رو سیال و جذاب میکنه بدون هیچ قضاوتی.
قطعا تو یه ساعت نمیشه هم روایت کرد هم به همه ابعاد داستان پرداخت و هم راه حل داد. این نمایش رو تحسین میکنم چون در یک هارمونی جمعی اجزا همه عوامل رسالت هنری خودشون رو انجام دادن و بی طرفانه داستان رو روایت کردن و قضاوت و تحلیل و تفکر رو به مخاطب سپردن چون قطعا از لحاظ مفاهیم روانکاوانه خیلی جای کار بیشتری داشت و اگر میخواستن راه حل ارائه بدن هم مدت نمایش خیلی بیشتر می شد و هم نیاز به متخصص روانکاو می بود.

بسیار توصیه میکنم بویژه کسانی که از همه چی بریدن و هم تقصیر هارو پروجکت میکنن به خانواده ... دیدن ادامه » و جامعه و دنیا و ... هر عامل بیرونی دیگه ای جز خودشون( البته قطعا نقش عوامل بیرونی زیاده اما نه وقتی که ما هنوز هیچ تلاش موثری برای تغییر شرایط خودمون نکردیم ).

*عکاسان محترم تورو خدا با صدای شاتر دوربینتون آزارمون ندین بزارید یک ساعت با آرامش نمایشمونو تماشا کنیم.
همچنین تماشاگران بی مسئولیت و خودخواه لطفا موبالهایتان را حداقل سایلنت کنید.*
میترا و امیر لقمان این را خواندند
زهره مقدم و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
آره واقعا شما هم دیشب بودین؟
اون خانم عکاس واقعا کارشون غیر حرفه ایی بودش، منتها اینقدر کار عالی بودکه موقع نظر نوشتن اصلا یادم نبودش
مگه عکاس وسط نمایش جابجا میشه؟
۳۰ شهریور
سلام و درود
بله بنده هم بودم و متاسفانه شاهد کار غیر حرفه ای اون خانم عکاس بودم.
البته تذکر دادن وظیفه عوامل نمایش هست
مثلا در تئاتر مایکلفسکی یادمه یه خانم عکاس که بلند شده بود و عکاسی میکرد
اقای کارگردان که اتفاقا جز بازیگرانم بود رفت محترمانه بهش ... دیدن ادامه » تذکر داد.
۳۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار خوبی بود بازی بازیگران درست و حرفه ای بود
نورپردازی و فضای نمایش بسیار خوب بود
در نمایش غرق شده بودم و تنها زمانی که اجاق گاز برای تهیۀ شیر و قهوه باید روشن میشد و روشن نشد یادم اومد که دارم تئاتر میبینم نمیدونم این ضعف من بود یا کارگردان !
سپیده و میترا این را خواندند
چطوری رو دیوارتون دو تا اسمه یکی شادی آفرین یکی ام فرزانه موحدیان ؟ :)
فکر کنم تیوال خراب شده :)
اولین نظرتونم راجع به شب بخیر مادر بوده و خانم موحدیان دقیقا با شما هم نظر بودند. فکر کنم داریم به وحدت سلیقه ملی نزدیک میشیم :)
۲۹ شهریور
@میترا
تیوال این قابلیت رو داره که شما نام تون رو تغییر بدید ولی پست های قبلی با نام قبلی نمایش داده می شه
۲۹ شهریور
چه باحال .نمیدونستم.مرسی :)
۲۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
// در باب نماز اول وقت و نقد نویسی اول وقت //
شاید نمازمان قضا شود ولی نقد نویسی مان هرگز..
گویا گفتند با کم خوابی هم نقد بنویس.. // ما هم حضرت خودمان را بیدار نگهداشتیم
تا حضرات دیگر را از نقدمان بی بهره نکنیم تا اول وقت بخوانند ودعا به جانمان..
و اما بعد..
نمایشنامه
نمی دانم نمایشنامه این اثر آیا تعدیل شده، کوتاه شده و یا تغییر کرده..
من راجع به چیزی که دیدم می نویسم..
نمایشنامه به قول امروزی ها زیر متنی داشت و به قول دیروزی ها سهل الممتنع
نمایشنامه روی دو خط عجیب حرکت می کرد..
نه در ورطه کمدی می افتاد و نه در ورطه اشک و گره و آه..
اوایلش فکر کردم بهانه ای می شود برای تعریف خاطرات و داستان ..
ولی نشد.. خط دیگری را پی گرفت.. خطی جدید..
خطی که کمتر از 3 دقیقه تکه ای از داستان گذشته را کنار هم می گذاشت
و ... دیدن ادامه » باز داستانی جدید...
شاید باید نمایشنامه را به دو بخش اصلی تقسیم کرد
معرفی کردن شخصیت ها و باور نکردن مادر به قصد خودکشی دختر
باور مادر به قصد خودکشی دختر
و جالب است در هردو یک ریتم داریم و تغییری ایجاد نمی شود..
اگر بصورت کلاسیک به این نمایش نگاه کنیم نقطه ضعفش نمایشنامه اش
است.. نمایشنامه ای که باکس هایی پر از داستان را کنار هم گذاشته ولی
همه اش را باز نگه می دارد و همه اش به یک نکته می رسد و آن هم خسته
شدن دختری از وضعیت زندگی اش و بیهوده زنده ماندن.. که خیلی هم
سخت نبود چون خودش چندبار در حرفهایش گفت و با توجه به داشتن
بیماری صرع و بچه خلافکار و جدایی از شوهر منطقی بود.. مادر هم منطقی
جلوه می کرد سعی داشت به هر ترتیبی شده و با هر منطق و کلک و دروغی هم
شده جلوی خودکشی دختر را بگیرد.. شاید اگر نمایشنامه می خواست کمی هم
غافلگیر کند می توانست با حقه خودکشی از مادرش حرف بکشد و در انتها شاهد
خودکشی نکردن دختر و کلک زدنش برای حقیقت شنیدن ا مادر باشیم..
اما روی دیگر این نمایشنامه چیز دیگری است..
شاید نمایشنامه مدرن.. یا به قول ماها نمایشی با زیر متنی قوی
شاید نمونه بولد شده اش لاموزیکای سوم که در مکتب تهران در حال اجرا باشد..
قهرمان داستانهایی از جنس طبقه متوسط اجتماعی که دل زدگی هایشان را
برایشان مدرنیته تعریف کرده، اهل رها کردن و مبارزه نکردن هستند..
زندگی و حتی خشونت تعریف دیگری دارد، زن از اینکه بچه اش بزهکار هست ناراحت
نمی شود و حتی خودش یا پدرش را در این مورد مقصر نمی داند، او انتقامش را
از این دنیا می گیرد و زن هم انتقامش را از خودش.. او حتی خود را مقصر می داند
که چرا 10 سال پیش چنین نکرده، او شوهرش را مقصر نمی داند و به شوهرش هم
حق می دهد چون خودش هم چنین می کرده.. جامعه مدرنیته اروپای غربی در دهه
80 میلادی احتمالاً.. و البته مادری سنتی و احتمالاً مذهبی مسیحی و بزرگ شده یک
روستا یا شهر کوچک اروپا ( هنوز هم مردم کلیسا می روند و مسیحی اند) که بهر حال
تعاریف ساده و لذتبخش همسر بودن به روش سنتی بوده...
چیزی که شاید در ایران خودمان ( البته تهران) نشانه های ظهورش را می بینیم..
و انتخاب نوع روایت ..
بمباران بی مصرف اطلاعات توسط مادر و بی تفاوتی دختر نسبت به همه چیزش..
چرا که دختر به آخر خط رسیده.. نه ان آخر خطی هایی که مردی اسلحه می کشد
یا بالای برجی می ایستد و از دنیا شکایت کند... او تنها چیز باقی مانده ذهنی اش که
هنوز شوق دارد داند حقیقت هایی در مورد خودش است..
حقیقت هایی که بعد از چند دقیقه رنگ می بازد و به مادرش یادآوری می کند که حتی
این حقیقت ها مهم نیستند.. چرا که تاثیری در بهبود زندگی اش ندارد... با اینکه چند
دقیقه قبل گفته بود: الان این موضوع منو ناراحت می کنه...
حقیقتی که آغاز اتفاقات بد زندگی اش تا الان بوده، دختر 5 ساله ای که صرع داشته و مادرش
به جای درمان دختر و سیر رفتارهای درست در مسیر این بیماری براساس بیسوادی عمومی اش
و احتمالاً با دعا و بقیه مسائل کوتاهی بزرگی در زندگی دختر کرده و واقعاً مقصر است...
دختر می آشوبد ولی بعد از چند دقیقه کوتاه می فهمد که اهمیتی ندارد.. حالا که وضع این است
به هر دلیل.. نه می تواند مادرش را عوض کند نه جامعه اش و نه جهان را.. جهانی با کلمه استعاری
از جمهوری خلق چین..
ساعت و مفهوم زمان و عقب نماندن از پیشرفت در دنیای مدرنیته غرب چیز جالبی است که در
دوست داشتن دختر هم دیده می شود، او با تمام دلزدگی ها خانواده اش را دوست دارد..
مادرش دوست دارد با اینکه سبک زندگی مادرش را دوست ندارد پیش مادرش زندگی می کند
او برادر و زن برادرش، بچه اش و شوهرش را هم دوست دارد با اینکه می دانیم پدرش را بیشتر
دوست دارد... او حتی برای مادرش بعد از خودکشی اش برنامه ریزی کرده که تنها نماند و برایش
همخونه ای جدید تدارک می بیند... با مادرش هم مهربان است و تذکرات لازم را نه به عنوان وظیفه
فرزند نسبت به والدین بلکه به عنوان دوست داشتن مهیا کرده است... اما عقب نماندن از
زمان خودکشی برایش مهمتر است یا همان عقب نماندن از پیشرفت در دنیای مدرنیته..
دختر می توانست یکساعت دیگر زنده باشد و مانیکور کند ولی نکرد.. این همه زندگی یکساعت هم
اضافه تر قطعاً به جایی بر نمی خورد.
.........................................................
بازی ها
با توجه به مطالب بالا می توانیم بگوییم که بازی های ضعیفی شاهد بودیم که بازیگرانش نه تنها
نمایشنامه را درک نکردند..بلکه به غلط تماشاچیان را به سمت ارائه یک نمایش کلاسیک راهنمایی
کردند.. در این میان معصومه رحمانی بهتر است با اینکه ضعف بازیگری اش در بیان به شدت
تو ذوق می زند.. شخصیت سرد وبازی یکنواختی یدارد که کمتر به نمایشنامه ضربه می زند..
این بازی را قبل تر در ابد و یک روز دیده بودیم..
اما مریم بوبانی که بیان خوبی دارد و بازی خوبی از منظر یک نمایش کلاسیک ارائه می دهد
برای این نمایش مناسب نیست.. و بیشتر نامتنجانس بودن بازی اش با متن به جشم می آید.
معصومه رحمانی باید روی بیانش کار کند.. تئاتر با سینما و سریال متفاوت است..
البته الان بازیگرانی برای ایفای این دونقش مناسب باشند در ذهنم نیست..
...................................................................
طرحی صحنه و دکور: عالی در خدمت نمایش
........................................
موسیقی: سر رشته ای ندارم اظهار نظر نمی کنم تو ذوق نمی زد..
...........................................
کارگردانی
کارگردان این نمایش با المانهایی نظیر استفاده از دکور، چیدن میزانسن، انتخاب نمایشنامه
و جزئی نگری (که البته در طول نمایش کم کم رنگ می بازد) که در این نمایش نشان داد
حرفه ای بودن و کاربلدی اش را ثابت کرد ولی سئوالات و ابهامات زیادی را برای من بوجود
آورد:
اول: آیا هرچقدر خوب میزانسن می چیند هدایت بازیگر بلد نیست؟
دوم: با این همه جزئی نگری و دقت چرا انتخاب بازیگرانش غلط بود؟
سوم: کسی که مفهوم زمان را صدای تیک تیک ساعت یادآوری می کند (عالی بود) چطور
نتوانسته فضا و اتمسفر این نمایش را به بازیگرانش منتقل کند؟
چهارم: آیا موارد اول و دوم وسومی که نام بردم جزو ضعف کارگردان است یا عمدی بوده،
بالا خره این اثر برای حرفه ای های نمایش که ساخته نشده و باید طیفی از مخاطب ها را
به سالن تئاتر بکشاند و سیاق بازی های متناسب با متن تماشاچی معمولی تئاتر را فراری می دهد.
همین الان هم با توجه به مطالب که گفتم در حق این نمایش ظلم شده، نمایشی که باید هر روز
اجرایش پر می شد...
والبته ابهامات و سئوالات دیگر که خیلی تخصصی است.. و مجالش در اینجا نیست..
...........................................................
حواشی همیشگی
فرید سلیمانی با کوروش سلیمانی نسبتی دارد؟ این نمایش مرا یاد خرده نان کوروش سلیمانی انداخت..
سپایس از فرید سلیمانی که نمایش ات کوتاه بود.. چرا که به خاطر بازی های بد همین هم برایمان
خسته کننده تر بود..
معمولاً در مورد نمایشنامه حرفی نمی زنم .. چرا که در مقابل بزرگانی چون بهکام و خدایی و رسولی
حرفهای من از حوزه اعتنا خارج است... نام هایشان را به عنوان نقد نویس بروی این اثر ندیدم
و بالاجبار نقد که نه ولی توضیحاتی برای تنویر افکار تیوالی ها نوشتم..
پیشا پیش از غلطهای املای و نگارشی احتمالی پوزش می خواهم.
دیدن این تئاتر توصیه می شود.
بی صبرانه منتظر نظریاتتان رک و صریح بروی این نوشته هستم...
با تقدیم احترام
محمد حسن موسوی

جناب آقای موسوی
عرض سلام و ارادت
تمامی مطالب فوق را خواندم
درابتدا باید به حق بابت قلم بسیار زیبایتان به شما تبریک بگویم
اما بعد...
در مورد بازی های ضعیف بازیگران باید بگویم که، هر دو بازیگر از افراد شناخته شده عرصه تئاتر و سینما هستند و این اولین یا ... دیدن ادامه » دومین بار نیست که بر روی صحنه نقش آفرینی می کنند. آنچه شما در این متن بیان کردید تنها مرا به یاد یک فرد انداخت که برای اولین بار بر روی صحنه حاضر شده است؛ بنابراین از شما خواهشمندم کمی منصفانه تر به این موضوع نگاه کنید، چراکه دلایل آن بسیار بسیار است و بنده میتوانم بابت توانایی های هر دو بازیگر ساعت ها با شما به بحث و گفتگو بپردازم.
نکته دوم اینکه پدربزرگ مرحوم بنده همیشه می گفت هر گردی، گردو نیست؛ جناب آقای فرید سلیمانی با جناب آقای کوروش سلیمانی نسبتی ندارد که اگر داشته باشند هم دلیل نمی شود تا به دلیل تشابه فامیلی دو فرد، نمایش هایشان نیز سبک و شیوه مشابه داشته باشند!!

در پایان از اینکه، تمامی مخاطبین را در پایان دیدگاه تان به تماشای این نمایش دعوت کرده اید متشکرم...
۲۵ شهریور
سلام مجدد خانم میترا...
هنر ذاتاً پدیده ای است عشقی و ذهنی...
قواعد و اصولی در هنر وجود ندارد... برخلاف فیزیک..
تا وقتی گابریل گارسیا مارکز (( صد سال تنهایی)) را با عشق ننوشته بود
مکتب (( رئالیسم جادویی)) نداشتیم.. در نهایت می شد (( سو رئال))
تا وقتی که تارانتینو (( پالپ فیکشن)) را نساخته بود
مخلوط کمدی سیاه و مذهب و سورئال را نداشتیم..
و اگر اصغر فرهادی جدایی نادر از سیمین را نمی ساخت... فیلمی اجتماعی
با ساختار واقعی اجتماعی بدون شعار زدگی .. فیلم های دیگری از کارگردان های
دیگری ... دیدن ادامه » مثل روستایی، سیدی و... ساخته نمی شد مورد قیاس قرار نمی گرفت..
شاید بهتر باشد دقیق تر بگویم...
سالها کشید که داستان ها پرورش یابند.. شکسپیر داستان می نویسد که شخصیت هایش
یا سیاه اند یا سفید یا خیلی خوبند یا بد... ولی اگر کسی شبیه شکسپیر نمایشنامه
بنویسد متهم بی بیسوادی می شود..
قاعده ای وجود ندارد.. اول ثابت کن قواعد را می شناسی بعد طرحی نو در بیانداز
مثل نیما یوشیج.. پیروانی مکمل خواهی یافت مثل سهراب سپهری...
این کار برخلاف کارهای امسالی که از معجونی و نریمانی و مرادی دیدیم..
اتفاقاً پر از عشق بود.. پر بود از ادمهایی که کارشان را با عشق انجام می داد..
مادر من برای من با عشق قیمه درست می کند.. اگر ایراد می گیرم که لپه اش نپخته
نمکش کم است یا لیمو چرا نیانداختی؟ مادر من به خاطر مشغله هایش از عشقش
نکاسته.. به هر دلیلی قیمه اش مثل همیشه نبوده..
و نکته آخر چون درست کردن قیمه برای فرزند عشق می خواهد نباید قاعده داشته باشد.
باز هم جواب خیر است.. گوشت حداقل در یک زمان مشخصی می پزد، لپه همینطور و...
......................................................................................
در مورد سئوالتان.. می نویسم عیناً و جواب می دهم..
از نوشته های شما اینطور برداشت کردم که در انجام یک کار گروهی مثل یک تئاتر اگر یکی از عوامل فرضا یک بازیگر وظیفه خودش رو بد انجام داد این ضعف به کل گروه اختصاص پیدا میکنه چون یه کار تیمیه و همشون از ضعف یک نفر آسیب میبینن،درسته؟

جواب کاملاً خیر است..
چون اگر اینجوری بود مثل دوستان یک جمله می نوشتم کار بد بود، خوب بود،
نه خوب بود و نه بد بود و جوابهایی شبیه این..
وقتی جز به جز می نویسم یعنی هریک سهمی دارند.. بازیگری وزن بیشتری دارد
چون جنس پشت ویترین است.. بیشتر به چشم می آید..
اگر بازیگری و نمایشنامه ضعیف باشد بقیه موارد معمولاً کمتر به جشم می آید..
اینکه جز به جز تحلیل می کنم یعنی اینکه اثر هریک به طور مجزا ست ولی در کل
سنجیده می شود مثل کارنامه مدرسه و دانشگاه است..
ریاضی 4 واحد، فیزیک 3 واحد، معرف اسلامی 2 واحد، تربیت بدنی 1 واحد..
براساس وزنشان کارکرد دارند.. این نمایش از من 15 می گیره... من وزن هر
آیتم را در نمره اش ضرب کردم با هم جمع کردم تقسیم بر تعداد واحد کردم..
در مدرک کسی نمی پرسند ریاضی چند شدی؟ می گویند معدلت چند است؟
.............................................
درمورد اینکه می خواهید ببینید یا نبینید.. میل شماست..
لذت بردیم از گفتگوی نوشتاری..


۲۸ شهریور
جناب امیر لقمان عزیز
با سلام خدمت شما..
خوش به حالتان..
50 نمایش طی سه سال..
می شود سالی 17 تا..
یعنی هر ماه بیش از 1 تئاتر..
توصیه ما براساس ذهن ما هست...
قابلیت پیگیری ندارد..
البته که من هم چندباری گول خوردم... و کار بد دیدم..
ولی ... دیدن ادامه » از روش خاصی استفاده می کنم.. /// نمایش هایی را که می بینم
نقد می کنم.. چند نفری که شناختم را نشان می کنم.. اگر نظریاتشان
بروی تئاترهایی که مشترک دیدیم مطابق بود.. برای خرید اقدام می کنم
البته مشخصات پروفایلشان هم موثر است.. برای من این گونه هست..
یک 70% خطا دارد.. 30% جواب داده تا حالا.. با زبهتر است از 0% است..
به خصوص کارگردانهایی که نمی شناسمشان..
از اینکه نظرت رار گفتی سپاسگذارم..
۲۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از پر حس ترین نمایش هایی بود که دیدم .
محمد حسن موسوی کیانی این را خواند
سیدمحمدصادق سیادت این را دوست دارد
با سپاس از لطف و نظر شما
۲۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدت‌ها، یک تئاتر قوی و تاثیرگذار با دو بازی برجسته شاهد بودم.
با سپاس از لطف و نظر شما
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یادداشت درباره تئاتر " شب بخیر مادر " به کارگردانی فرید سلیمانی
نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو - چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1398.06.14

جِسی زنی جوان و بیوه است که در یک شب معمولی قصد دارد خودکشی کند و موضوع را به مادرش می گوید و البته که این تمام ماجرا نیست. " شب بخیر مادر " به کارگردانی فرید سلیمانی ، نمایشی است که این روزها در تماشاخانه دیوار چهارم به روی صحنه می رود . اجرا بر¬پایۀ نمایش نامه معروف مارشا نورمن ، انتخاب هوشمندانه ¬ای است که باعث میشود کلِ نمایش با تکیه بر یک متن قوی با دیالوگ هایی پخته ، ساخته شود که درعین سادگی ، با داشتن ضربآهنگی دخور ، داستان را پیش ببرد و مخاطب را یکباره به وسط ماجرا پرت می کند تا یک شروع جذاب را تجربه کند.
قصه ، قصۀ تنهایی است؛ تنهایی کسانی که اطراف ما هستند ولی متوجه جهان خلوت شان نمی شویم ... دیدن ادامه » ؛ جسی در ترسیم چهره تنهایی اش تا به آنجا پیش رفته که ابایی ندارد قضاوتش کنند و دلایلش را بشنوند .تصویر رفتن خود را آن قدر واضح ساخته که تمام جزییات را در نظر گرفته ؛گویی از تیری حرف می زند که سالها در قلبش فرورفته و زجرکشش کرده است. البته این درد یک شبه به وجود نیامده بلکه به تدریج و شاید مشهودتر در ده سال اخیری که در نمایش به آن اشاره شده، بزرگتر گردیده است . شاید جسی این ده سال را به خودش وقت داده بود تا به روزنه ای برسد برای ماندن . نگاه بلندمدت جسی به وقایع در طول این مدت او را مصمم تر کرده است که راهی جز پایان دادن به زندگی خود نبیند. اینکه تمام حرف ها و ناکامی ها باری می شود ، روایت از جامعه ای دارد که فردی مانند جسی را به این مرز از تنهایی می کشاند که فکر می کند از پس هیچ کاری درخور و شایسته بر نمی آید، بیمار است و نمی تواند کسی بشود که همیشه انتظارش را داشته .
و البته اگرچه این متن، قدیمی است اما یقینا پرداخت به درگیری های ذهنی، کهنگی ندارد . تا وقتی جامعه به سمتی حرکت می کند که باعث می شود یک زن جوان تصور کند از پس هیچ کاری برنمی آید وسرخورده است و نمی تواند هیچ چیز را تغییر دهد ، دلیل محکمی است که ادبیات و هنر باید کنکاش تازه ای را شروع کنند .نه سکوت در برابر افسردگی می تواند راهگشا و بازدارنده باشد تا دستی را ازکشتن خود یا دیگران دور کند و نه پنهان کردن آشفتگی های روحی .
نمایش، قصه گوست و سعی دارد در زمان محدود ،دست به تمام دریچه ها ببرد و داستان آن قسمت را تمام و کامل تعریف کند . متن لکنت ندارد. مشکل ، ذره ذره اضافه می شود تا جایی که در انتهای نمایش، مخاطب، لحظه ای به مسیری که پشت سر گذاشته می نگرد و می داند چگونه این درد روی هم جمع شده و تراژدی مدرن از زندگی یک زن جوان رقم خورده است .
"معصومه رحمانی" در نقش جسی توانسته همان بی انگیزگی لازم را ایجاد کند و درخشان ظاهر شود . او مصمم به تصمیمی که برای ادامه زندگیش گرفته ، قوطی های شکلات را پر می کند و برنامه بیست سال آینده زندگی مادرش را می چیند . در مقابل هر توجیه و سوال مادرش مقاومت می کند و پاسخی در آستین دارد ؛ چون برای گردآوری تمام این حاضرجوابی ها ده سال وقت داشته است . ده سال از زمانی که برای اولین بار او به این تصمیم، فکر کرده است.
"مریم بوبانی " در نقش مادر ، شخصیت زنی کهنسال را بازی کرده که فکر می کند مسیر طبیعی زندگی فرزندش در حال گذر است اما یکباره با بحران دخترش مواجه می شود .اوتصویری از یک زن بهت زده و در حال تلاش را نمایش می دهد که سعی دارد دخترش را از تصمیمش منصرف کند . مادر در انتقال حس اضطراب و ترس تا جایی پیش می رود که رازهایی از گذشته را برملا می کند . گاه خودش را مقصر می داند و گاه دیگران را سرزنش می کند .
طراحی صحنه تداعی گر یک خانه است . خانه ای که همراستا با فضای کلی نمایش سعی در بازگویی محل زندگی جسی و مادرش را دارد . استفاده از تغییر نور در پررنگ تر صحنه هایی که تاثیر گذاری بیشتر دارد، تمهید مناسبی است که در انتقال حس به تماشاگر مفید بوده است . هر وسیله در این خانه در راستای بیان داستان قرار گرفته است.
یکی از ایراداتی که به نمایش نامه و رفتار جسی گرفته می شود، تصمیمی است که او برای متوقف کردن زندگیش گرفته؛ اما جامعه ای که زنی جوان را به این میزان از تنهایی و سرخوردگی می رساند و در آخر جوابی برای این فرایند ندارد، نمی تواند انتظار داشته باشد که درباره آن حرفی زده نشود . مگر نه آنکه ناکامی ها و ندیدن ها مثل هیولایی خوش اشتها ، افراد زیادی را درخود می بلعد و روانشان را متلاشی می کند ؟! شاید حرف زدن راهی معقولانه تر باشد.
ما در جهانی زندگی می کنیم که ظریف ترین حرکات، بزرگترین تاثیرات را بر روان یک فرد می گذارد و بی اعتنایی ، چاشنی مزاحمی است که در تمام روزگار پاشیده می شود و تنهایی می آفریند . تاثیر هنر در آنجا هویداتر است که بتواند به درون انسانی سرک بکشد و دردهایش را ببیند و برای دیگران بیان کند تا دوایی پیدا شود . اگر قرار باشد تعریف هنر را محدود دربازگویی مسائل زیبا ببینیم، آن وقت به اندازه فرسنگ ها از رسالت هنردورافتاده ایم . سعادت آنجاست که هنر بتواند مرهمی شود برای دردهای جهانی که در همهمه و شلوغی خود، انسان را فراموش می کند و از سایر انسان ها فراموشکار می سازد . اگر تئاتر در جایگاه هنری بزرگ که در درونی ترین حالات روحی یک فرد نفوذ می کند بتواند دردی را بازگو کند و راهی تازه تر از امید را نشان دهد و حتی جهان بینی یک نفر را تغییر دهد یعنی درمسیر حرکت برای بهتر کردن اوضاع قرار گرفته است. تئاتر "شب بخیر مادر"، تلاشی قابل تقدیر برای بیان دردهای روحی در قالب اجرایی قابل قبول است که سعی دارد با نگاه به پروندۀ فروپاشی روانی یک انسان، دریچه تازه تری از نگاه به اهمیت انگیزه و امید در زندگی را نشان دهد .

با سپاس از لطف، نظر و وقتی که برای این نمایش گذاشتید
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما غریبه بودیم
در انزوای خانه ای متروک
در تبدیل ثانیه ها به سالها
در تفسیر خاطراتی دروغ
تنها ، اما با هم
و چقدر حمله ها را دوست داشتیم
که سکون و سکوت پاداش بیهوشیمان بود
ما چقدر غریبه بودیم


نمایش بسیار خوبی بود نورپردازی طراحی صحنه کارگردانی و بازی بازیگران بسیار خوب بود
با سپاس از لطف و نظر شما
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب بخیر مادر نمایشی است که سه نسل با سه فلسفه زندگی را کنار هم قرار میدهد تا کنتراست هایشان نمایان شود. خانم مسنی که زندگی به او یاد داده مشکلات را بپذیرد و به عقیده اش صرفا باید زندگی کرد, درست نقطه مقابل نوه اش که تمام ساختارهای اجتماعی را می شکند و بزهکاری را پیشه خود قرار داده است. اما شخصیت مرکزی این نمایش, دخترِ مادری است کاملا مطیع و مادرِ پسری است بزهکار . شخصیتی که تناقض رفتاری مادر و پسر خود را همزمان می بیند. از این رو دیگر هیچ ارزشی برایش وجود ندارد و کم کم زندگی حالت ابژکتیو خود را برایش از دست می دهد و تصمیم می گیرد به اختیار خودش در ایستگاه از اتوبوسِ زندگی پیاده شود. نگاه های سرد بازیگر این نقش کاملا نمایانگر شخصیت به انتها رسیده نقشش را نمایش می دهد.
دیالوگهای مفهومی همراه اجرای فوق العاده بازیگران این نمایش, انسان را به فکر فرو می ... دیدن ادامه » رود تا چیزهای با ارزش زندگی خود را دوباره یاداوری کند
سه تا بازیگر داره یعنی؟
۱۱ شهریور
تئاتر تمدید شده حتما با دیدن این نمایش بروید .
۱۶ شهریور
با سپاس از لطف و نظر شما
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در وهله اول موضوع منو جذب کرد اما هر چه به اواسط داستان نزدیک می شدیم نمایش جذابیت خود را از دست می داد و ریتم کند و خسته کننده ای در فضای نمایش حاکم می شد و دوباره در اواخر نمایش این جذابیت به اوج می رسید. می توان گفت طراحی صحنه در خدمت نمایش بود و به باورپذیری قصه کمک کرده بود همچنین استفاده از جای جای صحنه از نقاط برجسته کار است.
با سپاس از لطف و نظر شما
در مورد جذابیت و ریتم کار باید این توضیح رو بدم که طبق نظر کارگردان و مشاور محترم ایشون، ریتم مناسب این داستان ریتمی است که استفاده شده است. قطعا نظرشما را به ایشان ارائه خواهم داد و درصورت امکان، حتما در این مورد تجدید نظر انجام ... دیدن ادامه » خواهد شد.
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش شب بخیر مادر با بازی روان و باورپذیر معصومه رحمانی و خانم مریم بوبانی را دیدم نمایشنامه هم داستانی جالب و مهیج بود دیالوگهایی که هر کدام شاید با هوشمندی روانشناسانه انتخاب شده بود و تلاش مادر که نظر دختر را به دلخوشیهای کوچک زندگی جلب کند بلکه او را از تصمیمش منصرف کند کاری که همه ما هر روز انجام میدهیم و زندگی همین دلخوشیهای کوچک است و تنها این لحظه .... برای دلخوش کردن اطرافیانمون به زندگی ارتباط واقعی تر با انها برقرار کنیم
دیالوگ جالب من که پیشت بودم چطور ندیدم انقدر تنهایی ؟
حکایت زندگی همه ماست تا وقتی که رابطه ها انقدر سطحی و فقط در حد رفع نیاز نه برای شناخت و فهم دنیای دیگری
امیر مسعود و محمد حسن موسوی کیانی این را خواندند
سیدمحمدصادق سیادت این را دوست دارد
با سپاس از لطف و نظر شما
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش شب بخیر مادر یک نمایش رئال با دیالوگ های خیلی عمیق و زیبا بود
بازی خانم مریم بوبانی عالی بود و همچنین شخصیت مادر شخصیتی بود که بهتر نوشته شده بود.
سیدمحمدصادق سیادت این را دوست دارد
با سپاس از لطف و نظر شما
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی بسیار فاخر و درخشان که واقعا هر لحظش آدم رو به فکر وا میداشت و درگیر میکرد ذهن آدم رو و سوال جدیدی جدیدی مطرح میکرد.
بغیر از بازی های درخشان خانم بوبانی و رحمانی باید گفت کارگردانی هم بسیار درست و حساب شده بود و طراحی و چیدمان دکور هم کمک شایانی به ارائه مفهوم کرده بود.
دست مریزاد میگم به تیم این نمایش و براشون آرزوی موفقیت روزافزون دارم.
nima haji، محمد جواد، امیر لقمان و صبا صالحیان این را خواندند
سیدمحمدصادق سیادت این را دوست دارد
امشب بهمن فرمان ارا میان. برو بلیت رو بخر... امشب
۱۰ شهریور
با سپاس از لطف و نظر شما
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش شب بخیر مادر را دیدم.اجرای بازیگرها به دلم ننشست.نوعی تصنعی بودن در رفتارشون بود که نپسندیدم.درکل ارزش دیدن را داشت.بخصوص دیالوگ ها و مونولوگ های خوبی داشت.
امیر مسعود، امیر لقمان و صبا صالحیان این را خواندند
سیدمحمدصادق سیادت این را دوست دارد
با سپاس از لطف و نظر شما
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب بخیر مادر با موضوع روانشناختی کار رئال در فضای ساده و در عین حال گرم و مطلوبی بود که مخاطب را درگیر تعلیق نمایشنامه میکرد، بازیگران کار کاملا مسلط و سوار بر کار بودند و هماهنگی بسیار خوبی داشتند. موسیقی، صدای تیک و تاک به خوبی انتخاب و در بخش های مناسب کار پخش شد. دکور در عین سادگی برای من دلنشین بود. شخصیت پردازی مادر بسیار عالی بود ولی به شخصیت دختر شایسته و بایسته پرداخت نشده بود تا مخاطب بتونه با درک بهتر از اختلال شخصیت فرد همزاد پنداری بیشتری با أو داشته باشه، که با توجه به اقتباس کاملا وفادارانه کار به نظر من نمی تونه بعنوان نقص در کار مطرح بشه، در مجموع کار خوب بود و از نظر من نمره بالای متوسط را میشه به این کار داد.
مرسی که همراهی مون کردی و گپ زدن بعد نمایش کلی چسبید....
۱۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شخصا تم نیهیلیسم رو نمیپسندم، ولی پیشنهاد میکنم کارگردانی خوب، انتخاب موسیقی مناسب و در نهایت بازی فوق العاده مریم بوبانی رو از دست ندین
نوید، یادداشت کارگردانش پشت بروشور بخون . اوای تیوالش هم بشنو
۱۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب بخیر مادر تنها یک درام خانوادگی نیست، متنی روانشناسانه داره که از کاوش لایه های درونی یک مادر نسبتا جوان از بدو تولد، تا شناخت تضادها و چالش های آشکار مادری پیر از زمان ازدواج و پیش از اون صحبت می کنه. همچنین درامیه که ارتباط عجیب و خاص فرزند و مادر رو، اگرچه کمی متفاوت با روحیات مادر و دختر ایرانی هست، به خوبی پیش می کشه. این روایت، نحوه شکل گیری بسیاری از تعارضات روحی رو نشون میده؛ مثلا اتفاق دراماتیکی که ممکنه در زمان کودکی اتفاق افتاده باشه اما سالها بعد در ایجاد یک تراژدی بزرگ خودشو نشون بده. فکر می کنم دوستانی که با تحلیل رفتار متقابل (TA) آشنا باشند این متن رو می تونن به عنوان تمرینی برای بخشی از آموخته های خودشون در زمینه پیش نویس های زندگی استفاده کنن یا اساتید این حوزه، این متن رو مثال بزنن.
اما فارغ از متن کار که نمیشه با ارائه جملات ... دیدن ادامه » ماندگار ارزشش رو نشون داد، کیفیت بخش ایرانی این کار، یعنی آن چه روی صحنه می دیدیم رو می تونم بالاتر از متوسط ذکر کنم.
تصور می کنم کمی بازی بیشتر با نور، با توجه به داستان پر دیالوگ و صحنه ای که المان هاش هم تغییر چندانی نمی کنه، می تونست کمک کنه تا تماشاگران خستگی رو تجربه نکنن. باری فضای سنگین و افسرده و خسته ی این داستان هم بازی خیلی زیادی با نور رو نمی طلبید.
به وضوح مشخصه که خانم رحمانی، درک خیلی خوبی از متن کار داشتند و این مساله در تمام ژست و میمیک چهره شون هم خودشو نشون می داد و تصور می کنم از نقاط قوت این اجرا بازی باشکوه ایشون بوده. نقش ایشون ساده نماست اما ابدا ساده نیست و لغزش ایشون می تونست تصویر مستاصل بازیگر این متن رو خراب کنه.
اجرای کار کمتر جایی سینه ی منو چنگ زد، اما فکر می کنم این اتفاق تا حدود زیادی آگاهانه و به دلیل احترام کارگردان به یک متن غربی بود که در اون کمتر از ضجه و اشک و آه خبر می گیری. اما شخصا اگر قرار به تصویر کردن این نمایش می داشتم شاید از خانم بوبانی می خواستم ابعاد احساسی کار رو عمیق تر اجرا کنن.
با وجود نقد خفیفم به بازی خانم بوبانی، دلم میخواد فارغ از این نمایش، به شخصیت انسانی و پاک ایشون اشاره کنم و بگم با تمام وجودم ایشون رو و دغدغه های اجتماعیشون رو ستایش می کنم و دستشونو می بوسم.
با سپاس از لطف و نظر شما
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بر پایه متن قوی "شب بخیر مادر " نوشته مارشا نورمن ، اجرا شده و نورمن بابت این نمایش نامه جوایز متعددی دریافت کرده که البته مربوط به روایی متن و قصه گو بودن اودر روایت این ماجراست . در اجرای فعلی این تیاتر ، معصومه رحمانی در نقش جسی به گونه ای قابل باور و تاثیرگذار از پس انتقال شخصیت زن جوان برآمده که نمی توان به راحتی منکر درخشش او در این نقش شد . مریم بوبانی در ایفای نقش مادری نگران ، حس اضطراب و ترس را انتقال داده است هرچند توانایی ایشان قطعا بیشتر از میزان تزریق شده در این نمایش است . طراحی لباس و صحنه در راستای کل نمایش و جهت ترسیم خانه ای که مادر و دختر در آن ساکن هستند قرار دارد و البته اگر جزییات بیشتری به طراحی صحنه افزوده می شد نتیجه قابل قبول تری به دست می آمد .
نمایش فعلی با ترکیب عناصری قوی تا حد بسیار زیادی از پس بیان مفاهیم ... دیدن ادامه » عمیق این داستان برآمده است و اجرای قوی دوبازیگر آن ارزش تماشای آن را چندبرابر کرده است .
با سپاس از لطف و نظر شما
۰۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید