آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فیلم مسخره‌باز
S3 : 23:27:01 | com/org
بها: ۵,۱۰۰ تا ۷,۰۰۰ تومان
تو پرورشگاه صدام می کردند مسخره باز! اما من مشت محکمی حواله صورت یکیشون کردم تا داستان رو شروع کنم.

گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم مسخره‌باز / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم مسخره‌باز / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس‌ها ››
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
فیلمی بسیار جذاب از لحاظ بصری، من که یادم نمیاد تو سینمای ایران فیلمی از لحاظ جلوه های ویژه ، تصویربرداری و کیفیت بصری انقدر جذاب باشه
داستان ساده ولی داستان گویی فوق العاده
فیلمی که بیشتر زمانش تو سلمونی (آرایشگاه نه :) )میگذره ولی ابدا اذیتت نمیکنه
درسته از فیلم های زیادی وام گرفته شده بود ولی به بهترین شکل ممکن
فیلم هایی که خاطره اش برات زنده میشد و لذت بیشتری می بردی، مثل: سوئنی تاد - کیل بیل - لئون حرفه ای - امیلی - شاینینگ و ...
و البته کازابلانکا :)
celine و محسن جوانی این را خواندند
نسیبهـ، پویا، جعفر میراحمدی و حدیث سیدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در کل به نظرم فیلم خوبی بود بیشتر سرگرم کننده ولی
تبختر فیلم که احساس می کردی با کنایه داره می گه یه دادی بزنین جماعت چرتی رو نپسندیدم. به نظرم نباید تو فیلم به زور جملات و مکالمات مفاهیم رو القا کرد. جملات نغزش خیلی خوب بود ولی همه‌ی جمله‌ها روی هم خیلی معنی نداشت.
روزی که همایون غنی زاده در جشنواره فیلم فجر جایزه بخش نگاه نو را نگرفت پشت تریبون رفت و چند دقیقه سخنرانی کرد که به لطف صدا و سیما بخشی از آن سانسور شد. من داشتم زنده مراسم اختتامیه جشنواره را نگاه می کردم. بعد کمی چرخ زدم در سایت ها و خلاصه ان بخش سانسور شده را پیدا کردم. بنده خدا چیز خاصی نگفته بود. حرفش این بود که من جایزه نگاه نو رو نگرفتم چون نتوانستم نگاه نویی وارد سینمای ایران کنم! اهالی سینما و ما هرچقدر سعی کردیم منظور آقای غنی زاده رو بفهمیم نشد که نشد! یعنی چگونه می شود یک نفر فیلمی بسازد و آن را در بخش نگاه نو ثبت نام کند و در جشنواره شرکت کند و ده شب منتظر هئیت داوران بماند که نتیجه داوری را اعلام کنند بعد فیلمش برنده جایزه بهترین فیلم نگاه نو شود آنوقت بیاید بگوید من جایزه را نمی گیرم چون نتوانستم نگاه نویی به سینمای ایران وارد کنم؟ خلاصه هرچه اون روز ها فکر کردم منظور ایشان را نفهمیدم. صحبت های ایشان و بحث های شبکه های اجتماعی مجابم کرد، فیلم را در زمان اکران به تماشا ننشینم و چیزی هم درباره اش ننویسم که قضاوت غلط نکرده باشم. حالا بعد از مدت ها فیلم مسخره باز آقای غنی زاده را به لطف فیلیمو دیدم. بعد آمدم نوشته ها و نقد های دوستان را خواندم. مثل همیشه نگاه ها متفاوت و در خیلی از بخش ها متضاد بود. برخی از دوستان آن را شاهکار سینمای ایران دانستند و ایشان را تارنتینوی ایران لقب دادند و برخی دیگر هم فیلم را ملغمه ای بی معنی می دانستند که در قالب فرم و تکنیک های متفاوت چیز خاصی برای گفتن نداشت. برخی هم معتقدند که با یک بار دیدن نمی شود تمام اندیشه ها و نقاط زیرین فیلم را متوجه شد به همین خاطر عده ای از دوستان در یاداشت هایشان عنوان کردند که چندین بار بی هیچگونه چشم بر هم زدن فیلم را به تماشا نشسته اند! به هر حال هر کسی از ظن خود شد یار آقای غنی زاده عزیز. اما من هر آنچه بیشتر این یاداشت ها و نقد ها را می خواندم باز کمتر متوجه منظور نویسنده و کارگردان گرامی میشدم. بماند که همان بار اول را به زور و در دو مرحله به تماشا نشستم اما برای فهم بیشتر بخش هایی از فیلم را دوباره نگاه کردم و هرچه بیشتر جستجو کردم چیزی دستگیرم نشد که نشد. دوستان هیچ اشاره ای به نقاط قوت فیلم (به غیر از تکنیک های فیلم برداری، جلوه های ویژه و بازیگری ها ) نکرده بودند. در یک یاداشت یا کامنت (خاطرم نیست) دوستی نوشته بود برای فهم این فیلم حتما باید پاپیون رو ببینید!!! خب این هم نکته جالبی بود. پاپیون و همه ی فیلم هایی که آقای غنی زاده بدان اشاره داشتند را قطعا دیده بودم بارها و بارها . اما این ها هم کمکی نکرد! در آخر فیلم دانش (صابر ابر ) می گوید :" من دانش هستم یک بازیگر بدون داشتن کوچکترین نقطه عطفی در زندگی ...شما صدای درون کله مرا می شنوید" با این جمله من گمان می کنم همه ی اینها صدای درون کله نویسنده است. نویسنده ای که سینما و ... دیدن ادامه ›› تئاتر دوست دارد و بسیار فیلم می بیند. "دانشی" که فکر می کند خیلی متفاوت است و بقیه جهان اندازه او نمی فهمند. نویسنده ای که یک سری دیالوگ های بریده بریده شده قشنگ را بر می دارد و با یک مشت فیلم های شاهکار جهان (که گمان می کند فقط خودش ان ها را می فهمد و دیده است) ترکیب می کند و به شکل "مسخره باز"ی از زبان دانش برایمان تعریف می کند! با خودم می گویم واقعا هنر چیز عجیبی است! اینکه شما بتوانید اینهمه تصاویر مربوط و نامربوط را با دیالوگ های پرطمطراق روشنفکر مابانانه به هم وصل کنید و بعد هم در قالب یک داستان بی معنی جنایی به هم بدوزید واقعا هنرمندی خاص و هنر هشتم می خواهد! هم هنرمندی می خواهد و هم شجاعت و قدرت. شجاعت و قدرت به این خاطر که شما بتوانید با چنین فیلنامه ای آقای نصیریان بزرگ، رضا کیانیان بی نظیر،صابر ابر توانمند ، بابک حمیدیان با استعداد و خانم هدیه تهرانی سخت انتخاب را مجاب کنید با شما همراه شوند و آبروی حرفه ای خود را بگذارند وسط. قطعا از این کار راضی هستند و راضی بودند که این انتخاب را انجام دادند و چو انجامش دادند، در سابقه هنری شان همواره باقی خواهد ماند و بماند برای تاریخ که قضاوت کند. همه ی این گزار ها را که میگذارم کنار هم فکر میکنم که حتما یک جای کار می لنگد. حتما من و امثال من که هم فیلم زیاد دیده ایم و هم کتاب به اندازه خودمان، خوانده ایم و هم به سبب رشته تحصیلی مان حرفه ای در بسیاری از موضوعات اجتماعی و فلسفی مطالعه داشته ایم،کار خود را خوب انجام نداده ایم و نمی توانیم درک روشنی از مسایل و موضوعات عمیق فلسفی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، زیباشناختی و غیره داشته باشیم. قرار دادن این همه اسم و فیلم و موسیقی و دیالوگ و بازیگر و جلوه های ویژه تکنیک های تئاتری و سینمایی و دکور و اندیشه های عمیق فلسفی کنار هم از " مسخره باز" یک شاهکار بزرگ ساخته است که برای درکش می بایست کفشهای آقای غنی زاده را بپوشی و با ایشان بنشینی روی تک تک صندلی سینماهایی که ایشان رفته و با ایشان و از دیدگاه ایشان بنشینی کنارش و کتابهایی که ایشان خوانده را ورق بزنی و موسیقی های مورد علاقه و پلی لیست ایشان را گوش بدهی تا بتوانی به اندازه ایشان از دیدن "مسخره باز" لذت ببری! اما باز می ترسم همه ی این ها را انجام دهم و سرآخر همچون ایشان در جشنواره فیلم فجر فیلمم را در بخش نگاه نو شرکت بدهم و بعد از دریافت جایزه هئیت داوران براشفته شوم و بگویم من این جایزه را نمی پذیرم چون هیچ نگاه نوعی نتوانستم به سینمای ایران وارد کنم!
به عقیده من " مسخره باز " یک فیلم کاملا معمولی است بدون هیچ نگاه نوعی (هر کار خارج از عادتی که قبلا تجربه نشده باشد را که نمی شود نگاه نو نامید ) که سیل ایی از محتویات ذهن شلوغ و غیر طبقه بندی شده "دانش" یا نویسنده را روبروی دوربین قرار داده است. فیلمی که با بازی بازیگران توانمندش هم نتوانسته از گرداب بی محتوایی نجات یابد. فیلمی که هم نصیریان،هم ابر،هم کیانیان،هم هدیه تهرانی و هم بابک حمیدیان با آن غرق شدند. فیلیمی با دیالوگ های پرطمطراق و البته جلوه های ویژه نو زیبا که یک "خود خاص انگاری" خاصی در دقیقه به دقیقه اش مشاهده می شود. فراموش نکنیم که فیلم و روایت را می سازند تا مفاهیم پیچیده فلسفی و هنری، در بستر تصویر و روایت داستانی قابل درک تر و قابل هضم تر شود و مخاطب راحت تر با آن ارتباط برقرار کند! اما ظاهرا آقای غنی زاده عزیز فیلمی ساخته است که نیاز است مباحث و مفاهیم عمیق فلسفی و هنری درباره ی آن نوشته شود. البته شاید هم ما دانش و سواد مان کم است و اندازه ایشان و شبیه ایشان کتاب نخوانده ایم و شاهکار های جهان را به تماشا ننشسته ایم.
نکته آخر اینکه این سکانس از فیلم پاپیون در زندان همیشه برایم جزی از تاریخ بصری و فکری خودم محسوب می شد و هر از گاهی آن را دوباره به تماشا می نشستم اما با دیدن آن در فیلم مسخره باز یک تصویر مسخره و عمیقا فیک و بی معنی در مغزم فرو نشست. مراقب باشیم با تاریخ ذهنی مردم چه می کنیم.


Ali، پویا فلاح و پوریا صادقی این را خواندند
بهزاد هندی و محسن جوانی این را دوست دارند
انصافا دمت گرم با این همه حوصله...
اصن فیلم ارزش نداشت انقد به خاطرش به انگشتات زحمت بدی...

در یه جمله..."فقط" یک بار با پف فیل بشینی ببینیش، از سینما هم که بیرون اومدی کامل فراموشش کنی...اصلا خودش فراموش میشه...

نبوغ و خلاقیت و این داستان ها رو هم بریزی دور...
۰۸ مرداد
بیتا نجاتی
آقای علیزاده عزیز دم شما گرم ،بنظرم تا حالا هیچ نظری به این خوبی "مسخره باز" و "سازنده اش" رو توصیف نکرده بود. مساله اینجاست که عرضه و تقاضا باهم نسبت مستقیم داره؛ تا وقتی ...
ممنون خانم نجاتی عزیز که وقت گذاشتید. من هم با شما هم نظرم. البته همه ی آدم ها می توانند آنچه را دوست دارند بسازند و آنچه را دوست دارند ببیند اما بحث این است وقتی یک متن پابلیک می شود، دیگر ان متن به وی اختصاص ندارد و همه می توانند نظرشان را درباره آن اعلام کنند.اینکه ایشان زحمت زیاد برای ساخت این فیلم متقبل شده اند جای شک ندارد اما اینکه خروجی کار چه باشد را مخاطبان مشخص می کنند و به قول شما عرضه و تقاضا. به عقیده من باید همراه فیلم یک دایره المعارف اسطورشناسی فیلم هم منتشر می شد.این چند روز یاداشت ها و تفسیر های عجیب و متفاوتی خواندم.
کاوه علیزاده
جناب صادقی عزیز ممنون که وقت گذاشتید و باعثه افتخاره تبادل نظر با شما در پاسخ به نظرتون چند نکته به ذهنم رسید که خدمت تون عرض می کنم: 1- بنده کلا با تئاتر و فیلم و موسیقی و هر آنچه که حال ...
شما بزرگواری و خوشحالم‌که‌تونستم نگاهم به فیلم رو باهات مطرح کنم. و ممنون بابت پاسخ خوبی که دادی.
امیدوارم خیلی زود تجربه ی دلنشینی از دیدن فیلم داشته باشی.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با این که تاتر "می سی سی پی نشسته می میرد" رو دوست داشتم اما با این فیلم اصلا نتونستم ارتباط برقرار کنم. تکرارها با این که یک تکنیک هنری بود اما من رو کلافه کرد. کلوزآپ های صورت بازیگران هم خیلی زننده بود. ژانر فانتزی رو خیلی دوست دارم ولی به نظرم بیش از حد فیلم در فضای گروتسک غرق بود. در کل زیاد نپسندیدم.
برای من فقط جذابیت بصری داشت...
من برعکس شما تاتر می سی سی پی رو نپسندیدم ولی فیلم مسخره باز رو دوست داشتم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم های ایرانی که بیش از یک بار دیدم تعدادشان بسیار کم است و فیلم های ایرانی که بیش از 3 یا 4 بار دیدم تعدادشان به انگشتان دست هم نمیرسد. تا قبل از این فیلم فیلم خشم و هیاهو ساخته هومن سیدی رکوردار بیشترین تماشا برای من بود (چیزی حدود 4-5 بار) اما این فیلم از روزی که در شبکه خانگی اکران شده تقریبا هر روز، روزی دو بار به تماشا نشسته ام.
بازی بازیگران از استاد نصیریان بگیرید تا داریوش جان موفق همگی جایی برای تامل و دقت دارند و بسیار زیبا و دلنشین اند.
فیلم نامه که خود بحثی جدا دارد که هرجقدر فکر میکنم و میبینم نکته های جدید کشف میکنم و به هیچ عنوان فیلمنامه سطحی نیست (حتی کاراکترهای فرعی نظیر استاد و مصفا فکر شده اند) .
موسیقی متن هم مانند آثار غنی زاده در تئاتر موسیقی های انتخابی است که به شدت به فضا و اتمسفر موقعیت ارتباط دارند.
جلوه های ویژه واقعا بسیار جلوتر از فیلم های ایرانی است و نشان از زحمت کشیدن بسیار در این امر دارد.
ببینید مسخره باز رو و خدا رو شکر کنید از داشتن همایون غنی زاده، علی نصیریان، صابر ابر و بابک حمیدیان و هدیه تهرانی و در کل همه کسانی که زحمت کشیدند برای این اثر.
من یه مدت قفلی زده بودم روی مغزهای کوچک زنگ زده و حالا مسخره باز. قفلی هم میزنم یعنی صبح تا شب تکرار😂😂دیگه صدا دستگاه پخش در میاد
پوریا صادقی
چیپس ذرت و سس سالسا و پنیر... 😋😍
آخ آخ آخ :))
۰۴ مرداد
از بین همه خاطره های سینما مال من عجیبه خیلی هم عجیبه اولین فیلمی که تو سینما دیدم قرمز بود و منم یک بچه 5-6 ساله بودم دلیلش هم این بود که مادر کشته مرده سینما بود ولی پدر متنفر از سینما من همه فیلم های دهه 70 رو با مادرم دیدم بدون اینکه سینما برام جذابیتی داشته باشه حتی وحشتناک هم بود به خاطر جیغ و دادی که توی فیلم های اونموقع میزدن. و تنها دلیل اینکه راضی میشدم با مادر به سینما برم این بود که تنغلات میخرید برام.اولین فیلمی که خودم رفتن به دیدنش قاعده تصادف بود اونم به پیشنهاد یکی از همکلاسی های دانشگاه. از اون موقع به بعد سینما برام خیلی جذاب شد. کلاس های دانشگاه رو میپیچوندیم با همکلاسی ها و به سینما میرفتیم. بیشتر برام فان بود سینما رفتن تا اینکه برم فیلمی رو با دقت ببینم (و البته یک حس یاغی گری هم تهش داشت که دارم مثلا از پدر نافرمانی میکنم چون اعتقاد داشت آدم هدفمند خودشو با سینما و اینجور چیز ها سرگرم نمیکنه و سینما رفتن یک کار ابزورده که آدم فقط دیوار رو که روش نور میندازن نگاه میکنه) همین باعث شد مادر از سینما زده بشه و منم یواشکی به سینما برم. اما چند سالیه که کنار اومده با فیلم تماشا کردن و تئاتر رفتن من. (در ضمن پدر هیچکدوم از اجراهای من رو هم تماشا نکرده😁😁
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مسخره باز جزو چند فیلم ایرانی بود که مرا به یاد سینمای هالیوود می انداخت
فیلمی مفهومی با فرمی چشم گیر
فیلم نوآوری محض بود
ترکیب سینما و تئاتر خیلی به دل من چسبید
فیلم با مفهوم سیاسی - اجتماعی به درد جامعه امروزه ما می خورد
از نظر من ارزش اجتماعی فیلم از خیلی از فیلم ها بیشتر است{متری شیش ونیم،ابد و یک روز و...}
فیلم با ، ارزش بصری بلایی که داشت مرا در سینما بر روی صندلی تالار ناصری پارک هنرمندان ودر جشنواره فیلم فجر در شهر قصه سینما آزادی مرا میخکوب کرد
فیلم یک طعنه بزرگ با دیالوگ های ماندگار از خاص تا عام بود
کسانی که سینمارا دوست دارند ببینند ولذت ببرند چون ترکیب فیلم های دیکر در یک فیلم جذاب است{ ... دیدن ادامه ›› درخشش، پاپیون،هزار دستان و...}
پایان بندیش چشم گیر بود
ولی از دست یک ایراد از فیلم منحصر بفرد آقای غنی زاده شکارم :(چرا زمان بندی فیلم ها غلط بود مثلا هزار دستان بعد از انقلاب پخش می شد ولی فیلم در عصر قبل از انقلاب می گذشت)
با یک جمله از فیلم بررسی را به پایان میبرم
- جماعت خواب.. اجتماع خواب زده...جامعه چرتی.......(تمام حرف همایون غنی زاده، این فیلم برای آقای غنی زاده#یادگاری-می-ماند)

به جرئت میتوانم بگویم که مسخره باز حتی عنصری گمشده در شینمای ایران بود.
امیر مسعود این را خواند
سپهر، چری، هومن قصری و نینا ا.بستیانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب برای بار دوم بر روی پرده سینما این فیلم رو دیدم، و چه بسا بیشتر از بار اول لذت بردم و حدس میزنم دفعه سومی هم در کار خواهد بود:)
به نظرم متفاوت ترین و بی تردید یکی از بهترین فیلمهای سینمای ایرانه.
فرصت تماشای این فیلم رو بر روی پرده از دست ندین!
خودم را میگذارم جای تماشاگری که نه نمایش می سی سی پی را دیده و نه فیلم سوئینی تاد را و شاید هیچ شناختی از تئاتر و همایون غنی زاده ندارد. فارغ از سایر فیلم های سینمای ایران که غالبا اجتماعی یا کمدی است، به تماشای فیلمی فانتزی مینشیند که جای خالی آن مدت هاست که در سینما حس میشود. فارغ از همه ی تقلیدها و شلوغی های فیلم، خوش ساخت و قابل احترام است و میتوان دوستش داشت هرچند که در جذب مخاطب به مشابه راه رفتن روی لبه تیغ عمل میکند.
اصلا به هیچ عنوان علاقه نداشتم اجرای می سی سی پی نشسته میمیرد روی پرده سینما ببینم
دیالوگ های تکراری
هلیکوپتر
ماشین
آلندلون
لئون
پاپیون
آخه چرااااااااااااااا
همون حسی که توی تالار وحدت بعد از نیم ساعت به سرم اومد امشب توی سالن سینما تجربه کردم ،حس گریز از سالن.......⁦ ⁦(ノಠ益ಠ)ノ⁩
من این فیلم رو هم در جشنواره دیدم هم در سینما و باید بگم در این سینمای داغون ایران چنین کار با کیفیتی واقعاً غنیمته! مسخره باز نیازمند دقت کامل مغز شما از اولین سکانس تا آخرین سکانسه و در تمام مدت باید قوه تخیلتون با قدرت روشن باشه تا هم داستان و صحنه ها رو درک کنید هم ازشون لذت ببرید. این فیلم کاملاً متفاوت با اکثر کارهای رایج سینمای ایرانه، یه داستان خطی از A به B خاص نداره که آدم بد و خوب داشته باشه و فلان بشه و فولون. فکر کنم اغلب افرادی که از این فیلم خوششون نیومده یا از ثانیه اول تا آخر حواسشون به فیلم نبوده و کامل ندیدنش، یا خوابشون میومده، یا قوه تخیل قوی ندارن، یا عادت کردن به فیلمای غالب سینمای ایران که داستان خطی و درام های الکی و چرندیات دیگه ای که میرن روی پرده سینما. قوه تخیل و تحلیل پیچیدگی داستان و درک شخصیتا مهمترین بخش تماشای چنین آثاریه.
حالا داداش لازم نیست انقدر برای توجیه فیلم مورد علاقه‌ات به مردم توهین کنی و برچسب بزنی!!!
۳۰ مهر ۱۳۹۸
توهین به من نه عزیز جان
توهین به همه
یک سری ادا اطوار روشن‌فکری رو میریزن وسط یه سری پزهای فلسفی و جملات قصار!!
بعد که نمی‌فهمی چی به چی شد میگن شما ذهنت توانایی فلان و بهمان نداره!!
عنتلکتوال نما نباشیم...
۰۴ آبان ۱۳۹۸
حوصله بحث ندارم
۳۰ آبان ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سبیل ابوالفتح در کازابلانکا تراشیده شد.نشد؟!!
این که فیلمی در ژانر و یا در سبک و سیاق پست مدرن،ابسورد،گروتسک و ... ساخته شود به خودی خود با فضیلت و دارای ارزش نیست بلکه چطور و چگونه ساختن آن اهمیت پیدا می کند.غنی زاده در فیلمش به این مهم دست یافته و توانسته فضای پست مدرنی چون «نه این و نه آن،هم این و هم آن»، موتیف تکرار در ابسورد ( شستن های مکرر سر مشتریان در سلمانی، تراشیدن ناگهانی سبیل ها، برخورد پرنده دریایی به چراغ سقف،پیدا کردن مو در تُن ماهی و ...)، کنش ها و واکنش های شخصیت ها در کمدی سیاه، ارجاع های تاریخ سینما و خاصه هزاردستان زنده یاد علی حاتمی (با بازسازی سکانس مشهور بازجویی و حاضر کردن شخصیت ابوالفتح صحاف بر سر چاه سلمانی) به نمایش درآورد. روایت جذاب مسخره باز که به ظاهر معناگریز است اما راه را برای هرگونی تأویل و تحلیلی باز می گذارد در کنار فرم اجرایی چشمگیر کار با جلوه های بصری با کیفیت بالا،پیشنهاد تازه ای به سینمای بی رمق این روزها است پس باید هم چنان به بهترین پیشنهادها فکر کرد.
از نظر من فیلم خوب فیلمی هست که خالی از سکانس ها و پلان های زائد باشد، نحوه ی روایت فیلم و محتوا همخوانی داشته باشد، بازی ها خوب باشد، توانایی همراه کردن تماشاچی تا پایان را داشته باشد، شخصیت پردازی قابل لمس باشد، فضاسازی و فیلمبرداری و تدوین تمیز باشد و موسیقی به موقع و همراه باشد، ولی مهمترین ویژگی یک فیلم خوب از نظرم اینست که بعد از خروج از سالن یا تا یک مدت رهایت نکند. من یک بار بعد از خروج از تالار وحدت و تماشای نمایش آقای می سی سی پی ... آقای غنی زاده این حس رو تجربه کردم، هیجان زده و راضی بودم و خب طبیعی هست که لحظه شماری می کردم برای اکران عمومی مسخره باز و بعد از خروج از سالن سینما هم هیجان زده و راضی بودم،
اقرار می کنم با اینکه در ابتدای فیلم تحت تاثیر ساخت و بی زمانی و نکات ریز و قوانین حرکتی بازیگران و صحنه و فیلمبرداری قرار گرفته بودم، در میانه ی فیلم فکر کردم همان نمایش آقای می سی سی پی را در مدیوم سینما می بینم و فکر می کردم تمام آقای غنی زاده همان می سی سی پی بود و چه حیف شد و تکرار و ارجاع، ولی بعد از اینکه موزیک کِرِیزی (crazy) پخش شد و فیلم به همان نقطه ی پایانی نمایش می سی سی پی رسید، یک یا چند پله بالاتر از می سی سی پی رفتیم، من پایان می سی سی پی را فراموش نمی کنم که آقای غنی زاده در پایان نمایش با لیزر روی تماشاگران راضی می انداختند و آهنگ کریزی را زمزمه می کردند و حالا دارند در پایان مسخره انگار دارند دنبال دیوانگان دیگر می گردند یا شاید به رویمان می آورند که now youre looking for me or anyone like me، شاید نمی شد این حرف ها را در ئاتر زد، به نظرم قرار نیست همیشه همه چیز در قاعده های مرسوم اتفاق بیفتند که افتاده بودند، قرار نیست همیشه پیامی داده بشود که داده شده بود، می شود فیلمی با مخاطب خاص را به شیوه ای عامه پسند ساخت، می شود با کمی شیطنت طنازانه، ادای دین و خاطره بازی کرد، می شود پایان فیلم را در میانه وعده داد و به وعده عمل کرد.
فیلم مسخره باز فیلم خوبی است، فیلمی که در جهان کوچک پر هرج و مرجش پوچ است، فیلمی که به قصد عجیب و غریب و مضحک است و این عین تعریف ابزورد و عین زندگی است
مسخره باز رو در جشنواره با دخترم دیدیم و از همون موقع تا حالا منتظر اکران عمومی بودیم . حالا که اکران عمومی شده خیلی از دوستان برای اینکه فیلم رو ببینند یا نه دچار تردید هستند . این یادداشت رو مینویسم شاید برای تصمیم گیری کمکی باشه .
مسخره‌باز اولین کار سینمایی همایون غنی‌زاده ست که با پیش زمینه ی خوب تئاتر آمده . این موضوع در چیدمان صحنه های مسخره باز قابل تشخیص و مشهوده . همه ی داستانِ فیلم در اتاق آرایشگاه مردونه روایت میشه و بجز یه کمد تاریک و تصورات ذهنی دانش (صابر ابر)هیچ جا نمیره . دانش راوی داستان فیلمه و شخصیت اصلی فیلم رو بازی میکنه . مسخره باز در واقع یک فانتزیه که دانش سعی میکنه تماشاگران رو به دنیای خودش وارد کنه . روایت طنازانه ی موجود در فیلم ، مخاطب رو وارد دنیای ذهنی دانش میکنه . دانش عااشق بازیگریه و یه شغل موقت داره که پونزده سالی میشه درگیرشه . نسبت به مو و کثیفی وسواس داره و یه عشق کلاسیک داره و همه ی اینها رو خیلی قشنگ به بیننده انتقال میده . این فیلم تو نیم ساعت اول مخاطب رو میخکوب میکنه .بازی ها فوق العاده ن ، تدوین بجا و عاالیه ، اما فکر میکنم چون فیلم ایده ی داستانی نداره نهایتا" تعداد مخاطبین ناراضی کم نیستند . شاید غنی زاده به دلیل اینکه می خواد نشون بده که در سینما هم به اندازه ی تئاتر حرفه اییه در مسخره باز سری هم به فیلم های مهم تاریخ سینما میزنه . بصورت کلی اگر از موضوع داستان صرف نظر کنیم ، فیلم دوربین عالی داره و جلوه های ویژه ش خیلی خیلی دلنشینه و بیشتر از همه بازی هایی که تو ذهن مخاطب بیادموندنی میشن.

بازی علی نصیریان و بابک حمیدیان مثل شخصیت پردازیشون پر از فعالیت و اَکته و بازی هدیه تهرانی و صابر ابر سینمایی و کنترل شده ست . به استاد نصیریان هر قدر برای بازی در این فیلم جایزه و لوح تقدیر بدن کمه . هرچند که باید اعتراف کنیم که همه ی این بازی های فوق العاده در فیلم مرهون شخصیت پردازی درست اونهاست .

مسخره باز فیلم ... دیدن ادامه ›› جذابیه که در قسمت روایت ضعف بزرگی داره اما نکات پررنگ مثبش آنقدر زیاده و تخیل و حس سمعی و بصری مخاطب رو انقدر راضی میکنه که مطمئنا" تبدیل به یکی از شاخص های سینمای این دوران میشه .
خیلی دوست داشتم این فیلم رو، به شدت منو یاد نمایش آقای می سی سی پی نشسته می میرد از همین کارگران انداخت. بازی ها بی نظیر بود جناب نصیریان و صابر ابر عالی بودند. جلوه های ویژه جلوتر از فیلم های ایرانی حال حاظر بود. قاب های بی نظیر. بسیار فیلم فوق العاده ای بود.
در وهله اول به نظرم این فیلم، فیلمِ یک فیلم بینِ حرفه ایه. پر از لحظه های دل انگیزی که فیلم های مختلف در طول سالیان برامون ساختن و یکی یکی به تصور کشیده شد...
عشق آقای غنی زاده به تک تک این فیلم ها رو میشه لمس کرد. میشه فهمید این فیلم ها رو زندگی کرده وگرنه چطور میشه اینطور زنده شون کرد؟
در طول زمان دوستان عزیزی داشتم که با یک سلیقه تئاتر رفتیم، فیلم دیدیم و موزیک گوش کردیم. این حسن تفاهم باعث میشد لذت دوچندان بلکه چند چندانی ببریم. حالا کسی اومده و با سلیقه مشابه یک فیلم ساخته. تکه فیلم هایی رو کنار هم بازسازی کرده که بارها و بارها تکه بینی کردم. موزیک هایی فاخری رو بهش اضافه کرده و خرده تیاترهایی رو جای جاش ریخته. مسخره باز برای من اینه.

هنر می خواد از بازیگر، بازی گرفتن. نگاهی به ۷-۸ فیلم آخر آقای نصیریان هم که بندازیم، شاید درخشش چندانی به چشم نیاد و توانایی ایشون بیرون کشیده نشده باشه. نه اینکه ایشان کم و کسری از یک بازیگر کامل دارد، نه ولی بازی گرفتن از بازیگر، کار و وظیفه کارگردانه.
مثل آقای عبدی که کمتر کارگردانی تونست مثل آقای حاتمی یا مخملباف از ایشون ... دیدن ادامه ›› بازی بگیره.
اینکه بازیگر مجاب به تیپ سازی بشه، اون هم بازیگرای با سابقه، اعتبار و اعتماد به کارگردان رو می طلبه. نکته ای که در خصوص آقای غنی زاده قابل تامله.

اینکه فیلم رو در ژانر ابزورد قرار بدیم، درسته. اما به نظر من میشه خود فیلم رو یک ابزورد قلمداد کرد.
منظورم اینه که مسخره باز صرفا یک فیلم با اجزا و محتوای ابزورد نیست بلکه فیلمی با ماهیت و کلیت ابزورده. ساختن چنین اثری، شناخت و درک عمیقی از موضوع می طلبه.

برای من لحظه به لحظه فیلم جذاب بود و جذاب ترین قسمت، گریزی بود که به در انتظار گودویِ ساموئل بکت زده شد... شگفت انگیز بود

همه اینها رو گفتم ولی نگرانیِ همیشگی همچنان باقیست. آیا این یک تک فیلم خوب خواهد بود؟ یا میشه چند سال یکبار انتظار یک فیلم خوب رو داشت؟
دلتنگ روزهایی ام که منتظر بودیم ببینیم فیلم آقای حاتمی، مخملباف، بیضایی، قبادی، فرمان آرا و... کی میاد و با هیجان می رفتیم پشت گیشه سینما(معمولا آزادی) صف می بستیم و چند اکران می ایستادیم تا بلکه نوبتمون بشه و لذت ببریم. اگر سانس آخر هم بهمون نمیرسید، چشم به مدیر سالن داشتیم بلکه سانس فوق العاده بذاره... دلتنگ اون روزهام. اون فیلم هایی که برای دیدنشون، برق اشتیاق به چشمامون میوند.
آیا همایون غنی زاده دوباره لذتی اینچنین رو به ما هدیه خواهد داد؟ یا اینکه یک فیلم اول خوب، تمام چیزیست که در چنته دارد و خلاص؟
عشق منه همایون
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
جناب صادقی بسیار بسیار از خوندن مطلبتون لذت بردم
بسیار درست و شیوا و کامل بیان کردین و منم امیدوارم این اتفاق باز هم در سینمای ما تکرار بشه
به اندازه تماشای فیلم با یک سلیقه کاملا مشابه با فیلمساز الان از نوشته شما به عنوان یک مخاطب هم نظر لذت بردم
۲۴ مهر ۱۳۹۸
فهیمه خانم عزیز، باعث خوشحالی منه.
۲۸ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
[سینما جایی برای خیال کردن است]

سینمایی برآمده از فرم؛
خوش ساخت با جزئیاتی ریزبینی شده و دقیق؛
شخصیت پردازی های بسیار ماهرانه؛
محتوایی در خدمت فرم...
فیلمنامه از منظر پلات درونی دارای کارکرد و روایت قصه اثر که بی هیچ باگ فنی نرم و خوب می تازد؛
بدون احتساب فرم در ریشه های اثر ، فیلمنامه دارای منظر روان شناختی عمیق شخصیتی می باشد؛
عجیب بودم که نزدیک به ١٢٠ دقیقه تمامی تماشاگران با ولع فیلم را ... دیدن ادامه ›› دنبال می کردند و پچپچه ها مبتنی بر رضایت کامل...
واقعاً در مقاطعی احساس می کردم روح اجرایی پاولو سورنتینو و گاهی تارانتینو در برخی پلانها حضور دارد؛
مضامین شعاری در برخی پلانها که شاید رسالت آرمانی در محوریت دیالوگها قلمداد شود و محتمل صدای خسته مردمش را با جسارت فریاد می زند؛
خدا را شکر که پرچم تئاتر در سینما نیز در اهتزاز و برافراشته و با شکوهی خاص جلوه گر است.
لذت بردم و آفرین بر همایون غنی زاده عزیز و تیم اجرای او و بازیگرانش.
سرکار خانم مینا ارادتمندم،
اینکه یک کارگردان و نویسنده بتونه ٢ ساعت در فضایی محدود به یک مغازه سلمانی مخاطبین را مرعوب خود کند بنظرم اثر کار خودش را کرده و این میزانسن محدود که با فرم به پرواز ذهنی متمایل می شود خود نقاط برون رفت از یکنواختی است و داوران جشنواره هم خود قطعاً می دانند که آفتاب همیشه از شرق طلوع می کند و ریشه ها در تئاتر سر بر آرند.
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
رضا جان یزدانی موافقم؛
قطعاً پارودی ها و ارجاعات میزانسنی در مسلخ سینمای پست مدرن یک اصل غیر قابل انکار است و بیننده را به خیال کردن و لذت بردن نزدیک می کند و این بخشی از تعریف هنر است که در کل دنیا و در قامت سینمای پست مدرن از اساس در حوزه تعریف قابل استناد و به هر حال امید میرود که منتقدین فرهیخته ای هم در آن وسط باشند که فرافکنانه کار نکنند و از دانش فنی و آکادمیک خود مایه بگذارند...
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیدوارم این فیلم آغازی باشه بر دوران تازه ی سینمای از دست رفته ی سالهای اخیر در ایران ... آقای علی نصیریان هنوز هم میتونن ستاره ی یک صحنه باشن ..
پر مویی که فانتزیه لازم رو داره شیطنت غنی زاده بعد از می سی سی پی حالا در قاب سینما فیلمبرداری چشمگیر ، بازیها عالی ، همه چیز خوب اما ی مشکل اساسی داره و اون اینه که زیادی تیاتریه برای من که تیاتر نگاه میکنم قابل پسند و خوبه اما سینمایی ها نمیپسندند زیاد چون قالب ها و فرم های ابزورد سینمایی رو به شکل تیاتر نشون داده و مقدار کمی هم کشدار اما واقعیت اینه که به این سینمای بی ابرو با فیلم های اکثرا غیر قابل دیدن ابرو بخشید طراحی صحنه فوق العاده و سینمایی که در ۲۰ متر مربع دو ساعت شمارو نگه داره یعنی کارش رو بلده و باز هم وامدار تیاتر میشه سینما . جلوه های بصری عالی و صدابرداری عالیتر . خط داستانی اما برای اهالی سینما خیلی مهم تر از تیاتری هاست برای همین در نهایت براشون قابل پسند نیست و البته مهم هم نیست این تجربه گذر از تیاتر به سینما برای غنی زاده نمره قبولیه خوبی هم میگیره جهان فانتزی که زمان مشخصی نداره و در ناکجا اباد رخ میده خیلی هم عالی اما خب برای قاب سینما زیادی تیاتریه . تجربه خوبیه و پیشنهاد میشه دیدنش .
زندگیمون رو مو برداشته ... باباجان مو از خودمونه از خودمون ...
عالی بود ، بی نظیر بود ، پر از مو بود
فیلم یا نمایشی که بیننده رو در خودش غرق کنه و به کما ببره رو خیلی دوست دارم و اینم یکی از اوناست . بهترین فیلم این جشنواره و از بهترین فیلمهای سینمای ایران که تا به حال دیدم ، با مقایسه دوستان با the man who wasn’t there و sweeney todd اصلا موافق نیستم و به نظرم فیلم کاملا کاراکتر خودشو داره و البته ویژگی های منحصر به فرد و دوست داشتنی آثار غنی زاده در اون فراوانه درخشان و ستودنیه . اصولا نمیدونم چرا وقتی فیلمی از فضای تیره و تار و سیاه و حوصله سربر سینمای ایران خارج باشه برچسب تقلید میخوره اینجوری باشه اکثر فیلم ها رو به ده فیلم مشابه میشه ربط داد چه خارجی چه ایرانی ، البته الهام گرفتن هیچ ایرادی نداره ولی باید مراقب بود کجا برچسب تقلید میزنیم
چقدر دیالوگ ها رو دوست داشتم و چقدر بازیگران عالی بودن به خصوص آقای نصیریان واقعا چه نقشییییی و چه بازیییییی
حاضرم این فیلمو چندین بار دیگه تماشا کنم و لذت ببرم
هنوز وسط جشنواره‌ایم و گفتن از خوبی‌هایش بماند برای آخر. اما خب بنا به‌دلایلی شخصی، یک چند خطی درباره فیلم «همایون غنی‌زاده»:
آقای غنی‌زاده عزیز، شما شاید خیلی خوب بتوانی با مخلوط چهارتا آدم معروف و سلبریتی، المان‌های معروف دنیای سینما و فیلم‌های قدیمی، نوستالژی دهه شصتی و آهنگ‌های خارجی، یک شو-نمایش درست کنی و ملت را با بلیت‌های چند ده‌هزار تومانی بکشانی سالن نمایش. تآتر است و شما هم صاحب اختیار و دمتان هم گرم. اما خب، اینجا سینماست عزیز جان و من یکی گول نمی‌خورم!...
بله؛ در طول فیلم، خیلی گل‌درشت اشاره‌هایی به فیلم‌های معروفی که همه خوب می‌شناسیم می‌شود. طوری که تماشاگر به فیلمی دیگر فکر نکند. ولی خب در واقع، نیمی از مسخره‌باز وام‌دارِ فیلمِ «مردی که آنجا نبود The Man Who Wasn't There» اثر برادران «کوعن» است!... اصل بستر روایت و چند شخصیت اصلی و چیزی که ایده روی آن سوار شده ترکیبی از دو فیلم مردی که آنجا نبود و کمی هم «سویینی تاد» است با همان قاب‌ها و فرم و نماهای کپی‌کاری شده از برادران کوعن!...
اما خب فرق اثر شما با فیلم‌های آنها می‌دانید کجاست؟... آن دو برادر آنقدر ژانر و سبک فیلم‌سازی خودشان را خوب بلدند که می‌دانند کجای فیلم چکار کنند؛ ولی شما مشخص است که نمی‌دانی!... یک چیزی دیدی، یک ایده‌ای داشتی و بعد به‌همان روش ساخت نمایش‌هایتان (که بالاتر عرض کردم) با یک کپی حرفه‌ای از فرم و محتوای آن دو فیلم، همه‌شان را ریختی توی یک دیگ و شروع کردی هم‌زدن و نتیجه شده یک آش شلم شوربا!... یک اثر دفرمه و به‌هم ریخته!... نمونه‌اش، تدوین بد!... مثال: وقتی قرار است تا اواخر فیلم مدام با یکسری اتفاق‌ها و دیالوگ‌های تکراری روزمرگی آرایشگاه و شخصیت‌ها را نشان دهی، پس جای آن نماهای اول که با سرعت بالا کات می‌خورد و روزمرگی آرایشگاه را نشان می‌دهد آنجا نیست!... اینکه تازه یک ایراد ابتدایی است، دیگر باقی ایرادهایش بماند.

خلاصه که،... فیلمی که من دیدم (مثل چند اثر نمایشی دهن پُر کنِ این سال‌های اخیر) یک پوسته‌ی پر زرق و برق و خوشگل و گول‌زننده و کپی شده است با ایرادهای بزرگ و درونی پوک و تو خالی!...

امتیاز: یک از پنج.
تصور میکنم شما متوجه ایده ابتدایی این فیلم نشدید چون بدون پنهان کاری و اتفاقا با افتخار در این فیلم ارجاعات زیادی به فیلم های دیگه میشه. از همون سویینی تاد تا پاپیون و چیزی هم نبود که کارگردان بخواد صرفا کپی کنه . کاملا همون فیلم رو نمایش میده. جدا از این اقتباس ها این که سلیقه شما این فیلم رو کپی شده در سبک برادران موئن می دونه گمون نمیکنم ارزشش رو پایین بیاره.
با فرمایشاتتون کاملا مخالفم و این فیلم رو اثر خوبی رو میدونم.
۱۷ بهمن ۱۳۹۷
اصلا فکر نمیکردم فیلمی که راجب اقتباس باشه به کپی کاری و همایون غنی زاده به نداشتن امضا و خلاقیت محکوم بشه! خوشحالم البته که هنوز به این حد از آگاهی و و سواد فیلم نرسیدم و از چنین آثاری همچنان لذت میبرم و ذوق میکنم .
۱۷ بهمن ۱۳۹۷
آقای زادمهر عزیز
سویینی تاد در قالب ایده اصلی فیلمنامه منظورم بود و فیلم کوئن‌ها تو المان و الگوبرداری
خب نفهمیدیم دیگه اکیه :))
ممنون از شما
۱۸ بهمن ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید