تیوال نمایش موش توی پیت حلبی
S3 : 15:06:20
  از مهر ۱۳۹۴

: نوشین تبریزی
: سید علی هاشمی
: سیما تیرانداز، غزاله جزایری، لیلی جنیدی فر، فریبا خادمی، علی دستانپور، رضا سخایی، کاظم سیاحی، لی لی فرهاد پور، تبسم هاشمی حایری، شکوفه هاشمیان، نوید هدایتی پور
خلاصه نمایش موش توی پیت حلبی:
داستان دریک خانه قمرخانمی در دهه 40 می گذرد، زنی به نام شوکت صاحب این خانه است و هر کدام از آدمهای خانه سرنوشت جداگانه ای دارند، با ورود چریکی انقلابی به نام شهباز به این خانه اتفاقات جدیدی در این خانه می افتد.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نام نمایش: موش توی پیت حلبی
کارگردان:سیدعلی هاشمی
نویسنده: نوشین تبریزی
مکان اجرا:سالن سایه تئاتر شهر
منتقد: بهنام رضایی
همانطور که صراحتا در بروشور این نمایش قید شده متن برداشتی است از داستان های افرادی همچون صادق هدایت،غلامحسین ساعدی و صادق چوبک ، وجود نام این افراد در بروشور نمایش ، بی شک مخاطب ماجراجو را ترغیب می کند که حتما به دیدن این اثر برود.
نمایشنامه کاملا رئال است،مکان نمایش یکی از همان خانه های فیلم گوزن هاست،که چنین مکانی را در نمایشنامه خشت خام خانه از علی اصغری نیز می بینیم. اتفاقاتی که امکان دارد در این خانه ها باتوجه به تعداد خانوارهایی که در اتاق های کوچک کنار هم رخ بدهد، دست نمایشنامه نویس را برای خلق شخصیت ها و ایجاد یک درام باز میگذارد.
ادبیات زن های این خانه همیشه مارا به یاد ثریا قاسمی وحمیده خیرآبادی می اندازد،آن دریدگی ... دیدن ادامه » ها و زخم زبان ها که هم می تواند طعنه هایی پر درد باشد هم لحظاتی را خلق کند که مخاطب لبخندی بزند.
یکی از شاخصه های اصلی این خانه ها حوض است،حوضی که در مرکز حیاط خانه است و غالبا تجمعات این خانه ها در کنار حوض شکل می گیرد،گویی نماد اتحاد این خانه ها حوض است، یکی از نقات قوت این نمایش استفاده از همین نماد اتحاد بود که در صحنه های پایانی نمایش که خانوارها از خانه می رفتند و به نوعی این خانه داشت متحدانش را از دست می داد حوض شش تکه هم هر قسمت خودرا از دست می داد.
همانطور که بیان شد شخصیت های این خانه هارا غالبا افرادی تشکیل می دهند که زندگی چندان مطلوبی را نداشته اند ،آدم های موش توی پیت حلبی هم همین دردها را داشتند و نقطه مشترک درد اکثر زن های این نمایش ، ازدواج های سنتی،پسرزایی و زن های صیغه ای ایست. همین معضل باعث تولد فرزندانی شده که خود مشکلاتی را دارند.
از نقات قوت کارگردانی این اثر می توان به استفاده بجا از حوض،استفاده از تصویر و استفاده از نور مناسب جهت تاکید بر شخصیت اصلی هر صحنه نام برد.
بازی پر انرژی و خوب سیما تیر انداز کمک زیادی به تعادل و حفظ ریتم در نمایش کرده بود و درمیان بازیگران کاظم سیاحی،غزاله جزایری بازی خوبی را ارئه دادند و متاسفانه بازی به شدت ضعیف علی دستانپور در نقش حسین ، بسیار آزار دهنده بود.
به نظر می رسد کارگردان سعی داشته دکور نمایشش مینیمال باشد ولی به عقیده من اگرهم می خواست دکور مینیمال داشته باشد باید حداقل کمی ارتفاع به اتاق های خانه می داد تا اختلاف ارتفاع حیاط و اتاق ها که مشخصه اصلی این خانه هاست معلوم باشد و همچنین از ارتفاع در میزانسن ها استفاده کند.به عقیده من کارگردان در میزانسن و هدایت بازیگر آنچنان خوب عمل نکرده بود. در کل موش توی پیت حلبی را بخاطر متنش و بازی سیما تیرانداز و غزاله جزایزی و کاظم سیاحی دوست داشتم.
بهنام رضایی،14 آبان 94
"موش تو پیت حلبی ، تئاتری در ستایش ِشأن انسانی "

اینکه با همین تعداد اندک ِنویسندگان زن نمایشنامه نویس، بازهم مجالی پیدا میشود که اجرایی با محوریت زنان بروی صحنه برود جای قدردانی و حمایت دارد .
رنج و ظلم بر زنان آنقدر وسعت عظیمی دارد که تاامروز هنوزگریبانگیرشان باقی مانده و اثرات سوء اش ادامه دار..
خانم تبریزی با وامداری از داستانهای نویسندگان پیشین ،متن خودرا پی میریزد واین نقطه ی قوتی ست که با استفاده از ظرفیت غنی ادبیات داستانی مان در سالهای گذشته ، متنی با قابلیت اجرای صحنه ای تولید میشود
برخلاف آنچه در نگاه اول و رویارویی با متن و اجرا که به نظرمیرسد پیرو تحکیم مناسبات مردسالاری ست اما نویسنده با ترسیم وضعیت زنان در آن سالها به دلیل امکان تاکید بر نوع نگاه برجسته ی ِمرد محورانه ، نقد تیزش را به سمت جامعه و سیستم حاکم تبعیض گذار میگیرد تا شمه ای از فضا و تبعضیات ِتابرابر علیه زنان را به تصویر بکشد اوحتی نقد را در جمعیت زنان نیز از نگاه دور نداشته ست
زنانی که اگر توانایی بچه زایی و پسر زایی داشتند ، انسان محسوب میشدند ،جایزه دریافت میکردند و ارزش داشتند و درغیر آن ، با دیگر اشیای خانواده تفاوتی نداشتند وحتی مورد تحقیر قرار میگیرفتند و زنانی که بجای تغییر وضعیت خود ، بیشتر به این تبعیض ها دامن زدند
نویسنده با چنان ظرایفی به ریشه یابی های بارز از بروز ناهنجاری های رفتاری و منعکس در سطح جامعه اشاره میکند که مستقیم علت را، عواقب ناسالم ِنظام مردسالاری ونگاه صرفاباروری و کارکرد جنسی زن معرفی میکند آنگونه که از یک زن عاشق ،قاتل میسازد و یا رواج رقابت های معیوب و هرزگری
اگرچه در سالهای اخیر از این نگاه افراطی فاصله گرفته شده اما همچنان این موضوعیت کارکرد امروزی دارد آنقدر که هنوز هم زنی که خواسته یا ناخواسته از باروری اجتناب دارد مورد تحقیر، طرد و سرکوبی ست
از آن سو ، مردان ِ "موش تو پیت حلبی" ، قهرمانان ابر انسانی معرفی نمیشوند مرد خوبی که اگر به زن بهایی میدهد همه چیز تمام ست ... نه بلکه با به تصویر کشیدن خصوصیاتی عادی ومعمولی از یک مرد (حتی غیرموجه از نگاه اجتماعی) بر وجه انسان سالاری تاکید میشود که دختری معلول که حتی از طرف مادرخود رانده شده مورد احترام و محبتش قرارمیگیرد و یا با فعالیت های سیاسی و مبارزاتی ،بخشی از آنان را معرفی میکند که جدا از آن دسته مردان ِبی بندوبار و شهوت رانند
در " موش تو پیت حلبی" هر انسانی میتواند ویژگی خودش را داشته باشد ، خدمتکار، عاشق ، بیکار ، مبارز ، مرده شور ،دزد ،یا حتی قاتل باشد امابدوراز قضاوت ، مورد احترام شآن انسانی اش باشد
اگرچه در صحنه ی پایانی، بارداری این دختر معلول ، وصله ای ناجور و بنحوی خود صحه بر رویدادهای انتقادی از ابتدای داستان ست و ایکاش چنین کلیشه ای از داستان حذف میشد..
دکور خلاقانه برای نمایش اتاق ها و حوض آبی مرکز که درکوران حوادث داستان هربار کوچکتر میشود طراحی مناسب و قابل توجهی برای فضای سالن سایه ست
بازیهای اغلب خوب بازیگران بوِیژه خانم تیرانداز و بازی خیره کننده ی خانم جزایری وکارگردانی قابل قبول، نمایشی را می آفریند که برای مخاطب اثری ماندگار خواهد بود
درپایان با وجود نقایصی کوچک ، چنین اجراهایی با رویکرد ِمنتقدانه به وضعیت زنان مورد نیازند و آرزو میکنم درحوزه ی نمایش و تئاتر بازهم شاهد اجراهایی با محوریت زنان برای داشتن جامعه ای مترقی و روشنفکر ،باشیم
با ... دیدن ادامه » آرزوی موفقیت برای گروه تئاتر اکنون ..

نیلوفر ثانی
7 آبان ماه 94

نیلوفر گرانمایه بسیار خوشحالم که نظرتان را درباره ی این نمایش می خوانم .که مثل همیشه محمل بحث و گفتگو های سازنده و آموزنده برای من می باشد.
فکر می کنم محوریت زنان در یک متن نمایشی لزوما به تعدد زنان روی صحنه و نقش طولانی ترشان یا حتی رنج هایی که می کشند ... دیدن ادامه » نیست بلکه به فاعلیت آنها، کنش ها و استراتژی متن( و نویسنده اش) نسبت به انسان-زن در ماجراها است ... البته مسلم است که این نمایش فرصتی خوبی را فراهم می کند که گوشه های از جهان داستانی خارق العاده ی داستان نویسان و روشنفکرانی چون صادق هدایت و صادق چوبک و... برای مخاطب امروزی ابراز شود چرا که بسیاری از این آثار در حال حاضر در دسترس نیستند و چاپ نشدنی!!! این داستان نویسان البته با سویه ی روشنگرانه و هشدار دهندهای از وضعیت اسفباراجتماع از جمله نکبت و ادبار و بی سوادی و جهل و حماقت و نابرابری دوران نوشته اند و همینطوراز وضعیت اسفبار زنان ... بحث من این است که زن بودن این نمایشنامه نویس کوچکترین تفاوتی با نوع و شیوه ی نگاه البته مردمحورانه و مردسالارانه نویسندگان مردی که از قضا روشنگر و مبارز جهل دوران نیز بوده اند،ندارد.این جهان عینا کپی جهان هدایت و دیگران است و نه نوشین تبریزی....
نگاه کنید به تک تک شخصیت های زن نمایش که هویت و ماجرا و قوام تمامی شان(بدون حتی یک استثنا) حول مرد یا مردانی و نه خارج از آن شکل می گیرد.شوکت،احترام،بهجت،مریم و....( به راستی زن واجد فاعیلت در زمان گذشته با همه ی محدودیت های آن دوران وجود نداشته؟ شواهد عینی که جور دیگری را هم نشان می دهند) اما مردان نمایش تبریزی را نگاه کنید شهباز ، حسین پسرخوانده ی ، ربیع و.... اتفاقا به نظر من البته محوریت این نمایش یک محوریت سراسر مردانه و در ستایش بزرگواری مردی است که در پایان ماجراها دخترک افیلجی را که حتی مادرش هم او را از خود رانده ، به همسری می گیرد و مهمتر اینکه او را باردار می کند!!و نور طلایی رستگاری در پایان نمایش بر شکم بالاآمده ی دخترک می افتد...اتفاقا نام نمایش و این نشانه پایانی دلالتی است بر نگاه مردمحورانه درونی شده خانم نویسنده در تمجید از شخصیت ناپخته و مجهول ربیع
۱۱ آبان ۱۳۹۴
نیلوفر ارجمند ممنون بابت زمانی که برای تبادل نظر و هم اندیشی گذاشتید ..... مانا وسبز باشید
۱۲ آبان ۱۳۹۴
ممنون ازشما ابرشیرعزیز و تبادل نظراتتون
۱۲ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون آقای ابرشیر از نظرتون فکر می کنم اینطور که برداشت کردم تقریبا در مورد این اجرا با هم هم نظر هستیم
دوست عزیز آقای دانش اینطور که از نقطه نظر شما دستگیر من شد و تمام اگر هایی رو که فرمودید کنار هم بذاریم می تونم همه اونها رو در یک اگر خلاصه کنم " اگر متن دیگری بجای متن حاضر اجرا می شد باز هم نمایش خوبی نبود؟" خوب دوست عزیز این اصلا می شه یه بحث دیگه متن دیگه رو باید در جای خودش بررسی و نقد کرد اگه همه اون اگرهایی که گفتید درست بشه اونوقت من با متن جدیدی روبرو هستم و اینکه تو کامنت خودم هم به قدرت اجرای بازیگرها اشاره کردم اما متاسفانه تاتر فقط متن یا فقط اجرا نیست حتی مواردی بوده مثل آدم آدم است برشت که خانم ندا شاهرخی کارگردانی کردن که بسیار هم اجرای خوبی بود و من اونجا به نکته ای در رابطه با کفشهای بازیگر اشاره کردم و اینکه فکر می کنم در ... دیدن ادامه » اجرای بعدی دیدم که نکته در نظر گرفته شده به نظر حتی دکور و تمام حواشی اجرا خیلی خیلی مهم هستند که تو این نقد اصلا ما بهش نپرداختیم
ابرشیر و نیلوفر ثانی این را خواندند
مریم ادیبی این را دوست دارد
جناب نیشابوری من هم از شما ممنونم..
۱۰ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید