تیوال نمایش هار
S3 : 20:14:25
  ۱۱ آذر تا ۰۷ دی ۱۳۹۷
  ۱۸:۳۰ و ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: حسین پوریانی فر
: علیرضا آشوری، سپندار اعلم، میلاد افواج، مرصاد بورقان، متین حبیبیان، علی اصغر حسینی، شهاب رحمانی، اکبر سلمانی اله دادی، مهدی قربانی، جواد کارگر، کیوان محمدی، بردیا مشهودی و نرگس نیک سیرت

: نرگس نیک سیرت، امیر ساعتچی
: مرسده نقی زاده، مرصاد بورقان
: هادی شیخ الاسلامی
: نیلوفر نقیب ساداتی
: بی تا نصر
: متین حبیبیان
: مریم برادران
: البرز تیمورزاده
: رومینا داوری
: فریبرز دارایی
: امیر قالیچی

- نمایش برگزیده بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
- تندیس بهترین کارگردانی از بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
- کارگردان برگزیده بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
- تندیس بهترین طراحی لباس از بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
- لوح تقدیر بهترین موسیقی از بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
- لوح تقدیر بهترین موسیقی از بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی

این یک کت‌واک است...

گزارش تصویری تیوال از نمایش هار / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» یک اثر برگزیده دیگر از جشنواره دانشگاهی در تئاتر مولوی به کار خود پایان داد

» «هار» دو اجرایی شد

» ۲ اجرایی شدن اثر برگزیده

» «هار» ۲ اجرایی شد/ اجرای ویژه در ۲۲ آذر

» آغاز به کار نمایش «هار» در تئاتر مولوی

» «هار» عوامل خود را شناخت

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یکی از بهترین نمایش‌های این سال‌ها. می‌شه ساعت‌ها درباره‌ش نوشت. از منظر نشانه‌شناسی گرفته تا بازی تک‌تک بازیگران و خلاقیت‌های نهفته در لحظه لحظه‌ی اجرا. امیدوارم همینطور با قدرت ادامه بدید و سختی‌ها و موانع رو تسلیم کنید. دمتون گرم
علی عبداللهی و میثم این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاترعجیبی در تالار مولوی دانشگاه تهران بنام هار در حال اجراست.من رفتم. دیدم. حیرت کردم و لذت بردم.
از این جهت عجیب است که این نمایش دانشجویی دیالوگی ندارد.سیر دگر دیسی انسان معاصر است که هنرمندانه و به معنای واقعی فقط با نمایش و فرم لباس و حرکات بازیگران بیننده را میخکوب دنیای امروز می کند.
تاتر بی دیالوگی که از هزاران کلمه دیالوگ، حرف بیشتری تفهیم مخاطب می کند.
ساعت اجرا هشت ونیم شب است. بازیگران در همه نقشهای زن ومرد وجنازه چند پسر جوان هستند که واقعا بازیگرند وکارگردانش حسین پو‌ریانفر ومشاورش نرگس نیک سیرت است.
از نظر من :
ایده و خلاقیت عالی ، ریتم ، شور و انرژی ، استفاده از رنگ و موسیقی ، طراحی لباسها عالی ،ایده فیلمبرداری و پشت صحنه ها عالی ، نظم و ترتیب ، قیافه و اکت و حرکت بازیگرا عالی
فقط به نظرم کل موضوع شعاری و گل درشت طور بود و بعضن کش داده شده مثلن دوتا از دوستان شونصد بار با اون درختچه رفت و آمد کردن شاید دوسه بارش هم کافی میبود و من تا اون لحظه آخر منتظر بودم که جز طبیعت مرگی و تبلیغات و مصرف گرایی و این قبیل پیامها وارد مقوله های دیگه ای هم بشن دوستان که اینگونه نشد
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان
نمره من 5 از ده هست وای بخاطر این حجم بالای ایده و جذابیت بصری 6 میدم
6 از 10
طبق پیشنهاد جدید برادر لهاک برای قیمت پیشنهادی به نظرم 25 یا حتی 30 تومن براش منصفانه و 10 دانشجویی عالیه


آقا خدایی هم منصف هستید و هم دوست داشتنی
از همون قلوب
۰۵ دی ۱۳۹۷
اینا که تعارفه من واقعیشو گفتم :))
شما همین که هستی از اشعار مختلف برامون گزینش می‌کنی غنیمته و من یکی استفاده می‌کنم :)
۱۷ دی ۱۳۹۷
فعلا بینوایان ۵۰٪ تخفیف برام فرستاده داده قلقلکم میده D:
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در آوردن داستان در یک کت واک ایده ی جذابی بود اما داستان بعضی شخصیت ها برایم نا مفهوم بود
تاتری بود برای درگیر کردن مغز و دید ،دیگر دیالوگی برای رسا تر کردن منظور نبود و همین باعث جذابیت بیشتر تاتر میشد
به شدت توصیه میشه دیدن این تاتر و منتظر کار های بیشتری از این نوع هستیم
مرتضی سوری و vahid seif این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از دیدن این نمایش لذت بردم! این نمایش برام تداعی کننده جامعه ایران از گذشته تا حال بود! افراد با ظاهری آراسته و مصمم بدون برخورد بهم حرکت می کردند بعدش طی یه جریانی ممنوع الکار میشن و افسرده ! با یه پیشرو دوباره شروع به جرکت کردن اما پیشرو از جنس اونا نبود هر چقدر که بقیه افسرده و خسته بودن پیشرو ظرف غذاش پر تر میشد و پوچ تر! در ادامه چقدر برخورد آدم ها با هم و بی رحمی بین شون زیاد شذه بود ! اما در عین این بی رحمی یه همدلی بین شون احساس میشد موقع مرگ و...
نمایش با حسی سرشار از ناامیدی و سیاهی تمام شد اما پرده آخر که همراه با حضور فعال و پرانرژی بازیگران بود بیانگر امید دوباره و نوید جامعه تازه رو می داد!
تا وسطای اجرا فکر میکردم مسئله‌ی اصلی، زندگی در معرض دید دیگرانه، جامعه‌ی مدرنی که همه‌ی آدما تشنه‌ی دیده شدن توش هستند و بلایی که سرشون میاد، شی‌واره شدن انسانی هست که دیگه اصالت براش حتی یه دغدغه‌ی دور هم نیست و جامعه‌ای که وحشیانه به این میل دامن میزنه، دوربینی که منتظر بود تا سوژه‌شو شکار کنه و اگه سوژه تن‌به این کار نمی‌داد راه میفتاد می‌رفت سوژه رو حتی پشت پرده تئاتر پیدا می‌کرد و نشونش میداد، داشتم از کار لذت میبردم و برای خودم دونه‌دونه نشونه‌ها رو معنا می‌کردم و کیف می‌کردم، رسیده‌بودم تقریبا به آخرای نمایش اون‌جایی که دوربین با یک ظرافت خاصی از اون‌همه هیاهوی صحنه زوم کرده بود روی پاهای نحیف و لاغر اون پسر که به سختی و تلوتلوخوران پیش می‌رفت، رقت‌انگیزی اون صحنه منو گرفته بود، زیبا بود و تاثیرگذار. قدم‌های محکم پسرو ... دیدن ادامه » ابتدای نمایش یادم میاورد. ولی یهو یه چیزی به چشمم اومد، این‌که چقدر اون دوربین داره سلطه‌جویانه به نگاهم جهت میده، چرا من از تمام اون هیاهوی صحنه، پر از نشانه، محو صفحه‌ی نمایش اون سر سالن شدم، چرا منتظرم اون دوربین هر چی رو که میخواد به من نشون بده، چرا خودم انتخاب نمی‌کنم چی ببینم چی نبینم، دقت کردم چقدر وسط صحنه چیزایی بوده به همون زیبایی که باید بهش خیره بشم، این دوربین داره با من چی کار می‌کنه، از اول نمایش با من چی کار کرده، چقدر دیر دستشو خونده بودم، لجم گرفت دلم میخواست برمیگشتم اول سطر. فکر می‌کردم حرف نمایش حکایت آدماییه که زندگیشونو بدون خلوت بدون حریم امن خصوصی جلوی چشم همه میگذرونن، ولی دیدم حکایت منه که فکر می‌کنم میتونم گول رسانه رو نخورم، حکایت منه که فکر می‌کنم آدمای ایسنتاگرامی آدمای سطحی‌ای هستند که جلوی دوربین مسواک می‌زنن، غذا می‌پزن، میز می‌چینن بچه‌دار میشن. ولی دریغ که خودم‌ بیشتر گول می‌خورم با ادعا گول می‌خورم.
من نمیتونستم حسمو بیان کنم کامل راجب این نمایش و اعتراض واقعا حرفاتون حرفای منم هست چیزایی که من تو حین اجرا حسش کردم ووچه خوب نوشتین ♡
۰۲ دی ۱۳۹۷
چه خوب که تجربه مشترکی داشتیم با هم ❤
۰۳ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاملا غافلگیر شدم
خیلی سخت با کار همراه شدم اما وقتی به خودم امدم دیدم غرق اجرام.
اصولا من ادم دیالوگی و گفتمانی هستم و با پرفورمنس و اگزجوره و حرکات ناب و خاص نمایشی ارتباط خوبی ندارم ولی این باراتفاقی پریدم وسط یک تجربه عجیب و جدید و چه خوب که از قبل اطلاع نداشتم که سبک اجرا چیه وگرنه شاید حتی وارد سالن هم نمی شدم اما خوشحالم که "هار" منو طلبیده بود.
طراحی مبتکرانه لباس و صدا و نور عالی و کارگردانی دقیق و بازیهای بی نهایت خوب و ساختار منسجم و ملموس نمایش جای بحثی برام باقی نگذاشت و فقط یک انتقاد کوچلو دارم که ای کاش از یک نمایشگر بزرگتر در این نمایش استفاده میشد چون شاید مهمترین المان ساختاری این نمایش دوربین و مونیتور و ارتباط مدیا با مدرنیته بود اما اندازه کوچک نمایشگر و صد البته جایگاه بد قرار گیریش در فاصله بسیار نزدیک به ردیف اخر صندلی ... دیدن ادامه » های تماشاگران کمی دید و ارتباط رو مشکل میکرد. بغیر از این از نظر من "هار"شاهکار این روزهای تئاتر ماست .
جااااانم آقای کارامد
۰۱ دی ۱۳۹۷
علی جان اون تحلیل کورتانیدزه ات موتور محرک دیدن این نمایش برای من بود سپاس و درود
۰۱ دی ۱۳۹۷
:)) مفتخریم سنگین
خیلییی خوشحال شدم دوس داشتین
ارادت
۰۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش تو سلیقه من نبود اما به دلیل شیوه اجرایی که آقای پوریانی فر داشتن به تماشای نمایش رفتم .
بیشتر باید بگم که کارگردان کار بیشتر درگیر ایده اجرایی بود تا پرداختن به اصول های دیگه که در تئاتر هست .
ایده فیلم برداری ، ایده cat walk و همین .
نه نور خاصی در کار دیده می شد و نه صحنه . تنها می تونم بگم که طراح لباس گل کاشته بود .
دو سویه بودن سالن خیلی خوب بود اما کاش کمی به این که با این کار باندها در کنار گوش مخاطب قرار می گیرن و صدای موسیقی خیلی زیاد هست هم توجه می کردن .
دو تا از مخاطبان که احساس می کنم مهمان نمایش بودند در کنار من نشسته بودند که وسط اجرا دیدم خوابشون برده خب عزیز من اگر می خوای بخوابی برو خونتون برا چی به خودت زحمت می دی و تو سختی می خوابی .
شب یلدا در کنار تئاتر گذشت
دومین پرفورمنسی بود که شب یلدا به تماشا نشستم و ابدا ناراضی نیستم هم از اجرا و ایده کارگردانی و بازی لذت بردم!

کاملا فضای اینستاگرام و تبلیغات دنیا (چه ایران چه کشورهای خارجی) برام زنده کرد!
در خیلی فضاهای کار خندیدم؛ تو فکر رفتم؛ ناراحت شدم ، حتی نزدیک بود اشکمم در بیاد بخاطر بلایی که در آینده قراره به سرمون بیاد و متوجهش نیستیم(حیف لنز داشتم وگرنه گریه میکردم :))) )
دقیقا چیزی که از پرفورمنس میدونستم ، دیدم.
کار کلی حرف برای گفتن داشت هر مانکن بیانگر یک داستان و یک گوشه از زندگی مردم بودند. میتونم بگم کاملا با آن همزادپنداری کردم و حسی که از اجرا باید میگرفتم ، گرفتم اقای پوریانی فر عزیز
مرسی از تمامی عوامل ♡
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید اگر از قبل در تبلیغات قید میشد که کار پرفورمنسه منِ تماشاگر تکلیف خودمو بهتر میدونستم. از طرفی به نظرم پست مدرن بودن، ابزورد بودن، سورئال بودن، فرم داشتن، دو سویه بودن و ... و ... همه ش به شرطی خوبه که ارائه و اجراش هم خوب باشه نه صرفا ایدش. یا به بیانی دیگه شاهد کنش باشیم اینو بگیریم که هر چیزی که میبینیم پشتش باید بریم فکر کنیم. به هرحال من لذت نبردم از این نمایش (پرفورمنس) البته مطمئنا اطلاع نداشتن از جزئیات کار هم بی تاثیر نبوده.
خوب حالا لباسا رو چجوری میتونیم سفارش بدیم؟! هارهارهار :)))
نه بیشوخی خیلی خوب بود. افرین.

هر کدوم از مانکن ها داستانی پشت خودشون داشتند و در هر دوره روایتش میکردند. تغییرات کم کم در ظاهرشون رخ میداد و داستان با هر بار گذرشون به خط بعدی میرفت.

جامعه مردسالار با کنار زدن زن و به حاشیه روندنش رو به زوال رفت و در دنیای مردهای زمخت و خشن به نابودی رفت.
و کاراکتر زن هم در تنهایی خودش فک کنم به خودتخریبی یا همچین چیزی رسید.

رورانس بی پایان و چرخشی بیرون از استیج در حالیکه دوربین به سمت تماشاگر رفته حسابی ذهنم و درگیر کرد، تا وقتی رسیدم به راهروهای طولانی و باریک متروی انقلاب و با دیدن ادمهایی که از روبرو سنگین و اخمو با صورت های بی روح در حزکت بودند دوباره به نمایش پرتاب شدم. و خودم و دیدم که دارم عینا روی یک خط به سمت دوربین تبلبغاتی فرضی قدم برمیدارم ... دیدن ادامه » و خودم و معرفی میکنم.

نمایش مفهومی و پر حرفی بود و دقت روی جزییات و نوع متفاوت اجرا رو دوست ذاشتم.
موفق باشید.


ممنون از نوشتهٔ شما خانم مقدم، بخصوص قیاس با تردد مردم در مترو جالب بود چون گمان می‌کنم این قیاس، نمایش را به سطحی دیگر می‌برَد. اما به داستان و روایت اشاره کردید.. برای من «مدل‌های» این نمایش روایتی نداشتند، و تنها «نشانه» بودند. نشانه‌ای از تیپ‌های ... دیدن ادامه » مختلف مرتبط با ایدهٔ نمایش، حال هر چه می‌خواهد باشد. گمان می‌کنم این نمایش، خود روایتی به دست نمی‌دهد، و خوانش ماست که می‌تواند برای آن روایتی بسازد.
۲۸ آذر ۱۳۹۷
بله حناب میم فکر میکنم هم نظر باشیم.
سمبل هایی که از طریق این مانکن ها منتقل شد خود گوینده داستان و معرف به قول شما تیپ ها بودند و بله من داستان های بسیاری درشون دیدم. حالا یا برداشت شخصی یا موفقیت طراح و کارگردان ذر انتقال حس از بازیگر به بیننده.
و چه قدر ... دیدن ادامه » جالب بود صحنه های از کار افتادگی ربات گونه شون در اواخر نمایش.
۲۸ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تماشای هار، فریاد خیلی از مفاهیم و پدیده‌هایی که تو جامعه خودمون باهاشون مواجه هستیم، مثل تلاش برای دیده شدن، عجله برای رسیدن به ناکجا، بی‌تفاوتی نسبت به هم، پشت نمادها مخفی شدن، تنهایی، تکرار و تقلید کورکورانه، پرداخت هزینه برای زندگی خودت رو داشتن، زندگی بی‌تفکر، شعارهای بی‌عمل و بسیاری از مفاهیم دیگه‌رو دیدم. از موسیقی و ریتم کار که رو بازی خوب بازیگران کار می‌نشست لذت بردم.
با آرزوی موفقیت‌های بیشتر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هار Vs. هار هار هار

تقابل سنگین و نفس گیر و جذاب یک مبارزه تمام عیار، انگار حبیب نورماگمدوف بر بالین کانر مک گرگور نشسته، سلفی پیروزی می گیرد! منو کانر همین الان یهویی!

کارگردان بی پروا و خلاق هار، نفس ها را در سینه حبس کرده، امانِ تکان خوردن از از پای تماشای کت واکِ ایده هایش را نمی دهد. زیر لب زمزمه می کند: I am THE RABID
جلای موسیقیِ منحصر بفرد در انتخاب، بر تنِ هارِ نمایش شخصیت ها، روح آدمی را صیقل می دهد.
لذت کمترین واژه برای برداشتی نفس گیر و میخکوب کننده از "زندگی در کت واک" است. حال آنکه کمی کمی کمی آن طرف تر، تماشاچیان هار هار هار کنان راهی خانه می شوند!
در سکوتی محض، فقط موسیقی پرسه می زند، شخصیت ها بی رحمانه با سرعتی بی رحمانه تر، این پرسه را چون حشره ای ناشناخته در ذهن تو آغاز کرده و هارِ درونت را بیش از پیش زندانی خاطرات و اعمالش می کنند. ... دیدن ادامه » این سرانجامِ محتومِ هارِ درونت در پایانی غرق در سکوتِ شخصیت هاست: SPEECHLESS

===========
کارگردانی که چنین پویا در بطن، بنویسد، بی پروا بر صحنه، عمل کند و هار در درون، ذهنت را اسیر کند، نعمتی است از نعمت های عالم هنر، شایسته هر تقدیر و مهجور ماندن جزای پروایش!
علی‌جان خیلی خوشحالم که لذتت کمیت و کیفیت این‌چنینی داشته. سوای خود اجرا که من هم دوستش داشتم [البته نه تا این اندازه :)) ] دکمه "دوست‌دارم" رو برای کیف خودت می‌فشارم.
۲۳ آذر ۱۳۹۷
اکی اکی :)) اوه اوه امیدوارم ایراد بنیادی و اعتقادی نباشه :))
مرسییییی به همچنین :)
:))) شما روزای سخت و آسون همه رو حریفی و جلوت سوسکن این روزا :)
۰۸ دی ۱۳۹۷
به به بهترین کار و کردی حدیث جان چی بهتر از پرسه
۰۸ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی کارگردان مرعوب ایده خودش شده و نمایش از سطح یک ایده فراتر نمیرود.
کار بدیع و متفاوتیه،به همین دلیل در شروع نمایش عجیب و غریب به نظر میاد همه چیز. ولی در ادامه خیلی خوب تونست من رو با قصه هاش همراه کنه به طوری که بعضی جاها کاملا همذات پنداری کردم،بعضی جاها عمیقا غمگین شدم و.. بطور کلی برای من روایت متفاوتی بود از زندگی و دنیای این روزهای ما.. و یک تجربه ی فوق‌العاده. ایده و طراحی کار،موسیقی، اجرا..همه بجا و هماهنگ بودند.
خسته نباشید میگم به همه ی عوامل
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده ای بسیار جذاب و قابل تحسین. پرداختی بسیار کند و خسته کننده و در پاره ای مواقع خام که شاید از بی تجربه گی کارگدان ناشی بشه.
تا به حال شده به تبلیغ های پیام های بازرگانی نگاه کنید، انقدر خوشحالی و رضایت از خرید رو اغراق امیز و خده دار نشون میدن که ادم چشم درد میگیره بعد از دیدن تبلیغی مثل برنج محسن. این اجرا هم به نظرم از همین جنس بود. یه مفهوم که کارگردان واقعا نمی دونم به چه علتی اومده به اغراق امیز ترین شیوه ی ممکن، بدون به وجود اوردن هیچ گونه ردپایی از ظرافت فکری یک نمایش خلق کرده تا با استفاده از هرگونه وسیله ای که دم دستش بوده (جدی میگم، با هر وسیله ای!) بهت بفهمونه که نگاه کن من اینو می خواستم بگم. نمایشی که من شاهدش بودم هیچ چیز برای عرضه نداشت. من چنین احساس کردم که کارگردان با خودش فکر کرده که ای وای من به چه مفهوم عمیقی دست پیدا کردم، پس بیام این رو تبدیل به یک نمایش کنم، بعد با این اجرایی که روی صحنه اورده انگار یه چوب ور داشته افتاده به جون مخاطبش با هر حرکت روی ... دیدن ادامه » صحنه میزنه تو سر مخاطب که فهمیدی چی گفتم، حالا هی بدترم میشه، هی که نمایش میره جلو بازیگرا با هر حرکتشون میزنن تو چش و چال مخاطب که فهمیدین کارگردان چی گفت اینو می خواد بگه، بفهمین بابا اینو می خواد بگه. فکر کنم تئاتر میتونه انتخاب هنرمندانه ی شیوه ای در جهت پردازش مفاهیم هم باشه . اقای حمید پور آذری عزیز که به خاطر حضور گرانقدر شما نمایش نیم ساعت با تاخیر شروع شد، ای کاش من هم مثل شما انقدر خسته بودم که واسه چن لحظه ای هم که شده یکم خوابم میبرد وسط نمایش تا یکم کمتر از این پرفورمنس ارت بهره میبردم! آقای کارگردان، شما برای گفتن حرفت عوامل دست اندر کار و مخاطبت رو زیادی به دردسر انداختی، درد انسان مدرن به سطحی شدن هنرش هست که این اجرا هم چیزی جز این نبود.
چقدر دردناکه این حسی که بعد از پایان نمایش فکر کنی بهت توهین شده به شعورت و وقتت رو هدر دادی
البته این نمایش رو ندیدم ولی بارها در نمایش های دیگر نوشته های شما رو تجربه کردم
۱۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جالبه برام من وقتى اجرا رو دیدم بعدش صبر کردم با چند نفر هم صحبت کردم و بعدم اومدم اینجا بخونم ببینم چى گفته شده راجع به اجرا، متاسفانه تمام مشکل اجراهایى که میبینم و صحبت هایى که راجع بهش گفته میشه تماما نشون میده که ما انقدر توى ایران نمایش هاى متفاوت نمیبینیم که تا یه کارگردان زیرکى یکم شامورتى بازى رو با یک ایده ى قدیمى اما کم کار شده مخلوط میکنه شگفت زده میشیم، از نمایش سیزیف که من انقدر حجمه تعریف ازش دیدم اینجا که سعى کردم جلوى خودم رو بگیرم و راجع بهش ننویسم که چه متن کولاژ چندپاره ى کهنه ى دم دستى داره تا این اجرا که به نظرم کاملا شامورتى بازى بود و هیچ چیز دیگه. نمایش پروفسور بوبوس آتیلا پسیانى هم که در سالن اصلى تئاتر شهر اجرا رفت کت واک داشت اما اون ایده کارگردانى بود که بر روى متن سوار شده بود، اما این اجرا کت واکى بود ک هیچ حرفى براى ... دیدن ادامه » گفتن نداشت جز یک سرى نشانه هاى کهنه که هر برداشتى میشه ازش کرد و همین نشان از زیرکى کارگردان که با اضافه کردن این ها این اجازه رو به مخاطب کم تئاتر دیده و نگران از این که تماشاگر نادان خونده بشه برداشت هاى فلسفى سطحى بکنه. مشکل از کارگردان یا جشنواره دانشجویى یا داوران جشنواره دانشجویى نیست مشکل از سیستم تئاتر ماست که سال به سال حهارتا کار مزخرف خارجى در قالب جشنواره بین المللى تئاتر فجر میارن اینجا و ما فکر میکنیم خیلى با تئاتر جهان در ارتباطیم در حالى که عقبیم متاسفانه، این اجرا نهایت میتونه یک کار کلاسى باشه.
با تمام احترامى که براى عوامل اجرا و تمام کسانى که این اجرا رو دوست دارن قائلم ازشون دعوت میکنم سرى به یوتیوب بزنن و کمى پرفورمنس ببینن.
جناب جباری گرامی، البته کاملا متوجه فرمایشتون در سواستفاده های حال حاضر در تئاتر هستم. و از طرفی کاملا می تونم حس شما رو از دیدن یک تاتر بد( البته به زعم شما) درک کنم.. ای کاش کمی موشکافانه تر در مورد نقدی که دارید مرقوم می کردید.. اینکه در نمایشهایی از کت ... دیدن ادامه » واک استفاده بشه با نمایشی که الگوی اجراییش کت واک باشه متفاوته و تفسیر خودش رو داره
اما در نهایت گمان می کنم اینکه برای تحلیل تان در نقد نمایش ، متوسل به شگفت زدگی احتمالی برخی از مخاطب می شوید و تفسیرهای سطحی فلسفی شان را که احتمالا با ذوق و شعف هم همراه است، ناشی از کم دیدن و احتمالا کم دانستن تلقی می کنید، نگاه پسندیده ای نیست
۱۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدلهای دردناک انسانی
نمایش هار؛ خلاق و فکور است. تعهد و تفسیرپذیری جستجوگرانه ای دارد وغافلگیر می کند.
هار؛ عرصه نمایش بورژوایی سرمایه دارانه مد را به طرز بازیگوشانه ای به عرصه جلوه گری خشونت و اعتراض و نا امیدی اجتماعی، فلسفی و سیاسی بدل می کند.
در ابتدا همه چیز بازسازی رویداد مد مردانه ای بر روی نوار T شکل میان تماشاگران است. مدل های مرد، با لباس ها و وسایل شان روی صحنه جلوه گری می کنند. روبه روی آنها دوربینی است که حرکاتشان را زیر نظر دارد. منطق طراحی حرکت در طول نمایش تغییرچندانی نمی کند اما کم کم این روند به ظاهر معمولی در محتوی تغییرذاتی و بنیادین می دهد. لحظه به لحظه نظاره گری و چشم چرانی تماشاگران از ابژه های تنانه و مادی فرهنگ سرمایه مدار، تغییر ماهیت می دهد و دچار فروپاشی می شود . تماشاگران به تدریج به مشاهد گران نمادهای فیگوراتیوی ... دیدن ادامه » از اعتراض، خشونت، سرکوب ، تباهی و ناامیدی وجودی در هستی جهان سرمایه زده کنونی تبدیل می شوند. دوربین همواره ناظر این دگرگونی ها است. نئون رنگی برند RABID در این عرصه بر هاری و خشونت و زوال جهانی کنونی تاکید دارد. رویکرد نمایش در ظاهر کلی و جهان شمول است اما هار( البته شاید به طور ناخودآگانه)، واجد بدن های ژستیکی است که به طور ملموسی برای جامعه معاصر ما یادآوری کننده مسایل اجتماعی و سیاسی و... هشدارکننده ای است... زیرپیراهن سفید خونین بالا گرفته شده در دستها، آفتابه به سران( مدل تحقیرکننده تنبیه بزه کاران و...)، بیمارانی که خاک سرفه می کنند مردمی که بعد از جنگ خونین حالا با گرد و غبار قربانی می شوند، خشونت های مرگبار، سرطان و آلودگی، فرودستان زباله گرد ...سرو کله ی بعضی از شخصیت های ادبیات نمایشی جهان هم روی کت واک ربید، پیدا می شود از جمله شاید اودیپ و نیز ولادیمیر و استراگون منتظر گودو با تک درخت معروف توضیحی بکت، چندین بار روی صحنه ظاهر می شوند هر چند این تکرار حضورآنها از تعمیق و تاثیر دلالت های معنایی شان بر صحنه می کاهد و لطمه زننده است اما به شفافی جهان پوک در انتظار نجات دهنده بودن را جلوه گر می شود در آخر آنها جسدی که گویا متعلق به گودو است با چاقویی در سینه روی کت واک ،حمل می کنند و سرنوشت هار منجی این منتظران آلوده به خون رقم می خورد .
زنان در این نمایش، حضور مبهمی دارند. اگرچه محدودیت حضور آنان در این شکل از نمایش قابل فهم است. هر چند در طول اجرا دختری دوربین را در دست دارد و این ثبت و نظارت گاه افشاگرانه در دستانی زنانه صورت می گیرد.
از طرفی پسری که با بدل پوشی لباس زنانه ای احتمالا متعلق به نواحی آسیای شرقی تقریبا در طول نمایش تغییر ماهیت نمی دهد واتفاقا اواست که اعتصاب مدل ها را به نوعی می شکند و دوباره روی صحنه حاضر می شود. مدام در حال خوردن و نوشیدن است. آیا او نماد روسپی گری است؟ اگر این تفسیر درست باشد نگاه طراح نسبت به کارگران جنسی قابل نقد است چراکه کارگران جنسی در جهان همواره مورد ظلم و تبعیض و استثمار بوده اند.
معنی دیگر لغوی هار در لغتنامه زبان فارسی به معنای هر چیزی است که از پی هم به توالی درمی آید. در این نمایش علاوه بر فرم ساختاری متوالی و پی در پی، مفهوم هاری و زوال به توالی بر تماشاگران نمود می یابد. طراحی لباس درهار، ستودنی و بسیار حرفه ای است. موسیقی های انتخاب شده در هر صحنه بسیار درست و معنا رسان عمل می کند. موسیقی یکی از ارکان جدانشدنی و اصلی روند نمایشی در هار قلمداد می شود.
حسین پوریانی فر، نوید یک کارگردان خوب و خلاق را برای تئاتر ایران می دهد.




ممنون از متن مفصل شما

عجب وضعیتی شده، نظرها خیلی مقابل همدیگه ان..نمیدونیم ببینیم یا نبینیم کار رو
۱۷ آذر ۱۳۹۷
ممنون آقای ابرشیر من لذت بردم از نوشته تون.
۰۲ دی ۱۳۹۷
خانم فیض آبادی گرامی سپاس از توجه و زمانی که برای خواندن مطلبم گذاشتید
۰۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عین خود کت واک ؛ بعد از دقایقی از اجرا همه چی کند و حصله سر بر میشه
بنظرم تلاش و ایده قابل ذکری در اجرا هست ولی بدون عمق جذاب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید