تیوال نمایش خون به‌پا می‌شود
S2 : 11:55:36
براساس نمایشنامه «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر
  ۲۲ اردیبهشت تا ۲۸ خرداد
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: شهرام احمدزاده
: مسعود طیبی
: خسرو شهراز، ندا مقصودی، امین طباطبایی، ایمان اشراقی، وحید جباری، ناصر رحیمی، پانیذ خوش نیک، ایمان میرهاشمی، علیرضا قیدری، بابک محمودزاده، کامران حاجی علی اکبر (پارسا)

: شقایق شعبانی
گروه طراحان
: سعید آرین
: سهراب کرم‌رودی
: افسانه قلی‌زاده
: فاطمه محمدی
: رضا جاویدی (براساسthe evil within)
: مشاور کارگردان
: کیکاووس شکوهی
: جاهد قربانی
: محمدرضا خاکی
: غزال مهدی زاده
: جاوید علیپور، فرزین شکاری، رضا گورابی، رکسانا محمدشاطر
: نیکی پارسا امیر، پانیذ خوش نیک، سهراب کرم رودی
: امید شکری، نادیا داداش زاده، پریا پیوستی
: لیلا مهدی پور، رویا آخوندان، مریم رستگار، لیلا مال امیری، نادیا داداش زاده، شیوا ابراهیمی، سرور جعفریان، زهرا سالکی، پریا پیوستی
: امیر شکری
: سعید جمشیدپور
: زهرا بهرامی، فریبا داویجانی
: فرهاد میر محمد صادقی
: آریان جباری
: مقداد صفری
: سعید آرین مجد
: امید آراسته
: سعید جمشید پور

یادداشت کارگردان:
انسان پیوسته در نوسان بین جاه طلبی ددمنشانه و ذات پاک بشریت است. چه خون‌ها که برای رسیدن به قدرت و چپاول نوع انسان در طول تاریخ ریخته شده است. این روند دردناک ظاهرا تا ابد ادامه دارد. چه باید کرد؟ انسان،موجودی که عمر بی نهایت کهکشان ها آنقدر اندک است که بر گاه شماره کیهانی در اندک زمانی مرگ را تجربه می کند، برای چه و چرا خون به پا می کند؟ این پرسش من است از اجرای اثرم. بله پرسش، چون من نیز جوابی برای آن ندارم.


از ردیف ۱ تا ۵: ۴۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۶ تا ۱۱: ۳۵،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش خون به‌پا می‌شود / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «خون به پا می شود» به کارگردانی مسعود طیبی اجرای عمومی خود را از ۲۲ اردیبهشت در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرده است.

» آغاز اجرای «تراس» و «خون به پا می‌شود» در ایرانشهر

» مسیری سیاسی از عشق تا جاه‌طلبی

» پوستر نمایش «خون به‌ پا می‌شود» منتشر شد

» مراسم رونمایی از پوستر نمایش«خون به‌پا می‌شود» و آغاز پیش‌فروش بلیت

» بهار ۹۸ در «ایرانشهر» خون به پا می‌شود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خون به پا می شود نقاط قوت خوبی داشت، مثل کلیت متن، پرداخت عمومی درست و همراه کردن مخاطب به کمک المان های کلامی، حرکتی و احساسی. از طراحی چهره ی هدفمند چند تن از بازیگران هم لذت بردم. اما چند نکته منفی: یکی این که به نظرم نیازی به امروزی کردن بسیاری از دیالوگ های یک متن کلاسیک نبود و در واقع بدون اون ها هم، این نمایشنامه اهداف سیاسیش رو می تونست نشون بده. دوم این که عنوان ژانر اجتماعی به نظرم بسیار بهتر بود که به سیاسی تغییر پیدا می کرد و در چارچوب "اخته نبودن جامعه" که شعار کارگردان محترم بوده، از ژانر واقعی این کار استفاده می شد. مخصوصا که ما در این کار تقریبا چیزی از مردم ندیدیم و مشخص بود که نویسنده تمرکز خود را بر ترسیم فضای تماما کثافتِ نهاد قدرت و سیاست نهاده است. باری نفس به صحنه بردن این کار که یقینا تهدیدهایی از سوی تفکر سانسورچی در فرهنگ ... دیدن ادامه » کشور بهش سایه انداخته بود، ارزشمنده و جای تقدیر داره.
کاش صحنه ی خوب سالن ناظرزاده، بیش از این به المان های نزدیک به فضای نمایش آراسته می شود. صحنه را تقریبا خالی و کم جذابیت دیدم. شاید دو سه عنصر رومی بیشتر می تونست کار رو در بیاره.
گاهی شتاب زدگی در هنگام خروج از صحنه ی نمایش دیدم اما کلیت میزانسن کار را خوب تفسیر می کنم. در مورد موسیقی معتقدم شدیدا جای خالی موسیقی به عنوان یک عنصر مهم در تمام کار مشاهده می شد. این اثر، یک اثر کاملا سیاسی ست، بوی خون می دهد و فضای تماما تراژیک این کار بهتر بود تنها با چند قطعه موسیقی یا موسیقی نه چندان متناسب که متن یک جشن و یک مراسم بود آراسته نشه. شاید گاهی هم اصواتی از جنس موسیقی که نهیب هایی رو به مخاطب بزنه به کار اضافه می شد. این کار قدرت دیالوگ های عالی کنم رو افزایش می داد.
یک نقطه ضعف دیگه که به نظرم تمااااام کار رو تحت تاثیر قرار داده بود انتخاب اشتباه دو بازیگر بود که دلم نمیخواد اسم ببرم اما عجیب به کیفیت کار شوک وارد می کرد؛ مخصوصا وقتی این اشتباه در مورد انتخاب بازیگری صورت می گیره که قراره نقش محوری و کاریزماتیک در ارائه ی مفاهیم ایفا کنه. این متن و کارگردان (با وجود نقدهایی که بهشون دارم) قابلیت این که با بهره گیری از بازیگران حرفه ای تر، فن بیان بالاتر و توانایی صداسازی و خواندن آواز کلاسیک، اثر فاخری بیافرینند دارند. توضیح اضافه این که این متن شکسپیر کهنه نمی شود و بی شک تا انسانی بر روی زمین زندگی می کند قابلیت ساختن دارد، پس با امید به آقای طیبی، دوست گرامی آقای شکوهی و مجموعه ی کار، منتظر کارهای بهتری هم هستیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خون به پا می شود...این اثر را نمی توان بر اساس معیار هایی رایج تاتر امروز ایران تفسیر کرد، منظورم این نیست که یک معجزه است، سبک اجرایی را هدف قرار داده ام.... در ساحت کالبد شناسی متن با ساختار امروزی به معنی اینکه در یک فضای پست دراماتیک کارکتر ها دست به اعمالی بسیار غیر قابل پیش بینی می زنند روبرو هستیم... جایگزینی ایگو و اگو در ساحت روانشناختی خود... جرم، زیاده خواهی، سیاست بازی پایه اصلی اثر است.
کارگردان اگر چه در انتخاب برخی بازیگران دقیق عمل نکرده اما در طراحی میزانسن براساس لایه های زیر متن دقیق و بی نقص عمل کرده است. و اجرایی را به روی صحنه برده که در تاتر این روز ها حسرت به دلش هستیم. اگر این اجرا از طراحی صحنه مناسب بهره می برد واقعا نفس گیر تر از الان خود در روان تماشاگر رخنه می کرد. نمی دانم بی پولی علت نبودن طراحی صحنه است یا تحلیل کارگردان ... دیدن ادامه » و امیدوارم که بی پولی دلیلش باشد. من بسیار این اثر سیاسی و پراگماتیسم را دوست داشتم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


بدون مقدمه مینویسم ...
در روزی خوب و سرشار از انرژی در هفته ی آخر اجرای عمومی ، به دیدن نمایش « خون به پا می شود » بکارگردانی مسعود طیبی می نشینم . نمایشنامه نوشته ی شهرام احمدزاده بر گرفته از اثر « تیتوس آندرونیکوس » ویلیام شکسپیر است . این نمایشنامه نخستین تراژدی است که شکسپیر نگاشته‌است،نمایش‌نامه ای که گفته میشود خونین‌ترین و خشن‌ترین تراژدی است که ویلیام شکسپیر به تحریر در آورده .
هنوز نمایش شروع نشده ، نگاهم به صحنه ایست که لُخت است و تنها تابی در حرکت و تامورا ( ندا مقصودی ) را سواری میدهد. در طرف دیگر صحنه اما انرژی دیگری فعال است ، سه بازیگر پُر جنب و جوش که مشخص میشود برادران تامورا هستند، مدام در جست وخیز هستند و در واقع سگ هایی درنده و وحشی را به نمایش می گذارند.
دیدن نام بازیگران اصلی نمایش این نوید را میدهد
که کاری در خور را به تماشا نشسته ام .
باید جسارت و شهامت مسعود طیبی کارگردان را در انتخاب این اثر ستایش کرد . او متنی دشوار را برای اولین حضورش در تماشاخانه ایرانشهر برگزیده است!
از انتخاب بازیگران اصلیش دلم آرام میگیرد او توانسته است بازیگران سرشناسی چون #خسرو شهراز ، #ندا مقصودی ، #امین طباطبایی را با خود همراه کند و این امتیاز خوبی است .
ذهنم در گیر میشود که دراین صحنه ی لُخت چه اتفاقی خواهد افتاد و چه فضایی حاکم خواهد شد که نمایش آغاز میشود..... ومن شش دانگِ حواسم را جمع میکنم و بدقت نمایش را نظاره گر میشوم:
نمایش که تمام میشود صدای دست زدن تماشاگر افکارم را قطع میکند ، لحظه ای میمانم و بعد آرام از جایم بلند مبشوم و سالن را ترک میکنم ....
پیش از هر سخنی به گروه خوب و تلاشگر مجری خسته نباشید و دستمریزاد میگویم امید که شاهد اجراهای دیگر این گروه باشیم . و اما در مورد اجرا :
این نمایش اساسا در فضا سازی دچار مشکل است . طراحی صحنه معقول و در راستای اجرا و نمایش نیست ! میزانسن ها بر اساس منطقِ صحنه صورت نگرفته و اشتباه است .
این اثر همانطور که از داستانش پیداست مربوط به سردار و ژنرال بزرگی ست بنام تیتوس که نگاه و درک اشتباه کارگردان حضورش را در این نمایش کمرنگ کرده است !
بطور خلاصه می توان گفت این نمایشنامه درباره اتفاقات انگلستان در اوایل قرن هفدهم میلادی است. از کمبود غله و مایحتاج مردم و مشگلات سخت و دشوار اقتصادی و مشگلات سیاسی و اجتماعی و مشکل نبود جانشین برای ملکه الیزابت ، سخن میگوید.
ومسعود ... دیدن ادامه » طیبی بعنوان کارگردان تصمیم میگیرد در وحله اول فضا و موقعیتی معاصر را بوجود آورد که به کمک آن مشگلات سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی کشور مان و مردمانش را به تماشا بگذارد (ایده و فکر مورد تقدیر است ) ولی موفق عمل نکرده ! چون در ساختار متن چیزی باسم ( حرکت مردمی) جایش خالی است ، اساسا نقش مردم در بحران بوجود آمده و تغییر قدرت یا حکومت نادیده گرفته شده و در واقع باکشتن ساتورنینوس توسط تیتوس انتقامی شخصی صورت میگیرد. در این نمایش اصولا مردم و حضور شان در متن نادیده گرفته شده !
اجرا در ایجاد فضایی باور پذیر رنج میبرد ! در طول نمایش هیچ اثری از خون و خشونت و بهم ریختگی نیست ! تیتوس (خسروشهراز) با بی رحمی دخترش را سر می برد ! حرکت خوب است ،ژست و فیگور عالی ست ، حس و انرژی بی نظیر است ، اما خونی در میان نیست ! صحنه تمیز است و پاستوریزه ! ... این عمل چندبار دیگر با استادی هرچه تمام تر توسط تیتوس تکرار میشود ! ( سر بریدن یکی از برادران ملکه گوت ها ، سر بریدن ملکه ، سر بریدن ساتورنینوس « امین طباطبایی » ) اما بازهم خبری از خون نیست ! صحنه تمیز است و پاستوریزه ! در کشته شدن باسیانوس ( ایمان اشراقی) توسط برادران ملکه و دریدن شکم او بوسیله دندانهای سگها، همچنین خوردن جگر و خونِ شکمش توسط تامورا ،یعنی فجیح ترین اکت نمایش ،تنها نور است که خیلی کمرنگ قرمز میشود ! و اینجاست که تماشاگر خنده اش میگیرد ، وقتی در تبلیغ مینویسم در ایرانشهر « خون به پا می شود » وقتی از کشتار و خشونت و خون حرف میزنیم ،دیگر نور و فیلتر قرمز جوابگو نیست ...!!! تفکر کارگردان بگونه ای ست که تماشاگر را پس میزند ! تماشاگر تحت تاثیر نام نمایش ( خون به پا می شود ) قرار گرفته و در طول نمایش منتظر اتفاقی غیر منتظره است ، انتظار دارد صحنه به حمام خون تبدیل شود ، توقع دارد تامورا وقتی سرش را در بدن باسیانوس فرو میکند با بالا آمدنش از دهانش خون سرازسر شود ، توقع داردمیز غذا خوری با سر بریدن های تیتوس و صحنه های مشابه ، لبریز از خون شود و صحنه به فجیح ترین شکل ممکن وحشتناک و پر از خشونت تبدیل گردد! وقتی اینگونه نباشد تماشاگر بیاد بازیهای کودکانه میافتد و خنده اش میگیرد و پس میزند.
کارگردان میخواهد با استفاده از ابزارهایی همچون « اسکیت ، فندک ، طنانچه از نوع امروزی و ... اجرا را مدرن معرفی کند که اساسا فکر اشتباهی را دنبال میکند و با این عمل بافت اجرا را بهم زده است ! این ابزار باطراحی لباس و نور و گریم اساسا هماهنگ نیست و تماشاگر با آن ارتباط برقرار نمی کند ! این مورد اصولا میبایست در ساختار متن اتفاق بیفتد...! این اشتباه در میزانسن ها هم اتفاق افتاده :
میزانسن ورود باسیانوس ( ایمان اشراقی) و لاوینیا ( پانیذ خوش نیک) باسیانوس در آوانسن رو در روی تماشاگر دیوار چهارم را می شکند و با تماشاگر حرف میزند و لاوینیا چون قهرمانان اسکیت سوار ویراژ میرود ! بدون شک منظور کارگردان نشان دادن صحنه ای عاطفی و عاشقانه بوده است !!!
میزانسن گفتگوی تیتوس و مارکوس همچنین تیتوس ساتورنینوس در عمق صحنه انجام میشود که اصولا باتوجه باینکه این گفتگوها بصورت نجوا و درِگوشی ست ، منطقی ست که نزدیک به تماشاگر و در آوانسن انجام گیرد . در این صورت است که موقعیت و حالت و حس بازیگران را تغیر نمیدهد.
و اما عجیب ترین و بی منطق ترین میزانسن که اکثر صحنه های خوب را نابود کرده ،قرار گرفتن باسیانوس در جایگاهی است که تیتوس از بلندی نظاره گر دخترش لاوینیا بوده است . هدف کارگردان را متوجه نمیشوم زیرا این میزانسن تا پایان نمایش ادامه دارد .!!!!
معنا و مفهوم و منظور این حرکتِ کارگردان براستی چه بوده است !؟ صحنه ها و اتفاقات خوب و عالی از این پس شروع میشوند و باسیانوس همچنان آن بالاست و پائین بیا نیست !
ادامه صحنه : خلوت ساتورنینوس و تامورا و میز شام .صحنه ای زیبا با بازی خوب امین طباطبایی و ندا مقصودی . تصویر زیبای این صحنه را حضور بی ربط باسیانوس ( ایمان اشراقی ) مخدوش کرده است !!!!
ادامه صحنه : صحنه ی پایانی ، رویارویی بی نظیر تیتوس و ساتورنینوس بازی فوق العاده خسروشهراز و امین طباطبایی ، این صحنه بهترین و تنهاترین صحنه ای ست که نظر تماشاگر را بخود معطوف میکند شاهکاری که در ذهن میماند . نمایش تمام میشود و هنوز باسیانوس آن بالاست . دلیلش را نه من فهمیدم نه کارگردان .!!!!!
انتخاب و عملکرد بازیگران : بهترین زوج برای تبتوس و ساتورنینوس ، خسروشهراز و امین طباطبایی است این انتخاب از ویژه گیهای مثبت این اجراست . خسروشهراز بازیگر پیشکسوت و توانای تئاتر و تلویزیون و سینماست که اخیرا جایگاه ویژه ای در عرصه ی تصویر بدست آورده . بازی اخیر او در سریال " آنام " و " گاندو " نام او را سر زبانها انداخته است .خسروشهراز بازیگری با احساس ،خوش ریتم ، خوش صدا و خوش بیان و باهوش و پر انرژی ست . او در نمایشنامه های شکسپیر همواره درخشان ظاهر شده و عملکردی عالی دراین نمایش دارد . امین طباطبایی نیز بازیگر ی تکنیکال ست که سالهاست در عرصه ی تئاتر حضوری فعال و خوب داشته است او نیز فعالیت چشمگیر در نمایشنامه شکسپیر داشته است و حضوری عالی در این نمایش دارد .صحنه های رویارویی خسروشهراز و امین طباطبایی از بهترین های این نمایش است .
زوج " لاوینیا " و " آرون " با بازی " ندا مقصودی و وحید جباری " انتخاب خوبی ست . ندا مقصودی بازیگر باسابقه ای در عرصه تئاتر و سینماست و دراین نمایش حضوری خوب دارد . در مقابلش وحید جباری ست که آنهم انتخاب خوبی ست که اگر ریتم و تحرکش را کنترل کند یکنواختی در بازیش از بین میرود ،جباری در طول نمایش موفق عمل میکند و در لحطاتی عالی ست .
انتخاب برادران تامورا " الاربوس، چیرون ، دیمتریوس" با بازی ( ایمان میرهاشمی ،علیرضا قیدری ، کامران حاجی‌علی اکبر ) نیز از بهترین انتخاب هاست ، هرسه خوب و پر انرژی هستند و عملکردی مثبت و خوب دارند .
و اما انتخاب بازیگرانی کم تجربه برای کاراکتر های لاوینیا ، باسیانوس ، مارکوس ، و لوسیوس ، اشتباه بزرگ مسعود طیبی بعنوان کارگردان است این تصمیم بدرستی صورت نگرفته و کارگردان با نگاهی ساده باین شخصیت ها دست بانتخابی سطحی زده و با این انتخاب ضربه ای جبران ناپذیر به اجرا زده است ، این شخصیت ها پیچیده و اکتیو و مهم و بسیار حساس هستند و بازیهای دشواری را بهمراه دارند و بازیگرانی با تجربه ، خلاق و توانا و با شاخصه های حرفه ای را می طلبد .!
این بازیگران اساسا از مهارتهای جسمی ، فکری و معنوی به دور هستند . مهارت های جسمانی ، بدن و صدا و بیان را ، به عنوان ابزار ارائه ی احساس تقویت می کند. مهارت های فکری و عقلانی ،توانایی تحلیل نمایشنامه و صحنه ها را بوجود می آورد و به ما می آموزد که شخصیتی که ارائه می کنیم چگونه در درون متن عمل می کنند. مهارتهای روحی و معنوی, آرامش درونی, احساس مرکزیت, مشاهده و تمرکز, آگاهی همزمان در سطوح مختلف, و مهمتر از همه تجربه ی انتقال _ «تبدیل شدن» به شخصیت مورد نظر را در ما گسترش می دهد.
ناگفته نماند که بازیگران لاوینیا و لوسیوس ( پانیز خوش نیک و بابک محمود زاده ) نسبت به دو نفر دیگر بهتر بودند و عمق فاجعه حضور باسیانوس ( ایمان اشراقی) است ! او در صحنه بلاتکلیف است ، عجول و سردرگم بازی میکند ، اساسا نقش را درک نکرده و نمی فهمد . اشتباهاتش در راه رفتن ، ایست ها ، لحظات عاطفی ، عدم تسلط او به نقش را نشان میدهد . او از همان لحظه ورود نشان میدهد که تجربه نقش های سنگین را ندارد ! وقار و شخصیت شاعر را ندارد ! شاعری که شاهزاده هم هست .! ضعف بیان او بشدت توی ذوق میزند ! صحنه ی تنهایی او زمانی که اشعارش را میخواند و ورق ورقش را به زمین می اندازد بسیار بد و کودکانه با موقعیتش برخورد میکند ! او اصولا ایرانی بازی میکند و صلابت یک شاهزاده ی شاعر را درک نکرده است . در صحنه ی دستگیر ی او و لاوینیا و مقابله اش با برادرش ساتورنینوس به هیچ وجه شاهزاده ای شاعر نمی بینیم او دقیقا یک آدم لمپن را بازی میکند . دریک کلام کاراکتر باسیانوس برای او فوق العاده سنگین و دشوار است و قابل درک نیست !
مارکوس نیز بهمین منوال او هم در حد و اندازه ای نیست که بتواند با این نقش سنگین کنار بیاید و برای این نقش مناسب نیست !
ودر پایان تنها افسوس است که میماند !
افسوس از نگاه و بینش و تحلیل کارگردان !
افسوس از متنی که به دل ننشست !
افسوس از صحنه ای که همچنان خالی ماند !
افسوس از انتخاب بازیگرانی که تجربه ی ایفای نقشهای بزرگ را ندارند !!


فرزاد جعفریان و مسعود طیبی این را خواندند
مریم اسدی، سپهر، م ح خ، حمیدرضا مرادی و بهزاد این را دوست دارند
افسوس ! که شما حتی دیوار چهارم نمیدانید چیست و اینقدر با اعتماد به نفس نظرات بیربط و مفصل و مغرضانه میدید.
کاش سطح دانشمان را بالا ببریم جای زیاده گویی
۲۶ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در حال نت گردی نقد جالبی درباره این نمایش از آقای حسن پارسائی دیدم ..‌ همراه با لینک
https://bit.ly/2R3Pyry


اجرایی از جنس تئاتر / نگاهی به نمایش "خون به پا می شود" به کارگردانی مسعود طیبی

حسن پارسائی: نمایش "خون به پا خواهد شد" اجرایی پرتحرک، کنش‌زا، پرمحتوا و مقبولیت‌پذیر است و تماشاگر را به تفکر و تحلیل وا می‌دارد.


سرویس تئاتر هنرآنلاین: اقتباس از یک نمایشنامه مهم و یا آدابته کردن آن برای اجرایی شخصی، اگر صرفاً برای اجرا و تداوم "برنامه کاری" گروه تئاتری باشد، در آن صورت کارکرد و کاربرد دراماتیک چندان تاثیرگذاری که مخاطب را از لحاظ ذهنی و حسی دگرگون و خشنود نماید، نخواهد داشت؛ اما چنانچه نویسنده ثانویه چنین متنی الزامات و اقتضائات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه را در نظر بگیرد و سپس بر اساس همین مؤلفه‌ها یک نمایشنامه انتخابی و شاخص را مورد اقتباس قرار دهد، الزاماً به شرطی که خوب هم اجرا شود، تاثیراتی به مراتب ماندگار و به یادماندنی خواهد گذاشت؛ حتی ممکن است برای دیگران از نظر چند و چون اجرایی، به عنوان یک الگو ارزیابی شود.

نمایش "خون به پا خواهد شد" که توسط شهرام احمدزاده از نمایشنامه "تیتوس آندرونیکوس" اثر ویلیام شکسپیر اقتباس شده و با کارگردانی مسعود طیبی هم اکنون در سالن ناظرزاده کرمانی از مجموعه سالن‌های ایرانشهر اجرا می‌شود، در رابطه با موارد فوق اجرایی قابل تامل است. ضمناً باید یادآور شد که خود ویلیام شکسپیر هم نمایشنامه‌اش را با الهام از آثار "سنکا" (نمایشنامه‌نویس رومی) نوشته است.

این نمایش از طراحی صحنه ساده‌ای برخوردار است که طی اجرا به تناسب میزانسن‌ها و موضوع نمایش کاربردی و کارکردی می‌شود. نمایش به گونه‌ای اجرا می‌شود که در آغاز همانند یک نمایش صرفاً کمدی جلوه می‌کند و به تدریج با آمیزه‌هایی چندگانه پیش می‌رود؛ ترکیبی می‌شود از هجویه (اغراق‌های زیاد، کنایه‌آمیز و نسبتاً تمثیلی و انتقادی)، کمدی سیاه (صحنه‌های اشمئزازآور و همزمان مضحک) و تراژدی رومانتیک (صحنه‌های مربوط به عشق دو دلداده که قربانی اختلاف عقیده و منافع شخصی حاکم می‌شوند و عشق‌شان با کشتن نهایی آن‌ها– بعد از بریدن دست‌های زن – پایان می‌پذیرد)؛ این نکته به خودی خود نوعی ضعف محسوب می‌شود، اما سرانجام آنچه روی صحنه به اجرا در می‌آید به انسجام نسبی می‌رسد؛ نهایتاً این ژانرهای فرعی حاشیه‌ای می‌شوند و نمایش با ژانر "درام تاریخی سیاسی جنایی هجوآمیز" به آخر می‌رسد.

موضوع ... دیدن ادامه » نمایش به اختلاف عقاید و تضاد و تقابل دو مقوله "دموکراسی و دیکتاتوری" می‌پردازد که در عمل، فریبکاری‌ها و عوام فریبی‌های دیکتاتور رومی بر همه افکار و ذهنیت‌های مردمی و آزادیخواهانه فائق می‌آید؛ نتیجه آن می‌شود که شکنجه‌های هولناک، جنایت و خفقان، هم عرض با حکومت تک ذهنی و تک نفره یک حاکم مستبد و خونخوار بر همه جامعه و حتی بر زندگی نزدیکان و افراد خانواده سیطره پیدا می‌کند. این حاکم و ماموران مزدورش که با حرکات و حالات آدم‌های سگ‌نمای گرسنه، زنجیری و هار نشان داده شده‌اند، حالتی تمثیلی نیز پیدا می‌کنند.

شهرام احمدزاده در آدابته کردن نمایشنامه شکسپیر، بسیار موفق عمل کرده است: او بخش عمده‌ای از دیالوگ‌هارا تغییر داده و اجرا امروزی شده است؛ دیالوگ‌ها در راستای موضوع محوری نمایش‌اند: "من ثابت خواهم کرد دموکراسی رم را نجات خواهد داد"، "سیاست و خیانت همیشه با هم‌اند" ، "قانون منم، بچه جون!"، "زندگی همه‌اش یک بازیه" ، "سیاست یعنی دروغ" ، "ملت، منم!"، "دیگه روی زمین فرشته‌ای وجود ندارد"، "تو داری آزادی را از مردم سلب می‌کنی که  خودت رو  نگه‌داری"، "سقف طاقت مردم کوتاه است"، "ما روم را به آزادی و دموکراسی برمی‌گردانیم" و... .

از ابزار و ادواتی مثل عینک، فندک، کفش‌های اسکیت، میکروفون و لباس‌هایی که با طراحی‌های بینابینی یا امروزی تدارک دیده شده‌اند، استفاده شده است؛ نکته حائز اهمیت در ارتباط با ابزار فوق این است که کارگردان از ابزار فوق برای مدرن کردن اجرا استفاده نکرده (برای مدرن شدن یک اجرا خود متن باید انتزاعی و تجریدی باشد)، بلکه این موارد فقط به منظور امروزی کردن، تطبیقی و تمثیلی شدن نمایشنامه در اجرا کاربری پیدا کرده‌اند. البته نوعی نامتعارف نمایی بصری در طراحی لباس و چهره‌پردازی بازیگران وجود دارد که به طور متناقضی آن‌ها را تا اندازه‌ای کمیک  جلوه داده است. در طراحی چهره‌پرازی، رویکرد کاریکاتوریکی و نیز گرافیکی کارکرد دارد و اساساً چهره‌ها و بدن با خالکوبی "نقاشی" شده‌اند. از نور به شکل معمولی، موضعی و حتی خطی استفاده شده است که تماماً با اجرای مورد نظر تناسب و هماهنگی دارند (این نورها تا اندازه‌ای ناآرام بودن شرایط و پر حادثه بودن نمایش را القاء می‌کنند). صدا و موسیقی کاربری حاشیه‌ای دارد، اما این نکته به شکل متناقضی به هرچه برجسته‌تر و دراماتیک‌تر جلوه کردن صحنه‌های این نمایش خاص، کمک کرده است.    

نمایش به تناسب زمان‌بندی اجرایی‌اش و حوادث پی در پی فاجعه بارش از ایجاز نسبی نیز برخوردار است؛ هر دقیقه زمان اجرا با تنش و کنش نمایشی ادامه می‌یابد. ضمناً به هنر تئاتر، از جمله به نمایش "آنتیگون" و اختلافات و عتاب این پرسوناژ با عموی ظالمش "کرئون" نیز اشاره شده که عملاً نوعی قرینه‌آوری و مکمل ضمنی برای محتوای خود نمایش "خون به پا خواهد شد" محسوب شده است.

بازی‌های بازیگران به تناسب محتوای متن همگی خوب‌اند و هماهنگی مرتبطی هم با همدیگر دارند، فقط در جاهایی که کارگردان تاکید زیاد داشته، گاهی اغراق‌آمیز است که به تدریج و فقط به دلیل افراط قدرت‌طلبانه و شخصی دیکتاتور در شکنجه و کشتار مخالفانش که جزو الزامات نقش اوست، اغراق مورد نظر به گونه‌ای تحت‌الشعاع شرایط فوق  تا حدی به نفع اجرا، کمرنگ شده است.

در نمایش "خون به پا خواهد شد" به کارگردانی مسعود طیبی، میزانسن خطابی (پشت میکروفون و روبه تماشاگران)، میزانسن خطی متقابل (نشستن در دو سوی میز طویل غذاخوری) و میزانسن موضعی و همزمان مثلثی (یک نفر جلو سن و در عقب، سه نفر با هم در نقطه سمت راست صحنه و دو نفر با فاصله در نقطه سمت چپ) چند بار به کار گرفته می‌شوند. کارگردان ترکیب و کمپوزیسیون صحنه‌ها را طوری شکل داده که همه بازیگران متناسب با نقش‌ها و محتوای نمایش به گونه‌ای تئاتری فرصت‌های لازم  برای مقبولیت دادن به نقش‌های‌شان داشته باشند. تلاش مسعود طیبی و حتی نویسنده متن برای تمثیلی کردن نمایش از طریق تاکید بر طراحی‌های نامتعارف و خاص و نیز متمرکز نمودن ذهن روی پرسوناژها و نهایتاً اهمیت دادن به تم سیاسی و جنائی اثر (نمایش به طور همزمان، هم پرسوناژ محور است و هم تماتیک) و مخصوصاً رویکرد استقرایی کارگردان به همه اجزاء کوچک و بزرگ موجود در ترکیب صحنه، به اجرا تمامیتی پرتحرک، کنش‌زا، پرمحتوا و مقبولیت‌پذیر داده و تماشاگر را به تفکر و تحلیل وا می‌دارد؛ این هوشمندی و هنرمندی عملاً  به علت شیوه زیبای اجرا، در کل همه چیز را از جنس تئاتر کرده است.               

 

امیر مسعود، مسعود طیبی و فرزاد جعفریان این را خواندند
بانو تیر و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه‌ی خوبیست البته گاهی تکلیفش از نظر زبان با مخاطب مشخص نیست. جاهایی ادبیاتی، جاهایی محاوره، جاهایی تقریبا کوچه‌بازاری.
برام سواله که چرا همه‌ی بازیگرها با دویدن از صحنه خارج می‌شدند؟ و آیا این روند به نظرشان تکراری و خسته‌کننده نیست؟
در کل خسته‌ نباشد میگم به گروه، فارغ از هرگونه انتقاد و نظری. که شخصا با انتظار بیشتری به تماشای این نمایش نشستم.
"خون به پا می شود" تمامِ آنچه که باید گفته شود را با ظرافت به زیباترین شکلِ ممکن به اجرا درآورد... من شخصا فکر میکنم هر نظری که درباره‌ جزئیاتِ اینکار ارائه بدهم از میزانِ لذَّتِ بصریِ کسانی که میخوان به تماشا بنشینند کم میکند. اگر هنر رسالتی داشته باشد (که دارد) "خون به پا می شود" با وجودِ تمامِ موانعی که این روزا شاهدشون هستیم، این رسالت رو تمام و کمال به انجام رسوند. به علاوه‌ی اینها بازی های بینقص و کارگردانیِ دقیق و ریزبینانه مسعود طیبی کاملا در لحظه لحظه اجرا مشهوده، که مخاطب رو میخکوب میکند.. و لازم میدونم بگم که در این ایام که بعضی اراجیفِ پوچ با چهره های کاملا شناخته شده، یا کمدی های سخیف که هرشب با سالنی لبالب از مخاطب به اجرا میروند، برای جسارتِ قابله ستایشه مسعود طیبی در به اجرا آوردنِ تمامِ ابعادِ راونیِ انسانِ این روزهای ... دیدن ادامه » جامعه، سالنِ پر، کمترین حقِ این اجراست. پس اگر مخاطبِ واقعیِ تئاتر هستین و از دیدن یه اجرای خوب مست و کیفور میشید لذتِ نوشیدنِ شرابِ "خون به پا می شود" رو از دست ندین. ببینید؛ که جرعه جرعه اش کیف رو مضاعف میکنه و نهایتا با مغزی که سلول به سلول اش درگیرِ مستیِ نابِ این اجراس از سالن میاید بیرون... امید به اینکه مخاطبینِ تئاتر به میزانی از ادراک برسند که چنین نمایش های پُرباری، از تبلیغات مجازی و کاغذی معاف شوند..
بازی ، نورپردازی، صحنه، جریان داستان عالی بود. اقای طیبی یک برند در کارگردانی هستن .
فرزاد جعفریان این را خواند
بانو تیر و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
شما عشقید ممنونم
۱۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- سریر خون
نوشته ای برای نمایشنامه ( تیتوس آندرونیکوس - ویلیام شکسپیر - شهرام احمدزاده - مسعود طیبی )

بی رحم ترین تراژدی ویلیام شکسپیر همانند بسیارِ دیگری از نوشته های این نویسنده انگلیسی خارج از مرزهای محل تولد و رشد و انسجام فکری اش اتفاق می افتد .شکسپیر با استفاده از این حربه بدون ترس از برش های همیشگی اهالی صلاح و مصلحت ایده های روشن گرانه اش را نه تنها بدون ایهام و کنایه بلکه با بُرنده ترینِ افعال و اعمال به گوش مخاطبینش می رساند .
نمایشنامه (تیتوس {تایتوس} آندرونیکوس) متولد قرن شانزدهم میلادی است و اگرچه از همان ابتدا که تراژدی نویسی را به کارنامه شکسپیر اضافه می کند در زمره بهترین آثار او قرار گرفته است اما در طول این سال ها بارها و بارها به دلیل محتوای کمیاب و برملاکننده ایدئولوژی های ضد مردمی اش والبته با بهانه عریانی خشونت وافری که ... دیدن ادامه » جایگزینی ندارد از دسترس اهالی هنر و هنردوستان دور می ماند, تا اینکه با ترویج و رهایی رفتارهای آزادی خواهانه قرن بیستمی آفتاب اقبال بر این نمایشنامه تابیدن گرفته و صحبت ها در مورد محتوای قدرتمند و شفافش که قابلیت سحرانگیزی در آداپته شدن در مرزهای جغرافیایی مختلف را دارد رونق می گیرد.
تیتوس آندرونیکوس, 2 سال پیش و با کارگردانی (بار بلانچ) اهالی تئاتر انگلستان و بعدتر جهان را وادار به تفکر و تمعق در مورد زوایای پنهان و گاه سیاه و کثیف ایدئولوژی های سیاسی اجتماعی پر طرفدار حاکمان جهان می کند و در حال حاضر درتماشاخانه ایرانشهر تهران ( مسعود طیبی) با همان خط فکری و مشابهت های بسیار در طراحی و اجرای صحنه ها شما را به مهمانی (تفکر,تعمق و تعقل) دعوت می کند.
طیبی, با استفاده از نسخه بازنویسی شده این نمایشنامه به قلم شهرام احمدزاده دست به کاری بزرگ زده و با استفاده از لازمانی آن تئاتری مدرن را به روی صحنه می آورد.تیتوس آندرونیکوسِ طیبی برای نفوذ کردن به بخش پرسش گر و مطالبه جو ذهن مخاطب تدارک دیده شده و در انجام آن هم کاملا" موفق است.ریتم مناسب, طراحی چشمنواز و عریانی کمتر دیده شده صحنه ها در تئاتر ایران در کنار همذات پنداری مخاطب با مسائل مختلفی که در طول داستان روایت میشوند برگ های برنده ورژن تهرانی این نمایشنامه لامکان است.
با توجه به وفاداری احمدزاده به ذهنیت شکسپیر در شکوفا کردن تفکرات ضد اومانیستی مسئله اصلی نمایش همچنان تقابل فرد و جامعه بوده و آنچه باعث میشود شخصیت اصلی داستان قهرمانی منفور و لزج باشد صدور اجازه نامه آسان مخاطب به زوایای پنهان ماهیت ایدئولوژی حاکم و دور کردن اذهان عادت داده شده به ابر قهرمانان همیشه پاک و بی گناه است.
و نکته آخر اینکه ( تیتوس آندرونیکوس ) مسعود طیبی شما را با دست پر روانه منزل می کند و اگر تلاشش برای فهماندن اهمیت انتخاب صحیح و تحصیل شده جریانات فکری عظیم به فرجام مناسبی نرسد حداقل توانسته است شما را وادار کند برای پاسخگویی به او و ادعاهایش سری به منابع و مواخذ حقیقی و دست نخورده زده و با او وارد مباحثه شوید.
خون به پا میشود یک نمایش متفاوت و مفهومی چون خیلی شبیه به حال و روز سیاست الان ما
دیدن این نمایش منو خیلی متعجب کرد چون اجرا بردن این کار خیلی جرأت میخواست

افرین به این انتخاب تون
مسعود طیبی و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به بهانه اجرای نخستین بار اقتباسی از «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر، شب گذشته موفق شدم نمایش «خون به پا می شود» اقتباسی از نمایش «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر به کارگردانی مسعود طیبی در تماشاخانه ایرانشهر را دیدم.نمایش «خون به پا می شود» مرگ سیاست در تراژدی را به تصویر می کشد این نمایش به نبرد قدرت میان دو برادر «ساتورنینوس» و «باسینیوس» می پردازد، « ساتورنینوس» بردار بزرگتر نماد سنت های آن روزگار رم است و «باسینیوس» شاعر پیشه و مزین به اخلاق که پرچم دموکراسی را در دست دارد.
با تماشای «خون به پا می شود» بیشتر از تماشای دیگر آثار شکسپیر به نبوغ او پی می بریم، چرا که مخاطب را تحت تاثیر صحنه های دراماتیک قرار داده، هیجان زده می کند و عاقبت او را وحشت زده و مبهوت از رخدادهای نمایش رها می کند. ممکن است این درست باشد که بگوییم هدف شکسپیر از کاربرد خشونت، سرگرم ... دیدن ادامه » کردن مخاطب با ژانر وحشت است اما در هر حال باید بپذیریم که در ورای این نمایش خشونت بار، منطقی نیز نهفته است. شکسپیر هدفش از به تصویر کشیدن بیش از ... قتل خونین در جریان نمایش، بیان این نکته است که در جهانی که ما در آن زیست می کنیم افول صلح و دوستی و اوج گرفتن نزاع بر سر قدرت، درگیری و جاه طلبی قطعا برای جامعه خطرناک خواهد بود چرا که این درجه از خشونت و خون ریزی از برای انتقام، جاه طلبی و کسب یا حفظ قدرت نتایج دهشتناکی چون مرگ، قطع عضو، تجاوز و ... به همراه خواهد داشت.
در همه صحنه های نمایش، رابطه میان خوی انتقام جویی و خشونت به گونه ای به تصویر کشیده شده است که در طول نمایش مخاطب همواره شاهد سلسله قتل ها و خونریزی هایی است که برای کسب انتقام اتفاق می افتد، و تاثیری که از زشتی و دردناکی به تصویر کشیده شده در صحنه های نمایش بر جان مخاطب به جای می ماند، صرفا یک شقاوت جسمانی و زمینی نخواهد بود بلکه شکسپیر در این نمایش به مخاطب نوعی آگاهی درونی از درد و رنج منتشر از خشونت و کین خواهی می بخشد.
شاید در زمان مشاهده نمایش بیشتر درگیری ها و خون ریزی ها به نظر مخاطب بیهوده و بی دلیل به نظر برسد اما حقیقت این است که شکسپیر می خواهد با اغراق به ما بگوید که مردم چه بهایی برای نیت ها، اهداف و رفتارهای پلید و بد خود پرداخت خواهند کرد.
اگر چه در این اثر نقاط ضعفی نظیر عدم همخوانی نورپردازی با وضعیت دراماتیک دارد و جای خالی طراحی صحنه مناسب و همخوان با اثر به شدت حس می شود. با این حال، به نظرم کار ارزشمندی است. در نمایش «خون به پا می شود» که اقتباس هوشمندانه ای از نمایشنامه «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر به قلم شهرام احمدزاده است، مخاطب شاهد روایتی از مردمان سرزمینی است که همه انرژی و قدرت خود را بر صدمه زدن به دیگران و خشونت ورزی متمرکز می کنند، بدون این که به نتایج و پیامدهای بالقوه اعمالشان و بازخوردهایی که دریافت می کنند، بیندیشند. بدون این که به این مساله بیندیشند که با این حد از خشونت و وحشی گری چه برسر خودشان و سرزمینشان خواهد آمد!
در همه صحنه های این نمایش، مخاطب در ناخودآگاه خود با این سئوال رو به رو می شود که این همه کینه جویی و آتش انتقام برای چه و چرا؟
مخاطب در این نمایش شخصیت هایی را می بیند که تمام خشونت و کین جویی خود را تنها با این بهانه توجیه می کنند که در حق آنها ظلم و ستمی به ناحق صورت گرفته است. هر فرد خود را مجری عدالت می یابد و خود بر آن می شود که مجرم را مجازات کند. به همین دلیل است که در طول نمایش یک رشته اعمال شرورانه با واکنش های شروارنه مشابه را شاهد خواهیم بود. هر شخصیت نمایش در پی انتقام جویی نه تنها به خودش که به عزیزانش نیز آسیب می رساند. تراژدی را برای دیکتاتورها می نویسند و هر انسانی در درون خودش یک دیکتاتور دارد که اگر آن را رام نکند، سرنوشت محتومش نابودی است.
کارگردان در خلق این نمایش تلاش کرده است تا ارتباط تصویری و معنایی مناسبی میان گذشته و حال خلق کند. آن گونه که یان کات می گوید: «معاصر بودن به معنی ارتباط میان دو زمان است اول زمانی که شخصیت های نمایش در آن به سر می برند و دوم زمانی که بر تماشاگران می گذرد.» کات معتقد است: «هر گاه در اجرایی، این دو زمان دقیقا به یکدیگر متصل شوند شکسپیری که معاصر ماست پدیدار می گردد.» و کارگردان اثر تلاش کرده است این پیوند را با زبان نمادین به صورت کوتاه اما چالش برانگیز به تصویر بکشد. از نظر تکنیکی، کارگردان «نمایش خون به پا می شود» تلاش کرده است تا ارتباط تصویری میان گذشته و حال ایجاد کند به گونه ای که با استفاده از المان ها و نمادهای خشونت از زمان حال نمایش را از انحصار زمانی به رم باستان خارج کند تا با ارتباط معنایی مفهوم خشونت و جاه طلبی میان گذشته و حال در ذهن مخاطب، در اثرش از تداوم عنصر خشونت و جاه طلبی تا زمان حال ما سخن بگوید.
هر چند، به قول یان کات در سراسر نمایش تماشاگران امروزی در قیاس با مخاطبان قرن 19 شاهد چیزی بیش از انبوه قتل های مضحک و گروتسک و غیر ضروری نخواهند بود. اما، ترکیب صحنه های مدرن در نمایش باعث می شود تماشاگر معاصر با کشف و همانند سازی مسائل امروزی در نمایشنامه اغلب به طور غیر منتظره ای خود را با مردم دوران الیزابت نزدیک احساس کنند و یا دست کم خود را در جایگاهی بیابند که بتوانند شرایط آن ها را به خوبی درک کنند.
در سراسر نمایش مخاطب المان هایی از خشونت در زمان معاصر ما را در دست شخصیت هایی می بیند که در رم باستان زندگی می کنند، و این مخاطب را در سفری میان حال به گذشته و از گذشته به حال نگه می دارد و بدین ترتیب، نوعی آگاهی و معنی در درون جان و روح مخاطب بنا می کند که ناخودآگاه خشونت ها، انتقام جویی ها و جاه طلبی های مدرن در دوران معاصر ما را نشان می دهد.
حرف نهایی و کلام آخر نمایش «خون به پا می شود» برای مخاطبانش این است که صلح و دوستی تنها کلیدی است که همه قفل های بسته را می گشاید و زمین را جای بهتری برای زیستن می کند. امیدواریم مردم جهان روزی آگاهانه و خردمندانه از جنگ دوری کنند.
سپاس و مرحبا بر عطف صبورتان به امروز جهان ما و شاید فردا !
۱۰ خرداد
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

روحت شاد فردوسی
ایشالا تنت دچار لرزش نشده باشه
۱۳ خرداد
Sir F.J ❤️❤️
۱۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه بخوام در چند کلمه توصیف کنم فقط میتونم بگم عالی بود نمیتونم راجبش صحبتی بکنم و هرچه بگم میترسم کم گفت باشم کم لطفی به عوامل کار دکور صحنه بازی گریم متن واقعا عالی بود در زمانی که کارها با محتویات ضعیف وارد اجرا میشن واقعا کار پر مفهوم و قوی بود
:/
۱۰ خرداد
امیدوارم در آینده بیشتر از نظرات شما فیض ببریم دوست عزیز.
به تیوال خوش آمدید.
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بر حسب اتفاق به دیدن این کار نشستم و از شدت بی محتوایی بازی‌های بد( به معنای واقعی کلمه بد!!!) لباس و دکورِ بی‌هویت بیان ضعیف تیپ بودن شخصیت‌ها تقلید صدا و جیغ زدن و فریاد کشیدن های مکرر و بیجا روی صحنه چیزی دیگری ندیدم.
آقای کارگردان عزیز لطفا لطفا لطفا به شعور مخاطب احترام بگذارید و قدری دانش فنی خود را بالا ببرید که حداقل گوش مخاطب از پاره شدن حنجره بازیگرهایتان کر نشود!!!!!
تشکر که اجرای منو دیدید
۱۰ خرداد
کاربر "شهلا قرایی" :
قطعا نه حضور در تیوال ارزش تلقی میشه و نه عدم حضور در اون ضد ارزش، اشاره به تازه وارد بودن شما تو این محیط و دفاع از فقط یکی از کارهای روی صحنه، به این دلیل بود که خودتون کمی در خصوص این حضورتون و تاثیرش تامل کنید.
هیچ کسی مجبور ... دیدن ادامه » نیست برای اینکه علاقه اش رو به یک اثر نشون بده راجع به کارهای دیگه هم نظر بده. خیلی از کاربران تیوال هستن که سالهاست عضو این جامعه مجازی هستن و کارهای زیادی رو هم تماشا میکنن، ولی فقط راجع به یک یا چند کار مشخص نظر دادند.
ولی قبول بفرمایید که حضور و نوع ادبیات تون (کاری با خوب یا بد بودنش ندارم، منظورم اغراق و هیجان نوشته هاتون هست) ذهنیت خاصی رو میسازه. بنده یا هیچ کس دیگه نه حق داریم، نه صاحب صلاحیت هستیم، و نه قدرت این رو داریم که شما یا هرکس دیگه رو از حضور و اظهار نظر منع کنیم، اما محق هستیم برداشت خودمون رو از نوع مواجهه شما با "خون به پا میشود" و منتقدان این کار داشته باشیم.
"شهلا قرایی" ، وجود آزادی بیان، تضمینی برای تعیین نوع برداشت دیگران از بیان ما نیست، من و شما مختاریم به نظردهی تو تیوال، ولی باید مسئولیت ذهنیتی که میسازیم رو قبول کنیم.
همه کاربرانی که با شما وارد بحث شدن، خواستن این رو به شما منتقل کنن که این نوع دفاع شما از کار، ذهنیت نازیبایی رو میسازه و اثرگذاری نظرات شما رو پایین میاره.
کاربر "شهلا قرایی"، به سبب علاقه ای که به تک تک کاربران تیوال و خود این جامعه مجازی دارم، به دلیل حرمتی که برای حضور کارگردان و بازیگر این نمایش پای نظرات کاربرها دارم، به دلیل قداستی که به ذات بحث کردن راجع به آثار هنری قائل هستم، به شما عرض میکنم که برآیند کامنت های شما در خصوص این کار نمود مضحک و بی ارزشی داره. ممارست شما توی رد تمام کامنت های منفی، شائبه تعلق خاطر شخصی و حتی وابستگی شما رو به عوامل کار برمی انگیزه. ممکنه این برداشت من اشتباه باشه، ممکنه من و دیگرانی که باهاتون وارد بحث شدن برداشت غلطی داشته باشیم، ولی این برداشت غلط و این اشتباه ما ناشی از برخورد شما بوده. و همه تلاش دوستان این بوده که شما رو متوجه این تاثیر رفتارتون بکنن.

۱۰ خرداد
خانم قرایی ظاهرا اینقدر نمایش رو دوست داشتید که سیره رفتارتون با اسم نمایش هماهنگ شده زیر هر کامنتی که کوچکترین نقدی داشته باشه خون به پا میکنید‌.
۱۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

حالا تخفیف تپلش بود، سالن ناظرزاده اش بود، کم تماشاگر بودنش بود، حضور ندا مقصودیش بود، نمایشنامه ی وسوسه برانگیز تیتوس آندرونیکوسش بود، ساعت و روزش بود، دیروز یعنی چهارشنبه روزش بود بالاخره نمایشی از مسعود طیبی ببینم و از تماشایش هم راضی و خشنودم.

جالبه دقیقن در یادداشت قبلیم در مورد نمایش «شهر ما» که در همین سالن بغلی یعنی سمندریان اجرا میرود، به مناسبات و الزاماتی که وجود داشته اشاره کردم و در مورد این نمایش هم همین موضوع صدق می‌کند. به نظر می‌رسد در واقع می‌توان به طور کلی از مناسبات و الزامات این روزهای تئاترمان صحبت کرد که گویی گریبان‌گیر بسیاری از نمایش هاست.

اجرای چنین اثری از شکسپیر قطعن نیاز به پروداکشن قوی دارد که متأسفانه نبودش کاملن محسوس است. نبود این پشتوانه نمایش را جمع و جور کرده. نمایش کشش بسیار خوبی دارد اما متأسفانه بدون طمأنینه پیش می‌رود. بیشتر شاهد دنباله ای از حوادث هستیم تا دیدن پیش زمینه های آنها و یا فرصتی برای نزدیک شدن به شخصیت ها و حتی از دیالوگ های جاندار شکسپیری هم چندان خبری نیست و موسیقی هم چندان مجالی برای همراهی با نمایش نمیابد و کلن صحنه ها پرداخت کافی ندارند.

آرون شخصیت اگزوتیک نمایش هست به همین دلیل کنجکاوی برانگیز و جذاب و تماشاییست و جا داشت بیشتر بدو پرداخته میشد به خصوص تماشای زوج آرون و تامورا را به زوج باسیانوس و لاوینیا ترجیح می‌دادم.

جهت نزدیک تر شدن به شرایط روز سیاسی، به نظر می‌رسد تغییراتی نسبت به متن اصلی وجود دارد که به طور مشخص در مورد شخصیت تیتوس مشهود است. به علاوه شاهد ارجاعات مستقیمی به برخی ازین دست موارد جاری هستیم. اما جالب بود این بار این ارجاعات اذیتم نکرد، شاید به دلیل صراحتش و اینکه به خوبی فاصله اش از متن مشخص بود. چیزی شبیه به نمایش در نمایش اتفاق می‌افتاد؛ انگار بازیگر از نقشش خارج می‌شد، وارد نقش جدیدش در آن صحنه ی ارجاعی میشد، و دوباره با پایان آن صحنه به نقشش در نمایش شکسپیر بازمیگشت.

مسعود طیبی نشان می‌دهد تئاتر سیاسی را خوب می‌شناسد و موفق شده یک اثر سیاسی را به روی صحنه آورد. گرچه مناسبات و الزامات نمایش شاید تا حدود زیادی از همین بابت بوده باشد اما خوشحالم هنوز هم تئاتر سیاسی نفس می‌کشد و من هم موفق به تماشایش شده ام.

حضور مسعود طیبی برای تئاتر ما ارزشمند است. امیدوارم مردم هم با تماشای نمایشش از تئاتر به خصوص تئاتر سیاسی حمایت کنند. نمایش های آتیش را دنبال می‌کنم.

پ. ... دیدن ادامه » ن. این یادداشت از صفحه اینستاگرام zoghejari به درخواست مسعود طیبی عزیز بازنشر شد.
یه زحمتی بکش یادداشت قبلیت رو هم بذار تو برگه "شهر ما". وصف حال و نظر منم بود... مخصوصا اون جمله آخرش. حیف شهر ما
۰۹ خرداد
خواهش میکنم آقای دکتر اشراقی گرامی، موفق باشید
۱۰ خرداد
از توضیحاتتون سپاسگذارم.
۱۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه اثرسیاسی خشن و شهوت انگیز از شکسپیربه حال و هوای این روزای کشور خیلی مرتبط بود گرچه با این سبک کار ارتباط نمیگیرم. از لباس و دکور گرفته تا بازی بعضی بزرگانی که تو کارش بازی میکنند.اما بیان اقای اشراقی بهتر از اجرای برزخ شده بود و اسکیت بازی خانم جوان دلنشین و رمانتیک گونه بود.
با سلام و احترام، بیشک حضور آقای دکتر اشراقی در برزخ و این تئاتر از نقاط قوت هردو اثر به شمار میرود،و تسلط ایشون در بیان ،مهارت ایشون رو در اجرا به وضوح آشکار میکند.
۱۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من متاسفانه نمایشنامه اصلی شکسپیر رو نخوندم و نمیدونم متن اجرایی چقدر به متن اصلی وفادار بوده ...
یک نماشنامه انگار بازنویسی-نوشته شده بود تا شرایط حال و گذشته و آینده کشور را مقابل چشمانم به اجرا دربیاورد... (هرچند بنظرم برخی انتقادها مغرضانه درون نمایش گنجانده شده بود(اشاره به عین جملات شخصیتهای حقیقی) با توضیحات کارگردان اندکی توجیه شدم اما با تمام نقدهایی که خودم به شرایط فعلی وارد میدانم اما مطمئن هستم که شاید اگر به چندین سال قبلتر برمیگشتیم چنین متنی یا متنهایی مجوز نمایش هم نمیگرفتند چه برسد به ...

نکته دوم اینکه بنظر میرسید یک بخشهایی از کار عین یک تکه هایی از یک پازل حذف شده بودن و این امر باعث شده بود داستان از گیرایی و حتی انرژی یکسانی برخوردار نباشه
بازی آقایان شهراز و طباطبایی چشمگیرتر بود با احترام به بقیه دوستان بازیگر ...

به ... دیدن ادامه » امید دیدن کارهای بهتر و موفق تر از گروه اجرایی و کارگردان جوان آقای طیبی گرامی
"شریف"
در این هیاهوى پر از هیچ در سالنهاى پر از دولیبریتى،اثرى شریف و دغدغه مند به روى صحنه است که فرم و محتوا در راستاى یکدیگر بى هیچ اغراق و خودنمایى ارایه میشود،جسارت انتخاب چنین متنى در شرایط فعلى کشور ستودنیست، چه برسد وقت گذاشتن بر روى آن و به ثمر رساندنش،قطعن اگر با نگاه ایده الیستی به هر اثرى نگاه شود ضعفهایی نمایان میشود،اما اگر با آثارى که در چند سال گذشته به روى صحنه رفته است مقایسه کنیم، با اثرى روبرو میشویم که چه به لحاظ نویسندگی ، کارگردانی ، بازیگری و... حرفى براى گفتن دارد، و دیدنیست، تبریک به گروه اجرایى نمایش خون به پا میشود.
ضمن عرض ادب و خسته نباشید به تمامی عوامل این تئاتر و همچنین
کارگردان خوب این کار من واقعا از این تئاتر لذت بردم و
متفاوت ترین تئاتری بود که من دیده بودم واقعا از بازی
دوست عزیز و هنرمند ایمان اشراقی لذت بردم متفاوت ترین کاری بود که از ایمان اشراقی عزیز دیده بودم براش بهترین ها رو ارزو میکنم
من به همه دوستان عزیزم و علاقه مندان به تئاتر
دعوت میکنم به دیدن این نمایش برن چون واقعا اگه
نبینن از دستشون رفته
و باز خسته نباشید به تمامی عوامل و بازیگران دیگر نمایش
خون به پا که هر کدام به نحوی واقعا در این کار درخشیدن
نمایش خون به پا میشود <======
با تقدیم احترام
من واقعا شرمنده میشم بالاخض در محضر اساتید تئاتر که همبازی من هستند در این نمایش- از لطف دوستان .
اگر به اینستاگرام من مراجعه کنید، متوجه میشید که اکثر تماشاچیان از مراجعین مطب من یا دوستداران سریال خط قرمز هستند.
مفتخرم که موجب تئاتربین ... دیدن ادامه » شدن جمعی شدم که این هنر کامل بسی در دیار ما مهجور است .
این بزرگواران به من لطف دارند و به دیده تحسین ، عیوب مرا نمیبینند لذا پس از دیدن این نمایش به توصیه کارگردان جهت برقراری دموکراسی بیان / اکانت تیوال ساخته اند و مرحمتشان موجب شرمساری من شده است- لطف ایشان است نه الزاما فضیلت بنده.
افتخار من و عشق من حرکت در مسیر تعالی است که پرورش از رسیدن مقبولتر و مطبوعتر است - درود بر شما که پویای هنر این سرزمینید- به امید دیدار روی ماهتان
ایمان اشراقی
۰۲ خرداد
سپاس جناب جعفریان
خانم کامروز عزیز/با نظر شما موافقم گرچه
تلویحا عرض میکنم این دوستان طرفداران سریال خط قرمز و ... هستند نه آشنایان بنده!!!
کمال سر محبت ببین نه نقص گناه
که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند
سپاس
۰۲ خرداد
درود
خط قرمز که یکی از نوستالژی های دوس داشتنی ما دهه شصتی هاست :)
برقرار باشید
۰۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"شکسپیری تهی ازشگفتی"

اساسا اجرای متن‌های شکسپیری حتی اگر اقتباس یا برداشت آزاد باشد، نیازمند تبحر و شناخت کافی از متون وعناصر مهم آن‌ست که بتواند در اجرا، به ماهیت اصلی دلهره، اضطراب، حساسیت، و خشونتی همراه با نگاهی معاصرسازی شده، نزدیک شود. و به‌خوبی و شگفتی یک اثر هنری شکسپیری به‌جا و درخور، به‌مخاطب عرضه شود و او را با فضای رعب‌آور، و خشونت‌طلبی که در جهان امروز نیز به کرات قابل لمس و تجربه‎است، ارتباط ایجاد کند.
"یان کات" نظریه‌پرداز شهیر تئاتر، می‎گوید:" معاصر بودن به‌معنای ارتباط میان دو زمانه است : اولی زمانی است که شخصیت های نمایش در آن به سر می‎برند و دومی زمانی که بر تماشاگران می‎گذرد. هرگاه در اجرایی این دو زمان دقیقن به یکدیگر متصل شوند ،شکیپیری که معاصرماست پدیدار می‌گردد. "
به‌نظر می‌رسد نمایش "خون به‌پا می‌شود" چه درمتن شهرام احمدزاده و چه در اجرا و کارگردانی مسعود طیبی، با چنین نگاه معاصرسازی شده‌ای، تولید شده‌است. از گریم و طراحی لباس تا نحوه ی بیان و دیالوگ‌ها، و دخل و تصرف‌هایی که در متن اصلی روی داده.
اما این تغییرات، بدون قاعده و چنان وصله‎ی ناجوری‎ست که هرکسی حتی اگر متن اصلی را نخوانده باشد کاملا متوجه می‎شود چه قسمت‎هایی از نمایش، سلیقه‌ای و بدقواره به متن اصلی سنجاق شده است. به ویژه بخش‌هایی که کاراکتر"باسیانوس" به‎شکل شبح بالدار چندین بار بر لاوینیا ظاهر می‌شود، چنان کمیک و نامتجانس است که قاعده و سازوکار نمایش را بشدت متزلزل می‎کند. و از روند کلی خشونت و تراژدی آن، به‌طرز واضحی منحرف و سقوط می‎کند. سقوطی که درکنار بازی اغراق‎شده‎ی ایمان اشراقی در نقش باسیانوس منجر به ویرانی کل ماهیتِ شکسپیری نمایش می‎شود.
ارتباطی که در یک مسیرِ مشخص به سختی بین تماشاگر ومتن و اجرایی باسرعت بالای تعویض صحنه‌ها، درحال شکل گیری‌ست، تکه‌تکه‌شده و از هم فرو می‌پاشد. از جایی به‎بعد، متوجه می‌شویم دیگر با اثری فاخر با محتوای شکسپیری مواجه نیستیم بلکه یک ترکیب کاملا شخصی و درهم ریخته ای‌ست که نه می‌تواند وفادار به‌متن باشد و ‌نه استقلال خودش را بدست بیاورد.نه استفاده تکراری و کلیشه‌ی لباس‌های چرم و زنجیر و نقش‌های حیوانی، نجات‌دهنده است و نه دکلمه‎خوانی و باراحساسی ورمانتیک جواب می‎دهد. چه‌بسا بشدت آنرا عامه‌پسند می‌کند.
نمایشنامه‌ی "تیتوس آندرونیکوس" اولین تراژدی شکسپیرست که طبق نظر پژوهشگران متونش، خود فاقد جاافتادگی و پختگی لازم هر کارکتر و فضای کلی‌ست. درام و تراژدی در مراحل اولیه ذهنیت شکسپیر درحال شکل‌گیری‌ست و هنوز به بلاغت و فصاحت خاصش نرسیده، درمتن 35 نفر کشته و مشخصا 10 مرگ فجیع دارد که خواننده را دلزده وخسته می‌کند. بااین حال وقتی "پیتر بروک" با بازی سرلارنس الیویه آنرا به اجرا و نمایش درمی‎آورد چنان شاهکاری می‌سازد که متن برای تماشاگران صدچندان محبوب‌تر جلوه می‌کند. اما آنچه در "خون به پا می شود" برصحنه می‌آید، پروسه کاملا خلاف جهتی‎ست. متنی که کمتر در ایران اجرا شده، با متنی دستکاری و رمانتیزه شده تبدیل به‌یکی از ملال آورترین اجراهایی می‌شود که درچندسال اخیر از شکسپیر دیده‌ایم .
بازی بازیگران نیز به‌همین دلیلِ تغییرات نامتجانس، دچار بیرون‌زدگی و ناهماهنگی‌ست. ریتم‌ها گاه از دست می‌رود و مکث‌های زیاد مانع حفظ انسجام می‎شوند. خسرو شهراز با پیشنه‌ی مسلم درامر بازیگری، درنقش خود جانیفتاده، و از آن حضورِ پرصلابتِ صحنه‌ای خبری نیست.
تنها امین طباطبایی در نقش ساتورتینوس، توانسته درک درستی از کاراکترش را با تغییرات اعمال شده، ارائه دهد.اما در نهایت در بهم‌ریختگی سایر عناصر ذوب ومحو می‌شود.

شاید متون شکسپیر که پرتعداد‌ترین اجرای تئاتری در کل جهان‌ست، این امر را مشتبه کند که اجراهایی ساده و پرظرفیتی هستند که به‌راحتی می‌تواند مورد انتخاب هرکارگردانی قرار بگیرد اما آنچه لازمه این تعداد تکرارست، بازنمایی بهتر از هسته شناسی تراژدی و خشونت‎هایی‌ست که درک متفاوت‌تر و عمیق‌تری را برای مخاطب ایجاد کند. نه آنکه بیش از آنکه یک اجرای صحنه‌ای کمال‎یافته باشد، بازخوانی متنی باشد که مورد هجوم دستکاری‎های ناشیانه نیز قرار گرفته‌است
البته که ظرفیت های درخشان و فراوان نمایشنامه‎های شکسپیر چنان عظیم‌ست که به‌راحتی می توان با تغییرات هدفمند و معاصرسازی شده، درقالب فرم و محتوایی کارکردی به اجرا درآید، اما اگر تنها آنچه برداشت شود، سلاخی های متعدد،جلوه‌های بصری و شاعرانگیِ فانتزی و رمانتیزه باشد، نه تنها قادر به ارتباط با مخاطب دوستدار شکسپیرنیست، بلکه از وجاهت هنری لازم نیز بی بهره می‌ماند.
"خون به پا می شود" می‌توانست تئاتر موفقی باشد اگر درک و شناخت عمیق‌تری از شکسپیر، در متن و اجرا و تغییراتِ اعمال شده اش، وجود می داشت و تماشاگر را با امکان‌های کنش‌مند بیشتری از او آشنا می‌کرد.

نیلوفرثانی
منبع: ... دیدن ادامه » شکسپیر معاصرما/ یان کات/ رضاسرور/نشربیدگل

https://www.honarnet.com/?p=3668
درود و عرض ادب
ممنون از نقد دقیق ، گویا و ارزشمندت
طبق معمول استفاده کردم
۳۱ اردیبهشت
درود زهره جان عزیز تاجایی که اطلاع دارم گالری ها دراین ایام باز هستند بجز تعطیلات رسمی مثل روز دوشنبه ..بااین حال شاید بهتر باشه قبل از رفتن به هرکدام تماس بگیرید چون گالری ها براحتی برنامه هاشون رو تغییر می دهند.
گالری شیرین 1/2 / اثر/ طراحان آزاد مورد ... دیدن ادامه » های جذابی هستند
۰۴ خرداد
خیلی خیلی ممنون خانم ثانی
۰۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمره ای که به کار می دهم ۱ از پنج
و بی تعارف اگر صفر هم داشتیم صفر می دادم
با شش نفر از دوستانم کار رادیدیم و به قول یکی از دوستان، کفاره گناهان مان بود
بازی ها اصلا هماهنگی نداشت
ایمان اشراقی ، که ازش بازی تئاتر ندیده بودم، بنظرم از بچه های دبیرستانی که تیاتر ۲۲ بهمن بازی می کنند بدتر بود.
رفت و امد بازیگرها به صحنه واقعا بی نطم
دکور خیلی خیلی بد بود،
از همه مهمتر خود نمایشنامه بود که کارگردان اخر سر می رن بالا و می گن که سانسور شده و این کار را به نظرم خرابتر می کنه
نه درام کار دراومده و نه تیکه ی رمانتیک کار( خودمونی گفتم )


امیدوارم پاک نکنید نظر من را
چون واقعا در سالن ناظر زاده انتظار کار بهتری داریم
چه نظر پرراز حسادت و کینه ای
۳۱ اردیبهشت
خانم رویا عالم با شما معنا میشه
۰۳ خرداد
آقای مرادی موفق باشین و سپاسگذارم از توضیحاتتون.
۱۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام واحترام
شب گذشته اجرای خون به پا می شود اقتباسی از اثر شگرف و به تفسیری سیاسی «تیتوس آندرونیکوس» جناب شکسپیر را دیدم اثری که خوی پلید وپلشت انسان پر نفرت و طماع و ویرانگیر را عریان و بی کم وکاست به نمایش میگذارد نمایشنامه ای که در ابتدای دوران ادبی شکسپیر نوشته شده و از کم طرفدارترین و مهجورترین نمایشنامه های شکسپیر محسوب می شود و دلیل مهجور ماندن این اثر شاید این است که قهرمانان این اثر ، توسط منتقدان به عنوان کم طرفدارترین قهرامانان تراژیک شکسپیر رده بندی شده اند که می توانند هر احساسی به جزء همدردی را برانگیزانند.و این در حالی است که در زمان خود شکسپیر این نمایشنامه اثری موفق بوده است، با این وجود، در دهه های پایانی هزاره دوم و در پرتو نظریه های پسانوگرا این تراژدی رومی محبوبیت خود را به دست آورده و دلیل این محبوبیت تا حد زیادی ... دیدن ادامه » به خاطر ساختار متناقض، گسیخته و ناهماهنگ این اثر است که با زمان ناموزون معاصر همسانی دارد. نوعی سیاسیگری و سیاسی اندیشی نمایشنامه یک قهرمان تراژیک غیر ارسطویی را به تصویر می کشد که به تدریج از نقش خود به عنوان شخصیت مرکزی کنار رانده می شود و همدردی مخاطب نسبت به خود را از دست می دهد. در واقع شکسپیر، با توجه به تفکرات ضد اومانیستی خود، در نظر دارد تا یک مشکل سیاسی اجتماعی را برجسته کند که این کار به نوبه خود مستلزم این است که قهرمان تراژیک از مرکز توجه دور شود.در این اثر بیگانگی ایجاد شده توسط شکسپیر، نمایشنامه های او را از حالت ارسطویی درآورده و به تئاتر حماسی برشت نزدیک می کند. در این نوع تئاتر فاصله ای بین مخاطب و شخصیت نمایش ایجاد می شود که به دور از احساسات ارسطویی ترس و ترحم ظرفیت مخاطب برای فکر کردن و مورد انتقاد قرار دادن یک مسئله اجتماعی برانگیخته می شود بنابراین و براساس تفکرات ضداومانیستی شکسپیر می توان گفت که تقابل دوسویه فردو اجتماع در این تراژدی رومی واژگون می گردد و قهرمانان تراژیک شکسپیر به نفع جامعه روم مورد تحقیر قرار گرفته و قربانی می شوند. و اما نمایش خون به پا میشود جسارت کارگردان برای انتخاب این متن سخت که کمتر کارگردانی شجاعت کارکردنش را دارند ستودنی است متنی که از کم رونق ترین متن های جناب شکسپیر است
من از تجربه اجرا رضایت داشتم و لذت بردم
و به دوستان توصیه میکنم که به تماشای این اجرا بنشینند چراکه شاید تا سالها کارگردانی برای اجرای این متن نباشد
امتیاز من به اجرا 3.5 از 5 .

پ ن
برداشتی آزاد از مقاله روح اله داتلی بیگی و اصل اثر
به نظرم تا حد زیادی درست گفتید
۳۱ اردیبهشت
جناب لهاک با سلام،تبریک به شما برای دانش و نگرش عمیقتون به دنیای هنر و ادبیات،از مطالب ارزنده تان بسیار آموختم،موفق باشید.
۰۱ خرداد
خانم ممنونم از لطف و توجهتون
۰۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید