تیوال نمایش خون به‌پا می‌شود
S3 : 05:37:19
براساس نمایشنامه «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر
خرید بلیت
۴۰,۰۰۰ تومان
٪۲۰ تخفیف
از ٪۳۰ تا ٪۴۰ تخفیف
٪۵۰ تخفیف
  ۲۲ اردیبهشت تا ۲۷ خرداد
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: شهرام احمدزاده
: مسعود طیبی
: خسرو شهراز، ندا مقصودی، امین طباطبایی، ایمان اشراقی، وحید جباری، ناصر رحیمی، پانیذ خوش نیک، ایمان میرهاشمی، علیرضا قیدری، بابک محمودزاده، کامران حاجی علی اکبر (پارسا)

گروه طراحان
: سعید آرین
: سهراب کرم‌رودی
: افسانه قلی‌زاده
: فاطمه محمدی
: رضا جاویدی (براساسthe evil within)
: شقایق شعبانی
: کیکاووس شکوهی
: جاهد قربانی
: محمدرضا خاکی
: غزال مهدی زاده
: جاوید علیپور، فرزین شکاری، رضا گورابی، رکسانا محمدشاطر
: نیکی پارسا امیر، پانیذ خوش نیک، سهراب کرم رودی
: امید شکری، نادیا داداش زاده، پریا پیوستی
: لیلا مهدی پور، رویا آخوندان، مریم رستگار، لیلا مال امیری، نادیا داداش زاده، شیوا ابراهیمی، سرور جعفریان، زهرا سالکی، پریا پیوستی
: امیر شکری
: سعید جمشیدپور
: زهرا بهرامی، فریبا داویجانی
: فرهاد میر محمد صادقی
: آریان جباری

یادداشت کارگردان:
انسان پیوسته در نوسان بین جاه طلبی ددمنشانه و ذات پاک بشریت است. چه خون‌ها که برای رسیدن به قدرت و چپاول نوع انسان در طول تاریخ ریخته شده است. این روند دردناک ظاهرا تا ابد ادامه دارد. چه باید کرد؟ انسان،موجودی که عمر بی نهایت کهکشان ها آنقدر اندک است که بر گاه شماره کیهانی در اندک زمانی مرگ را تجربه می کند، برای چه و چرا خون به پا می کند؟ این پرسش من است از اجرای اثرم. بله پرسش، چون من نیز جوابی برای آن ندارم.

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

گزارش تصویری تیوال از نمایش خون به‌پا می‌شود / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» مراسم رونمایی از پوستر نمایش«خون به‌پا می‌شود» و آغاز پیش‌فروش بلیت


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

"شکسپیری تهی ازشگفتی"

اساسا اجرای متن‌های شکسپیری حتی اگر اقتباس یا برداشت آزاد باشد، نیازمند تبحر و شناخت کافی از متون وعناصر مهم آن‌ست که بتواند در اجرا، به ماهیت اصلی دلهره، اضطراب، حساسیت، و خشونتی همراه با نگاهی معاصرسازی شده، نزدیک شود. و به‌خوبی و شگفتی یک اثر هنری شکسپیری به‌جا و درخور، به‌مخاطب عرضه شود و او را با فضای رعب‌آور، و خشونت‌طلبی که در جهان امروز نیز به کرات قابل لمس و تجربه‎است، ارتباط ایجاد کند.
"یان کات" نظریه‌پرداز شهیر تئاتر، می‎گوید:" معاصر بودن به‌معنای ارتباط میان دو زمانه است : اولی زمانی است که شخصیت های نمایش در آن به سر می‎برند و دومی زمانی که بر تماشاگران می‎گذرد. هرگاه در اجرایی این دو زمان دقیقن به یکدیگر متصل شوند ،شکیپیری که معاصرماست پدیدار می‌گردد. "
به‌نظر می‌رسد نمایش "خون به‌پا می‌شود" چه درمتن شهرام احمدزاده و چه در اجرا و کارگردانی مسعود طیبی، با چنین نگاه معاصرسازی شده‌ای، تولید شده‌است. از گریم و طراحی لباس تا نحوه ی بیان و دیالوگ‌ها، و دخل و تصرف‌هایی که در متن اصلی روی داده.
اما این تغییرات، بدون قاعده و چنان وصله‎ی ناجوری‎ست که هرکسی حتی اگر متن اصلی را نخوانده باشد کاملا متوجه می‎شود چه قسمت‎هایی از نمایش، سلیقه‌ای و بدقواره به متن اصلی سنجاق شده است. به ویژه بخش‌هایی که کاراکتر"باسیانوس" به‎شکل شبح بالدار چندین بار بر لاوینیا ظاهر می‌شود، چنان کمیک و نامتجانس است که قاعده و سازوکار نمایش را بشدت متزلزل می‎کند. و از روند کلی خشونت و تراژدی آن، به‌طرز واضحی منحرف و سقوط می‎کند. سقوطی که درکنار بازی اغراق‎شده‎ی ایمان اشراقی در نقش باسیانوس منجر به ویرانی کل ماهیتِ شکسپیری نمایش می‎شود.
ارتباطی که در یک مسیرِ مشخص به سختی بین تماشاگر ومتن و اجرایی باسرعت بالای تعویض صحنه‌ها، درحال شکل گیری‌ست، تکه‌تکه‌شده و از هم فرو می‌پاشد. از جایی به‎بعد، متوجه می‌شویم دیگر با اثری فاخر با محتوای شکسپیری مواجه نیستیم بلکه یک ترکیب کاملا شخصی و درهم ریخته ای‌ست که نه می‌تواند وفادار به‌متن باشد و ‌نه استقلال خودش را بدست بیاورد.نه استفاده تکراری و کلیشه‌ی لباس‌های چرم و زنجیر و نقش‌های حیوانی، نجات‌دهنده است و نه دکلمه‎خوانی و باراحساسی ورمانتیک جواب می‎دهد. چه‌بسا بشدت آنرا عامه‌پسند می‌کند.
نمایشنامه‌ی "تیتوس آندرونیکوس" اولین تراژدی شکسپیرست که طبق نظر پژوهشگران متونش، خود فاقد جاافتادگی و پختگی لازم هر کارکتر و فضای کلی‌ست. درام و تراژدی در مراحل اولیه ذهنیت شکسپیر درحال شکل‌گیری‌ست و هنوز به بلاغت و فصاحت خاصش نرسیده، درمتن 35 نفر کشته و مشخصا 10 مرگ فجیع دارد که خواننده را دلزده وخسته می‌کند. بااین حال وقتی "پیتر بروک" با بازی سرلارنس الیویه آنرا به اجرا و نمایش درمی‎آورد چنان شاهکاری می‌سازد که متن برای تماشاگران صدچندان محبوب‌تر جلوه می‌کند. اما آنچه در "خون به پا می شود" برصحنه می‌آید، پروسه کاملا خلاف جهتی‎ست. متنی که کمتر در ایران اجرا شده، با متنی دستکاری و رمانتیزه شده تبدیل به‌یکی از ملال آورترین اجراهایی می‌شود که درچندسال اخیر از شکسپیر دیده‌ایم .
بازی بازیگران نیز به‌همین دلیلِ تغییرات نامتجانس، دچار بیرون‌زدگی و ناهماهنگی‌ست. ریتم‌ها گاه از دست می‌رود و مکث‌های زیاد مانع حفظ انسجام می‎شوند. خسرو شهراز با پیشنه‌ی مسلم درامر بازیگری، درنقش خود جانیفتاده، و از آن حضورِ پرصلابتِ صحنه‌ای خبری نیست.
تنها امین طباطبایی در نقش ساتورتینوس، توانسته درک درستی از کاراکترش را با تغییرات اعمال شده، ارائه دهد.اما در نهایت در بهم‌ریختگی سایر عناصر ذوب ومحو می‌شود.

شاید متون شکسپیر که پرتعداد‌ترین اجرای تئاتری در کل جهان‌ست، این امر را مشتبه کند که اجراهایی ساده و پرظرفیتی هستند که به‌راحتی می‌تواند مورد انتخاب هرکارگردانی قرار بگیرد اما آنچه لازمه این تعداد تکرارست، بازنمایی بهتر از هسته شناسی تراژدی و خشونت‎هایی‌ست که درک متفاوت‌تر و عمیق‌تری را برای مخاطب ایجاد کند. نه آنکه بیش از آنکه یک اجرای صحنه‌ای کمال‎یافته باشد، بازخوانی متنی باشد که مورد هجوم دستکاری‎های ناشیانه نیز قرار گرفته‌است
البته که ظرفیت های درخشان و فراوان نمایشنامه‎های شکسپیر چنان عظیم‌ست که به‌راحتی می توان با تغییرات هدفمند و معاصرسازی شده، درقالب فرم و محتوایی کارکردی به اجرا درآید، اما اگر تنها آنچه برداشت شود، سلاخی های متعدد،جلوه‌های بصری و شاعرانگیِ فانتزی و رمانتیزه باشد، نه تنها قادر به ارتباط با مخاطب دوستدار شکسپیرنیست، بلکه از وجاهت هنری لازم نیز بی بهره می‌ماند.
"خون به پا می شود" می‌توانست تئاتر موفقی باشد اگر درک و شناخت عمیق‌تری از شکسپیر، در متن و اجرا و تغییراتِ اعمال شده اش، وجود می داشت و تماشاگر را با امکان‌های کنش‌مند بیشتری از او آشنا می‌کرد.

نیلوفرثانی
منبع: ... دیدن ادامه » شکسپیر معاصرما/ یان کات/ رضاسرور/نشربیدگل

https://www.honarnet.com/?p=3668
درود و عرض ادب
ممنون از نقد دقیق ، گویا و ارزشمندت
طبق معمول استفاده کردم
۳ ساعت پیش
درود بر شما بانو ثانی عزیز و بزرگوار
نقدتان بسیار جامع و زیبا بود و با هر آنچه در مورد این نمایش به رشته ی تحریر درآورده اید هم نظر هستم،نگاه تیزبین و قلم شیوای شما بانوی خردمند همواره تحسین برانگیز است.
مانا باشید و قلمتان همیشه سبز.
۲ ساعت پیش
@مختارجان بایزیدی عزیز ،سپاس بسیار که حضور ونگاهت را دریغ نداری وهمراه و همکلامید..چه حس خوبی بهتر ازاین که با دوستان خوب تئاتربینم همنظر باشم..برای شماهم، ایام بکام ..
۵۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمره ای که به کار می دهم ۱ از پنج
و بی تعارف اگر صفر هم داشتیم صفر می دادم
با شش نفر از دوستانم کار رادیدیم و به قول یکی از دوستان، کفاره گناهان مان بود
بازی ها اصلا هماهنگی نداشت
ایمان اشراقی ، که ازش بازی تئاتر ندیده بودم، بنظرم از بچه های دبیرستانی که تیاتر ۲۲ بهمن بازی می کنند بدتر بود.
رفت و امد بازیگرها به صحنه واقعا بی نطم
دکور خیلی خیلی بد بود،
از همه مهمتر خود نمایشنامه بود که کارگردان اخر سر می رن بالا و می گن که سانسور شده و این کار را به نظرم خرابتر می کنه
نه درام کار دراومده و نه تیکه ی رمانتیک کار( خودمونی گفتم )


امیدوارم پاک نکنید نظر من را
چون واقعا در سالن ناظر زاده انتظار کار بهتری داریم
چه نظر پرراز حسادت و کینه ای
۵ ساعت پیش
بازی نقش باسینیوس شاعرانه و تحت تأثیر لاوینیا باورپذیر بود و آنطور که در نمایشنامه مقید شده او چهره ای زیبا داشته که تمامی این مختصات در ظاهر و بازی آقای اشراقی هویدا بود؛
این حجم از دیالوگ در قالب فرم خود شگفتی است و صحنه مینیمالیستی تمرکز را بروی بازی ... دیدن ادامه » ها فیکس می کرد؛
در صورت کند شدن حرکات در ورود خروج ها و یا مواردی در ریتم و اجرا این اثر ممکن بود به بیش از ١٢٠ دقیقه کشیده شود و اغلب مخاطبهای خوب ما (طبق تجربه عینی) فاقد این حجم از حوصله هستند اگرچه که همین اجرا در سالن رویال شکسپیر لندن در مقطعی از سالهای گذشته نچندان دور ١٨٠ دقیقه زمان اجرای آن بطول انجامیده است؛
و در آخر : آیا شما اجرای سوپر رئالیستی می پسندید؟ اگر پاسخ تان مثبت است پس این سالن را به اشتباه وارد شده اید...
۴ ساعت پیش
جناب بهکام عزیز ما در انتظار گودو ی 180 دقیقه ای و دوشس ملفی 210 دقیقه ای رو هم پشت سر گذاشتیم و دمی بر ندادیم ،ایراد از مقوله زمان و صبر و اینها نیست ، از دید من نوعی ، اون عبور و مرور فرشته وار و حمل بال و نظایر اون اوج ملال بود ، حالا اگه اسمش میشه اجرای غیر ... دیدن ادامه » سوپر رئالیستی و شگفتی و اینها بوده و ما راه کعبه و بتخانه رو اشتباه کردیم ، حالا سالن رویال شکسپیر که گذرم نمیفته خیالم راحته ! ولی اگه از این نوع غیر سوپر رئالیستی ها دوستان خواستن اجرا برن کاش یه ندائی هم بدن ما اندک سوادان در این مقوله عرصه رو بر باقی دوستان تنگ نکنیم

۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام واحترام
شب گذشته اجرای خون به پا می شود اقتباسی از اثر شگرف ژرف و به تفسیری سیاسی «تیتوس آندرونیکوس» جناب شکسپیر را دیدم اثری که خوی پلید وپلشت انسان پر نفرت و طماع و ویرانگیر را عریان و بی کم وکاست به نمایش میگذارد نمایشنامه ای که در ابتدای دوران ادبی شکسپیر نوشته شده و از کم طرفدارترین و مهجورترین نمایشنامه های شکسپیر محسوب می شوند و دلیل مهجور ماندن این اثر شاید این است که قهرمانان این اثر ، توسط منتقدان به عنوان کم طرفدارترین قهرامانان تراژیک شکسپیر رده بندی شده اند که می توانند هر احساسی به جزء همدردی را برانگیزانند.و این در حالی است که در زمان خود شکسپیر این نمایشنامه اثری موفق بوده است، با این وجود، در دهه های پایانی هزاره دوم و در پرتو نظریه های پسانوگرا این تراژدی رومی محبوبیت خود را به دست آورده و دلیل این محبوبیت تا حد ... دیدن ادامه » زیادی به خاطر ساختار متناقض، گسیخته و ناهماهنگ این اثر است که با زمان ناموزون معاصر همسانی دارد. نوعی سیاسیگری و سیاسی اندیشی نمایشنامه یک قهرمان تراژیک غیر ارسطویی را به تصویر می کشد که به تدریج از نقش خود به عنوان شخصیت مرکزی کنار رانده می شود و همدردی مخاطب نسبت به خود را از دست می دهد. در واقع شکسپیر، با توجه به تفکرات ضد اومانیستی خود، در نظر دارد تا یک مشکل سیاسی اجتماعی را برجسته کند که این کار به نوبه خود مستلزم این است که قهرمان تراژیک از مرکز توجه دور شود.در این اثر بیگانگی ایجاد شده توسط شکسپیر، نمایشنامه های او را از حالت ارسطویی درآورده و به تئاتر حماسی برشت نزدیک می کند. در این نوع تئاتر فاصله ای بین مخاطب و شخصیت نمایش ایجاد می شود که به دور از احساسات ارسطویی ترس و ترحم ظرفیت مخاطب برای فکر کردن و مورد انتقاد قرار دادن یک مسئله اجتماعی برانگیخته می شود بنابراین و براساس تفکرات ضداومانیستی شکسپیر می توان گفت که تقابل دوسویه فردو اجتماع در این تراژدی رومی واژگون می گردد و قهرمانان تراژیک شکسپیر به نفع جامعه روم مورد تحقیر قرار گرفته و قربانی می شوند. و اما نمایش خون به پا میشود جسارت کارگردان برای انتخاب این متن سخت که کمتر کارگردانی شجاعت کارکردنش را دارند ستودنی است متنی که از پیچیده ترین متن های جناب شکسپیر است
من از تجربه اجرا رضایت داشتم و لذت بردم
و به دوستان توصیه میکنم که به تماشای این اجرا بنشینند چراکه شاید تا سالها کارگردانی برای اجرای این متن نباشد
امتیاز من به اجرا 3.5 از 5 .

پ ن
برداشتی آزاد از مقاله روح اله داتلی بیگی و اصل اثر
به نظرم تا حد زیادی درست گفتید
۵ ساعت پیش
خانم آذر گرامی سپاس
۴ ساعت پیش
جناب طیبی گرانقدر بهتون تبریک میگم بخاطر پذیرشتون و ممنونم بخاطر اجراتون همیشه دوست داشتم که از این اثر اجرا ببینم ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه رسم جذابی که کارگردان اثر بدون مقاومت نقد پذیر و پاسخگوست و چه مهربانی ستودنی و خواستنی که صاحب اثر بجای ساختن ستری بر نقد منفی و یا با سفارش ساختن اکانت های تقلبی و حساب های یکروزه خودش صبورانه و آگاهانه به تک تک مخاطبان پاسخ داده و این مهم را فارغ از شما نمیفهمید انجام میدهد خدا از طیبی در تئاتر زیاد کند .
R 0 y a و فرزاد این را خواندند
سایه * و مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارند
اقای لهاک مهربان
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جاییکه خشم و شهوت بر عشق چیره میشود و سیاهی بر نور فائق می آید. کینه جای مهر را میگیرد و زور بر دموکراسی پیروز میشود. ظالم سوار بر کمیت قدرت، عنان گسیخته می تازد و صدای شکستن بالهای فرشتگان به زیر سمهایش، گوش فلک را کر میکند. ندای حق سرکوب میشود و پرچم باطل افراشته میگردد. صدای زوزه سگان و ضجه دخترکان در هر کوی و برزن میپیچد و آنگاه... خون به پا میشود
کاری قوی تاثیرگذار با بازی های هنرمندانه دوستان، پیشنهاد میکنم ببینید
۱۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش از این، سه نمایش «نبرد گالیله»، «هنگامه‌ای که هملت به دست جادوگران مکبث کشته شد» و «در مه بخوان» را از مسعود طیبی عزیز دیده بودم و از هر سه کار بسیار لذت بردم. اما در مقایسه با کارهای قبلی، انتظارم از نمایش «خون به پا می‌شود» آنچنان که تصور می‌کردم، برآورده نشد.
نکاتی که در مورد این نمایش به ذهنم می‌رسد:
- مسعود طیبی نشان داده است به انتقال پیامهایی با مضامین اجتماعی و روان‌شناختی در آثار خود اهمیت می‌دهد و صرفاً دنبال خلق آثار نمایشی با ارزشهای فرمالیستی نیست. برای تماشاچی‌ای همچون من که به کارکرد بیش از قالب اهمیت می‌دهم، این نکته مثبتی است. برای مثال در نمایش «هنگامه‌ای که هملت...» دو نمایشنامه مشهور شکسپیر در فضایی سوررئال به گونه‌ای درهم پیچیده روایت شده و به خوبی در خدمت بیان محتوای مورد نظر کارگردان اثر قرار گرفته بودند. اما ... دیدن ادامه » به نظرم می‌آید نمایش «خون به پا می‌شود» جایی بین فرم و محتوا گرفتار شده است و نتوانسته است پایش را روی یکی از این دو پله مستحکم کند. به زبان ساده‌تر برایم این سؤال پیش آمد که اگر این نمایش از نمایشنامه «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر اقتباس نشده بود و اسم شخصیت‌ها چیزهای دیگری بود، آیا در نتیجه‌ی کار تفاوتی می‌کرد؟
- ریتم کار به نظرم خیلی تند می‌آمد. تا می‌خواستم اتفاقات یک پرده را هضم کنم، فوراُ پرده بعدی با بار هیجانی زیادی آغاز می‌شد. به نظرم این شتاب هم روی اکت بازیگران و هم روی شخصیت‌پردازی‌ها تأثیر منفی گذاشته بود. مثلاً برایم باورپذیر نبود که شخصیت خبیثی مانند «آرون» که در طول نمایش از هیچ شرارتی کوتاهی نکرد، چگونه در پایان به پدری دردمند و رقیق‌القلب تبدیل می‌شود که برای نجات فرزندش ضجه می‌زند.
- از بین بازی‌ها، بازی شخصیت‌های تیتوس (خسرو شهراز)، دمتریوس (علیرضا قیدری) و لاوینیا (پانیذ خوش‌نیک) را بیشتر پسندیدم، هر چند زحمات سایر بازیگران هم قابل‌تقدیر است.
- شخصیت آرون دو بار در دیالوگ‌ها از فعل «پاچیدن» در جایی که معنای «پاشیدن» می‌دهد استفاده می‌کند. مطابق اکثر فرهنگ‌های لغت، «پاچیدن» اشتباه نیست ولی مصطلح هم نیست و بیشتر به گویش عامیانه تعلق دارد. برایم جالب بود بدانم آیا تعمدی در استفاده از این کلمه وجود داشت یا نه؟ همچنین آرون بارها از «سرزمین من» صحبت می‌کند و هیچگاه نمی‌گوید این سرزمین کجاست. شاید مصلحتی در کار بوده که گفته نشود آرون، عرب مغربی (زنگی) است.
- نقدی که نمایش به جامعه پدرسالار و ارزش‌های آن داشت تحسین‌برانگیز بود. زنان در این نمایش کنشی ندارند و صرفاً واکنش نشان می‌دهند. هر دو شخصیت زن نمایش(تامورا ملکه گت‌ها و لاوینیا دختر تیتوس) صرفاً آلت دست شخصیت‌های مرد نمایش‌اند و با آن‌ها به مثابه ابژه‌های جنسی رفتار می‌شود. نقد خوب دیگر نمایش به سیرک پست‌مدرن امروزی است که در آن به سر می‌بریم. دنیایی سرشار از خشونت، حکمرانی ایگوهای متورم و نیاز شدید به ارضای فوری یا به تعبیر رابرت بلای، در کتابی به همین نام، «جامعه نیمه‌بالغها».
- در پایان خسته‌ نباشید می‌گویم به مسعود طیبی و گروه نمایش «خون به پا می‌شود» و امیدوارم به زودی کارهای قوی‌تر و جذاب‌تری از این گروه شاهد باشیم.
ساجد جان فدای شما بشم.... من که این سال هرگز یکبار هم ندیدم شما رو.... اما ممنونم از نگاه دقیق شما....بگذارید به حساب شرایط بد و عدم امکانات و بضاعت کم من رفیق جان... امیدوارم شرمنده شما نشوم در آینده
۲ روز پیش، یکشنبه
البته که این کمبود امکانات فقط مختص به این نمایش نیست.
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از ساعت ۶:۳۰ تا ۷:۲۰ که کار شروع شود به شوق دیدن کار خوب در ایرانشهر آن هم سالن استاد ناظر زاده منتظر مانده بودیم، هرچند میهمان بودیم و بلیطی تهیه نکرده بودیم اما از نظرم هرکاری هرچقدر هم بد به یکبار دیدنش می ارزد، ابتدا کار که شروع شد پرانرژی و باابهت خاص خودش شروع شد اما این ابهت فقط ۳ دقیقه دوام آورد و لاغیر...
بازی ها به شدت ضعیف جز آقایان خسرو شهراز و امین طباطبایی هیچ کدوم از بازیگران در جای خود به درستی نبودند و عمق کارکترهایشان را درک نکرده بودند انگار که فقط دیالوگ خطی میگفتند و میگذشتند یا با یک سری بازی های برون ریزی و سطحی در جاهای تراژدی و دراماتیک متن به سرعت عبور میکردند
دکور کار اصلا در خدمت بازیگر نبود، آکساسورها شلخته و نصفه نیمه از صحنه خارج میشدند.
نور بیش از اندازه میرفت و می آمد طوری که شاید هدفش جذاب کردن کار و یا فرار کردن ... دیدن ادامه » از ریتم کند کار بود اما به جای جذاب و ریتم تند بیشتر کار را تکراری و خسته کننده کرده بود.
چند صحنه اضافی وجود داشت که بود و نبودش هیچ فرقی نمیکرد.
خلاصه تئاتر خون به پاخواهد شد به پختگی نرسیده بود، که نه تنها نظر بنده این است بلکه از تشویق مخاطبان در انتهای کار هم میشد این را فهمید و تنها نقاط مثبت کار گریم، لباس ، وبازی های درخشان آقای شهراز و طباطبایی بود.
عرض خسته نباشید به عوامل اجرایی کار و به امید بهتر کردن کار در اجراهای آتی و دیدن کارهای درخشان تر از این گروه
نکنه اکوان دیو خوب بوده؟!!
۳ روز پیش، شنبه
به امید اینکه در آینده ای نزدیک بتوانید محصولی مرغوب و مرغوب تر از پیش ارائه دهید چرا که لایق و در خور شماست
۲ روز پیش، یکشنبه
دوستان جان
یک روز خدمت استاد آلیش بودم ازشون پرسیدم چه تئاتری خوبه جواب جذابی دادند فرمودند اجرایی که مخاطب خود اثر دوستش داشته باشه گاهی ما برداشت های شخصی و فردی مون از یک اجرا و نارضایتی های کلی مون میشه نتیجه اجرا و این نتیجه رو سعی در تعمیم و بسطش ... دیدن ادامه » داریم
هر اجرایی ماه ها زمان میبره و تومنها پول زمانی که بازیگر و کارگردان میگذارند و تلاشی که قبل و حین اجرا میکنند
اینکه یک اثر دلچسب ما نبوده نتیجه شخصی ما بر اثر هست والبته قابل احترام
اما برای یک اجرا سیکل کاملی رو باید پیگیری کرد حتما برای شما پیش امده اجرایی رو با حال خوب ببینید و لذت ببرید و همون اجرا رو در حالی پریشان به تماشا بشینید و ....
کمی منصفانه و ذره ای منعطفانه با همه اجراها برخورد کنیم من این اجرا رو دوست داشتم و هزار علت داشت که میشد دوست نداشته باشم
این اجرا نقاط قوت بسیاری داشت و ضعف های چشمگیری
نمیگم نیمه پر لیوان اما از دریچه نگاه من متن و بازیها بجز یکی دو نفر عالی بودند
این اثر در دو اثر مهجور عالیجناب شکسپیر هستش و در زمره سخت ترینها
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رسالت هنر مگر جز آگاهی بخشیدن است
مگر جز تربیت انسان والا هدفی دارد
رسالتی که به مذاق اصحاب قدرت خوش نمی آید ، دیکتاتورها همواره از هنر بیزار بوده و هستند الاّ هنری که توده را تحمیق کند و در بستر قدرت رام سازد
انسان ایده آل دیکتاتورها بز اخفش است
و برای تولید این انسان از هیچ کاری فروگذار نبوده اند ، شکستن قلم و قلم داران و بایکوت و سانسور رایج ترین رفتار حاکمیت های اقتدارگراست
دیکتاتورها کم تحمل اند ، بی طاقت اند
خون به پا میکنند
اثری زیبا به کارگردانی مسعود طیبی عزیز و بازی های دوست داشتنی بازیگرانی چون خسروشهراز نازنین و دیگر بازیگران خوبش که بسیار دیدنی است
انها در ایرانشهر خون به پا کرده اند
سپاسگذار مهر همه دوستان که با تمام بی مهری هایی که میدانم ایستاده اند
سیاسی ترین متن شکسپیر در مواجهه با سبک آوانگارد بر آمده از فرمی با تار و پود مینیمالیستی و این نوید روزهای خوب موج نو نسل جوان تئاتر ایران خواهد بود؛
جسارت کارگردان برای انتخاب این نمایشنامه سنگین و اجرا در قالب فرم ستودنیست؛
بازی درخشان آقایان طباطبایی و شهراز از نقاط قوت اثر محسوب می شود؛
اگرچه این اثر در ذات صحنه یک اجرای مینیمالیستی و خلاق محسوب می شود ولی افزودن برخی جزییات در صحنه و البته ترمیم برخی اکت ها و میزانسنها و مواردی مربوط به جانمایی آکسسوارهای در صحنه می تواند اثر را به سمت بی نقص شدن پیش ببرد که جای باز کردن آن در این مجال بواسطه طویل بودن عرایض از حوصله خواننده خارج خواهد بود ولی اشاره ای گذرا خواهم داشت(نقصانهایی مربوط به طراحی لباس و جزئیات سلاح های سرد و گرم و واقعی تر شدن ماکت سر انسان و یا دست و زبان قطع شده و البته استفاده ... دیدن ادامه » از غذای واقعی و نوشیدنی برسر میز ناهار خوری و یا استفاده از افکتهای صوتی جایگزین و در نهایت استفاده از خون بروی صحنه که خشونت متن را ملموس تر خواهد کرد و ...)؛
نور پردازی اگرچه مکفی به نظر می رسید ولی هماهنگی بیشتر در اسلایس های زمانی تمرکز بیشتری را طلب می کند؛
اگر اثر در ذات آوانگارد است بهتر است در انتخاب موزیک ها و افکتهای موزیکال و بهره مندی از گروه کُر بواسطه انسجام صحنه دقت بیشتری صورت گیرد و از این ظرفیت برای تولید هیجانات روحی و روانی مخاطب بیشتر بهره برد؛
دراماتورژی اثر با وفاداری به متن و پیوند آن به معظلات روز کشور از نقاط مثبت این تئاتر می باشد؛
با توجه به حساسیتهای کارگردان خوب اثر و ممارستهای ایشان قطعاً اغلب این موارد در اجراهای آتی بهبودی حاصل خواهد کرد و شاهد اجرایی یکدست و منسجم تر خواهیم بود(چون دوست دارم یکبار دیگر این اجرا را برای شب های آخر ببینم)؛
در کل بواسطه سلیقه سیاسی بنده و البته اجرای اثر در قالب فرم ، عین ٨٠ دقیقه این کار را لذت بردم و تبریک و خسته نباشید من برای جناب طیبی و گروه خوبشان.
ممنونم
۶ روز پیش، چهارشنبه
جناب بهکام نازنین
برای من شاید این مسئله که جهت میدهند عده ای برای تخریب کار اثبات شده است
اجرا رو دیدم جذاب بود که بازی ها رو دوست داشتم و اتفاقا چون متن اصلی رو خونده بودم به زعم من اجرا وفادارانه به حضرت شکسپیر خدمت میکرد
گرچه مشکلاتی هم کار داشت ... دیدن ادامه » ولی از تجربه این اجرا به شدت راضی هستم
به نظرم برخی از بازیگران به شکل باور نکردنی جذاب بودند
و اتفاقا جسارت کارگردان در اجرای این اثر سخت رو ستایش میکنم اثری که بسیار بر لبه تیغ هست و با کمترین خطا ممکنه نتیجه بدی به همراه داشته باشه
❤️❤️❤️❤️
۷ ساعت پیش
جناب لهاک گران قدر با نظریات شما همسو هستم و خوشحالم که در این باب اتفاق نظر داریم؛
ارادتمندم.
❤️❤️❤️❤️❤️
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز با وجود طرح ترافیک و روزه بودن و ترافیک زیاد و خیلی چیزا خودم رو به سالن رسوندم
خیلی سریع بلیط تهیه کردم و خودم رو به سالن رسوندم تا نمایش رو ببینم
از بدو ورود به سالن با صحنه اول نمایش خیلی ذوق کردم وسریع دنبال جای خودم گشتم تا کار رو ببینم کار راس ساعت شروع شد ولی مردم حاضر در صحنه در حال صحبت بودن
کار خیلی قوی شروع میشه از صحنه اول و تمام بازیگران خیلی خوب کاری که به عهده داشتن رو انجام دادن
تو 3 پرده اول نمایش شما همه بازیگران رو میبینید و داستان نمایش از همون اول شروع میشه
یکی از نکته های که تا اخر نمایش وجود داشت اینکه نمیتونی اخر نمایش رو حدس بزنی و این جذابیت خیلی خوبی داره که تماشگر رو تا اخر نمایش نگه میداره
اجرای بازیگران خوب بود شاید تو یه مورد که قابل بحث هست
گریم بازیگران خیلی خوب بود
طراحی لباسها خیلی خوب بود مخصوصا لباس 3 بازیگری که گریم های خاصی هم داشتن و برادر بودن
دیالوگ ها خیلی خوب بود مخصوصا تیکه های که به وضعیت مملکت خودمون ربط داشت
دیدنش خالی از لطف نبود و تشکر میکنم از همه کسانی که برای این نمایش زحمت کشیدن

وووووووووووووووووووووووو
یه چیزی که الان نظر منو جلب کرد نظرات دوستانی که اینجا هستن
خیلی جالبه که یه سری از دوستان فقط قصد کوبیدن کار رو دارن
از ... دیدن ادامه » صدا گرفته تا اجرا تا نور و خیلی جالب تر از اون پیگیری شدید دوستان که زیر تمام نظرات در حال نظر دادن هستن
امیدوارم خودشون هم بتونن حداقل در حد سیاهی لشگر بازی کنن

جناب رئیسی من این نمایشو ندیدم، ولی راستش با خوندن این نوشته شما خیلی دلم خواست بکویم این کارو :)))
عزیزم به نظرتون با این همه محاسن که برای این نمایش برشمردید و تخفیفات ویژه ای که گذاشته شده براش، اینکه میفرمائید تا رسیدید تونستید بلافاصله بلیط تهیه ... دیدن ادامه » کنید و برید نمایشو ببینید کمی عجیب و غیر منطقی نیست؟ یکم ناهمخونی نداره با تعاریف شما؟
۲۵ اردیبهشت
خانم مقدم :))))))))))
۵ روز پیش، پنجشنبه
برای تشخیص شوری غذا لازم نیست آشپز باشید.
برای تشخیص خوش خط یا بدخط بودن یک نوشته لازم نیست خطاط باشید.
برای قضاوت راجع به یک نمایش لازم نیست بازیگر باشید... چه سیاهی لشکر چه در نقش صندلی روی صحنه!
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام خدمت مخاطبان عزیز تیوال
دوشنبه این نمایش رو دیدم
نمایش خون به پا می‌شود تلاش و زحمت زیادی داشت کارگردان اثر تلاش کرده بود که اثری خلاقانه روی صحنه ببره اما متاسفانه در نیومده بود شاید تمرینات گروه کم بود چون احساس میشد کار به تمرین بیشتری نیاز داره بنده نمایش برزخ رو هم دیده بودم از آقای طیبی که اثری شریف و تمییز بود با وسواس و بدون ایراد فنی بود اما خون به پا می‌شود اینطور نبود ایرادات فنی زیادی داشت که امیدوارم در طول اجرا اصلاح شود
دکور در خدمت نمایش نبود حتی پارچه‌ای مشکی دور تا دور صحنه بود که بسیار شلخته بود که بازیگران به سختی از آن ورود خروج داشتند
به نسبت گریم و لباس خوب بودند(لطفا یک غلاف برای اسلحه آقای شهراز نازنین قرار بدید که مجبور نشن به سختی در جیب عقب شلوارشون بذارن)
بازی‌ها به جز بازی آقای شهراز نازنین و آقای اشراقی ... دیدن ادامه » که کاملا در خدمت کار بودند و باور پذیر بقیه بشدت اغراق آمیز بودن انگار مسابقه داشتند که بهتر از بقیه باشن مخصوصا بازیگر نقش معشوقه تامارا که بشدت تلاش میکرد دیده بشه اما غافل از اینکه حتی آکسان جمله رو هم اشتباه میذاشت
درخواست کارگردان بود که در تیوال نظر بدم
ارادتمندم
پیشنهاد میکنم دوستان تیوال این نمایش رو ببینند دیدن این نمایش خالی از لطف نیست
سلام وارادت
و خسته نباشیدبه تمامی اعضای شریف وبازیگران عزیزو دوستداشتنی نمایش خون به پا میشود! باید بگم متن خوبی بود! فارغ از بحث دکور و آکساسوار نمایش که میتونست بهترازاینها کاربشه، بازیها قابل توجه بودند،اما بازیگر نقش تامارا میتوانست قوی تربرای این کارکتر ظاهر شود!چون نقش فوق العاده ای برای یک بازیگر زن بود! برای بازیگر نقش لاوینیاکه چیزی برای گفتن ندارم!!! اما تنها درلحظاتی که جناب خسروشهراز وآقای ایمان اشراقی بروی صحنه می آمدند جایی برای تنفس وهوایی تازه در دیدن این نمایش بود! چرا که دوستداشتنی، صادقانه وحرفه ای ظاهر میشدند ونه تنها، بخاطر دیده شدن بیشتروبه رخ کشیدن بازی بهتر!! درکل خسته نباشید میگم به همگی وآرزوی موفقیت دارم، بخصوص برای آقای طیبی عزیز که اجرای نمایش قبلی ایشان، برزخ، رو بیشتردوستداشتم وایشان را کارگردانی باقریحه ... دیدن ادامه » ، صاحب سبک و با میزانسن هایی خلاقانه یافتم. امیدکه اجرای این اثرازایشان هم قوام لازم رادرشب های آتی داشته باشد.پیروز وپرانرژی باشید.

اول از همه از وقت شناسی گروه تشکر میکنم که ده دقیقه زودتر ورود دادند و به موقع اجرا شد. بعد از اون هم در مورد نمایش باید بگم نمایشی نبود که به دیگران توصیه کنم ولی از دیدن کار پشیمان نیستم. نمایش من رو به یاد تئاتر بازی کردن ساعد سهیلی توی فیلم گشت ۲ انداخت(مگر نمیبینی بیزی هستم!). لباس روم باستان با هدفون و تفنگ، اسکیت و ... بعد دست سردار سپاه روم رو بخاطر اینکه شمشیر به دستش نگیره رو قطع کردند ولی باور کنید با اون یکی دستش میتونست با اسلحه شلیک کنه :) نورپردازی و اجرا هم بجز چند تپق کوچک خوب بود. در کل باید بگم جاهایی که متن شکسپیر امروزی شده بود کار رو خراب کرده بود
استفاده از اسلحه یا اسکیت در اجرا ، بحث دراماتورژی اثر و تلفیق فضای مدرنیته در فرم بوده که اشکالی در ذات اثر نخواهد داشت(در اجرای نمایش اوبو در زمستان سال قبل در سالن حافظ هم این رویه وجود داشته) و البته قطع دست راست تیتوس در اصل نمایش نیز رخ داده است.
با ... دیدن ادامه » احترام
۲۴ اردیبهشت
ممنونم که اجرا رو دیدید.... قطع کردن اولین و مهمم ترین شاخصه نمایش تیتوس هستش.... بله رضا جان البته تلاش بر این هستش که مفصل های دراماتیک اثر رو بیشتر بهبود بدم

NetHunter.... مرسی از نظر شما
۲۴ اردیبهشت
موفق باشید جناب طیبی عزیز و جسارتتون برای انتخاب این متن سیاسی و سخت در اجرا را بهتون تبریک میگم، امشب کار را تماشا کردم و برایتان در اولین فرصت در تیوال خواهم نوشت.
۲۵ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوبه که انتقاد ما از اجراها به عنوان دوستداران تاتر به بهبود اجراهای بعدی کمک کنه . مدتیه که سعی میکنم احساس و میزان رضایتم را با تشویق یا عدم تشویق در پایان هر اجرا نشون بدم که خب این عکس العمل هر چقدر صادقانه تر باشه برای عوامل اجرا بهتره . باید بگم نتونستم این کار رو تشویق کنم .

صداهایی در زمینه پخش میشه که یا شدتش بالاست یا صدای بازیگر پایینه طوری که دیالوگ به سختی قابل شنیدنه . امیدوارم سایر کارشناسان بتونن با نظرات حرفه ای و مفیدشون به بهبود این اجرا در شبهای آتی کمک کنند .
نظر شما کاملا درسته .... متاسفم .... ازتون می خوام باز هم کار رو ببیند تلاشم رو کردم ایراد ها برطرف بشه
۲۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالبی نبود ، دیالوگ های طولانی و خسته کننده، تسلط نداشتن روی متن و اجرا و بی سر و ته بودن نمایش ...
گریم خوب بود اما نقد بزرگی که دارم اینه که میتونستن با حذف خیلی از دیالوگ های اضافی ،ریتم نمایش رو تندتر کنن تا حوصله ی بیننده سر نره ....
در کل مورد پسند من و دوستانم نبود و فقط وقت تلف کردن بود

درست اجرای طولانی بود اما کاملا با شرایط امروز ما در ایران هم بود خوان بود... کار جالبی بود
۲۴ اردیبهشت
فاطیما خانم حتما کار من عاری از ایراد نیست اما شباهتی هم به کار های تاتر آزاد نداره.... وقتی شما با یک مساله سیاسی و اجتماعی روبر هستی نباید توقع اثری با ریتم بالا داشته باشی و اگر دقت نکردید که من نوشتم بر اساس نمایشنامه تیویس اندرونیکوس شکسپیر باید اثر ... دیدن ادامه » رو خوانده باشید که بعید می دانم چنین کرده باشید. پس بسیار واضح و روشن است که به نتیجه خاصی از اثر من نخواهید رسید... باید آثار در فضای شاد تر یا شعار های سیاسی ملموس تر را ببینید. پیشنهاد من درست انتخاب کردن در اثری است که می بنید که با سلیقه شما همخوان باشد... باز هم بر من منت گذاشتید که اجرا را دیدید
۲۴ اردیبهشت
من از این حرف شما تعجب می کنم چه طور می گویید ریتم کند بود اصل این نمایشنامه 5 پرده است شما پرده ای نیم ساعت هم حساب کنی می شه دو ساعت و نیم .در صورتی که کل این کار 1 ساعت بود ریتمش کاملا تند بود دیالوگ ها هم به نظر من روشون فکر شده بود.در مورد صدا نمی تونم ... دیدن ادامه » نظر بدهم چون من ردیف جلو بودم صداها را راحت می شنویدم.و درکل استنباط من این بود که با سوئ استفاده از جهل مردم دمکوراسی از بین میرود و حکومت دیکتاتوری و خشونت جای اون را می گیره که تازه آقای طیبی با زبان طنز شیرینی به مسائل روز مثل گرونی و اقتصاد هم اشاره کرده بودند.این اثر بدون ایراد نبود خصوصا پوشش رومی ها که خیلی تو ذوق می زد ولی در کل کار خوبی بود .
۲۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیخوام زود قضاوت کنم و کاری هم به اکانت های یک شبه ندارم چون بارها درباره اش در تیوال بحث و جدل شده. گیریم که همه ی این تمجیدهای اغراق آمیز از بازی آقای اشراقی برآیند واقعی تماشاچیها و یا دوستان ایشون بوده.
ولی بنظرم این حجم از اغراقهای کهکشانی از بازی ایشون بیشتر به ضرر خود این عزیز تموم میشه. یکم به ایشون رحم کنید. بنده خدا زیر این همه تمجید برای شبهای دیگه چه جوری میخواد کمر راست کنه؟؟؟؟ والله ما که دیشب کار رو دیدیم بازی ایشون رو هم دیدیم که اتفاقا از ضعف های اساسی این نمایش بود. صدای ایشون تا ردیف چهار نمیرسید، نگین و انگشتر و الماس و این چیزا هم تو طلا فروشی پیدا میشه نه در تئاتر . تصمیم نداشتم و ندارم چیزی درباره این تئاتر بنویسم. چون تصویر یکی دو هنرمندی که در این نمایش بازی کردن در نمایشهای دیگه برام ارزشمند بود، هر چند همون یکی دو تا عزیز ... دیدن ادامه » تو این نمایش هم بد نبودن ولی زیر بار ضعف عجیب و غریب همین عزیز درخشان، آقای اشراقی، نورهای زشت، میزانس های معمولی، و .... اصلا به چشم نمی اومدن.
من عاجزانه درخواست دارم از دوستان آقای اشراقی ( اگر واقعی باشن البته)، اگر هم در کمال حیرت بنظرشون آقای اشراقی فوق العاده هستن توی همون صفحه ی اینستاگرام ایشون تعریف و تمجید کنند، اینجا یه فضای عمومی هست. فن پیج این عزیز نیست که. تو رو خدا یه خورده به ما رحم کنین. ما هم چند تا تئاتر دیدیم میفهمیم چی خوبه چی بده...
ممنونم از نظر شما
۲۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر خون بپا میشود بینظیر بود،قواعد کلاسیک آشکارا به اجرا در آمده بود،حتی از مکتب کلاسیسیسم عبور کرده بود و مکاتب گوناگون ادبی در اون به چشم میخورد،با تمام سختی هایی که برای اجرای این نوع آثار به چشم میخوره،شاهد نمایشی شاهکار از شکسپیر بودیم که میتوان بدون توقف ساعت ها حسن هاش رو بررسی کرد،بازی بینظیر آقای دکتر اشراقی رو نباید نادیده گرفت،تأثیر گذاری و ایستا بودن از ویژگیهای بارزشون بود و هنرمندانه تونستن از اثری کلاسیک،روح مدرنیته آمیخته با رمانتیسم رو به پرواز در بیارن،بی تردید اجرای هنرمندانه شون رو شروع مکتبی جدید میشه دونست،تبریک فراوان به آقای دکتر اشراقی،تبریک به تمام عوامل و همچنین تبریک به کارگردان این شاهکار،آقای طیبی،دیدن این تئاتر بینظیر رو به تمام اساتید و دانشجویان ادبیات،هنر،تئاتر و به تمام تئاتر دوستان توصیه میکنم.
یا جده سادات :)))))
۲۳ اردیبهشت
جناب جعفریان عزیز دیالوگ شما رو خوندم بدون اغراق از خنده ترکیدم
۲۵ اردیبهشت
جناب علی نژاد عرض درود و ارادت
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم با توجه به اینکه اجرای روز اول بود و همیشه کم و کاستی در اجرای اول مشاهده می شود تسلط بازیگران فوق العاده بود و حتی میشه گفت که بازی ها واقعا قوی بود . طراحی لباس ها ، گریم واقعا بی نظیر بود ولی در دکور نقص هایی دیده میشد و بعضی بازیگران دیالوگ های طولانی داشتند که شاید اگر یکم کمتر می بود بهتر می شد. در کل اگر سقف امتیاز از ۱۰ بود من به این اجرا نمره ۸.۵ رو می دادم چون بیشتر از هرچیز بازی قوی بازیگران و القای داستان در وهله اول در درجه اهمیت بالایی برای من قرار داشت و اعتماد به نفس و تسلط بر نقش در اجرا مخصوصا اجرای اول در بازیگرانی چون آقای اشراقی ،شهراز، طباطبایی،جباری، و خانم مقصودی واقعا تحسین برانگیز بود .
من کار رو ندیدم، ولی این عقب نشینی مخاطب رو نمیپسندم که اجراهای روزهای اول رو، اجراهای تمرینی لحاظ میکنه
گروه اجرا باید تمرینات کافی پیش از اجرا داشته باشن و روی صحنه بهترین اجرای خودشون رو ارائه بدن
۲۳ اردیبهشت
آقای غیوری نازنین
درود
خیلی وقت بود کم پیدا بودین
کار قابل ثبت نظر نمی‌بینین یا مشغله زیاده
به هر صورت جاتون خالیه همیشه در اعلام نظر
موفق و سلامت باشد
۲۳ اردیبهشت
"پارسا یزدی" عزیز :
پس منتظر متن شما هستیم. ممنون

"محسن جوانی" گرامی :
ممنون از اظهار لطف شما. متاسفانه کم تر فرصت میکنم کار ببینم، و چون مثل قبل همه کامنت ها رو نمیرسم بخونم، کمتر حس و حال بحث و صحبت دست میده
۲۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خون به پا میشود به نظرم مشکل اساسی در ریتم داشت و گاها شاهد بودیم اغلب موقعیت ها یکنواخت اجرا میشد که بیش از اندازه کند و خسته کننده بود و یک نکته دیگه به نظرم میزانسن ها و حرکات بازیگر ها به اون شکلی ک باید دراماتیزه نشده بود ورود و خروج شون از صحنه میتونست بهتر و زیباتر صورت بگیره .
رضا تهوری، رضا غیوری و میلاد طیبی این را خواندند
سپهر، امیر مسعود، فرزاد جعفریان و سایه * این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید