گفتوگو با کارگردان «دویست و هشتادمین شب سال»مرجان پورغلامحسین: میکروتئاتر، جهان تئاتری را گستردهتر میکندمرجان پورغلامحسین، نویسنده و کارگردان نمایش «دویستوهشتادمین شب سال» بر این باور است که استفاده از تکنیک میکروتئاتر جهان تئاتری را گستردهتر میکند و در عین حال توانایی افزودن جلوههای ویژه و اتفاقاتی را در اختیار کارگردانها قرار میدهد که در تئاتر عروسکی یا غیر عروسکی امکانپذیر نیست.
نگار امیری: نمایش «دویستوهشتادمین شب سال» روایتگر زندگی یک پسر جوان اصفهانی است که به جنگ رفته و اکنون خاطرات ۱۲ ساعت از زندگی خود را روایت میکند.
مرجان پورغلامحسین، نویسنده و کارگردان این نمایش سعی کرده تا با تکنیک میکروتئاتر بخش کوتاهی از مهمترین رویداد تاریخ معاصر ایران یعنی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را به نمایش بگذارد.
«دویستوهشتادمین شب سال» پیش از این در نوزدهمین جشنواره بینالمللی نمایشهای عروسکی تهران-مبارک اجرا شد و به عنوان یکی از آثار موفق این رویداد هنری توانست نظر مخاطبان بسیاری را به خود جلب کند.
«دویستو هشتادمین شب سال» پس از اجرای «پرواز شماره ۷۴۵» دومین تجربه پورغلامحسین در زمینه بهره از میکروتئاتر برای روی صحنه بردن نمایش به شمار میآید. درباره این تکنیک و دلیل انتخاب آن برای اجرا با او گفتوگوی کوتاهی داشتیم که در ادامه میخوانید.
پیش از هرچیز تعریفی مختصر از تکنیک میکروتئاتر برایمان داشته باشید.
میکروتئاتر تکنیکی است که حسن معجونی برای اولین بار از آن برای اجرای نمایش «حشره» در فرهنگسرای ارسباران استفاده کرد. در حقیقت تکنیکی به نام میکروتئاتر در جهان وجود ندارد و این اسمی بود که او در فرهنگسرای ارسباران روی تجربه جدیدش گذاشت که تلاشی بود برای اجرای تئاتر در ساختاری بسیار کوچک. از ملزومات اولیه میکروتئاتر داشتن چندین و چند دکور بسیار کوچک برای اجرا بود.
بعد از آن، حسن معجونی سه فستیوال با بهره از این تکنیک و با عنوان میکرولیو برگزار کرد و جمعیت بیشتری از اهالی تئاتر در این مسیر قرار گرفتند. اما فکر میکنم من اکنون تنها کسی هستم که همچنان اصرار به تولید میکروتئاتر دارد.
میکروتئاتر چه ویژگیهای مثبت و منفی برای به تصویر کشیدن آثار نمایشی دارد؟
ویژگی مثبت این تکنیک برای من گره خوردن سینما و تئاتر با یکدیگر است. میکروتئاتر امکان ویژهای برای اجرا به کارگردانان میدهد. جهان تئاتری را گستردهتر میکند و در عین حال توانایی افزودن جلوههای ویژه و اتفاقاتی را در اختیار آنها قرار میدهد که در تئاتر عروسکی یا غیر عروسکی امکانپذیر نیست. اما هزینهبر بودن و مشکلات تکنولوژی از ویژگیهای منفی این تکنیک است.
ما از نظر تجهیزات و لوازم مورد نیاز برای بهرهگیری از این تکنیک، در چه سطحی قرار داریم؟
نمونههای اولیه میکروتئاتر، خیلی سادهتر از آن چیزی بود که ما اکنون اصرار به انجام آن داریم. در ابتدا کافی بود شما یک دوربین کوچک و یک پرده پروژکشن داشته باشید، اما اکنون ما برای اجرای میکروتئاتر به تجهیزات نورپردازی بیشتری نیاز داریم و در عین حال از دو تا سه دوربین در کار استفاده میکنیم. اکنون نیاز به دستگاه سوئیچ تصویر هست و دکورهای گستردهتر که پیش از این چنین نبود.
به لحاظ تجهیزات اگر هنرمندان از نظر اقتصادی تامین باشند، بهرهگیری از این تکنیک، امکانات ویژهای در اختیار آنها قرار میدهد اما معمولا در تئاتر ما بودجه چندانی برای آنچه دلمان میخواهد به نمایش بگذاریم، وجود ندارد.
دلیل استفاده از این تکنیک برای روایت عملیات کربلای چهار چه بود؟
بخش اعظمی از روایت در آب و رودخانه اروند شکل میگیرد. تکنیک میکروتئاتر این امکان را میداد تا دستمان برای اجرای خیلی از کارها به ویژه به نمایش گذاشتن دنیای زیر آب بازتر باشد. در واقع با کمک میکروتئاتر دنیایی را به نمایش گذاشتیم که در تئاتر به حالت معمول نمایش آن سخت بود.
این نمایش تنها اثر جشنواره نوزدهم تهران_مبارک بود که با استقبال خوب مخاطبان در سه نوبت اجرا شد؛ به نظرتان تکنیک متفاوت و محتوای غنی و جذاب چقدر در این زمینه موثر بوده اند؟
به نظرم هر دو این موارد؛ تکنیک و محتوا در یک راستا و همگام با هم در این زمینه پیش رفتهاند. در جشنوارههای عروسکی اکثر مخاطبان متخصص هستند و قطعا با توجه به شناختی که نسبت به این تکنیک داشتند، کار مورد توجهشان قرار گرفته است.
در پایان، چرا زندگی یک جوان آن هم دقیقا در شب عملیات کربلای چهار را برای اجرا انتخاب کردید؟
بهنظرم، ما خیلی کم و یا ناقص به جنگ که تلخترین و بزرگترین اتفاق ۵۰ سال گذشته تاریخ معاصر ایران است، پرداختهایم. در حالی که تمام دوران کودکی من و همنسلان من با استرس و دغدغه جنگ گذشت و تاثیر این رویداد در زندگی ما آن قدر زیاد بوده است که بهشخصه نیاز دارم مدتها درباره آن حرف بزنم.
«دویستوهشتادمین شب سال»، کاری از گروه تئاتر پوپه، از ۱۹ بهمن تا ۲۵ اسفند ساعت ۱۹ در تالار سایه تئاتر شهر میزبان مخاطبان است.
منبع: ایران تئاتر
در گفتوگو با مهر مطرح شد؛تئاتری که در مقابل تماشاگر گریم میشود/ بمباران تهران در دهه ۶۰نمایش «روزی روزگاری سمنگان» به کارگردانی محمودرضا رحیمی و با موضوع بمباران تهران در دوران جنگ تحمیلی در دهه ۶۰، به صورت کارگاهی تولید شده و از ۲۵ بهمن روی صحنه میرود.
محمودرضا رحیمی کارگردان با سابقه تئاتر ایران که بعد از چند سال دوری از عرصه کارگردانی با نمایش «روزی روزگاری سمنگان» نوشته همسر خود نازنین گودرزیان به این عرصه بازمیگردد، درباره این تجربه به خبرنگار مهر گفت: سال ۹۶ آخرین تجربه کارگردانیام را سپری کردم. البته در این فاصله از کارگردانی تئاتر دور نبودم زیرا در عرصه تدریس تئاتر به گونهای عمل میکنم که هنرجویان در پایان دوره حتما باید به یک اجرا برسند. از این رو در آکادمی سمندریان طی سالهای مختلف کارهای پایانی هنرجویان را به اجرا رساندیم.
وی درباره موضوع نمایش «روزی روزگاری سمنگان»، توضیح داد: «روزی روزگاری سمنگان» یک داستان خیلی کوتاه و درباره خاطرات نازنین گودرزیان در ارتباط با بمباران شهر تهران در دهه ۶۰ و دوران جنگ تحمیلی است. البته ما این داستان کوتاه را وسعت دادیم و انگارههای خودم را هم در اثر اضافه کردم.
رحیمی درباره مکان اجرای این اثر نمایشی، یادآور شد: ما در ابتدا «روزی روزگاری سمنگان» را برای اجرا به یک سالن ارایه دادیم ولی مشکلاتی پیش آمد و اجرای نمایش در آن سالن میسر نشد. خیلی اتفاقی به دلیل درخواستی که به مدیریت مجموعه تئاتر شهر ارایه داده بودم، به من اطلاع داده شد که یکی از نوبتهای سالن چهارسو در سال جاری در اختیار گروه ما قرار گرفته است. چون ما حدود یک سال و نیم کار را تمرین کردهایم، توانستیم برای اجرا در بهمن و اسفند سال جاری اقدام کنیم. کسی که اولین شب اجرای نمایش را ببیند گویی تماشاگر آخرین شب اجرا است و به لحاظ پختگی شب اول با شب آخر تفاوتی نخواهد داشت.
این کارگردان تئاتر با بیان اینکه «روزی روزگاری سمنگان» به صورت کارگاهی شکل گرفته است، افزود: معتقدم در کار کارگاهی، کارگردان فقط به رویاهای تمامی اعضای گروه نظم میدهد. «روزی روزگاری سمنگان» از دل خواستههای بچهها شکل گرفته است. در این نمایش خواستهها و رویاهای بچهها پرورش پیدا کردند و همه کاری را که انجام میدهیم، دوست داریم.
کارگردان نمایشهای «اتوبوسی به نام هوس»، «ارکستر مردگان» و «چند کاپریس برای ویولون» درباره ویژگیهای «روزی روزگاری سمنگان» در شکل کارگردانی اثر، تاکید کرد: امروزه میتوان کارگردانهای تئاتر را به چند دسته تقسیم کرد؛ کارگردانهایی که آنچه را دوست دارند روی صحنه می برند، کارگردانهایی که جهان مورد علاقهشان را روی صحنه میبرند و کارگردانهایی که آنچه را فکر میکنند در پیرامونشان هست با جزییات روی صحنه میبرند. من سعی کردم در گروه سوم قرار بگیرم.
رحیمی ادامه داد: برخی از بازیگران «روزی روزگاری سمنگان» نقشهایی را بازی میکنند که وجود خارجی داشتهاند و برخی نقشها را هم منطبق با محلههای تهران و فضای آنها در دهه ۶۰ شکل دادیم. کار درباره بمباران محلههای تهران در دهه ۶۰ است و ما سعی کردیم آن زندگی و نفس و ارتباط مردم در آن دوران را به نمایش بگذاریم.
وی درباره طراحی صحنه این نمایش، اظهار کرد: طراحی صحنه ما ترکیبی است؛ هم چیزهایی را داریم که در واقعیت وجود دارد و هم چیزهایی را داریم که در ذهن ما وجود دارند. قسمتی از طراحی صحنه مانند محلههای تهران واقعی است، البته با کمترین مواد این طراحی انجام شده است. همچنین در طراحی صحنه این اثر به چیزی که در ذهنمان نیز هست جامه عمل پوشاندهایم.
کارگردان «روزی روزگاری سمنگان» درباره روند تولید این اثر با توجه به شرایط اقتصادی موجود در جامعه و تئاتر ایران، تاکید کرد: چون شرایط مربوط به داشتن تهیهکننده را ندارم، فعلا با بزرگواری گروه جلو میرویم و امیدوارم این بزرگواری تا پایان اجرا ادامه داشته باشد. البته سعی میکنیم تئاترمان فضای همیشه فعال و برگرفته از کهنالگوی خانواده را داشته باشد. فضای عجیب و جالبی در کار وجود دارد و مانند چند خویشاوند در کنار هم هستیم. احساس میکنم دوباره به تئاتر دهه ۷۰ بازگشتهایم که کارهای مختلفی را کار کردم. در آن دوران فضای تئاتر و گروهها عاشقانه بود.
رحیمی درباره گروه بازیگران این نمایش ادامه داد: در این نمایش همسرم نازنین گودرزیان، فاطمه محمدیان، بهرام سرورینژاد و همسرش ساغر مختاری، جواد صداقت و همسرش الهام ابنی، بهاره مشیری، رضا شیبانی به ایفای نقش میپردازند.
وی یادآور شد: در اجرای «روزی روزگاری سمنگان»، الاله بیگدلی در حین اجرا، گریم بازیگران را انجام میدهد تا مرور زمان به تماشاگر نشان داده شود.
نمایش «روزی روزگاری سمنگان» از ۲۵ بهمن تا ۱۰ اسفند ساعت ۱۸ در تالار چهارسوی مجموعه تئاتر شهر به صحنه میرود.
منبع: خبرگزاری مهر
در گفتوگو با مهر مطرح شد؛«شیزوفرنی» گروتسکی از دل جامعه ایران است!/ فقر متون ادبی نداریمکارگردان نمایش «شیزوفرنی» عنوان کرد این اثر نمایشی برگرفته از زیست شخصی خودش بوده و یک نمایش گروتسک از دل جامعه ایرانی است.
حامد رحیمی نصر نویسنده و کارگردان نمایش «شیزوفرنی» درباره ویژگیهای این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: «شیزوفرنی» حاصل یک فضای ذهنی است؛ همواره آنچه باعث شده تا هیچ گاه از تنهایی رنج نبرم و هیچ گاه حوصلهام سر نرود این است که همیشه در عالم رؤیا سیر میکنم و این اتفاق از کودکی تا به امروز با من همراه بوده است که البته به نظرم این مساله به نوع ژن و محل زیست من باز میگردد. شاید زیست شخصی من مبتنی بر یک ساختار شیزوفرنی بوده است اما من آن را مدون و تبدیل به درام کردم کما اینکه بسیاری از افرادی که نمایش را تماشا میکنند، به این فکر میکنند که ممکن است به بیماری شیزوفرنی مبتلا شده باشند.
وی افزود: شیزوفرنی تنها یک اسم است که میبایست لاجرم بر نمایشنامه گذاشته شود؛ این اسم میتواند هرچیزی باشد اما ما باید بدانیم که این نام اهمیت چندانی ندارد و آنچه رخ میدهد حائز اهمیت است. بر این باور هستم که هر آن که ما دست از رؤیا بافی و ذهنیت مان برداریم، لحظهای است که عملاً در جهانی که در آن سیر میکنم کاری برای انجام دادن نداریم. انسانی که دست از ذهنیت و رؤیا بردارد با یک سنگ هیچ تفاوتی ندارد؛ ما آمدیم که ذهنیت و رؤیا داشته باشیم.
«شیزوفرنی» گروتسکی از دل جامعه ایران است.
این هنرمند سینما و تئاتر عنوان کرد: از فعالیتهای دیگر هنری همانند انیمیشن تا کارگردانی و نویسندگی خود به خود علاقهمندی من به سبک گروتسک نمایان میشود. شاید ما یک سری دایره واژگان را تعریف میکنیم تا بخواهیم دسته بندی کارها را مشخص کنیم اما این نمایش به دسته بندی گروتسک نزدیک میشود. آنجایی که درام مخاطب را بین خنده و گریه معلق نگه میدارد و در نهایت او را محکوم به تفکر میکند اگر این تعریف را برای گروتسک در نظر بگیریم، قطع به یقین نقطه جذاب هنرهای دراماتیک برای من است.
رحیمی نصر درباره شیوه اجرایی نمایش توضیح داد: قطعاً سبک رئال را دوست ندارم؛ رئال فضای پر از رخوتی است که هر روز آن را تجربه میکنیم. من سفر ذهنم را دوست دارم و میخواهم بدانم در ذهنم چه اتفاقی رخ میدهد.
کارگردان نمایش «آلزایمر» تاکید کرد: زمانی که ما متون خارجی گروتسک را در ایران روی صحنه میآوریم به دلیل آنکه مخاطب ایرانی در آن فضا زیست نکرده و انسانها را نمیشناسد و همچنین نوع آداب، پوشش و… برایش غریب است؛ آن نوع گروتسک را نمیپذیرد اما زمانی که هنرمند از دل جامعه خود گروتسک را خارج کند مردم به آن علاقهمند خواهند شد. اگر بخواهیم از دل جامعه سخنمان را بیان کنیم، ذهن به خودی خود فصل مشترکها را پیدا میکند. به همین علت کار کردن در این سبک به هیچ عنوان برای من ترسناک نبوده و نیست و همواره کار میکنم تا تجربه و رشد کنم.
کارگردان نمایش «بیگانه خوران» با بیان اینکه مجموع اشتراکات انسانها از مجموع افتراقها بسیار بیشتر است؛ ابراز کرد: اینکه یک درام خارجی بدون آنکه ایرانیزه شود روی صحنه میرود، اشتباه است و مخاطب را پس میزند. این از عدم همنشینی با ساختار زیستی مخاطب نشأت میگیرد، در غیر این صورت دلیلی بر پس زدن مخاطب نیست.
فضای درامنویسی ایران بسیار بکر است.
وی افزود: بدون شک ما فقر متون ادبی در کشورمان نداریم، فقر عدم اطلاع رسانی درست در نویسندگان ما وجود دارد. برخی از نویسندگان بر این باور هستند که آثارشان وحی منزل است و اجازه نقد و انتقاد را به دیگران نمیدهند و تعدادی دیگر نیز تنها در ساختار دولتی فعالیت میکنند. در این میان افرادی نیز مستقل فعالیت میکنند که متأسفانه پتانسیل شناخته شدن ندارند. فضای درام نویسی ایران بسیار بکر و دست نخورده باقی مانده است؛ متون بسیاری وجود دارد که اتفاق خاصی برایشان رقم نزدهایم. ما به هیچ عنوان فقر متون ادبی نداریم و درحال حاضر در فضاهای گوناگون مانند رئالیسم جادویی، درامنویسی و… سرشار هستیم و اگر فردی همه آنها را مدون و دراماتورژی یا اقتباس کند در فیلمنامه و نمایشنامه سرشار هستیم اما متأسفانه این اتفاق نمیافتد و دوستان تنها با یک سرچ و دانلود کار را تمام میکنند.
این کارگردان در پایان صحبتهایش بیان کرد: تئاتر در سبد خانوار شهروندان ما جایی ندارد و وارد هم نمیشود؛ ما در ساختار جامعه شناسی اول نیاز داریم و پس از آن فلسفه نیاز شکل میگیرد و مابقی آن زیر مجموعههای فلسفه نیاز است. در حال حاضر نیاز چندم جامعه پر تلاطم آکنده از هجمه ما میتواند مقوله تئاتر باشد؟ بنابراین نهایتاً یک کارگردان سر و صدا میکند، عدهای به سراغ آن خواهند آمد و قسمت به شدت اعظم مردم ما از آن عبور خواهند کرد.
امیر غفارمنش، سینا رازانی، کارولین خدادیان، شادی اصفهانی، ماریه ماشاالهی، مرجان آقانوری، آرام نیک بین، کسرا ریاحی وفا، رامتین سلیمانی، علی کاظم پور، داوود مهرداد، کامبیز نیک آمیز، افسانه بیجانی، هلن سرگزی، هامون هدایتی، امیرپوریا مسعودنیا، فرزانه شاکری، نسیم محمدی، زهرا محمدی، ستاره آقایی، نسرین (ناسی) نعمتی، علی کریمی، حامد رحیمی نصر بازیگران نمایش «شیزوفرنی» هستند که تا ۱۵ اسفند ساعت ۲۱:۱۵ در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه میرود.
منبع: خبرگزاری مهر
«تخت و خنجر» به هفته پایانی رسید.نمایش «تخت و خنجر» به نویسندگی داوود فتحعلی بیگی و کارگردانی محمدعلی نجف پور به هفته پایانی رسید. به گزارش مشاور رسانه نمایش «تخت و خنجر» به نویسندگی داوود فتحعلی بیگی و کارگردانی محمدعلی نجفپور بعد از بیست سال در تماشاخانه سنگلج از ۲۴ بهمن تا ۱۱ اسفند ساعت ۱۹ به روی صحنه میرود، به هفته پایانی نمایش رسید.
در خلاصه نمایش آمده است: «دو سیاه برای کسب روزی وارد شهری میشوند بی آنکه بدانند در شهر مراسم انتخاب حاکم برپاست»
فرشاد فرهادپور، رضا حسینی، عرفان موسوی، مهدی خدابخشی، کسری هدایت نیا، امید آزادخانی، سوگند صادقی، احمد احمدی، علی ایزدی، کوروش قدرتی، ناصر پارسا مهر، آرش سبحانی، حسام شیزری، ابوالفضل طباخی، احسان مرادی، بهداد قوی قلب، زهره شریفی، مهسا میدانکی، فاطمه مهدوی، آیدا زینالی، آنیتا شریعتی، علیرضا ابراهیم خانی، عطیه فخارزاده بعنوان بازیگر، محمدعلی نجفپور را در این نمایش همراهی خواهند کرد.
از دیگر عوامل نمایش تخت و خنجر میتوان از: داوود فتحعلی بیگی (نویسنده)، محمدعلی نجف پور (تهیه کننده و کارگردان)، محمد سعیدی (مجری طرح و مدیرتولید)، آنیتا شریعتی (دستیار یک کارگردان)، عطیه فخارزاده (دستیار)، زهرا عادلخانی (طراح و مجری گریم)، فاطمه قدرتی، ریحانه عبدی (دستیاران گریم)، عفت علی پور (طراح و دوخت لباس)، امیرحسین سعیدی (طراح و مجری دکور)، محمد سعیدی (طراح نور)، زهره شریفی (طراح حرکت و فرم)، محمدامین ترابی (طراح پوستر)، علیرضا ابراهیم خانی (مدیر برنامه ریزی و هماهنگی)، امیرحسین سعیدی (مدیر صحنه)، مریم همتی، پویا اسماعیلی (دستیاران صحنه)، مهدی جلوداری، مجتبی ضابطی (ساخت تیزر)، پویا مختاری (ساخت ۳D)، محمدصالح علی پور (عکاس)، ناصر ارباب (مشاور امور رسانه)، امیررضا بنایی فر (مدیر فعالیت مجازی)، مهرشید حبیبی (مشاور تبلیغات)، امیرحسین نجات (شعر شروع اجرا)، صدرا قصاع (سرپرست گروه موسیقی)، صدرا قصاع، ایلیا خوانساری (آهنگسازان)، صدرا قصاع (کمانچه، سه تار، ایلیا خوانساری (تمبک، کوزه)، محمد یعقوبی (سنتور، کمانچه)، غزاله تفنگدار (تار)، نیکو خلیفه (دف، دایره) نامبرد.
علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و تهیه و رزرو بلیت به سایت تیوال مراجعه نمایند.
نمایش «خَرَمشیر» در فرهنگسرای خانواده به روی صحنه می رودنمایش شاد و موزیکال «خَرَمشیر» ویژه کودکان به نویسندگی (جواد ذوالفقاری) و (شادیپور مهدی) و کارگردانی (مجتبی خمسه) در فرهنگسرای خانواده به روی صحنه می رود.
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای خانواده؛ این نمایش برداشتی از متون کهن ایرانی است که مفاهیم چندگانه و چندلایه را در بر می گیرد و سعی می کند به آموزش اندیشیدن در کودکان بپردازد.
در خلاصه نمایش «خَرَمشیر» آمده است: داستان خری را روایت می کند که با هوش و درایت از دست صاحب خود فرار می کند و به جنگل می رود، در آنجا همه چیز به خوشی می گذرد تا اینکه با شیری آشنا می شود که تا به حال حیوانی به مانند خر ندیده است و...
«مجتبی خمسه»، «سحر پورفرج»، «محسن بان ور»، «ساناز پورفرج» و «امید الهامی» در این نمایش به ایفای نقش می پردازند.
نمایش «خَرَمشیر» تا ۲۷ اسفندماه ساعت ۱۸ در سالن نمایش فرهنگسرای خانواده واقع در خیابان سیدجمال الدین اسدآبادی (یوسف آباد)، خیابان بیست و یکم، بوستان شفق میزبان تماشاگران است.
علاقه مندان برای رزرو بلیت می توانند از سایت تیوال اقدام کنند.
گفتگو با کارگردان نمایش «دویست و هشتادمین شب سال»روایتی هراس آور از یک اجرامرجان پور غلامحسین که این روزها نمایش «دویست و هشتادمین شب سال» را اجرا میکند، میگوید: نمیدانم پررویی خوب است یا بد، ولی من با پررویی و سماجت کار میکنم.
این کارگردان تئاتر که نمایش خود را به عنوان یک کار عروسکی ویژه بزرگسال روی صحنه میبرد، در گفتگو با ایسنا از چالشهای پیشروی کارگردانهای عروسکی میگوید و ابراز تاسف میکند که برخی از همکارانش نسبت به نمایشهای جنگی گارد دارند.
پورغلامحسین جزو معدود کارگردانهای فعال در زمینه نمایش عروسکی بزرگسال است که هر از چندی، نمایشی را برای عموم تماشاگران اجرا میکند.
او درباره این موضوع توضیح میدهد: اگر کارهای من به اجرای عمومی میرسد، شاید یکی از دلایلش، پررویی من است. نمیدانم پررویی خوب است یا بد ولی من برای اجرای نمایشهایم اصرار و پیگیری میکنم چون معتقدم اجرا در جشنواره، فقط یک دستگرمی است و یک نمایش زمانی کامل میشود که در برابر عموم مخاطبان قرار بگیرد. ما حتی در اجرای عمومی هم هر شب تغییراتی داریم و نمایش را مدام کاملتر میکنیم.
او با ابراز تاسف از نبود جریان مستمر نمایش عروسکی ادامه میدهد: از دورهای به بعد کسانی که نمایش عروسکی بزرگسال اجرا میکردند، دچار دلشکستگی شدند و دیگر برای اجرای آثارشان تلاشی نکردند چون کار بسیار سختی است.
پورغلامحسین در توضیح این سختی میافزاید: وقتی شما نمایش عروسکی بزرگسال کار میکنید، گویی همیشه چوبی بالای سرتان است و مدام به این فکر میکنی که اگر سالن پر نشود و تماشاگر کم بیاید، چه باید کرد. بنابراین اجرای یک نمایش عروسکی، پروسه هراسآوری است و به عنوان یک کارگردان به جز کیفیت کار، باید به هزار عامل دیگر هم فکر کنی.
این کارگردان میافزاید: سالها به گروههای عروسکی سالن نمیدادند تا وقتی که یارانه دولتی تئاتر قطع شد و برخی از کارگردانهای شناختهشده تئاتر حاضر نبودند با قرارداد گیشه در سالنهای دولتی کار کنند. در این میان سالن دولتی هم حاضر نبود با گروههای عروسکی همکاری کند چون معتقد بود فروش کارشان، بالا نیست. بنابراین کسانی مانند من خیلی سختی کشیدیم تا بتوانیم سالن بگیریم.
او با اشاره به دو اجرایی شدن سالنهای دولتی تئاتر اضافه میکند: نمایش من به دلیل دکور حجیمی که دارد، نمیتوانست در کنار نمایش دیگر اجرا بشود. به همین دلیل ما خیلی سماجت کردیم که حتما تکاجرا باشیم و مجموعه تئاتر شهر هم همکاری کرد. درک میکنم که به دلیل شرایط اقتصادی، برخی از سالنهای خصوصی، هر شب دو اجرا داشته باشند ولی چرا مجموعه تئاترشهر باید دو اجرایی شود؟ این همه فشار روانی بر گروههای نمایشی، چه ضرورتی دارد؟ از سوی دیگر، این وضعیت، دست و پای کارگردانها را میبندد.
پورغلامحسین ادامه میدهد: اینکه میگویم من با پررویی کار میکنم، بخشی به این دلیل است که ریسک میکنم و پولی را که از شغل دیگرم، به دست میآورم، صرف تئاتر میکنم و در تمام این سالها هم چنین بوده ولی خیلی از کارگردانهای تئاتر، شاید چنین امکانی نداشته باشند و به همان تکاجرای جشنواره بسنده میکنند.
این دانشآموخته تئاتر عروسکی در پاسخ به اینکه چه چشماندازی پیشروی دانشجویان این رشته میبینید، میگوید: واقعا نمیتوانم پیشبینی کنم چون چندین دانشکده هنری در زمینه نمایش عروسکی فعال هستند اما تعداد دانشجویانی که برای تماشای نمایش عروسکی میآیند، به انگشتان دست نمیرسد. در حالی که ۲ سال سخت کرونایی را پشتسر گذاشتیم و سال گذشته هم با ناآرامیهای اجتماعی رو به رو بودیم، طبیعتا انتظار میرفت باید برای دیدن کار، تشنگی وجود داشته باشد اما حتی با تخفیف ۵۰ درصدی هم، دانشجویان نمیآیند.
او با اشاره به تفاوت دوران دانشجویی خودش با دوره فعلی، میافزاید: دورهای که ما دانشجو بودیم، باید از بخش آموزش دانشکده، نامه میگرفتیم که با ارایه آن به تئاترشهر ۲۰ درصد تخفیف بگیریم ولی حالا اصلا چنین فضایی نیست. نمیدانم این رخوت، جمعی و جهانی است یا فقط مال ما بچههای عروسکی است.
پورغلامحسین که نمایش خود را با موضوع عملیات کربلای ۴ روی صحنه میبرد، درباره انتخاب چنین موضوعی توضیح میدهد: این هم از دشواریهایی بود که فکرش را نمیکردم. به شدت معتقدم جنگ ایران و عراق فارغ از هر نامی که برایش بگذاریم، یک منبع دراماتیک کامل است. هر کسی که حتی سه روز از این جنگ را تجربه کرده باشد، کلی خاطره و قصه از آن دارد و میتواند ماجراهای دراماتیک تعریف کند. بنابراین خیلی ابزورد است که الان من باید توضیح بدهم که چرا چنین موضوعی را انتخاب کردهام. جالب است کسانی که برای دیدن نمایشهای جنگی خودمان، اخم و تَخم میکنند، با اشتیاق فراوان فیلم «اوپنهایمر» را میبینند. چرا جنگهای جهانی یا جنگ ویتنام برای آنان جذاب است ولی جنگ خودمان نه؟ در این شرایط، برخی از افراد خیلی راحت و تنها با یک جمله «این کار که جنگی است»، آن را از گزینههای خود کنار میگذارند. واقعا درک نمیکنم که این گارد، چه معنایی دارد. این رفتار و این برخوردها و تفکرها برای جامعه فرهنگی ما زشت است.
او درباره ضرورت کار کردن در مقطع فعلی توضیح داد: اتفاقا الان وقت کار کردن است. حجم زیادی از اتفاقات پارسال به این دلیل است که فرهنگسازی نکردهایم و تئاتر، یکی از ابزارهایی است که میتواند فرهنگسازی کند. اما ما خیلی راحت، زمین را واگذار کردهایم و خود را عقب کشیدهایم.
او با بیان اینکه اجراهای خصوصی نمیتواند عموم مخاطبان را درگیر تئاتر کند، میگوید: ما برای مخاطب کار میکنیم نه برای خودمان. اگر قرار بود عده محدودی باشیم و فقط نمایشهای خودمان را ببینیم، دیگر چه نیازی به سالن بود. هدف ما از کار کردن این است که محصول فرهنگی خود را در مواجهه با مردم قرار بدهیم. حالا یا یا جذب کارمان میشوند یا نه. اما در اجرای خصوصی، دیالوگی میان اجراگران و عموم مردم اتفاق نمیافتد. به همین دلیل من معتقدم باید کار کرد.
پورغلامحسین ادامه میدهد: در حال حاضر نه تنها دیالوگی رخ نمیدهد بلکه ما تحمل دیدنِ مخالفان خود را نداریم. در حالی که باید اجازه بدهیم کسانی که ما را دوست ندارند، ما را ببینند و حتی قضاوت کنند و ما نیز درباره آنها چنین کنیم، این نکته مهمی است که باید یاد بگیریم؛ تحمل کردن مخالفان.
به گزارش ایسنا، گروه اجرایی این نمایش به شرح زیر هستند:
به گزارش ایسنا، گروه اجرایی این نمایش به شرح زیر هستند:
نویسنده و کارگردان: مرجان پورغلامحسین، طراح صحنه: رودابه کاشانی، طراح عروسک و ساخت عروسک و صحنه: گلنوش طاهری، نوگل طاهری، بیتا بهارلو، نگین طاهری، طراح نور: سینا رشیدی، فیلمبردار: سینا رشیدی، صدرا زمانی، سوییچ تصاویر: ویدا ستارئی، آهنگساز: احسان خضرلو، طراح صدا: پارسا آرا، بازیدهندگان: گلنوش طاهری، بیتا بهارلو، نوگل طاهری، رودابه کاشانی، صدای متن: محمد بابائی دوگاهه، دستیار کارگردان: الهام ایروانی، استوری برد: نگین طاهری، عکاس: پوریا نوری، طراح پوستر و بروشور: مرضیه سرمشقی، رفعت هاشمی سیسخت، مدیر روابط عمومی و تبلیغات مجازی: نگار امیری، خیاط: سارا برفی، دکوراتور: علی اعلمی، پشتیبانی: ابوالفضل غلامحسینی، امور بینالملل: آژانس تئاتر نوروز هنر، رها رجبی.
نمایش «دویست و هشتادمین شب سال» هر شب ساعت ۱۹ و به مدت ۴۰ دقیقه در تالار سایه مجموعه تئاترشهر روی صحنه میرود.
منبع: ایسنا
انتقاد اجتماعی از نگاه یک بیمار شیزوفرنی به گزارش خبرگزاری ایرنا- بازیگر نمایش شیزوفرنی گفت: «حامد رحیمی نصر» در شیوه اجرایی خود تیغ تند انتقادات اجتماعی خود را از زاویه یک بیمار شیزوفرنی بیان میکند و میگوید که نظام آموزشی و نظام اجتماعی میتواند موجب ایجاد شیزوفرنی شود.
امیر غفارمنش در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا بیان کرد: شیزوفرنی به عقیده من یک بهانه برای این نمایشنامه است و ما نمیخواهیم این بیماری را زیاد به مخاطب نشان بدهیم. حامد رحیمی نصر به شکلی زیرکانه این متن را نگارش کرده و به عقیده من نویسنده خوب و بزرگی است و در شیوه اجرایی خود تیغ تند انتقادات اجتماعی خود را از زاویه یک بیمار شیزوفرنی بیان میکند و میگوید که نظام آموزشی و نظام اجتماعی میتواند موجب ایجاد شیزوفرنی شود اما به بیان ساده تر با پنبه سر میبرد و ما متوجه این تیغ تند انتقاد نمیشویم
وی افزود: از نگاه من شیوه اجرایی این نمایش سورئال است و لحظاتی شبیه به نوشتههایی از پرویز بشردوست همانند باغ آرزوها و عمو زنجیرباف است. این پینگ پنگ مغزی دو طرف چپ و راست مغز که باهم درحال صحبت هستند سورئال است.
غفارمنش با بیان اینکه مخاطب امروز تئاتر تمایل بیشتری به آثار کمدی دارد؛ بیان کرد: من توصیفی از مردم این روزها دارم، مردم از نگاه من این روزها از اندیشیدن میترسند. در تئاترهای آزاد ما مشاهده میکنیم که مخاطبین چه استقبالی از نمایش دارند و همواره سالنها پر از جمیعت است و حدود یک سال به غیر از محرم و صفر یک نمایش را روی صحنه میبرند؛ این امر نشان میدهد که کمدی آزاد حکم مورفین دارد و در جامعه امروز ما مصرف مورفین بسیار بالاست چراکه انسانها از اندیشیدن میترسند و به دنبال مسکنی برای فکر نکردن هستند.
این بازیگر سینما و تلویزیون ادامه داد: در فضایی که مردم به دنبال جایی هستند که در آن فکر نکنند، زرنگی یک هنرمند این است که به مخاطب بگوید می خواهم برای لحظاتی تو را بخندانم اما در نهایت به آنها اندیشه میدهد. این کاری است که ما مجبوریم انجام دهیم. چراکه مردم از اندیشیدن میترسند و این اتفاق تلخ در هنرهای دیگر حتی در سینما و تلویزیون و کتاب نیز رخ میدهد.
وی با تاکید بر اینکه شیزوفرنی با کارهای دیگرش متفاوت است؛ بیان کرد: تا به امروز در اثر سورئال بازیگری نکرده بودم. اگر امروز در این اثر حضور دارم، به دلیل جذابیت متن بود و رفاقت و موضوع دیگری مطرح نیست. با همه عوامل گروه از جمله کارگردان و تهیه کننده در این کار آشنا شدهام و با درد بیماری به سالن نمایش میآیم اما بدون درد روی صحنه کار انجام میدهم. چرا که عشقی در این بین وجود دارد که همه چیز را برایم لذت بخش میکند. امیدوارم در چاپ این نمایشنامه حامد رحیمی نصر یک سری نکات مورد نیاز را به متن اضافه کند.
غفارمنش گفت: آثاری که از تماشاگر برای خنده دعوت میکند و آنهارا درگیر میکند و اندیشه و چالش برای آنها بوجود میآورد جزو خدمتها محسوب میشود و جایی که سطح سلیقه تماشاگر را پایین میآورد و اندیشهای برای او به همراه ندارد برای تئاتر این کشور خطرناک و سم است.
نمایش شیزوفرنی به طراحی، نویسندگی و کارگردانی حامد رحیمی نصر و تهیه کنندگی مسعود والا هرشب ساعت ۲۱:۱۵ در سالن شماره یک پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه میرود.
منبع: ایرنا
مسعود والا تهیه کننده نمایش«شیزوفرنی»در گفت و گو با هنرآنلاین گفت:دغدغهام حمایت از آثار هنری و همکاران تحصیل کرده است/ هیچ چیز سخت تر از خنداندن مخاطب نیستتهیه کننده نمایش «شیزوفرنی» گفت: دغدغهام حمایت از آثار هنری، همکاران تحصیل کرده و جوانان هنری است که اگر اعتماد از جانب کارگردانان و بزرگان عرصه هنر از این عزیزان تداوم داشته باشد، بدون شک شاهد نقش آفرینیهای موفق از جانب این دوستان خواهیم بود.
گروه تئاتر هنرآنلاین، مسعود والا، تهیه کننده نمایش «شیزوفرنی» در گفت وگو با خبرنگار گروه تئاتر هنرآنلاین با اشاره بر اجرای این نمایش گفت: از آنجایی که در حرفه هنری خود تمایل به نمایشهای کمدی فاخر و نمایش کلاسیک اجتماعی دارم؛ در اواخر اجرای نمایش بنگاه تئاترال به کارگردانی آقای هادی مرزبان از جانب دوست خوبم آقای حامد رحیمی نصر که همکاری موفقیت آمیزی در نمایش آلزایمر در کنار یکدیگر داشتیم، پیشنهاد همکاری مجدد شد و پس از بررسی و مطالعه نمایشنامه و پتانسیل بالای آن و همچنین با شناخت کافی از نوع نگاه ایشان، همکاری مجدد ما شکل گرفت.
او افزود: دغدغهام حمایت از آثار هنری، همکاران تحصیل کرده و جوانان هنری است که اگر اعتماد از جانب کارگردانان و بزرگان عرصه هنر از این عزیزان تداوم داشته باشد، بدون شک شاهد نقش آفرینیهای موفق از جانب این دوستان خواهیم بود که این اتفاق در نمایش شیزوفرنی رخ داده و توانایی این دوستان به وضوح به چشم میآید.
تهیه کننده نمایش «بنگاه تئاترال» بیان کرد: از آنجایی که هنر از بتن جامعه الگوپذیری می کند رسالت یک نمایش در سبک های متفاوت نشان دهنده فرهنگ و دغدغه های روز جامعه می باشد و شخصا علاقمند هستم در کنار این امر مهم لبخند بر لب مخاطبان فهیم تئاتر بنشانیم و با حال خوب سالن اجرا رو ترک کنند.
او ادامه داد: اگر مروری بر هفت اثری که اینجانب با همکاری کارگردانان عزیز روی صحنه بردهام داشته باشید، قطعا نوع نگاه من به مخاطب عیان است؛ همانا حال خوب و نشاندن لبخند بر صورت مخاطبان گرامی برایم همواره بسیار حائز اهمیت بوده و معتقدم در شرایط اجتماعی امروز هیچ چیز سخت تر از خنداندن مخاطب نیست.
تهیه کننده نمایش «آلزایمر» خاطرنشان کرد: چندین عامل در روی صحنه بردن یک نمایش تاثیرگذار است که بنده با توجه به تجربیاتی که در این دو سال اخیر کسب کردهام آشنایی کامل با شرایط و زمان اجرای نمایش با توجه به سبک نمایش را متوجه شدهام؛ البته شرایط اقتصادی و اجتماعی نیز تاثیر مستقیم در جذب مخاطب و موفقیت یک اثر دارد. متاسفانه تئاتر همانند تصویر امکان تبلیغات بصری در قاب تلویزیون و سطح شهر را ندارد و در حال حاضر تنها اعتماد مردم به گروه نمایشی و تبلیغات مجازی تنها مسیر اعلام حضور یک نمایش روی صحنه است.
او ادامه داد: اگر نمایشی حرفی برای گفتن داشته باشد مخاطب در هر شرایطی تماشاگر آن خواهند بود و البته آثار قبلی کارگردان و حتی شخص تهیه کننده تاثیر مهمی در انتخاب مخاطب خواهد داشت. در حال حاضر تمام تمرکز من بر اجرای موفق نمایش شیزوفرنی به کارگردانی جناب حامد رحیمی نصر است و البته در زمانهای آزاد نمایشنامهها و پیشنهادات همکاران را برای فعالیتهای آتی بررسی خواهم کرد تا اگر افتخار حضور در تئاتر را در سال آینده داشتم با توجه به اعتماد مخاطبین فهیم نسبت به آثاری که روی صحنه داشتهایم و همچنین با توجه به شناخت سلیقه مخاطبین نمایشنامه مناسبی را برای اجرا انتخاب نمایم.
مسعود والا در پایان با تاکید براینکه تمام فکر من خلق نمایشی است که از دل ویرانهای به نام تَن جان میگیرد؛ عنوان کرد: حال من با تئاتر و خانواده کوچک تئاتر خوب است؛ با حمایت دوستان تجربیات خوبی در این عرصه کسب کردهام و به فعالیت خود ادامه خواهم داد، بدون شک در سال جدید کیفیت بر کمیّت ارجعیت دارد.
نمایش «شیزوفرنی» به طراحی، نویسندگی و کارگردانی حامد رحیمی نصر و تهیه کنندگی مسعود والا؛ هرشب راس ساعت ۲۱:۱۵ در سالن شماره یک پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه خواهد رفت.
منبع: گروه تئاتر هنرآنلاین
همزمان با آغاز پیش فروش نمایش «چند دقیقه»، از پوستر این نمایش با طراحی علی هاشمی رونمایی شد.نمایش «چند دقیقه» به کارگردانی رامین صبوری و نویسندگی آروین مقدمی، از ۱۰ اسفند در خانه رویداد جریان روی صحنه میرود. در این اثر رامین صبوری، سحر طهرانی و علی هاشمی به ایفای نقش می پردازند.
آرش رضایی تهیه کننده، مهدی کیانی به عنوان مدیر رسانه، عسل داودی به عنوان دستیار کارگردان و منشی صحنه این اثر را همراهی میکنند. همچین شهاب شریفی به عنوان طراح صحنه، یکتا افشار نوازندگی اثر، فاطمه روحی طراحی گریم، و الهام علایی نقش طراحی لباس نمایش را بر عهده دارند.
در خلاصه داستان این چند دقیقه آماده است: «تا حالا توی چند دقیقه از زمان گیر افتادی؟»
نمایش «چند دقیقه» از ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۱۹:۳۰ در خانه رویداد جریان به روی صحنه میرود.
پیشفروش تخفیفدار بلیتهای نمایش «چند دقیقه» در سایت تیوال آغاز شده و مخاطبان میتوانند برای تهیه بلیت به این سایت مراجعه نمایند.
عطرِآدم در پردیس تئاتر شهرزادسرود-نمایشِ «عطرِآدم» به نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی «مهدی فرشیدی سپهر» از روز یکشنبه ۶ اسفند ماه ساعت ۱۸ در پردیس تئاتر شهرزاد سالن شماره دو به روی صحنه می رود.
بازیگران به ترتیب عمر: مهرک مهدی ۴ سال، ماهک مهدی ۸ سال، محمدسروش علیشاهی ۱۰ سال، نامی تابعیان ۱۰ سال، هوراد وجدان زاده ۱۵ سال، مبینا اکبری ۱۷سال، یاسمین کاظمی ۱۷سال، آریانا کیهانفر ۱۸ سال، هلیا هاشمی ۱۸ سال، سجاد حسینی ۱۹ سال، سبا همزه ۲۰ سال، ویانا قلی تبار ۲۱ سال، نفس صادقی ۲۱ سال، مهیار اسدی ۲۷ سال، عباس اکبری ۲۷ سال، پویا طهماسبی ۲۸ سال، فاطمه کریمی ۳۲ سال، فاطیما گلچین ۳۷ سال، زهرا کریمی ۳۹ سال، خالق استواری ۳۹ سال، مهدی فرشیدی سپهر ۴۱ سال، روشنک کریمی ۴۲ سال، مریم علوی ۴۲ سال، مریم میرطاهری ۴۲ سال، سایه چهرچلگانی ۴۲ سال، ملیحه اکبری ۴۲ سال، حمیدرضا ملاحسینی ۴۴ سال، لیلا حسینی ۴۵ سال، محسن صادقی ۵۲ سال، مریم منصوری ۵۴ سال
از دیگر عوامل سرود-نمایشِ «عطرِآدم» میتوان از: سایه چهرچِلگانی (دستیار و برنامه ریز)، عباس اکبری و روشنک کریمی (پشتیبانی)، مهیار اسدی و آرین صمدی (تنظیم قطعات)، معین قوی (پوستر و تیزر)، معین قوی (موشن گرافی)، آناهیتا طهماسبی و معین قوی (عکس)، هانا صراف (صفحه مجازی)، حامد جهانبخش (اصلاح کیفی موسیقی ها)، مسیحا ابوعلی (استودیو کار و ترانه سرای مهمان)، عباس اکبری (نویسنده آیتمِ رسمِ روستا) نام برد.
در خلاصه آمده است:
اقشار گوناگون مردم در کنار هم سرود میخوانند. بدون سفارش و اجبار، سرودهایی که تا به حال نشنیده ایم. سرود هایی راجع به شما میخوانند. و به حرفهای شما گوش میدهند.
سرود-نمایشِ عطرِآدم برای بزرگسالان و نوجوانان بالای سیزده سال مناسب می باشد.
مدت زمان اجرا یک ساعت و نیم است و هر روز به جز شنبه ها ساعت ۱۸ در پردیس تئاتر شهرزاد سالن شماره دو واقع در خیابان حافظ، خیابان نوفللوشاتو، بعد از سفارت ایتالیا، شماره ۷۶ - ۷۴ به روی صحنه می رود.
علاقمندان برای تهیه ی بلیت می توانند از طریق سایت تیوال اقدام کنند.
«نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» به تالار مولوی رسیدنمایش «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» به کارگردانی دلارام موسوی از ۱۱ اسفند در تالار مولوی روی صحنه میآید.نمایش «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» به نویسندگی دلارام موسوی و سروین کیانی با کارگردانی دلارام موسوی و تهیهکنندگی ژاله احمدی کبیر از 11 اسفندماه ساعت 20:30 در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه خواهد رفت.
سیما غلامی، محمدعلی براتی، فاطمه رادمرد، علی حدادی، فرزانه سیری، علیرضا ولی پور و محمد جهانشاهی بازیگران این اثر نمایشی هستند.
«نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» داستان زندگی دو خانواده است که در اثر جنگ جهانی دوم به هم گره میخورد.
دیگر عوامل این اثر نمایشی بهزودی معرفی خواهند شد.
علاقهمندان برای تهیه بلیت این نمایش هماکنون میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
پوستر نمایش «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» رونمایی شداز پوستر نمایش «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» به کارگردانی دلارام موسوی برای اجرا در تالار مولوی رونمایی شد.
نمایش «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» به نویسندگی دلارام موسوی و سروین کیانی با کارگردانی دلارام موسوی و تهیهکنندگی ژاله احمدی کبیر از ۱۱ اسفندماه ساعت ۲۰:۳۰ در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه خواهد رفت.
سیما غلامی، محمدعلی براتی، فاطمه رادمرد، علی حدادی، فرزانه سیری، علیرضا ولی پور و محمد جهانشاهی بازیگران این اثر نمایشی هستند.
«نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» داستان زندگی دو خانواده است که در اثر جنگ جهانی دوم به هم گره میخورد.
دستیار کارگردان: نرگس پروانیا، علی حسین پور، برنامه ریز: علیرضا شکوهی، منشی صحنه: بیتا آقامیرزایی، موسیقی: مرتضی صرافی، امیررضا گرانپایه راز، طراح نور: پدرام رضوانی، طراح صحنه: معراج ابطحی، مدیر صحنه: فرهاد برهانی، دستیار صحنه: فریماه خلیلی، محمدامین پورسواری، بنیامین حجتی، طراح لباس: سروین کیانی، گریم: مهلا رمضانپور، تدوین ویدیو: (ویدیوی اجرا) عرفان آدیگوزلی، مشاوررسانهای: علی کیهانی، طراح گرافیک: مهرداد رضائی، کارگردان تیزر: نرگس پروانیا، تدوین تیزر: صادق شاهسون، مانی قبولی گ خوشرو، عکاس: کیانوش سلطانی متین، یگانه گزیان، انیماتور: مانی قبولی خوشرو دیگر عوامل این نمایش هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت این نمایش هماکنون میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
شاعر شهر در سالن حافظاجرای نمایش «شاعر شهر» نوشته و کارگردانی نشاط میرمهدی در تالار حافظ به نیمهی راه رسید.نمایش «شاعر شهر» به نویسندگی و کارگردانی نشاط میرمهدی، تهیه کنندگی نورالدین حیدریماهر و با بازی حمیدرضا محمدی، امیرحسین طاهری، حامد مهدینژاد، ندا قهرمانپور، آتنا نیکنام، سورن بیات که از ۱۸ بهمن ماه اجراهای خود را آغاز کرده تا ۲۵ اسفند ساعت ۱۸:۱۵ به صحنه میرود.
گفتنی ست عوامل این نمایش عبارتند از:
امیرحسین دوانی (طراحی صحنه)، علی حافظ پور (طراحی فیلمبرداری و ویدئو مپینگ)، علی کوزهگر (طراح نور)، محمدصادق زرجویان (طراح گرافیک)، بهزاد بختیاری (طراح صدا)، سارا فروتنفر (طراح لباس)، نگار مقیمی (طراح اکسسوار)، علی مولوی (مپینگ)، علی گیتینورد، محمد عاشقی، صبا مقدمی، محمد صادق زرجویان (تیزر)، مهسا عظیمی (دستیار کارگردان و برنامه ریز)، فاطمه ولندیاری (منشی صحنه)، احسان صفرزاده، محمدرضا حاج نوروزی (مدیر صحنه)، امیر قالیچی (تبلیغات مجازی)، ساره سرلک (عکاس)، امیرحسین سیر (دستیار نور).
اجرای نمایشهای «زهر در شیر» و «یادگار خانه پدری»نمایشهای «زهر در شیر» و «یادگار خانه پدری» از نوشته های حسن دولت آبادی به کارگردانی مجید قربانی به روی صحنه می رود.این نمایش ها که در ادامه کارگاه های آموزشی بازیگری در آموزشگاه بازیگری هدف همچون سالهای گذشته به عنوان پروژه پایانی این کارگاه ها با تدریس مجید قربانی در سرای محله شهادت تولید شده است از تاریخ ۱۴ الی ۱۸ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۱۸ در شهر ری مجتمع ابوالفتوح رازی با همکاری انجمن نمایش و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ری اجرا خواهد شد.
گفتنی است مخاطبان این رویداد می توانند هر دو نمایش را هر شب در یک سانس مشاهده کنند.
بازیگران این نمایش ها:
(به ترتیب حروف الفبا) ساجده اکبری، پرنیا براتی، محمدحسین سلیمانی، بهار شکیبا مهر، الهام غلامی، محمدجواد گل محمد، نورا محمدی، کیان میرزایی، آیسا نجفی، شایلی نوری هستند.
عوامل در پشت صحنه یاریگر اجرا هستند:
مشاور کارگردان: حمید رضا صفار، دستیار کارگردان: شادی اصفهانی، طراح پوستر و بروشور: محمدرضا حزینی، طراح صحنه و لباس: مجید قربانی، شادی اصفهانی، موسیقی: حمید خلیل پور، نوازنده تنبک: شایلی نوری، عکاس و تیزر: سارا سپهوند، مدیر تولید: محمد خوشابی، طراح و اجرای گریم: مهنا قربانی، نور و صدا: محمد رضا باقری
همزمان با هفته پایانی نمایش «تخت و خنجر» از آلبوم تصاویر نمایش رونمایی شدنمایش «تخت و خنجر» به نویسندگی داوود فتحعلی بیگی و کارگردانی محمدعلی نجف پور از آلبوم تصاویر نمایش رونمایی کرد.
به گزارش مشاور رسانه نمایش «تخت و خنجر» به نویسندگی داوود فتحعلی بیگی و کارگردانی محمدعلی نجفپور بعد از بیست سال در تماشاخانه سنگلج ساعت ۱۹ به روی صحنه میرود از آلبوم تصاویر خود رونمایی کرد.
در خلاصه نمایش آمده است: «دو سیاه برای کسب روزی وارد شهری میشوند بی آنکه بدانند در شهر مراسم انتخاب حاکم برپاست»
فرشاد فرهادپور، رضا حسینی، عرفان موسوی، مهدی خدابخشی، کسری هدایت نیا، امید آزادخانی، سوگند صادقی، احمد احمدی، علی ایزدی، کوروش قدرتی، ناصر پارسا مهر، آرش سبحانی، حسام شیزری، ابوالفضل طباخی، احسان مرادی، بهداد قوی قلب، زهره شریفی، مهسا میدانکی، فاطمه مهدوی، آیدا زینالی،
آنیتا شریعتی، علیرضا ابراهیم خانی، عطیه فخارزاده بعنوان بازیگر، محمدعلی نجفپور را در این نمایش همراهی خواهند کرد.
از دیگر عوامل نمایش تخت و خنجر میتوان از: داوود فتحعلی بیگی (نویسنده)، محمدعلی نجف پور (تهیه کننده و کارگردان)، محمد سعیدی (مجری طرح و مدیرتولید)، آنیتا شریعتی (دستیار یک کارگردان)، عطیه فخارزاده (دستیار)، زهرا عادلخانی (طراح و مجری گریم)
فاطمه قدرتی، ریحانه عبدی (دستیاران گریم)، عفت علی پور (طراح و دوخت لباس)، امیرحسین سعیدی (طراح و مجری دکور)، محمد سعیدی (طراح نور)، زهره شریفی (طراح حرکت و فرم)، محمدامین ترابی (طراح پوستر)، علیرضا ابراهیم خانی (مدیر برنامه ریزی و هماهنگی)، امیرحسین سعیدی (مدیر صحنه)، مریم همتی، پویا اسماعیلی (دستیاران صحنه)، مهدی جلوداری، مجتبی ضابطی (ساخت تیزر)، پویا مختاری (ساخت ۳D)، محمدصالح علی پور (عکاس)، ناصر ارباب (مشاور امور رسانه)، امیررضا بنایی فر (مدیر فعالیت مجازی)، مهرشید حبیبی (مشاور تبلیغات)، امیرحسین نجات (شعر شروع اجرا)، صدرا قصاع (سرپرست گروه موسیقی)، صدرا قصاع، ایلیا خوانساری (آهنگسازان)، صدرا قصاع (کمانچه، سه تار)، ایلیا خوانساری (تمبک، کوزه)، محمد یعقوبی (سنتور، کمانچه)، غزاله تفنگدار (تار)، نیکو خلیفه (دف، دایره) نامبرد.
علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و تهیه و رزرو بلیت به سایت تیوال مراجعه نمایند.
گفتوگو با بابک پرهام، نویسنده «شکافتن کام ماهی»جای آثار رئالیستی با توجه به طبقه متوسط در ادبیات نمایشی ما خالی استبابک پرهام، نویسنده نمایشنامه «شکافتن کام ماهی» میگوید ادبیات نمایشی ما به نمایشهایی رئالیستی با توجه به طبقه متوسط جامعه کمتر پرداخته و این در حالی است که عمده مخاطبان تئاتر از طبقه متوسط هستند.
نگار امیری: بابک پرهام، نویسنده، منتقد و کارگردان تئاتر است که نمایشنامه «شکافتن کام ماهی» به قلم او با کارگردانی سمن قناد از ۱۸ بهمن در کارگاه نمایش تئاتر شهر روی صحنه است.
اجرای این نمایشنامه برای اولین بار، بهانهای شد تا با این نویسنده به گفتوگو بپردازیم.
درباره داستان نمایش «شکافتن کام ماهی» بگویید.
«شکافتن کام ماهی» داستان یک زندگی فروپاشیده است، زندگی که همه چیز در آن تبدیل شده است به آسیب مکرر به یکدیگر، زوجی که دیگر امکان گفتوگو با هم ندارند. آنها هر چه داشتهاند، تقسیم کردهاند و حالا فقط یک ویلا کوچک و یک باغچه برایشان مانده است و مرد تلاش دارد با چنگ انداختن به تنها باقیمانده مادی یک زندگی پاره پاره شده، آن زندگی را به طور ظاهری حفظ کند. سادهانگاری و نگاه ماتریالیستی به یک امر انسانی - احساسی باعث میشود که نه تنها آن امر اومانیستی بهبود پیدا نکند بلکه به مرگ هر دو بینجامد، گمان من بر این است جایی که روان انسان فدای امر ماتریالیستی شود، خود انسان به نابودی کشانده میشود.
ایدهای که باعث نگارش این نمایش شد، چه بود؟
ایده اصلی از زمانی شکل گرفت که توجه من معطوف به یک موضوع مهم شد، نه تنها زندگی مشترک بلکه تمام روابط بین فردی در یک جامعه نئولیبرالیستی فدای نگاه و جهانبینی حاکم بر آن جامعه میشود. انسانی که باید گفتوگو کند و عشق بورزد، فقط به خودش فکر میکند و هر آنچه از روابط بین فردی و پیرو آن رابطهاش با جامعه میخواهد، فدای منافع مادیاش میشود. احساس کردم که انسان جامعه نئولیبرالیستی در واقع مرده است، نمیتواند از ته دل شاد باشد، نمیتواند به آنچه دارد، راضی باشد و برای پیشرفت مادی زندگیاش، همان زندگی را تخریب میکند.
این نمایش به شدت در بخشهایی کاملا با جزییات پرداخته شده است؛ آیا ناشی از تجربه شخصی است یا بر اساس بررسی اجتماعی شکل گرفته است؟
تلاش کردم با نگاه روانشناختی و بررسی اجتماعی متن را بنویسم، امکان دارد در قسمتهایی تجربه زیسته من به عنوان نویسنده وارد متن شده باشد که البته ناگزیر است ولی با استفاده از مفاهیمی مانند اختگی و فقدان فالوس - از دیدگاه ژاک لاکان- و همچنین فقدان نام - از دیدگاه فروید- همان طور که گفتید به جزئیات پرداخته ام. تفنگ در این نمایش جایگاه مهم فالوسی دارد و هر زمان دست هر کدام از طرفین باشد او صاحب قدرت خواهد بود، یعنی با تصاحب ابژه فالوسی میتواند سوژهای جدید بازآفرینی کند، زمانی که مرد اخته شده که دچار عقده حقارت است، ابژه را در اختیار دارد به دلیل آنکه اسلحه از پیش خالی از گلوله شده باز هم فقدان فالوس دارد و نمیتواند سوژه را پیش ببرد ولی زن به دلیل درک سوژه میتواند رانه ژوییسانس مطلق یا مرگ را پیش ببرد.
جای خالی چه موضوعاتی در ادبیات نمایشی ما احساس میشود؟
گمان میکنم مهمترین موضوعی که در ادبیات نمایشی ما کمتر به آن پرداخته شده است، نمایشهایی رئالیستی با توجه به طبقه متوسط جامعه است، بیشتر اوقات با توجه به طبقه پایینتر از متوسط و سبک ناتورالیستی تلاش شده است تقابل فرد با جامعه به نمایش گذاشته شود و این در حالی است که عمده مخاطبان تئاتر از طبقه متوسط هستند؛ طبقه متوسط به عنوان طبقهای صاحب تفکر و دارای تحصیلات خود را تحقیر میکند و از نقشی که در جامعه به عهده دارد، ناراضی است و میخواهد بخش مهمتری از ثروت و قدرت جامعه را به دست بیاورد و این تراژیک است.
پرداختن به موضوعات خانوادگی_اجتماعی تا چه میزان میتواند با مخاطبان ارتباط برقرار کند؟
نمایشهایی از این دست نشان داده است که اگر اثری موفق باشد در ارائه تقابل فرد با جامعه و تقابل فرد با فرد در بستر یک خانواده طبقه متوسط از اقبال خوبی برخوردار خواهد بود. به هر حال این مسئله، موضوعی بسیار مهم است و آن اجرای شریف و صادقانه از یک موضوع خانوادگی است، در سینما هم فیلمهایی مانند «هامون»، «کنعان» و... از همین دست موفقیت را داشتهاند.
انتخاب نام نمایشنامه به چه دلیل بوده است؟
یک تجربه شخصی در نوجوانی از ماهیگیری داشتم و دیدن ماهی که قلاب من کامش را زخمی کرده بود، دگرگونم کرد. ماهیگیری که به کمک من آمده بود و با خشونت قلاب را از دهان ماهی خارج میکرد، گفت ماهی درد را در دهانش احساس نمیکند، مطالعهای درباره صحت این گفته ندارم، اما وقتی متن را نوشتم گمانم این بود که این زوج هم که متوجه میزان آسیبی که به یکدیگر میزنند، نیستند و تمام مدت فکر میکنند که طرف مقابل از این حجم بیتوجهی یا تحقیرهای آشکار و پنهان رنج نمیبرد، هر کدام مانند یک ماهیگیر قلاب به دهان دیگری انداخته است و میخواهد در ازای شکافتن کام دیگری، مسیری را که خودش در زندگی انتخاب کرده است، پیش ببرد.
آیا اجرا وفادار به متن است یا کارگردان تغییراتی در آن لحاظ کرده است؟
سمن قناد در طول تمرین طولانی، بیش از شش ماه تمرین، تغییراتی در متن ایجاد کرده است که بعضی از آنها با مشورت و هماهنگی با من بوده است و بعضی دیگر ایده کارگردانی یا از امور اجتنابناپذیر به حساب می آیند.
و شما فکر میکنید که تمام آنچه در متن بوده است به مخاطب منتقل شده است؟
مطمئناً این اتفاق نخواهد افتاد، به دلیل ریتم تند و ایجاد امر تماشایی در هر نمایشی، مقداری از دیالوگها توسط مخاطب شنیده نمیشود و برخی از جزئیات نادیده گرفته میشود ولی امیدوارم اصل آنچه دغدغه من بوده است منتقل شود، این را در بازخورد مخاطب خواهیم دید.
در متن نه نامی استفاده میشود و نه مکانی گفته میشود؛ این به دلیل فرار از ممیزی ها بوده یا دلیل دیگری داشته است؟
نه ارتباطی با ممیزی نداشت، هم به دلیل روانشناختی بود برای اینکه این دو نفر یکدیگر را به نام ننامند و در واقع به این ترتیب یکدیگر را نادیده بگیرند و هم مسئله جامعهنگرانه بود به دلیل آنکه هر جامعهای میتواند در این بحران قرار بگیرد و دلیلی برای اینکه محدود به یک جامعه با شهر خاص باشد، نبود.
نمایش «شکافتن کام ماهی» به نویسندگی بابک پرهام با کارگردانی سمن قناد از هجدهم بهمن تا چهارم اسفند ساعت ۱۹ در کارگاه نمایش تئاترشهر روی صحنه است.
منبع: ایران تئاتر
ایجاد پاراللهای حسی در فضای بین خیال و واقعیتسمن قناد کارگردان نمایش «شکافتن کام ماهی» درباره چرایی اجرای این نمایش گفت: در دورانی که روابط آدمها کاملاً بهم ریخته و دیگر کمتر با هم مکالمه و گفتگو و حتی دیدار میکنند و همین دیدارها هم مجازی شده است، مهمترین نکته روابط که شامل گوش کردن و پاسخ دادن است از بین رفته است. خیلی تلاش کردیم بزرگترین مشکلی که در روابط وجود دارد را نشان بدهیم.
نمایش «شکافتن کام ماهی» به نویسندگی بابک پرهام سومین تجربه کارگردانی سمن قناد، نمایشی رئالیستی است که روایتی از چالشهای یک زوج را بیان میکند که زندگی مشترکشان در حال فروپاشی است و تلاشی که میکنند تا از این بحران عبور کنند. «شکافتن کام ماهی» با بازی سمن قناد و حسین جاهد و تهیهکنندگی مجید قناد تا ۴ اسفند، هر شب ساعت ۱۹ در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه میرود. خبرنگار تئاتر صبا با سمن قناد درباره این نمایش گپ و گفتی داشته است که در ادامه میخوانید:
بعد از اجرای موفق «تملیخا» این دومین همکاری شما با بابک پرهام است، این تجربه چه تفاوتهایی با اجرای گذشته دارد؟
«تملیخا» نمایشی بود متکی بر بدن و فیزیکال اما این اثر متنی روان دارد و مهترین تفاوت آن رئالیستی بودن نمایشنامه «شکافتن کام ماهی» است. اتفاق خوب در «تملیخا» این بود که ایده اجرایی و متن در کنار هم قرار گرفتند و به قول تئاتریها کار درآمده بود. در «شکافتن کام ماهی» نیز ایده اجرایی کارگردانی با فضای متنی نویسنده هماهنگ بود. اینکه توانستم با نویسنده به یکسانی تفکر برسم، برای خود بنده موفقیت محسوب می شود، چرا که غیر از این امکان نداشت که این اثر نمایشی برای مخاطب جذاب باشد.
با توجه به اینکه حدود یک هفته از اجرا میگذرد، بازخورد تماشاگران به چه صورت بوده است؟
اکثر تماشاگران راضی بودند، اما به هر حال زمانی که یک اثر هنری اجرا میشود و خود را در معرض تماشاگر میگذارد نمیتوان انتظار داشت که رضایت همه تماشاگران را جلب کند. هرچند ما در تلاش هستیم که با ارتباط پویا بین گروه اجرایی و تماشاگران چه از طریق سایت تیوال و چه از طریق گفتگوی حضوری در پایان نمایش این ایرادها را دریافت کنیم و سعی خواهیم کرد در اجراهای بعدی آنها را رفع کنیم تا تعداد بیشتری از مخاطبان از ما راضی باشند. همچنین در تلاش هستیم تا با همکاری مجموعه تئاترشهر جلسه نقد و بررسی نمایش را برگزار کنیم تا با شنیدن نظرات تخصصی منتقدان، حتی در زمان اجرا کیفیت اثر را ارتقا دهیم، مطمئناَ برای هر صاحب اثری دریافت اشکالات و ایرادات و رفع آنها را در آثار بعدی بسیار حائز اهمیت و با ارزش است .
برای تولید این اثر چه مراحلی را طی کردهاید؟
معتقدم برای برای ساخت یک تئاتر استاندارد تمرین طولانی نیاز است، از همان ابتدا با نویسنده به این تفاهم رسیدیم که این نمایشنامه به تمرینات طولانی نیاز خواهد داشت. ما حدود هشت ماه تمرین مداوم داشتیم. در مورد ایده اجرایی با صحبتهایی که با آقای پرهام داشتیم، ایشان قسمتهایی از فیلمهای سینمایی معروف ایرانی را به نمایش اضافه کردند تا اینکه بتوانیم اتمسفر آن فیلمها را دوباره بر روی صحنه ایجاد کنیم و فضایی بین خیال و واقعیت توأمان داشته باشیم. هر هنرمندی از تکرار خودش فراری است و تمایل دارد با خلق موقعیتهای جدید موفقیتهای جدید به دست بیاورد بنابراین با توجه به اینکه من در جایگاه بازیگر دو سال با دو نقش متفاوت موفق به کسب جایزه حافظ و جایزه خانه تئاتر شده بودم خیلی برایم اهمیت داشت که تجربه جدیدی در بازیگری داشته باشم و این نقش با ایجاد پاراللهای حسی در فضای بین خیال و واقعیت و رفت و برگشتهای حسی بین دو بازیگر برایم چالشی جدید بود و تجربه چنین چالشهایی جذابیت بازیگری است به همین دلایل مخاطب، من را در نقش متفاوتی پذیرفت و همراه با من سمن قناد جدیدی روی صحنه تجربه کرد.در مرحله بعد برای رسیدن به آن ایده اجرایی طراحی صحنه مهم بود.من از طراح صحنه استفاده نکردم و با الهام از فیلم هامون، جهان صحنهای نمایش را بازسازی کردم و طراحی نور که فضای بین رویا - واقعیت و پاراللهای حسی را به جهان ساخته شده در روی صحنه پیوند میزد، این طراحی نور هوشمندانه و کارآمد توسط آقای رضا خضرایی انجام شد.
هدف و لزوم اجرای این اثر چه بوده است؟
در مشورت با بابک پرهام، نویسنده اثر متوجه شدم که از بین رفتن امکان گفتگو بین دو نفر به خصوص به بن بست رسیدن روابط زناشویی عاشقانه دغدغه ایشان است، از سویی من هم به این موضوعات در خانوادهها علاقهمند هستم، در واقع نویسنده با تکیه به نظریات روانشناسانه فروید و لکان نگارش این نمایشنامه را شروع کرده بودند. در دورانی که روابط آدمها کاملاً بهم ریخته و دیگر کمتر با هم مکالمه و گفتگو و حتی دیدار میکنند و همین دیدارها هم مجازی شده است، مهمترین نکته روابط که شامل گوش کردن و پاسخ دادن است از بین رفته است. خیلی تلاش کردیم بزرگترین مشکلی که در روابط وجود دارد را نشان بدهیم چون آدمها به جایی رسیدهاند که دیگر حرفهایشان را به هم نمیزنند یا در درون خودشان میریزند یا مکالمات را قطع میکنند و این عدم گفتگو و عدم شنیدن و دیدن همدیگر باعث میشود مرزی بین روابط شکل بگیرد که ما در اینجا سعی کردیم این مرز را در اثرمان نشان بدهیم و به صحنه بکشیم، مرز واقعیت و خیال! چرا که اگر آدمها بتوانند با هم گفتگو کنند و حرف هم را بشنوند و بفهمند میتوانند درصدد حل مشکلات باشند اما اگر این اتفاق نیفتد و این حرفها زده نشود، کم کم عقدهها شکل میگیرد و مثل خشم جمع شده ناگهان بیرون میریزد. اتفاقی که در نمایش ما وجود دارد که لحظاتی هر دو بازیگر دچار جنونهایی میشوند که از عدم شنیدن و توجه نشات گرفته است.
صحبت پایانی؟
ما برای تابستان مشغول تمرین پروژه دیگری هستیم که در آن کار آقای پرهام در جایگاه نویسندگی و من در جایگاه بازیگری حضور دارم و آقای امیر شفیعی کارگردان هستند و با خانم نکیسا عقبایی همبازی خواهم بود، این تجربه هم مطمئناً مثل تجربههای گذشته برای من متفاوت و پر از چالش خواهد بود که امیدوارم مورد رضایت مخاطبین قرار بگیرد.
منبع: صبا خبر
حامد رحیمی نصر در گفتوگو با صبا:عالم ذهن از تمام عوالم رئالتر است/ موضوعات روانشناختی برایم جذابتر هستندکارگردان نمایش «شیزوفرنی» گفت: نوع نگاه من در کلیت مبحث انسان بودن و چالش انسان بودن است و «شیزوفرنی» نیز ما به ازای همه چیزهایی است که داشتم، در واقع همه آنها تجمیع و تبدیل به المانهای مدون علمی شد که ۱۱ المانی که در بحث اسکیزوفرنی و شیزوفرنی WHO تعریف کرده است در آن دیده شده است.
حامد رحیمی نصر، کارگردان نمایش «شیزوفرنی» در گفتوگو با خبرنگار تئاترصبا با اشاره به دغدغههای خود مبنی بر روی صحنه بردن این اثر، ابراز داشت: همواره گفتهام اتفاقات و چیزهایی که برای دیگران دغدغه است شاید برای من جزو دغدغههای اصلیام نباشد؛ دغدغه اصلی من انسان بودن است و در این راستا همواره درگیریهای ذهنی منوط به اتفاقاتی خواهد شد که به جغرافیا بر نمیگردد و این ساختار از روز اولی که زیستن را با نوشتن آغاز کردم همراهم بوده است.
او ادامه داد: به همین علت مقولههایی همانند تنهایی انسان، بیماریهایی که انسان دچار میشود، اتفاقاتی که در دنیای امروزی فرامرزی و عالم گیر است و… برایم نسبت به بحثهای ایدئولوژیک و بحثهای فرهنگی ارجحیت دارد. برای مثال ممکن است برای بسیاری از افراد یک سری مباحث دغدغه باشد اما من آنهارا در یک ساختار اجتماعی میبینم که در پروسه مساحت ایران تعریف میشود. نوع نگاه من در کلیت مبحث انسان بودن و چالش انسان بودن است و شیزوفرنی نیز ما به ازای همه چیزهایی است که داشته ام، در واقع همه آنها تجمیع و مبتنی بر المانهای مدون علمی شد همان ۱۱ المانی که در بحث اسکیزوفرنی و شیزوفرنی WHO تعریف کرده است . به نوعی سعی شده تا داشتههای ذهنی خود را آنالیز کرده و در کنار آنها با استفاده از مقالههای مطالعه شده نمایش «شیزوفرنی» نگارش و ساخته شود.
کارگردان نمایش «آلزایمر» بیان کرد: جذابیتهای موضوعات روانشناختی برای من بسیار ارزشمندتر و دلنشینتر است، فکر میکنم هرجای دنیا که بودم ساختار قلمم همین نوع بوده و در همین حدی که هم اکنون کار میکنم، کار میکردم. موضوع متون من انسان گرایی و جامعه شناختی است، با یک نگاه فرامرزی که بسیاری از ما آن را درک خواهیم کرد.
او در پاسخ به این سوال که آیا نمایشهای خود را در لول جهانی میسازد؛ گفت: برای کار جهانی کردن باید لول جهانی داشته باشیم و حامد رحیمی نصر این لول را ندارد که بخواهد کار جهانی انجام دهد؛ این شعار بسیار شعار بزرگی است که فردی بگوید من برای جهانیان کار میکنم. این قبیل کارها برای مخاطب جهانی ساخته نشده است اما بدون شک نگاههای موجود در این متون نگاههای فاقد مرز است؛ این موضوع در نمایشهای پیشین من نیز همانند «بیگانه خوران»، «اوردوز»، «آلزایمر» و حتی نمایش بعدی که «VAR» است دیده میشود؛ به معنای سادهتر تمامی متونی نگارش شده بدون جغرافیا هستند.
این هنرمند سینما و تئاتر درپاسخ این سوال که آیا این آثار را سورئال میدانید؟ عنوان کرد: فکر میکنم دنیای امروز به واسطه ارتباطات معزلی دارد که موجب شده تا ما عینیتها و ذهنیتهایمان با یکدیگر ترکیب شده و این موضوع بسیار کار را سخت و پیچیده کرده است؛ به همین علت ما تا یک جایی میتوانیم رئال و سورئال را تفسیر کنیم و براین باورم که استفاده از واژه سورئال بسیار دم دستی است اما در ساختار دراماتیک مبحث گروتسک مطرح میشود که با وجود آن از بسیاری مباحث عبور کردهایم.
رحیمی نصر خاطرنشان کرد: من فکر میکنم «ایسمها» زمان بسیاری است که به اتمام رسیدهاند. اما ما رئالیسم و سورئالیسم را چه چیزی میدانیم و در واقع فاصله گذاری اشان چیست؟ به قول مولانا (در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا، زیرا برون از دیدهها منزلگهی بگزیدهام) این نگاه، نگاهی است که باید دید رئال چه خط کشی دارد که مبحث سورئال را بتوانیم برای آن ترسیم کنیم.
او با تاکید براینکه «شیزوفرنی» در فضای سورئال مطرح نمیشود؛ گفت: من به این شیوه اجرایی میگویم «حامدیسم»؛ نمایش «آلزایمر» از لحاظ فضا کاملا رئال بود چراکه ما به ازای زیستی آن در یک خانه بود، اما در آنجا هم نیز ورود به آینده داشتیم. در کل معتقدم عالم ذهن از تمام عوالمی که بررسی میکنیم رئالتر است، در واقع همان مبحث عینیت و ذهنیت مطرح میشود یا بهتر است بگوییم ذهنیتی که به عینیت رسیده است.
علاوه براین؛ به نمایش «شیزوفرنی» رئال نیز نمیتوان گفت، ما اگر بخواهیم ما به ازای رئال را تعریف کنیم به این نقطه خواهیم رسید که چه چیزی را میخواهیم لمس کنیم و از کجا میدانیم آن چیزی که میبینیم واقعی است یا نیست چرا که در دنیای رئال همه چیز باید حقیقت باشد و همه آنها ساختارهای خاص خودش را دارد. بنابراین میتوان به طور خلاصه گفت «شیزوفرنی» در یک فضای ذهنی که متعلق به نویسنده است وجود دارد.
او با اشاره به این موضوع که در تمام نمایشهای خود بازی میکنم اما این موضوع تعمدی نیست و تنها جایی که حس کنم نیاز است این کار را انجام میدهم؛ خاطرنشان کرد: من انسانی بودم که از کودکی با رویا بزرگ شدم و همواره تنها چیزی که باعث شده تا از تنهایی رنج نکشم این بوده که در عالم رویای خود سیر میکنم؛ این موضوع به اتفاقات مختلفی از کودکی تا به امروز بستگی دارد که نوع ژن، محل زیست، کتابهای مطالعه شده، رویابافیهای کودکانه و… در آن تاثیرگذار بوده است.
حامد رحیمی نصر در پایان تاکید کرد: «شیزوفرنی» یک اسم است که ما باید لاجرم بر یک ساختار نمایشنامه میگذاشتیم، هرآنگاهی که دست از رویابافی برداریم دیگر کاری نخواهیم داشت و اگر رویا نبافیم فرقی با یک سنگ نخواهیم داشت. برای مثال در مبحث فیوچر دیزاین (طراحی برای آینده) شاید کانسپتهایی که یک نفر در هفتاد سال پیش قائل میشده است را در یک انسان شیزوفرنی میدیدند به همین علت شیزوفرنی را یک اسم بدانید.
نمایش «شیزوفرنی» به طراحی و کارگردانی حامد رحیمی نصر و تهیهکنندگی مسعود والا هرشب راس ساعت ۲۱:۱۵ در سالن یک پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه میرود.
منبع: صبا خبر
برنامه اسفند ماه پردیس تئاتر شهرزاد اعلام شداسفند پر نمایش تئاتر شهرزاد، «شیزوفرنی» رکوردشکنی کردپردیس تئاتر شهرزاد و بوتیک تئاتر ایران به عنوان ۲ مجموعه به هم پیوسته نمایشی از هفته اول اسفندماه با اجراهایی متفاوت و خاص میزبان مخاطبان فهیم تئاتر خواهد بود و نمایشهایی در سالنهای ۱، ۲، ۳ و ۴ شهرزاد و یک اجرای محیطی در بوتیک تئاتر ایران بر روی صحنه می روند و ۷ نمایشنامه خوانی نیز خوانش میشود.
کارگردانهایی نظیر بهاره رهنما، حسین مسافر آستانه، مسعود تکاور، اشکان درویشی، مهدی رکنی، حامد رحیمی نصر، علیرضا اسحاقی، محمد صادق پیمان فر، امیرحسین بریمانی، مرتضی نوری، شکوفه چرخی، علیرضا اخوان، نمایشهایشان را دراین مجموعه فرهنگی به روی صحنه برده اند.
نمایش «شیزوفرنی» به کارگردانی حامد رحیمی نصر که در ۱۵ اجرا میزبان ۴۶۰۰ مخاطب بوده اسفند ماه نیز روی صحنه می ماند، «سَنتِز» به کارگردانی علیرضا اخوان، «دجال» به کارگردانی حسین فردوسی و «چای تلخ» به نویسندگی و کارگردانی مسعود تکاور، «ماجرای قتل شهردار تگزاس» به کارگردانی امیرحسین بریمانی عنوان برخی از نمایشهایی است که در ماه اسفند در پردیس شهرزاد روی صحنه خواهد رفت. «میدان یاقوت» به کارگردانی بهاره رهنما و «رستاخیز عشق» به کارگردانی حسین مسافر آستانه نیز تا اوایل اسفند ماه روی صحنه می روند.
به گزارش روابط عمومی پردیس تئاتر شهرزاد، نمایش «شیزوفرنی» به کارگردانی حامد رحیمی نصر که از اواخر بهمن ماه روی صحنه رفته است، رکورددار فروش فصل زمستان در پردیس تئاتر شهرزاد است و در اسفند ماه نیز در سالن شماره ۱ روی صحنه می رود.
این نمایش تا به امروز با اقبال عمومی مخاطبان مواجه شده است و تا کنون میزبان بیش از چهار هزار مخاطب بوده و به رقم فروشی نزدیک به نهصد میلیون تومان تنها در ۱۵ اجرا دست یافته است.
طبق برنامه ریزیهای انجام شده، «ماجرای قتل شهردار تگزاس» به کارگردانی امیر حسین بریمانی و تهیه کنندگی هادی حجازی فر که نمایش موفق شب شک را در تئاتر شهرزاد روی صحنه بردند، هرشب ساعت ۲۱:۳۰ در سالن شماره ۳ روی صحنه میرود. این نخستین تهیه کنندگی هادی حجازی فر در پردیس تئاتر شهرزاد است.
نمایش «سنتز» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا اخوان با بازی نادر فلاح و دو دخترش (یسنا و حسنا) قصه پدر و دختری است که در خانهای باهم زندگی میکنند و هیچ حرفی باهم نمیزنند، هیچ حرفی. این نمایش تا ۱۰ اسفندماه هرشب ساعت ۱۸:۱۵ روی صحنه خواهد رفت.
نمایش «اسکرینشات» به کارگردانی و تهیهکنندگی اشکان درویشی هم مجددا اسفندماه روی صحنه تئاتر شهرزاد میرود. این نمایش که در دور قبلی اجرا با استقبال تماشاگران مواجه شد، با حضور بازیگران جدید میزبان مخاطبان خواهد بود.
آخرین اجرای رپرتوآر جلال تهرانی با نمایش «نقره ای» به کارگردانی محمد صادق پیمان فرمایشنامه کوتاهی از تهرانی اســت، کــه آن را در ســال ۱۳۷۷ به نگارش درآورده اسـت و ســالها بعد بــه بخش آخر «بــه صدای زمین گــوش کـن» افــزوده شــد.
نمایش «چای تلخ» به نویسندگی و کارگردانی مسعود تکاور هر شب ساعت ۲۱:۱۵ در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه میرود که پیش از این در سینما و تلویزیون کارگردانی را تجربه است. این نمایش قصه قهوهخانه ای ست که روایت انسانهای قشر پایین جامعه است.
نمایش «عدالت + معصومیت» که در بوتیک تئاتر ایران و به صورت اجرای محیطی است اثر دیگری است که با طراحی و کارگردانی امیرمرتضی تشرفی روی صحنه می رود و داستان یک زایشگاه است که یکی از کسانی که متولد شده گم میشود و بقیه به دنبال پیدا کردن او هستند. این گروه تبریزی که پیش از این نیز نمایش "صالحان" را در تئاتر شهرزاد روی صحنه بردند در تجربه جدیدشان نمایشی محیطی را در طبقات مختلف بوتیک اجرا می کنند.
بوتیک تئاتر ایران طی همکاری با آموزشگاه پانیذ، میزبان رپرتوآر ۱۲۰ شب اجرای ۲۰ نمایش که ماحصل دوره های پایانی پانیذ است می شود. این رپرتوآر با استقبال مخاطبان مواجه شده است.
برنامههای نوروزی پردیس تئاتر شهرزاد در سال آینده به زودی اعلام خواهد شد.
در گفتوگو با مهر مطرح شد؛توفیق اجباری برای کارگردانی/ گناهمان این است که عاشق تئاتر هستیممحسن علیمحمدی بازیگر و کارگردان نمایش «رکوئیم برای یک راهبه» با اشاره به فضاسازی این اثر نمایشی که درباره قضاوت است درباره چالشهای کارگردانی در تئاتر گلایههایی را مطرح کرد.
محسن علیمحمدی کارگردان نمایش «رکوئیم برای یک راهبه» که در تماشاخانه اهورا روی صحنه است درباره این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: این نمایشنامه نوشته آلبر کامو و برگرفته از رمان ویلیام فاکنر است از این رو برای جستجو در فضا و سبک نوشتاری اثر میبایست آثار ویلیام فاکنر مورد بررسی قرار گیرد. فضای داستان معمایی و سبک نوشتاری از جریان سیال ذهن بهره می گیرد.
وی ادامه داد: شاید مخاطب امروزی بیش از هر چیز در این روزگار درگیر قضاوت و رنج است، در این اثر مخاطب همانند یک کارگاه کشف میکند و مانند یک قاضی در هر لحظه شخصیت ها را قضاوت میکند و گاهی ممکن است خود او با رنجی که شخصیت میکشد همذات پنداری کند. شاید این موضوع وجه اشتراک با مخاطب امروز ما باشد، مخاطبی که این روزها آنقدر درگیر است که شاید بیشتر به دنبال فرصتی باشد برای تسکین و التیام از رنجی که میکشد و ناخواسته جذب آثار کمدی و شادی آوری شود که دور از هر اندیشه ای است و تنها مسکنی برای التیام لحظه ای اوست. البته که آثار کمدی فاخر و اندیشمندانه زیادی وجود دارد که تامل برانگیز و فرهنگساز هستند.
علیمحمدی درباره چالش هایی که برای اجرای این متن داشته است، بیان کرد: عمیق ترین چالشی که بر سر راه کارگردان وجود دارد، تمام و کمال اجرا کردن متنی است که برای اجرا انتخاب می کند. جدا از آن می توان به بخش اقتصادی اشاره کرد چون بدون پشتوانه مالی که در تمام بخش ها اثر سوء خود را میگذارد، نمی توان اثری روی صحنه برد؛ از جمله هزینه های ابتدایی پیش تولید، دستمزد عوامل، مکان تمرین، هزینه های جاری تمرین ها، گرفتن سالن اجرا، تبلیغات و ...
این کارگردان افزود: از این چالشها که بگذریم، زمان و مکان اجرا و توانایی گروه برای گرفتن یک سالن استاندارد که علاوه بر بخش اقتصادی نیازمند روابطی نیز است، اهمیت دارد. در شرایط فعلی حداقل سرمایه برای بردن یک اثر روی صحنه ١۵٠ میلیون تومان است، البته اگر عوامل کار با شما همراه باشند و طلب دستمزد واقعیشان را نکنند یا به صورت افتخاری شما را همراهی کنند. حال با شرایط فعلی که بیشتر از مخاطبان خود همکاران تئاتری کار همدیگر را به صورت مهمان می بینند بردن یک اثر روی صحنه هیچ توجیه اقتصادی ندارد و تماما ضرر است. تنها گناه ما این است که عاشق کارمان هستیم و اگر اندوخته ای شخصی داریم در این راه استفاده می کنیم تا شاید بتوانیم اثری خلق کنیم.
علیمحمدی درباره انتخاب این نمایشنامه توضیح داد: دلیل انتخاب متن توفیق اجباری بود، کارگردانی این متن را انتخاب کرده بود و برای بازی در این اثر از من هم دعوت کرد، سه بار تاریخ اجرا تعیین کرد (آبان، آذر و دی) و در نهایت گفت که به دلیل هماهنگ نشدن سالن و مسایل مالی مطرح شده از سوی سالن ها کار را اجرا نمی برد، این شد که من و مجری طرح نمایش خانم سلیمی تصمیم گرفتیم برای ضایع نشدن حق بازیگران و از بین نرفتن زحماتمان از اول این کار را طراحی کنیم و نمایش را روی صحنه ببریم.
وی درباره وفادار بودن به متن آلبر کامو یادآور شد: تلاش کردیم هیچ دخل و تصرفی در متن ایجاد نشود اما در هر صورت این نمایش در بعضی موارد با اصلاحیه روبهرو شد و برای کم کردن زمان نمایش و قرار گرفتن در باکس اجرایی سالن ها نیز ناگزیر بخش هایی از آن را حذف کردیم.
علیمحمدی در پایان درباره همزمانی بازی و کارگردانی این اثر عنوان کرد: کارگردانی کردن و بازیگری همزمان روی صحنه، جزو عجیبترین تجربه هایی بود که داشتم. انگار ۲ روح در یک پیکر روی صحنه است و هر کدام کاری انجام می دهد. این کار تمرکز عجیبی می طلبد چون باید همچنان که شخصیت نمایش را عینیت می بخشید، حواستان به میزانسن ها، نحوه بیان بازیگران، احساسشان روی صحنه، رفت و آمد نور و موسیقی و تعویض صحنه، اتفاقات ناگزیری که روی صحنه می افتد، صداهای مزاحمی که ممکن است از بیرون سالن اجرا را تحت شعاع قرار دهد و خیلی موارد دیگر باشد. رسیدن به کیفیتی بالا در هر ۲ زمینه، نیازمند تلاش و تمرکز بسیار بالایی است.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: نانسی خدمتکار خانواده استیونز، فرزند شش ماهه آنها را به قتل رسانده است، رای دادگاه اعدام اعلام شده و تلاش های وکیل نانسی که عموی خانواده استیونز است، برای تبریه او ادامه دارد ...
سمیرا سلیمی، محسن علیمحمدی، باران ستوده، فرشاد کوکبیان، یحیی گلنسایی، مهدی فرتاش، آرمان کارخانه، پریچهر ریالی بازیگران این اثر نمایشی هستند که تا ۴ اسفند ساعت ۲۰:۴۵ در تماشاخانه اهورا روی صحنه میرود.
منبع: خبرگزاری مهر