تیوال میلاد فزونی | دیوار
S2 : 04:23:32
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام دوستان
من دو عدد بلیت نمایش مردی برای تمام فصول برای دوشنبه 24 آذر (ردیف 3 ، صندلی های 20 و 21)دارم که متاسفانه خودم نمی تونم برم. اگر کسی تمایل به خریدش داشت با این شماره تماس بگیره.
09194925180
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میلاد فزونی
درباره نمایش Haunted i
شادباش به سیاوش حیدری گرامی.همیشه پیروز و شاد باشی...
مرسی میلاد عزیز
تو هم همچنین رفیق :)
۲۴ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تبریک به سیاوش حیدری عزیز.به امید موفقیت های روز افزون...
manimoon این را خواند
سارا تهرانی، سیاوش حیدری، Ida kh، شایان، ذوق زده و صبا فرزانه این را دوست دارند
ممنون جناب فزونی عزیز
۱۸ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای چهارشنبه 30 بهمن ،2 تا بلیط شکلک دارم که متاسفانه نمیتونم برم.جایگاه B ردیف 2 صندلی های 13 و 14.اگه کسی خواست تماس بگیره.
09194925180
miladfozouni@gmail.com
parisa amiri این را خواند
محمد مهدی حیدری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب بالاخره موفق شدم شکلک و ببینم.واقعا عالی بود.نمی شه نقش نمایشنامه بسیار خوب نغمه ثمینی را در موفقیت شکلک فراموش کرد.کارگردانی و طراحی صحنه و لباس خیلی خوب بود.بازی امیر جعفری و پانته آ بهرام هم حرف نداشت.موسیقی هم خیلی خوب بود.اعضای گروه شکلک واقعا خسته نباشید.
چون عقربه های ساعتی خواب آلوده و فرتوت
دور از هم،پرت افتادیم
نه تو کوتاه آمدی
نه من یارای به تو رسیدن داشتم
زنگ زدیم
پیر شدیم
پوسیدیم
اما نرسیدیم به هم
چون عقربه هایی
خفته در پنج عصر...
احسنت بر میلاد عزیز
بسیار زیبا و ملموس بود
۰۲ بهمن ۱۳۹۲
من قلم شما رو به شدت می ستایم ...
۱۲ اسفند ۱۳۹۲
شما به شدت لطف دارید...
۱۲ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نزدیک کافه نادری که قدم می زنم
پدر زنده است
و مادر از دیدن عکس های کودکی ام
به وجد می آید
و تو می گویی : کافه را با تو دوست دارم
نزدیک کافه نادری که قدم می زنم
همه چیز خوب است
اما فروغی در گوشم می خواند :
«دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره...»
پس پدر می میرد
و مادر دیگر مرا به یاد نمی آورد
تو هم که نیستی این صندلی چرخ دار لعنتی را تکان بدهی...
عالی
نمی تونم حسمو از این شعر زیبا بیان کنم
مخصوصا سطر آخرش
۱۷ دی ۱۳۹۲
ممنون از ذوق سرشارت و این که وقت می گذاری و کارهای من و می خونی و سپاس به خاطر شعرهای نغز و زیبایی که انتخاب می کنی و به اشتراک می گذاری که این مبین ادراک عمیق تو از مقوله شعره.
۱۸ اسفند ۱۳۹۲
ممنونم میلاد عزیز . :)
۱۸ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خموده شده است پدر
اما همچنان
زیباست
اما همچنان
می خندد
خموده شده است پدر...
مثل چنارهای پهلوی سابق...
خموده شده است پدر...
زیبا بود سپاس
۱۵ دی ۱۳۹۲
عالی بود


خیلی حسش کردم

در آخرین جمله شکفت ...
۱۶ دی ۱۳۹۲
سپاس افشین عزیز...
۱۶ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پاییز یعنی تو
با چمدانی پر
می روی
و تنها بازمانده ات
کلید این خانه است...
بله درسته
..........
متشکرم از آقا میلاد
۱۴ دی ۱۳۹۲
ممنون از شما...
۱۴ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید