کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال افشین . د | دیوار
S3 : 21:33:41 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
عجب عادتی...

کنارت هم که هستم

باز به تو فکر میکنم

اینگونه است راز دو تا داشتنت....
زنده باد افشین عزیز
عالی
۱۸ اسفند ۱۳۹۴
بسیار عالی بود، لذت بردم
۱۹ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چه با سرعت باریک می شود
روی قاب عکسم
آفتاب عصر زمستان...
درود بر شاعر حرف های ناب
چه خالی ست جای شعرهای همیشه خواندنی ات افشین عزیز
۲۱ آذر ۱۳۹۴
زیبا.....زیبا....
۲۱ آذر ۱۳۹۴
عالی بود...
۲۳ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
گویی هنوز مشق هایم مانده
آه مادر
در این چهل و پنجمین پاییز
دستهایم را بگیر
و یکبار دیگر مرا
تا آن مدرسه ببر..
عالی مثل همیشه
۳۰ مهر ۱۳۹۴
ممنون از همگب
۰۲ آبان ۱۳۹۴
همگی
۰۲ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
از ابرهای صورتی
از فانتزی های مارکوپولویی
تا درگاه خودکشی
بر لبه چرب میانسالگی
خاموش
موهایم را شانه می زنم ...
عالی چون همیشه
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
بر لبه چرک میانسالی
خاموش
موهایم را شانه می زنم
--
خیلی عالی
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
ممنون فرشید جان،هدفم از کلمه چرب این بود که حس لیز بودن داشته باشه برای ایجاد تصویر سر خوردن در سرازیری....از فراز تپه میانسالی...
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
باغبان رفت
کودکی با دلسوزی، علف های هرز را
دوباره
در باغچه می کارد
صدای دوردست آمبولانس در خیابان
محو میشود...
درود بر شما وسروده های بی نظیرتان...
۰۲ شهریور ۱۳۹۴
اختیار دارید استاد
۰۴ شهریور ۱۳۹۴
خیلی خوب بود
۰۵ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
حساب های روز شمار
لیزینگ عمر
چه احمقانه شده این روزها
عاشقی ..
وخورشید عجب خفاشی را
آبستن است...
در خواب
عشق های این جهان را
به اتش کشیده اند
انگار باید
به بیداری
به خورشید
تا همیشه مشکوک ماند...


۰۳ تیر ۱۳۹۴
ممنون دوستان عزیزم..دوستتون دارم
۰۴ تیر ۱۳۹۴
بسیار زیباست...
۰۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
فرمان زار می زند
سیگارم زار می زند
دستهایم زار می زند
خاطراتم
خاطراتت
کودکیم
مادرم
پاهایم روی گاز
بوسه هایت
تن خیسم روی تشک
مشروب زیر تخت
رویایت
دیروزم
فردایم
انگشتم روی ماشه
زار می زند
زار می زند
زار می زند
پاهایم روی گور...
آه ! باز هم زار می زنند...
عالی...
۲۳ خرداد ۱۳۹۴
من خاکستر شدم
تو اما
تنها سیگاری را دیدی
که خاکستر شد...
ر.ی


۲۴ خرداد ۱۳۹۴
و تو حتی
نگاهم را نشناختی..
آن گاه که تا آسمان چکیدم، دود شدم...
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
--------( آزار خواه ) ---------

مادر نداشت

پسرکی که آرزویش بود

زنی هم به او بگوید

ذلیل مرده ...


-------پ .ن: از سری شعر های به گور بردنی...
چه حسرتی
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
از اون دست شعرها بود
که حال آدمو بد می کنه

آفرین
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

سرانجام بی حساب می شود

اندامم با طبیعت

جاده کنار گورستان ..
هایکو واره ای تلخ ولی دلنشین
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
سرانجام بی حساب می شود...
عالی
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
صبح بیکاری

تقلای مگس پشت پنجره

صدای تلخ دبستان ...........
واژه هایت اندیشه را به فکر وا می دارد افشین جان
۲۵ اسفند ۱۳۹۳
آقا فرزاد من شاگرد شما هستم
۲۶ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

چه زهد ناکامی !

برق نگاهت لو می دهد

راز پنهان لبانت را ...

من لالم در مقابل شعرت :)
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
زیبا بود
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
چـه زهد ناکامی . . .

عـــــــــالـی ست, عالی
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
من ، با نیمه خالی لیوان مستم

تو کنار تابلو های رز

جوشانده ات را بخور .
عالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
۱۰ اسفند ۱۳۹۳
...
۱۰ اسفند ۱۳۹۳
تابوهای رز...
زیباست...
۱۰ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

آه ! ! ! چرا تا کنون ندیده بودم ؟؟؟

زایمان نرم غروب تا تولد شب را

در اشراق پنجره ...

عالی
عالی
عالی
...
۰۵ اسفند ۱۳۹۳
در اشراق پنجره...

ترکیب زیبائیست افشین جان
۰۵ اسفند ۱۳۹۳
ممنونم مرجانه و فرزاد عزیز
۰۶ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

با نگاهم ابر ها را جر می دهم

باز همان ...

همان جهل چرک همیشگی

آه ، چقدر کالم

زیر این پوست چروک ..
سر نوشت درخت گردو،
ثمره ای نود ساله بود!
...
آه!
اسیر طوفان است
این گردوی کال
و
به خاک افتاده!
پیش از بالندگی
...
مرجانه
۰۴ اسفند ۱۳۹۳
عجب شعری ... تکمیل تر از حرف من ..
۰۵ اسفند ۱۳۹۳
شعر زیبای شما،سایقی بود برای نوشتن این چند سطر:-)

۰۵ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
از هفت ، سه لبخند مانده هنوز

زیر رنگین کمان پیر

قهوه ای ، خاکستری ، سیاه ..
بچه که بودم
دنیا منو له کرد،
تا حسابی خسته شدم،
بزرگ که شدم
تا زورم رسید دنیارو له کردم،
اونقدر که خسته شدم
اما فهمیدم دنیا جای آدمای خسته نیست...،
حالا نوبت دنیاست ،
مرا له کنید ....
افشین .د
امیدوارم همیشه با عزت و شاد باشید...
۲۷ دی ۱۳۹۳
...
اما فهمیدم دنیا جای آدمای خسته نیست...،
۲۸ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
من همان کودکی هستم
که مدرسه را می ترسید
و اکنون ترسهایم را در جیب پالتو
میان مشت هایم می فشارم
تا لبخندی مردانه را
همچون عروسکی 45 ساله
تحویل پیاده رو دهد....
بسیار زیباست..
۱۰ دی ۱۳۹۳
بی نظیره
عالی
ممنون از شما
:-)
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
فوق العاده...
۱۰ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به صورتکی نحیف میمانم،
که با تکیه بر چوب فرسوده خاطرات،
به شمارش موریانه هایی نشسته ام،
که ستون پایانم را میجوند ...
افشین.د ..
فوق العاده و دردناک...
۲۷ آذر ۱۳۹۳
تلخ ولی انصافا زیبا!
۲۷ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک روزه مرد،

گل وحشی چند روزه،

از هراس لشکر باغبانها...
با عبور ابر کوچک

خطوط کوه ها رویا می شوند

در غروب ...
ابر سایه انداخت بر کوه
انبوه تنهایی
باران شد و بارید
ن.ثانی
۱۵ آذر ۱۳۹۳
بغض
قطره قطره
جاری شد
سیلابی شد غربت
وجاریست
تنهایی

لیلا عبدی
۱۶ آذر ۱۳۹۳
ممنون از شعرهای زیباتون ..
۱۶ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید