تیوال پریسا مجد | دیوار
S2 : 06:09:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
برهم می‌زند
آرامش برگه‌های روی میز را
نسیم خرداد!



درهم می ریزد
هوای توفانی خرداد مرا
می ترواد از سبوی خاطراتم
می خرامد در سطور شعرم
در بالهای شکسته ام
در پرهای خونینم
در دستهای خالی ام

...
خرداد ... دیدن ادامه » در ما جاری ست
همواره...
مرجانه

۰۲ خرداد ۱۳۹۵
مثل همیشه زیبا بهارین عزیزم :))
ممنون از شما جناب سعادت :))
۲۲ خرداد ۱۳۹۵
سلام
خوب و زیبا
--
برهم می زند
دانه های دُرُشت عرق های ِ گرم تابستانیم
در زمهریر عاطفه ،
هنجارهای ِ خود پرستی ِ روزگار

سید 950417
۱۷ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.عکس.

می افتند
سیب هایی که روی لبانمان سرخ می شوند
همان طورکه دست هایمان
از شانه های یکدیگر.
دوباره
یک دروغ دسته جمعی دیگر!
از صبح تا حالا نمیدونم شاید بیش از پنجاه بار شعرتون رو خوندم

نمیدونم کجاش ، اما احساس میکنم یه مانعی وجود داره

چرا احساس میکنم از شما بر میومد که تکان دهنده تر بگید ؟ :)


چندین بار از صبح نظراتم رو دربارش نوشتمو در نهایت با خودم به جمع بندی نرسیدمو ... دیدن ادامه » پاک کردم
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
حس تنهایی عمیقی را در این شعر میشود احساس کرد تنهایی که با بی اعتمادی به آنچه این زمانه عشق مینامند وقتی خواندم بی اختیار دلم گرفت برای خودمان که شاید هرگز دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه نکنیم . دست مریزاد
۱۸ خرداد ۱۳۹۵
بسیار زیبا بهارین جان من. ممنون از بودن دوبارت :))

دقیقا من هم موقع سرودن همین حس رو داشتم. ممنونم تیلای عزیز :))
۲۲ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پنجره‌های بی‌پرده
روزهای روشن‌تر.
اسفند!
بسیار زیبا .
توصیف قشنگی ست .
۲۲ اسفند ۱۳۹۴
ساقیا سایه ی ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی

:*
۰۵ فروردین ۱۳۹۵
چقدر خوشحالم که برگشتی دوست بهاری من.
لطفا بیشتر باش :))
سال نوت مبارک :))
۰۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کدام فراموشی؟
من
هنوز هم پس از تو
رو به سایه ات نماز می خوانم!

18/اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوش به حال آدم‌های سیگاری.
من
پس از تو
هیچ ندارم برای آتش زدن!
آفرین. خواندنی بود.
۱۶ اسفند ۱۳۹۴
سپاس
۱۹ اسفند ۱۳۹۴
سپاس از شما آقای امجدی :))
۲۱ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اتفاقی سبز
در میان آشفتگی.
جوانه ای روی شاخه!
زیباست
۰۶ اسفند ۱۳۹۴
تصویر سازی عالی
ممنون از خلق تصویر
۲۴ اسفند ۱۳۹۴
سپاس از شما جناب معتمد عزیز :))
۲۶ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مثل پیچکی
به دور نبودنت.
ریشه ام در تو
ساقه ام
در باد!
عالی...
۲۹ بهمن ۱۳۹۴
سپاس گزارم دوستان :)
۳۰ بهمن ۱۳۹۴
خوب بود
۰۱ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درس های ناخوانده
به هم می ریزند
آرامش میز چوبی ام را!
:)
۰۹ دی ۱۳۹۴
عالی بود
تصویر کلافگی در درس خواندن را نشانم دادی
ممنون
۲۴ اسفند ۱۳۹۴
ممنون از شما جناب معتمد :))
۲۶ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی
که سرفه می کنی
گاهی
که دستت را توی موهایت می کنی
گاهی
که لیوانت را پر از آب می کنی
گاهی
که برگه های سر خورده از دستت را جمع می کنی
گاهی
که پشت میز می نشینی و فکر می کنی
گاهی
که نگاهم می کنی
گاهی
که نگاهم نمی کنی
می دانی
که ... دیدن ادامه » من
تمام گاه های تو را
شعر می کنم؟!

16/آذر
زیبا و لطیف .
شعری که جنس دارد .
۱۷ آذر ۱۳۹۴
ممنون از نگاهتون جناب جاهد :))
۱۷ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درخت
زیر برف
در سکوت
گوشه ی خیابان شلوغ!




اولین صبح برفی تهران توی اتوبوس :))

یه هایکوی دوست داشتنی ..

۱۷ آذر ۱۳۹۴
هزاران سپاس از شما جناب بامداد :))
۱۸ آذر ۱۳۹۴
عالی
۰۷ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اگر ما نشوم،تنهایم
تو اگر ما نشوی
خویشتنی!


قسمتی از قصیده ی آبی خاکستری سیاه/حمید مصدق
بزرگترین تراژدی تاریخ:
گیاه آپارتمانی
پشت شیشه ی باران خورده!


27آبان94
چه تصویر سازی بی نظیر و ساده ای
۰۱ آذر ۱۳۹۴
سپاس جناب ضیایی پور :)
۰۲ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...
سبزی چشم تو
دریای خیال
پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز
مزرع سبز تمنایم را
ای تو چشمانت سبز
در من این سبزی هذیان از توست
زندگی از تو و
مرگم از توست
سیل سیال نگاه سبزت
همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود
من به چشمان خیال انگیزت معتادم
و در این راه تباه
عاقبت هستی خود را دادم
...


قصیده ... دیدن ادامه » ی آبی خاکستری سیاه/حمید مصدق
آفتاب
سرک می کشد توی دفترم.
شعر می شود!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهانم
محدود شده است به یک میز
و یک گیاه آپارتمانی.
شعرهایم
دل خوش کنند به چه چیز
برای آمدن؟!
زیباست بانو...


۱۹ مهر ۱۳۹۴
سپاس رویای عزیز :))
۱۹ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درخت
دیگر برایم ریشه نیست
و چند شاخه ی عمود به آسمان.
درخت
رنگی از چشم های توست
که در جهانم
سبز شده است!
احسنت به شما بسیار خوب و قابل تامل بود براوو خانم شکوهی
۱۷ شهریور ۱۳۹۴
واقعا ممنون آقای رئیسی :))
۱۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ریشه دوانده ای در من.
هر روز
سبزتر می شوند
چشمانت!
پریسا باورت میشه دل‌تنگی من رو!
نمیدونی الان چقد خوشحالم وقتی دیدمت اینجا

***
۰۶ شهریور ۱۳۹۴
زیبا بود احسن کوتاهی دلنشین
۰۶ شهریور ۱۳۹۴
ممنون آقای رئیسی
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حتما پرنده ای بوده ام روزی
که این چنین
در باد بی اختیارم
در باران مست
زیر آفتاب آرام
و در بهت این هوای سربی غمگین
هم چنان دیوانه
پرنده ای بوده ام حتما!
آفرین!
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
پریسا بیا باش ..
۱۰ دی ۱۳۹۳
زیبا
۱۶ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در بهت تو
چون شکوفه ای در بهت باد
چون مهتابی در بهت آب
چون سیبی در بهت خویش
چون رویایی در بهت خواب
فرو می ریزم
من
هر روز
در بهت تو!
بسیار بسیار زیبا
۲۲ اسفند ۱۳۹۲
سلام بهارین جان.هوای متغیر منه دیگه.گاهی منزوی میشم اونم بی هیچ دلیلی!
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
سلام جان دل ، منزوی نشو ! با اینکه میدونم گه گاهی لازمه ولی نشو!

هستی همیشه تو یاد من ،اگه هم نباشی :*
۱۰ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من در روز سینما سلام به اجبار (!)به این فیلم سلام دادم و بعد از آن برای همیشه با سینما خداحافظی کردم!!!
تو اومدی :)
۲۵ بهمن ۱۳۹۲
پریسا بیا شنبه ساعت 4:30 یا 5 بیا کافه فرهنگسرای نیاوران . ما همگی با بچه های تیوال اونجایم :))
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
خیلی دوست دارم بیام اما متاسفانه نمیتونم!
آخی به خودم:(
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید