حضور،مبهم بود
شناخت عقیم...
بودگی،تاختن بود
غیاب،شناخت...
آنچه در سر می پرود،از میان کشش هایی گذر می کرد که قرارداد های میان کلمات را به چالش می کشید...
جمله ها تا حدی میانه رو هستند و کلمات آنان را شرحه شرحه می کنند.
از تمام زخم و حفره هایی که از کودکی در میان ذهن و جسم ما بر جا می ماند،این جملات و کلمه ها ما را به جایی میان اعماق سایه های درون کشیده و آنان را مورد قضاوت با قساوت هر چه تمام
... دیدن ادامه ››
قرار می دهند.
از تکرار این تاختن ها،سایه ها شادمان می شوند.
مخصوص ضربه های ناگهانی که چنان با شدت همراه است که همانند هوکی در صورت عمل می کند.
آنان تو را با خود در اعماق دریایی می برند که شنا بلدان نیز به سختی از درون آن می توانند خود را به سطح دریا و اکسیژن برسانند.
یا بالعکس چنان اکسیژن را در درونت غنی می سازند که تو خود را در معرض قتل و یا خودکشی قرار دهی.
بدون تمام این گناهان نیز زیستن دشوار خواهد بود.
یک نواختی نیز تو را در معرض طغیان قرار می دهد.
این تروما ها تو را متکبر ساخته است و خود را می ستاید!!
از همانجا که تکرار خودت و پدرت هستی می ترسی.
اما از ترس نترس و از آن انگیزه بگیر...!
در این مسیر بالا خواهی افتاد...
______________
امشب شاهد یکی از عجیب ترین و بهترین متن ها و اجراهایی بودم که تا کنون می توان به تماشای آن نشست.
اجرایی که در حدود ۱۰ دقیقه تا ۱۵ دقیقه ی ابتدایی کمی گنگ بودم تا بتوانم ابتدی این نخ را پیدا کنم.
اما رفته رفته و اندک اندک مسیر آشکار شد.
متنی که از آغاز با بسط و گسترشی شگفت انگیز آغاز شد و هر چه به پایان نزدیک شدیم،شاهد بسته تر شدن متن و فضا شد که بسیار بسیار شگفت انگیز در نوع خود بود.
بازی های پخته و به جا کاملا با متن همگون بودند و به هیچ عنوان دچار بیرون زدگی نشد.
بازی ها و فضا سازی به طور کامل حس ترس و اضطراب را به مخاطب انتقال داد و تا ثانیه ی آخر اگر نگوییم اغراق آمیز،کاملا پلک زدن را دشوار می کرد!
در بخش نور و ویدیو مپینگ نیز در نوع خود شاهد یکی از کم نظیر ترین آنان بودیم.(شکوه نمایش نور مهتاب و ماه به شدت جذاب بود)
و بخش موسیقی و صدا پردازی نیز امضای این شاهکار بود.
به معنای واقعی کلمه شاهد مهندسی پردازش صدا بودیم که بسیار فکر شده عمل کرد.
جناب محمودی دست مریزاد به شما و تک تک اعضای گروه نمایشتون که این شاهکار رو بر روی صحنه آوردید و یکی از زیبا ترین اجراهای سال را رقم زدید🙌💜🌷
«امشب به یقین رسیدم به راستی اگر تیغ سانسور و مجوزات و غیره نبود چه شاهکار هایی را بر روی صحنه های تئاتر و هنر ایران زمین شاهد می بودیم.»
به یقین به تماشای دوباره اثر شما خواهم آمد✌️
خسته نباشید جانانه به شما و تک تک عزیزانی که برای این نمایش زحمت کشیدند عرض میکنم
به امید دیدارتون✨🌷